اگر بخواهیم گرافیک رسانه‌ای در فضای مکتوب را با گرافیک رسانه‌ای در فضای مجازی مقایسه کنیم، تصویر آن دو در کنار هم شبیه پدربزرگ چند صدساله‌ای در کنار نوه‌ی نوجوانش است. این تصویر شاید بتواند به ما کمک کند تا درک کنیم چرا نمی‌توانیم با آن دقت و اصول مطرح شده گرافیک مطبوعاتی درباره‌ی گرافیک رسانه‌ای در فضای مجازی صحبت کنیم.

     اصولی که در گرافیک روزنامه‌ و مجله به شما می‌گوید چه طور می‌توانید چشم مخاطب را در صفحه بگردانید و او را وادار به تامل کنید اما در صفحه‌ی یک سایت خبری، بیشتر با حدس و گمان درباره‌ی این اصول صحبت می‌شود. مخاطب امروز، از چه سایز عکس، چه فونت یا چه سوتیتری خوشش می‌آید و میخکوب صفحه‌ی عمودی و طومار شکل سایت می‌شود؟ مدیران رسانه در ذائقه‌سازی مخاطب فضای مجازی نقش بیشتری دارند یا طراحان گرافیک رسانه‌ها؟ یا اینها دستوراتی است که از سوی مخاطب به رسانه‌ها تحمیل می‌شود؟ ساعد مشکی گرافیست و مدرس هنر دانشگاه تهران معتقد است نقش اصلی را سیاستگذاری‌های حاکمیت در نهادهای آموزشی و ... ایفا می‌کند. سیاستگذاری‌هایی که گرافیست، سردبیر، عکاس و خبرنگار متخصص تربیت می‌کند و این تخصص برای رفع نیازهای جامعه خود مناسب است. مشکی معتقد است اگر چنین اتفاقی بیفتد جامعه به صورت خودکار در راه درست قدم می‌گذارد و همه‌ی این عوامل در ساخت ذائقه ی بصری مخاطب نقش دارند و نه یک عامل به تنهایی.

     - به نظر می‌رسد بحث ارتباط بین ذائقه بصری مخاطب و طراح یک دعوای تاریخی است: این که طراح می‌تواند سطح سلیقه مخاطب را ارتقا بدهد و بر ذائقه بصری او تاثیرگذار باشد یا این که طراح باید پیرو جامعه باشد و در همان سطح سلیقه کار ارائه بدهد؟

     این موضوع به طراح برنمی‌گردد. اگر به بعضی کشورهای اروپایی نگاه کنیم که توانسته‌اند آثار تاریخی خود را در شهرهایی مثل پاریس و وین حفظ کنند و شهرداری‌های‌ آنها این قدر مسلط هستند که حتی در بعضی جاها نمی‌توان رنگ ساختمان را عوض کرد و  در واقع با تدابیری آنجا را توریست پسند کرده‌اند تا توریست‌ها وقتی به آنجا می‌آیند احساس کنند در پاریس دویست سال پیش قدم می‌زنند؛ می‌بینیم مدیریت هنری از بالا اعمال می‌شود و طراحان تابع این مدیریت هنری هستند. برای این که در دانشگاه آدم‌های مناسب این مدیریت هنری تربیت می‌کنند، و طراحی که مشکلات آن جامعه را می‌تواند حل کند و با آن جامعه سازگار است. در نتیجه شما می‌بینید در کشورهای متحد اروپا یک سلیقه خوشایند در سطح شهر حاکم است. حتی در کشوری مثل ایتالیا که وضعیت متفاوت‌تری نسبت به کشورهای آلمانی زبان دارد، می‌بینید شهردار رم به اندازه یک رییس جمهور قدرت دارد و شما نمی‌توانید بدون اجازه او حتی یک میخ به دیوار بکوبید. این شرایط را با وضعیت کشور خودمان مقایسه کنید، می‌بینید ما نتوانسته‌ایم دانشجوی مناسب این کار برای کشور خود تربیت کنیم. ما هنوز تعریف مشخصی از گرافیک شهری نداریم. تعریفی که بتوان در دو سه جمله با اختلاف نظرهای فراوان تعریف کرد. چنین چیزی اصلا در دانشگاه تدریس نمی‌شود.

     - یعنی به نظر شما اصولا ذائقه بصری مخاطب توسط طراح ساخته نمی‌شود و از بالا باید به جامعه داده شود؟

     ببینید شما درباره‌ی جامعه‌ای صحبت می‌کنید که وقتی در اصفهان وارد بازار قدیمی، میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطف‌الله و ... می‌شوید؛ عظمت این مملکت را در سلیقه می‌بینید. هنوز هم وقتی به دهاتی وارد می‌شوید که شهری‌ها به آن وارد نشده‌اند و فاجعه در آن به بار نیاورده‌اند، متوجه سلیقه می‌شوید.  مشکل از جایی شروع می‌شود که حاکمیت وارد سیستم می‌شود. یعنی بلد و خوش سلیقه نیستند. شما به لباس‌های برخی از دولتمردان ما نگاه کنید، همه براق است و برچسب هاکوپیان آن هنوز روی جیب آن دیده می‌شود. حتی نمی‌داند این لیبل را برای چه روی آن چسبانده‌اند که آن را قیچی کند و بیرون بیندازد. در چنین شرایطی چه طور از یک طراح انتظار می‌رود که سلیقه بسازد؟

     - در اینجا منظورتان از سلیقه دقیقا چیست؟

     یعنی همه چیز آن به هم بیاید. شما حالا فرض کنید یک آدم با سلیقه بگذارید برای اجرای یک طرح، این آدم کسی را ندارد که برایش کار خوب انجام بدهد. یعنی ما طراح خوب به آن معنا تربیت نکرده‌ایم که بتواندمثلا هویت کتابخانه ملی را طراحی کند. ما همه به صورت تجربی چیزهایی یاد گرفته‌ایم. ببینید همه ما غر می‌زنیم کتابهای درسی ما که نقش مهمی در سلیقه سازی دارند، مزخرف هستند. بله، ولی شما ده طراح مثل پرویز کلانتری، زمان زمان آبادی و زرین کلک را به من نشان بدهید که برای طراحی کتاب‌های درسی تربیت شده‌اند. ما هیچ کس را تربیت نکرده‌ایم. یک سری تصویرساز تجربی تربیت کرده‌ایم که همه پیرو مکتب زاگرب هستند یعنی صورت‌های دفرمه شده که اصلا به درد کتابهای درسی نمی‌خورد. یکی از آنها نمی‌تواند « حسنک کجایی» ، «داستان پرواز» یا «تصمیم کبری» را بکشد. چرا؟ چون نمی‌دانند که از دانشگاه‌هایشان چه می‌خواهند؟

     - این موضوعی که مطرح می‌کنید کمی عجیب به نظر می‌رسد، چرا که معمولا در بحث هنر گفته می‌شود حاکمیت نباید دخالت بکند...

     حاکمیت باید سیاستگذاری بکند. من داستانی برای شما می‌گویم. مرحوم محمدرضا لطفی تعریف می‌کرد که وقتی قبل از انقلاب، می‌خواستند دانشگاه هنر فعلی را تاسیس کنند، یک کارشناس ژاپنی الاصل از امریکا به ایران آمد. مدیر آنجا طرح و برنامه‌های این مرکز را برای او تشریح کرد. پس از پایان حرف‌های مدیر، کارشناس ژاپنی گفت: شما که برای امریکا دانشجو تربیت می‌کنید، برای خودتان چه کار می‌خواهید بکنید؟ می‌خواهم بگویم در آن زمان هم دانشجوی مناسب ایران تربیت نمی‌شد که بتواند مشکلات اینجا را حل کند. یعنی ما نتوانسته‌ایم طراحانی را در طراحی صنعتی، معماری داخلی و گرافیک دیزاین تربیت کنیم که بتواند مشکل جامعه ایرانی را حل کند، با همه خصوصیات فردی و فرهنگی که ما در اینجا داریم. یک الگوهایی آن موقع داشتیم و حالا دیگر آن الگوها هم نداریم. فضای درهم برهمی است که در سال، چندهزار دانشجوی هنر فارغ‌التحصیل می‌شوند و هیچ کارایی ندارند. تعدادی از آنها چون با استعدادند، کار می‌بینند و ناقص یک سری کارها را اجرا می‌کنند و بقیه هم هیچ. به نظرم الآن زبان بین بخش هنری ما عکاسان، نقاشان، موسیقی‌دانان با مردم قطع شده است چون برای اینجا تربیت نشده‌اند.

     - خب اگر بخواهیم بحث ذائقه بصری را در فضای گرافیک رسانه‌ها دنبال کنیم، چه طور؟

     باید طراح مناسب برای رسانه‌ها تربیت کنیم.

     - چه‌طور؟

     قبل از آن باید استاد تربیت کنید. استاد باید شاگرد خوب تربیت کند. اولین کار این است که از چندهزار دانشجوی گرافیک و ... دست برداریم. ما در سال به پنجاه شصت دانشجو بیشتر نیاز نداریم ولی خوب و گلچین باشند.

     - یعنی با آزمون و مصاحبه‌؟

     نه، استعداد این کار را داشته باشند. من دانشگاه تهران درس می‌دهم. از 30 دانشجوی من، یکی از آنها در مقایسه با دیگران قابلیت ماندن در دانشگاه را دارد. 95 درصد آنها خانم‌ها هستند که بعد وارد بازار کار نمی‌شوند. نهایت سلیقه آنها در انتخاب پرده خانه است. چرا باید اینها به دانشگاه بیایند و دانشگاه برای آنها خرج کند؟ برای این که بگوییم ما این همه لیسانس داریم؟ آدمهای با استعداد اینها باید به دانشگاه بروند و استاد خوب تربیت شود.

     - در زمینه‌ی گرافیک رسانه‌ها بیشتر صحبت کنیم. به نظر می‌رسد چه در فضای مکتوب چه در فضای مجازی، برخی رسانه‌ها در زمینه‌ی چینش خبر، عکس و ...  پیشرو هستند و بقیه پیرو آنها.

    آیا مطمئنید که آنها خوب هستند؟ آیا تستی در این زمینه انجام شده است.

    -  نمی‌دانم...

     ببنید آنها که به نظر پیشرو  هستند، از فونت‌های ریزی استفاده می‌کنند که برای زیر 30 سال خوب است، در حالی که مطالب آن اغلب برای افراد بالای 50 سال است. چرا همه‌ی اینها سری‌سازی می‌شوند؟ برای این که همه‌ی آدم‌های تولیدکننده آن یک گروه هستند. آقای ایکس، رییس کل آنهاست و همه‌ی موارد در این مجلات تکرار می‌شود. باز اینجا هم حاکمیت نقش دارد، چون این مجله بسته می شود و اینها وارد یک مجله دیگر می‌شوند و امنیت شغلی برای آنها وجود ندارد. در نتیجه 50 مجله مثل هم منتشر می‌کند که هر کدام را بستند، بقیه آنها باز بماند.
     اگر شما بخواهید عمیق به این موضوع نگاه کنید، می‌بینید در وضع فاجعه‌باری زندگی می‌کنیم، برخی از آدمهایی در راس امور هستند که هیچ تصمیم جدی هم برای این مشکلات نمی‌گیرند. به نظر من مشکل اساسی این است که هیچ آدم دلسوزی در این زمینه نداریم تا حداقل یک بار از یک خارجی بپرسد دانشگاه‌های شما چه کار می‌کند که متخصص مناسب کشورتان تربیت می‌کنید؟ به هر حال یک سیاستگذاری وجود دارد. وقتی شما وارد یکی از دانشگاه‌های آلمان شوید، بروشوری دارد که متوجه می‌شوید این دانشگاه به درد شما می‌خورد یا نه؟ اگر شما از رییس یکی از دانشگاه‌های ایرانی بپرسید خروجی دانشگاه شما، بعد از چهار سال چه طور دانشجویی است، او جوابی برای شما ندارد؛ برای همین طرح درسی وجود ندارد؛ برای طراحی شهری، گرافیک شهری، گرافیک دیزاین و ... حتی در دانشگاه‌های مادر هیچ تعریفی وجود ندارد.

     - بهتر است به بحث برگردیم، اگر فضای گرافیکی سایت‌های خبری داخلی و خارجی را با هم مقایسه کنیم می‌بینیم سایت‌های غیر ایرانی به مرور تغییراتی در زمینه‌ی کار خود ارائه می‌دهند، عکس‌ها با کیفیت و اندازه بهتری به کار می‌روند و کاربرد خطوط در آنها کمتر می‌شود.

     ببینید آنجا چون عکاس خبری خوب تربیت کرده است، امکان چاپ خوب دارد، تیتر نویس خوب دارد...

     - برخی افراد معتقدند سلیقه مخاطب ایرانی کاربرد این چنین عکس‌هایی را نمی‌پسندند و عدم تغییر شکل سایتهای ایرانی را تابع سلیقه‌ی مخاطب ایرانی می‌دانند؟

     به نظر من این طرز فکر، کوته فکری و از زیر کار در رفتن است.

     - خب این ارزیابی، چشمی است و نتیجه‌ی تحقیق نیست...

     ببینید این افراد، این کاره نیستند. وقتی یک نفر مثلا ادبیات خوانده است، بعد به خاطر یک سری مسایل و ... آمده و سردبیر شده است. فوق‌لیسانس و دکترای بی‌سوادی که می‌بینید، هم همین طوری است. برخی از بی‌سوادترین دانشجویان من فوق لیسانس و دکترا می‌خوانند، برای این که اگر استعداد داشته باشند وارد بازار کار می‌شوند و نیازی ندارند بیشتر از لیسانس بخوانند. برخی از این دانشجویان به مقاطع بالاتر می‌روند که بعد تدریس کنند، چون می‌دانند در بازار کار جایی ندارند.
     اگر برخی نشریات جدید ایرانی را با برخی نشریات دویست ساله مقایسه کنید، می‌بینید این بچه‌ها خیلی دوست دارند، خوب کار کنند ولی بلد نیستند؛ چون این کاره نیستند. مثلا وقتی لوگوی یکی از همین روزنامه‌های تازه منتشر شده را می‌بینید اصلا لوگو در دکه دیده نمی‌شود و مشخص نیست لوگوی یک روزنامه‌ی سراسری است. من وقتی دیدم فکر کردم لوگوی یک نشریه کامپیوتری است. به هر حال قواعد و اصولی وجود دارد و در این قواعد و اصول است که نوآوری کار سختی می‌شود. اگر می‌خواهید نشریه شما را ببینند و سری در میان سرها دربیاورید، باید عنوان نشریه شما دیده شود ولی کاری می‌کنید که با همه‌ی دلسوزی‌تان برای کار، روی دکه دیده نشوید. همه‌ی اینها به خاطر این است که طراح گرافیک مناسب مطبوعات تربیت نکرده‌ایم.

    - راهکار چیست؟

     ببینید چون در هنر هم مثل سایر زمینه‌ها سیاستگذاری نداریم، بنابراین باید ابتدا این نگاه بی‌برنامه را از بین ببریم. تا وقتی این نگاه و عدم سیاستگذاری وجود دارد، دانشگاه هم درست نمی‌شود. چند سال پیش در اوج کار یک تیم که آقای ممیز در دانشگاه تهران جمع کرده بود تا برای کتاب‌های درسی دانشگاه برنامه‌ریزی شود، شرایطی پیش آمد که از دانشگاه بیرون آمدیم. دقیقا در زمان شروع کار این اتفاق افتاد و بعد از این که دولت و شرایط عوض شد، باز از ما برای ادامه کار دعوت شد. اما وقتی بعد از هشت سال وارد دانشگاه می‌شوید می‌بینید دانشگاه پیرتر شده است و دانشجویان روحیه خوبی ندارند و حتی لبخند روی لب‌های آنها نیست.

     - در واقع فکر می‌کنید این تقطیع‌های اتفاق افتاده در جامعه باعث می‌شود برنامه‌ریزی‌ها برای تربیت استاد و دانشجوی مناسب نتیجه‌بخش نباشد و نیمه‌کاره بماند؟

     اصلا نیتی برای تربیت استاد وجود ندارد.

     - به هر حال نیت وجود دارد چون شما می‌گویید عضو یک تیم برنامه‌ریزی بوده‌اید که کار آن چند سال متوقف شده است...

     بله، ما نیت داشتیم ولی اجازه داده نشد. به نظر می‌رسد یک تفکری در برخی موارد در حاکمیت وجود دارد که خوش سلیقگی را نمی‌پذیرد.

