دیروز در عرصه رسانه های نوشتاری، بار دیگر یک اتفاق کوچک و خوب، نظرها را به خود معطوف داشت. چنانکه پیشتر خبر داده بودیم، سرانجام «همشهری خانواده»، بعد از چند هفته انتظار، متین و بی ادعا، بر پیشخوان کیوسک های مطبوعاتی نشست و در همان نخستین روز تولد، خود را بزرگتر از آنچه تصور می شد، نمایاند، و ساعاتی پس از انتشار، کمیاب و نایاب شد.
این مجله، قرار است در زمینه های اجتماعی، سلامت، آشپزی، ورزش، خانه، ادبیات و حوادث، برای خود مخاطبانی داشته باشد. قطع مناسب مجله، کاغذ مکانیکال، صفحات تمام رنگی، چاپ مرغوب و قیمت ارزان، از ویژگی های شماره نخست همشهری خانواده است.
هفته نامه خانواده، ۱۶بخش یا صفحه ابتکاری زیر عنوان های خیابان ـ یک آدم، یک قصه ـ مهمانخانه ـ گنجه ـ شفاخانه ـ آلبوم ـ تماشاخانه ـ زورخانه ـ حادثه ـ صندوق خانه ـ آشپزخانه ـ تاقچه ـ چراغ ـ کتابخانه ـ پنجره و جدول برای خود تعریف کرده است که مطلب اصلی بخش آلبوم این شماره آن، دست نوشته ای است از خانم گل شیفته فراهانی، که به قول دبیر صفحه، گل شیفته اصل مصاحبه را مصادره کرده و خود یادداشتی برای نشریه فرستاده است!
صاحب امتیاز: موسسه همشهری
مدیر مسئول: حسین انتظامی
سردبیر: فائزه جمالی عالم
کادر تحریری و هنری و فنی: آذر اسدی کرم، الهام اسماعیلی، پژمان اشکان، اشرف باقری، لیلا باقری، مستوره برادران نصیری، سونا خرامان، نعیمه دوستدار، پژمان راهبر، علی زارع، کیکاووس زیاری، سپیده سلیمی، فاطمه شیری، رضا صائمی، مریم صدر، فرنوش صفوی فر،کسری عابدینی، حامد فرح بخش، مرجان فولادوند، کورش مافی، نفیسه مرشدزاده، منیره سادات موسوی، امیر موسی کاظمی، رضا نصیری، حامد یزدانی.
قطع مجله: آ-۴
کاغذ مکانیکال، چاپ تمام رنگی
تعداد صفحات: ۶۸
قیمت: ۲۰۰ تومان
تیراژ نخستین شماره: ۱۲۰۰۰ نسخه (احتمال تجدید چاپ شماره اول وجود دارد. ضمنا پیش بینی شده است که شماره هفته آینده در ۲۰۰۰۰ نسخه چاپ شود)
نشانی و تلفن:
تهران ـ خیابان افریقا (جردن) بولوار گلشهر، ساختمان آی تک، طبقه ۷
تلفن: ۲۲۰۴۳۷۰۴
نخستین شماره مجله هفتگی خانواده از انتشارات موسسه همشهری، امروز در سراسر کشور روی کیوسک های مطبوعاتی ظاهر شد. این نشریه با محوریت مسائل اجتماعی، خانوادگی، تجزیه و تحلیل حوادث، سلامت، آشپزی و دیگر مسائل سرگرم کننده از این پس در جمع نشریه های هفتگی کشور حضور دارد. معرفی بیشتر نشریه به فردا موکول می شود.
چند هفته پیش سالروز وفات «پیتر کاکس» روزنامه نگار امریکایی بود که پس از عمری تلاش برای قبولاندن نظرخود مبنی بر این که بعضی روزنامه ها باید تک موضوعی شوند تا مردم تکلیف خود را بدانند، در سال ۲۰۰۴ در سن ۶۷ سالگی درگذشت. کاکس که قبلا سردبیری یک روزنامه بزرگ را بر عهده داشت، به این نتیجه رسیده بود که روزنامه های تک موضوعی (تخصصی) بهتر می توانند در رشته خود به جامعه خدمت کنند. مثلا روزنامه های ورزشی به ورزش، روزنامه های آموزشی و پرورشی به بهبود کیفیت کار مدارس و روزنامه های پزشکی به پیشبرد این علم و آشناکردن مردم با علائم امراض و پیشگیری از ابتلاء به بیماری ها، و مخاطبان ضمن خرید روزنامه عمومی (حرفه ای ـ جامع)، برحسب علاقه یا نیاز به موضوع خاص، نشریات تک موضوعی را هم خریداری می کنند. کاکس می گفت که روزنامه های تک موضوعی هم حق دارند مطالب متفرقه بنویسند، اما به اختصار.
وی، یارانه یا هر نوع کمک های دولتی و موسسات دیگر را تنها حق نشریات تخصصی و دارای موضوع خاص می دانست که در واقع، کمک به آموزش عمومی و رفع نیاز اعضای جامعه به حساب می آید. کاکس در اجرای نظر خود، از سردبیری روزنامه عمومی دست کشید و یک روزنامه مختص محیط زیست تاسیس کرد. این روزنامه « مین تایمز» نام داشت که از سال ۱۹۷۸ منتشر می شد و دارای خبرها و مطالب فراوان در باره زندگی در محیط زیست، ازخانه و غذا گرفته تا آب و دارو و رانندگی و ...بود.
در کشور ما در سالهای گذشته قدمهای زیادی در رویکرد به نشریات تخصصی برداشته شده اما هنوز برای شناساندن آنها به جامعه، حرکت مطلوب صورت نگرفته است. مروری در آرشیو همین وبلاگ مطبوعاتی از بدو تاسیس تا امروز، لیست بلند بالایی از این نشریات وزین و پر محتوا را دراختیارقرار می دهد و این اطلاع رسانی همچنان با دقت و حوصله دنبال خواهد شد. برای دسترسی بهتر علاقمندان، همواره می کوشیم آدرس کامل و تلفن های این نشریات را در انتهای هر معرفی نامه بگنجانیم و اگر بازدید کنندگان وبلاگ، اطلاعات بیشتری در باره هر نشریه بخواهند سعی می کنیم آن را در اختیارشان قرار دهیم. اما در مقوله یارانه و کمک های دولت به رسانه ها و اشکالات و سوء استفاده های بسیاری که در این مسیر صورت می گیرد، جای حرف و انتقاد زیاد است و پرداختن به آن خارج از بحث مهم انتشار نشریات تخصصی است. در فرصتی دیگر، زیانها و ناکارآمدی این شیوه فساد برانگیر را بازخواهیم گفت.
...در این سال ها، توقیف نشریات، جوانمرگی وحتی مرگ پیش از تولد آنها، روند توسعه مطبوعات را در ایران با اختلال های جدی رو به رو ساخته است. درون مطبوعات، نگرانی نسلی از روزنامه نگاران جوان و خلاق نسبت به آینده حرفه ای و شغلی، و بیرون آنها، به هم ریختن مدام ذائقه ها و سائقه های روزنامه خوانی، امکان پاگیری و قوام و دوام یک سنت مطبوعاتی را به شدت ضعیف کرده است. گویا روزنامه نگاران خوش ذوق و توانا باید عادت کنند که خوش بدرخشند اما دولت مستعجل باشند و خوانندگان مشتاق دانستن هم باید از روزگار بیاموزند که در پی حقیقت بدوند اما دل به دوام رسانه ای نبندند.
کاش می شد نهادهای سیاستگذار و ناظر در حکومت، در کنار همه ملاحظه ها و محاسبه ها و دغدغه هایی که دارند، از منظر توسعه و توسعه مطبوعات و لوازم و مقتضیات فرهنگی آنها هم به این مهم می اندیشیدند. امروز بالاترین مدار توسعه یافتگی در مطبوعات، متأثر از فرایند «توسعه برای ارتباطات» است که به گونه ای با مفهوم انسجام فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نسبت دارد. این وجه از توسعه، سیاستی را پیشنهاد می کند که بر اساس عناصر فراگیر و درون زا مثل فرهنگ و موازین مشترک بتواند ساختارها، هویت ها و علایق متفاوت و پراکنده را متحد و یگانه سازد. به عبارت دیگر، میزان امید به آینده و سرزندگی عمومی و «انسانی شدن» تحرک و مشارکت شهروندان در عرصه سیاست و فرهنگ و اجتماع، نشانه هایی از توسعه ارتباطات است. روشن است که جامعه امیدوار و سرزنده و مشارکت جو، جامعه ای حساس و کنجکاو و فهیم و نقاد است که نخبگان و سرآمدانش دوست تر دارند مولد اندیشه و فرهنگ باشند تا «ابن مشغله» و گرفتاران یک لقمه نان، و البته آحاد شهروندان چنین جامعه ای هم، از آثار و نتایج چنین بینش و روش توسعه مدارانه ای منتفع می شوند...
آمارتیاسن برنده هندی نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۸ که دغدغه های بسیار در زمینه «توسعه،آزادی و برابری» داشته و دارد، شرط تحقق توسعه را «حقوق مداری» و «مشارکت محوری» آن می داند. توسعه از آنجا و در آنجا آغاز می شود که به حقوق اساسی فرد و جامعه اعتنا شود و فرد و جامعه در فرایند های توسعه، کنشگرانی فعال باشند ...
