تبليغاتX

وبلاگ «راستی نیوز» مجموعه ای از خبرهای درون جامعه مطبوعاتی - محمدرضا فرجاد بازکاوی نیمه پنهان مطبوعات روزنامه های هلند در یک نگاه توصیه های فیلسوف اجتماعی به روزنامه نگاران دسترسی به دوره کامل چهل روزنامه قدیمی غروب قدیمی ترین روزنامه جهان روزنامه نگار حرفه ای کیست؟ بیچاره خبرنگاران وبلاگ نویس روزنامه نگاران غیر امین را طرد کنید جزئیات پیش نویس آئین نامه کار حرفه ای روزنامه نگاری گاف های شتاب کار در روزنامه ها میرزای شیرازی و اولین جریده فارسی برگی از یک ماهنامه در ۵۵ سال پیش نشریه انجمن کلیمیان ایران در یک نگاه تعریف مطبوعات زرد از زبان سه کارشناس چهره های دیروز مطبوعات شهرستانها مجله آئینه هند در یک نگاه روزنامه های ۳۰۰ سال پیش را بخوانید مطبوعات از درون

نخستين روزنامه چاپی جهان

     هفته اول ژوئن سال 1605 نخستين روزنامه چاپي جهان كه داراي اخبار عمومي و متنوع بود در شهر استراسبورگ فرانسه (در آن زمان متعلق به آلمان) آغاز بكار كرد و نامش ارتباط (ريليشنRelation) بود.
     سالهاست كه ورلد اسوشييشن آو نيوزپيپرزWorld Association0f Newspapers (اختصارا «وانWAN») در هفته تولد «ريليشن» كنوانسيون خود را در شهر استراسبورگ تشكيل مي دهد. جهان در پايان سال ميلادي 2004 داراي شش هزار و 580 روزنامه يوميه با تيراژ كل 395 ميليون (تيراژ متوسط هر روزنامه 70 هزار نسخه فروش) بود.

منبع : www.iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 16:23 | لینک  | 

 كمبود جهاني سردبير، مسئله اي كه در كوتاه مدت راه حل ندارد

     سوم ماه مه 2007 اتحاديه جهاني ناشران مطبوعات به مناسبت «روز آزادي مطبوعات» اشاره كرده است كه جهان دچار كمبود سردبير ماهر و واجد شرايط شده است. اين كمبود تنها در روزنامه ها احساس نمي شود، بلكه در راديو تلويزيونها (كه در آنجا، سردبير مدير تهيه و توليد خبر، عنوان دارد) اين كمبود به چشم مي خورد. كمبود سردبير چيزي نيست كه بشود با پيشنهاد دستمزد بالا آن را جبران كرد. براي توليد يك سردبير اجرايي خوب به زمان و استعداد نياز است، از هر 21 دبير كه ده سال خبرنگاري و دست كم 6 سال دبيري كرده باشند يك نفرشان ممكن براي سردبيري آمادگي و شرايط لازم را داشته باشد، به علاوه به علت سختي كار سردبير، دبيران ماهر و واجد شرايط هم در اين برهه حاضر به قبول آن شغل نيستند زيرا كه امروزه براي مردم، زندگي راحت و بدون دغدغه مد نظر است. سردبير خوب فردي است كه زندگي مي كند تا «روزنامه نگار» باشد و چنين فردي در دنياي امروز كمياب است؛ زيرا تقريبا همه روزنامه نگاري كردن را براي زندگي كردن مي خواهند، نه زندگي كردن را براي روزنامه نگاري.
    اتحاديه ناشران مايل است كه هنگام بررسي جهت دادن جايزه «كانو»، سردبيران نيز منظور شوند. تاكنون اين جايزه به مقاله نگار و خبرنگار داده شده است. در چارچوب يونسكو، از سال 1997 جايزه اي براي مدافعان آزادي مطبوعات منظور گرديده كه تعيين برنده و يا برندگان آن به يك هيات حرفه اي 14 نفره واگذار شده است. اين جايزه مهم به نام گييرمو كانو عيسازا Guillermo Cano Isaza روزنامه نگار كلمبيايي اسمگذاري شده است و معروف به جايزه «كانو» است زيرا كه «كانو» كه يك گزارش تحقيقي (اينوستيگيتيو) و دنباله دار درباره كارتلهاي مواد مخدر مي نوشت در سال 1986 به دست عوامل آنها كشته شد.

منبع : www.iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 11:12 | لینک  | 

تكامل رسانه های «آن ـ لاين»؛ بزرگترين تحول تاريج روشنگری

     نيمه فوريه 1995 (26 بهمن 1374) مايكل كينگزليMichael Kingsley روزنامه نگار 57 ساله آمريكايي از شبكه سي ان ان، سردبيري يک مجله در شهر واشنگتن و نوشتن مقاله براي واشنگتن پست كناره گيري كرد و اعلام داشت كه مي خواهد به كار انتشار يك نشريه كامل (تمام عيار) در اينترنت بپردازد و مجله آن ـ لاين «سليتSlate» را در مايكرو سافت منتشر ساخت و به اين ترتيب سايبر ژورناليسمCyber journalism (روزنامه نگاري آن ـ لاين) پا به عرصه وجود گذارد كه تحول بسيار بزرگي در روزنامه نگاري بوده است.

[ ادامه مطلب ]

