جاودانههای ایران از نگاه سالنامه جاودانهها
سالنامه جاودانه های ایران بر اساس شناخت شایسته تر مفاخر علمی فرهنگی هنری ایران طراحی شده و در این راستا سعی شده که در روز میلاد برجسته ترینهای ایران از این بزرگان یاد شود. این پروژه فرهنگی برای بنده (به عنوان طراح کار ـ گردآورنده اطلاعات و سرمایه گذار) منفعت مالی ندارد و تنها شوق اعتلای فرهنگ ایران زمین هست که این کالای کم نظیر را مهیا ساخته است. به امید آنکه همه ما ایرانیان و بخصوص نسل جوان بتوانیم از هویت فرهنگی و ذخیره های کم نظیر فرهنگی مان استفاده کنیم و با آشنایی بیشتر با این انسانهای نام آور به الگوهایی مناسبی دست پیدا کنیم.
پیدایش این سالنامه از روی عشق به ایران زمین بوده و از شما دوستان و ایرانیان فرهنگ دوست نیز تقاضا میکنم که برای هدیه نوروزی به دوستان خود این اثر را انتخاب کنید که هدیه ای بی نظیر و کاملا ایرانی و امروزی تلقی میشود و با حمایت این اثر ارزشمند در خصوص ضرر مالی کمتر بنده را همیاری کنید.
برگرفته از: وبلاگ سالنامه جاودانههای ایران
کوتاه، درباره نشریات سینمایی ایران
در سالهای قبل از انقلاب اسلامی نشریات تخصصی سینمایی به مفهوم واقعی وجود نداشت و تنها یكی دو ماهنامه به ضبط و ثبت اخبار و وقایع سینمای ایران می پرداختند. از نقد و بررسی و كارهای كارشناسی در زمینههای سینمایی ایران نیز مطالب قابل توجهی دراین نشریات به چشم نمیخورد، اما به موازات آن اكثر نشریات و هفته نامههای پرخواننده كشور به درج مطالب و خبرهای تازه سینمای ایران می پرداختند و یا با بازیگران گفتگوهای كوتاه وحاشیهای انجام میدادند. در سالهای ابتدایی بعد از انقلاب نیز برخی از هفته نامههای باقیمانده ازسالهای قبل، همان روشها را به كار میگرفتند تا این كه ماهنامه فیلم پا به عرصه وجود گذاشت و در نخستین شمارههای خود توانست مخاطب پراكنده مطبوعات سینمایی روزهای بعد از انقلاب را به خود جلب كند.
بعد از آن نشریات زیادی توانستند امتیاز انتشار بگیرند كه برخی از آنان در مقطعی از روزگار توانستند به حیات خود ادامه دهند و بعضی نیز هنوز منتشر شده و روی دكههای مطبوعات به چشم می خورند.
در كنار آن نیز نشریات سینمایی دیگری چون دو هفته نامه «گزارش فیلم» در رقابت با ماهنامه فیلم پا به عرصه مطبوعات سینمایی گذاشتند ولی به دلایل مختلفی از ادامه كار بازماندند.
نشریه «گزارش فیلم» كه نخست به صورت ماهنامه و سپس به صورت دوهفته نامه از اردیبهشت 69 كار خود را آغاز كرد در سال 1380 پس از 11 سال فعالیت با شكایت مدعیالعموم توقیف شد. این نشریه سینمایی دارای مطالبی چون نمای اول، نقدفیلم، گفت وگو، گزارش سینمای جهان، تلویزیون، نمای آخر، از میان نامهها، چشم انداز و رخدادهای سینمای ایران و جهان بود.
