گزیده ای از سخنان محمد قوچانی در دیدار اخیر روزنامه نگاران با ریاست جمهوری:
     ... همچنین در ادامه این مراسم، محمد قوچانی سردبیر مجله مهرنامه خطاب به روحانی گفت : آقای رییس‌جمهور سلام. ما روزنامه نگاریم؛ می‌نویسیم، خطبه نمی‌خوانیم. به زبان قلم سخن می‌گوییم نه به زبان قدرت، هر چند که زبان اهل قدرت را به خوبی می‌شناسیم. قاعدتا شما نیز باید به زبان اهل قدرت سخن بگویید، چراکه رییس جمهور به عنوان وکیل همه ملت، نماد قدرت، مشروعیت و اقتدار ملی است، اما دریغا که با شما هم به زبان قدرت سخن می‌گویند؛ تهمت می‌زنند و تهدید می‌کنند. پس اجازه دهید با شما همزبانی کنیم و نه خطاب به شما که خطاب به همان اهل قدرت با زبان اهل قلم سخن بگوییم. خطاب به همان کسانی که می‌گویند هیچ چیز عوض نشده است. همان کسانی که می‌کوشند 24 خرداد را از یاد ببرند و در خواب بازگشت سوم تیرند. همان کسانی که سعی می‌کنند حافظه کوتاه مدت ملت را پاک کنند و نگذراند از یادها برود که در آن سال‌های سخت با یک تماس تلفنی آن مدعی العموم معزول کارمان را از دست می‌دادیم و همچون حلزون‌های خانه به دوش کوچ می‌کردیم و چون کرگدن‌های پوست کلفت خم به ابرو نمی‌آوردیم و کارمان را از سر می‌گرفتیم. ما مامور به حرفه بودیم و آنها نیز مامور به به وظیفه؛ کار ما روزنامه نویسی بود و کار آنها روزنامه ننویسی. هر دو به تکلیف عمل می‌کردیم.
     این روزنامه نگار اصلاح طلب ادامه داد: اما ما ماندیم و آنها رفتند و ما روزنامه نگار ماندیم و آنها مدعی العموم و رییس جمهور و وزیر ارشاد و اطلاعات نماندند. ما حتی مهاجرت هم نکردیم که برگردیم هر چند هجرت از راه‌های حفظ حیات و ایمان است. اما ما برای حفظ همان ایمان، وحدت و امید ماندیم و نرفتیم. از روزنامه به هفته نامه و از هفته نامه به ماهنامه و از ماهنامه به فصلنامه و از فصلنامه به سالنامه و از سالنامه به خانه رفتیم اما آن قدر ماندیم تا ... شما آمدید...آن قدر ماندیم تا آنها رفتند.
     وی افزود: آنها که سال‌ها فرزندان این انقلاب را به کوچکترین بهانه و شاید خطایی ضد انقلاب خواندند، آنها که جز با پول بیت المال نمی‌توانند روزنامه نگاری کنند اما کسانی که با بذل جان و مال خود روزنامه نگاری می‌کنند را غیرخودی می‌خوانند، آنها که در روزنامه هایشان مناسبت‌های انقلابی را با حذف این و آن نشانه گذاری کرده‌اند و روزهای وحدت بخش آن انقلاب را از یاد برده‌اند، آنها که کارشان حذف حداکثری، افتخارشان شمارش ریزش‌ها و مذهب‌شان تکفیر خلق خداست، اما آقای رییس جمهور ما کافر نیستیم.
     ما روزنامه نگارانی هستیم که در دامن همین میهن، آیین، اسلام، ایران و انقلاب زاده شده‌ایم، بالیده‌ایم و کارنامه و برآمده جمهوری اسلامی هستیم. ما کم هزینه‌ترین و کم توقع‌ترین فرزندان انقلابیم به فهرست توقعمان بنگرید: ما روزنامه نگاریم. به این حرفه عشق می‌ورزیم و آن را با هیچ مقامی عوض نمی‌کنیم. اما ثبات حرفه‌ای حق ما است. به کوچکترین انتقاد یا اشتباهی حق‌مان نه عشق‌مان و کارمان را از ما نگیرید. ما از کوچ خسته شده‌ایم. یکجا نشینی حق ما است. چرا به کوچک‌ترین اشتباهی یک رسانه را، یک نهاد مدنی را به اشد مجازات یعنی اعدام محکوم می‌کنند؟ آیا گناه یک روزنامه‌نگار ولو خطاکار، از گناه یک دولتمرد مختلس یا قاضی ناعادل یا درجه‌دار خاطی که به اموال عمومی، عدالت اجتماعی یا اعتماد ملی خیانت می‌کند بیشتر است؟ آیا به بهانه رسیدگی به اتهام این افراد، نهاد دولت یا دادگستری یا نیروهای مسلح را معلق می‌کنند؟ آیا نمی‌توان با روشن کردن مرز توهین، انتقاد، تعریف و توصیف دقیق مقدسات از قربانی کردن ارزش‌ها به پای اغراض سیاسی- که علت اصلی توقیف روزنامه‌ها است- جلوگیری کرد؟ آیا نمی‌توان از مجازات‌های جایگزین استفاده کرد؟

