ابوشكور بلخي شاعر انديشمند ايراني در يك نگاه
نهم مارس 987 ميلادي (365 هجري خورشيدي) سالروز در گذشت ابو شكور بلخي يكي از 27 شاعر و اديب دوران سامانيان است كه نظم و نثر فارسي را احياء كردند. ابو شكور درعين حال از نخستين منثوي سرايان ايران است. وي مردي فروتن بود و فروتني اش از اين شعر او استنباط مي شود كه گفت :
تا به آنجا رسيد دانش من
كه بدانم همي كه نادانم
ابو شكور كه فارسي او با فارسي امروز تفاوتي ندارد و بسيار ساده و روان است معتقد به تاثير دانش افراد دراخلاق و رفتار انساني آنان است و اصل «تناسب ميزان دانش با رفتار انساني» ازوست، و اين باور از اين شعر او به دست مي ايد:
خردمند داند كه پاكي و نرم
درستي و راستي و گفتار نرم
وي ميان «اراده و تصميم» و «خرد و دانش» رابطه مستقيم بر قرار ديده كه خردمند را قادر به كنترل نفس اماره دانسته و در اين زمينه گويد:
خردمند گويد؛ خرد پادشاست
كه بر خاص و برعام فرمانرواست
ابو شكور همچنين براين عقيده است كه با دانش و دانايي همه مسائل را مي توان حل كرد و در اين باره گويد:
جهان را به دانش توان يافتن
به دانش توان رشتن و بافتن
«آفرين نامه» از ابو شكور بلخي است. وي مورد توجه و عنايت خاص نوح ساماني بود.
روزنوشتهایی مابین ادبیات , توسعه و طبیعت
بر آتش تو نشستيم و دود شوق برآمد
تو ساعتی ننشستی كه آتشی بنشانی
امروز تنها روز درختكاري در همه سال است. تنها روز از اين جهت كه ديده نشده و شنيده نشده كه در روز ديگري اينقدر از درخت صحبت شود. اما شگفت است كه آنچه در اين تنها روز انجام ميشود نيز هرگز از يك نمايش فرمايشي فراتر نرفته است.
اين همه هياهو و تبليغ و شعار نتوانسته حتي گروهي اندك از مردمان را برانگيزد براي اقدامي داوطلبانه و خودجوش براي درختكاري. پولي است كه بايد هزينه شود، نهالهايي هستند كه شتابناك اينسو و آنسو بر زمين نشانده ميشوند، نهالهايي كه تجربه ساليان قبل نشان داده خيلي فرق است مابين انگيزه كاشتن و قصد نگهداشتن و آب دادنشان. 10 آنچه در همه اين ساليان در اين روز نهال بر زمين نشاندهاند سبز شده بود و برگ و باري مييافت... اكنون ايران چه گلستاني بود! و شگفت است كه زادآوري ذاتي و طبيعي را از زمين بازميستانند آنگاه بهزور بر آن نهال مينشانند.برگرديم به تاريخ.
كجاست اكنون جنگلهاي انبوه ري و ورامين كه حتي سياحاني كه 300 سال پيش به اين خطه آمده بودند از آن روايت ميكنند؟ كجايند درختزاران انبوه زاگرس؟كجاست آن جنگلهايي كه به گفته ناصرخسرو از شعاع هفتفرسخي (42كيلومتري) كرمان را دربر گرفته بود؟ چرا هنوز ايران در شمار 5 كشور نخست رودررو با پديده مرگبار فرسايش خاك قرار دارد؟فرسايش خاك... كه رمق را از ايران بازميستاند و بهتدريج آنرا از حيات تهي ميكند. آنقدر خاك ايران كه هر سال از دست ميرود. ميدانيد چه حجمي و چهقدري دارد؟براساس يكي از برآوردهاي انجام شده، اين مقدار دقيقا برابر است با مجموع حجم 3 جزيره ايراني تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي (براساس گزارش ارائه شده از سوي مؤسسه توسعه پايدار مناطق طبيعي) يعني اگر اين خاكي را كه بهدليل از دست رفتن حفاظ طبيعي سالانه شسته شده و با هرز آبها و بادها از دسترس طبيعت خارج ميشود جمع كرده و فشرده كنيم حجمي معادل 3 جزيره پيش گفته بهدست ميآيدخاكي كه سرچشمه حيات است و تشكيل هر سانتيمتر از آن در شرايط اقليمي ايران نيازمند دستكم هزار سال زمان است.