در این میان نشریه سینمایی «فیلم و سینما» در بهار 1371 به میدان رقابت با دو نشریه یاد شده آمد و هم اكنون نیز به كار خود ادامه می دهد. این نشریه علاوه بر بخشهای رایج در نشریات سینمایی ازفصلهایی چون پنجره، مباحث تئوریک سینمای ایران و جهان، كارگردانی، بازیگری، فیلمنامه نویسی، فیلمبرداری، تدوین و تولید، گزارشهای ویژه، پرونده ماه، آوا و نما و نقدفیلم برخوردار است.
ماهنامه «دنیای تصویر» نیز ازجمله نشریات درسالهای بعدازانقلاب است كه به صورت ماهنامه كار خود را از بهمن 1371 شروع كرد و ظرف سالهای گذشته با پشت سرگذاشتن فراز و نشیبهای زیادی توانست مخاطبینی برای خود دست و پا كند. اما این نشریه نیز در بهار سال جاری توقیف موقت شد.
"بانی فیلم" را باید نخستین روزنامه سینمایی كشور ایران دانست كه نخستین پیش شمارههای خود را از ابتدای سال 82 به روی دكهها فرستاد و تاكنون به كار خود ادامه می دهد و حاوی تازه ترین خبرها و تحلیلها از روند امورجاری سینمای ایران است.
از دیگر نشریات سینمایی سالهای اخیر می توان از «سینما تئاتر» یاد كرد كه از بهمن 72 كار خود را تا 61 شماره ادامه داد، اما در مهرماه 1382 با شكایت مدعی العموم توقیف شد. نشریه دیگری به نام «نقدسینما» كه به صورت ماهنامه از مهرماه 81 و به صاحب امتیازی حوزه هنری در حال انتشار است و دربرگیرنده بررسی اكرانهای روز سینمای ایران و جهان میباشد.
میزگرد، روی پرده بازیگری، پرده شیشهای، نقدخوانندگان، شبكه ویدئویی جهان، دین و سینما و اقتصاد و سینما از جمله مطالب متفاوت این نشریه با دیگر نشریات سینمایی است. درطول سالهای بعد از انقلاب نشریات متعددی نیز توانستند مجوز انتشار بگیرند كه تنها یک، دو یا چند شماره آنان منتشر و سپس تعطیل شدند، ازجمله این نشریات میتوان به این موارد اشاره كرد: پیام سینما، پیك سینما، پیل بان، تصویر، سینما 58، سینما جهان، سینما حقیقت، سینما و تئاتر، سینما یک، سینمای نوین، عصرهنر، فیلم وهنر، محراب، نامه سینما، مردم و سینما، هنر هفتم، هشت روز هفته و هنرهفته.
برگرفته از روزنامه اطلاعات - یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۷
بیبیسی فارسی، تهدید یا فرصت
محمد پیرعلی:
ژوزفنای، نظريهپرداز مشهور آمريكايی و مبتكر نظريه قدرت نرم تعريف قابل تاملی از اين نوع قدرت ارائه میدهد. وی معتقد است در عصر كنونی بايد به كارگيری چهره سخت قدرت را به حاشيه راند و از ابزار نرم آن ياري جست. او در تعريفي كه از قدرت نرم ارائه ميدهد اشغال فضای ذهنی كشور هدف را با رويكردی متفاوت مطمع نظر قرار داده و اذعان ميدارد بايد به ترتيبی عمل كرد كه بتوان از محور دانايی و اطلاعات به منظور پايان دادن به اختلافات استفاده كرد و اختلافات را به گونهای ترسيم كرد كه بتوان از آن امتياز هم گرفت، لذا از نظرگاه نای بايد با اعمال قدرت نرم كاری كرد كه <تو همان چيزی را بخواهی كه من میخواهم> به عبارتی ديگر طرف مقابل به گونه ای متقاعد شود كه به ميل، اراده و تمايل خود و با خشنودی، تن به هدف موردنظر دهد و در نهايت احساس رضايت بيشتری هم كند، بدون اينكه به زور و خشونت متوسل شد و چهره سخت قدرت را بروز داد.