برگرفته از سایت تابناک

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 15:16 توسط محمدرضا فرجاد |

     گرچه راهبردهای ذکر شده در متن پیش رو برای اکثر متون اینترنتی کاربرد دارد اما به نحوه نگارش خبر برای وب سایت ها اختصاص دارد.
     روزنامه نگاری آنلاین، هم شکل گسترده روزنامه نگاری ای است که می شناسیم و هم نوع جدید و متفاوتی از روزنامه نگاری با قواعد، پروتکل ها و ملاحظه های ویژه خود این نوع روزنامه نگاری و به نوعی آینده روزنامه نگاری به شمار می آید.

     مهارت‌های نوشتاری
     لازمه ی روزنامه نگار خوب بودن، نگارش واضح، مرتبط، کوتاه، صحیح و کارآمد است. نگارش ژورنالیستی نوعی نثر است که برای گزارش اطلاعات در مورد رویدادهای اخیر در رسانه هایی نظیر روزنامه، مجله، رادیو، تلویزیون، کتاب و اینترنت به کار می رود. اگر برای رسانه ای اینترنتی خبر می نوسیم می توانیم با رویکرد انعطاف پذیرتری خبرمان را روایت کنیم چون اخبار در یک صفحه نمایش کوچک خوانده می شوند. مانند یک روزنامه یا مجله، اطلاعات مورد نیاز برای روایت خبری سازماندهی شده است. هر خبری باید از هنر برخوردار باشد. از عکس، گرافیک و ویدئو برای توضیح خبر استفاده شود. در این میان، پیوندهای اینترنت برای هر خبری مهم هستند. هیچ خبری نباید بدون ارجاع به لینک اطلاعات بیشتر تمام شود. برخی اوقات اسناد به صورت فایل پی. دی. اف پیوست می شوند.

     سبک نگارش
     سبک هرم وارونه در روزنامه نگاری آنلاین نیز کاربرد دارد. ساختار خبر بر اساس مهمترین عناصر در آغاز و کم اهمیت ترین در پایین است. این شکل از خبرنویسی به دلیل ساختاریافتگی در ارایه اطلاعات توسعه یافت چون از این طریق، اطلاعات در صورت لزوم بدون لطمه به اصل خبر می توانند از انتهای آن حذف شوند. زمانی که کلمات و عبارات مهم در صدر قرار دارند یک خواننده یا یک موتور جستجو در ابتدا می تواند به مرور اجمالی مشخص ترین اطلاعات خبر بپردازد. برای موتور جستجو که به کاوش صفحه شما می پردازد، لغت های کلیدی و عناصر در ابتدای متن اهمیت بیشتری دارند چون فرض آن بر این است که اطلاعاتی که در بالا قرار دارند با محتوای جستجوی مورد نظر ارتباط بیشتری دارد.
     بنابراین مواردی که برای خواندن آنلاین به کار می روند باید مختصر و برای مرور اجمالی ساختاربندی شده باشند. خلاصه خبر نباید بیشتر از 35 کلمه باشد. در حالی که روزنامه از 500 تا 2500 کلمه و مجله از 500 تا 5000 کلمه است اما اخبار در وب سایت از 250 تا 2500 کلمه هستند.

     خلاصه‌نویسی و استفاده از عنوان‌های فرعی در خبر اینترنتی
    
به خاطر داشته باشید خواننده برای اطلاعات مورد نیازش یک صفحه را به طور اجمالی بررسی می کند. متن خبر باید ارزش های اولیه را به خواننده پیشنهاد دهد. بنابراین از سبک هرم واروونه استفاده کنید و سریع به سراغ اطلاعاتی بروید که آنها می خواهند. خبر اینترنتی باید خلاصه، کوتاه، سازماندهی شده و تنظیم شده برای مرور اجمالی باشد. بنابراین، از لغت های کوتاه و ساده استفاده کنید. سریع به سراغ اصل مطلب بروید و سپس توقف کنید. بند (پاراگراف) های طولانی را بشکنید. کوتاه نوشتن پاراگراف ها باعث می شود خواننده به خواندن متن تشویق شود. پاراگرف طولانی صفحه را با یکنواختی همراه می سازد و مانع از خواندن متن می شود. پاراگراف های بسیار کوتاه شامل یک یا دو جمله و کمتر از 50 کلمه بهترین پاراگراف برای خواندن هستند و چرخیدن در صفحه را ساده تر می کنند. بند کوتاه یک مطلب را در یک جمله، بند متوسط یک مطلب را در دو جمله و بند بلند یک مطلب را در سه جمله بیان می کند.
     از عنوان های فرعی بیشتری استفاده کنید. سعی کنید به جای قرار دادن همه اطلاعات خبرتان در یک صفحه بدون از دست دادن اطلاعات، آن را در قطعه ها و بخش های کوچک خرد کنید و هر کدام را در قطعه خودش قرار دهید و به هر بخش، صفحه ای جداگانه اختصاص دهید و صفحه ها را از طریق پیوند به هم ارتباط دهید. به عبارت دیگر، به جای ترکیب کردن تمام اطلاعات در یک موضوع و یک صفحه واحد؛ برای هر زیر مجموعه اطلاعات مشخص قرار دهید و برای هر کدام دسترسی مستقیم ایجاد کنید. موارد مهم را برجسته کنید و در خبرتان به ارزش های خبری پاسخ دهید. از سرتیتر، زیر تیتر، روتیتر و حروف ضخیم و کج استفاده کنید. لازم به ذکر است که مثال ها و تصویرها، چشمان خواننده را به محتوای متن سوق و به او سرنخ می‌دهد. هم چنین به خاطر داشته باشید که عموم افراد جامعه به اینترنت مراجعه می کنند. پس از پیچیده‌نویسی و استفاده از اصطلاح های پرلغت و دشوار خودداری کنید و واضح و مختصر بگویید.