روزنامه اعتماد ملی ـ آبان ۱۳۸۵
... میرزای شیرازی کازرونی که برای تحصیل و کسب معرفت فرنگی شده بود، چرا که در آن روزگار نقل مجالس و منابر بود که علم تنها در فرنگ است و بس، در آنجا مشغول کار در مطبعه ای می شود و فنون کار چاپ را می آموزد و در زمان بازگشت، دستگاه چاپی نیز خریده و با خود می آورد. میرزای شیرازی اولین جریده فارسی را که در ایران منتشر شد، تحت عنوان کاغذ اخبار که ترجمه ای بود تحت اللفظی از Newspaper انگلیسی، به زیور طبع آراست و آغازگر عصر روزنامه نگاری در ایران شد. آن روز شاید خود نمی دانست بنیانی فراموش نشدنی، اما سخت مناقشه برانگیز و پر مخاطره ای را در ایران به نام خود ثبت کرده است. تاریخ کاملا دقیقی برای آغاز انتشار کاغذ اخبار نیست و تقریبا نسخه ای از آن وجود ندارد، اما برخی سال ۱۲۱۳ هجری شمسی را ذکر کرده اند. بدین ترتیب ۷۲ سال قبل از مشروطه و یک قرن قبل از تاسیس دانشگاه تهران، با انتشار کاغذ اخبار، تاریخ مطبوعات در ایران آغاز می شود.
برگرفته از روزنامه اعتماد ملی ـ آبان ۱۳۸۵
...استاد سید محمد محیط طباطبایی به روزنامه نگاری علاقه فراوان داشت و روزنامه را در ارتقای اندیشه و معنویت و بالابردن شعور عمومی بسیار مؤثر می دانست اما عقیده داشت که هر کسی نمی تواند وارد این قلمرو شود زیرا کوچک ترین غفلت موجب می شود روزنامه نگاری که به عقیده او «شریف ترین مشاغل» بود، مقام شریف خود را از دست بدهد و وسیله ای برای ادامه سلطه قدرتمندان و ثروتمندان و زورگویان و چپاولگران شود. محیط عقیده داشت روزنامه نگار باید «انسانی متدین، پاکدل و دلیر باشد و از تهدید صاحبان قدرت نهراسد و روزنامه را وسیله چاپلوسی و تملق و رسیدن به مقام نگرداند». پس از شهریور ۲۰ وی تصمیم به انتشار مجله «محیط» گرفت. نخستین شماره این نشریه وزین در شهریورماه ۱۳۲۱ در ۶۴ صفحه منتشر شد. محیط در سرمقاله نخستین شماره از خداوند یاری می خواهد زیرا خوب می داند که بدون یاری خدای یکتا، روزنامه نگار در دام هایی هولناک می افتد. یکی از این دام ها آن است که روزنامه نگار قلم خویش را برای مشوه کردن چهره نیکنامان روزگار به کار ببرد. سید محمد محیط طباطبایی که مردی متدین و آگاه است در این سرمقاله به نیایش می پردازد و می نویسد: «بار خدایا! هر که در این جهان دست به کاری می زند، سودی از آن می خواهد چنانچه ما نیز در این اقدام خود خدمت به مردم و رضای تو را خواهانیم. پس ما را به هر چه مصلحت و مایه پیشرفت کار است راهنمایی فرما».
مجله محیط در آن دوران بحرانی پس از شهریور ۲۰ فقط در ۱۹ شماره منتشر شد. استاد زواره در این مورد می نویسد: «اگر چه مجله محیط، کوتاه عمر، کم حجم و کم شماره بود، اما از نظر محتوا، مجموعه ای است گرانبها و نام آن در تاریخ جراید و مطبوعات ایران جاویدان باقی خواهد ماند. در این مجموعه به موازات ترجمه هایی که از شاهکارهای ادبی جهان صورت می گرفت فصولی از تاریخ معاصر ایران و جهان روشن گردیده و اوضاع سیاسی روز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و از بحث های اجتماعی و اخلاقی نیز غافل نشده است».
کتاب «تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران» یکی از مهمترین آثار باقی مانده از محیط طباطبایی است. مطالعه این اثر نشان که آن دانشمند بزرگ چگونه از محتوای مشهورترین مطبوعات عصر ناصرالدین شاه و مشروطیت آگاه بوده و به نقد و بررسی مقالات این نشریات پرداخته است. طباطبایی مهمترین مسئولیت یک روزنامه را آگاه ساختن مردم می داند و البته روزنامه نگاری را که تلاش می کند با طرح مسائل پیش پا افتاده، مردم را از اندیشیدن به مسائل اصلی و حیاتی جامعه باز دارد، متعهد نمی داند.
او نفرت انگیزترین کار یک روزنامه نگار ناپاکدل را آن می دانست که بخواهد برای خوشامد صاحب قدرتی، باحیثیت یک انسان یا حزب یا گروهی بازی کند. او چنان آدمی را فاقد «شرافت روزنامه نگاری» می دانست و عقیده داشت که روزنامه نگار باید نقل قول ها و اظهارات و ادعا ها را مورد ارزیابی دقیق قرار دهد و با رعایت انصاف،عدالت و منطق به داوری بنشیند. طباطبایی بهترین روزنامه نگار را پژوهشگری می دانست که حب و بغض و عشق و نفرت را در داوری هایش به کار نگیرد و پیوسته تلاش کند حقیقت را بنویسد. او نیک می دانست که هر انسانی ممکن است در شرایطی خاص بدون آن که قصد خاصی داشته باشد دچار خطا شود. پس هر گاه که از خطای خود آگاه شد، در رفع آن بکوشد و به خطای خود اعتراف کند.
برگرفته از نگاهی به زندگی و آثار محیط طباطبایی ـ روزنامه اعتماد ملی ـ محمود حکیمی. شماره ۳۰ مهرماه ۱۳۸۵
آئین نامه کار حرفه ای روزنامه نگاری در ایران در دست تدوین است. هدف از تدوین این آئین نامه، کمک به استقلال حرفه ای، تامین شغلی، تقویت جایگاه و منزلت حرفه ای و اجتماعی روزنامه نگاران و نیز پیشبرد خدمات عمومی آنان در جهت دسترسی همگانی به اطلاعات و بهبود شرایط زندگی جمعی و پیشرفت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور عنوان شده است. بر اساس فصل اول این آئین نامه، روزنامه نگار حرفه ای کسی است که شغل اصلی و مستمر او، فعالیت اساسا فکری در زمینه تهیه،تنظیم، ارایه اخبار وقایع جاری و تحلیل و تفسیر آن ها در یک نشریه روزانه، دوره ای، خبرگزاری یا رسانه دیگر باشد.
این آئین نامه در تعریف روزنامه نگار می گوید: همکاران مستقیم هیات های تحریریه مطبوعات و خبرگزاری ها شامل سردبیر، معاون سردبیر، دبیر تحریریه، دبیر سرویس، معاون دبیر سرویس، خبرنگار، گزارشگر، نویسنده، مترجم، طراح، عکاس خبری، کاریکاتوریست و مشاغل همطراز در دیگر رسانه ها، روزنامه نگار شناخته می شوند. در تبصره همین تعریف آمده است: کارگزاران تبلیغات بازرگانی، نویسندگان و کارکنان نشریات داخلی موسسات دولتی و خصوصی، همکاران تولید کننده آگهی نامه ها، متصدیان روابط عمومی، پاورقی نویسان و داستان نویسان، طراحان جدول های کلمات متقاطع و بازی های سرگرم کننده، روزنامه نگار محسوب نمی شوند.
دنیای روزنامه نگاری، به رغم پیشینه نه چندان طولانی متأثر از پیشرفت لحظه به لحظه علوم ارتباطات، با دیروز خود فاصله فراوان دارد. اگر چه دشواری کار در ذات روزنامه نگاری است و در چهارگوشه دنیا، روزنامه نگاران هنوز پیر نشده می میرند،
اما به لحاظ ابزارهای اجرایی، فاصله روزنامه نگاری دیروز تا امروز، فاصله زمین تا ثریا است. امروز به واسطه توسعه علوم ارتباطات و شکل گیری شیوه های جدید روزنامه نگاری از جمله روزنامه نگاری آنلاین، اخبار و گزارش ها در سریع ترین زمان ممکن روی اینترنت قرار می گیرند و در سراسر جهان خوانده می شوند. اگر چه استفاده از سایت های اینترنتی بسیاری از شبکه ها و بنگاه های خبر پراکنی دنیا به واسطه طراحی و ظاهر ساده و کارآمد، آسان و مناسب برای هر قشری از کاربران است، اما مدیران این شبکه ها لحظه ای از نوسازی، اصلاح و حتی تغییر کلی سایت های خبری خود غفلت نمی ورزند.
بخش آنلاین شبکه خبری بی. بی. سی یکی از همین موارد است که به رغم کیفیت بالا و تسهیلات زیاد از جمله سرویس چند زبانه و عملکرد مالتی مدیا (دسترسی به فایل های صوتی، تصویری از طریق متن گزارش ها و اخبار) کماکان در پی ارتقای کیفیت و انطباق با جدیدترین تحولات نرم افزاری و سخت افزاری دنیای اینترنت است. شبکه بی.بی.سی با هدف استقرار و توسعه نسل جدید سرویس های اینترنتی خود، به تازگی تفاهم نامه ای را با غول نرم افزاری جهان یعنی مایکروسافت به امضاء رسانده است. در این یادداشت تفاهم،چارچوب همکاری مایکروسافت و شرکت های زیر مجموعه اش با بی.بی.سی برای ارتقای سیستم های اینترنتی این شبکه تعریف شده است. مارک تامپسون مدیر بی.بی.سی دلیل اصلی این اقدام را احترام به منافع مخاطبان عنوان کرده و گفته است: ما برای اطمینان خاطر از توان رویارویی با چالش های دنیای دیجیتالی آینده و برای حفظ منافع مخاطبان خود، نیازمند مشارکت و همکاری با شرکت های پیشتاز در عرصه فناوری هستیم.