     - اگر گرافیک جدید برخی رسانه‌های اروپایی و امریکایی را ببینیم در مقایسه با گرافیک نسخه‌های قدیمی‌تر متوجه می‌شویم خطوط کمتر به عنوان تفکیک کننده مطلب استفاده می‌شود، کاربرد عکس و رنگ هم تغییراتی داشته است. با توجه به این که معتقدید در این کشورها سیاستگذاری متناسب با نیاز این جامعه انجام شده است، این تغییر گرافیک سایت‌ها چه طور اتفاق می‌افتد و آیا ناشی از تفکر خاصی است که تشخیص می‌دهد ذائقه مخاطب در گرافیک سایت به سمت و سوی خاصی برود؟

     مسیر جامعه خود به این سمت می‌رود و اصلا به این صورت نیست که فکر می‌کنید. مثلا در زمینه‌ی لباس، طراحان مد نقش اصلی دارند ولی آنها که طرح عجیب و غریب و برای موجود مریخی طراحی نمی‌کنند؛ بلکه برای همان انسان جامعه اروپا لباس طراحی می‌کنند. یا طراحان صنعتی ماشین‌های جدید طراحی می‌کنند. ضمن این که تکنولوژی هم به طراحی سایت‌ها و سایر طراحی‌ها کمک‌های زیادی کرده است. منتها من درباره  آدمی صحبت می‌کنم که 120 کیلو وزن دارد، الگوها برای لباس این آدم هم سایز 36 است و برای او هیچ لباسی وجود ندارد، ولی شما درباره‌ی دکمه صحبت می‌کنید.
     عجیب است در هر دوره‌ای از تاریخ نگاه می‌کنید به هر حال یک ذائقه‌ای وجود داشته و کارهای خوبی ساخته شده، در حالی که الآن یک بلبشویی ایجاد شده است و در نتیجه سیاستی وجود ندارد. ما تلاش نمی‌کنیم وزن این آدم چاق را پایین بیاوریم.

     - به نظر شما چه طور می‌توان در این جامعه راهکاری پیدا کرد؟

     شما که علوم انسانی خوانده‌اید، باید بگویید چه کنیم؟

     - یکی از کارها همین مصاحبه است...

     (می‌خندد) ببینید شما اصلا تصور کنید سایت نباشد، سایت که مهم نیست. مگر در گذشته سایت بود؟ خبر رسانی‌ها چه طور انجام می‌شد؟ ولی خبرنگاران درجه یک هم داشتیم. من مطلبی درباره‌ی آقای قندی -که فوت شد- می‌خواندم و برایم جالب بود که او چه فرد مستعد و باهوشی بوده و چه تیترهای خوبی کار می‌کرده است؟ او که در دوره‌ی اینترنت زندگی نمی‌کرد.

     - در واقع معتقدید مدیران سایت هستند که اگر کار را خوب بشناسند می‌توانند گرافیک خوب را هم ایجاد کنند و در واقع گرافیک دنباله‌رو مسایل دیگر است.

     ببینید وقتی فردی خوش سلیقه است به دنبال بدسلیقگی نمی‌رود. من وقتی با برخی از این نهادهای رسمی کار می‌کنم، می‌بینم از همه‌ی حرص و جوش کار، او فقط نگران یک آمار خوب است؛ به کیفیت خوب فکر نمی‌کند و فقط به فکر ارتقای مرتبه اداری خود است.
     وقتی به آثار تاریخی سر می‌زنید می‌بینید این بدسلیقگی‌ها چه کرده است؟ مثلا در کنار یک بنای تاریخی در نیشابور پارچه‌های فسفری و رنگهای دیگر به در و دیوار آویزان شده است و ... .

     - به هرحال این نگاه، از بین مردم آمده است...

     من می‌گویم اگر چند پله به دهات دور افتاده برویم، می‌بینیم مردم هنوز خوش سلیقه‌ هستند. چون خودشان هستند، اگر ما خودمان باشیم که خوب است. وقتی می‌آییم ادای راه رفتن کبک را دربیاوریم کار خراب می‌شود.

     - الآن منظور شما از کبک کدام سلیقه است؟

    الآن که مشخص نیست اگرچه از مبل‌های رنگ طلایی به نظر می‌رسد سلیقه عربی است. اگر به لباس‌های برخی از دولتمردان ما نگاه کنید، می‌بینید همه لباس‌ها براق شده است و این وضعیت فاجعه است.

     - به نظر شما امکان گفت‌وگوی صاحب‌نظران با مسوولان مرتبط تا چه حد است؟

     اصلا گوش نمی‌کنند. مثلا در طراحی داخلی یک طراح گرافیک خیلی خوش سلیقه به نام «فریدون آو» داریم ولی چرا در هیچ جای شهرداری از او استفاده نمی‌شود. چون اصلا نمی‌توانند با فریدون آو گفت‌وگو کنند. بعد شما فکر کنید یک شیء زیبا درست کنید و وسط یک خیابان زشت بگذارید. الان اگر در محدوده انقلاب دقت کنید، می‌بینید شهرداری سعی می‌کند تابلوها را یکسان‌سازی کند، ولی باز هم این کار زشت و بدسلیقه انجام می‌شود. یا سر در دانشگاه تهران را ترمیم کرده‌اند، و تمام بافت بتون را از آن گرفته‌اند. چرا این کار را می‌کنند؟ چون بلد نیستند. فکر می‌کنم بیش از 50 سال است که مهندس سیحون این سر در دانشگاه را درست کرده و عمدا این چوب‌ها را پشت آن گذاشته و بتون ریزی کرده است تا این بافت چوب باقی بماند. الآن آن را صاف کرده‌اند و پلاستیک شده است. حس بتون را دیگر ندارد. خب اینها کار چه کسی است؟ درهای فرفوژه به هیچ کجای ساختمان نمی‌خورد.
     امسال دو طراح داخلی مشهور جهان را که به ایران آمده‌ بودند، به اصفهان بردم تا آنها را با آثار ایرانی آشنا کنم. اما شرایط در بناهای تاریخی به گونه‌ای بود که واقعا خجالت کشیدم. وقتی وارد مسجد امام شدیم یک سری برزنت پاره دیدیم و یک سری کاشی کنده شده. می‌خواهم بگویم حتی حرمت مسجد هم نگه داشته نمی‌شود. مگر در زمان صفویه برای نماز خواندن، چادر در حیاط آن نصب می‌کردند؟ همه عظمت این مسجد به گونه‌ای است که نور پردازی آن شما را مجبور می‌کند آرام باشید، عظمت ایوان رو به‌ رو را ببینید و به انعکاس آن در حوض وسط حیاط توجه کنید اما آنچه می‌بینید یک حوض بی‌آب، یک سری برزنت نارنجی، زرد و آبی و راه‌راه با داربست‌های زنگ‌زده است. من از آنها عذرخواهی کردم و به آنها گفتم به مسجد جامع برویم که تاریخ معماری ماست. نیمی از آن تعطیل بود و نیم دیگر آن هم که باز بود، در حال نصب کرکره‌های آهنی برای تفکیک دو بخش زنانه و مردانه بودند. در چنین شرایطی که برای این موضوع نیروی متخصص و تربیت شده هم وجود دارد چه طور می‌توان از امکان گفت‌وگو حرف زد؟

                                                  برگرفته از گفت‌وگوی شفقنا رسانه با ساعد مشکی

+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور ۱۳۹۴ساعت 1:12 توسط محمدرضا فرجاد |

     ایمان شمسایی که پیش از این مدیرکل اخبار داخلی و رییس اتاق خبر خبرگزاری مهر بود، به‌عنوان سردبیر روزنامه قدس و مسئول راهبری محتوای تولیدات موسسه قدس، منصوب و معارفه شد.

     به گزارش  مهر، پیش از این، حمزه واقعی، مدیرمسئول و سردبیر روزنامه قدس بود که رضا خوراکیان چندی پیش به‌عنوان مدیر مسئول جدید جایگزین او شد.
     سردبیری ماهنامه بیداری اسلامی، مدیر مسئول و سردبیری سایت خبری تحلیلی شهر، سابقه حضور در ایرنا، همشهری، جام جم، کتاب هفته، سروش، مدیریت ارتباطات و رسانه سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و مدیریت بین‌الملل بنیاد دایره المعارف اسلامی بخشی از سوابق کاری ایمان شمسایی است.
     روزنامه قدس، پایگاه خبری قدس آنلاین، قدس عربی و ماهنامه زائر از تولیدات این موسسه است.


+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴ساعت 11:14 توسط محمدرضا فرجاد |

حسام الدین آشنا: قدرت و جامعه همزمان تلاش می‌کنند بر رسانه‌ها نظارت کنند

     مشاور فرهنگی رییس جمهور گفت: قدرت و جامعه همزمان تلاش می‌کنند بر رسانه‌ها نظارت کنند برای همین وظیفه نظارتی رسانه‌ها بسیار دشوار است و تاریخ طولانی از کشمکش های رسانه ای برای انجام وظایف نظارتی وجود داشته است.
     حسام الدین آشنا در نشست «روزنامه نگاران؛ نیازهای حرفه‌ای و مسایل اجتماعی» که عصر جمعه 16 مرداد به مناسبت روز خبرنگار برگزار شد، با بیان اینکه اساسا رسانه‌ها دو وظیفه نظارت بر قدرت و نظارت بر جامعه را به صورت همزمان برعهده دارند، گفت: قدرت و جامعه همزمان تلاش می‌کنند بر رسانه‌ها نظارت کنند برای همین وظیفه نظارتی رسانه‌ها بسیار دشوار است و تاریخ طولانی از کشمکش های رسانه ای برای انجام وظایف نظارتی وجود داشته است. قدرت از هر نوع چه اقتصادی و چه سیاسی، نظارت گریز است. قدرت سیاسی برای فرار از نظارت رسانه‌ها از راه اعمال فشار رسمی و غیررسمی تا طردها و جذب ها، دادگاه ها، دادسراها، حراست ها ، حفاظت ها و... استفاده می‌کند. مانند روزنامه‌نگارانی که در نتیجه اعمال قدرت سیاسی خانه‌نشین شده، به حبس افتادند یا حتی جان خود را به دلیل  انجام رسالت رسانه‌ای خود از دست دادند.
     او در ادامه گفت:  اعمال نظارت رسانه ها بر قدرت‌های اقتصادی پیچیده تر است. چون قدرت‌های اقتصادی این توان را دارند تا از راه‌های غیرمستقیم خبرنگار، دبیر سرویس، مدیر مسوول و... را بخرند و از این طریق رسانه را مدیریت کنند. حتی می توانند برای فشار به نشریه از انتشار آن جلوگیری کنند. تطمیع و تهدید دو وسیله برای اعمال نظارت قدرت ها بر رسانه ها است. رسانه‌ها برای انجام نظارت بر جامعه نیز با مشکلات جدی روبرو هستند.

      رسانه ها هزینه تفکر انتقادی را پرداخت می کنند
     آشنا با بیان اینکه انتقاد از دولت و قدرت‌های سیاسی و اقتصادی به مراتب سهل‌تر از انتقاد از جامعه و فرهنگ‌های حاکم بر آن است، گفت: انتقاد از فرهنگ توسط یک رسانه می‌تواند به تکفیر آن رسانه و گردانندگانش منجر شود. چه بسیار اندیشه های نو و سخنان بسیار مفید برای مصالح جامعه زده شد که در تقابل با اندیشه عوام زده به گل نشسته  و نتوانست توسعه پیدا کند. چون در زمان و زبان نامناسب بیان شد. اما بعد از گذشت زمان این زبان به سکه ای رایج تبدیل می شود. در نتیجه این رسانه ها هستند که هزینه تفکر انتقادی را پرداخت می کنند.
     مشاور فرهنگی رئیس جمهور گفت: اگر موفق نشدند رسانه ای را تسلیم خود کنند در فکر تاسیس رسانه‌هایی هستند که تسلیم آنها  هستند و سخنان آنها را می گویند. این اتفاق در کشور ما بی‌سابقه نیست چنانچه به اسم بودجه دفاعی کشور، هزینه‌هایی صرف تاسیس و نگهداری رسانه‌های گران قیمتی شده است که صرفا برای مقابله با فعالیت نظارتی رسانه‌ها احداث شده‌اند. چرا در چنین فرآیندی رسانه‌هایی که قصد دارند به وظیفه نظارتی خود به درستی عمل کنند به دشمن تبدیل می‌شوند و برای مقابله با آنها از محل بودجه دفاعی کشور منابع مالی تخصیص داده می‌شود. البته رسانه ها بسته به تفاوت های تکنولوژی، خرد و کلان بودن، مخاطبان رسانه و رابطه‌ آنها با قدرت از نظام نظارتی متفاوتی بر خوردار می شوند.
     آشنا با بیان اینکه در مورد مطبوعات توان نظارتی شورای نظارت بر مطبوعات بسیار بالاست و احکام آن به‌ویژه درمورد روزنامه‌های ضعیف وابسته به بخش خصوصی به شدت هرچه تمام اعمال می‌شود، گفت:  درمقابل این وضعیت مشاهده می‌کنیم که شورای نظارت بر صداوسیما نمی‌تواند به وظایف نظارتی خود بر این سازمان به درستی عمل کند. یکی از اصول قانون اساسی به‌صورت مشخص به سازمان صداوسیما اختصاص دارد اما با وجود این شفافیت و صراحت قانونی شورای نظارت بر صداوسیما نمی‌تواند به‌طور جدی به وظیفه قانونی خود عمل کند. در شورای نظارتی نمایندگانی از هر سه قوه قانونگذاری، مجریه و قضایی هستند. با این نظارت در عمل می‌بینیم که صداوسیما نه تنها برای مصوبات این شورا ارزشی قائل نیست بلکه روابط عمومی این سازمان هم حاضر به پاسخگویی ساده در مقابل این شورا نیست.

برگرفته از: شفقنا رسانه

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 16:32 توسط محمدرضا فرجاد |

وزیر تعاون: حال و روز خبرنگاری خوب نیست

     وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: در مجموع حال و روز خبرنگاری از نظر اقتصادی خوب نیست و کسی با شغل خبرنگارینمی تواند امرار معاش کند.  به گزارش ایرنا، علی ربیعی جمعه شب در حاشیه نخستین نشست روزنامه نگاران نیازهای حرفه ای، مسایل اجتماعی در جمع خبرنگاران گفت: اینکه از نظر اقتصادی وضعیت خبرنگاران خوب نیست، یک واقعیت است و ما همه تلاش خود را برای رفع مشکلات آنان به کار می گیریم. وی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه دغدغه وزیر کار در حوزه خبرنگاران چیست، تصریح کرد: برای خبرنگاران هیچ چیز از امنیت شغلی مهمتر نیست، اما برای خبرنگاران چه کار می توانیم بکنیم. ربیعی ادامه داد: فکر کنم در مورد بیکاری روزنامه نگاران نتوانستیم به یک ساز و کار درستی برسیم و اکنون روزنامه ها دارای فراز و نشیب زیادی هستند. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اظهار داشت: دولت منابعی برای یارانه روزنامه ها و نشریات در نظر گرفته است و دکتر روحانی دستور داده که برای روزنامه های دولتی 50 درصد و خصوصی ها 100 درصد یارانه منظور شود. وی به نظام طبقه بندی مشاغل در روزنامه ها نیز اشاره کرد و گفت: کمیته ای به همین منظور تشکیل شده است و تعاونی های مختلفی برای حمایت های صنفی روزنامه نگاران در نظر گرفته شده است. ربیعی کمک به نظام آموزش روزنامه نگاران را یکی دیگر از نیازهای عرصه خبر و اطلاع رسانی دانست و گفت: ارتقای وضعیت اقتصادی و حمایتی از روزنامه نگاران و خبرنگاران نیز به عنوان یک ضرورت محسوب می شود.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 16:29 توسط محمدرضا فرجاد |

     قدیم‌تر‌ها «خبرنگار» به کسی می‌گفتند که خبری را به قصد انتشار به یک رسانه مخابره کند.