     خوانش صفحه‌های اینترنتی
     خواندن صفحه های اینترنتی از خواندن کتاب، روزنامه یا مجله متفاوت است.

     - خوانندگان خبر در اینترنت صبور نیستند (بی‌حوصله هستند). آنها در صفحه های مختلف پرسه می زنند و مطالب قابل توجه را از منابع مختلف جمع آوری می کنند.
     - آنها محتوای صفحه را به طور اجمالی بررسی می کنند.
     - افراد معمولاً صفحه اینترنتی را کلمه به کلمه نمی خوانند. برخی از آنها به طور سطحی می خوانند و ممکن است بخواهند بعداً صفحه مورد نظر را پرینت کنند.
     - به دلیل حرکت نشانگر بر صفحه، خواندن متن روی صفحه نمایش خوشایند نیست.

     لغت‌های کلیدی یا کلید واژگان
    
برای اینکه مطمئن شوید در هنگام جستجوی خبر، افراد خبر شما را در اینترنت پیدا می کنند باید در نظر بگیرید که آنها چه عبارت هایی را جستجو می کنند. پس آن لغت های کلیدی را وارد متن خود کنید و در عنوان، تیتر یا ابتدای خبر خود قرار دهید.

     استفاده از لینک (پیوند)
    
هر خبر حداقل باید از یک لینک برای اطلاعات اضافی برخوردار باشد. لینک باید نوشته شود تا خواننده بتواند به جایی که به آن اشاره می شود رجوع کند.

     برای نمونه دو نوع لینک در صفحه های اینترنتی به کار می رود:
     لینک های رهیابی (navigation link) که درون هستند و صفحه ها را در درون خود وب سایت متصل می‌کنند و خواننده را به منابعی در وب سایت ارجاع می دهند که همان طرح های گرافیکی یا تم محتوایی را به اشتراک می‌گذرانند.
     لینک های فرامتنی (hypertext link) که خواننده را به اطلاعات در وب سایت های دیگر می رسانند که به سلیقه ی نویسنده خبر انتخاب می شوند. در حالی که به نظر می رسد این لینک ها خواننده را از جریان محتوا با دعوت او به خارج شدن از صفحه منحرف می سازد، آنها در واقع در راستای تقویت ارایه اطلاعات هستند.
     هنگامی که می خواهید لینکی قرار دهید از عبارت «برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید» استفاده نکنید. به جای آن یک جمله معمولی بنویسید و لینک را در قالب کلید واژه یا عبارتی قرار دهید که محتوای اضافه شده را به بهترین نحو توصیف کند.
     تعداد زیاد لینک‌ها در بدنه ی متن می تواند حواس خواننده را پرت کند. اگر نیاز به درج لینک ها زیاد است، فهرستی از آنها را به انتهای مقاله ی خود اضافه کنید؛ یعنی جایی که قابل دسترسی باشند اما باعث سردرگمی خواننده نیز نباشد.

     نظرسنجی
     نظرسنجی در وب می تواند راهی برای معرفی و درگیر کردن خوانندگان با سایت شما باشد. از نظر سنجی برای پیمایش مشتریان، کارمندان و افکار عمومی و هم چنین جمع آوری داده های گوناگون استفاده کنید. نظرسنجی ها عمومی هستند. معمولاً افراد به آنها پاسخ می دهند و نیز تمایل به پیگیری نتیجه ی آن دارند.

نویسنده: دکتر آنتونی آر.کورتیس (Dr. Anthony R. Curtis) از دپارتمان ارتباطات جمعی دانشگاه کارولینا
ترجمه: الهه رضازاده میراب
برگرفته از: شفقنا رسانه

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 16:19 توسط محمدرضا فرجاد |

     روزنامه «همکاری ملی» با هدف گسترش فرهنگ اعتدال در جامعه از وزارت ارشاد مجوز انتشار گرفت.