ما البته در برابر ادعاهاي فزونطلبانه آن همسايه جنوبي درباره جزاير فوقالذكر رگ گردن سفت ميكنيم، تا آخر تاريخ هم اگر آن ادعاها ادامه داشته باشد همچنان بايد رگ گردن سفت كنيم و چنين نيز خواهيم كرد، اما فراموش ميكنيم كه اين خاكي كه بهواسطه فرسايش همهساله از دست ميرود اگر نه بسيار بيشتر، اما دستكم اينكه همانقدر مهم است.طرفه است كه متوجه نيستيم هر سال معادل آن 3 جزيره را از بخش مرغوبتر و حياتيتر و مهمتر كشورداريم از دست ميدهيم.ظاهرا شماري از طرفداران محيطزيست معترض شدهاند به قطع شماري درخت دستكاشت در خرگوشدره. شوري كه آن اعتراض را برانگيخته البته قابل ستايش است... اما، شگفت است كه از اين شورها براي جنگلهاي چند ميليون ساله هيركاني و چند صد هزارساله زاگرس برانگيخته نميشود.شگفت است كه كسي شمار نهالهاي كاشته شده در روزهاي درختكاري اين همه سال را نميشمارد و در شگفت نميشود كه چرا اين همه درختكاري كفدستي از كشور را سبز نكرده است.
نوشته ناصر کرمی

نجوا کرد: خدایا با من حرف بزن.
مرغ دریایی آواز خواند، او نشنید.
سپس فریاد زد: خدایا با من حرف بزن.
رعد در آسمان پیچید، اما او گوش نداد.
نگاهی به اطرافش انداخت و گفت: خدایا بگذار ببینمت.
ستاره ای درخشید ولی او توجهی نکرد.
باز فریاد زد: خدایا به من معجزه ای نشان بده.
و یک زندگی متولد شد، اما او نفهمید.
با ناامیدی گریست، خدایا با من در ارتباط باش، بگذار بدانم که اینجایی.
بنابراین خدا پائین آمد و او را لمس کرد.
ولی او پروانه را کنار زد و رفت.
شاید باورتان نشود اما در حال حاضر قدیمی ترین نشریه ایران با عنوان «بیداری» در استان کرمان منتشر می شود. سال تاسیس این نشریه در کنار لوگوی صفحه اول آن ۱۳۰۲ ذکر شده است. بعد از این، روزنامه اطلاعات در تهران که در سال ۱۳۰۵ تاسیس شده، همچنان با استواری در حال انتشار است و امید است روزی شاهد برپایی جشن یکصد سالگی انتشار آنها شویم. نشریه بیداری با مشی خبری، تحلیلی، فرهنگی و اجتماعی در شش تا هشت صفحه و صفحات اول تا آخر آن به صورت چهاررنگ انتشار می یابد.
این روزنامه تا به حال چندین شماره صفر داخلی و دو پیش شماره آزمایشی در تیراژ محدود منتشر کرده و صدها تن از صاحب نظران مطبوعاتی و کارشناسان اقتصادی، مطالب آن را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده اند.
«اقتصاد روز» بنا دارد کمبودها و کاستی های خبر رسانی در عرصه های مختلف اقتصادی از جمله نانو تکنولژی، اقتصاد پزشکی، اقتصاد هنری و ورزشی و اقتصاد بهداشت و سلامت جامعه را از قلم و تجارب اندیشمندان و صاحب نظران این رشته ها به باز بینی و نقد و بررسی بکشاند و بخش های ناگفته ای از خاطرات و خطرات بنیانگزاران کارخانجات و صنایع بزرگ و ریشه دار کشور را در اختیار اهل نظر و عامه مردم قرار دهد.
«سنتوري» تنها يك فيلم نيست كه اگر بود اكنون تنها به خاطرهاي خاك خورده در ذهن سينما دوستان بدل شده بود. «سنتوري» جرياني است كه انگار بايد رخ ميداد تا آنها كه خود را اصحاب فرهنگ ميدانند و ديگران را ابداع منفي فرهنگ، مديريت فرهنگي(!) خود را به آزمون بگذارند تا معياري باشد براي آنچه آن را بلوغ فرهنگي تعبير ميكنند.