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 23:34 | لینک  | 

كدام روزنامه ها مستقل به حساب مي آيند؟

     13 ژانويه 1988 ديوان عالي آمريكا راي داد كه آن دسته از نشريات اين كشور كه از دولت كمك مالي دريافت مي دارند و يا اين كه از امكانات دولت از قبيل ساختمان و تجهيزات برخوردار هستند از شمول اصلاحيه يكم قانون اساسي آمريكا كه اشاره به روزنامه هاي مستقل و حرفه اي دارد خارجند و مي توان آنها را سانسور كرد. اين راي كه قاعدتا بايد به صورت رويه قضايي در آمده باشد در پي دادخواست نشريه انجمن دانشجويان يك دانشگاه به دادگاه كه مراحل قضايي خود را تا ديوان عالي طي كرده بود صادر شده است. مسئولان اين نشريه شكايت كرده بودند كه مقامات دانشگاه مانع انتشار پاره اي از مطالب مي شوند و عملا دست به سانسور مي زنند كه كاري خلاف قانون اساسي است كه استقلال كامل نشريات را تضمين كرده است. ديوان عالي آمريكا با اين راي خود اين دادخواست را رد كرد. قبلا نيز فروش نشرياتي كه باكمك دولت منتشر مي شوند ممنوع و تاكيد بر رايگان بودن آنها شده بود. در آمريكا تنها نشريات دانشگاهي و بولتن هاي موسسات دولتي و معدودي از مجلات تخصصي ( علمي ـ فرهنگي) از دولت كمك مالي دريافت مي دارند. كمك دولت به مجلات و نشريات تخصصي هم عمدتا به صورت پيش خريد شماري از نسخه هاي آنها براي توزيع در كتابخانه هاي عمومي و ارسال براي موسسات و افراد مربوط صورت مي گيرد.
     حكم ديوان عالي آمريكا اين سئوال را بارديگر به ميان آورده است كه آيا دولتها حق دارند كه روزنامه عمومي و جامع از آن خود داشته باشند، روزنامه نگار شوند و در قوه چهارم دمكراسي مداخله كنند؟!،
     در پي فروپاشي بلوك شرق و شوروي، اينك كشورهايي كه داراي روزنامه عمومي (جامع) دولتي هستند كمتر از تعداد انگشتان دست است و يكي از اين كشورها وطن ما ايران است كه از دهه 1370 هجري خورشيدي داراي مطبوعات دولتي شده است كه همانند روزنامه هاي ديگر منتشر مي شوند، آگهي تجاري مي گيرند و توزيع و بفروش مي رسند. كوچكترين زيان وجود روزنامه دولتي در يك كشور كه از زيان دهي باك ندارد جلوگيري از رقابت صحيح روزنامه ها با يكديگر است و در نتيجه روزنامه هاي حرفه اي به سود دهي لازم نمي رسند و نمي توانند كيفيت مطالب (متاع خود) را آن گونه كه انتظار است بالا ببرند و لاجرم محتواي روزنامه ها به دليل استفاده از اخبار و مطالب وارده رايگان و ارزان در يك چارچوب مشخص قرار مي گيرد كه مطابق خواست مخاطبان و اصول و تعاريف روزنامه نگاري نيست كه به تضعيف تمدن و فرهنگ، آموزش و معلومات عمومي منجر مي شود و يكي از علل گرايش به سمت رسانه هاي خارجي و وبلاگها هم همين است. بايد توجه داشت كه سرويسهاي خبر رساني (خبرگزاري ها) رسانه نيستند و در رديف رسانه عمومي طبقه بندي نمي شوند، آنها ابزار كمك به رسانه ها هستند همانند موزعان و اصحاب چاپخانه ها.

منبع : www.iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 17:25 | لینک  | 

     دانشگاه كلمبيا در نيويورك 25 سپتامبر 1912 به ضميمه دانشكده روزنامه نگاري خود دوره فوق ليسانس اين حرفه را داير كرد كه نخستين دوره فوق ليسانس روزنامه نگاري در جهان است. تا آن زمان، استادان مربوط و اصحاب نظر، ژورناليسم را يك رشته آكادميك مستقل نمي دانستند بلكه همانند پزشكي معتقد به تجربي بودن آن بودند و مي گفتند همان طور كه با رفتن به دانشگاه، يك فرد نمي تواند شاعر و نقاش شود، با شركت در كلاس روزنامه نگاري هم كسي روزنامه نگار نمي شود مگر استعداد، ذوق و معلومات اوليه را داشته باشد.
    
بنابراين با تاسيس دوره فوق ليسانس و دكتراي روزنامه نگاري موافق نبودند. جوزف پوليتزر ناشر چند روزنامه در نيويورك عقيده ديگري داشت. او كه روزنامه نگاري را حرفه اي بزرگ، شريف و روشنگر و مدافع مردم و وطن تعريف كرده است خواسته بود كه اين رشته، فوق ليسانس و دكترا هم بدهد. با همين فكر، وي در 1902 مبلغي از پول خود را به دانشگاه كلمبيا داد تا چنين دوره هايي داير كند كه دانشگاه پول او را رد كرد. پوليتزر كه چنين ديد در وصيتنامه اش دو ميليون دلار به اين دانشگاه اختصاص داد و بقيه اش را به دادن جوائز روزنامه نگاري و ادبي. دانشگاه كلمبيا پس از فوت پوليتزر راهي نداشت جز قبول پول و داير كردن دوره هاي مورد نظر پوليتزر و گرنه دولت پول را برداشت مي كرد و به اين ترتيب دوره فوق ليسانس روزنامه نگاري از 25 سپتامبر 1912 در كلمبيا داير شد.

منبع : www.iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 1:59 | لینک  | 

     21 سپتامبر سال 1784 روزنامه يوميه "پنسيلونياپاكت" با اين شعار كه "دانستن قدرت است Knowledge is power" انتشار خود را آغاز كرد. اين روزنامه به دليل گرفتن آگهي و تاسيس يك سازمان آگهي ها موفق تر از ساير روزنامه هاي يوميه قرون 17 و 18 آمريكا بوده است. اين نخستين سازمان آگهي ها بود كه در جوار يك نشريه و به ضميمه آن تاسيس مي شد كه بعدا به صورت الگو درآمد