برگرفته از نوشته فرهاد فرجاد ـ روزنامه کارگزاران
به نام پاک آفریدگار دانا
سر آغاز....
رسم چنین است که در آغاز شماره های نخست هر روزنامه یا هفته نامه یا مهنامه،نویسندگان آنها از مقصدی که در نوشتن و پراکندن آن نامه بدیده گرفته اند، هرچند به کوتاهی و فهرست وار، یادی کنند و خواستی را که انگیزه پراکندن آن شده، برای خوانندگان شرح دهند.
این یک رسمی بسیار نیک و سودمند است به شرط آن که نویسندگان نامه و گردانندگان دستگاه آن ، به آن چه که بنام مقصد می نویسند، از ته دل باور داشته باشند و یک غرض پلید را در پرده ریا و فریب نیارایند.
مقصد نویسی در روزنامه و مهنامه، مانند مرامنامه نویسی در حزب هاست و چه زشت و زیانکاری است اگر کسانی چیزهایی بنام مقصد و مرام خود در دفترچه ای نویسند و بدست مردم دهند که خود به آنها باوری ندارند و بسا در پیرامون آنها نیندیشیده و حتی معنای آنها را نفهمیده باشند!
نویسندگان مهنامه فروزا قول می دهندکه این مهنامه از این گونه زشتکاری ها به دور باشد بلکه با این سیاهکاریها نبرد کنند... نویسندگان
فروزا ـ سال یکم ـ شماره یکم ـ آبانماه ۱۳۳۰ ـ ۴۴صفحه بها ۱۰ ریال
هموطنان کلیمی ساکن تهران صاحب یک مجله فرهنگی، اجتماعی و خبری هستند که عمری ۸ ساله دارد. این مجله با مدیر مسئولی و سردبیری هارون یشایایی به صورت ماهنامه منتشر می شود و از طریق اشتراک و تکفروشی با بهای هرشماره ۵۰۰ تومان در اختیار علاقمندان قرار می گیرد. جلد مجله با کاغذ گلاسه در قطع ۴ ـ آ به صورت چهار رنگ چاپ می شود اما صفحات داخلی آن با کاغذ سفید و تک رنگ است. ماهنامه ارگان انجمن کلیمیان تهران ۵۲ صفحه دارد. اعضای هیات تحریریه افق بینا عبارتند از: دکتر یونس حمامی لاله زار، رحمن دلرحیم، سیما مقتدر، آلبرت شادپور، سارا حی، ماهیار کهن باش، فرهاد روحانی، شرگان انورزاده، لیورا سعید، بیژن آصف، الهام مودب، مریم حناسابزاده، مرجان ابراهیمی. امور هماهنگی هیات تحریریه با لئا دانیالی است. از بخش آموزش عبری این ماهنامه به چند لغت مطبوعاتی اشاره می کنیم:
ـ عورخ راشی = سر دبیر
ـ مئمار راشی = سر مقاله
ـ یلده هزمان = رویدادهای زمان
ـ مئمار = مقاله، گفته
ـ معرخت = هیات تحریریه
ـ سیفری یا = کتابخانه
ـ لهیترااوت = به امید دیدار!
نشانی مجله و تلفن:
تهران ـ خیابان جمهوری اسلامی ،خیابان شیخ هادی، شماره ۳۸۵ طبقه سوم
تلفن : ۶۶۷۰۲۵۵۶ ـ نمابر ۶۶۷۱۶۴۲۹
مطبوعات از درون، یک بخش برون مرزی هم برای خود تعریف کرده است که در آن به وضعیت روزنامه نگاران کشورهای همسایه و مقایسه چگونگی فعالیت آنها نسبت به روزنامه نگاران داخل کشور و نیز ارائه اطلاعاتی از مشهورترین چهره های عرصه روزنامه نگاری در جهان می پردازد. بخش اخیر با قبول همکاری دو مترجم مطبوعات سراسری میسر شده است. تا شروع فعالیت همکاران جدید، خبرهایی در ارتباط با جهان روزنامه نگاری را به نقل از صفحه رسانه روزنامه اعتماد بخوانید:
ـ رئیس خبرگزاری مالزی (برناما) از تاسیس یک مرکز روزنامه نگاری اسلامی در جنوب شرق آسیا خبر داد. برای بحث پیرامون راه اندازی این مرکز، به تازگی ۲۰ روزنامه نگار از ۱۵ کشور اسلامی در کوالالامپور گرد هم آمده اند و تاسیس این مرکز را بسیار مثبت ارزیابی کرده اند. از ایران، سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با داشتن دانشکده خبر و ۶۰۰ دانشجو در رشته های مختلف خبرنگاری، برای آموزش روزنامه نگاران این مرکز، اعلام آمادگی کرده است.
ـ سردبیران شش روزنامه در باکو، در اعتراض به سیاست های دولت جمهوری آذربایجان نسبت به رسانه های این کشور، دست به اعتصاب غذا زدند.
ـ فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران، محاکمه سه روزنامه نگار دانمارکی را از سوی دولت آن کشور محکوم کرد. این سه تن، که با انتشار مقالاتی، ادعاهای دولت دانمارک در باره وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق را مورد تردید قرار داده اند، ممکن است به حبس محکوم شوند.
ـ فدراسیون ملی مطبوعات ایتالیا، بدون اطلاع قبلی، تصمیم به برگزاری یک اعتصاب کوتاه مدت از سوی آژانس های خبری و روزنامه ها گرفت. هدف از این اعتصاب، اعتراض به طولانی شدن زمان تمدید قراردادها و بهبود شرایط کاری اعلام شده است.
ـ خبرگزاری افه اسپانیا برای نخستین بار در طول ۶۷ سال تاریخ فعالیت خود، به سوددهی رسید. آلکس گریخلمو رئیس این خبرگزاری در همایش اروپا گفت: درآمد خالص آژانس خبری تحت مسئولیتش در سال جاری میلادی مبلغ ۱۵۰ هزار یورو است که نسبت به سال گذشته ۱۰۸ درصد افزایش نشان می دهد. درایران از میان دهها بنگاه خبری ریز و درشت و قدیمی و نو تاسیس دولتی و نیمه دولتی، حتی یک خبرگزاری که اندک سوددهی داشته باشد، وجود ندارد و بسیاری از آنها که کمترین تاثیری هم در امر خبررسانی ندارند، بی محابا برای تداوم کار بی خاصیت خود، از کیسه دولت هزینه تراشی می کنند.
ـ شبکه بین المللی الجزیره، ماه گذشته پخش برنامه های انگلیسی خود را با شعار فرستادن خبرهای جنوب (جهان سوم) به شمال (کشورهای پیشرفته) آغاز کرد. رسانه های کشورهای عرب از این که الجزیره صاحب تریبونی بین المللی برای انعکاس نظرهای خود به جهان غرب شده است، با عنوان اقدامی غرور انگیز یاد کردند اما در جهان غرب، کسی به استقبال الجزیره نیامد و به آنها خوش آمد نگفت.
دکتر خانیکی : چیزی که ما آن را مطبوعه زرد می نامیم، مخاطب را به عنوان بازار یا کالا یا شیئ قلمداد می کند و مخاطب را در برخوردی تعاملی مد نظر دارد. رسانه های زرد، الزاماْ با قطع متفاوت منتشر نمی شوند و ساده نویس نیستند. حتی توجه به جذابیت های ژورنالیستی به معنای زرد بودن آنها نیست و در مرز حوزه آکادمیک و کار خبر رسانی فعالیت می کنند . اما در تعریف کلاسیک، هر چیزی که جنبه خبری در آن به جنبه تحلیلی اش غلبه داشته باشد و کمتر از تصویر استفاده کند، ممکن است ویژگی مطبوعات زرد شمرده شود.
کاشیگر : من این را نمی پذیرم که تعریف مطبعه زرد فقط در اهمیت دادن به تیراژ و جذب مخاطب عام است . هیچ رسانه ای را سراغ ندارم که فقط بر اساس انگیزه تیراژ کار کند. اما هیچ رسانه ای هم نیست که به دنبال مخاطب نباشد. بحث بر سر صحت خبر است و این که چقدر مهم است که خبر پخش شده، صحیح باشد . به نظرم باید این جنبه را برجسته کرد که ویژگی مطبوعات زرد، «فقدان کم ترین اخلاق» است. در نتیجه به جای انتشار اخباری که صحت و سقم آنها قابل بررسی است، به شایعات میدان می دهند .
دکتر آشنا : به تعبیری می توانم بگویم نشریات زرد، رسانه های مقاومت هستند در برابر نشزیاتی که ادعا می کنند حقیقت در دست آنها است . نشریات متهم به زرد، یکی از کارهایشان شکستن هیمنه یکی از همین خوب های مرتب است. این کارکرد می تواند نهادینه شده همان شایعه سنتی ما باشد. بیانگر حقایقی است که بیان نمی شود. خرید این نشریات از سوی مردم، دلیل فضولی مردم نیست. مردم دنبال چیز هایی هستند که به آنها گفته نمی شود. می توان گفت سطل کاغذ باطله های بخشی از نشریات، ورودی بخشی از نشریات دیگر است و خبر هایی که شانس گذر از فیلتر رسانه های مصلح را پیدا نمی کنند، شانس این را دارند که وارد تور نشریات زرد شوند !