     اما به نظر می‌رسد این تعریف در این دوره زمانه به «آپ تو دیت» شدن نیاز دارد. چراکه با متر و معیارهای امروزی، تعریف فوق، شامل: «خاله فخری» ، «عمه نجیب» و «خان دایی جان» و سایر فک و فامیل‌های من هم می‌شود. فقط تا حدی نوع رسانه و جنس خبرهایشان فرق می‌کند. به‌عنوان مثال؛ سیستم ارسال‌شان می‌شود: وایبر و واتس‌آپ و تلگرام و.... اسم‌شان هم می‌شود: «خاله و خاله زا»، «خودمونی‌ها»، «فامیلامون»، «نوه نتیجه‌ها» و...! این روزها اگر در خانواده‌ای مسافرت، مهمانی شام، خواستگاری، ازدواج یا زبانم لال، اتفاق ناخوشایندی در هر گوشه‌ای از جهان بیفتد، یک خبرگزاری خانوادگی مانند: «بی بی و سی‌ سی» به لحاظ سرعت در مخابره خبر، می‌تواند همسنگ خبرگزاری « بی بی سی» عمل کند. در خبرگزاری‌های فامیلی، معمولا ظرف جیک‌ثانیه، خبر، تفسیر خبر، فیلم‌ها و عکس‌های خبر با کیفیت 20 مگاپیکسل ارسال و بازخوردش هم سه‌سوته به شکل لایک و کامنت دریافت می‌شود.
     لذا با توجه به نکات فوق و جهت جلوگیری از خلط مبحث در زمینه «تعریف خبرنگار»، با اجازه بزرگ‌ترهای فامیل؛ خودمان دست به کار می‌شویم و «تعریف کلی خبرنگار» را سردستی به شرح دسته‌بندی ذیل، دست‌کاری و دست‌چین می‌کنیم:
   خبرنگار کسی است که می‌شود جلوی دوربین:
     - سرش را با چاقو برید؛ او را در قفس انداخت و آتش زد؛ از بلندی به پایین پرت و مغزش را متلاشی نمود و قلم پایش را شکست!
      - سرش را زیر آب کرد؛ زبانش را بدون چاقو برید؛ بدون آتش زدن در قفس انداخت؛ مغزش را شست‌ و شو داد و قلم دستش را شکست!
     - خبرنگار کسی است که اگر هم کسی کاری به کارش نداشته باشد، در اثر استرس‌های حاصل از: سختی کار، نبود امنیت و ثبات شغلی، فشارهای روانی، مشکلات مالی، اختلاف‌های خانوادگی، امراض روحی و جسمی و... به‌طور اتوماتیک 15 سال کمتر از بقیه عمر می‌کند و بالطبع هم به داعش و طالبان نیازی ندارد.
     - خبرنگار کسی است که با همه این احوال و اوصاف، نه تنها هیچکس او را مظلوم نمی‌داند، بلکه او را ناقلا، بلا و موی دماغ هم می‌شمارند! بدین ترییب، آن‌ها به‌جای آن‌که تاریخ‌ساز و تاریخ‌نگار و... باشند، بیشتر به‌عنوان «مایه عبرت» در تاریخ شناخته می‌شوند!
     اما در عین حال، «روز خبرنگار» را به تمامی مردم این مرز و بوم که هر کدام در جای خود یک خبرنگار تمام‌ عیار محسوب می‌شوند، تبریک می‌گوییم. یعنی به همان کسانی که 24 ساعته تا پاسی از شب پای اینترنت می‌نشینند و بدون هیچ چشمداشتی در عرصه تولید خبر و سخن‌پراکنی، فعالیت می‌کنن

                                                              برگرفته از ایسنا - بخش طنز - فرزین محبی

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 0:50 توسط محمدرضا فرجاد |

     وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت حجت‌الاسلام روحانی مجوز فعالیت BBC در ایران را مجددا فعال کرد.
    به گزارش تسنیم، مجوز فعالیت BBC رسانه انگلیسی که از سالها پیش در ایران به حالت تعلیق درآمده بود، اخیراً با تصمیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  به مدت یک هفته فعال شد.
     نوش‌آبادی سخنگوی وزارت ارشاد دولت یازدهم با تایید این خبر گفت: مجوز فعالیت بی‌بی‌سی صادر شده است. وی افزود: صدور این مجوز با هماهنگی نیروهای انتظامی و مراکز اطلاعاتی و امنیتی انجام شده است.
     سخنگوی وزارت ارشاد گفت: یک گروه از خبرنگاران هلندی‌الاصل که برای بی‌بی‌سی کار می‌کنند  قرار است به زودی برای تهیه اخبار و گزارش وارد ایران شوند.

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 14:40 توسط محمدرضا فرجاد |

     نخستین شماره یک نشریه اقتصادی جدید در هشت صفحه و با قیمت هزار تومان در نیمه دوم تیرماه گذشته انتشار یافت. این نشریه با نام  " خریدار " با صاحب امتیازی و مدیر مسئولی امیر موسی کاظمی قرار است پس از چندشماره آزمایشی، به طور هفتگی در تهران منتشر شود و از هم اکنون در پی انتخاب نماینده و خبرنگار در سایر شهرستانهای کشور است.
     خریدار در دوره آزمایشی در قطع 55*35 منتشر می شود اما احتمال تغییر این قطع تا زمان انتشار مستمر بسیار زیاد است. در صفحات مختلف نخستین شماره خریدار این نوشته ها و عناوین جلب نظر می کند: 

- سرمقاله به امضای عادل پیغامی تحت عنوان "ده نیاز تحقق اقتصاد مقاومتی"
- یادداشت به قلم حامد حاجی حیدری با عنوان ترویج اقتصاد مقاومتی شهری
- تتیر نخست: آشتی با برند ایرانی - مریم یعقوبی
- یادداشت دوم: خودکفایی و اقتصاد مقاومتی - از مهیار حبییبیان
- نگاه: آینده رابطه اقتصادی ایران وآمریکا پس از تحریم ها - به قلم محبوبه حبیبی
- دیدگاه: افزایش تسهیلات و لیزینگ ها - نوشته احمد نعمت بخش، دبیر انجمن خودرو سازان

+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:25 توسط محمدرضا فرجاد |

     محمدرضا شفیعی مدیرمسئول روزنامه «صبا» روز گذشته در حکمی امیرموسی کاظمی را به عنوان سردبیر جدید این روزنامه منصوب کرد.
     در حکم ایشان، به کارگیری نیروها و خبرنگاران موجود مطابق چارت و سیاست‌های مدون جدید در پیشبرد اهداف روزنامه مورد تاکید قرار گرفته است. در بخشی از حکم چنین آمده است:« به کارگیری نیروهای متعهد و موثر، ظرفیت دادن به همه مصادیق فرهنگ و هنر، ارتقای محتوایی و کیفی مطالب، به کارگیری روش‌های مناسب برای تحقق شعار روزنامه و ایجاد رسانه ای بانفوذ و جریان ساز برای همه هنرمندان بخشی از اهداف مان در دوره جدید است». در پایان این حکم آمده است: «لازم می دانم از تلاش موثر و مفید آقای علی اکبر عبدالعلی زاده در طول مدت تصدی این مسئولیت تشکر و قدردانی نمایم».
     امیرموسی کاظمی که علاوه بر کارشناسی ارشد علوم ارتباطات،گرایش روزنامه نگاری، فارغ التحصیل دوره روزنامه نگاری از مركز تحقيقات و مطالعات رسانه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فارغ التحصیل دوره کارگردانی تئاتر از انجمن نمایش ایران و فارغ التحصیل دوره کارگردانی سینما از انجمن سینمای جوانان ایران است. او پیش از این سردبیری روزنامه «امتیاز»، «مغرب»، ضمیمه روزنامه آرمان و نشریات استانی مجلس شورای اسلامی و ... را به عهده داشته است. قرار است از هفدهم مرداد مصادف با روز خبرنگار مراسم تودیع و معارفه انجام و از آن پس سردبیر جدید کار خود را آغاز کند.

برگرفته از: www.sabanewspaper.com

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ساعت 22:56 توسط محمدرضا فرجاد |

     بیژن مقدم جایگزین احمد توکلی در مدیریت سایت «الف» شد.

     پایگاه خبری «پارس» نوشت: بیژن مقدم جایگزین احمد توکلی در مدیریت سایت «الف» شد. با این همه توکلی همچنان صاحب امتیاز «الف» باقی می ماند.
     بیژن مقدم پیش از این مدیر مسوول روزنامه جام جم بود. وی پیش از این سردبیر خبرگزاری فارس و مسوول روابط عمومی روزنامه رسالت بوده است. وی امروز در جمع تحریریه الف، معارفه شد.
     مقدم هم اکنون کارمند حوزه ریاست سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران است. چندی پیش مراد عنادی جایگزین وی در روزنامه جام جم شد.

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ساعت 11:51 توسط محمدرضا فرجاد |

     چندی پیش در ضیافت افطار رییس جمهوری با اصحاب رسانه در سالن اجلاس سران، یونس شکرخواه سردبیر همشهری آنلاین و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، یکی از چهار سخنران اصلی این نشست بود. متن کامل صحبت‌های او را که درد بزرگ جامعه امروز مطبوعات ایران است، به نقل از شفقنا رسانه  در ادامه می‌خوانید:

به نام خداوند لوح و قلم، حقیقت نگار وجود و عدم،
خدایی که داننده رازهاست، نخستین سرآغاز آغازهاست

با سلام خدمت ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر حسن روحانی

همکاران ارجمند، حضار گرامی!

     فضای رسانه‌ای در ایران و جهان با ابزارهای مدرن ارتباطی دچار تغییرات بنیادین شده است. آنچه تا پیش از این تحول در قالب ادیت پیش از انتشار دیده می‌شد حالا به ادیت پس از انتشار تبدیل شده است. به عبارت بهتر نبض ایده‌ها و اقدام‌های رسانه‌ای و ارتباطی با گفت‌وگو می‌زند. گفت‌وگو جای ارتباط یکسویه از سوی رسانه‌ها به مخاطبان را گرفته و به جریانی دوسویه تبدیل شده است. درک این فضای تازه به سواد رسانه‌ای نیاز دارد. دولت به این سواد نیاز دارد. ما روزنامه‌نگاران نیز.

     حالا نظریه‌های ارتباطی درباره رسانه‌ها در دو کمپ طبقه بندی می‌شوند: نظریه‌های کلاسیک مبتنی بر تأثیرات پر شدت و نظریه‌های متاخر مبتنی بر تأثیرات کم شدت.

    دولت‌ها عموما هنوز به تأثیرات پرشدت رسانه‌ها باور دارند و نسبت به بازتاب‌های رسانه‌ای رویدادها ، واکنش‌های بعضا تند نشان می‌دهند. دولت‌ها گمان می‌کنند برای جلوگیری از پیامدهای مدل پرشدت، باید در مسیر آن مانع تراشی کنند. این تصور را باید به واقعیت‌های معاصر رسانه‌ای نزدیک کرد. برخی از روزنامه‌نگاران نیز بویژه همکاران جوان ما هم روزنامه نگاری را با تبلیغات و کنشگری سیاسی اشتباه می‌گیرند. بیاییم حوصله به خرج دهیم و سواد رسانه‌ای را ارتقا بخشیم.

جناب آقای روحانی!

     قواعد و وظایف حرفه‌ای روزنامه‌نگاری صرف نظر از نوع رسانه‌ها بسیار روشن هستند، ما نمی‌توانیم غیراخلاقی عمل کنیم، نمی‌توانیم زیر نفوذ باشیم و نمی‌توانیم با روحیه قدرت پذیری رفتار کنیم. این حق ماست که مانع فساد شویم و از ظلم و بی‌عدالتی جلوگیری کنیم.     اما تصریح می‌کنم دولت‌ها هم به نیابت از آرای میلیونی که مردم به آنها می‌دهند؛ حق مدیریت اطلاعات را دارند؛ روزنامه‌نگاران به حق مدیریت اطلاعات از سوی دولت‌ها احترام می‌گذارند، اما بحث روزنامه‌نگاران، حق دانستن است و این حق که رصد کنند آیا مدیریت اطلاعات از سوی دولت‌ها، دارای شفافیت لازم هست یا دارد در اجرا به خطا می‌رود.
    
روزنامه‌نگاران حرفه‌ای در اعمال و بهره‌وری از آزادی، متعهدانه عمل می‌کنند؛ اما اجرای نمایندگی دولت‌ها هم باید شفاف و قابل حسابرسی باشد و این دیده‌بانی وظیفه آشکار روزنامه نگاری است.
     ما نه دشمن دولت هستیم و نه دوست دولت، با ما مهربان‌تر باشید، شما که این میهن را علی‌رغم هزاران دشواری طبیعی و تحمیلی به پیش می‌برید، بپذیرید که رابطه ما رقابت وفادارانه و رفتار متعهدانه نسبت به قواعد بازی است.
    جناب رییس جمهور، بیایید فاصله روزنامه‌نگاری با دولت را با تدوین سیاست ارتباطی و رسانه‌ای برای دولت و نه برای رسانه‌ها پر کنید. همکاران من در برابر صدها رسانه‌ی ریز و درشت که در خارج از مرزهای ایران فعالیت می‌کنند، به روشنگری حرفه‌ای و منتقدانه مشغول هستند، تردیدی نداشته باشید روح حاکم بر روزنامه‌نگاری ایران، دین دوستی و میهن دوستی است.

جناب دکتر روحانی!

     شما که قانون دسترسی آزاد به اطلاعات را آذرماه 93 در هیأت دولت تصویب و برای اجرا به دستگاه‌های ذیربط ابلاغ کردید، کمک کنید تا سواد رسانه‌ای از کانال‌هایی که در اختیار دارید و با تکیه به ابزارهایی که دارید به دستور جلسه‌ای ملی تبدیل شود.
     شما همکاران کارکشته‌ای در عرصه ارتباطات و رسانه‌ها دارید، آنها این توان را دارند تا با همکاری رسانه‌ها ادبیات آموزشی سواد رسانه‌ای را تهیه و از مجاری ذی‌ربط به جریان بیندازند.

آقای رییس جمهور!

     ایده‌های تازه عموما از سه کانون اشاعه می‌یابند: نهادهای آموزشی، نهادهای رسانه‌ای و نهادهای مدنی.
     شما می‌توانید از طریق وزرای خود، نهادهای آموزشی مبتنی بر مدارس و دانشگاه‌های کشور را متوجه عرصه سواد رسانه‌ای کنید.
     ما رسانه‌ها نیز به شکل مستقل، علی‌رغم نداشتن نهاد مدنی فراگیر - که دلایلش را می‌دانید - نقش‌مان را در این زمینه ایفا خواهیم کرد. سواد رسانه‌ای می‌تواند ابزار اعاده عدالت اجتماعی باشد. برایتان از صمیم قلب آرزوی بهروزی دارم و بسیار سپاسگزارم که وقت تان را در اختیارم گذاشتید.

+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:30 توسط محمدرضا فرجاد |

     هفته‌نامه سینما که سالهاست منتشر می‌شود و علاقمندان جدی دارد؛ به روزنامه تبدیل شده و قرار است به شکل روزنامه منتشر شود.
     فریدون جیرانی (کارگردان و نویسنده سینمای ایران) در گفتگو با ایلنا با اشاره به انتشار روزنامه سینما گفت: هفته نامه سینما مدت‌ها در قالب هفته نامه منتشر می‌شد. به تازگی این هفته نامه تقاضای تبدیل شدن به روزنامه را داده و با این تغییر وضعیت موافقت شده است.
     وی ادامه داد: مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه همچنان حسین وخشوری است و قرار است من به عنوان سردبیر و مدیر تحریریه، این روزنامه را در قالبی جدید منتشر کنم.
     جیرانی افزود: در حال گفتگو و فراهم آوردن تیم تحریریه هستیم و به زودی در شهریور ماه روزنامه سینما منتشر می‌شود. این روزنامه بیشتر به دنبال ارائه مطالب تحلیلی و گزارشی است و هرچند اخبار سینمایی در آن منتشر می‌شود اما اولویت اصلی روزنامه، انتشار مطالب تحلیلی است.
     جیرانی افزود: هرچند روزنامه سینما، تخصصی به بحث سینما می‌پردازد اما 20 درصد مطالب روزنامه به هنرهای دیگر همچون تئاتر، موسیقی، تجسمی و فرهنگی اختصاص دارد.  بخشی از اعضائ تیم تحریریه که حضورشان تاکنون قطعی شده فعالیت خود را شروع کرده‌اند و با کامل شدن تیم تحریریه و همچنین تکمیل امکانات روزنامه، روزنامه سینما از شهریور ماه روی کیوسک می‌رود.