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 23:8 | لینک  | 

     « ارنستو تئودورو مونه تو Ernesto Teodoro Moneta» روزنامه نگار ميهن دوست ايتاليايي 20 سپتامبر1833 به دنيا آمد و 85 سال عمر كرد. او که يکي از چند روزنامه نگار بزرگ اروپا در قرن 19 بشمار مي رود در 15 سالگي به ناسيوناليست هاي ايتاليا پيوست و با نظاميان اشغالگر اتريشي به جنگ پرداخت و سه نظامي دشمن را کشت. از 1848 تا 1866 از جمله مبارزان خط اول تامين وحدت ايتاليا بود و در کنار گاريبالدي جنگيد . چون پاپها را از عوامل از هم پاشيدگي ايتاليا در طول 14 قرن پيش از آن مي دانست ، با روحانيون کاتوليک ميانه خوبي نداشت و خواهان دين بدون روحانيون درگير درسياست بود. او در اين دوره ملقب به " بزرگترين کارشناس تهييج مردم " شده بود.
     مونه تو " روزنامه نگاري را حرفه مادام العمر خود انتخاب کرده بود و پس از سالها خبرنگاري ، 29 سال سردبير روزنامه Il Secolo بود که در سال 1866 تاسيس شده بود. او در عين حال که يک ملي گراي ثابت قدم بود ، در مقالاتش برادري جهاني ،حذف جنگ و لغو محدوديت هاي مسافرت و اقامت در کشورهاي ديگر را تشويق و براي تحقق اين اصول مبارزه مي کرد.
    او در مصاحبه اي گفته بود که تنها داراي دوعشق و اشتياق است : روزنامه نگاري و عظمت ايتاليا.
     " مونه تو " در کتاب درسي مقدمات روزنامه نگاري نوشته است : ژورناليسم هر انگيزه اي را تامين مي کند و براي عاشقان اين حرفه " ايده آل " است . روزنامه نگار از تلاش باز نمي ايستد ، بنابراين هميشه درگير است و گذشت زمان را حس نمي کند . روزنامه نگار واقعي " خواهان سعادت و نشاط " مردم و به دور از هر گونه آزمندي و تنگ نظري است.
    در اين کتاب ، «مونه تو» شرايط روزنامه نگار شدن را از اين قرار نوشته است:
    شجاعت ، استقلال ، بي طرفي ، مدافع حق و حقيقت بودن ، داشتن نيروي خلاقيت و اراده اي خلل ناپذير ، بنيه قوي ، هوش سرشار ، خستگي ناپذير بودن و روزنامه را بر هر چيز حتي فرزند ترجيح دادن.
    باز کردن يک " صفحه در باره تندرستي" در ايل سوکولو و انتشار مطلب در باره مزاياي پياده روي ، کيفيت غذا و ... ابتکار مونه تا در حرفه روزنامه نگاري است.
    وي کتاب ديگري تحت " قدرت قلم " تاليف کرده است که در ترجمه انگليسي عنوانش را " پاور پرس " قرار داده اند که عمدتا سياسي است تا روزنامه نگاري. کتاب معروف ديگر او " چه زيباست در کنار گاريبالدي بودن" که زمينه ميهن دوستانه دارد و حماسه مانند است.
    مهمترين و مفصلترين اثر او کتاب چهار جلدي " جنگها ، شورش ها و صلح و سازشها در قرن 19 " است که از سال 1903 تا 1910 آن را نوشت. " مونه تا " در کنار روزنامه نگاري و تاليف ، به تدريس روزنامه نگاري در دانشگاه نيز اشتغال داشت و سران دولت ايتاليا که احترام خاص نسبت به او داشتند در موارد متعدد نظر مشورتي او را جويا مي شدند. مونه تا بابت تدريس و مشورت مزد دريافت نمي کرد و آن را تکليف ملي هر شهروند مي دانست.
    در زمان سردبيري او، ايل سوکولو موثق ترين و نافذ ترين روزنامه اروپا بود.
    وي كه برنده جايزه نوبل سال 1907 شده بود چند سال آخر عمر به سبب ابتلا به گلاکوما نابينا بود ، ولي تا آخرين روز عمر مقالاتش را ديكته مي كرد و انتشار مي يافت. « مونه تو » پس از باز نشسته شدن از سردبيري ايل سوکولو به انتشار مجله "بين الملل" که متعلق به خود ش بود پرداخت که دفتر آن را در خانه اش داير کرده بود. اين روزنامه نگار دهم فوريه سال 1918 فوت شد.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 22:59 | لینک  | 

اشاره اي به اهميت يک روزنامه

     پانزدهم سپتامبر 1982 شركت رسانه اي «گانت» نخستين شماره روزنامه تازه خود «يو. اس. ا ـ تودي» را منتشر كرد كه اينك پرفروشترين (نه، مهمترين) روزنامه سراسري آمريكاست. اين روزنامه با توجه به روانشناسي مخاطبات معاصر، خلاصه نويسي را پيشه خود ساخته است و بانگارش خاص و عكسهاي متعدد منتشر مي شود.
     شركت گانت كه در سال 1906 توسط «فرانك گانتFrank Gannett» تاسيس شده است در سال 2003 در ايالات متحده داراي 99 روزنامه و مجله، 22 فرستنده تلويزيوني و دهها راديو و يك خبرگزاري بود. اين شركت در دهه 1950 كه موسس آن درگذشت 22 روزنامه، چهار راديو و سه تلويزيون داشت. گانت كه يك جمهوريخواه بود فعاليت مطبوعاتي خود را از نيويورك آغاز كرده بود. وي گفته بود كه اگر رئيس جمهوري باشد يك وزارت خانه صلح هم داير مي كند.
     بايد دانست كه اهميت روزنامه به تيراژ آن نيست، به كيفيت مطالب و تجربه، شهرت، دانش و مقبوليت اجتماعي نويسندگانش است و اين كه چه كساني آن را مي خوانند. عوام الناس روزنامه را مي خرند ولي جز يكي دو مورد، بقيه مطالبش را نمي خوانند كه نقض غرض تلقي شده است. هر جامعه ملي، صرف نظر از ميزان جمعيت، توسط چند هزار نفر اداره مي شود و اهميت يك روزنامه به اين است كه تا چند درصد اين چند هزار نفر (از دو تا شش هزار نفر) را جذب و به خواندن مطالبش معتاد و نيازمند مي كند. اين گروه نشريه اي را مي خوانند كه از آن با زباني ساده كه وقت گير نباشد، هر روز اطلاعات و معلومات تازه به دست آورند.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 23:53 | لینک  | 