     راه‌چمنی گفت: «حزب وحدت و همکاری ملی صاحب امتیاز این روزنامه و سید علی موسوی عضو شورای مرکزی این حزب مدیر مسوول است.» او افزود: ما به‌دنبال تقویت جریان اعتدال در کشور هستیم. راه‌چمنی در پایان اعلام کرد کنگره سراسری حزب وحدت و همکاری ملی در اواخر مهر یا اوایل آبان سال‌جاری برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 18:53 توسط محمدرضا فرجاد |

      روزنامه «فرصت امروز» با رویکرد اقتصادی، مدیریتی به مدیرمسئولی محمدرضا قدیمی (از روزنامه نگاران قدیمی و  دارای سابقه کار در روزنامه همشهری) از صبح امروز به جمع روزنامه های کشور پیوست.
     یک عضو شورای سردبیری این روزنامه در گفت وگو با گروه فرهنگی ایرنا اظهار کرد: این روزنامه با گسترده توزیع سراسری ، هر روز از شنبه تا چهارشنبه چاپ و توزیع می شود. حمیدرضا اسلامی با اشاره به اینکه صاحب امتیاز این روزنامه مهدی صیافی است، گفت: فرصت امروز نشریه ای با خط مشی اقتصادی و مدیریتی در فضای کسب و کار است. 
     وی ادامه داد: گروه های هدف ما به عنوان مخاطبین روزنامه شامل صاحبان کسب و کار، علاقه مندان به راه اندازی کسب و کار و سرمایه گذاران اقتصادی هستند. اسلامی در باره علت منتشر نشدن روزنامه در روزهای پنجشنبه نیز به ایرنا توضیح داد: با توجه به سیاست  های روزنامه مبنی بر جذب مخاطب و تاثیرگذاری در زمینه مسایل اقتصادی، فعلا برنامه ای برای چاپ و انتشار روزنامه در روزهای آخر هفته نداریم. وی تاکید کرد: فرصت امروز  از دوشنبه (امروز) در 16 صفحه به صورت رنگی با شمارگان 20 هزار نسخه منتشر می شود. اسلامی خود از سابقه کار در روزنامه دنیای اقتصاد برخوردار است.

+ نوشته شده در دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 21:30 توسط محمدرضا فرجاد |

       دادگاه رسیدگی به اتهامات مدیر مسوول روزنامه «هفت صبح» برگزار شد و هیات  منصفه  مطبوعات به اتفاق آرا متهم را در عناوین اتهامی مطروحه در کیفرخواست مجرم دانست اما  مستحق تخفیف در مجازات شناخته شد.
     دادگاه رسیدگی به اتهامات مدیران مسوول روزنامه «هفت صبح» و سایت «صراط نیوز» صبح یکشنبه (امروز) در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی و با حضور اعضای هیات منصفه مطبوعات برگزار شد. در این دادگاه به پرونده مدیر مسوول روزنامه «هفت صبح» با شکایت دادستانی تهران و به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش افکار عمومی و توهین رسیدگی شد. هیات منصفه مطبوعات پس از شور، متهم را در عناوین اتهامی یاد شده به اتفاق آرا مجرم شناخت و با  اکثریت آرا مستحق تخفیف در مجازات دانست. همچنین شاکی سایت «صراط نیوز» رضایت خود را اعلام کرد و پرونده مدیر مسوول این سایت مطرح نشد.

+ نوشته شده در یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 18:35 توسط محمدرضا فرجاد |