اولين بار نيست كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان متولي امور فرهنگي و هنري كشور از صدور پروانه نمايش به يك فيلم خودداري ميكند، آخرين بار هم. اما آنچه پرونده «سنتوري» را از ساير حوادث به متمايز ميكند، نوع برخورد عاليترين مقام اين وزارتخانه با اين موضوع است. اتفاقي كه بايد آرزو كنيم آخرين در نوع خود باشد.
اينكه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به طور مستقيم عوامل يك فيلم را در توزيع غيرقانوني آن در بازار فيلم قاچاق متهم كند، بيشتر به تف سربالايي ميماند كه دامن مجموعه فرهنگي كشور را لكه دار مي كند. شخص وزير قطعا خود بهتر از هر كسي ميداند كه در عرصه فرهنگ، بيفرهنگيهايي از اين دست هميشه بوده و هست اما اينكه اين سرقت فرهنگي، هنري را به پاي خود صاحب اثر بنويسيم، ادعايي است كه به جز به قصد فرافكني، در هيچ چارچوب ديگري نميگنجد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در شرايطي از بياخلاقي عوامل فيلم «سنتوري» ياد ميكند كه خود در همان لحظه بياخلاقي بزرگتري را مرتكب ميشود، آنگاه كه در جمع خبرنگاران رسانههاي گروهي – و نه در خفا- طناب اتهام را بر گردن كسي مياندازد كه گناهكار بودنش در اين جريان نه تنها اثبات نشده كه امري بعيد است و عجيبتر اينكه از همان تريبون به دفاع از جرياني ميپردازد كه خود علت اصلي اين رويداد است، آنهم با داعيه اعمال مديريت فرهنگي و هيچكس نيست از آقاي وزير بپرسد اين مديريت فرهنگي آنگاه كه فيلم «سنتوري» در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد، كجا بود؟
آيا اين همان مديريتي نيست كه از سنتوري در اين جشنواره دولتي تقدير كرد ؟ اگر نيست، بدا به حال فرهنگي كه با سياست يك بام و دو هوا اداره ميشود و اگر هست بدا به حال متولي فرهنگي كه از اين آزمون سربلند بيرون نيايد.
روزنامه امتیاز - یکشنبه ۵ اسفند
روزنامه اصولگرای «سیاست روز» در آستانه تغییرات اساسی است. تغییرات شامل بخش هایی از تحریریه، سیستم اداری، چگونگی صفحه آرایی و کیفیت چاپ و رنگی شدن تمام صفحات خواهد بود. چهره های پرتجربه مطبوعاتی به کادر تحریریه خواهند پیوست و یکی از برجسته ترین استادان روزنامه نگاری کشور مدیریت کلی تحریریه را بر عهده خواهد گرفت.
در قلمرو رسانه ها (۳)
ادوارد كيو Edward Cave ناشر مجله «The Gentleman’s Magazine» بيست و هفتم فوريه 1691 در انگلستان به دنيا آمد و 53 سال عمر كرد. وي مجله خودرا كه يك نشريه عمومي تمام ـ عيار بود در چهل سالگي و در سال 1731 منتشر ساخت.
كيو قبلا براي جلب شريك و جمع آوري پول تلاش بسيار بعمل آورده بود ولي موفق نشده بود زيرا كه در آن روزگار، افراد باور نمي كردند نشر مجله سودآور باشد و بيم از آن داشتند كه پولشان از دست برود.
مجله «ادوارد كيو» يك نشريه اصطلاحا «جنرال اينترست (داراي همه گونه مطلب و باب سليقه همگان)» بود و قبل از انتشار در اعلان هاي چاپي كه بر در و ديوار چسبانيده بود وعده داده بود كه هر مطلبي را كه براي عامه مفيد باشد و آموزش عمومي دهد و سطح معلومات مخاطبان را بالا ببرد منتشر خواهد كرد و به هركس كه برايش مطلب بنويسد و بفرستد «حق التحرير» خواهد داد.
کيفرخواست اعدام براي کريم پور شيرازي
پنجم اسفند ۱۳۳۲ دستگاه قضايي ارتش براي "امير مختار كريم پور شيرازي" تقاضاي مجازات اعدام كرد. كريم پور كه پس از براندازي ۲۸ مرداد خود را پنهان كرده و دو ماه بعد دستگير شده بود در روزنامه اش از وجود فساد ميان بستگان شاه مطلب نوشته و با واژه هاي صريح وي را مورد اهانت قرار داده بود. بعدا اعلام شد كه كريم پور در زندان آتش گرفته و سوخته است!.