نشریه دولتی یعنی سانسور

     در ژوئيه سال 1972 در سوئد، جمعي از فرضيه پردازان و علاقه مندان به حقوق بشر از جمله دمكراسي گردهم آمده بودند تا بحث همه جانبه (يونيورسال) خود را درباره ابزارهاي دفاع از حقوق انسان و نيز راههاي بسط دمكراسي به ويژه بهترين راه براي گزينش و انتخاب مديران بهتر و سياست و قانون سازان براي جوامع را دنبال كنند. يكي از موضوعات اين نشست، رسانه هاي همگاني به عنوان مهمترين ابزار تامين و محافظت از حقوق انسان و حكومت مطلوب (و در حد كمال) بود. در اين بحث ها، «سانسور مطبوعات به عنوان عملي غير دمكراتيك و خلاف انتظار انسان» تلقي و اعلام شد ـ سانسور داخلي (خودسانسوري)، سانسور دولتي و سانسور اصحاب منافع (مثلا آگهي دهندگان و متنفذّان).
     در اين زمينه، شركت كنندگان در نشست به اين نتيجه رسيده بودند كه مطبوعات حرفه اي بايد از هر سه نوع سانسور مصون باشند، و تصريح كرده بودند كه نمي توان به جرات اين اصل را شامل نشريات دولتي و حزبي كرد زيرا كه نشريات دولتي در حقيقت بولتن ناشر و مبلّغ فعاليت هاي دولت و موسسات مربوط و هموار كننده زمينه براي اجراي برنامه ها و سياست هاي دولتي هستند و نشريات احزاب مدافع نظريه، رسالت و سياست خاص آنها. اين نشست، در عين حال نگراني خود را از خريد رسانه ها دركشورهاي صنعتي (به ويژه ايالات متحده) توسط كمپاني هاي غير حرفه اي ابراز داشت و آماري از فروش شبكه هاي تلويزيوني به چنين كمپاني هايي منتشر ساخت. نشست سوئد، تلويزيون و سينما را دو رسانه نافذ در افكار عوام الناس و رسانه هاي چاپي (روزنامه، مجله و كتاب) را نافذ در اذهان طبقه تحصيلكرده و روشنفكر اعلام كرده و از داستان نگاران به نام افرادي كه بيش از هر عامل ديگر مي توانند با هنر و استعداد خاص خود روي مغز عوام و خواص تاثير بگذارند ياد كرده بود و كاريكاتوريست ها و سازندگان فيلمهاي مستند و فتو ژورناليست ها را پس از آنان. در آن زمان هنوز پيدايش اينترنت و وبلاگ كه بعدا تحولي شگرف در انتقال اطلاعات و افكار به وجود آورده اند خبري نبود.
    يك سخنگوي نشست بعدا درباره رسانه هاي دولتي چنين گفته بود:
     دولت و هر سازمان عمومي رسانه داير مي كند كه براي كارها و برنامه هاي خود تبليغ كند، هرچند كه اين برنامه ها عام المنفعه باشند و لذا مايل نيست كه مطلبي را كه خلاف نظر و سياستش باشد، بدون توضيح و دستكاري منتشر كند و همچنين نمي خواهد که مبلّغ مخالفان و منتقدان برنامه، سياست و نظر خود باشد. بنابراين، در اين رسانه ها نوعي سانسور دائمي وجود دارد و به قول برخي از منتقدان، نشريه دولتي يعني سانسور. از آنجا كه رسانه دولتي در رديف رسانه هاي حرفه اي قرار نمي گيرد و مخاطبان بالغ و رشد يافته، اين واقعيت را مي دانند و به آن توجه دارند؛ «نشست» تصميم گرفت كه فعلا وارد اين مقوله پيچيده (سانسور و مسئله رسانه هاي دولتي) نشود و در هر حال، نشريات سازمانهاي دولتي را نمي توان وارد صفوف نشريات حرفه اي كرد، و در يك دمكراسي، تاكيد بر اين است كه مردم بايد تعريف نشريه حرفه اي را بدانند و نشريات را از هم تشخيص بدهند و با چشم باز، نشريه مورد نظر را براي خواندن انتخاب كنند. نشريات دولتي همانند بولتن رسمي مي توانند منبع خبر مطبوعات حرفه اي (با ذكر ماخذ و رفع مسئوليت از خود) قرار گيرند.
     وي افزوده بود: مخاطبان مي دانند كه راديو تلويزيون در بيشتر كشورها، يك سازمان دولتي است و انتظار زيادي از آن ندارند ولي در مورد نشريات، برخي از دولتها (كشورهاي سوسياليست آن زمان) وارد كار روزنامه عمومي دادن (مشابه مطبوعات حرفه اي) شده اند كه بهتر است از اين كار دست بكشند. در هر شرايط، اصحاب فرضيه هاي دمكراسي، نشريات دولتي را يك بولتن رسمي و يا كمي مفصلتر از يك بولتن مي پندارند.

منبع : www.iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 22:0 | لینک  | 

در قلمرو رسانه‌های جهان

     "پانچ Punch" نخستين مجله طنز جهان 17 ژوئيه سال 1841 اولين شماره خود را منتشر كرد كه الگوي نشريات طنز بعد از خود قرار گرفته است. طنز نويسي در كشورهايي كه آزادي مطبوعات و بيان تضمين نشده است، هنوز رونق دارد كه اين قبيل نويسندگان در قالب شوخي، اشاره، كنايه و استعاره، مشكلات و انتقاد از مقامات را بيان مي دارند، ولي در كشورهايي كه آزادي بيان تامين است طنز نويسي به صورت فكاهی و براي سرگرمي و خنده و شاد شدن درآمده است، ولي طنز تصويري (كاريكاتور) در همه جا به صورت سابق رواج دارد و عمدتا سياسي است.

منبع : www.iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 23:12 | لینک  | 