      حجت‌الاسلام یونسی دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی در صفحه فیسبوک خود مطلبی دارد که نشانی بارز از مهرورزی دولت نسبت به اقوام با صفا و میهن دوست این کشور پهناور است و دریغ دارم مخاطبان مطبوعات از درون با این نوشته آشنایی حاصل نکنند. او می نویسد:
«اوایل این هفته میهمان مردم خونگرم کرمانشاه بودم. استانی که باید آن را هندوستان ایران نامید چرا که مردم، با تنوع فرهنگی و اقوام و مذاهب و پیروان فرقه‌های مختلف همچون قادریه و نقشبندیه و اهل حق ... در کنار هم زندگی مسالمت‌آمیز و مهربانانه‌ای دارند؛ یک نمونه خوب از جامعه‌ای که تنوع فرهنگی آن به مثابه شاخ و برگ و گل، به درخت تنومند فرهنگ ایرانی زیبایی و وقار بخشیده است.
   در اولین برنامه، دیداری صمیمی داشتم با نخبگان و علمای اهل سنت. اهل سنت کرمانشاه غالبا شافعی مذهب هستند و عشق به اهل بیت مایه پیوند بیشتر آنها شده است. برخی از حاضرین معتقد بودند آنگونه که باید و شاید از ظرفیت آنها در مدیریت‌ها استفاده نمی‌شود و من اطمینان دادم به مرور برخی از این موانع رفع خواهد شد.
    در دیدار بعدی فعالان سیاسی و فرهنگی حامی دولت حضور داشتند. گلایه برخی از آنان این بود که دولت در تغییرات به کندی عمل می‌کند. من سعی کردم بر دو نکته تاکید کنم؛ اول اینکه هر تغییری باید متناسب با شرایط و در زمان خود رخ دهد و دوم اینکه اصل را باید بر استفاده از همراهان با تفکر عقلانیت و تدبیر قرار داد و کم نیستند از میان اصولگرایان و حتی جریان‌های رقیب انتخاباتی که با این خط و مشی همفکری و همراهی دارند البته ما با کسانی که ابن‌الوقت هستند و می‌خواهند با فریبکاری خودشان را همراه نشان دهند مشکل داریم.
  در دیدار سوم، جمعی از نخبگان پیرو اهل حق حضور داشتند. بسیاری از مردم و حتی خواص اهل علم تصور نادرستی از پیروان اهل حق دارند و این ناشی از عدم ارتباط مستمر و همدلانه با آنهاست و این باعث شده برخی از پیروان این آیین حتی تصور نادرستی از ریشه معتقدات خود داشته باشند. برخی از حاضران با خواندن متون  و اشعار تاکید داشتند که در اصول با دیگر مسلمانان  مشترک هستند و البته برای حضرت علی (ع) جایگاه و شان والا و ویژه‌ای قائل هستند.
     از جمله انتقادهای آنها، برخی تنگ‌نظری‌هایی بود که در مورد گزینش پیروان اهل حق در ادارات وجود دارد که من قول مساعد دادم که موضوع را پیگیری کنم. علاوه بر آن نسبت به حساسیت‌هایی که نسبت به داشتن شارب (سبیل) در اهل حق وجود دارد گله‌مند بودند. من هم گفتم که این موضوع با ابلاغ دستوری حل شده است و اظهار امیدواری کردم که بتوانیم به موضوعات مهم‌تر و اساسی‌تری همچون حقوق شهروندی همه ایرانیان بیش از پیش تحقق بخشیم.»

برگرفته از فیسبوک حجت الاسلام و المسلمین علی یونسی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 16:52 توسط محمدرضا فرجاد |

امکان پخش صدا و فیلم در روزنامه همشهری


روزنامه همشهری با افزودن یک سرویس جدید، امکان شنیده شدن و نیز دیده شدن مطالب خود را برای مخاطبانش فراهم کرد. به عبارت ساده‌تر، این روزنامه از امروز قابل شنیدن و دیدن شده است.

      البته مخاطبان برای استفاده از این سرویس جدید که عنوان آن «واقعیت افزوده» است و فعلاً به صورت آزمایشی فعالیت خود را آغاز کرده، باید تلفن همراه هوشمند یا تبلت داشته باشند و کار با آن به این شکل است که مخاطب روزنامه با استفاده اپلیکیشن‌هایی که برای 2 سیستم عامل اندروید و اپل و با اتصال به اینترنت، امکان دیدن و شنیدن فایل‌هایی را که در روزنامه با عنوان حرف اول روزنامه همشهری یعنی « ه » مشخص شده‌اند و این قابلیت برای آنها گنجانده شده، پیدا خواهد کرد.

      به عنوان مثال در اولین شماره همشهری که قابلیت اخیر را عرضه کرده است، 4 فیلم کوتاه حدوداً 30 ثانیه‌ای در این روزنامه بارگزاری شده که شامل مصاحبه‌هایی با احمدرضا عابدزاده، جلال ملکی (سخنگوی سازمان آتش نشانی)، آرمیتا رضایی‌نژاد (دختر شهید هسته‌ای داریوش رضایی‌نژاد) و فریدون صدیقی (استاد پیشکسوت روزنامه‌نگاری) است. این چهره‌ها اولین کسانی هستند که در سرویس جدید روزنامه همشهری، صدا و تصویرشان برای مخاطبان ارسال و در واقع پخش می‌شود.

   با استفاده از این نرم‌افزار و گرفتن مطالب یادشده از روزنامه چاپی همشهری در برابر دوربین موبایل و تبلت، تصاویر و قاب‌های روزنامه به صدا و حرکت در می‌آیند و این نرم‌افزار با تشخیص هر کدام از صفحات روزنامه فیلم، صوت، گزارش تصویری یا تصاویر پهنه‌نما و سه‌ بعدی را روی قاب‌های موردنظر پخش خواهد کرد.