منبع : روزنامک
در قلمرو رسانه ها (۲)
اوايل اسفند ۱۳۳۲ «جان بروس» روزنامه نگار آمريكايي كه به سمت وابسته مطبوعاتي سفارت آمريكا در تهران منصوب شده بود در نطقي در برابر جمع در انجمن ايران و آمريكا، تعجب كرده بود كه چرا روزنامه هاي تهران رفتن نخست وزير به آبعلي را در روز تعطيل خبر صفحه اول قرار مي دهند! و اخبار مورد نياز مردم را كه بخشي از زندگاني روزه مره آنان شده اند ناديده مي گيرند و ....
جان بروس كه چنين به صراحت انتقاد كرده بود سالها در روزنامه هاي كاليفرنيا قلم زده بود و نمي توانست كار غير حرفه اي را در روزنامه ها تحمل كند و شايد ورود دو استاد روزنامه نگاري در سه چهار سال بعد به ايران براي آشنا ساختن روزنامه نگاران وطن به اصول و روش هاي روزنامه نگاري و «تعريف خبر» به توصيه او صورت گرفته بود. اولويت انتخاب چند خبر از ميان اخبار متعدد براي چاپ در محلي محدود، صرف نظر از اهميت و درصد توجه مخاطبان، بر اين پايه است كه هرچه به زمان انتشار و محل انتشار (محل سكونت مخاطب) نزديكتر باشند بهترند. اما اين اصل نيز پس از انقلاب ۱۳۵۷ در برخي از روزنامه هاي ايران رعايت نمي شود.
منبع : روزنامک
در جبهه ای دیگر
در کالبد کوچکم آرام مگیر
ای روح جاودان
ای اراده
با نیروی تست که پیکر فرسوده ام را
از خاکریز پله ها، جوی ها، ناهمواری ها
عبور می دهم
من سنگر را با این که پا ندارم،
ترک نکرده ام
در جبهه ای به وسعت شهر
هر پله برای یک معلول
میدان مین است
هر جوی بدون پل در پیاده رو خیابان
سیم خاردار است
در انتهای هر سراشیبی تند
تله های انفجاری گذاشته اند!
■ ■ ■
اینجا جبهه دیگری است
در سراشیبی این جبهه
اگر ویلچر از کنترل خارج شود
و کف خیابان ولو شوم
جمع کردن آن ،
بعد از هر سقوط،
از جمع کردن موتور تانک
مشکل تر است!
آیا در جبهه شهر، تا امروز،
چپ شدن یک ویلچر را دیده اید؟
موانع ایذایی،
در این جبهه
قدمتی چند دهساله دارد!
آنها را با کاردانی! تشکیلات اداری
با مهارت! متخصصان شهر سازی
سالها قبل از جنگ
سالها بعد از جنگ
در ناهمواری های هر محله
به دقت استتار کرده اند!
■ ■ ■
در جبهه جدید
با قدمت تاریخ شاهان!
پشت هر شهرک بی قواره،
پشت هر پیاده رو ناقص
پشت هر طرح نیمه کاره
صدها پرونده و کمیسیون نهاده است!
با صدها وعده،
صدها ادعا،
صدها تامین اعتبار
و صدها حرف مفت!
آن ها در امتداد خرابی
در چهار سوی مملکت
تا جلو مرزهای بین المللی!
چهار نعل، پیشروی کرده اند!
و شهر ها و روستاهای خرابه
در کنار خرابه های تاریخی
برجای گذاشته اند!
■ ■ ■
ای روح جاودان ، ای اراده
در کالبد کوچکم
لحظه ای آرام مگیر
تا از حصار صندلی چرخدار،
حصار پله و جوی آب،
حصار سربالایی، سرپائینی،
حصار مصلحت،
و نان را به نرخ روز خوردن!
عهد و پیمان با رهروان جبهه حق را
به حصار فراموشی نسپرم
همچنان که یاری ام دادی
تا در میانه میدان
در معرکه نبرد:
ـ رویارویی عزت و ذلت
از حصار جان بگذرم
و ذلت را
در اعماق جبهه
در محلی که پایم قطع شد
برای همیشه دفن کنم
مقدمه گزارش بازدید از آسایشگاه جانبازان - کاری از محمدرضا فرجاد - ۲۸ مهر ماه ۱۳۶۷




پیوندهای روزانه
جستجو
رسانه های جهان