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ساعت 15:39 توسط محمدرضا فرجاد |

نهالی که نهاد شد / نهال هایی که نهاد نشدند

    90  ساله شدن روزنامه اطلاعات در عین این که خبر خوبی است و شایسته شادباش اما یادآور دیگرانی هم هست که می توانستند بمانند و نماندند و در واقع نهال هایی که نهاد نشدند. به گزارش عصر ایران؛ روزنامه اطلاعات از امروز پا به 90 سالگی گذاشته است واز این رو لقب «دیرپا ترین موسسه مطبوعاتی در ایران» این مجموعه را سِزد.
     عصر روز یکشنبه 19 تیر 1305 خورشیدی نخستین شماره روزنامه اطلاعات (به صورت متوالی) پس از یک سال انتشار ناپیوسته در حالی منتشر شد که در شناسنامه آن آمده بود: «صاحب امتیاز و مسوول: ع. مسعودی- ناشر: مرکز اطلاعات ایران- محل اداره: خیابان لاله زار – کوچه وثوق نظام- تک نسخه چهار شاهی»
روزنامه اطلاعات در واقع کار خود را از سال 1304 شروع کرده بود و به این اعتبار هم 90 ساله است و اگر شروع انتشار متوالی را از 19 تیر 1305 در نظر بگیریم نیز بازمی توان گفت پا به 90 سالگی گذاشته است.
    غرض از این گفتار اما مته به خشخاش گذاشتنِ زمانی نیست. بیان این نکته است که «اطلاعات» اکنون یک «نهاد» است و در سرزمینی که گاه عمر رسانه ها به یک سال هم نمی رسد 90 ساله شدن یک موسسه اتفاق مثبت و متفاوتی است.
    شاید برخی خرده بگیرند که این «اطلاعات» آن «اطلاعات»ی نیست که عباس مسعودی پایه گذاشت چون پس از انقلاب اسلامی مصادره شد و با مدیریتی دیگر به کار خود ادامه داده است و عمر آن را نمی توان تا قبل از 1357 برد.
     این سخن هر چند به تعبیری درست است  اما بد نیست بدانید مسعودی در سال 1353 درگذشت و پس از آن مدیریت موسسه به دست فرزندان او – فرهاد و بهرام – افتاد و هر چند اطلاعات با حکم  احمد آذری قمی دادستان وقت انقلاب مرکز مصادره شد و در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت اما حجت الاسلام سید محمود دعایی که از سال 1359 سرپرستی آن را بر عهده گرفته، از بهرام مسعودی دعوت به کار کرد و با رضایت او و این توجیه که موسسه اطلاعات بدهی های سنگینی به بانک ها داشته عملا از شکل مصادره خارج شد و بهرام رسما اجازه داد از این عنوان در سطح بین المللی نیز استفاده شود. به عکس کیهان که سناتور مصباح زاده برند را از آن خود می دانست و در لندن کیهان را منتشر می کرد.
    بهرام مسعودی در ایران ماند و امکاناتی هم گرفت و ادعای مالی و حقوقی هم مطرح نکرد و به همین خاطر اصطلاحا « چشم» او حداقل در ظاهر به دنبال این موسسه نبوده و این اتفاق با ابتکار و روحیه مداراجوی شخص سید محمود دعایی رخ داد بی آن‌که هیچ الزام قانونی داشته باشد ولی موجب شد به کارکنان این موسسه احساس کار در یک بنگاه مصادره ای دست ندهد و این حس با مشاهده «بهرام مسعودی» که هر از گاهی سر می زد قوت می گرفت.
    نود ساله شدن روزنامه اطلاعات البته که خبر خوب و دلچسبی است اما همزمان موسسات رسانه ای دیگر را نیز فرایاد می‌آورد که خصوصا در دهه 70 جوانمرگ شدند در حالی که اکنون می توانستند 20 یا 15 یا 10 سالگی خود را جشن بگیرند.    البته خوشبختانه معدودی از نشریات از توفان های سیاسی و تنگناهای اقتصادی جان به در برده و 20 ساله شده یا 20 سالگی را پشت سر گذاشته اند. از این جمله‌اند: روزنامه همشهری، روزنامه جمهوری اسلامی، ماهنامه فیلم، فصل نامه بخارا، فصل نامه نگاه نو، هفته نامه امید جوان ، ماهنامه طنز و کاریکاتور و چند نشریه دیگر اما غالب نشریات قدیمی یا به محاق توقیف افتادند و از ادامه انتشار بازماندند، یا به دلایل اقتصادی متوقف شدند یا مانند «دانستنیها» که امتیاز آن از بخش خصوصی به عمومی انتقال یافت و از این رو می توان گفت از حیث «نهادهای مطبوعاتی» در زمره فقیرترین کشورهای منطقه به حساب می آییم در حالی که از نظر سابقه انتشار روزنامه و نشریه از همه پرپیشینه تریم و از 150 سال هم فراتر می رویم.
    نود ساله شدن روزنامه اطلاعات در عین این که خبر خوبی است و شایسته شادباش اما یادآور دیگرانی هم هست که می توانستند بمانند و بپایند اما نماندند و نپاییدند  و در واقع این جشن تولد، سوگ هایی را نیز به خاطر می‌آورد.
    «نهال»هایی که «نهاد» نشدند وگاه یک ساله نشده فرو ‌پژمردند. حال آن که مجازات ها – فارغ از قضاوت درباره شدت و غلظت آنها- می توانست به جای شخصیت های حقوقی، متوجه افراد و البته موقت باشد نه آن که کل موسسات را از پا بیندازند.
    البته خوش بختانه در سال های اخیر برخی نشریات توقیف شده انتشار خود را از سر گرفته اند و بعضا مانند «ایران فردا» این اتفاق پس از 14 سال رخ داده است . هرچند یک گپ‌ طولانی موجب تغییرات گسترده و زیان های اقتصادی شده باشد.
    ماهنامه فیلم در 20 سالگی خود نوشت: کاش وقتی یک موسسه مطبوعاتی 20 ساله می شود به آن به چشم میراث فرهنگی نگاه کنند و به خاطر یک اشتباه یا سوء تفاهم کل موسسه را با خطر نابودی مواجه نکنند.     آرزو کنیم همه رسانه ها و نشریات از نهال به نهاد تبدیل شوند. جامعه مدرن بیش از هر چیز به نهاد نیاز دارد و ما همچنان از حیث نهاد در همه عرصه ها فقیریم و این زیبنده کشوری نیست که وقتی در انقلاب مشروطه دست به نهاد‌سازی زد تعداد کشورهای مستقل منطقه با احتساب شمال افریقا هم از 6 مورد فراتر نمی‌رفت.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:49 توسط محمدرضا فرجاد |

     برای روزنامه‌نگارانی که پس از 6 سال همدیگر را به صورت گروهی و در آیینی عمومی می دیدند این فرصت مغتنم بود و آن را طلیعه ای خوش پنداشتند.

     به گزارش عصر ایران، نزدیک به 6 سال پس از بسته شدن ساختمان (و نه انحلال) انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، برای صدها تن از اعضای این نهاد مدنی امکان گرد آمدن در زیر یک سقف و در ضیافت افطار در روز شهادت مولا علی (ع ) فراهم آمد.

    هر چند که در سال های قبل از 1388 در محل خود انجمن ضیافت افطار برگزار می شد و این اتفاق چنانچه در خود ساختمان این نهاد رخ می داد بسا فرخنده تر بود اما به هر رو، برای روزنامه نگارانی که پس از 6 سال همدیگر را به صورت گروهی و در آیینی عمومی می دیدند نیز این فرصت مغتنم بود و آن را طلیعه ای خوش پنداشتند.

   میزبان نیز اگر چه انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بود اما به واقع میزبان و میهمان در کار نبود چون «سیمرغ» جز همان «سی‌مرغ» نیست و خود روزنامه نگاران‌اند که با اصرار بر واقعی و دموکراتیک و صنفی و غیر دولتی بودن این نهاد، مجال ادامه حیات آن را فراهم آورده اند و این حضور به معنی آن بود که به رغم آنچه مخالفان در شیپورها دمیده اند این حیات ادامه دارد و انجمن نیز فراتر از هیات مدیره منتخب آن است تا برخی مواضع آن را بپسندند یا نپسندند که خود اعضایند و سیمرغ، همان سی مرغ است و تازه خود هیات مدیره برای برگزاری مجمع عمومی عادی سالانه و انتخاب ترکیب جدید اعلام آمادگی کرده است.

   این حضور، خط بطلانی هم بر پروژه موازی سازی کشید زیرا کسانی همواره برسر آن بوده اند تا به جای یک نهاد مستقل و فراگیر، انجمنی هدایت شده را به عنوان نماینده همه روزنامه نگاران معرفی کنند غافل از این که سازمان بین المللی کار، یگانه نهاد تاسیس شده در سال 1376 در ایران را به عنوان«تشکل اکثریت» به رسمیت می شناسد و فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران نیز...

    استقبال گسترده اعضا و چهره های شاخص روزنامه نگاری - که به رغم همه مشکلات این سال ها در این سرزمین مانده اند و نکوچیده اند - می تواند این سوء تفاهم را نیز بزداید که انگار همه از این سرزمین یا از این حرفه رفته اند! حال آن که هر چند برخی از فعالان رسانه ای کوچ و کار در رسانه های فرامرزی یا اساسا خروج از این حرفه را برگزیده اند -  که البته در میان کوچندگان مجریان صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم بوده اند - اما استقبال اعضا از فراخوان انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران و حضور در ضیافت افطار بار دیگر ضرورت عمل به وعده رییس جمهوری در بدو شروع کار در مرداد سال 92 را نیز یادآور می شود...

   ...ضیافت افطار روزنامه نگاران متفاوت بود. هم به این خاطر که میزبان و میهمان نداشت، زیرا اعضا هم میزبان بودند و هم میهمان. دیگر این که معمولا چنین سفره هایی با بودجه های دولتی و گاه با ریخت و پاش، گسترده می شود و اینجا بودجه دولتی و رانت و حمایتی در کار نبود.

    سوم این که اگر اکثریت حاضران در ضیافت رییس جمهوری به افتخار اهل مطبوعات و رسانه ها را گویندگان و مجریان و تهیه کنندگان و کارکنان صدا و سیما تشکیل می دادند و روزنامه نگاران در اقلیت کامل بودند و تنها جای رییس سازمان صدا و سیما خالی بود، اینجا اما همه دستی در قلم داشتند؛ روزنامه نگاران مستقلی که آنچه را که در ذهن خود دارند به روی کاغذ یا مونیتور می آورند و اگر چه رابطه استخدامی یا کاری با سازمان یا بنگاهی دارند اما حاصل فکر خود را منتشر می کنند نه اندیشه دیگری را و کار رسانه ای انجام می دهند و نه تبلیغی...
   ...حق روزنامه نگاران ایرانی است که چونان یک خانواده در خانه خود گرد آیند و صد البته که در یک خانواده و یک خانه دیدگاه ها متنوع است و آنچه افراد را زیر یک سقف گرد می آورد تنها اشتراک صنفی و تعلقات کلی میهنی است و نه علایق سیاسی یا هر علقه و سلیقه دیگر.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 14:2 توسط محمدرضا فرجاد |

     ضیافت افطار رییس جمهور با اصحاب رسانه سه شنبه شب در سالن اجلاس سران برگزار شد. در این نشست رئیس جمهور، وزیر ارشاد، یونس شکرخواه سردبیر همشهری آنلاین و حجت‌الاسلام والمسلمین محمود دعایی، مدیر مسوول روزنامه اطلاعات سخنرانی کردند. صحبت‌های آقای دعایی در این دیدار که توسط سایت معتبر شفقنا رسانه انتشار یافته از چنان اهمیتی برخوردار است که هر روزنامه نگاری در این دوران غربت حرفه خود، لازم است بارها و بارها آن را بخواند و هر جا میسر است آن را تکثیر کند. متن کامل سخنرانی مدیر مسئول  فعلی روزنامه اطلاعات در آستانه نودمین سال انتشار این نشریه مردمی و جامعه گرا در اینجا نقل می شود:

سم الله الرحمن الرحیم

     از امیر مؤمنان (ع) روایت شده که: روزی پیامبر اکرم (ص) برای ما خطبه خواند و فرمود: «أیها الناس، انهُ قد اقبل الیکم شهرالله بالبرکة و الرحمة و المغفرة. شهرٌ هو عندالله افضلُ الشهور و ایامهُ افضلُ الایام و لیالیه افضلُ اللیالی و ساعاتهُ افضلُ الساعات: ای مردم، ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما رو کرده است؛ ماهی که نزد خدا بهترین ماههاست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعتهایش بهترین ساعتهاست» در ادامه فرمود: «هو شهرٌ دُعیتُم فیه الی ضیافه الله و جُعلتُم فیه من اهل کرامه الله: این ماهی است که شما را در آن به میهمانی خدا فرا خوانده‌اند و در آن از اهل کرامت گردیده‌اید.»

     نکته مهم همین جاست: میهمانی و کرامت. در حقیقت ما بندگان، همواره میهمان خدا هستیم و کنار «خوان نعمت بی‌دریغش که همه جا کشیده»، نشسته‌ایم؛ زیرا به قول سعدی: «ادیم زمین سفرة عام اوست/چه دشمن بر این خوان یغما، چه دوست»؛ اما این ماه مبارک در حکم میهمانی خصوصی خداست. در میهمانی، میهمان وظایفی دارد و میزبان تعهداتی. آنچه خداوند تعهد کرده و وعده نموده، همانهاست که از زبان پیامبر برگزیده‌اش می‌شنویم: «نفس‌های شما در این ماه ثواب تسبیح دارد و خوابتان ثواب عبادت. اعمالتان در آن پذیرفته است و دعاهایتان در آن مستجاب است.»

     وظیفه ما میهمانان چیست؟ بخشی از آن فردی است (همچون نماز و روزه و ذکر و تلاوت قرآن) و بخشی از آن اجتماعی است که عمده تأکید من در مقام یکی از اهالی رسانه، بر همین بخش است که خود موارد متعددی را در بر می‌گیرد؛ همچون یاری تهیدستان و صدقه به مسکینان، احترام به پیران و مهربانی با کودکان، یتیم داری و رسیدگی به خویشاوندان. اما بخش مهم‌تری هم دارد که به کار همگان و بویژه ما مطبوعاتی‌ها بسیار می‌آید و جا دارد که با یک ماه تمرین، بتوانیم یک خط مشی ثابت برای سال خود فراهم کنیم. حضرت فرمود: «زبان خود را از آنچه نباید گفت، نگاه دارید و چشم‌تان را از آنچه دیدنش بر شما روا نیست، بپوشانید و گوش‌های خود را از آنچه شنیدنش حلال نیست، بازدارید.»

     آیا ما این گونه هستیم؟ آیا افشاگری‌های راست و دروغ در پرونده اعمال ما نیست؟ آیا برای کسب هر خبر به هر شیوه‌ای متمسک نمی‌شویم؟ آیا از بدگویی و سیاه نمایی و بدنام کردن افراد و احزاب و نهادها پرهیز می‌کنیم؟ آیا شر خود را از مردم بازمی‌داریم تا وعده پیامبر درباره ما محقق شود که فرمود: «هر کس در این ماه، شر خود را از مردم باز دارد، خدا در روز قیامت، خشم‌اش را از او بازمی‌دارد.»

     محدث قمی از قول امام صادق (ع) می‌نویسد: پیامبر (ص) شنید که زن روزه‌داری به همسایه‌اش دشنام داد. حضرت زن را خواست و فرمود: «بخور!» گفت: «من روزه‌ام.» فرمود: «چگونه روزه‌ای که به همسایه‌ات دشنام دادی؟! روزه، تنها خودداری از خوردن و آشامیدن نیست. خداوند روزه را پرده‌ای برای سایر کارهای ناپسند گردانیده است.»

     با این حساب، آیا ما مطبوعاتی‌ها و خبرگزاری‌ها و دیگر رسانه‌ها روزه داریم؟ مگر امام صادق (ع) نفرمود: «هر گاه روزه گرفتی، باید که گوش و چشم و مو و پوست و همه اندامت روزه بدارد؛ یعنی از محرمات، بلکه از مکروهات. روزه تنها همین پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه باید زبان را از دروغ نگاه دارید و چشم را از حرام بپوشانید و با یکدیگر نزاع نکنید، غیبت نکنید، بگو مگو نکنید، دشنام ندهید، ناسزا نگویید، ستم نکنید. از آنچه نباید گفت، خاموش باشید و شکیبایی کنید و راستگو باشید. از شریران دوری کنید و از گفتار بد، دروغ، افترا، ستیزه جویی، بدگمانی، غیبت کردن و سخن چینی بپرهیزید

     اگر قرار باشد یک آیین نامه اخلاقی رسانه‌ای برای ما و همکاران‌مان تدوین شود، آیا بهتر از اینها می‌شود در نظر گرفت؟ بر من خرده نگیرید که اینها امور قلبی و باطنی است و در عالم واقع نمی‌توان دنبال کرد. نه، اتفاقا اینها بخشی از اخلاق عملی ما روزنامه‌نگاران باید باشد و به بخش‌های باطنی فرمایش حضرت اشاره نکردم که می‌فرمایند: «ای روزه‌دار، باید که دلت از عیب‌ها و باطنت از نیرنگ‌ها و بدنت از پلیدی‌ها پاک باشد و در ایام روزه روح و تنت را به خدا ببخشی و دلت را برای محبت و یاد او فارغ گردانی...»

     اینها پیشکش اهل معنا، ما گرفتاران عالم کثرت و دست اندرکاران رسانه، همان بخش‌های اول را باید در پیش بگیریم تا بتوانیم دست کم از ترویج باطل و پخش شایعه و لجن مال کردن افراد و خالی کردن دل مردم و عادی کردن گناه و به طمع انداختن دشمنان ظاهر و باطن مان، پرهیز کنیم. اگر چنین کردیم، امید است که گفتار پیامبر اکرم (ص) درباره ما محقق شود که با مهربانی و دلسوزی در ادامه همان خطبه فرمود: «ای مردم، در این ماه درهای بهشت باز است، از پروردگار خود بخواهید که به روی شما نبندد؛ و درهای جهنم در این ماه بسته است، از پروردگارتان بخواهید که به روی شما باز نکند؛ و شیاطین را در این ماه به زنجیر کشیده‌اند، از خدا بخواهید که آنها را بر شما چیره نگرداند...»