اين روش مدتهاست كه در دستور كار دولتهای مقابل نظام ايران قرار گرفته است و راهاندازی دهها شبكه فارسیزبان چه راديويی و چه تلويزيونی در اين راستا قلمداد میشود لذا همانطور كه ملاحظه میشود شبكه BBC فارسی با استفاده از موفقيتها و ناكامیهای شبكه VOA با ساز و كاری متفاوت و با بهرهبرداری از تكنولوژی روز با برش حرفهای اخبار، تلاش خود را در اعتمادسازی و جذب مخاطب بكار گرفته است.
با اين تفاصيل نگارنده بر اين باور است كه بايد اين تهديد نرم را به فرصت مبدل كرد با اين نگاه كه با واگذاری برخی شبكههای سراسری و شبكههای استانی به بخش غير دولتی كه حائز شرايط لازم هستند ميتوان يک فضای رقابتی دررسانه های داخلي ايجاد كرد و بستربروز نوآوریهای بسيار متنوع و مخاطبپسندی در عرضه محصولات راديويی و تلويزيونی را فراهم كرد و متوليان رسانه ملی در قامت نقش نظارتی و حاكميتی، بجای تصدیگری در حوزه توليد، به ماموريت خطير برنامهريزی كلان، هدايت و لجستيک آن بخش بپردازند. در خاتمه تصريح میگردد مواجهه با رفتار نرم بیبیسی فارسی رفتاری ازهمان جنس را ميطلبد و در اين كارزار بكارگير ابزارهای سخت از جمله غيرقانونی اعلام كردن يا اعمال اختلالات فنی و پارازيتی نه تنها اثربخش نخواهد بود بلكه در راستای تحقق اهداف آنان در تسخير افكار عمومی و فضای فكری مخاطبين در داخل كشور عمل خواهد كرد.
روزنامه گسترش و پرداختن به اقتصاد خرد و كلان
یک روزنامه جدید اقتصادی در حال جذب نیرو و تدارک پیش شماره های آزمایشی است و بنا دارد در ردیف نشریات طراز اول اقتصادی کشور قرار گیرد. روزنامه گسترش را آقای خادم المله سردبیری خواهد کرد . نوزاد جدید عرصه رسانه های اقتصادی، از نظر قد و قواره، كمي كشيده تر از روزنامه هاي قطع مترويي صبح تهران است و در اندازه اي متفاوت و منحصر به خود منتشر خواهد شد و ۲۴ صفحه تمام رنگي خواهد داشت. مشي اصلي روزنامه گسترش پرداختن همه جانبه علمي ، حرفه اي و كارشناسي به مسايل خرد و كلان اقتصادي خواهد بود. بررسي محتوايي اين نشريه را به بعد از انتشار نخستين پيش شماره هاي آن موكول مي كنيم.
رسانه ای که می خواهد حرف اول را بزند!
