سردبير «ديلي ميل» به چاپ عكس ساختگي متهم و بركنار شد
هيات نمايندگان صاحبان روزنامه دو ميليون تيراژي «ديلي ميل» انگلستان كه در قطع تابلويد چاپ مي شود 15 ماه مه 2004 «پيرس مورگن» سردبير اين روزنامه را از اين سمت بركنار كرد؛ زيرا مقامات نظامي آن كشور مورگان را متهم كرده بودند كه عكس ساختگي چاپ كرده و با اين عمل نظاميان را از چشم مردم انداخته است.
ديلي ميل عكسي را چاپ كرده بود كه نشان مي داد يك نظامي انگليسي در عراق يك عراقي را شكنجه و بر بدن او كه روي زمين افتاده بود ادرار مي كند. مورگان روي حرف خود كه عكس درست است ايستاده بود.
نمايندگان صاحبان نشريه ضمن عذر خواهي از عمل سردبير، در عين حال تاكيد كرده اند كه سوء نيت دركار نبوده است.
عمل اخراج به اين صورت انجام گرفت كه از مورگن خواسته شد كه بنا به مصالحي، بلافاصله كناره گيري كند.
مدیران روزنامه سیاست روز سر انجام به وعده مدیر مسوول خود که در شماره هفدهم فروردین ماه از تغییرات کمی و کیفی در این روزنامه سخن به ميان آورده بود، عمل کردند و در حرکت اساسی اول، قطع روزنامه وكاغذ آن عوض شد. اين روزنامه چند روزي است از چاپخانه كارو كارگر به چاپخانه بامشاد روز كه از مراكز چاپ مطرح كشور است نقل مكان كرده و در اين جا بجايي، اندازه آن با ديگر روزنامه هاي قطع مترويي هماهنگ شده و صفحات رنگي آن افزايش يافته است. از درون اين روزنامه خبر مي رسد كه در گام بعدي، تمام صفحات سياست روز رنگي خواهد شد.
در صفحه بندي و اختصاص جا براي سرويس ها و ستونهاي ثابت روزنامه نيز تغييراتي روي داده است. تولد سرويس حوادث باتوانمندي قابل توجه در پرداختن كارشناسي به علل و انگيزه هاي وقوع جرم كه از كمبودها و ناتواني هاي آشكار رسانه هاي نوشتاري كشور است، افزايش جاي صفحات ويژه عربي و انگليسي به دوصفحه كامل، بروز تغييرات عمده در صفحات اقتصادي و چاپ جدول ابتكاري و اختصاصي كه تركيبي از اعداد و حروف ابجد است و امكان ساعت ها تفكر را براي علاقه مندان حل جدول فراهم مي آورد از ديگر نوآوري هاي سياست روز در دوره تازه فعاليت آن به شمار مي آيد. براي نوسازي و سازماندهي حرفه اي تشكيلات آگهي ها و امور شهرستانها نيز نيروهاي با تجربه به اين روزنامه دعوت شده اند و احتمال تحولات بيشتر در اداره سياست روز كماكان مطرح است.
روزنامه دولتی، زبان مردم نیست
امروز سالگشت درگذشت «مايك رويكو» مردي است كه به حرفه ژورناليسم وفاداري تعصب آميز داشت. مايك 29 آوريل سال 1997 در گذشته است.
«مايك رويكو» بارها گفته بود كه روزنامه بايد صداي هر انسان باشد. روزنامه نگار بايد هنگام تهيه و نگارش يك مطلب، خود را جاي مخاطب بگذارد و آن چه را كه او انتظار دارد و برايش لازم و مفيد است برنگارد. راضي كردن مقامات دولتي، كار روزنامه نگار حرفه اي نيست، وظيفه نشريه دولتي و يا رسانه اي است كه از دولت كمك مالي مي گيرد.