     دروغ و تخریب و آبروریزی و هتک حرمت و شایعه پراکنی، درهای جهنم است؛ بیایید ما میهمانان خدا، آنها را باز نکنیم. راستگویی و مهربانی و دلسوزی و مراقبت از حق و حقوق مردم که شامل انواع آزادی‌های مشروع نیز می‌شود، از جمله آزادی بیان و پس از بیان و حرمت نهادن به بندگان خدا که چه بسا همفکر و همسو و هم حزب و هم جناح ما نباشند و میانه‌روی و اعتدال در امور و حفظ منافع ملی و دینی و تلاش برای تأمین سعادت دنیوی و اخروی مردم، از درهای بهشت هستند؛ ای میهمانان خدا، بیاییم که برای رضای خدا این درها را نبندیم. بدخواهان داخلی و خارجی و وسواسان خناس که کارشان دسیسه و بدگویی و سخن چینی و خراب کردن اذهان نسبت به یکدیگر و پاشیدن زهر کینه و نفاق و دشمنی و آشفتن فضای جامعه است، مصداق بارز آن شیاطین هستند که حضرت فرمود، از خدا بخواهیم و خود نیز بکوشیم و به هوش باشیم که دست‌شان را باز نکنیم و بر خود چیره نسازیم و به طمع شان نیفکنیم، آن هم در این موقعیت خطیر که «به گرداگرد این کشور چندان که بینیم/بلا انگشتری و ما نگینیم!»

     از اطاله سخن و از بیان مواردی که دوستان دانشور، خود بهتر می‌دانند، پوزش می‌خواهم؛ اما عذرم موجه است که من چون کرمانی هستم، در جمع شما عزیزان، زیره به کرمان برده‌ام! از آنجا که در آستانه ولادت باسعادت امام حسن مجتبی (ع) هستیم، روایتی از آن حضرت را که در وسائل‌الشیعه هم آمده است، تقدیم می‌کنم: رَوی الحسن عن ابی الحسن عن جد الحسن: «انّ احسن الحَسن، الخُلق الحَسن»: زیباترین زیبایی، خوی زیباست. همان چیزی که آن حضرت در بالاترین سطح از آن برخوردار بود: ادب، مهربانی، بردباری، بخشندگی، فروتنی در عین شجاعت و دلاوری و علم و جایگاه والای خانوادگی و اجتماعی. با شادباش زادروز چنین خورشید درخشانی، به ذکر یک نکته مهم از سیره آن حضرت بسنده می‌کنم که به کار امروز و بلکه هر روز ما می‌آید: آن حضرت با قبول صلح تحمیلی، حیثیت فردی خود را فدای حفظ منافع دیرپای جمعی کرد. اگر امام حسین (ع) همین کار را با نثار خونش کرد، امام حسن (ع) با نثار آبرویش کرد تا اساس اسلام بماند، ما اصحاب رسانه اگر همین اصل را از حضرت بیاموزیم و به کار ببندیم، بساط بسیاری از کدورت‌ها و کینه‌ها و دشمن تراشی‌ها برچیده می‌شود.

     در پایان اجازه می‌خواهم که اندکی هم تبلیغ روزنامه اطلاعات را بکنم و به عرض برسانم که تا چند روز دیگر اطلاعات 90 ساله می‌شود و چون این تداوم یک موقعیت ملی است، به همه تبریک می گویم و از همه کسانی که به نحوی این مجموعه را طی 9 دهه یاری کرده‌اند، سپاسگزاری می‌کنم و به روان درگذشتگان درود می‌فرستم. یک روزنامه 90 ساله طبیعی است که دیگر نهال نیست، بلکه نهاد است و از نشانه‌های پویایی و پایداری یک جامعه کهنسال که فراز و نشیب‌ها دیده و به رغم همه دشواری‌ها، همچنان شاداب و سرزنده باقی مانده است.

از این سَموم که طرف بوستان بگذشت

عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی!

     ما و پیشکسوتان ما طی این سالیان دراز (از سال 1304 تا سال 1394) که هم متحمل عوارض جنگ جهانی اول بودند و هم شاهد جنگ جهانی دوم و ورود گسترده بیگانگان و اشغال کشور و بعد شکست نهضت ملی شدن نفت و بعدتر شکست ظاهری نهضت 15 خرداد و بعد حوادث تلخ و شیرین منجر به پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و بعد تحمیل جنگی هشت ساله و هزاران حادثه بزرگ و کوچک دیگر. با این همه به یاری حق ماندیم و حرف دلمان این بود که:

        به صبر کوش تو ای دل، که حق رها نکند             چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی

خدا ما و کشور عزیزمان را رها نکرد، ما نیز او را رها نکنیم.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:47 توسط محمدرضا فرجاد |

گوگل به منظور تقویت مهارت های روزنامه نگاری، یک تحریریه خبری راه اندازی کرده است.

به گزارش شارا به نقل از خبرگزاری فرانسه، استیو گراو مدیر تحریریه، در یک پست وبلاگ چنین اظهار کرده که هدف تحریریه خبری، همکاری با روزنامه نگاران و کارآفرینان جهت به کار گرفتن طرح های فناوری در گزارش اخبار است.

گراو چنین گفته است که: "از بخش نقشه های گوگل تا یوتیوب، جداول فیوژن، گوگل الرت و جستجو، ابزار های متعددی را ارایه داده ایم که اتاق های خبری می توانند از آنها در گزارش ها و داستان سرایی های خود استفاده کنند."

وی افزود: "در حال حاضر، روزنامه نگاران در سراسر جهان می توانند به آموزش این محصولات که به طور خاص برای اتاق های خبر ایجاد شده دسترسی داشته باشند."

پیشنهادات موجود در صفحه نخست تحریریه خبری آنلاین به آدرس newslab.withgoogle.com شامل دروسی در خصوص تحقیق، گزارش، توزیع، و بکارگیری ابزارهای تحلیلی می باشد.

گراو همچنین می گوید: "مادامی که چشم انداز و فناوری رسانه ها به تحول ادامه می دهد، معتقدیم چنانچه متخصصین تکنولوژی و روزنامه نگاران با هم همکاری کنند می توانیم جهان آگاهانه تری ایجاد کنیم".

تحریریه خبری به عنوان یک کوشش جهانی معرفی شد و با تیم هایی در بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایالات متحده راه اندازی گردید.

هفته گذشته یوتیوب از طرحی برای "خبرنامه های" فیلم های شاهدان عینی و یک پروژه جداگانه از فیلم های مرتبط با عدالت اجتماعی و حقوق بشر خبر داد.

+ نوشته شده در شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 12:4 توسط محمدرضا فرجاد |

     نسرین وزیری در خبرآنلاین نوشت: تا به حال روزنامه اطلاعات را ورق زده اید؟ به چشم خریدار اگر نگاهش کنید در برابر روزنامه های تمام رنگی این روزها با شکل و فرم های جذاب برای بیننده، چنگی به دل نمی زند. قطعش بزرگتر از دیگر روزنامه هاست و سخت ورق می خورد، ستون بندی مشخص ندارد و فاصله میان اخبار مشخص نیست، فونت تیترهایش بسیار متفاوت است و بعضا در پایین صفحه بزرگتر از بالاست و .... سبک نگارشش هم دست کمی از صفحه بندی اش ندارد. خنثی ترین تیترها و به قول مطبوعاتی ها بعضا از بی خاصیت ترین جای متن.
     اما شاید همین ظاهر ناآراسته، سر ماندگاری قدیمی ترین روزنامه کشور باشد. روزنامه ای که امسال 90 ساله می شود و سابقه ای طولانی تر از سازمان برنامه و بودجه کشور دارد و به جز یکی دو ماه تعطیلی در پی اعتصاب های سال 57، بی وقفه منتشر شده است. روزنامه ای که با همین ظاهر ساده و بی آلایشش، همواره مشی اطلاع رسانی بی طرفانه خود را حفظ کرده و پایگاهی برای انعکاس مواضع طرف های مختلف در هر موضوع روزی بوده و هست. اینکه امروز هم سخنان ظریف و اعضای تیم هسته ای را منتشر می کند و هم گوشه ای از بیانیه های دلواپسان را، مشی امروز و دیروزش نیست، مشی ای به قدمت چند دهه کار روزنامه نگاری است. چه آنکه در آوان انقلاب نیز هم بیانیه های حزب توده و حزب جمهوری اسلامی را منتشر می کرد، هم حملات پیاپی به تجمع های مجاهدین خلق را نقد می کرد و هم تعرضشان به نتایج انتخابات را. هم سرمقاله های روزنامه جمهوری اسلامی علیه مجاهدین خلق را نقد می کرد و هم محاصره این روزنامه از سوی مجاهدین را تندروی می پنداشت و نشان می داد که مورد اعتماد و اطمینان دو طرف است. هم در گفت و گو با حبیب الله پیمان به نقد لیبرالیسم در دولت موقت می پرداخت و هم پاسخ بلندبالای مرحوم میناچی در دفاع از این دولت را منتشر می کرد. هم فهرست اتهامات دانشجویان خط امام علیه مقامات ایران در اسناد لانه جاسوسی را منتشر می کرد و هم به ابراهیم یزدی و عباس امیرانتظام تریبون می داد تا پاسخگوی اتهاماتشان باشند. هم در گفت و گو با اعضای حزب جمهوری اسلامی به دفاع از مصوبات شورای انقلاب می پرداخت و هم در گفت و گو با سران جبهه ملی و جنبش ملل و ... به نقد این مصوبات می نشست. هم بیانیه های امام خمینی(ره) را با تیتر درشت در صفحه اول می آورد و هم نقد مواضع رهبر فقید انقلاب از سوی چهره هایی چون آیت الله پسندیده، آیت الله صادق روحانی، آیت الله قمی و حتی شیخ علی تهرانی را. و البته همه و همه این ها را در قالب تیترهایی مختصر و بی طرفانه که محتوایی عمیق و در مواردی غیرقابل باور از باب مجوز انتشار، چاپ می کرد. روزنامه ای که چون گرایش سیاسی ندارد، در آستانه انتخابات های مختلف به جای تبلیغ چهره های شناخته شده، بعضا سوالاتی ار طرح می کند تا نامزدها به آنها پاسخ دهند و خودشان را به مخاطبان معرفی کنند.
     این روزها که مشغول بررسی مطبوعات سراسری کشور در دهه اول انقلاب هستم، از میان سه روزنامه کیهان و جمهوری اسلامی و اطلاعات، این روزنامه اطلاعات است که منبعی بی طرف با گستره پوشش خبری فراخ است که در اغلب موارد خواننده را بی نیاز از مطالعه دیگر روزنامه های وقت می کند. روزنامه ای که تنها مصوبات شورای عالی امنیت ملی را برای ممنوع البیانی و ممنوع التصویری چهره های سیاسی می پذیرد و فارغ از جارو جنجال های رسانه ای با همین مشی آرام و بی غل و غشش، از سال 88 با انبوهی از اخباری که در رسانه های دیگر غیرقابل نقل بود، گذر کرد و پیام تسلیتی برای هاله و عزت الله سحابی با عکس این پدر و دختر در صفحه ترحیمش به چاپ رساند. روزنامه ای که صداقتش در بیان مطالب تا آن جاست که همین اخیرا نیز آیت الله سبحانی، تنها رسانه ای که سخنانش را بی تحریف درباره حجاب و ربا منتشر کرده را، روزنامه اطلاعات می داند.
     خلاصه که روزنامه اطلاعات تریبونی است برای همه صداهایی که می خواستند و می خواهند شنیده شوند اما به دور از فضاسازی های رسانه ای. روزنامه ای که به گفته استادم بیژن نفیسی سردبیر اطلاعات بین‌الملل، برای مخاطبین 35 سال به بالا منتشر می شود که صرفا به دنبال اخبارند نه تحلیل های جناحی. روزنامه ای که وقتی 20 سال بعد، خوانده می شود، ارزشش هویداست.

ایام عزتش مستدام باد

برگرفته از: شفقنا - رسانه

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۴ساعت 15:47 توسط محمدرضا فرجاد |

     سردبیر روزنامه تازه انتشار یافته کلید رویکرد این روزنامه را اجتماعی در قالب سبک زندگی عنوان کرد و گفت: روزنامه وابسته به هیچ جناحی نیست و از هیچ جناحی هم حمایت نخواهد کرد.
     منصور بیطرف  با اشاره به اینکه انتشار این نشریه به مدیر مسئولی عطاء حکیمی و صاحب امتیازی موسسه بین‌المللی فرهنگی و آموزشی راه امام(ره) از روز گذشته آغاز شده، گفت: در این روزنامه 20 صفحه رنگی را در نظر گرفته‌ایم.
     وی از حوزه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ورزشی، سبک زندگی، اقتصاد جهان به عنوان صفحات اصلی این روزنامه نام برد.
     سردبیر روزنامه کلید اظهار داشت: در این نشریه تلاش داریم به دو سوال چطور زندگی کنیم و چگونه بهتر زندگی کنیم، بپردازیم.
     بیطرف در عین حال افزود: صفحه ای را نیز به عنوان ' دیپلماسی' اختصاص داده ایم تا در این صفحه مسائل مربوط به موضوع انرژی هسته ای و 1+5 در آن منعکس شود.
     سردبیر روزنامه کلید اضافه کرد: صفحه ای نیز به عنوان بازار در این نشریه در نظر گرفته ایم البته نه برای اعلام قیمت و معرفی کالا بلکه با نگاهی دیگر به چگونگی تغییر بازار سنتی به مدرن و چگونگی ایجاد انگیزه و ذائقه در مصرف کننده و تولید کننده خواهد بود.
     به گفته بیطرف، مخاطبان این روزنامه اقشار فراموش شده اند که در رسانه های کشور به دلیل مسائل سیاسی، منافع شان نادیده گرفته شده یا فراموش شده اند از این رو این روزنامه تلاش دارد این اقشار را عملا مخاطب خودش قرار دهد.

برگرفته از: شفقنا - رسانه

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 20:14 توسط محمدرضا فرجاد |


      جواد مجابی با واکنش نشان دادن به مخالفت‌هایی که با سریال طنز «در حاشیه» مهران مدیری شده، می‌گوید: نباید با جلوگیری از نقد و ساخت طنز درباره اقشار مختلف جامعه به سانسور جامعه کمک کنیم.

       این نویسنده در گفت‌وگو با ایسنا درباره نقش کتاب‌سازی‌ و انتشار کتاب‌های بی‌کیفیت در بی‌علاقه کردن کتاب‌خوان‌ها به کتاب‌خوانی، گفت: ممکن است بنده یک‌سری از کتاب‌سازی‌ها و کتاب‌های میان‌مایه‌ و عوامانه و کم‌ارزش را نپسندم اما در واقع اگر بخواهیم با انتشار هرگونه کتاب مخالفت کنیم به نوعی تمایل‌مان را به سانسور نشان داده‌ایم چون اگر موافق جلوگیری از انتشار آن‌ها باشیم ممکن است این موافقت راه را برای سانسور دیگر کتاب‌ها هم باز کند، بنابراین معتقدم باید اجازه دهیم خود مردم در این زمینه تصمیم‌گیری کنند چون به هر حال مردم و قشر کتاب‌خوان حرفه‌یی فریب این کتاب‌سازی‌ها را نمی‌خورند.

      او در ادامه گفت: مطمئنا مردم و قشر کتاب‌خوان بعد از مدتی دیگر کتاب‌های بی‌ارزش و بی‌اهمیت را نمی‌خوانند و در درازمدت به سراغ آثار درجه یک نویسندگانی می‌روند که حاصل کارشان چیزی به گنجینه ادبیات اضافه کرده است.

      مجابی در ادامه بیان کرد: بنابراین ما نباید با استفاده نابجا از چند واژه در یک سریال، نگران نابودی زبان فارسی باشیم و یا با انتشار چند کتاب بی‌ارزش نگران از دست رفتن مخاطبان کتاب. ما باید تاکید داشته باشیم که همه می‌توانند کتاب‌های‌شان را چاپ کنند. نباید گمان کنیم قیم مردم هستیم وگرنه الان کتاب‌های بی‌ارزش با جلدهای زرکوب منتشر می‌شود و بیان می‌شود که تیراژشان 100 هزار نسخه است و خریده هم می‌شوند اما هیچ‌گاه خوانده نمی‌شوند.

      این شاعر و منتقد با بیان این‌که معتقد نیست باید جلو انتشار کتاب‌های بد و بی‌کیفیت گرفته شود، اظهار کرد: کتاب‌های خوب همواره راه خود را بین خیل عظیم کتاب‌های بد پیدا می‌کنند. نمونه آن‌ کتاب‌های پروست و «صد سال تنهایی» مارکز است که تا به حال در ایران بارها به چاپ رسیده‌اند. بنابراین این‌که گفته می‌شود مردم در بین حجم زیاد کتاب‌ها و کتاب‌سازی‌ها گیج می‌شوند خرافه است.

      او در ادامه به انتقاد بخشی از جامعه پزشکی از پخش سریال طنز «در حاشیه» مهران مدیری واکنش نشان داد و گفت: سریال مدیری یک طنز معقول‌، درست و همه‌جانبه است، اما عده زیادی از پزشکان به آن هجوم آورده‌اند که این سریال آن‌ها را تخریب می‌کند؛ در صورتی که همان‌گونه که به بخشی از قشر وکلا‌، بساز بفروش‌ها‌، بازاری‌ها و غیره انتقاد وارد است به بخشی از قشر پزشکان هم انتقاداتی هست که باید گفته شود.

