مطبوعات، مردم و انتخابات ریاست جمهوری

                                                             مناظره ها

سید مسعود رضوی

     همزمان با اعلام اسامی نامزدهای ریاست جمهوری، از سوی شورای تبلیغاتی مربوطه اعلام شد که در این دوره از انتخابات مناظره های زندۀ تلویزیونی میان کاندیداهای ریاست جمهوری نخواهیم داشت و جلسات مناظره، پس از ضبط استودیویی روی آنتن خواهد رفت. در حقیقت، به بیانی کنایی به مردم گفته شد که شش نامزد دوازدهمین دورۀ انتخابات ریاست جمهوری که شورای نگهبان از میان هزار و چند صد نفر برگزیده و احراز صلاحیت شده اند، فاقد وجاهت کافی و اطمینان وافی برای حضور در یک برنامه مناظرۀ زنده و سراسری هستند؛ لذا گروهی باید کمّ و کیف سخن و نظرشان را ویرایش کند، مبادا مشکلی ایجاد شود!

     این مسئله چنان غیر منطقی و در قاموس انتخاباتی در این سطح نابرازنده است، که نگارنده اطمینان دارد رفع خواهد شد و پردازندگان این ایده، تجدید نظر خواهند کرد. اما تا این لحظه که این سطور نوشته شد، خبری از این تجدید نظر نیامد. وزیر کشور نیز در مصاحبه با رسانه ها، با تکیه بر سلامت انتخابات و اولویت های امنیتی، سخنانی قابل نقد در توجیه این مسئله بیان کرد که یکسره نقض غرض بود. عجیب تر آنکه برخی از جراید و رسانه ها این موضوع را به دولت و رئیس جمهور نسبت دادند. در حالی که همه می دانند که روحانی مخالف جدّی این قضیه است و هواداران او نیز این برنامه را افزون از همه به زیان او می دانند. بیش از این احتیاجی به نقد و ردّ این خبرگزاریها و نشریات و روزنامه ها نداریم، زیرا امروزه با گسترش آگاهی و ارتباطات مردمی و امکانات و منابع اطلاعات مستقل، وضع این اقلیت های رانت خوار و افزون طلب نزد افکار عمومی، کاملا آشکار و روشن شده است.

     اما مناظره ها لازم است بدون اِعمال نظر و با همان هنجار همیشگی، به مانند تمام کشورهای امن و پیشرفته صورت گیرد. امنیت و حفظ آن، بهانۀ خوبی نیست. این خود نشان ناامنی است که نامزدهای دومین مقام قدرتمند کشور با فیلتر یک گروه ممیز یا تصمیم گیران ثالث با هم سخن بگویند. این اصلا مناظره نیست؛ بلکه نمایش انتخاباتی دست چین شده و پاستوریزه ای است که شور و حرارت مردم را از بین می برد. رئیس جمهور کشوری مانند ایران که در دل بحران خیزترین منطقۀ جهان قرار دارد، هر لحظه باید بتواند تصمیم درست بگیرد و با مسائل غیر قابل پیش بینی روبرو شود. چگونه، فردی که نمی تواند در سخنانش امنیت و مصالح خود و کشور را رعایت کند و باید کنترل شود، شایستۀ این منزلت و مقام است؟!

     افزون بر این، مردم هم حقوقی دارند و می خواهند بی واسطه با سطح اقتدار، بیان و کیفیت رفتار و واکنش های رئیس جمهور منتخب آشنا شوند. این یک ادعا و خواست سیاسی نیست که برخی از تصمیم گیران در شورای تبلیغات، مخالفان و منتقدان را بدان متهم می کنند. بلکه یک حق طبیعی است. در زمانی که باید از تجرّی و بی پروایی و تندگویی شخصی ویژه خوار جلوگیری می شد و به مخالفان مظلومی نظیر مرحوم آیت الله هاشمی و حجت الاسلام ناطق نوری و دیگران اجازۀ مدافعه می دادند، چنین نشد و اینک که همه از آن روش و منش تبرّی می جویند و جمعی از پخته ترین رجال سیاسی گرد هم آمده اند، به کلی صورت مسئله پاک می شود! این تناقضی ناپسند است. البته ما همه تابع قانون هستیم ولی نباید حقوقی را که مردم و کاندیداها با زحمت و طی مسیری طولانی کسب کرده اند، به راحتی و در پی استدلال های پرسش برانگیز از دست بدهیم. اساسا نفس انتخابات چالش برانگیز است و اگر این استدلالها را بپذیریم باید اصل انتخابات و رأی گیری در سطح ملی را زیر پرسش ببریم یا به جای مشارکت همگانی، به یک شورای چند نفره بسپاریم تا مبادا مشکلی پدید آید.

     سخن آخر این که امیدواریم نامزدها خود پیشگام شوند و از این حق نگذرند تا ملت، شور انتخابات و گرمای مردم سالاری را همچنان حس کنند؛ هم در این دورۀ حسّاس و هم در ادوار بعد انتخابات باید نشان آزادی را بر جبین داشته باشد و تسلیم نگرش و نگرانیهای امنیتی نشد. این دغدغه ها همیشه هست و صلابت یک نظام سیاسی، درحفظ و ارتقای دستاوردها است، نه رفع و سلب آنها . معمولا محدودیت ها و سلب حقوق عمومی از سوی افرادی با نیّت خیر انجام می گیرد. اما وقتی به قاعده و سنّت بدل شد، چه تضمینی وجود دارد که در آینده اقلیتی با اتکای به همین قواعد، به مهندسی افکار و جرح و تعدیل سخن نامزدها نپردازند. آیا مکانیسمی برای تعدیل اندیشیده شده است؟ و آیا ناظری بر کار آنان وجود دارد؟