منبع گزیده ها : ماهنامه خردنامه همشهری - مهرماه ۸۵
گر راست سخن گویی و در بند بمانی به زان که دروغت دهد از بند رهایی
سعدی
چو حرفم برآمد درست از قلم
مرا از همه حرف گیران، چه غم
سعدی
این وبلاگ نویسی که هر روز رونق بیشتری می گیرد، در واقع جای دفترچه های یادداشت و خاطرات نسل پیش از ما را گرفته است، با این تفاوت که آن دفترچه ها و خاطره نویسی ها، عمدتاً در کنج قفسه ها و صندوقچه ها خاک می خورد و می پوسید و کسی از دلتنگی ها و نجوا های نویسنده اش با خبر نمی شد، اما در زمانه ما، اگر در خلوت نیمه شب، حرفی از سر دلتنگی بر صفحه ی رایانه ای نقش بندد، تنها به فاصله چند پلک به هم زدن، در آنسوی دنیا هم ممکن است همزبان دردمندی، با تو هم نفس شود و آهی بکشد و قطره اشکی بیفشاند و در دل زمزمه کند که کاش به خاطر تحمل ناپذیری بخشی از جامعه در برابر حرف های تلخ اما درست، این همه از یکدیگر دور نمی شدیم. دریغ که همچون دوران زندگی مولانا شمس :
من گنگ خوابدیده و
خلقی تمام کر
من
عاجزم ز گفتن و
خلق از شنیدنش
(منسوب به شمس - خط سوم -
دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی)
اما هم چنان به قول مولانا شمس :
چون گفتنی باشد ،
و همه عالم
از ریش من درآویزد
که مگر نگویم ...
اگر چه بعد از هزار سال ،
این سخن
بدان کس رسد
که من خواسته باشم
تازه ترين کتاب در ارتباط با دنيای روزنامه نگاری، تحت عنوان «سرمقاله و سرمقاله نويسی» نوشته دكتر ايرج رستگار در ماه گذشته به كوشش نشر قو، به بازار عرضه شد. اين كتاب در تیراژ ۲۰۰۰ نسخه با ۱۶۶ صفحه به قيمت ۱۶۰۰ تومان در اختيار دوستداران و علاقه مندان حرفه روزنامه نگاری است.
دكتر رستگار در اين كتاب با مقدمه ای در تعريف اهميت سرمقاله، به مباحثی همچون كاركردهای سرمقاله، زنجيره ی اثر سرمقاله و عناصر سرمقاله پرداخته و در پايان اشاره ای به يک تحقيق دارد كه در آن، سرمقاله های سه روزنامه سلام، كيهان و رسالت از تيرماه سال ۷۰ تا تيرماه ۷۱ مورد بررسی قرار گرفته است.
صفحه آغازين كتاب به ابياتی از مولانا مزين است:
ای عاشقان، ای عاشقان، من خاك را گوهر كنم
وی مطربان، ای مطربان، دف شما پر زر كنم
ای تشنگان، ای تشنگان، امروز سقايی كنم
وين خاكدان خشك را ، جنت كنم ، كوثر كنم
روزنامه «اراده آذربایجان» در سال ۱۳۲۸ توسط آقای زهتاب فرد راه اندازی شد و تا بهمن ۱۳۵۷ با مدیریت ایشان اداره می شد. زهتاب فرد در سلسله نشست های بررسی مطبوعات - شهریور ۱۳۲۰ تا بهمن ۱۳۵۷ - بخشی از خاطرات خود مربوط به چگونگی شکل گیری و فعالیت این نشریه را باز گفته است. بریده ای از این خاطرات، برگی از تاریخ مطبوعات دیروز ایران را تشکیل می دهد:
... راجع به روزنامه «اراده آذربایجان» باید عرض کنم در سال ۱۳۲۸ سن بنده در حدی نبود که امتیاز روزنامه بگیرم اما لازم می دیدم یک روزنامه ای داشته باشم. هیچ امکان مالی، حتی یک تومان به معنی ۱۰ ریال هم نداشتم. به فکرم رسید که همسر برادرم بیشتر از ۳۰ سال سن دارد. شوهر او را نیروهای شوروی دزدیده و برده بودند و همسر و فرزندانش تحت تکفل من زندگی می کردند. همسر برادرم سواد زیادی نداشت ولی بالاخره شرایط برای داشتن امتیاز روزنامه را داشت. آن زمان هم مستأجر بودم و هر ماه ۵۰ تومان اجاره می پرداختم. مدت دو ماه و نیم طول کشید تا توانستم از وزارت معارف آن زمان، که در خیابان اکباتان بود، امتیاز یک روزنامه به نام همسر برادرم بگیرم. حالا مشکل پول داشتم؛ به چند نفر از دوستانم گفتم شما باید به من کمک کنید تا بتوانم روزنامه در بیاورم. گفتند چه کار کنیم؟ گفتم هر کدام از شما پنچ شش تا قبض پنج تومانی برای مدت یک سال بدهید تا بتوانم در این کار موفق شوم. حدود ۱۰ روز طول نکشید که هر کدام بیست سی تومان برای من آوردند. من هم با این پول ها به «چاپخانه تابش» در خیابان فردوسی رفتم و قرارداد روزنامه را (که هزینه آن حدود ۱۲۰ تومان می شد) بستم. هزار تا روزنامه به قیمت ۱۲۰ تومان. بند کاغذ را، که الان حدود هشت نه هزار تومان است، بنده آن زمان با ۲۴ تومان می خریدم. قیمت هر عدد روزنامه هم فقط یک قران بود. حالا چه تعداد از این روزنامه ها را به دوستان هدیه می دادم بماند. بنابراین، اینکه می گویند سیدضیاءالدین کمک مالی کرد، کمک او همین بود که این شعور را به من داد که از این پنج شش نفر کمک گرفتم. مدتی بعد، آذربایجانی ها واقعا همت کردند و آقایان هیئت، دکتر مجتهدی، دکتر محمود نورآذر، دکتر محمدعلی موحد و دیگران هر کدام از پنج تومان تا ده تومان پول دادند و مشترک روزنامه شدند. به این ترتیب کار را دنبال کردم.
مطالبی که باید چاپ می شد خودم هر روز به چاپخانه تابش می بردم. منزلم خیابان ناصر خسرو بود. آن زمان محیط روزنامه و چاپخانه خیلی نامرتب و کثیف بود. تقریباً تا صبح بیدار می ماندم تا روزنامه از چاپ در بیاید. هزار یا حداکثر دو هزار روزنامه را می بستم و روی کولم می انداختم و به منزل می بردم. قبل از اذان صبح برادرزاده هایم را از خواب بیدار می کردم. بچه ها روزنامه ها را تا کرده و به هر کدام یک شاهی تمبر می زدند. بعد، روزنامه ها را به تمام سفارتخانه ها، وزارتخانه ها، نمایندگان مجلس و کلیه افراد سرشناس می فرستادم بدون آنکه از آنان پول دریافت کنم. خدا شاهد است که از مرحوم سید ضیاءالدین یک دینار هم کمک نگرفتم و البته نیازی هم پیدا نکردم.
اگر روزنامه هایی از سید ضیاءالدین کمک می گرفتند به حزب اراده ملی وابسته بودند در حالی که من این وابستگی را نداشتم بلکه به شخص سید اعتقاد داشتم، حالا هم دارم و بقاء بر میت جایز است. البته آذربایجانی ها بیشتر به من کمک کردند تا بتوانم روزنامه را در بیاورم. یادم هست که یک روز به من تلفن کردند که آقا روزنامه شما بیرون پیدا نمی شود ۵۰۰ تا یا ۱۰۰۰ تا روزنامه بفرست. تعجب کردم؛ ولی بلافاصله چاپ کردیم و فرستادیم. روز دوم آن شخص گفت ۲۰۰۰ روزنامه بفرست. از جایم پا شدم و بیرون آمدم. یادم رفت که روزنامه توی کیفم بگذارم تا به دوستم بدهم. به روزنامه فروشی مراجعه کردم و خواستم روزنامه اراده آذربایجان به من بدهد. با لهجه آذربایجانی گفت: نداریم. دوستش که کنارش ایستاده بود به روزنامه فروش گفت روزنامه خودت را بده؛ این آقای زهتاب است. او هم از جیبش روزنامه ای در آورد و به من داد. خیلی تعجب کردم. پرسیدم چطور شد؟ گفت: در این روزنامه شعر «حیدر بابا سلام» هست. مرحوم شهریار اولین بار شعر معروف «حیدر بابا سلام» را به من داد تا در روزنامه چاپ کنم. همین کار تیراژ روزنامه را یک دفعه به ۲۰۰۰ تا بالا برد. آن موقع مثل حالا نبود که روزنامه ۵۰ و ۱۰۰ هزار تا فروش داشته باشد. روزنامه ها ۱۰۰ تا ۱۵۰ شماره بیشتر تیراژ نداشتند. البته بالا رفتن تیراژ روزنامه ما برای مدتی محدود بود ولی همین مدت موجب شهرت آن شد. به هر حال، روزنامه به کار خودش ادامه داد. هفت هشت بار هم آن را توقیف کردند که حالا کاری ندارند. همان طور که آقای انور خامه ای فرمودند، بعضی از مدیران همه کارهای روزنامه را انجام می دادند، از جمله خود من مصحح بودم، آگهی می گرفتم به قیمت یک قران و خلاصه بیشتر مقالات را می نوشتم، در حالی که الان، برای درج یک آگهی چند میلیون تومان می گیرند. آن روزها این خبرها نبود ...