      مجابی با بیان این‌که نباید از انتقاد و طنز بترسیم اظهار کرد: اگر قرار باشد هر صدایی را که به اصلاح جامعه می‌انجامد سانسور کنیم به ضرر همه خواهد بود و به سانسور جامعه کمک کرده‌ایم. همه ما می‌دانیم که برخی از پزشکان بهترین شخصیت‌های فداکار جامعه هستند که برای سلامتی مردم تلاش می‌کنند اما بگذاریم همه حرفه‌ها از نظامی‌گری گرفته تا طب همه مورد نقد واقع شوند چون نقد باعث بالا رفتن تحلیل در جامعه می‌شود و در این بالارفتن همه افراد جامعه سهیم‌اند.

      او همچنین گفت: بگذاریم به صورت عادی همه قشرهای جامعه نقد شوند و درباره آن‌ها طنز ساخته شود. اگر مشکلات نقد نشوند به صورت عقده درمی‌آیند و عاقبت به صورت توهین‌های رکیک زیرزمینی در جامعه گسترش پیدا می‌کنند.
                                                                                      برگرفته از شفقنا رسانه

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:5 توسط محمدرضا فرجاد |


      معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رییس جمهوری، روزنامه نگاری را هنر انسانیت و عشق ورزیدن خواند و گفت: روزنامه نگاری هنر سوختن و آگاهی رساندن به جامعه است.

     به گزارش ایرنا، پرویز اسماعیلی عصر پنج شنبه در مراسم یادبود شادروان حسین جوادی خبرنگار ورزشی که در دانشکده خبر برگزار شد، افزود: روزنامه نگاری یکی از متعهدترین شغل هایی است به گونه ای که از دین و کتاب آسمانی ما به عنوان خبر یاد می شود و پیامبر (ص) نیز خبررسان است.

     وی با اظهار تاسف از ضایعه درگذشت حسین جوادی و میلاد حجت الاسلامی خبرنگاران ورزشی در سانحه سقوط هواپیما، گفت: در این جلسه حاضر شدم تا نهایت اندوه خود و دفتر ریاست جمهوری را عرض کنم و امیدوارم شاهد چنین رخدادهایی نباشیم و همواره در جامعه ای پرنشاط و شاداب در مسیر رشد ایران اسلامی باشیم.

     علیرضا جوادی برادر مرحوم حسین جوادی نیز در این مراسم به برخی ویژگی های اخلاقی برادر خود اشاره کرد و گفت: حسین کمتر از سه سال داشت که پدر را از دست داد و من جای پدر او بودم، ولی بسیاری از خوبی های برادرم را پس از مرگش از زبان دوستان او متوجه شدم.

     وی با اشاره به حضور آن مرحوم در هیات های هفتگی افزود: ما خبر نداشتیم که در ایام نوروز با دوستانش برای ملاقات با جانبازان دوران دفاع مقدس به آسایشگاه جانبازان می رفت و یا برای کمک به کودکان بیمار در موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان به محک می رفت.

     محمود احمدی افزادی رییس دانشکده خبر هم در این مراسم به بیان خصوصیات اخلاقی جوادی به عنوان دانشجویی که در این دانشکده درس خوانده و فعالیت های حرفه ای خود را از آن آغاز کرده بود، اشاره کرد.

     علی درخشان، سپهر آبروش و شروین طاهری از دوستان مرحوم جوادی نیز در این مراسم با خواندن دل نوشته و بیان خاطرات، حاضران را با اشک های حسرت و فقدان این روزنامه نگار همراه کردند.

     در پایان این برنامه، فیلمی مستند از آخرین تصاویر و گفت و گوهای جوادی قبل از بازی الکلاسیکو، صدای خلبان هواپیما، تصاویری از آخرین لحظات قبل از سقوط هواپیما، حضور جوادی در هیات های مذهبی و مداحی وی در ایام فاطمیه پخش شد.

     مرحوم حسین جوادی دانشجوی ترم دوم کارشناسی ناپیوسته خبرنگاری ورزشی دانشکده خبر، نزدیک به یک دهه فعالیت خبری به ویژه در حوزه ورزشی داشت و در سال های اخیر در روزنامه وطن امروز قلم می زد.

     میلاد حجت الاسلامی از خبرگزاری تسنیم و حسین جوادی از روزنامه وطن امروز برای پوشش دیدارهای تدارکاتی تیم ملی ایران و شیلی به اتریش سفر کرده بودند.

     این دو خبرنگار که برای پوشش خبری دیدار دو تیم بارسلونا- رئال مادرید به بارسلون اسپانیا سفر کرده بودند، در هواپیمای ایرباس 320 شرکت جرمن وینگز در روز چهارم فرودین هنگام بازگشت از بارسلون به دوسلدورف آلمان، در برخورد با کوه های آلپ سقوط کرد و همه 150سرنشین آن از جمله دو خبرنگار ورزشی ایران جان باختند.


برگرفته از شفقنا رسانه

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:57 توسط محمدرضا فرجاد |

     نود و هفتمین شماره فصلنامه رسانه با عنوان سواد رسانه‌ای (ویژه زمستان ۱۳۹۳) از سوی دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد.
     به گزارش مهر، در این شماره از فصلنامه، ۷ عنوان مقاله پژوهشی از پژوهشگران حوزه ارتباطات و روزنامه نگاری در حوزه سواد رسانه ای به چاپ رسیده است؛ بررسی نقش رسانه در نظام تربیتی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، تأکید بر ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای از شهناز هاشمی، سواد رسانه‌ای و شیوه‌های نظارتی مادران بر مصرف تلویزیون‌های ماهواره‌ای و نوجوانان از مهدی منتظرقائم و فاطمه حاجی‌کاظم‌طهرانی، بررسی جایگاه رسانه‌ها در ارتقای سواد رسانه‌ای به منظور تحقق جامعه دانایی محور از سیدرضا نقیب السادات و پریسا فرهادی و نقش سواد رسانه‌ای در توسعه انسانی مطالعه موردی (کتاب سیاست های اجرایی سازمان صداوسیما و سند تحول وزارت آموزش وپرورش) از حسن بشیر و رامین چابکی، از جمله فهرستگان مقالات این فصلنامه است.
     همچنین نقش سواد رسانه‌ای دبیران و خبرنگاران در ارتقای سطح تولیدات خبری از محمد سلطانی‌فر و شیرین پورآزادی، بررسی نقش و جایگاه سطح سواد رسانه‌ای مخاطبین در مقابله با سبک زندگی ارائه شده توسط شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان (مطالعه موردی شبکه‌های من و تو و جم تی وی) از بهاره نصیری و مرحمت سلماسی، ارتقای سواد رسانه‌ای لازمه تحقق جامعه مدنی از نفیسه زارع کهن از دیگر عناوین مقالات و پژوهش‌های این فصلنامه است.
     بخش دیگر فصلنامه رسانه به انعکاس گزارش دو نشست تخصصی ضرورت‌های آموزش سواد رسانه‌ای در ایران و چالش‌های رسانه‌های محلی در برابر رسانه‌های سراسری که به ترتیب در روزهای ۲ مهر ماه و ۱۲ آذر ماه سال جاری در محل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شده بود، اختصاص دارد.
     همچنین، فهرست گزیده مقالات ارتباطات جمعی در مطبوعات و چکیده مقالات فصلنامه به زبان انگلیسی نیز مطالب دیگر این شماره از فصلنامه را تشکیل می‌دهند. فصلنامه علمی -ترویجی وسایل ارتباط جمعی رسانه در ۱۹۰ صفحه توسط دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چاپ و منتشر شده است.

برگرفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:39 توسط محمدرضا فرجاد |

     یک کارشناس رسانه وضعیت چاپ و نشر مطبوعات در تعطیلات نوروز را یک «فاجعه رسانه‌ای» عنوان کرد و گفت: چندین سال است همه از این وضعیت تعطیلی مطبوعات در ایام عید می‌نالند، اما کسی گوش نمی‌کند.
     او تعطیلی مطبوعات در ایام نوروز را هم یک فاجعه رسانه‌ای دانست و تاکید کرد، مطبوعات حیات اندیشه یک جامعه و بازتاب‌دهنده واقعیت‌های یک جامعه هستند.
     حسن بهشتی‌پور در گفت‌وگو با ایسنا،‌ درباره‌ی وضعیت چاپ و نشر روزنامه‌ها که در تعطیلات نوروز اغلب بتعطیلی 16 روزه داشتند، اظهار کرد: متاسفانه این اتفاق یک فاجعه رسانه‌ای است؛ درست است سایت‌ها و خبرگزاری‌ها کار خودشان را در این چند روز خواهند کرد اما آنها نمی‌توانند خلاء روزنامه‌ها را پر کنند به جهت اینکه روزنامه‌ها به ابعاد مختلف موضوعات می‌پردازند و با فضای بهتری می‌توانند به مسائل بپردازند.
     او گفت: متاسفانه این اتفاق معضلی شده است که ما دچار آن شده‌ایم اما همچنان امیدواریم که این معضل حل بشود.
     این کارشناس رسانه همچنین در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا مطبوعات خارجی نیز همانند مطبوعات ایران در تعطیلات با چنین شرایطی مواجه می‌شوند؟ عنوان کرد: مطبوعات خارجی به هیچ عنوان به این شکل نیستند‌، آنها حتی روزهای تعطیلی هم درمی‌آیند. حتی روزنامه‌هایی وجود دارد که ویژه روزهای تعطیل چاپ می‌شود. از طرفی برخی روزنامه‌ها هم هستند که اصلا تعطیلی ندارند؛ بنابراین برای ما تعجب است که یک چنین وضعیتی داریم.
     او با بیان این مطلب که باید دید این اتفاق از چه عوامل فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نشأت می‌گیرد، گفت: مهم‌ترین عامل آن عامل اقتصادی عنوان می‌شود‌؛ اینکه در واقع توزیع‌کنندگان مطبوعات را در ایران تعطیل می‌کنند و عملا شما اگر مطبوعات را چاپ هم کنید، توزیع نمی‌شود.
     بهشتی‌پور همچنین یکی دیگر از دلایل وضعیت چاپ و نشر روزنامه‌ها در ایام تعطیلات نوروز را اینگونه عنوان کرد: عده‌ای می‌گویند مردم در این ایام به شهرستان‌ها می‌روند و کمتر در تهران هستند و اصلا روزنامه نمی‌خوانند، در حالی که من مطمئن هستم خیلی‌ها روزنامه می‌خوانند.
     او سپس عامل سیاسی را به وضعیت انتشار روزنامه‌ها در ایام تعطیلات مرتبط دانست و گفت: عده‌ای موضوع را سیاسی می‌کنند و بحث فضای مطبوعاتی و آزادی مطبوعات را مطرح می‌کنند و می‌گویند اگر فضای بهتری در این زمینه‌ها بود حتما در روزهای تعطیل هم می‌توانستیم مطبوعات را چاپ کنیم. آنها این اتفاق را گردن مسائل سیاسی می‌اندازند.
     این کارشناس رسانه در پایان عامل اصلی و اولین عامل چاپ نشدن روزنامه‌ها در تعطیلات را گردش نظام توزیع روزنامه‌ها در کشور عنوان کرد و گفت: نظام توزیع در کشور ما متاسفانه هنوز دچار مشکل است. این نظام باید مورد بازنگری قرار بگیرد. به نظر من اگر اهمیت این موضوع درک شود و متولیان فرهنگی جامعه ما یک اتاق فکر و کمیته کاری تشکیل دهند و این موضوع را به عنوان یک معضل نگاه کنند و راهکارهایی را پیدا کنند حداقل به تدریج روزنامه‌هایی که کثیرالانتشار هستند به چاپ می‌رسند تا کم کم این معضل حل شود.

برگرفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:9 توسط محمدرضا فرجاد |

در قلمرو رسانه‌ها

     هنري ليوس موسس مجله تايم سوم اپريل 1898 در چين به دنيا آمد. پدرش يك مبّلغ مذهب پروتستان بود. وي پس از اتمام تحصيلاتش در چين، انگلستان و آمريكا و گرفتن ليسانس از دانشگاه ييل و فوق ليسانس تاريخ از دانشگاه آكسفورد وارد كار مجله نگاري شد. دانشجويان «ييل» هنري را به دبيري روزنامه دانشگاه انتخاب كرده بودند و همين گام، او را يك روزنامه نگار كرد. او با كمك يك دوستش در سوم مارس 1923 مجله تايم را منتشر ساخت و به كساني كه اندرز داده بودند «روزنامه» منتشر كند گفته بود كه يك مجله «خبر، تحليل، تفسير و عكس» هيچگاه كهنه خسته كننده نمي شود و هميشه مخاطب خواهد داشت و مخاطبانش طبقه روشنفكر جامعه خواهند بود، طبقه اي كه اعضاي آن رو به افزايشند. او سپس در سال 1930 مجله سياسي ـ اقتصادي فرچيون، در سال 1936 مجله پرتصوير لايف و به تدريج مجلات بسياري را بنا نهاد، به گونه اي كه در 1967، روزي كه درگذشت صاحب بزرگترين كمپاني انتشار مجله درجهان بود و در حسابش يكصد ميليون دلار پول داشت. تحت نام همين كمپاني اينك سي ان ان و چند دستگاه رسانه اي ديگر اداره مي شوند. هنري در طول عمر، سردبيري كل مجله هايش را به فرد ديگري نمي داد و خودش همزمان سردبيركل همه آنها بود.
     هنري در سال 1941 در اوج جنگ جهاني دوم ضمن تحليل اوضاع جهان و درگيرشدن آلمان با شوروي در مقاله اي نوشت كه برنده اصلي جنگ جهاني دوم، آمريكا و قرن بيستم پس از پايان جنگ جاري (جنگ دوم)، قرن برتري آمريكا خواهد بود زيرا از ميدانهاي جنگ به دور است و آسيب آن چناني نخواهد ديد. كشورهاي ديگر، اگر هم بر آلمان و ژاپن پيروز شوند، آن چنان سنگين آسيب خواهند ديد كه به حالت سابق خود بازنخواهند گشت. هنري يك راستگرا، جمهوريخواه آمريكايي و ضدكمونيست بود و آشگارا امپراتوري مجله اي اش را برضد شوروي و دولت مائو در چين بكار مي برد كه پس از درگذشت او، مجله هايش تا حدي چهره بيطرفانه به خود گرفتند. 

برگرفته از روزنامک

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:31 توسط محمدرضا فرجاد |

     کتاب «جامعه‌شناسی ارتباطات در جهان معاصر» تالیف دکتر محمد‌باقر ساروخانی و دکتر عالیه شکربیگی، در 584 صفحه، به قیمت 28 هزار تومان از سوی نشر بهمن برنا منتشر شده است.
     به گزارش کاوشگران روابط عمومی، کتاب «جامعه‌شناسی ارتباطات در جهان معاصر» در تلاش است به ناشناخته‌‌های حاکم در جهان معاصر پاسخ بگوید؛ناشناخته‌هایی که ریشه دراین جهان مدرن دارند. در یک وسیله (مترو، اتوبوس) یا در یک محل(پارک و ...) انسان‌هایی را می‌بینیم، لیکن نمی‌دانیم کیستند. در این موقعیت در تاریکی محض ارتباطات انسانی، حوادثی غیر‌قابل پیش‌بینی قابل تحقق است. انسان‌ها را با توجه به ظاهرشان ارزیابی می‌کنیم؛ در حالی‌که درون آدمیان باید معیار قضاوت ما باشد. چنانچه فردی کنار ما قرار گیرد، موی سر بهم ریخته، لباس آشفته و ... احساس فاصله می جوییم و حال آن‌که ممکن است او فردی بزرگ، دانشمندی فرزانه باشد .
     نویسندگان این کتاب در بیست و دو فصل درصدد شناخت ارتباطات در جهان مدرن این  سال‌ها هستند.

برگرفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:20 توسط محمدرضا فرجاد |

سرمقاله مجله روزنامک ـ شماره نهم درباره تورّم روزنامه

     سرمقاله جای ابراز نظر ناشر و یا سردبیر یک نشریه پیرامون یک و یا چند موضوع روز است. به پرسش هایی هم که خواهان ابراز نظر هستند می توان در سرمقاله پاسخ داد و در این سرمقاله [سرمقاله شماره نهم مجله روزنامک] به یک پرسش از آن دست پاسخ داده شده است.
    ـ یک دانشجو پرسیده است: همین چند روز پیش [در آذرماه]، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در اصفهان گفت که هم اکنون در کشور 250 روزنامه فعّال داریم. این همه روزنامه ـ در عصر آنلاین ها ـ ده برابر ظرفیت کشور است، چرا و هدف چیست؟. چرا با این تورّم ِ روزنامه و اضافه بر ظرفیت بودن آنها، بازهم هجوم برای دریافت مجوّز انتشار روزنامه مشاهده می شود؟.
    پاسخ:
     برای اینکه در قانون مطبوعات به جای «پروانه» واژه «امتیاز!» بکار رفته و در این قانون، شرط «روزنامه نگار بودن» متقاضی و نیز شرط اثبات داشتن سرمایه و همکار روزنامه نگار ندارد. علاوه براین؛ دریافت یارانه از دولت و احساس قدرت. طبق اظهار معاون مطبوعاتی وقت وزارت ارشاد که در 26 آذرماه 1391 (17 دسامبر 2012) انتشار یافته بود، 400 میلیارد تومان در 7 سال [دوران حکومت دولت وقت که یک دوره آن از 1384 و دوره دوم آن از 1388 آغاز شده بود] و پیش از آن، حتی پرداخت یارانه ارزی!. در دهه 1320 طرحی به مجلس وقت داده شده بود که اگر تصویب می شد، مجوّز «روزنامه دادن» دارای دو مرحله می شد: مرحله اول، صدور پروانه [موقّت] در صورت داشتن شرایط و مرحله دوم، ارائه ساختمان مناسب برای محل کار، وسائل کار، شماری معیّن خبرنگار و نویسنده و مترجم، گواهی بانک مبنی بر داشتن پول در حساب مشخص ـ معادل هزینه 100 شماره و داشتن و یا معرفی چاپخانه و عوامل توزیع. آنگاه در صورت تایید بازرسان، مجوّز قطعی صادر می شد. مجوز اول، موقت و یکساله بود و تا دو بار قابل تمدید.

نوشیروان کیهانی زاده

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:23 توسط محمدرضا فرجاد |

فرخنده؛ دختری که طلسم فساد را شکست

     صبح روز پنج شنبه گذشته زنی جوان با صورتی خونین و پای برهنه رو به دوربین موبایلهای شهروندان کابل سعی می کرد چیزهایی بگوید، اما صدای ظریف و لرزان او در همهمه ای که ملایان متعصب واوباش جاهل به راه انداخته بودند شنیده نمی شد و فقط مشت و لگد بود که از هر طرف به سر و صورتش حواله می شد. عده ای دست بر اندامش می کشیدند و سعی می کردند تا در آخرین لحظات از جسمی که اکنون با فریاد ملایی متعصب حلال گشته بود تمطع بجویند و عده ای دیگر الله اکبر گویان با چوب و سنگ بر سر و رویش می کوفتند... صدای فرخنده اما اکنون، پس از مرگ اش، نه تنها به گوش شهروندان کابل که به گوش تمام جهانیان رسیده است. صدای لرزانی که تکرار می کرد: «من بی گناهم»!
 
     آنان که آن روز فرخنده را بی عفت و سیه روی کردند، اکنون خود در انظار جهانیان سیه روی و بی آبرو گشته اند و در چنگال عدالت گرفتار آمده اند. اکنون فرخنده می رود که به نماد عدالت خواهی زن افغان تبدیل گردد. مرگ فجیع اش از او قهرمانی ساخته که همه زنان افغان می توانند ظلم و ستم هر روزه ای را که بر آنان می رود در چهره معصوم او ببینند. فرخنده قربانی مثلث شومی شد که حاصل اجتماع ملایان طماع و متعصب، اوباش جاهل و پلیس فاسد است. مثلثی که تاکنون قربانیان زیادی در جامعه افغانستان گرفته است. اما فرخنده، برخلاف خیل انبوه دیگر قربانیان این مثلث، شانس این را یافت که «دیده» شود. روزی که او به دعانویس کنار «مسجد شاه دوشمشیر» مراجعه کرد هرگز گمان نمی برد، مرگ دردناکش سرآغاز جنبشی عظیم در سراسر افغانستان گردد. بازخوانی این روایت دردناک نشان می دهد که او چگونه بدون اینکه گناهی مرتکب شده باشد قربانی این مثلث شوم فساد گردید.
 
     فرخنده، دختر 27 ساله افغان صبح روز 28 اسفند از منزل خود در کابل خارج شد و ساعاتی بعد خانواده اش جنازه او را در حالی که از سوی اوباش متعصب تکه پاره و سوزانده شده بود تحویل گرفتند. بنا بر روایتهای موجود گویا فرخنده در صبح روز حادثه با ملای دعانویسی در حوالی مسجدی به نام شاه دو شمشیر مشاجره لفظی پیدا می کند و به اعتراض، کاغذی را که دعانویس بر روی آن دعا و طلسم خویش را نوشته بوده به داخل آتش می افکند. ملای دعانویس که کار و کسب خویش را در خطر می بیند، به میان مردم شتافته و به دروغ فریاد می زند که این زن قرآن شریف را به آتش کشیده!
 
     با فریادهای ملای دعانویس توده های جاهل و اوباش متعصب به گرد فرخنده حلقه می زنند، مرتد و مزدور امریکا می خوانندش و بدون تحقیق درباره ادعای ملای دعانویس و پیش از آنکه فرخنده فرصت دفاع از خویش را بیابد او را زیر مشت و لگد خود گرفته و تا حد مرگ کتک می زنند، سپس پیکر نیمه جانش را زیر چرخهای ماشین انداخته و بارها از روی جسم بی جانش رد می شوند و در پایان برای اینکه مطمئن شوند عمل مقدسشان را به تمامی به انجام رسانده اند جنازه فرخنده را به آتش می کشند.
 
     پلیس، که به گواهی ویدئوها و تصاویر ثبت شده توسط دوربین های موبایل، از ابتدا تا انتهای ماجرا فقط ناظر جنایت بوده است و هیچ اقدامی برای جلوگیری از قتل فرخنده انجام نداده برای پاک کردن صورت مسئله بلافاصله به منزل خانواده قربانی مراجعه و با تهدید از آنها می خواهد که برای در امان ماندن از دست متعصبین مذهبی هرچه سریعتر منزل خویش را تخلیه نموده و به مکان نامعلومی فرار نمایند و ضمناً پدر فرخنده را وادار می کنند که اعتراف کند دخترش دارای بیماری روانی بوده و به همین دلیل قرآن را به آتش کشیده است. اعترافی که بلافاصله از سوی پلیس رسانه ای می شود.
 
     در فردای روز فاجعه امام جماعت مسجد شاه دوشمشیر ضمن دفاع از «احساسات مذهبی» قاتلان فرخنده، علنا با هر نوع پیگیری قضایی این موضوع مخالفت نموده و با ذکر خطبه ای آتشین به خیال خود به مسئله فیصله می دهد. تا اینجای ماجرا سه ضلع مثلث فاجعه یعنی ملاهای طماع و متعصب، اوباش جاهل و پلیس فاسد از آغاز تا انتهای فاجعه که سرپوش گذاشتن بر قتل و توجیه شرعی آن باشد، یک به یک کارویژه خویش را انجام دادند. آنچه اما سناریوی جهل، تعصب و فساد را بر هم می ریزد تصاویر ثبت شده از دوربین حاضران در صحنه فاجعه است.

     تصاویر و ویدئوهای فاجعه بلافاصله در شبکه های مجازی انتشار یافته و تلنگری می شود بر وجدان بیدار هزاران جوان افغان در سراسر کشور. تصاویر ثبت شده از لحظه لحظه جنایت نشان می دهد که فرخنده با پوشش کامل اسلامی (چادر و برقع) به چنگ اوباش متعصب افتاده است، تصاویر انتشار یافته از مدارک و اسناد تحصیلی او نشان می دهد که با «درجه عالی» تحصیلات خود را به پایان رسانده و نه تنها، طبق ادعاهای اولیه پلیس، بیمار روانی نبوده که حتی قاری قرآن هم بوده است. با بیدار شدن «وجدان عمومی» جامعه و فشار افکار عمومی، نهادها و افراد مسئول نیز مجبور به تجدید نظر در رویه خویش گردیدند. امام جماعت مسجد که از قاتلان فرخنده حمایت کرده بود اکنون رسما عذرخواهی کرده است، ملای دعانویس اعتراف کرده که به دروغ فرخنده را متهم به آتش زدن قرآن نموده، تحقیقات وزارت حج و اوقاف کشور هم نشان می دهد در روز حادثه هیچ قرآنی به آتش کشیده نشده، همچنین تا اینجای کار فرمانده پلیس کابل در مراسم دفن فرخنده (که برای نخستین بار توسط زنان انجام گرفت) حضور یافته و دستور بازداشت تعدادی از قاتلان و همچنین تعلیق پلیسهای خاطی را نیز صادر نموده است.
 
     اگر شبکه های اجتماعی و ماهواره ای مستقل نمی بودند، قطعا ماجرای قتل فرخنده روند دیگری می یافت. در حالی که در جهان سوم مثلث شوم تعصب، جهل و فساد اجازه استیفای حقوق از دست رفته شهروندان عادی را نمی دهد، وجود رسانه های مستقل و آزاد می تواند صدایی باشد برای بی صدایان، برای آنان که فریادرسی جز وجدان بیدار شهروندانی همچون خود ندارند.
 
     در عصر جدید، حتی در جوامع جهان سوم نیز، گردش آزاد اطلاعات مرزهای سنتی را درنوردیده است. به یمن تکنولوژی های دیجیتال واقعیتِ فجایعی مثل قتل فرخنده می تواند میلیونها بار بازنمایی و مشاهده گردد. شبکه های اجتماعی اینترنتی در داخل کشورها یک «جامعه مدنی مجازی» ساخته اند، یک «وجدان عمومی»، یک «هیات منصفه» متشکل از میلیونها شهروند آگاه و بیدار که اجازه نمی دهند نهادهای سرکوبگر و فاسد دولتی و مذهبی بر روی فجایعی از این دست سرپوش بگذارند. اکنون وجدان عمومی جامعه افغانستان، و سراسر جهان، از ظلم ناورایی که در حق فرخنده روا داشته شده است به درد آمده و همگان طالب اجرای عدالت اند.

     ماجرای فرخنده اما به همین جا ختم نخواهد شد و ابعاد بسیار فراتری خواهد یافت، چرا که اجحاف و تبعیض صورت گرفته علیه زنان افغان بسیار گسترده است. فرخنده به نماد رنج و ستمی تبدیل می شود که هر روز بر زنان افغان تحمیل می گردد. او بی شک به نماد جنبش عظیم عدالت خواهی زنان افغان تبدیل خواهد گردید، جنبشی که صدای گامهای استوار آن را از هم اکنون می توان شنید.

برگرفته از سایت خبری فرارو - سوم فروردین 1394

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:3 توسط محمدرضا فرجاد |

     کاترین واینر، سردبیر بخش اینترنتی گاردین در آمریکا، روز جمعه ۲۰ مارس/ ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، به‌عنوان سردبیر جدید این روزنامه بریتانیایی برگزیده شد. او نخستین زنی است که در تاریخ انتشار این روزنامه به سردبیری آن انتخاب می‌شود.

     به‌ گزارش خبرگزاری فرانسه، کاترین واینر جایگزین الن راسبریجر شده است. راسبریجر در ماه دسامبر گذشته اعلام کرده بود که پس از ۲۰ سال هدایت روزنامه گاردین، تابستان آینده از مقام خود کناره‌گیری خواهد کرد. روزنامه بریتانیایی گاردین در سال ۱۸۲۱ در منچستر بنیاد گذاشته شد. گاردین و روزنامه نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۴ به‌خاطر انتشار اسناد محرمانه‌ای که ادوارد اسنودن، کارمند سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا افشا کرده بود، برنده جایزه پولیتزر شدند.

     کاترین واینر که دوازدهمین سردبیر گاردین در این ۱۹۴سال است، انتخاب خود به‌ عنوان سردبیر را «امتیاز و مسئولیت بزرگ» توصیف کرده است.
     او از سال ۱۹۹۷ وارد گاردین شد و تاکنون در سمت‌های معاون سردبیر، سردبیر نسخه شنبه، معاون سردبیر در موضوعات مربوط به زنان، سردبیر ویژه‌نامه «جی۲» و مجله آخر هفته فعالیت کرده است. واینر قبل از آن‌که سال گذشته سردبیر نسخه آنلاین گاردین در ایالات متحده شود، مسئول راه‌اندازی نسخه دیجیتال این روزنامه در استرالیا بود. نسخه آنلاین گاردین در آمریکا چهار سال پیش آغاز به‌کار کرد.

     الن راسبریجر که از سردبیری گاردین کناره‌گیری کرده و اکنون رئیس تراست صاحب این روزنامه شده است، در بیانیه‌ای اعلام کرد که کاترین واینر «تجربه گسترده، استعداد، رفتار دوستانه، تخیل و انرژی فوق‌العاده خود را به نقش جدید خود خواهد بخشید.» امیلی بل، رئیس پیشین بخش دیجیتال روزنامه، جنین گیبسون، مدیر قبلی گاردین در آمریکا و ولفگانگ بلاو، سردبیر قبلی «تسایت آنلاین» آلمان که از سال ۲۰۱۳ مسئول استراتژی بخش دیجیتال گاردین است، رقبای کاترین واینر برای به‌دست آوردن سمت سردبیری گاردین بودند.

+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:43 توسط محمدرضا فرجاد |

     سرانجام و در میان همه ناباوری ها از خرده گیری و بهانه تراشی های اقلیتی که اصلا نوآوری در عرصه مطبوعات را بر نمی تابند، روزنامه نو تاسیس آسمان در موعدی که اعلام کرده بود، بر پیشخوان دکه های مطبوعاتی نشست و سر دبیر آن در نخستین شماره اطمینان داد که حرف های تازه ای برای نوشتن و خوانده شدن دارد. 

     در اینجا سخن  محمد قوچانی سردبیر آسمان را با عنوان  کدام روزنامه؟ کدام اعتدال؟   به اتفاق مرور می کنیم 

     ...یک سال قبل هرگز گمان نمی‌بردیم که یک سال بعد بتوانیم همچنان روزنامه‌نگاری کنیم، چه رسد به اینکه هفته‌نامه «آسمان» را روزنامه کنیم!
     اما به مصداق «تلک الایام ندا ولهابین الناس» اکنون در گذار از آن روزگار سخت و پس از دوران «یخ‌بندان سیاسی» از بهار ۲۴ خرداد یخ‌ها آب شده و چهار سال صبر آسمان بر اصول اصلاح‌طلبی و روزنامه‌نگاری ثمر داده و ثابت شده که همچنان در ناامیدی بسی «امید» است...

     امروز اما بار امانتی بر دوش آسمان نهاده شده که باید برای به دوش کشیدن آن تمرین کرد. آسمان به عنوان اولین روزنامه‌ی روزگار اعتدال - اولین روزنامه‌ای که در دولت حسن روحانی مجوز نشر گرفته - بیش از همه با این پرسش روبروست که چگونه می‌توان هم روزنامه‌ای مستقل بود و هم معتدل ماند؟ روزنامه‌نگاری در روزگار اصول‌گرایی از نظر امنیتی کار دشواری بود اما از نظر حرفه‌ای همواره «روزنامه‌ی مخالف منتشر کردن» آسان‌تر از «روزنامه‌ی معتدل منتشر کردن» است. اکنون «آسمان» باید کدام راه را برگزیند تا ناگزیر از وانهادن یکی از دو اصل اعتدال‌گرایی و حرفه‌ای بودن نشود؟ چه باید کرد که نه ارگان دولت شویم و نه در برابر هجوم افراطی‌گری به اعتدال‌گرایی سکوت کنیم؟

صورت مساله چنین است:

     روزنامه‌نگاری به عنوان یکی از شوون روشنفکری به حساب می‌آید و روشنفکر، معترض است و نهاد دولت به عنوان مهم‌ترین شکل سلطه سیاسی به حساب می‌آید. تقابل میان این دو نهاد همواره به صورت یک دوگانه کلاسیک بوده: یا موافق دولت که در آن صورت نهاد مطبوعات در مقام ضبط صوت تنها منتقل‌کننده صدای دولت می‌شود و به بولتن تبدیل می‌شود یا مخالف دولت که در این شکل در ارکستر جامعه‌ی سیاسی از ساز مطبوعات تنها صدای مخالف به گوش می‌رسد.

     تا زمانی که دولت‌های اقتدارگرا بر سر کارند، روزنامه‌نگاران در مخالف‌خوانی تردیدی ندارند. اما تردید با امید همبستر است. به محض آنکه دولتی آزادی‌خواه بر سر کار می‌آید این پرسش پدیدار می‌شود که رسالت روزنامه‌نگار چیست؟ آیا این خطر وجود ندارد که روزنامه‌نگار هم به کارمند دولت تبدیل شود؟ آیا می‌توان در عین همراهی و همفکری گفتمانی، هویت حرفه‌ای روزنامه‌نگاری را حفظ کرد؟...

