هنر تبدیل فرصت به بحران
صرفنظر از اختلافنظر نامزدها بر سر نتايج انتخابات 22خرداد، حتی وقتی از پشت عينک وزارت كشور به عملكرد دولت در اين زمينه نظر می كنيم، رفتاری میبينيم كه الحقوالانصاف حيرتانگيز است و نمیتوان عنوانی به آن داد جز هنر تبديل فرصت به بحران!
نمايش عظيم اقتدار و همبستگی ملی كه در حضور هشتاد درصدی مردم روز جمعه 22 خرداد تجلي يافت، با رفتار محيرالعقول وزارت كشور در ظرف كمتر از نيمروز به بحراني گسترده تبديل شد.
وزارت كشور روال اعلام نتايج را كه در سي سال گذشته مرسوم بوده تغيير داد. به جاي آنكه مثل هميشه آمار آرائي را كه بتدريج بدست ميآورد در اختيار افكار عمومي قرار دهد، اقدام به جمع و تقسيم و به اصطلاح تجميع آراء كرد. بعداً و با تأخير زماني ريز آراء استانها را اعلام كرد. معلوم نيست چرا.
وزير كشور پيشبيني كرده بود كه اعلام نتايج از بامداد روز شنبه 23 خرداد پس از نماز صبح ميسر شود اما در عمل از نيمهشب جمعه آغاز و به سرعت ادامه يافت و تا طلوع آفتاب تقريباً پايان گرفت. بازهم معلوم نيست چرا.
بلافاصله وزارت كشور مكرراً از طريق رسانة ملي اعلام كرد هيچ مجوزي براي تجمع هواداران كانديداها صادر نشده و با هراقدام خلاف قانون برخورد ميشود. اما مجوز برگزاري جشن پيروزي صادر و پوشش رسانهاي كشوري هم داده شد. در حاليكه اعتراض نامزدهاي ديگر به نتيجه انتخابات و ناراحتي طبيعي طرفداران آنان از اين موضوع آشكار بود، معلوم نيست چرا بجاي استمالت از شكستخوردگان انتخابات مجوز مانور به طرف پيروز داده شد.
آيا وزارت كشور كه انتخابات را سالم و نتيجه آنرا صحيح ميداند از برافروختگي طرفداران نامزدهاي ديگر از شكست خود آگاه نيست؟ اگر آگاه است، چرا امكان واكنش قانوني و مسالمتآميز آنان را در قالب اعتراض مدني كه به گفتة رسانة ملي روز گذشته با آرامش و بطور انبوه ابراز شد ايجاد نميكند؟ اگر شرايط امنيتي اجازه نميدهد چرا به طرف برنده اجازه ميدهد؟ معلوم نيست اين بام و دو هوا براي چيست.
معلوم نيست چطور وزارت كشور تغيير روش اعلام نتايج و شتاب در آن و خط و نشانكشي براي طرفداران نامزدهاي معترض و خاصه خرجي براي نامزد پيروز و اقدام عملي در سركوب معترضان را دلايل و اسباب كافي براي نگراني از سلامت انتخابات و شك در صحت نتايج اعلام شده نميداند. دستگاه مسئول امنيت كشور اگر نتواند بحرانزايي رفتار نيش غولي خود را درك كند چگونه انتظار دارد كسي به كفايتش در انجام وظايف ذاتي خود باور داشته باشد؟
یادداشت روزنامه اطلاعات - دکتر حسین واله - ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
جایگاه مجهول مردم در حکومت
دكتر علي شريعتي در وصيت نامهاش تاكيد كرده است: نخستین رسالت ما کشف بزرگترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم.
به مناسبت سي و دومين سالگرد درگذشت دكتر علي شريعتي بخش هايي از وصيت نامه وي بدين شرح منشر ميشود:
خدا را سپاس میگزارم که عمر را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین"شغل" را در زندگی مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم میدانستم و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب، معلمی است و نویسندگی و من از هیجده سالگی کارم، این هر دو. و عزیزترین و گرانترین ثروتی که میتوان به دست آورد، محبوب بودن و محبتی زاده ایمان، و من تنها اندوختهام این، و نسبت به کارم و شایستگیم، ثروتمند، و جز این، هیچ ندارم. و امیدوارم این میراث را فرزندانم نگاه دارند و این پول را به ربح دهند و ربای آن را بخورند که حلالترین لقمه است.