مايك رويكو كه در طول چهل سال روزنامه نگاري علاوه بر تهيه خبر، هفت هزار و پانصد مقاله، گزارش تحقيق شده (اينوستيگيتيو) و تحليل نوشت عقيده داشت هنگامي كه درآمد يك روزنامه كمتر از هزينه هايش شود، اعتماد و علاقه مردم را از دست داده و بايد تعطيل و يا به نيروهايي تازه فروخته شود. وي روي اين نظر خود ايستادگي كرد و زماني كه روزنامه «شيكاگو ديلي نيوز» به زيان دهي افتاد آنجا را ترك گفت و با رفتن او، مخاطبانش خريد آن روزنامه را متوقف ساختند و چون به «شيكاگو سان تايمز» رفت مخاطبان نيز متوجه اين روزنامه شدند و با اين عمل، شيكاگو ديلي نيوز تعطيل شد. اين تحول به صورت اصلي در روزنامه نگاري درآمده است كه نويسنده «سرمايه» اصلي يك نشريه است، نه چيز ديگر. با رفتن مايك از شيكاگو ديلي نيوز، اين روزنامه، دفعتا (در يك روز) 91 هزار خواننده از دست داد كه باز مبحثي در كتاب هاي درسي رشته روزنامه نگاري شده است. مايك تا زماني در شيكاگو سان تايمز به كار ادامه داد كه روزنامه اي مستقل بود. همينكه اين روزنامه توسط «روپرت مورداك» خريداري شد، با صدور اعلاميه از آنجا رفت. وي در اين اعلاميه نوشته بود: «مورداك»نه يك روزنامه نگار واقعي است و نه علاقه مند به حرفه روزنامه نگاري، و روزنامه متعلق به او اين ارزش را هم كه در آن ماهي به پيچند و به دست خريدار بدهند، چه رسد به خريدن و خواندنش. مخاطبان رسانه ها حقي دارند و اگر دولت نتواند اين حق آنان را رعايت كند، بايد خودشان روزنامه هاي غير واقعي را نخرند و نخوانند تا فريب نخورند و گمراه نشوند. هدف مورداك كمك به فرهنگ و ارتقاء معلومات مردم و اطلاعات رساني واقعي و بيطرفانه نيست، هدف او كسب مال و قدرت است، او مي خواهد هرلحظه با هر مقامي در هر گوشه از دنيا كه بخواهد تلفني صحبت كند و براي اين كار كه آتش جاه طلبي او را براي يك لحظه فرو مي نشاند و از آن لذت مي برد بايد به زيان مردم و حتي برخي از ملل امتياز بدهد.
مايك پس از ترك شيكاگو سان تايمز به شيكاگو تريبيون رفت ولي مقاله هاي او از سوي سنديگاي مربوط توضيع مي شد و همزمان در 600 روزنامه در سراسر جهان به چاپ مي رسيد، خبرگزاري ها و شبكه هاي راديو تلويزيوني آنها را نقل مي كردند و ترجمه آنها در رسانه هاي غير انگليسي انتشار مي يافت.
چند ناشر تاكنون مقالات مايك را كه سكته مغزي او را از پاي درآورد برحسب موضوع جمع آوري كرده و به صورت كتاب در آورده اند. او به موازات روزنامه نگاري، داستان هم مي نوشت و قهرمان داستانهاي او يا راننده تاكسي بودند و يا اينكه ماجرا در يك تاكسي رخ داده بود. او داستان نويسي را «زنگ تفريح» خود و هر روزنامه نگار ديگر كه كار روزنامه را با تهيه اخبار سطح شهر آغاز كرده است مي دانست كه خستگي را از تن مي زدايد.
سرانه كتابخواني در ايران: دو دقيقه در شبانه روز!
رييس سازمان كتابخانه و اسناد ملي ايران، سرانه كتابخواني در كشور را دو دقيقه در شبانه روز اعلام کرده اند! آقای علي اكبر اشعري در حاشيه همايش سراسري مسوولان شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي در مشهد به خبرگزاری ايرنا گفته اند:
در صورتي كه مطالعه كتابهاي درسي را هم در نظر بگيريم، سرانه مطالعه در ايران به حدود شش دقيقه در شبانه روز ميرسد. ایشان اضافه کرده اند که چنين سرانهاي براي ملتي كه بيش از ۸۵درصد جمعيت آن با سواد هستند،بسيار تاسف بار است. ایشان اما یادشان رفته است که بگویند یکی از دلایل اصلی بی رغبتی مردم به ویژه نسل جوان به مطالعه در کشور دارای تمدن و فرهنگ، چیست؟. چه خوب بود این شخصیت فرهنگی که اتفاقا نظراتش برای متولیان دولتی ممیزی کتاب و رسانه بیشتر قابل درک است، کمی هم در باره سانسور و بی اعتنایی به اهل قلم، قلمفرسایی می کردند، شاید یکی دو درصد در دیدگاه محدود آنان اثر می کرد و آمار کتابخوانی به چهار دقیقه می رسید!
در آستانه فرا رسیدن روز کارگر که بزرگان نظام، بوسه نهادن بر دست او را نشانه عمق احترام به این قشر کم ادعا و کم توقع و معتقد به دین و آیین و مملکت می دانند، مجوز یک ماهنامه که مسایل کارگری را پوشش می داد، لغو شد! تبریکی بهتر از این در این زمانه پر التهاب برای جامعه بی دفاع کارگری، یافت می نشود! گشته ایم ما!
علیرضا ثقفی، سردبیر «راه آینده» که دلیل واقعی لغو مجوز نشریه برایش روشن نیست گفته است: «درخواست هیات نظارت بر مطبوعات را علت لغو مجوز انتشار اعلام کرده اند، اما دلایل رسمی همواره یک چیز است و دلایلی که گاه در یک نامه اداری عنوان نمی شود،چیز دیگری است.»
سردبیر «راه آینده» معتقد است که مستقل بودن این ماهنامه، باعث شد که تحت فشار قرار گیرد. ما در هشت شماره مجله، هیچ گونه کمک دولتی نگرفتیم و آنها فکر می کردند از نظر مالی دچار مشکل می شویم. در این مدت، چه از نظر چاپخانه ها که مجله را چاپ نمی کردند و یا دکه ها که آن را نمی فروختند، حتی در پخش پست، که برخی اوقات کارتن های مجله در اداره پست گم می شد و جواب درستی به ما نمی دادند،با مشکلاتی مواجه بودیم.