۲۰۰ سال روزنامه تایمز در اینترنت

      روزنامه انگلیسی تایمز (The Times)، نشریه‌ای با نام و آوازه‌ی بین‌المللی، اخیراً کل آرشیو دیجیتالی خود را در اینترنت قرار داده است. کاربران اینترنت اینک می‌توانند روایت نویسندگان تایمز از رویدادهای دو قرن گذشته را به طور مجانی در آرشیو اینترنتی این روزنامه مرور کنند. تنها شرط، ثبت‌نام رایگان در جمع استفاده‌کنندگان و خوانندگان تایمز است. استفاده‌ی بی‌هزینه‌ از این آرشیو ظاهراً تا مدتی ادامه خواهد یافت، اما بعدتر رجوع به آن از حالت رایگان خارج خواهد شد.
     قرار است ظرف ماه‌های آینده، آرشیو سایر نشریاتی نیز که در مؤسسه‌ی تایمز منتشر می‌شوند، به اینترنت وارد شود. هفته‌نامه‌ی «ساندی تایمز» که کم‌کم به ۵۰ سالگی نزدیک می‌شود، از جمله‌ی این نشریات است.
     خود آرشیو فعلی روزنامه‌ی تایمز در اینترنت نیز تنها ۲۰۰ سال، یعنی فاصله‌ی زمانی میان ۱۷۸۵ تا ۱۹۸۵ را در برمی‌گیرد. تکمیل این آرشیو تا سال‌های اخیر نیز بخش دیگری از برنامه‌های آتی مؤسسه‌ی تایمز است.
     کار دیجیتالی‌کردن آرشیو ۲۰۰ ساله‌ی تایمز در سال ۲۰۰۳ به پایان رسید. بخش‌ عمده‌ی مقالات و گزارش‌های این دو قرن با فناوری OPical Charecter Recognition از روی میکروفیلم اسکن شده‌‌اند و به صورت فرمت‌های قابل استفاده در کامپیوتر درآمده‌اند. به این ترتیب، برای کاربر این امکان فراهم است که هم مطالب را در شکل اصلی آن‌ها و اورجینال آن‌ها ببیند و هم آن‌ها را به شکل متن‌های مدرن کامپیوتری رویت کند.
     ۲۰ میلیون مقاله‌ و گزارش آرشیو تایمز در هفت گروه اصلی و ۲۶ گروه فرعی دسته‌بندی شده‌اند تا خواننده در جستجو و یافتن آن‌ها با دشواری چندانی روبه‌رو نباشد.
     مسئولان تایمز تا کنون درباره‌ی هزینه‌‌ی دیجیتالی کردن آرشیو این روزنامه‌ سکوت اختیار کرده‌اند. اما سردبیر صفحه‌ی اینترنتی تایمز، خانم آنه اسپیک‌مان به خبرگزاری رویترز گفته که برای یک نشریه‌ی باسابقه حائز اهمیت است که نوعی الگو و روش استاندارد برای آرشیوسازی ارائه کند.
     او می‌گوید: ‌«البته راه‌های ارزان زیادی برای این کار وجود دارد. ولی ما نشریه‌ای هستیم با سابقه‌ای دور و دراز؛ سابقه‌ای که برای ما واجد اهمیت بسیار است. از همین رو تلاش ما این بوده که کل این پیشینه در کار آرشیوی ما برجسته باشد.»
     می‌توان گفت که تایمز با گرایش‌های محافظه‌کارانه‌اش، از معروف‌ترین و پراستنادترین روزنامه‌های‌ دنیاست. این نشریه‌ از سال ۱۹۸۱ در تملک گروه رسانه‌ای «News Corporation» است. این گروه که به روبرت مردوک،‌ یهودی استرالیایی‌الاصل تعلق دارد، ‌اخیراً روزنامه‌ی پرسابقه‌ی وال استریت‌ ژورنال آمریکا را نیز خرید.
     روزنامه‌ی تایمز در تاریخ ۲۲۳ ساله‌ی خود به غیر از فاصله‌ی میان دسامبر ۱۹۷۸ تا نوامبر ۱۹۷۹ تقریباً منظم و بی‌وقفه انتشار یافته و از همین رو در شمار قدیمی‌ترین و پابرجاترین نشریات جهان به شمار می‌رود.

گاه‌شمار روزنامه تایمز

     روزنامه‌ای که از اول ژانویه‌ی ۱۷۸۵ به نام «The Daily Universal Register» آغاز به کار کرد، سه سال بعد،‌ یعنی در ۱۸ ماه مه ۱۷۸۸ به روزنامه‌ی «تایمز» تغییر نام یافت.
     در سال ۱۸۱۴ تایمز به عنوان اولین روزنامه‌ی جهان برای چاپ خود از دستگاه‌هایی استفاده کرد که با نیروی بخار کار می‌کردند.
     ۳۶ سال بعد، ‌یعنی در سال ۱۸۸۰، تایمز به عنوان اولین روزنامه‌ی جهان از هر دو روی کاغذ برای چاپ استفاده کرد.
     سال ۱۹۳۲، تایمز باز هم به عنوان اولین روزنامه‌ی جهان، برای خود صاحب فونت مخصوصی شد، همان فونت رایجی که امروز به نام «Times New Roman» شناخته می‌شود.
     از نوامبر ۲۰۰۴ به این سو، تایمز نه در قطع بزرگ سنتی که در فرم کوچک عمودی (تابلویید) انتشار می‌یابد تا در اتوبوس و مترو و ... نیز به راحتی قابل خواندن باشد.

نمونه‌ای از آرشیو اینترنتی تایمز را این‌جا ببینید.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 17:26 | لینک  | 

يك روزنامه نگار كه در پي نجات بي گناهان از اتهامات وارده است

     بانو « اوفرا بيکل » به خاطر كمك به انسانها در ژوئن 2004 مدال ديگري كسب كرد. وي در جهان به عنوان روزنامه نگاري كه در تلاش براي نجات بي گناهان از اتهامات وارده است شناخته شده است. « اوفرا» تاكنون با تعقيب پروندهاي قضايي و تهيه گزارش ، نوشته و يا مصور ، براي رسانه ها باعث بازبيني بسياري از پرونده ها و نجات 11 بي گناه از زندان شده است. او مي گويد كه روزنامه نگاري يعني «همين».

منبع : http://www.iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 23:10 | لینک  | 
 یک «همشهری» خوب برای مردم تهران

     مؤسسه همشهري هفته گذشته ميزبان ۳ نفر از استادان برجسته علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاري ايران بود
     پروفسور كاظم معتمدنژاد پدر علم ارتباطات ايران، دكتر وحيد عقيلي، رئيس دانشكده ارتباطات واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد و دكتر عليرضا دهقان، مدير گروه ارتباطات دانشگاه تهران.
      اين ۳ استاد كه به منظور شركت در ميزگردي در مورد «ادبيات ارتباطات در ايران» دعوت همشهري‌عصر را پذيرفته بودند، از بخش‌هاي مختلف مؤسسه همشهري از جمله همشهري‌آن‌لاين، همشهري بين‌الملل و تحريريه روزنامه‌هاي صبح و عصر همشهري بازديد كردند.
      اين اساتيد را در اين بازديد ۲ نفر ديگر از استادان ارتباطات شاغل در روزنامه همشهري - دكتر حسن نمك‌دوست‌تهراني، مدير مركز آموزش و دكتر يونس شكرخواه، سردبير همشهري‌آن‌لاين - همراهي مي‌كردند.