منبع : فصلنامه تاریخ معاصر ایران - شماره ۳۷ - سال ۱۳۸۵
بریده ای از سفرنامه سانسون - ص ۱۸
... وقتی مهندس فرانسوی خواست آب کوهرنگ را در زمان شاه عباس ثانی به زاینده رود سرازیر سازد، شیخ علی خان که آن وقت حاکم کرمانشاه بود، در نواحی کردستان و همدان املاک فراوان داشت، مانع این کار شد تا بتواند غلات و محصولات مختلف املاک و دهکده های متعدد خود را که در ایالت کرمانشاه و همدان داشت، در اصفهان به فروش برساند.
این مرد به قدری نفوذ و قدرت داشت که منافع شخص او، بر منافع کشور رجحان داشت. به این ترتیب که شیخ علی خان به شاه قبولاند که آب کوهرنگ مضر، بد و زیان بخش است و آب زاینده رود را که تنها آب مشروب اصفهان می باشد، فاسد و آلوده خواهد ساخت! سایر امرا نیز نظر او را تایید کردند و طرح مزبور عقیم ماند.
منبع : چکیده های تاریخ - ص ۱۱۳۲
گر بشنوی نصیحت و گر نشنوی ز صدق
گفتیم و بر رسول ، نباشد بجز بلاغ
مواعظ سعدی - ۱۳۳
روزنامه اطلاعات ۳۵ سال پیش در سرمقاله خود با عنوان« بازنشستگی در بخش خصوصی» ضمن اشاره به آئین نامه مصوب شورای عالی تامین اجتماعی چنین نوشته است:
کارکنان مطبوعات که به اعتبار خدمت در موسسات مطبوعاتی جزو کارمندان بخش خصوصی محسوب می شوند، بارها با مقامات دولتی به ویژه رئیس دولت در باره وضع استخدامی خود مذاکراتی داشته اند و نخست وزیر اظهار می کرد کارکنان مطبوعات اکثرا کارمند دولت هستند و از نظم استخدامی دولت برخوردار می شوند!
کادر تحریری مطبوعات، غالبا کار دولتی دارند ولی از سر اضطرار، زیرا مطبوعات نمی تواند جوابگوی احتیاجات مادی آنها باشد و وضع زندگی کسانی که عمر خود را وقف خدمات مطبوعاتی کرده اند و بجز این اشتغالی نداشته اند، همواره عبرت سایرین بوده است و اگر کسی برای ارضای ذوق و قریحه خود روزنامه نگاری را بر گزیند و کار دیگر دست و پا نکند، در روزگار پیری و از کارافتادگی، گرسنه می ماند و یا وقتی اجل رسید، خانواده آنها از هم می پاشد.
مردم اکثرا فکر می کنند کار یعنی کار دولتی و طبعا کاری را که متکی به خزانه دولت و نظام استخدامی دولت نباشد، جدی نمی گیرند. در هر حال این آئین نامه اقدام مهمی خواهد بود در امر رفاه عمومی!
(روزنامه اطلاعات ـ مهرماه ۱۳۵۰)
هم بازی مهران مدیری در یکی از نخستین سریال های طنز تلویزیونی که یک شبه ره چند ساله پیمود، مدتی است به نویسندگی روی آورده و براساس یکی از نوشته هایش، در نظر دارد کارگردانی فیلمی را نیز آغاز کند. به نوشته روزنامه همشهری، لاله صبوری گفته است از نیمه دوم سال آینده، قطعا ساخت یک مجموعه تلویزیونی را با استفاده از طرح ها و نوشته های خودش آغاز می کند.این هنرپیشه اخیرا بازی در یک سریال ۲۶ قسمتی بنام «این نه منم» را به اتمام رسانده است. کارگردانی این سریال آماده پخش را بهروز خلجی بر عهده دارد و قرار است بعد از ماه مبارک رمضان روی آنتن برود. مجموعه ۵۲ قسمتی شهرک ترافیک، عنوان سریال دیگری است که لاله صبوری به عنوان نویسنده در آن حضور دارد. این سریال در قسمت های ۱۰ دقیقه ای از شبکه دوم سیما پخش می شود و بازیگران آن پرستو گلستانی و نصراله رادش هستند.
فهرست دقیقی از اسامی خبرنگاران دیروز و امروز تهران و شهرستان ها در دست نیست، اما هرجا مجال افتد، اطلاعات مستندی که به دست آید، دراین وبلاگ نقش می بندد. اینک فرصتی است که با شماری از خبرنگاران قدیم زنجان آشنا شویم.
شش تن از روزنامه نگاران، نویسندگان و مدیران مطبوعات که زنجانی هستند و نامشان در تاریخ مطبوعات مربوط به سال های ۱۲۸۵تا ۱۳۷۵ آمده است، جهت آشنایی با نحوه کارشان در این جا معرفی می شوند:
۱- میرزا عیسی خان زنجانی ملقب به قانونخواه ناصرالمله که در سال ۱۳۰۹ روزنامه خبری«پروین خمسه» را در زنجان منتشر می کرد. وی پیش از آن، هفته نامه سیاسی مخالف زمان رضاخان را به نام «ناصرالمله» در تهران و در سال های ۱۳۰۲ و ۱۳۰۳ منتشر می کرد.
۲- اسحاق زنجانی یکی دیگر از روزنامه نگاران زنجان است که سردبیری مجله ماهانه سینمایی به نام«سینما و نمایشات» را در سال ۱۳۰۹ در تهران عهده دار بود. صاحب امتیاز این مجله علی وکیلی نام داشت.
۳- م.رحمان زنجانی، مجله ماهانه «راهنمای نرخ بنیاد در سراسر ایران» را که درباره تهیه و تنظیم نرخ و معرفی مصالح مطلب می نوشت، مدیریت می کرد. این مجله در سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۱ در تهران منتشر می شد.
۴- رضا زنجانی مدیریت هفته نامه ادبی-هنری «اتمیک» را در سال ۱۳۳۱ در تهران بر عهده داشت. صاحب امتیاز اتمیک، مهندس حسن هنربخش بود.
۵- میرزا علی خان زنجانی که سردبیری روزنامه سیاسی «صبح صادق» را بر عهده داشت. این روزنامه توسط مرتضی قلی خان مؤیدالملک منتشر می شد. صبح صادق از معروفترین روزنامه های بعد از صدور فرمان مشروطیت در ایران بود و در تهران منتشر می شد و در روز گلوله باران مجلس شورای ملی، دفتر این روزنامه به گلوله بسته شد. مدیریت این روزنامه را مهدی قلی خان مؤید دیوان عهده دار بود.
۶- فخر الدین وفا زنجانی، مدیر هفته نامه سیاسی «شهاب» در سالهای ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۳ در تهران بود. صاحب امتیاز شهاب، ملک افسری و سردبیر آن علی افضلی بود.
برگرفته از : نشریه شهاب زنجان با مدیر مسئولی محمد شکوهی - مهرماه ۱۳۸۵
در يك اقدام بي سابقه، مصطفي پور محمدي دستور داد از ورود خبرنگار خبرگزاري فارس به ستاد انتخابات كشور جلوگيري شود.
به گزارش فارس، عصر جمعه خبر نگار سياسي خبرگزاري فارس براي پوشش اخبار مر بوط به انتخابات مهم 24 آذر به ستاد انتخابات كشور مراجعه كرد ولي از ورود وي جلوگيري شد ومقامات مسؤل ستاد اعلام كردند كه گفته شده خبرنگار خبرگزاري فارس اجازه ورود ندارد.
پس از پيگيري هاي به عمل آماده مشخص شد اين اقدام بر اساس دستور مستقيم وزير كشور صورت گرفته است و رايزني ها براي تجديد نظر در اين دستور كه هنوز هيچ دليل قانع كننده اي براي آن ارائه نشده است به نتيجه نرسيد.
مصطفی پورمحمدي گفت: اين تصميم شوراي اطلاع رساني وزارت كشور است كه اجازه ندهد خبرنگار فارس كه مقررات را رعايت نكرده در ستاد انتخابات حضور يابد.
مصطفی پورمحمدي وزير كشور كه پيش از ظهر روز جمعه در ستاد انتخابات وزارت كشور با خبرنگاران گفتگو ميكرد، در پاسخ به سوال خبرنگاري كه پرسيد «چرا از ورود خبرنگار فارس به ستاد انتخابات ممانعت شده است»، گفت: ما به خبرنگاران احترام ميگذاريم اما اين بدان معني نيست كه اگر كسي مقررات را رعايت نكرد، پليس دستش را نگيرد و بازداشتش نكند.
وزير كشور بدون اشاره به اينكه جرم خبرنگار فارس چيست، اظهار كرد: هر جاكسي اگر به اخلاق حرفه اي عمل نكند با كمال معذرت با او برخورد مي شود. وي ادامه داد: ما در خدمت خبرنگاران هستيم و خود را نيازمند به حضور آنان مي دانيم اما براجراي قانون تاكيد داريم و سعي مي كنيم طبق ضوابط عمل كنيم. پور محمدي با گلايه از برخورد خبرنگار خبرگزاري فارس نسبت به اخبار وزارت كشور افزود: درخصوص خبرنگار فارس اتفاقي افتاده كه روابط عمومي و شوراي اطلاع رساني تصميم به اين كار گرفتهاند.