افتتاح تلویزیون فارسیزبان بیبیسی در عرصه رسانهای کشور برای موافقان و مخالفان یک تلقی شده است. قبل از تلویزیون، رادیو بیبیسی در دورانهای مختلف تاریخی در عرصه سیاسی ایران نقش مهمی بازی کرده است. شاید مهمترین آنها در موقع وقوع انقلاب اسلامی بود.آن روزها رادیو بیبیسی در اجتماعات انقلابیون مورد توجه و اقبال بود. در خاطرات علم دلنگرانی و گلایهمندی شاه از رادیو بیبیسی را از سالها قبل از انقلاب میتوان رصد کرد. بعد از انقلاب و بهخصوص تا فراگیر نشدن ماهواره باز هم رادیو بیبیسی مخاطب فراوانی در سطوح مختلف جامعه داشت. پیرمردترها که خاطراتی از همه کاره بودن انگلیس داشتند، رادیو بیبیسی را لندن مینامیدند. خدا رحمت کند آیهالله توسلی را، معمولا وقتی تحلیل میکرد و خبر میداد لابهلای حرفهایش میگفت لندن دیشب گفته است. منظورش رادیو بیبیسی بود. با ظهور ماهواره و اینترنت که دو رسانهی رقیب جدی رادیو بودند، رادیو بیبیسی هم مثل سایر رادیوها نقش مهم خود را از دست داد. تلویزیونهای فارسیزبان اپوزوسیون که با آسان و کمهزینه شدن پخش برنامههای ماهوارهای، فراوان شده بودند در عرصه سیاسی نتوانستند جایگاه جدی بهدست آورند. آنها البته بیشتر مخاطبان خود را برای دیدن و شنیدن عرصههای هنری برگزیدند و از سیاست کمکم دوری جستند.در این میان البته تلویزیون فارسی زبان صدای آمریکا، با سرمایهگذاری دولتی، نگاه سیاسی به حوادث ایران داشت و علاوه بر اخبار، مسائل داخلی و ایرانی را پیگیری و در مورد آنها تحلیل ارائه میکرد. اما علیرغم وسعت بیننده و بهدست آوردن مخاطبان نسبتا فراوان در آغاز کار، نتوانست مخاطبان خود را حفظ کند. لحن جانبدارانه از دولت آمریکا خیلی آن رسانه را از بیطرفی درآورده بود. اگر کسی به رهبران آمریکا انتقاد داشت، گویندگان و برنامهگردانان ایرانی خیلی بیشتر از مجریان تلویزیونهای آمریکائی رسمی مثل فاکسنیوز از انتقاد به رهبران آمریکا برآشفته میشدند. تفاوت اصلی لحن رادیو بیبیسی با صدای آمریکا تفاوت سیاست قدیمی انگلیس و آمریکا بود. انگلیسیها همیشه در سیاست به منافع درازمدتتر خود فکر میکردند و روش انگلیسی به روش همراه با مدارا معروف بود ولی آمریکائيها برعکس به منافع کوتاهمدتتر خود میاندیشیدند و معمولا هم آن را کمتر بهدست میآوردند. ادبیات رادیو بیبیسی معمولا ادبیات همراه با احترام بود و خبرهای آن نسبتا با دقت بیشتری انتخاب میشد و به همین دلیل حتی با ظهور ماهواره و تلویزیون صدای آمریکا باز هم نقش اطلاعرسانی مهمی را ایفا میکرد . دو سال پیش وقتی مسئولان بیبیسی اعلام کردند که در فکر راهاندازی تلویزیون فارسیزبان هستند، میشد فهمید که لندنیها میخواهند همچنان خبررسان اول خارجی باشند. طبعا لابد با همان ادبیات آرام و مودب نظرات خود را القا کنند و مهمتر اینکه بر اساس شنیدهها، خبرنگاران جوان حرفهای ایرانی از داخل ایران برگزیده شده بودندکه بتوانند جامعه امروزی ایران را درک کنند. تا قبل از این معمولا رسانههای خارجی توسط میانسالان و پیرمردانی اداره میشدند که تفکرات دوران پادشاهی در آنها رسوخ کرده بود و دلنگرانی اصلیشان بازگرداندن تاج و تخت پادشاهی به ایران بود. مشکل اساسی گردانندگان تلویزیون بیبیسی در نداشتن خبرنگار در ایران خواهد بود. پوشش دادن به حوادث و مسائل ایران، بدون حضور دوربین بیبیسی در ایران، حتما در مقایسه با تلویزیون بیبیسی عربی که خبرنگاران آن در همه حوادث و در همه کشورهای عربی حضور فعال دارند میتواند نقش آنان را محدود نماید. در هر حال جهان کنونی، جهان رسانههاست که هر کس مخاطب بیشتری داشته باشد تاثیرگذارتر خواهد بود.
منبع : وب نوشت محمدعلی ابطحی




پیوندهای روزانه
جستجو
رسانه های جهان