    این سرویس امروز شنبه 24 خرداد در حالی راه‌اندازی شده که همشهری همچنین در نظر دارد با استفاده  از این نرم‌افزار، سرویس‌هايی چون صفحات یک صبح و عصر، گزارش‌های ویدئویی، پخش صوت مستند گفت‌ و
 گو‌ها، پادکست همشهری و ... را ارائه کند.  بنا بر اعلام روزنامه همشهری، سرویس جدید، با پخش گل‌ های بازی‌ های هر شب جام‌ جهانی روی روزنامه، کار خود را آغاز کرده است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم خرداد 1393ساعت 22:56 توسط محمدرضا فرجاد |

      کوروش شجاعی پس از 9 سال فعالیت به‌عنوان مدیرمسوول روزنامه‌ی خراسان، جای خود را به محمدسعید احدیان داد.

      هیات امنای روزنامه‌ی خراسان، پس از پایان دوره‌ی سه ساله‌ی فعالیت کوروش شجاعی به‌عنوان مدیر  
مسوول این روزنامه، مسوولیت مدیر مسوولی را به محمد سعید احدیان داد. شجاعی از این پس به‌عنوان  
مدیر مرکز آموزش تخصصی رسانه‌ی موسسه‌ی خراسان به فعالیت خود ادامه می‌دهد. او از سال 1384 تا  کنون مدیرمسوول روزنامه‌ی خراسان بود.  روزنامه‌ی خراسان یکی از قدیمی‌ترین و پرتیراژترین روزنامه‌های غیرمرکزی ایران است. هیچ روزنامه ای در سطح استانهای کشور (غیر از پایتخت) تیراژی در حد روزنامه خراسان ندارد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 17:22 توسط محمدرضا فرجاد |

     روزنامه‌ی تازه‌ای با مدیریت الیاس حضرتی (صاحب امتیاز روزنامه‌ی اعتماد) از صبح روز سه‌شنبه بیستم خرداد روی دکه‌های روزنامه‌فروشی در سراسر کشور قرار گرفت.
     این روزنامه «تعادل» نام دارد و در 16 صفحه و با قیمت 500 تومان از دیروز به مخاطبان عرضه شده است.
      روزنامه «تعادل» رویکرد اقتصادی دارد و حضرتی، مدیرمسوول و محمدصادق جنان‌صفت، سردبیر آن هستند. همچنین محسن ایلچی، علیرضا کدیور و صادق الحسینی اعضای شورای سردبیری و سیاست‌گزاری «تعادل» را تشکیل می‌دهند.
     پیش از این، مسوولان این روزنامه گفته بودند که «تعادل» در اردیبهشت‌ماه امسال منتشر می‌شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 0:22 توسط محمدرضا فرجاد |

 با راه اندازی طرح سامانه جامع رسانه های کشور، روند دریافت مجوز نشریه الکترونیکی شد. 

      با افتتاح دو سایت «سامانه جامع رسانه های کشور» و «سامانه اشتراک نشریات کشور»، از سوی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، روند ثبت نام درخواست مجوز نشریات و ثبت نام برای اشتراک نشریات به طور کامل الکترونیکی شد.

      متقاضیان دریافت مجوز نشریه، از این پس می توانند با مراجعه به این سامانه به آدرس

www.e-rasaneh.ir، پس از ثبت نام در این سامانه از خدمات آن بهره مند شوند.

      ثبت نام در این سامانه در دو بخش افراد حقیقی و افراد حقوقی تعریف شده که صاحب امتیازان، مدیران مسئول، نمایندگان، مدیران عامل چاپخانه ها جهت ورود می بایست گزینه «ثبت نام افراد حقیقی» و مؤسسات، شرکت ها، سازمان ها وچاپخانه ها نیز گزینه «ثبت نام افراد حقوقی» را انتخاب کنند.

    متقاضیان پس از دریافت رمز ورود به محیط کاربری و تکمیل فرم اطلاعات شرکت و اطلاعات تماس، یک کد رهگیری دریافت خواهند کرد که می توانند با تماس با بخش اعلام وصول (که اطلاعات آن در سامانه موجود است) و ارائه کد رهگیری، از مراحل صدور مجوز نشریه خود اطلاع پیدا کنند.

     تاکنون 45 نشریه به عضویت این سامانه درآمده اند که این تعداد با استقبال مطبوعات و نشریات در حال افزایش است.

