یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
زمزمه ای در اعماق

نجوا کرد: خدایا با من حرف بزن.
مرغ دریایی آواز خواند، او نشنید.
سپس فریاد زد: خدایا با من حرف بزن.
رعد در آسمان پیچید، اما او گوش نداد.
نگاهی به اطرافش انداخت و گفت: خدایا بگذار ببینمت.
ستاره ای درخشید ولی او توجهی نکرد.
باز فریاد زد: خدایا به من معجزه ای نشان بده.
و یک زندگی متولد شد، اما او نفهمید.
با ناامیدی گریست، خدایا با من در ارتباط باش، بگذار بدانم که اینجایی.
بنابراین خدا پائین آمد و او را لمس کرد.
ولی او پروانه را کنار زد و رفت.
نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 22:43 | لینک
|



پیوندهای روزانه
جستجو
رسانه های جهان