[ ادامه مطلب ]

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 18:21 | لینک  | 

سردبير «ديلي ميل» به چاپ عكس ساختگي متهم و بركنار شد

     هيات نمايندگان صاحبان روزنامه دو ميليون تيراژي «ديلي ميل» انگلستان كه در قطع تابلويد چاپ مي شود 15 ماه مه 2004 «پيرس مورگن» سردبير اين روزنامه را از اين سمت بركنار كرد؛ زيرا مقامات نظامي آن كشور مورگان را متهم كرده بودند كه عكس ساختگي چاپ كرده و با اين عمل نظاميان را از چشم مردم انداخته است.
    ديلي ميل عكسي را چاپ كرده بود كه نشان مي داد يك نظامي انگليسي در عراق يك عراقي را شكنجه و بر بدن او كه روي زمين افتاده بود ادرار مي كند. مورگان روي حرف خود كه عكس درست است ايستاده بود.
    نمايندگان صاحبان نشريه ضمن عذر خواهي از عمل سردبير، در عين حال تاكيد كرده اند كه سوء نيت دركار نبوده است.
     عمل اخراج به اين صورت انجام گرفت كه از مورگن خواسته شد كه بنا به مصالحي، بلافاصله كناره گيري كند.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 21:12 | لینک  | 

روزنامه دولتی، زبان مردم نیست

     امروز سالگشت درگذشت «مايك رويكو» مردي است كه به حرفه ژورناليسم وفاداري تعصب آميز داشت. مايك 29 آوريل سال 1997 در گذشته است.
    «مايك رويكو» بارها گفته بود كه روزنامه بايد صداي هر انسان باشد. روزنامه نگار بايد هنگام تهيه و نگارش يك مطلب، خود را جاي مخاطب بگذارد و آن چه را كه او انتظار دارد و برايش لازم و مفيد است برنگارد. راضي كردن مقامات دولتي، كار روزنامه نگار حرفه اي نيست، وظيفه نشريه دولتي و يا رسانه اي است كه از دولت كمك مالي مي گيرد.
    مايك رويكو كه در طول چهل سال روزنامه نگاري علاوه بر تهيه خبر، هفت هزار و پانصد مقاله، گزارش تحقيق شده (اينوستيگيتيو) و تحليل نوشت عقيده داشت هنگامي كه درآمد يك روزنامه كمتر از هزينه هايش شود، اعتماد و علاقه مردم را از دست داده و بايد تعطيل و يا به نيروهايي تازه فروخته شود. وي روي اين نظر خود ايستادگي كرد و زماني كه روزنامه «شيكاگو ديلي نيوز» به زيان دهي افتاد آنجا را ترك گفت و با رفتن او، مخاطبانش خريد آن روزنامه را متوقف ساختند و چون به «شيكاگو سان تايمز» رفت مخاطبان نيز متوجه اين روزنامه شدند و با اين عمل، شيكاگو ديلي نيوز تعطيل شد. اين تحول به صورت اصلي در روزنامه نگاري درآمده است كه نويسنده «سرمايه» اصلي يك نشريه است، نه چيز ديگر. با رفتن مايك از شيكاگو ديلي نيوز، اين روزنامه، دفعتا (در يك روز) 91 هزار خواننده از دست داد كه باز مبحثي در كتاب هاي درسي رشته روزنامه نگاري شده است. مايك تا زماني در شيكاگو سان تايمز به كار ادامه داد كه روزنامه اي مستقل بود. همينكه اين روزنامه توسط «روپرت مورداك» خريداري شد، با صدور اعلاميه از آنجا رفت. وي در اين اعلاميه نوشته بود: «مورداك»نه يك روزنامه نگار واقعي است و نه علاقه مند به حرفه روزنامه نگاري، و روزنامه متعلق به او اين ارزش را هم كه در آن ماهي به پيچند و به دست خريدار بدهند، چه رسد به خريدن و خواندنش. مخاطبان رسانه ها حقي دارند و اگر دولت نتواند اين حق آنان را رعايت كند، بايد خودشان روزنامه هاي غير واقعي را نخرند و نخوانند تا فريب نخورند و گمراه نشوند. هدف مورداك كمك به فرهنگ و ارتقاء معلومات مردم و اطلاعات رساني واقعي و بيطرفانه نيست، هدف او كسب مال و قدرت است، او مي خواهد هرلحظه با هر مقامي در هر گوشه از دنيا كه بخواهد تلفني صحبت كند و براي اين كار كه آتش جاه طلبي او را براي يك لحظه فرو مي نشاند و از آن لذت مي برد بايد به زيان مردم و حتي برخي از ملل امتياز بدهد.
    مايك پس از ترك شيكاگو سان تايمز به شيكاگو تريبيون رفت ولي مقاله هاي او از سوي سنديگاي مربوط توضيع مي شد و همزمان در 600 روزنامه در سراسر جهان به چاپ مي رسيد، خبرگزاري ها و شبكه هاي راديو تلويزيوني آنها را نقل مي كردند و ترجمه آنها در رسانه هاي غير انگليسي انتشار مي يافت.
    چند ناشر تاكنون مقالات مايك را كه سكته مغزي او را از پاي درآورد برحسب موضوع جمع آوري كرده و به صورت كتاب در آورده اند. او به موازات روزنامه نگاري، داستان هم مي نوشت و قهرمان داستانهاي او يا راننده تاكسي بودند و يا اينكه ماجرا در يك تاكسي رخ داده بود. او داستان نويسي را «زنگ تفريح» خود و هر روزنامه نگار ديگر كه كار روزنامه را با تهيه اخبار سطح شهر آغاز كرده است مي دانست كه خستگي را از تن مي زدايد.