و حماسهام این که کارم گفتن و نوشتن بود و یک کلمه را در پای خوکان نریختم. یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم و قلمم همیشه میان من و مردم در کار بود و جز دلم یا دماغم کسی را و چیزی را نمیشناخت و فخرم این که در برابر هر مقتدرتر از خودم متکبرترین بودم و در برابر هر ضعیفتر از خودم متواضع ترین.
و آخرین وصیتم، به نسل جوانی که وابسته آنم. و از آن میان به خصوص روشنفکران، و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچوقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمیتوانستهاند به سادگی مقامات حساس و موفقیتهای سنگین به دست آورند اما آنچه را در این معامله از دست میدهند بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که به دست میآورند.
و دیگر این سخن یک لا ادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بودهاست که "شرافت مرد همچون بکارت یک زن است. اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمیتواند".
و دیگر این که نخستین رسالت ما کشف بزرگترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گنگیم. ما از آغاز پیدایشمان زبان آنها را از یاد بردهایم و این بیگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث کننده همه تلاشهای ماست.
و آخرین سخنم به آنها که به نام روشنفکری، گرایش مذهبی مرا ناشناخته و قالبی میکوبیدند، این که:
دیــن چو مـنی گزاف و آسـان نبود روشـن تر از ایـمان من ایـمان نبود
در دهر چو من یکی و آن هم کافر! پس در همه دهر یک مسلمان نبود
ایمان در دل من، عبارت از آن سیر صعودیای است که پس از رسیدن به بام عدالت اقتصادی به معنای علمی کلمه و آزادی انسانی به معنای غیر بورژوازی اصطلاح در زندگی آدمی آغاز میشود.
منبع : خبرگزاری ایلنا
جنگ اطلاعات و کیهان
جدای از خط مشی سیاسی و فرهنگی، آنچه مطبوعات و رسانههای مختلف را از هم متمایز میکند و در چشم شهروندان ارزش و اعتبار میبخشد، میزان اخبار اختصاصی و دست اول آنهاست. هر نشریهای که خبرهای تولیدی و اختصاصی بیشتری داشته باشد در بین مردم و مخاطبان از اقبال بالاتری برخوردار خواهد شد. اهمیت این مسأله تا آنجاست که مطبوعات و رسانهها از گذشته با هم بر سر دستیابی به اخبار اختصاصی به رقابت میپرداختند. به عکس ا مروز که خبرنگاران بیشتر از پشت میز به رصد خبری منابع مختلف میپردازند، در گذشته خبرنگاران بهعنوان سربازان کارزارهای مطبوعاتی برای دستیابی به اخبار اختصاصی به اقدامات مخاطرهآمیز و سفرها و خطررهای بسیاری دست میزدند که داستانهای آن از زبان پیشکسوتان این حرفه شنیدنی است. آنچه در ادامه از نظرتان میگذرد روایتی خواندنی از یکی از این کارزارها و رقابتهای مطبوعاتی برای دستیابی به اخبار اختصاصی و دست اول است. با هم میخوانیم.
در آغاز دهه 1340 شمسی با رفتن شریفامامی و آمدن علی امینی بهعنوان نخستوزیر جدید، حکومت ایران به قولی با اشاره جان.اف.کندی رییس جمهور ایالات متحده امریکا به یک رفرم نسبی تن داد. این رویکرد هر چه بود و با هر نام و فرجامی پس از دوران طولانی انجماد سیاسی و اختناق کمنظیر از کودتای 28 مرداد 1332 تا 1340 به خیزش صنوف گوناگون برای پیگیری مطالبات انباشته شده نیز انجامید. از جمله اعتصاب معلمان و جان باختن یکی از دبیران دبیرستانهای پایتخت به نام دکتر خانعلی، تنور مطالبات انباشته مردم را داغتر کرد. این فضای جدید سیاسی در زمستان سال 1340 به رویارویی و برخی تسویه حسابها میان دو روزنامه رقیب اطلاعات و کیهان نیز دامن زد. چنان که مدیران دو روزنامه قلم از نیام برکشیدند و به یک جنگ قلمی تمام عیار تن دادند.