جامعه مطبوعاتی و دلسوزان فرهنگ و پیشرفت جامعه، همچنان که بارها عنوان کرده اند، تعطیل و محدودیت و توقیف رسانه ها را که متاسفانه در سالهای اخیر گستردگی و شدت ناباورانه ای به خود گرفته است، روشی خردمندانه با تخلف های احتمالی یک خبرنگار یا نویسنده در یک نشریه نمی دانند و تعطیل خارج از چهارچوب ها و ضوابط قانونی را،در نهایت معادل گشودن زندان های جدید تلقی می کنند. روزنامه نگار اگر خلافی مرتکب شده باشد باید در مراجع صلاحیتدار صنفی و حرفه ای مورد رسیدگی و داوری قرار گیرد و تعطیل نشریه، آخرین و بد ترین گزینه ای است که می توان برای یک خلاف مطبوعاتی متصور بود و در این سالها، همواره بدترین گزینه، نخستین انتخاب بوده و بر بی اعتباری کار وزین و پر مسئولیت و حساس مطبوعاتی افزوده است. کدام صاحب نظر و شخصیت فرهنگی و دلسوز وعاشق به خدمت راستین در قلمرو فرهنگ را سراغ دارید که بر غربت و بی پناهی اهل قلم در این سرزمین اشک تاثر نریخته باشد؟ به کجا می رویم و چرا به ارزیابی عملکرد و شدت عمل بی حاصل خود، اندیشه نمی کنیم؟
نخستین شماره دنیای مواد منتشر شد
دانشگاه علم و صنعت ایران در آخرین ماه سال گذشته، صاحب یک نشریه علمی ـ خبری ـ پژوهشی شد. شماره اول این نشریه تخصصی با عنوان «دنیای مواد» با جلد گلاسه چهار رنگ و بیش از ۵۲ صفحه کاغذ سفید و با قیمت هزار تومان در اختیار دانش پژوهان و علاقه مندان قرار گرفته است.
این مجله در حال حاضر به صورت فصلنامه منتشر می شود، اما با استقبالی که از آن شده است احتمال انتشار ماهانه آن می رود. پیش از این در معرفی نشریات ارزنده علمی ـ پژوهشی در ایران نکاتی را در این وبلاگ یادآور شده ایم، اکنون باید اضافه کنیم که دانشگاه علم و صنعت باید به خود ببالد که با امکانات و هزینه ای اندک، توانسته است چنین مجله آموزشی پر محتوایی را به فهرست نشریات تاثیر گذار تخصصی دانشجویی و جامعه مطبوعاتی ایران عرضه کند.
صاحب امتیاز: انجمن علمی دانشکده مهندسی مواد و متالورژی دانشگاه علم و صنعت ایران
مدیر مسئول: کیوان میثمی
سردبیر: محدثه کهرام
گروه مشاوران: دکتر محمدرضا ابو طالبی، دکتر بیژن افتخاری یکتا، دکتر بوترابی، دکتر حسن ثقفیان، دکتر علی ذاکری، دکتر سعید رستگاری، دکتر حمید رضا رضایی، دکتر حسین سر پولکی، دکتر شهرام خیر اندیش، دکتر منصور سلطانیه، دکتر سعید شبستری، دکتر سید حسین سیدین، دکتر واهاک کاسپاری مارقوسیان، دکتر فرهاد گلستانی فرد، دکتر رحیم نقی زاده.
به عناوین برخی از بخش ها و مطالب اصلی نخستین شماره دنیای مواد نظری می افکنیم: آشنایی با بیو مواد و بیو سرامیک ها، نوشته پگاه حسن زاده و سحر سیفی ـ مروری بر فرآیند انجماد در ریخته گری پیوسته فولاد، نوشته محسن آشورزاده ـ بزرگان دنیای مواد، ترجمه فرزانه فرهنگ مهر ـ شکل دهی محصولات پلیمر، از فریبا سید جعفر رنگرز ـ میکروسکوپ های مورد استفاده در نانو تکنولوژی، کار مشترک مائده ملکی و احمد ضیایی ـ معرفی قطب علمی مواد و متالورژی، از مهندس مهدی فرهانی ـ عملیات حرارتی فولاد های ضد رنگ، از امیر سوکی و ...
صفحه های مجله با دهها طرح، فرمول و جدول همراه است که تنظیم و آراستن و کنترل آن، دقت و حوصله بسیار طلب می کنند و تدوین کنندگان به شایستگی از عهده آن بر آمده اند.
نشانی و تلفن ها:
تهران ـ نارمک ـ دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشکده مهندسی مواد و متالورژی، طبقه همکف، انجمن علمی.
تلفن ۷۳۹۱۲۸۷۰ نمابر ۷۷۲۴۰۴۸۰
در شناسنامه این مجله، اشاره ای به محل عرضه یا تکفروشی آن نشده است.



پیوندهای روزانه
جستجو
رسانه های جهان