وزير كشور در پايان افزود: عليرغم نامهرباني خبرگزاري فارس با وزارت كشور ما از آنها خواستهايم تا نماينده اي ديگر را معرفي كنند ولي آنها اينكار را نكردند و فكر مي كنيم در يك محيط تفاهم اين اولين حق يك مجموعه محسوب مي شود و اگر نماينده ديگري از خبرگزاري فارس بيايد، پذيراي ايشان هستيم.
خبرگزاري فارس روز چهارشنبه در گزارشي، از سكوت رسانه اي وزارت كشور در آستانه انتخابات و مشي انقباضي اين وزارتخانه در تعامل با رسانه ها انتقاد كرده بود.
اين اظهارات وزير كشور در حالي صورت ميگيرد كه عصر روز گذشته هنگام مراجعه خبرنگار خبرگزاري فارس به ستاد انتخابات، حراست وزارت كشور با بيان اينكه دستور دارند تا نماينده خبرگزاري فارس را به ستاد انتخابات راه ندهند، خواستار خروج خبرنگار فارس از وزارت كشور شد و صبح امروز هم هنگام مراجعه خبرنگار فارس به استانداري تهران، مسولين با بيان اينكه مسولان وزارت كشور در تماس با استانداري خواستار جلوگيري از ورود خبرنگار فارس شدهاند، از فعاليت خبرنگار فارس جلوگيري كردند.
منبع خبر: سایت بازتاب
...در این بیست سال گذشته، هر کس به دارالخلافه آمد و رفت نموده و یا توقف داشته، معلومش شده است که آب هوای این شهر نسبت به سابق بسیار تفاوت کرده است؛ به مرتبه ای که سببش درست معلوم نمی شمود. بعضی می گویند که به سبب زیاد شدن باغات و اشجار و زراعات است و بعضی می گویند به سبب زیادتی آب جاری است. هرسبب که باشد، سابق در این فصل چنان گرم بود که توقف در شهر مشکل بود و اهل خود شهر به اشکال می توانستند زیست نمایند. در این سال، تا حال، به حمداله بسیار خوش گذشته، چند روز گرم شد و چند شب، مانند سابق، هوا خفه بود. اما در شب پنج شنبه هفته گذشته، تا پنج ساعت باران ملایمی آمده، صبح دیدند که در روی کوه البرز برف تازه باریده و از آن وقت هوا در شب ها بسیار خنک است؛ به طوری که اگر دائم این قسم باشد، مردم محتاج به رفتن ییلاق و سردسیر نمی شوند و این باران که آمده بود، چنان شدت نداشت که به حاصل، ضرر بزند و هر قسم حاصل، خواه میوه و خواه غله، کمال وفور را دارد و ارزان و فراوان می باشد.
وقایع اتفاقیه ـ سنه ۱۲۶۷ ـ نمره ۲۱
وبلاگ، مثل دفترچه خاطرات یا دست نوشته های روزانه یک فرد است. کسی بیاید و با تحکم بگوید تو حق نداری یادداشت روزانه بنویسی، جای خیلی حرف و حدیث به میان می آید. یکی اگر خیلی از خواندن یادداشت های دیگران ناراحت است، می تواند آن را نخواند. اخطار و هشدار و اخراج لازم ندارد.
ماجرا از این قرار است که طبق نوشته روزنامه اعتماد به نقل از سایت آفتاب، مدیر یکی از خبرگزاری ها، از خبرنگاران خود خواسته است دست از وبلاگ نویسی بردارند و چون کسی این حرف را جدی نگرفته است، پس از خط و نشان کشیدن، یکی از آن ها را از کار بر کنار کرده است!مدیر خبرگزاری به این هم اکتفا نکرده و به دیگران پیغام داده است اگر دست از وبلاگ نویسی برندارند، سرنوشتی مثل خبرنگار اخراجی در انتظارشان است.
ما کجا ، آن ها کجا!
قدیمی ترین باشگاه خبرنگاران آسیا، که متعلق به کشور تایلند است، به میمنت و مبارکی، نیمه دوم امسال به ۵۰ سالگی خود پا گذاشت. آن طور که خبرگزاری کم سن و سال فارس از شرق آسیا خبر می دهد، به مناسبت پنجاهمین سال تاسیس این باشگاه، مراسم ویژه ای در هتل اورینتال بانکوک برگزار شد. در این مراسم نمایندگانی از تمامی رسانه های مستقر در تایلند، مقام های دولتی، نمایندگان سفار تخانه ها و سایر سازمان ها و افراد مرتبط، حضور داشتند. این باشگاه، قدیمی ترین در نوع خود، در منطقه آسیا محسوب می شود و صدها عضو دارد. فکرش را بکنید اگر این جشن با همین ترکیب مهمانان، در گوشه ای از تهران بر پا می شد، تا امروز چه انگ ها و پیرایه ها که به روزنامه نگاران پاکدل و بیدفاع رسانه ها و بانیان برپایی این محفل بزرگداشت نمی بستند!
منبع خبر: روزنامه کارگزاران ، شماره پانزدهم مهرماه ۸۵
در زمان سلطنت محمدعلی میرزا و اوایل مشروطه، مرد آزادیخواهی که زبان روسی را خوب می دانست، در بانک استقراضی روس، معاون اول بود.این شخص میر سیدباقرخان نام داشت ولی مردم او را آقابانکی می گفتند. در همان اوقات، محمدعلی میرزا در صدد برآمد داش مشدی های چاله میدان را جمع کند و در میدان توپخانه غوغایی بر ضد مشروطه خواهان راه بیندازد اما انجام این کار پول لازم داشت و محمدعلی میرزا پول نداشت.لذا محرمانه به بانک استقراضی روس پیغام دادکه پولی جهت آن مصرف به او دهند. روس ها گفتند چون ایران مشروطه شده، پرداخت قرض باید با اجازه مجلس باشد اما اگر شاه، جواهرات واشیای نفیس گروی بدهد، به شخص او پول قرض می دهیم
محمدعلی میرزا ناچار مقداری از جواهرات شخصی و لباس های مروارید دوزی ملکه را به بانک فرستاد و وجهی گرفت. البته این جریان کاملا محرمانه بود ولی آقا بانکی که از مردان آزادیخواه بود، بدون ملاحظه، تمام قضایا را برای صور اسرافیل فرستاد و روزنامه هم آن را بدون کم و کسری درج کرد. محمدعلی میرزا از روس ها گله نمود.آن ها هم در صدد تحقیق بر آمدند. میرسیدباقرخان بدون آن که کسی را متهم کند، صاف و پوست کنده به رئیس بانک گفت:کار،کارخودمن است! آن ها هم آقا بانکی را اخراج کردند.
در همان اوقات درصددبرآمدند پولی به عنوان قرضه ملی از مردم جمع کنند و بانک ملی بگشایند. مرحوم ملک المتکلمین، مرحوم سید جمال الدین اصفهانی و عده ای از نمایندگان، راجع به این موضوع و فواید آن نطق هایی کردند. حسن استقبال بی سابقه به عمل آمد؛ حتی زن های چادری بدون ذکر اسم، النگوهای خود را در مسجد ها از دست در آوردند و برای سرمایه بانک تسلیم کردند.
در عین حال دست های خارجی کارها رامختل می ساخت. سرانجام کسانی که برای قرضه ملی پول داده بودند و دست هایشان از همه جا کوتاه بود، شب هفتم محرم موقع روضه خوانی به تکیه دربار هجوم آورده و بست نشستند. شاه هم به آن ها جواب داد: «بروید پول هایتان را از مجلس بگیرید» و به این ترتیب نخستین اقدام برای قرضه ملی با شکست مواجه شد.
نقل از : اطلاعات ماهانه ـ تیرماه سال ۱۳۳۷
بخش مطبوعاتی ـ فرهنگی سفارت هند در تهران، یک مجله جالب و خواندنی منتشر می کند که «آئینه هند» نام دارد. این مجله در قطع آ ـ ۴با جلد و کاغذ گلاسه و رنگی در ۵۲ صفحه، هر دو ماه یک بار به چاپ می رسد و ۱۰۰۰ نسخه تیراژ دارد. با توجه به نزدیکی های فرهنگی بین ایران و هند، مطالب و عکس های این نشریه برای خواننده ایرانی دلنشین و پذیرفتنی است و می توان با مرور آن، سیر و سیاحتی دیداری و نوشتاری با شگفتی های این سرزمین داشت.
روی جلد شماره مردادماه «آئینه هند» با تصویری ذهنی از الهه دورگا زینت یافته است. «قلعه سرخ دهلی، سمبل قدرت» ترجمه مریم حسینی، شکارچیان سندربن، حزین شهرآرا و حزن شهرآشوب از عیسی کریمی، هیماچال سرزمین خدایان ترجمه حسین کرمیار، دریاچه مانسار، گلدوزی کشمیری، و جایگاه فستیوال ها در هنر هند، عنوان بخشی از مطالب و عکس های شماره ۱۱ این مجله است. علاقه مندان می توانند با نشانی زیر مکاتبه نمایند تا آئینه هند برای آنها به طور رایگان فرستاده شود.