اسباب و علت این جنگ قلمی را روزنامه کیهان در گرماگرم اعتصابات و تظاهرات بهار سال 1340 فراهم کرد. در آن سال تنی چند از نمایندگان دانشجویان هوادار جبهه ملی با مراجعه به روزنامه اطلاعات خواستار چاپ اعلامیههای خود شدند. ظاهراً در مؤسسه اطلاعات آنها را نپذیرفتند، اما مؤسسه کیهان نمایندگان دانشجویان را پذیرا شد و به زودی اعلامیهای با این مضمون «از خواندن روزنامه اطلاعات ارگان ... در ایران خودداری کنید.» به همراه نسخههای روزنامه کیهان در سراسر ایران توزیع شد. این فراخوان سیاسی که امضای دانشجویان هوادار جبهه ملی را بر خود داشت، به تحریم کوتاهمدت روزنامه اطلاعات انجامید. عباس مسعودی مدیر مؤسسه اطلاعات که از فرصتسوزی خبری رانده شدن نمایندگان دانشجویان و فرصتطلبی مؤسسه کیهان در خشم بود، پس از چند ماه رایزنی با محافل دانشگاهی سرانجام موفق شد، شماری از دانشجویان مدرسه بازرگانی آن زمان را که نماینده دانشجویان جبهه ملی هم در جمع آنها بودند برای بازدید از مؤسسه اطلاعات دعوت کند.
[ ادامه مطلب ]
نخستين روزنامه چاپی جهان
هفته اول ژوئن سال 1605 نخستين روزنامه چاپي جهان كه داراي اخبار عمومي و متنوع بود در شهر استراسبورگ فرانسه (در آن زمان متعلق به آلمان) آغاز بكار كرد و نامش ارتباط (ريليشنRelation) بود.
سالهاست كه ورلد اسوشييشن آو نيوزپيپرزWorld Association0f Newspapers (اختصارا «وانWAN») در هفته تولد «ريليشن» كنوانسيون خود را در شهر استراسبورگ تشكيل مي دهد. جهان در پايان سال ميلادي 2004 داراي شش هزار و 580 روزنامه يوميه با تيراژ كل 395 ميليون (تيراژ متوسط هر روزنامه 70 هزار نسخه فروش) بود.
وكيل مدافع روزنامه ياس نو گفت: شعبه 76 دادگاه كيفری استان تهران اعلام كرد در دادنامه صادره از اين دادگاه، روزنامه ياس نو توقيف يا لغو امتياز نشده تا انتشار مجدد آن متوقف بماند.
صالح نيكبخت با بيان اين مطلب اظهار كرد: به دنبال اعتراض من و مهندس نعيمیپور به دستور توقيف روزنامه ياس نو، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از دادگاه در مورد نحوه انتشار آن استعلام كرد كه حسب اطلاع، رياست دادگاه در چارچوب قوانين كشور اعلام كرد در حكم صادره از اين دادگاه روزنامه ياس نو نه توقيف شده و نه لغو امتياز شده است.
وی ادامه داد: طبق ماده 44 قانون اصلاح قانون مطبوعات مصوب سال 79 هر گاه حكم دادگاه مبنی بر برائت يا محكوميتی باشد كه مستلزم سلب حقوق اجتماعي نباشد، از نشريه در صورتي كه قبلا توقيف شده باشد، بیدرنگ رفع توقيف خواهد شد و انتشار مجدد آن بلامانع است.
وكيل مدافع روزنامه ياس نو در مورد تجديدنظرخواهی دادستانی تهران از حكم صادره و آثار آن گفت: لايحه تجديدنظرخواهی متضمن درخواست توقيف روزنامه نبوده و علاوه بر اين با توجه به اينكه حكم صادره طبق ماده 75 قانون آيين دادرسی مدنی در تاريخ سوم اسفندماه سال گذشته به مدير دفتر كل دادسرای عمومی و انقلاب تهران ابلاغ شده بود، تجديدنظرخواهی خارج از فرجه قانونی بوده است.
نيكبخت به ایسنا يادآور شد: حتی بر فرض تجديدنظرخواهی در فرجه قانونی، با توجه به حكم صادره و اتهامات وارده به مديرمسئول روزنامه، موضوع از مواردی نبوده كه روزنامه توقيف شود. خوشبختانه هيات نظارت بر مطبوعات هم با درايت به اين موضوع توجه كرد و با متذكر شدن شيوه برخورد قانونی با موضوع، از دستور منع انتشار قبلی روزنامه ياس نو رفع اثر شد.