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 0:53 توسط محمدرضا فرجاد |

آگهی‌های منتشر شده در روزنامه‌ها و نشریات از قانون مالیات بر ارزش افزوده معاف شدند.
    حسین انتظامی، معاون امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با اعلام این خبر افزود: طبق قانون، مطبوعات از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده انتشار آگهی‌های مطبوعاتی معاف هستند اما این قانون در عمل اجرا نمی‌شد.
     او ادامه داد: با توجه به اجرایی نشدن این نظریه، دوشنبه گذشته و به درخواست مجددمطبوعات، رییس مجلس جلسه‌ای با حضور مسوولان معاونت قوانین مجلس، کمیسیون تطبیق مصوبات، وزارت ارشاد، سازمان مالیاتی و مدیران روزنامه‌ها به منظور حل مسائل فیمابین تشکیل داد که منجر به صدور این بخشنامه شد.
     معاون وزیر ارشاد با اشاره به جزییات بخشنامه، توضیح داد: طی این بخشنامه که از سوی سازمان امور مالیاتی کشور وعطف به نامه مشاور محترم و رییس حوزه ریاست مجلس شورای اسلامی مورخ 9 آبان1392 مبنی بر اطلاق حکم مطبوعات مندرج در بند 5 ماده 12 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 17 اردیبهشت
87 صادر شده، آگهی‌های منتشره در روزنامه‌ها و نشریات از مالیات و عوارض ارزش افزوده معاف است. انتظامی با تشکر از همکاری وزارت امور اقتصادی و دارایی و همچنین سازمان امورمالیاتی کشور و سپاس ویژه از رییس مجلس که شخصا پیگیر این موضوع بود، ابلاغ این قانون و اجرای آن را گامی مهم در تقویت بنیه اقتصادی مطبوعات دانست.به گفته معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد این بخشنامه در تاریخ 13 خرداد به تمامی دستگا‌ه‌های ذیربط ابلاغ شده است.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 6:56 توسط محمدرضا فرجاد |

     دکتر حسین انتظامی بر ضرورت تشکیل سازمان نظام صنفی رسانه‌ای تاکید کرد. معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این خصوص گفت: با تحولات موجود در حوزه رسانه، تشکیل این سازمان یک ضرورت است و با پیگیری‌هایی که به عمل آمده، پیش نویس این لایحه آماده شده و در آینده ای نزدیک پس از نظرخواهی و نظرسنجی لازم، تقدیم مجلس شورای اسلامی خواهد شد. وی افزود: موضوع نبود اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری چند سال است که به یک هنجار تبدیل شده است. در دنیای غرب، دو رسانه داریم، رسانه‌های مسوولیت‌‌شناس و رسانه‌های زرد‌. پس خبرنگاران نیز در دو دسته فعالیت می‌کنند، خبرنگارانی که با آیین‌نامه‌ی اخلاق حرفه‌ای فعالیت می‌کنند یا خبرنگارانی که پاپاراتزی هستند...
    انتظامی با اشاره به این‌ که اگر روش تولید رسانه‌های زرد به روش غالب تولید خبر تبدیل شود، نشان می‌دهد که جامعه‌ی ما از اخلاق، تهی شده است، گفت: این وظیفه‌ی روزنامه‌نگاران ماست که اجازه ندهند‌ چنین اتفاقی بیفتد. امیدواریم اخلاق حرفه‌ای به دغدغه‌ی عمومی تبدیل شود به‌طوری که خود صنف، افرادی را که در چارچوب اخلاق حرفه‌ای فعالیت نمی‌کنند، معرفی کنند.

برگرفته از هفته نامه ستاره صبح

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 0:36 توسط محمدرضا فرجاد |

در قلمرو رسانه‌ها

     هفته یکم ژوئن 1979 (نیمه خرداد 1358) تيراژ روزنامه اطلاعات به سردبیری غلامحسین صالحیار (متوفی در دسامبر 2006) از هشتصد و پنجاه هزار نسخه در روز (13 برابر جون 2009) تجاوز كرده بود.
     پس از انقلاب و تا مدتي، روزنامه هاي تهران با حداقل آگهي منتشر مي شدند زيرا که  كسب و كار تحت‌الشعاع تحولات سياسي روز قرار گرفته بود و بنابراين افزايش تيراژ (بيش از آن) سودآور نبود و چون دو روزنامه بزرگ وقت (کيهان و اطلاعات) حاضر به چاپ كردن نسخه هاي بيشتري نبودند، در ایران فروش روزنامه بازار سياه پيدا كرده بود و در اين بازار، گاهي هر نسخه روزنامه تا پنج برابر بهاي رسمي به فروش مي رسيد. در آن وقت بهرام مسعودي مديريت روزنامه اطلاعات را برعهده داشت. اين روزنامه و همتاي آن كيهان نزديك به سه ماه بعد مصادره شدند و ظرف هشت ماه بيشتر نويسندگان و روزنامه نگاران اين دو موسسه مطبوعاتي قديمي بركنار شدند و به نویسندگان اطلاعات، غرامت اخراج هم پرداخت نشد. بيش از يك دهه بعد، موسسان روزنامه های همشهري و ايران با كمك و استفاده از تجربه و مهارت همين روزنامه نگاران خانه نشين، آن دو روزنامه را راه اندازي كردند و موفق شدند. اين پيشرفت يك بار ديگر ثابت كرد كه مخاطبان، روزنامه را به خاطر مطالبش مي خرند نه صاحبش. از آن خيل روزنامه نگاران قديمي، اينك در همشهري تنها دو - سه نفر باقي مانده و در روزنامه ايران؛ هيچ، و در غیاب چنین روزنامه نگارانی، و نيز پيدايش رسم اجاره دادن نشريات به افراد خارج از حرفه و مسائل ديگر، ژورنالیسم ایران دارد از استاندارد مقرر خارج می شود. (تا کنون به ندرت ديده شده است به اهل خبر و و حرفه ژورناليسم و روزنامه نگاران قديمي پروانه نشر داده شده باشد).