مدیر مسئول آئینه هند: آی.پی. مهاتان (دبیر اول)
مترجم و ویراستار: سید عبدالقادر هاشمی
نشانی دفتر: تهران ـ خیابان میرداماد، شماره ۴۶ تلفن و نمابر: ۸۸۷۴۵۵۵۷
خواندن روزنامه یکی از اموری است که به صورت کارهای روزانه بیشتر افراد در دنیا بوده و معمولا زمان خاصی را در طول روز به این کار اختصاص می دهند. با ورود تکنولوژی و اینترنت به دنیای خبر و خبررسانی، تحولات عظیمی در این زمینه رخ داده است و افراد در عرض چند دقیقه از اخبار سراسر دنیا از طریق سایت خبرگزاری ها و روزنامه ها مطلع می شوند.پیشرفت ها به حدی است که برخی اوقات، پیش از چاپ روزنامه بر روی کاغذ، اطلاعروزنامه خوانی آن لاینات بر روی سایت قرار می گیرد و کاربران می توانند به راحتی از آن ها استفاده کنند.
در دسترس بودن اینترنت برای مردم در هنگام کار و در منازل باعث شده بسیاری از آن ها به جای خرید روزنامه های کاغذی، به سایت های مربوطه مراجعه کرده و اخبار را پیگیری کنند. این روش، روز به روز در کشورهای پیشرفته و مکان هایی که دسترسی مردم به کامپیوتر و اینترنت بیشتر است، فراگیرتر می شود. تحقیقات تازه نشان می دهد در امریکا تعداد کاربرانی که روزنامه ها را از طریق اینترنت خوانده اند با ۳۰ درصد رشد نسبت به سال گذشته رو به رو شده است. طبق این تحقیق، کاربران اینترنتی روزنامه ها ۵/۵۵ میلیون نفر در ماه بوده که ۳۱ درصد رشد را نسبت به ماه مشابه ار سال ۲۰۰۵ نشان می دهد. این آمار همچنین حاکی از آن است که در حال حاضر بیش از یک سوم کاربران اینترنتی امریکایی، از سایت های روزنامه ها برای خواندن خبرها استفاده می کنند.
بدیهی است روی آوردن کاربران به استفاده از سایت های اینترنتی به نفع روزنامه ها نخواهد بود، زیرا آنها علاوه بر از دست دادن مشتریان، تبلیغات خود را نیز از دست خواهند داد. در این راستا، مقاومت سودی نخواهد داشت و نهایتا در چند سال آینده اکثر روزنامه ها به سایبر ژورنال تبدیل خواهند شد و می بایست روش کسب درآمد خود را تغییر دهند.
با توجه به روند رشد فناوری و اطلاعات در جهان، بسنده کردن روزنامه ها به روش های سنتی و درآمد های حاصل از آن، بسیار ساده لوحانه است و می بایست تلاش خود را برای تغییر روش آغاز کنند.
سید محمد تقی رسولی - بر گرفته از همشهری
در سرزمینی که دروغ٬ تظاهر٬ بدگویی٬ غیبت٬ همه زشت و ناپسند بود ٬ امروز کارمان به جایی رسیده است که جز با این صفات زشت ٬ روزگار نمی گذرد . دریغ !
راستی نیوز٬ یادی است از نیکان و پاکان دیروز این سرزمین اهورایی و نقدی بر اوضاع آشفته اجتماعی امروز ٬ تا شاید تذکری باشد بر این افسارگسیختگی و انحطاط اخلاقی .با این امیدواری که باز هم شاهد پاکی و پاکیزگی زبان و کردار و پندارمان باشیم ٬ و روشنایی را بار دیگر بر گستره ی این سرزمین افسانه ای مشرق زمین بگسترانیم . اگر شما هم چنین آرزویی دارید ٬ قدم پیش بگذارید ٬ کژ رفتاری ها را به باد انتقاد بگیرید و پند و روش بزرگان دیروز را به رسم یادبود ، متذکر شوید . پایدار و سربلند باشید .
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند
نتایج یک تحقیق منتشر نشده بر روی 22 نشریه محلی، سراسری و عامه پسند نشان می دهد که 67 درصد مطالب دچار مشکل عمومی زبان فارسی نویسی هستند. در این تحقیق که بر روی مطالب چاپ شده در یک روز انجام شده و به تصادف 560 جمله از بخش های مختلف نشریات انتخاب شده اند بیشترین غلط ها در نشریات عامه پسند سپس سراسری و کمترین غلط ها در مطبوعات محلی بوده اند. براساس این تحقیق بیشترین بسامد واژه های بیگانه در نشریات ورزشی بوده است.
منبع : روزنامه اعتماد - ۲۱/۹/۱۳۸۵
خدمت به مطبوعات حرفه ای و بی طرف
یک مصوبه دولتی در ۵۸ سال پیش، نشان ازحساسیت حکومت وقت نسبت به بی طرفی مطبوعات دارد و شورای وزیران، مسئولان دولتی را بر اساس این مصوبه، از پرداختن به کار روزنامه نگاری منع کرده است. متن مصوبه دولت هژیر که در شهریور سال ۱۳۲۷ در باره مطبوعات عمومی به تصویب رسیده، درخور تامل است:
...مصوبه شورای وزیران (دولت هژیر) با سه هفته تاخیر در ۲۹ شهریور سال ۱۳۲۷ برای اجرا به ناشران روزنامه های عمومی ( حرفه ای ) کشور ابلاغ شد. طبق آئینامه تازه که هشتم شهریور به تصویب شورای وزیران کابینه هژیر رسیده، حقوق بگیران سازمان های دولتی تا زمانی که شاغل هستند، نمی توانند سردبیر و یا عضو تحریریه نشریات عمومی ( غیر تخصصی و غیر حزبی) باشند. در ابلاغیه دولت آمده است که مقررات تازه از اول مهر ماه (سال ۱۳۲۷ هجری) به اجرا در خواهد آمد...
...عبدالحسین هژیر نخست وزیر وقت در توجیه این مصوبه، در یک نطق رادیویی گفت بسیار دیده شده که خبرنگار و یا دبیر یک حوزه خبری، کارمند همان وزارتخانه و دستگاه دولتی است و این، یک روزنامه نگاری سالم و بی طرفانه نیست و این مصوبه برای خدمت به مطبوعات حرفه ای است که باید بی طرف باشند، نه بر ضد آنها.
منبع: روزنامه کارگزاران - ۲۹ شهریور ۸۵
در عصر انقلاب ارتباطات، جستجوگر اینترنتی گوگل ٬ دسترسی به روزنامه های ۳۰۰ سال پیش را امکان پذیر کرده است. بخش فرهنگی و آکادمیک موتور جستجوی گوگل به کاربران خود وعده داد به زودی سرویس جدیدی به نام جستجوگر بایگانی اخبار (Google News Archive Search) ارایه می کند که می توانند مقالات چاپ شده در روزنامه های پیش از سالهای ۱۷۰۰ در آمریکا رامطالعه کنند. در این سرویس ، گوگل به طور مستقیم کاربران را به سایت رسمی روزنامه ها هدایت می کند و در آنجا بنابر سیاست هر روزنامه، مقاله ها به طور رایگان یا غیر رایگان در اختیار کاربر قرار می گیرد، بدون آنکه گوگل از این کار سودی برای خود در نظر بگیرد. بدین ترتیب در آینده نزدیک مجموعه ای از همه مقاله های چاپ شده در روزنامه های معتبر جهان در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد و شما نیز می توانید با یک جستجوی ساده تا عمق ۳۰۰ سال آرشیو مطبوعاتی در دل تاریخ به پیش بروید !
بیشتر روزنامه های معتبر آمریکایی از این اقدام گوگل استقبال کرده و قبول کرده اند مقاله های خود را که تا سال ۱۹۸۱ به صورت دیجیتالی و قابل جستجو در آمده است، در اختیار گوگل قرار دهند.
منبع خبر : AFP
عریضه ای در باب ایجاد سانسور
پنج شنبه ، ۱۹ ربیع الثانی ۱۳۰۲ - صبح بسیار زود، خانه صدر اعظم رفتم. منزل آقا رضا خواجه پیاده شدم. صدر اعظم اندرون بود. بیرون نیامده، مدتی آنجا نشستم. بعد خدمت شاه رسیدم. عریضه ای دیروز عرض کرده بودم، جواب دادند.
این عریضه به جهت این بود که شاه را ملتفت کنم که انگلیسی ها با من عداوت دارند؛ به واسطه عدم مراوده که با آنها دارم و خبرچی آنها نیستم و احتمال دارد که روزنامه «اطلاع» را متزلزل کنند. دستخط خیلی خوبی شاه نوشته بود و همچنین عریضه ای که پریروز داده بودم در باب ایجاد «سانسور» به جهت کتب چاپی و غیره، خیلی پسند فرموده بودند. مقرر شده بود این کار به من رجوع شود. عضدالملک می گفت: «در غیاب تو، خیلی از تو تعریف فرمودند». خلاصه، بعد از ناهار خانه آمدم.
نقل از : روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه - جلد ۱ - صفحه ۳۸۱
در دفتر سالکان دانش نام تو هماره بد سرآغاز
امشب ، فرصتی است که لحظاتی با مولانا باشیم و در خلوت خود به انتظار بنشینیم تا قلندران از دوردست ها بما بپیوندند و بر گرمی این محفل مجازی رسانه ای بیافزایند .
و اما گفتن و راست گفتن و درست گفتن در کلام مولانا شمس به نقل از مقدمه کتاب خط سوم اثر دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی :
چون گفتنی باشد ،
و همه ی عالم ، از ریش من در آویزد
که مگر نگویم ... ،
اگر چه بعد از هزار سال باشد ،
این سخن ،
بدان کس رسد که
من خواسته باشم !
روزگارتان خوش و به رسم پیشینیان ، آفت دروغ از زندگی تان دور باد .
