در قلمرو رسانه‌ها

     سيد ضياء طباطبائي با کمک مالی زرتشتیان یزد، روزنامه شرق را تأسیس کرد تا در خدمت ایران باشد. این نشریه توسط سيدضياء در مهرماه 1288 منتشر شد.
      سيد ضياء طباطبايي يزدي روزنامه «شرق» را ـ طبق نوشته خود او، با هدف خدمت به وطن و اصلاح اوضاع و ترقّي ايران، در اين روز در سال 1288 هجري خورشيدي در تهران منتشر ساخت. گوشه اي از هزينه اين روزنامه را زرتشتيان ـ عمدتا زرتشتيان يزد ـ كه در آرزوي پيشرفت ميهن بودند، و پس از دريافت اين تعهد از ناشر كه جز براي وطن قلم بكار نخواهد بُرد برعهده گرفته بودند.
    «شرق» سیدضیاء به دو زبان فارسي و فرانسه منتشر مي شد. در آن زمان، ناشران و اعضاي تحريريه نشريات ايران با اصول و قواعد ژورناليسم و گرامر و سبک نگارش آن آشنايي کامل نداشتند و بعضا تصور مي کردند که روزنامه ابزاري براي بد و بيراه گفتن و یا تبلیغ برای افراد معیّن و سیاست خاص است و چون «شرق» سيدضياء از اين راه برفت بيش از يك سال عمر نكرد. سيدضياء تقريبا بلافاصله پس از توقيف شدن «شرق»، روزنامه «برق» را به جاي آن و با همان روش منتشر ساخت.
    وي كه در فرانسه تحصيل كرده بود در سال 1299 در پي كودتاي قزاق ها به اشاره دولت لندن، نخست وزير شد. سيدضياء كه در سال 1300 از ايران تبعيد شده و در فلسطين زندگي مي كرد هفتم مهر 1322 به ايران بازگشت و از يزد نماينده مجلس شد و .... با رفتن سيدضياء از کشور، روزنامه او ـ رعد و درحقيقت جانشين سوم «شرق» هم با او رفت، زيرا که روزنامه هاي ايران «شرکت سهامي و حتي نسبي» نبوده اند که با رفتن ناشر باقي بمانند و بکار ادامه دهند.
    94 سال پس از انتشار «شرق»، از شهريور ماه 1382 روزنامه اي به نام «شرق» در تهران کار انتشار خود را آغاز کرد. در آن زمان رئيس شوراي سردبيري روزنامه «شرق» نوين مهندس محمد عطريانفر و سردبير اجرايي آن محمد قوچاني بود که به اظهار اصحاب نظر، در کار روزنامه نگاري و قلم نبوغ دارد.
    مهندس عطريانفر از فروردين 1372 تا تابستان 1382 سردبير کل روزنامه همشهري بود و پيشرفت اين روزنامه متعلق به شهرداری تهران نتيجه و نمونه تلاش و روش و ابتکار او بوده است و در سمت رياست شوراي سردبيري (سردبيري کل) شرق همان تجربه را با همان مهارت پياده کرد. بايد دانست که هنگام انتشار همشهري کسي باور نمي کرد که مردم، روزنامه متعلق به شهرداري را بخرند و بخوانند زيرا که کمتر ديده شده که مردم از شهرداري محل خود رضايت کامل داشته باشند تا از روزنامه اش استقبال کنند. بنابراين، رونق همشهري نوعي شق القمر بود مخصوصا که اين روزنامه در آغاز کار، از انتشار اخبار جنايي (تيراژ ساز) هم پيش از رسيدن به مرحله صدور حُکم اجتناب مي کرد زيرا تشريح و بازتاب ضعف هاي جامعه را (که در رويدادهاي جنايي نهفته است) رسالت يک روزنامه دولتي نمي دانست.
     يکي از کارهاي مشترک غلامحسين کرباسچي و مهندس عطريانفر در همشهري بکار گرفتن گروهي از روزنامه نگاران حرفه اي بود که پس از مصادره دو روزنامه قديمي کشور [اطلاعات و کيهان] کار خود را از دست داده بودند و در سالهاي 1371 و 1372 چنين عملي (بکارگرفتن روزنامه نگاران خانه نشين) در جوّي که وجود داشت کار آساني نبود. ولي کرباسچي و عطريانفر به اصالت عمل توجه داشتند تا به اتهامات اثبات نشده ـ سوء ظن و شايعات. امروز را نگاه مي کردند نه ديروز را. به عبارت ديگر به توان و کارايي فرد و اين که امروز چه محصولي به دست خواهد داد توجه داشتند، تا گذشته اش. جامعه روزنامه نگاري ايران «همشهري» را مديريت کارآمد کرباسچي و هنر و مهارت مهندس عطريانفر مي داند. بارها به این دو گفته شده بود که چرا براي روزنامه ديگران [شهرداري] اين همه تلاش مي کنند، بروند برای خودشان روزنامه بدهند و اين بود پاسخ آنان : ديگران کاشتند و ما خورديم و ما مي کاريم تا ديگران بخورند. هموطن هستيم، تکليف و وظيفه ما است.
    باري، روزنامه شرق به سردبيري کل عطريانفر هم ديري نپاييد و به سرنوشت شرق سيد ضياء دچار شد. اين روزنامه پس از مدتي به سردبيري فردي ديگر کار خودرا ازسر گرفت و دوباره به محاق توقيف افتاد و آخرين بار که توقيف شده بود هفته يکم مهرماه 1391 (سپتامبر 2012) بود.
                                                              برگرفته از روزنامک - انوشیروان کیهانی زاده