منبع : www.iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 19:43 | لینک  | 

در قلمرو رسانه ها (۴)

     روز 14 آوريل 1906 تئودور روزولت رئيس جمهور وقت آمريكا روش افشاگري روزنامه هاي آن زمان كه تلاش خود را تنها متوجه صاحبان كمپاني ها و بازرگانان و بانكها كرده بودند و به پر و پاي آنان مي پيچيدند «ماك ريكينگMuckraking» ناميد و گفت: افشاگري، وظيفه روزنامه نگار است كه اصلاحيه اول قانون اساسي ما دست او را باز گذارده است ولي نه اين كه تنها سراغ كمپاني ها و پولدارها برود و نگاهي به كارهاي بد ديگران نكند؛ ما سياستمداراني هم داريم كه با اعمال خود ـ تعمدي و يا سهوي ـ به جامعه خيانت مي كنند، و در افراد ديگر هم انحراف وجود دارد.
     وي كه در يك نشست رسمي قوه مقننه شركت كرده بود افزود: روزنامه نگار پس از ورود به دفتر كارش بايد حب و بغض خود نسبت به افراد را كنار بگذارد و با ديدي منصفانه و بي طرفانه به جامعه و اعضاي آن و نهادها نگاه كند. اگر در فردي و يا موسسه اي عيبي عمومي مشاهده كند بايد حسنش را ببيند و با هم بسنجد و بنويسد تا مخاطب باور كند كه بي طرف است و نوشته او را به ذهن بسپارد و خواستار رعايت آن شود.
    روزولت گفت: اين روزنامه نگاران وقتي وارد يك ساختمان مي شوند، به عظمت ساختمان و كار هايي را كه انجام مي دهد توجه نمي كنند و تنها كف اطاقها و راهروها را در جستجوي يك قطعه كثافت مي كاوند كه از ته كفش يك مشتري (رجوع كننده) جدا شده است و فقط آن را زير ذره بين قرار مي دهند و ذهن مردم را از كارهاي خوب برمي گيرند و آنان را منفي باف مي كنند به گونه اي كه گمان مي برند صاحبان كمپاني ها و ... تنها يك هدف دارند و آن غارت مردم است و خدمات آنها را در نظر نمي گيرند. من از قواعد و اصول و روشهاي روزنامه نگاري اطلاع چندان ندارم، اما مي دانم كه قانون اساسي دست آنان را باز گذارده كه عادلانه به مسائل نگاه كنند و دو جانبه بنويسند و تا چيزي برايشان ثابت نشده است درباره اش قضاوت نكنند كه نگاه مردم به قلم روزنامه نگار و نوشته هاي روزنامه است و مي دانيم كه مردم به همان گونه كه هنگام خوردن استيك (كباب) به فكر چگونگي پرورش گاو، ذبح و پخت و پز آن فرو نمي روند؛ در مورد روزنامه ها هم محصول را كه همان «نوشته» است مي بينند و ....
     چون روزولت در اظهارات خود اشاره به وجود كثافت احتمالي در كف يك ساختمان كرده بود از همان روز به اين روش افشاگري يك جانبه «ماك ريكينگ» اطلاق شده است كه واژه مودبانه تر آن « مطبوعات زرد» است.
     روزولت در نطق خود، نام دو روزنامه نگار را كه تندروهاي اين نوع افشاگري بودند (لينكن استيفنز Lincoln Steffens و ايدا تاربل Ida Tarbell ) بر زبان جاري ساخت. استيفنز در يك رشته گزارش، سوء عمل كمپاني استاندارد اويل را نوشته بود و «تاربل» تحت عنوان « مايه شرم شهرها» برضد ثروتمندان و بازرگانان افشاگري مي كرد كه گزارشهاي هر دو بعدا به صورت كتاب انتشار يافته است.
     بايد توجه داشت كه روزنامه نگاري اينوستيگيتيو (تعقيب مسائل، همانند كاراگاه پليس) با ماك ريكينگ متفاوت است كه در ماك ريكينگ تنها بدگويي مي شود و در روزنامه نگاري اينوستيگيتيو شرح يك ماجراي مكشوفه (بد و خوب) مي آيد.
     در ايران، ما جز يك نفر (ر. اعتمادي)، روزنامه نگار اينوستيگيتيو نداشته ايم كه نمونه بياوريم و كارهاي اعتمادي که در عين حال يک جامعه شناس و داستان نگار ناسيوناليست است مربوط به دهه هاي 1330 و 1340 است. نظام سابق از حقيقت يابي هاي اعتمادي خسته شده بود ولي جز ملي گرا (مصدقي) بودن بهانه اي براي بركنار كردنش نداشت و بالاخره براي خارج ساختنش از كار گزارشگري، وي را سردبير مجله جوانان كردند كه يك بار ورشكست شده بود و وي ظرف دو ماه، تيراژ اين مجله را به نيم ميليون نسخه رساند. اعتمادي اينك به داستان نويسي روي آورده و داستانهاي او در همه كشورها توسط فارسي زبانان خوانده مي شوند.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 23:46 | لینک  | 

هنري ليوس موسس مجله تايم سوم آوريل 1898 در چين به دنيا آمد. پدرش يك مبّلغ مذهب پروتستان بود. وي پس از اتمام تحصيلاتش در چين، انگلستان و آمريكا و گرفتن ليسانس از دانشگاه ييل و فوق ليسانس تاريخ از دانشگاه آكسفورد وارد كار مجله نگاري شد. دانشجويان «ييل» هنري را به دبيري روزنامه دانشگاه انتخاب كرده بودند و همين گام، او را يك روزنامه نگار كرد. او با كمك يك دوستش در سوم مارس 1923 مجله تايم را منتشر ساخت و به كساني كه اندرز داده بودند «روزنامه» منتشر كند گفته بود كه يك مجله «خبر، تحليل، تفسير و عكس» هيچگاه كهنه خسته كننده نمي شود و هميشه مخاطب خواهد داشت و مخاطبانش طبقه روشنفكر جامعه خواهند بود، طبقه اي كه اعضاي آن رو به افزايشند. او سپس در سال 1930 مجله سياسي ـ اقتصادي فرچيون، در سال 1936 مجله پرتصوير لايف و به تدريج مجلات بسياري را بنا نهاد، به گونه اي كه در 1967، روزي كه درگذشت صاحب بزرگترين كمپاني انتشار مجله درجهان بود و در حسابش يكصد ميليون دلار پول داشت. تحت نام همين كمپاني اينك سي ان ان و چند دستگاه رسانه اي ديگر اداره مي شوند. هنري در طول عمر، سردبيري كل مجله هايش را به فرد ديگري نمي داد و خودش همزمان سردبيركل همه آنها بود.
     هنري در سال 1941 در اوج جنگ جهاني دوم ضمن تحليل اوضاع جهان و درگيرشدن آلمان با شوروي در مقاله اي نوشت كه برنده اصلي جنگ جهاني دوم، آمريكا و قرن بيستم پس از پايان جنگ جاري (جنگ دوم)، قرن برتري آمريكا خواهد بود زيرا از ميدانهاي جنگ به دور است و آسيب آن چناني نخواهد ديد. كشورهاي ديگر، اگر هم بر آلمان و ژاپن پيروز شوند، آن چنان سنگين آسيب خواهند ديد كه به حالت سابق خود بازنخواهند گشت. هنري يك راستگرا، جمهوريخواه آمريكايي و ضدكمونيست بود و آشگارا امپراتوري مجله اي اش را برضد شوروي و دولت مائو در چين بكار مي برد كه پس از درگذشت او، مجله هايش تا حدي چهره بيطرفانه به خود گرفتند.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 0:1 | لینک  | 