مطبوعات و آموزه های انتخابات
■
روزنامه اطلاعات - ۱۳ خرداد - صفحه اول به نقل از مهندس موسوی: بازارهای ما مملو از محصولات کشاورزی و صنعتی کشورهای مختلف است ولی محصولات تولید کنندگان داخلی روی دست آنها مانده است.■ روزنامه اطلاعات - ۱۳ خرداد - صفحه ۵ در خاطره ای به نقل از هاشمی رفسجانی: شورای نگهبان در جریان انتخابات مجلس اول نماینده ای خدمت امام فرستاد که ما می خواهیم زن ها را از رفتن به مجلس منع کنیم. امام فرمودند این کار را نکنید. زن ها باید به مجلس بروند. به شورای نگهبان از قول من بگویید که مبادا زن ها از دخالت در مسایل انتخابات منع کنند. اگر اینکار را کردند، من موضع می گیرم و برخورد می کنم.
پایه گذار شبکه خبر و توزیع روزنامه در شهرستانها
تاريخ روزنامه ها (رسانه هاي چاپی روزانه) در فصل ايران و در صفحه 123 خود، مه سال 1958 را ماهی نوشته است كه بزرگترين شبكه جمع آوری خبر و توزيع نشريه در قاره آسيا، در ايران تكميل و اعلام شد. اين شبكه به ابتكار عباس مسعودی ناشر روزنامه اطلاعات و با تلاش و پشتكارداری يك روزنامه نگار به نام نورالدين نوری ظرف چهارسال تكميل شده بود. اين شبكه شامل 611 نمايندگی بود. قبل از موسسه اطلاعات، تنها روزنامه های آمريكا با سرمايه گذاری مشترك و ايجاد خبرگزاری اسوشيتدپرس به چنين پيروزی نائل آمده بودند. عباس مسعودی ـ سناتور وقت ـ در سال 1954 نورالدين نوری خبرنگار پارلمانی اين روزنامه را كه مطالعات قبلی در اين زمينه داشت به سردبيری اخبار شهرستانهای اين روزنامه منصوب و مامور تاسيس اين شبكه كرده بود و نوری با سفر به گوشه و كنار ايران، اين شبكه را در طول چهار سال بوجود آورد. عباس مسعودي قبلا هم با ارسال روزنامه رايگان به مدارس بزرگسالان ايران (اكابر ـ سوادآموزی) تلاش كرده بود كه به وظيفه آموزش عمومی يك روزنامه عمل كرده باشد.
قبلا در بعضی از نقاط ايران نمايندگان روزنامه اطلاعات را سبزی فروش ها و خواربارفروش ها تشکيل می دادند که نورالدين نوری اين وظيفه را به تحصيلکردگان علاق مند به ژورناليسم سپرد، ازجمله دکتر باستاني پاريزي (استاد تاريخ) نويسنده روزنامه اطلاعات در شهر کرمان شد. نوری اين شبکه را در سه دهه تا سال 1359 (دو سال پس از انقلاب) اداره كرد. نوری كه 15 اسفند 1304 به دنياآمده است پيشنه روزنامه نگاري را از سال 1324 و در روزنامه اطلاعات آغاز و تا زمان انتصاب به سردبيری اخبار شهرستانها و ايجاد صفحات محلی در اين روزنامه كه هر صفحه در شهرمربوط توزيع مي شد، در ميزهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و پارلمانی به كار خبر اشتغال و سالها عنوان خبرنگار اول پارلمان ايران دردست داشت. نوری كه در دوران حكومت مصدق و سالهاي پيش و پس از آن دوران در پارلمان ايران حضور و درجريان فعاليت های سياسی وقت قرارداشت می تواند يك منبع دست اول براي تاريخنگاران و پژوهشگران آن برهه از تاريخ ايران باشد. نوری نويسنده و گزارشگر اين مطلب بوده است: "هرجا که مردمند، همانجا مجلس است". اين مطلب شرح يك ابتكار سياسی دكتر مصدق است. مصدق در زماني كه وكيل اول تهرانی ها در مجلس بود و سردارفاخر حكمت رئيس وقت مجلس با ادامه نطق او موافقت نكرده بود جلسه را ترك و در ميدان بهارستان بر شانه مردم نطق خودرا ادامه داده بود. (شرح حال نوري به صورت كامل در ميان مطالب 15 اسفند، در تاريخ آنلاين ايرانيان به آدرسي كه در زير ستون آمده مندرج است)




پیوندهای روزانه
جستجو
رسانه های جهان