«روزنامه‌ی آسمان» به عنوان فرزند روزگار اعتدال باور دارد:

     ۱- تحول‌خواهی به عنوان یک نهضت سیاسی و فکری در تاریخ معاصر ایران هرگز به یک صورت و یک شکل ثابت نبوده است. اولین حرکت اصلاح‌طلبانه‌ی تاریخ معاصر ما در دوره نهضت ملی دکتر مصدق رخ داد که نسل اول اصلاح‌طلبی ایرانی را ساخت: مشروطه‌خواهانی که در چارچوب قانون اساسی و مبارزه‌ی انتخاباتی و روش‌های صلح‌آمیز، خواهان تحول بودند. این نسبت تا زمان ما نیز تداوم یافته و سیاستمداران صادقی مانند مهندس مهدی بازرگان و مهندس عزت‌الله سحابی از همین نسل اول اصلاح‌طلبان ایرانی بودند.

     موج دوم اصلاح‌طلبی با تحول در درون جناح چ‍پ اسلامی و نیروهای پیرو راه امام خمینی صورت گرفت. این افراد که پس از یک دوره حاکمیت نسبی (۶۸-۱۳۶۰) در دوره‌ای از حاکمیت خارج شدند و به اپوزیسیون درون نظام بدل شدند (۷۶-۱۳۶۸) پس از بازگشت به قدرت از موضع و برنامه‌ای اصلاح‌طلبانه با بدنه خود سخن می‌گفتند. چهره شاخص آنان سید محمد خاتمی بود و افرادی مانند سعید حجاریان نظریه‌پردازی ایشان را برعهده داشتند.

     موج سوم تحول‌خواهی البته ریشه در همان تحولات دهه‌ی ۷۰ دارد: روزگاری که کارگزاران سازندگی در برابر محافظه‌کاران سنتی قرار گرفتند اما با بر آمدن اصلاح‌طلبان خود در مقام محافظه‌کاران مدرن در برابر جریان تحول‌خواه عصر اصلاحات قلمداد شدند. اکنون با ظهور اعتدال‌گرایی اما خون تازه‌ای در رگ این جریان تحول‌خواه دمیده شده و اعتدال‌گرایی به عنوان صورت‌بندی تازه تحول‌خواهی سر بر آورده است که چهره‌های شاخص آن دکتر حسن روحانی و دکتر محمدجواد ظریف هستند. در ایجاد همسویی میان اعتدال‌خواهی و اصلاح‌طلبی البته نقش تاریخی اکبر هاشمی‌رفسنجانی قابل کتمان نیست اما نمی‌توان انکار کرد که در ۲۴ خرداد ۹۲ مردم ایران خود به سنتز تاریخی دست زدند. یعنی از دو جریانی که روزگاری به غلط تز و آنتی تز هم شناخته می‌شدند و فرض می‌شد که هاشمی و خاتمی در مقابل هم قرار دارند٬ سنتزی به نام روحانی ساخته شد که جامع و مانع بود و هر دو عنصر، رشد اقتصادی و رشد سیاسی را مورد توجه قرار می‌داد. قدرت این حرکت اجتماعی در گرد آوردن ائتلاف وسیعی از نیروهای تحول‌خواه به حدی بود که اکنون نه‌تنها خط «هاشمی- خاتمی» که خط «خاتمی- ناطق» (همان دو رقیب طلایی انتخابات دوم خرداد ۷۶) شکل گرفته است و اکنون علی‌اکبر ناطق‌نوری به عنوان یک سیاستمدار اعتدال‌گرا حامی دولت اعتدال‌گراست.

     ۲- اعتدال‌گرایی هرچند موج سوم تحول‌خواهی و اصلاح‌طلبی عام در تاریخ معاصر ایران است اما بیش از آنکه یک بینش و ایدئولوژی سیاسی باشد یک روش و متدولوژی سیاسی است. احتمالا نمی‌توان از اعتدال‌گرایی به عنوان یک باور فلسفی سخن گفت. اعتدال میان راستی و ناراستی٬ خوبی و بدی٬ آزادی و استبداد و دوگانه‌هایی از این دست از لحاظ نظری ناممکن و دست‌کم دشوار است. در باب این دشواری نظری باید مقالات فلسفی مستقلی نوشت اما از نظر سیاسی می‌توان به اعتدال به عنوان یک روش پای‌بند بود. در این صورت‌بندی اعتدال‌گرایی به معنای دوری از شتابزدگی٬ ترجیح عقل‌گرایی بر احساس‌گرایی٬ در نظر گرفتن همه‌ی نیروهای سیاسی و اجتماعی و تلاش برای اجماع بر سر قواعد بازی است. اعتدال‌گرایی به عنوان یک برنامه سیاسی به تعبیری اصلاح اصلاح‌طلبی و احیای محافظه‌کاری فراموش شده در اصول‌گرایی است. اصلاح‌طلبی باید اصلاح شود نه از آن رو که در اهدافش به خطا رفت بلکه از آن جهت که شتاب‌زده بود و گاه هنوز بقایای چپ‌‍‌زدگی و چپ‌روی دوران صباوت اصلاح‌طلبان در آن دیده می‌شد و اصول‌گرایی باید گوهر محافظه‌کاری خود را احیا کند چون در سال‌های اخیر با فاصله گرفتن راست‌های جدید از راست‌های سنتی و رادیکالیزه شدن جریان راستگرایی در ایران گروهی بنیادگرا به نام اصولگرا این جریان سیاسی را مصادره کرده‌اند. بدین معنا اعتدال‌گرایی نوعی نهضت بازگشت به خویشتن در هر دو جناح سیاسی بزرگ کشور است. اعتدال‌گرایی از کارنامه دو جناح اصلاح‌طلب و اصول‌گرا سه اصل مشترک را استخراج می‌کند:

اول- «حقوق شهروندی» را از اصلاح‌طلبان که خلاصه و جوهره‌ی حرکت اصلاح‌طلبی است٬

دوم- «اقتصاد آزاد» را از محافظه‌کاران که مهم‌ترین و مثبت‌ترین شاخصه‌ی پدران اصول‌گرایان فعلی در دهه‌ی شصت بود.

و سوم- «حکومت قانون» را به عنوان تنها راه همزیستی این دو جناح سیاسی در کنار یکدیگر که در هیچ دوره به اندازه عصر اعتدال‌گرایی جامع دو جناح نیست.

     اگر بگوییم کل برنامه‌ی اعتدال‌گرایی را در این سه کلید واژه می‌توان تلخیص کرد به خطا نرفته‌ایم و این نه برنامه حداقلی که برنامه حداکثری اعتدال‌گرایی به عنوان گفتمان سیاسی عصر ماست.

     ۳- اگر بر سر این گفتمان حداقلی توافق کنیم آنگاه می‌توانیم رسالت روزنامه‌نگاری در روزگار اعتدال‌گرایی را نه موافقت یا مخالفت با نهاد دولت که تبدیل این گفتمان به یک نهضت اجتماعی و فکری بدانیم. واقعیت این است که دولت دکتر حسن روحانی آن اندازه زیر آوار مشکلات اقتصادی و خارجی قرار دارد که فرصت نظریه‌پردازی سیاسی و فرهنگی ندارد و اصولا درست نیست که دولت متکفل این امر شود. یکبار در دوره‌ی اصلاحات قرار گرفتن این بار سنگین بر دوش ريیس‌جمهور و دولت چنان آن را در معرض پارادوکس موقعیت دوگانه در حاکمیت قرار دارد که گاه رییس‌جمهور وقت در میانه‌ی دولتمردی و روشنفکری از حرکت باز می‌ماند. 

     اکنون ایران رییس‌جمهوری دارد که بیش از آن که روشنفکر یا نظریه‌پ‍رداز باشد٬ سیاستمدار و کارگزار است. این موقعیت را باید حفظ کرد و با تقویت نهادهای سیاسی و فرهنگی بیرون از دولت به آن یاری رساند. دولت روحانی نیازمند یک اتاق فکر - مستقل از بروکراسی دولتی -  است. اتاق فکری که در آن موافقان و مخالفان دولت به بحث و گفت‌وگو بپردازند و فارغ از موافق و مخالف بودن، مشاور دولت باشند. 

     روش‌های سنتی مشاوره سیاسی باید به روش‌های مدرن‌تری ارتقا یابد که ایجاد احزاب٬ مطبوعات و نهادهای مدنی مستقل مهم‌ترین اشکال آن هستند. تنها رابطه‌ی دولت با این نهادها ایجاد فضای امنیت حرفه‌ای است. هرگونه طراحی مناسبات مالی و اداری با رسانه‌ها و نهادهای مستقل، آنها را از هویت و ماهیت تهی می‌کند. دولت تنها باید به ایجاد فضای باز و آزاد رسانه‌ای متعهد باشد و بس. از سوی دیگر این رسانه‌ها و نهادها نیز باید اقتضائات دوران اعتدال را درک کنند. همه ما دوران افراط‌گری راست و چپ را از سر گذرانده‌ایم. در مراجعه به این تاریخ سی ساله، همه گروه‌های سیاسی کم و بیش فرصت حکمرانی پ‍یدا کرده‌اند. اکنون ثابت شده است که هیچ جریان سیاسی در ایران حذف شدنی نیست و هر زمان ممکن است در معرض احیا و اقتدار قرار گیرد. 

     پس شرط عقل حکم می‌کند که قواعد بازی را به گونه‌ای طراحی کنیم که همواره و همیشه با رفتن و آمدن دولت‌ها٬ نهادها و رسانه‌هایی که در دوران حاکمیت گفتمان‌های رقیب می‌رویند از چنان استقلال و اعتدالی برخوردار باشند که بتوانند دوام داشته باشند. روزنامه‌ی آسمان در چنین شرایطی متولد می‌شود. با کوله‌باری سنگین از امانتی که یکصد سال تحول‌خواهی بر دوش رسانه‌هایی چون آسمان قرار داده است. هر دوره‌ای از تحول‌خواهی در این دیدار رسانه‌ای داشته است: در دوره مشروطه‌خواهی «صوراسرافیل» در دوره ملیت‌خواهی «باختر امروز» و در دوره اصلاح‌طلبی «صبح امروز» شاخص حرکت رسانه‌ای عصر خود بودند. متاسفانه در هر سه دوره مدیران و سردبیران و نویسندگان آن روزنامه‌ها از عصر خویش جان سالم به در نبردند:

 میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل اعدام شد 

 دکتر سیدحسین فاطمی تیرباران شد 

 سعید حجاریان هدف ترور قرار گرفت

      سرنوشت آن حرکت‌های تحول‌خواهانه و اصلاح‌طلبانه هم کم و بیش شبیه روزنامه‌نویسان آن عصر بود: انقلاب مشروطه و نهضت ملی و جنبش اصلاحات هر یک در جایی متوقف شدند. اگر بخواهیم در عصر ما به آن تجربه‌ها بازنگردیم همه باید اعتدال پیشه کنیم. نه بترسیم و نه بترسانیم؛ نه رعب‌زده شویم و نه هیجان‌زده. اعتدال راه رفتن بر روی طناب باریکی است که هر لحظه خطر سقوط دارد.

     وظیفه حرفه‌ای روزنامه‌نگاری در روزگار اعتدال، نه موافقت مطلق و نه مخالف تام با دولت، که مشورت دادن مدام به آن است. روزنامه‌نگاران، مشاوران عام و بی‌جیره و مواجب و بی‌حکم و میز دولت هستند. آنان رفتار دولت را با اصول گفتمانی آن می‌سنجند و براساس آن دایره می‌کنند. اعتدال‌گرایی می‌تواند یک نهضت اجتماعی باشد و نه فقط یک شعار دولتی، به شرط آنکه دایره‌ آن از نهاد دولت فراتر رود. برای ایجاد این گفتمان عمومی باید از همه نخبگان و روشنفکران اعم از دینی و عرفی٬ چپ و راست٬ اصلاح‌طلب و اصولگرا دعوت کرد و برای آنان فضایی تازه باز کرد.

     انتشار روزنامه یکی از این فضاهای تازه است. روزنامه‌ای که نه جزیی از دولت که نهادی از نهضت اعتدال‌گرایی باشد. در این نهضت هر کس باید به کار خود بپردازد: دولت به کارگزاری٬ روشنفکر به نظریه‌پردازی و روزنامه به اطلاع‌رسانی. این تقسیم کار در ادوار گذشته تحول‌خواهی به ندرت رخ داده است: گاه دولت نظریه‌پردازی می‌کرده٬ روشنفکر به مدیر تبدیل می‌شده و روزنامه به بولتن یا توپخانه تغییر کارکرد داده است. اکنون همه باید به جای خود برگردیم.

تمرکز دولت بر سیاست خارجی و اقتصاد سیاسی را می‌توان از نقطه ضعف به نقطه قوت تبدیل کرد. می‌توان سیاست دولت را در واسپاری فرهنگ و سیاست داخلی به سیاست تقویت جامعه مدنی تعبیر کرد. ما اکنون دولتی داریم که خود را نه نظریه‌پرداز بلکه کارگزار می‌داند. اکنون فرصت نظریه‌پردازی است؛ اکنون زمانه‌ی روزنامه‌نگاری است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:38 توسط محمدرضا فرجاد |

     روزنامه آسمان به مدیر مسئولی عباس بزرگمهر شنبه هفته آینده 26 بهمن ماه منتشر می شود.

     این نشریه سال 1385 مجوز اولیه فعالیت خود را به شکل هفته نامه دریافت کرد و بالغ بر سه سال به صورت منظم هفتگی منتشر شد.

     عباس بزرگمهر مدیر مسئول این هفته نامه، از 6 ماه پیش  درخواست تغییر وضعیت آسمان را به هیات نظارت بر مطبوعات ارایه کرده بود که این درخواست در جلسه هفته گذشته هیات نظارت برمطبوعات مورد موافقت قرار گرفت. رویکرد نشریه، خبری تحلیلی است و محور اصلی آن، تحلیل اخبار و رویدادهای روز خواهد بود.     در این روزنامه فراتر از موضوعات سیاسی، به مسائل اجتماعی و فرهنگ نیز پرداخته خواهد شد. قرار است این روزنامه در 32 صفحه، شنبه آینده 26 بهمن ماه منتشر و به خانواده بزرگ مطبوعات کشور بپیوندد.

محمد قوچانی سردبیری و عباس بزرگمهر مدیر مسئولی روزنامه  آسمان را برعهده خواهند داشت .

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 16:52 توسط محمدرضا فرجاد |

این مطلب روز شانزدهم بهمن ماه سال  پیش (1391) در ستون شنیده های خبرگزاری فارس قرار گرفته بود که در شرایط امروز جامعه در حال تحول ایران، معنا و اهمیت افزون تری پیدا می کند و دست  بسیاری از مدیر نماهای هشت سال گذشته را بهتر می نمایاند!

... اخیراً کرباسچی [غلامحسین] شهردار پیشین تهران، موسس  روزنامه همشهری، ناشر روزنامه توقیف شده هموطن و دبیرکل حزب کارگزاران، گفته است: "برای من زندگی کردن ـ حتی در زندان‌های ایران و هوای این آب و خاک را استنشاق کردن، بسیار مطبوع تراست از زیستن در هر جای دیگر دنیا و به هرگونه. بدون آنکه بخواهم به عزیزانی که به هر دلیل یا اجبار رنج آوارگی را تحمل می‌کنند اشاره‌ای داشته باشم، می‌دانم هر ایرانی وطن‌پرست چنین احساسی دارد.".

    کرباسچي که با مديريت تحسين برانگيز خود، بعد از اصفهان، شهر تهران را به صورت گلستان در آورده بود، پس از ترک شهرداري تهران، به بهانه این که  تنی چند از مدیران لایق شهرداری را با اهدا سکه مورد تشویق قرار داده است، مدتي از عمر خودرا در زندان گذرانيد! هشت میلیون نفر ساکنان تهران، امروز بهتر می توانند آسیب های باندی عمل کردن برخی نهاد ها را مورد ارزیابی و قضاوت قرار دهند.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:56 توسط محمدرضا فرجاد |

علی جنتی: وزارت اطلاعات شکایت خود از انجمن صنفی روزنامه نگاران را پس گرفته است

      علی جنتی، وزیر فرهنگ و  ارشاد اسلامی درباره پیگیریهای انجام شده برای بازگشایی انجمن صنفی روزنامه نگاران گفت: با قوه قضاییه رایزنی خاصی نداشته ایم، بلکه با وزارت اطلاعات و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی صحبت هایی داشته ایم؛ زیرا اصل صدور پروانه در دست وزارت کار است و مستقیما به ما مربوط نمی شود. اما علی الاصول گرایش همه این است که انجمن  با تغییراتی بازگشایی شود، مجمع عمومی آن تشکیل شود و هیأت مدیره خود را (که منتخب مجمع عمومی مطبوعات عضو است) انتخاب کند و من شنیده ام وزارت اطلاعات شکایت خود در این خصوص را پس گرفته است.

     وی درباره نظر قوه قضائیه تصریح کرد: قضات نظر مستقل خود را دارند و ممکن است نظر خاص خود را بدهند. اما چون وزارت اطلاعات در مقطعی، شکایت داشته و بر اساس آن انجمن پلمپ شده، طبیعتا خودش مسئوول است که کار را دنبال کند و احیانا با مسئولان قضایی برای باز گشایی هماهنگی کند.

برگرفته از سایت جماران


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:37 توسط محمدرضا فرجاد |

مطالب قدیمی‌تر