در قلمرو رسانه ها (۳)
     ادوارد كيو Edward Cave ناشر مجله «The Gentleman’s Magazine» بيست و هفتم فوريه 1691 در انگلستان به دنيا آمد و 53 سال عمر كرد. وي مجله خودرا كه يك نشريه عمومي تمام ـ عيار بود در چهل سالگي و در سال 1731 منتشر ساخت.
     كيو قبلا براي جلب شريك و جمع آوري پول تلاش بسيار بعمل آورده بود ولي موفق نشده بود زيرا كه در آن روزگار، افراد باور نمي كردند نشر مجله سودآور باشد و بيم از آن داشتند كه پولشان از دست برود.
    مجله «ادوارد كيو» يك نشريه اصطلاحا «جنرال اينترست (داراي همه گونه مطلب و باب سليقه همگان)» بود و قبل از انتشار در اعلان هاي چاپي كه بر در و ديوار چسبانيده بود وعده داده بود كه هر مطلبي را كه براي عامه مفيد باشد و آموزش عمومي دهد و سطح معلومات مخاطبان را بالا ببرد منتشر خواهد كرد و به هركس كه برايش مطلب بنويسد و بفرستد «حق التحرير» خواهد داد.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 14:8 | لینک  | 

در قلمرو رسانه ها (۲)
     اوايل اسفند ۱۳۳۲ «جان بروس» روزنامه نگار آمريكايي كه به سمت وابسته مطبوعاتي سفارت آمريكا در تهران منصوب شده بود در نطقي در برابر جمع در انجمن ايران و آمريكا، تعجب كرده بود كه چرا روزنامه هاي تهران رفتن نخست وزير به آبعلي را در روز تعطيل خبر صفحه اول قرار مي دهند! و اخبار مورد نياز مردم را كه بخشي از زندگاني روزه مره آنان شده اند ناديده مي گيرند و ....
     جان بروس كه چنين به صراحت انتقاد كرده بود سالها در روزنامه هاي كاليفرنيا قلم زده بود و نمي توانست كار غير حرفه اي را در روزنامه ها تحمل كند و شايد ورود دو استاد روزنامه نگاري در سه چهار سال بعد به ايران براي آشنا ساختن روزنامه نگاران وطن به اصول و روش هاي روزنامه نگاري و «تعريف خبر» به توصيه او صورت گرفته بود. اولويت انتخاب چند خبر از ميان اخبار متعدد براي چاپ در محلي محدود، صرف نظر از اهميت و درصد توجه مخاطبان، بر اين پايه است كه هرچه به زمان انتشار و محل انتشار (محل سكونت مخاطب) نزديكتر باشند بهترند. اما اين اصل نيز پس از انقلاب ۱۳۵۷ در برخي از روزنامه هاي ايران رعايت نمي شود.

منبع : روزنامک

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 0:0 | لینک  | 

در قلمرو رسانه ها (۱)
     دهم بهمن، زاد روز بهروز بهزادي روزنامه نگار قديمي وطن است كه در ۱۳۲۴ (۳۰ ژانويه ۱۹۴۶) به دنيا آمده است. دكتر بهزادي كه مي توان گفت «روزنامه نگاري» در خانواده او پيشه اي موروثي است از نخستين فارغ التحصيلان دوره ۴ ساله رشته روزنامه نگاري دانشگاه تهران در دهه ۱۳۴۰ است. او از سال ۱۳۴۸ و از خبرنگاري در روزنامه اطلاعات، قدم به دنياي ژورناليسم گذارد و تاكنون روزنامه هاي متعدد از جمله روزنامه ايران و روزنامه اعتماد را سردبيري كرده است. دكتر بهروز بهزادي در پايه گذاري و به راه انداختن روزنامه ايران به دكتر فريدون وردي نژاد كمك بسيار كرد. وي مدتي هم مدير مسئول و سردبير مجله «ايران جوان» بود.
     بهروز پس از تكميل تحصيلات خود در رشته هاي تهيه و تنظيم خبر براي راديو ـ تلويزيون در آمريكا و بازگشت به وطن، به سازمان راديو تلويزيون ملي رفت و مدير اخبار راديو شد. به اظهار اصحاب نظر، مهارت بهروز در حرفه خبر حرف ندارد. وي در همان نخستين سال خبرنگاري، از عباس مسعودي مدير موسسه اطلاعات عنوان «بهترين خبرنگار» را گرفت كه خود سناتور مسعودي از بهترين خبرنويسان ايران بود. مهارت و استعداد بهروز در كار خبر همينقدر بس كه در سال ۱۳۴۹ هنگامي كه ميان او و دبير ميز مربوط بر سر انشاء يك خبر اختلاف نظر بروز كرد، سناتور مسعودي و شوراي سردبيران موسسه اطلاعات حق را به بهزادي دادند.
     او مدتي نيز همكار خبرگزاري (ايرنا) و ايران ديلي بود و ازجمله معدود روزنامه نگاراني است كه در همه شعب ژورناليسم؛ از مجله و روزنامه تا راديو و تلويزيون و همچنين خبرگزاري تجربه و مهارت دارند. در اوايل دهه ۱۹۷۰ كه از ابزارهاي الكترونيك فعلي اثري نبود، بهروز بهترين اديتور اخبار مصور تلويزيون بود. بهروز كه براي خود درخواست دريافت پروانه انتشار روزنامه كرده است داراي دو پسر است.
 - بهروز عزیز تولدت مبارک

منبع : روزنامک

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 20:41 | لینک  |