بی هیچ تردید، «یومیوری شیمبون» چاپ ژاپن با بیش از ۱۴میلیون تیراژ روزانه، همچنان امپراتور یکه تاز و بی رقیب روزنامه های جهان است. این روزنامه، هم اینک بزرگترین شبکه توزیع در کشور ژاپن را در اختیار دارد و در چهار چاپخانه کاملا مجهز و پیشرفته چاپ می شود و برای ارسالش به سراسر ژاپن و دیگر کشورهای جهان، از ۱۰فروند هواپیمای خصوصی استفاده می کند که تماما در اختیار این روزنامه است.
یومیوری در هرم مدیریتی خود، بر خلاف بسیاری نشریات ایران که هر تازه رسیده ای بی هیچ تجربه حرفه ای، یک شبه بر مدیریت مالی آن تکیه می زند و ارکان یک روزنامه موفق را بهم می ریزد، از دانش و تجربه زبده ترین افراد مالی و اقتصاددانهای ژاپن بهره مند است...
جهاد دانشگاهی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران یک فرصت تازه ارزان قیمت برای دانشجویان و علاقمندان حرفه پرجاذبه روزنامه نگاری فراهم آورده است. مدیر جهاد دیروز اعلام کرد با هدف ارتقاء دانش روزنامه نگاری، دوره های آموزشی روزنامه نگاری و خبرنگاری برگزار می کند. برگزاری این دوره ها با توجه به افزایش سطح علاقه عمومی به فراگیری حرفه روزنامه نگاری و همچنین نیاز فزاینده رسانه ها به تربیت نیروی انسانی متخصص و روزآمد صورت می گیرد. در این دوره ها خبرنویسی، روش های مصاحبه خبری، ویراستاری خبر،گزارش نویسی، عکاسی خبری و مقاله نویسی توسط استادان برجسته روزنامه نگاری تدریس می شود. علاقمندان برای ثبت نام تا پایان آذرماه جاری فرصت دارند.
برداشت خبر از روزنامه اعتماد، ۱۸آذر ۸۵
دادگاه عالی فوق العاده امنیت دولتی لبنان از روز ۱۴آذر محاکمه قاتلین «کامل مروه» روزنامه نگارلبنانی را آغاز کرد. رای این دادگاه قطعیت خواهد داشت و متهمین نمی توانند از آن فرجام بخواهند.
محاکمه قاتلین کامل مروه یکی از مهمترین محاکمات در تاریخ قضایی لبنان است و جریان محاکمه و رای دادگاه، عکس العمل مهمی در بین افکار عمومی مردم لبنان و جهان عرب برجای می گذارد. کامل مروه یکی ازچهره های درخشان مطبوعات بیروت بود. او، دو روزنامه الحیات و دیلی استار را به زبان های عربی و انگلیسی منتشر می کرد.
روزنامه اطلاعات ـ ۱۴ آذر ۱۳۸۵ ـ ستون چهل سال قبل در همین روز
نشریه علمی،فنی، اقتصادی «صنعت نساجی» به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی مهندس جمشید بصیری تهرانی و با همکاری انجمن صنایع نساجی ایران به صورت ماهانه در دو بخش فارسی و انگلیسی، در۱۱۲ صفحه و با قیمت ۴۰۰تومان منتشر می شود.
ویراستار مقالات فنی: مهندس محمد نیک پنجه
بخش انگلیسی: فرناز اصنافی
همکاران تحریریه: مهندس فرید قدیری، شهاب شاکری،حسن بادران، مهندس مشهدی، رابعه رضایان، مهدی تاجیک، م. متین، اشرف رحمانی، کوروش طارمی، دکتر مسعود نیلی، دکتر نوروز کهزادی، محمدعلی دهقان دهنوی، مجتبی فرجی، مهندس آذر ملکی، الهام طاهرخانی، مهندس مهدی یکتا، مهندس فریبا پیغامی، مهندس علی سمیعی، مهندس شهلا اطلسی، روزبه طباطبایی، مهندس آقالطفی، شفق غلامی، دکتر مجید منتظر، مهندس پویا، مهندس فرزانه رسولی، حبیب کریمی، مهندس آرسیت کیتاش، مهندس علی روشنی و مهندس حسین کیانی.
نشانی و تلفن:
تهران ـ خیابان انقلاب، بین ویلا و حافظ، خیابان شهید پورموسی، شماره ۲۱
تلفن: ۴ - ۸۸۸۹۶۵۷۳
بعد از وزیر ارشاد که چندی پیش پائین بودن تیراژ بعضی نشریات را مورد انتقاد قرار داده بود، اکنون نوبت به یکی از معاونان ایشان رسیده که بی هیچ ملاحظه، شمشیر از رو ببندد و وارد کارزار افشای اسرار سر به مهر شمارگان بعضی روزنامه ها شود!
این معاون محترم که لابد به خاطر نمی آورند خود از متولیان این امامزاده اند و احترام امامزاده با متولی است، بدون اشاره به گرفتاری های پایان ناپذیر اهل قلم و روزنامه نگاری، و این که چه ستم ها و خسارت های نابجا و ناروا بر اهالی مطبوعات رفته است، گفته اندکه ما روزنامه ای داریم که ۹۰ درصد برگشتی دارد!
آقای معاون در گفتگو با خبرگزاری فارس ادامه داده اند: از شمارگان واقعی روزنامه ها مطلع هستیم و بر این اساس می گویم تیراژ آنها بالا نیست و درحال حاضر به جز تعدادی از روزنامه ها، و برخی صفحات، سایر صفحات روزنامه ها شبیه هم هستند و اگر سرصفحه آنها بریده شود، بعید است که بتوان تشخیص داد که این صفحه متعلق به کدام روزنامه است زیرا این مطالب را عینا از خبرگزاری ها بر می دارند یا خبرهای واحدی را کار می کنند!
آقای معاون که انگار تا حالا سری به کیوسک های مطبوعاتی و دفاتر نمایندگی روزنامه های سراسری در شهرستانها که به انبار کاغذ باطله و برگشتی تبدیل شده است نزده اند و خیال می کنند مردم خبر ندارند که این روزنامه های تلکسی شبیه به هم ، چند سالی است که مشتریان خود را از دست داده اند، در ادامه افشاگری های خود فرموده اند: وقتی روزنامه ای ۱۰ هزار تیراژ دارد و ۶ هزار نسخه آن برگشت می خورد، این روزنامه چه مخاطبی دارد، آن هم در جامعه ای که ۷۰ میلیون نفر جمعیت دارد.
مختصر و مفید به معاون محترم وزیر ارشاد عرض کنیم با این همه حمایت قانونی و پشتیبانی حقوقی و معنوی که شما و دوستانتان از مطبوعات و روزنامه نگاران به عمل می آورید، باقی ماندن تیراژ در همین حد هم جای شکر دارد. الحق که دستتان درد نکند.با این رونقی که در عهد مسئولیت خود، به بالابردن سطح فرهنگ روزنامه خوانی و مطالعه داده اید. چه نیکو گفته اند که خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی!
ü کیهان ـ ۱۳آذر، صفحه ۳ : «..غلامعلی حداد عادل با اشاره به این که در دنیای امروز کشور عقب مانده وقت ماندگاری نخواهد داشت، ادامه داد..»
ü کیهان ـ ۱۴آذر، صفحه ۳ : «..بر اساس نمابر دکترحداد عادل به کیهان، در این عبارت، «وقت ماندگاری» غلط است و در اصل «بخت ماندگاری» بوده است.»
ü همشهری ـ ۱۴آذر، در سرصفحه دوم شماره امروز، تاریخ سر صفحه یک ماه عقب کشیده شده و ۱۴ آبان چاپ شده است!
ü همشهری ـ ۱۴آذر، صفحه ۱۲، در سطرهای پایانی مطلب خطای خلبان آمده است: «..هواپیما منجر شده است..»
شما بخوانید هواپیما منفجر شده است! هیچ بگیر و ببند هم لازم نیست و عوامل استکبار! هم نقشی در بروز این لغزش های چاپی ندارند. رفتار نسنجیده ای که در بسیاری موارد با خبرنگاران و نویسندگان می شود، به علت نادیده گرفتن همین خطاهای کوچک چاپی ناشی از شتاب کار است. تازه ترین آن، گرفتار شدن خبرنگاری است که بخاطر جا افتادن یک خط تیره بین دو خانه جدول کلمات متقاطع به تازگی بازداشت شده است. کافی بود یکی از محترمین آن شهر، به طور روشن علت بروز این لغزش چاپی را برای معترضین توضیح می داد و نشریه در شماره بعد، از این لغزش پوزش می خواست و صحیح آن را چاپ می کرد . اکنون کسی پیش وجدان خود پاسخگو هست که خطایی از این دست، چرا باید منجر به تعطیل یک نشریه و بیکار شدن عده ای از کارکنان آن شود و خسارت مالی و معنوی جبران ناپذیر دیگری به جامعه شکننده و آسیب پذیر و بی پشتیبان مطبوعاتی کشور وارد آید.
آقای حداد عادل!
شما که چنین ساده و محترمانه، بروز یک اشتباه چاپی را به روزنامه کیهان تذکر می دهید، به خاطر آشنایی که با سختی کار روزنامه نگاری دارید، برای آن خبرنگار بی دفاعی که به خاطر جا افتادن یک خط تیره بین دو کلمه جدول گرفتار یک سرنوشت نامعلوم شده است، و دیگر روزنامه نگارانی که عموما به خاطر چنین سوء تعبیر هایی، ا