برگرفته از روزنامک

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت 1:59 توسط محمدرضا فرجاد |

      اشتباه نکنید. شبکه فوتبال یک شبکه تلویزیونی نیست. شبکه فوتبال سایتی فوتبالی است
که قصد دارد  
تمامی اتفاقات فوتبالی ایران و جهان را پوشش دهد.

      گردانندگان سی نت که  در گذشته به شکل پرونده های ویژه  مسابقات  جام جهانی 2006 و 2010 و همچنین بازی های جام ملت های اروپای 2008  و  2012 گریزی به جهان فوتبال زده بودند، بر آن شدند تا این
بار با راه اندازی وب سایتی مستقل، اخبار و رویدادهای فوتبال را به شکلی گسترده منتشر کنند.

      اکنون نیز تصمیم دارند به شرح رویدادهای جام جهانی 2014 بپردازند. پس از پایان بازی های
برزیل، « شبکه فوتبال » همچنان به فعالیت خود ادامه خواهد داد. در « شبکه فوتبال » شما می توانید آخرین
نتایج و  اخبار جام جهانی، گروه بندی تیم ها، جدول  گلزنان، تاریخچه کامل دوره های گذشته جام  جهانی، و تحلیل های مربوط به هر بازی و هر مطلبی که به جام جهانی مرتبط باشد را مشاهده کنید.

       احمد شاهوند سردبیر و  آرش عبدی دبیر تحریریه «شبکه فوتبال» می باشند. برای این دوستان مطبوعاتی توفیق روز افزون آرزو می کنیم.

  « شبکه فوتبال» را در این آدرس می توانید مشاهده کنید:   http://Soccernet.ir

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 0:57 توسط محمدرضا فرجاد |

       مدیرعامل مرکز فرهنگ و هنر سپید تابان که روزنامه توقیف شده قانون زیرمجموعه این
مرکز است با اشاره 
به آخرین اقدامات صورت گرفته برای رفع توقیف روزنامه گفت: هفته
گذشته با حضور در دادسرا تفهیم 
اتهام  شدیم.
   علیرضا نیکویی به ایرنا گفت: پس از حضور در دادسرا تفهیم اتهام شده و از آن روز به بعد خبر جدیدی در دست نیست. وی با بیان اینکه نشر اکاذیب اتهامی است که به روزنامه قانون وارد شده ، ادامه داد : باید
منتظر نشست های بعدی باشیم تا بتوانیم از اتهام وارده دفاع کنیم. نیکویی همچنین گفت: مسیر ما 
برای بازگشایی روزنامه بسیار طولانی تر است.

    روزنامه قانون ۱۷ اردیبهشت ماه از سوی دادستانی تهران توقیف شد . چاپ خبری در مورد آزادی یکی از  از افراد بازداشت شده در پرونده ستاد سوخت علت توقیف اعلام شده بود.  

    پس از توقیف روزنامه قانون در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ماه نیز سایت این روزنامه فیلتر شد.

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 0:17 توسط محمدرضا فرجاد |

       بیستم اردیبهشت 1359 با حکم آیت الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی مسئولیت و مدیریت موسسه مطبوعاتی اطلاعات بر عهده حجت الاسلام سیّد محمود دعایی قرار گرفت.

      آیت الله خمینی در این حکم خطاب به دعایی نوشته بود: از آنجا که مطبوعات کشور در ساختن جامعه نقش موثر ایفاء می کنند و جناب عالی را به خاطر شایستگی و شناختی که در اداره این امور دارید به سرپرستی موسسه مطبوعاتی اطلاعات منصوب می کنم. متوجه باشید که مطبوعات باید در خدمت اسلام و مردم کشور باشند و آزادی ها در حدود قوانین اسلام و قانون اساسی تأمین شود.
  حجت الاسلام دعایی که پس از جلسات معارفه، کار خود را آغاز کرد 34 سال است که در این سمت است
و ساختمان تازه ای برای موسسه اطلاعات ساخته است.
   وی چندی پس از اخراج بسیاری از روزنامه نگاران موسسه اطلاعات به تصمیم دو مدیر قبلی اعزامی از بنیاد مستضعفان، به آن مقام منصوب شده بود. جمعی از این روزنامه نگاران در سال 1358 و گروهی دیگر پس از تعطیلات نوروزی سال 1359 برکنار شده بودند. روزنامه اطلاعات از نیمسال 1358 مصادره و در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفته بود که سپس وابسته به دفتر رهبری شده است. حجت الاسلام دعایی شماری از
اخراج شدگان را که درخواست کار کرده بودند به کار بازگردانید ازجمله حسین شمس، مسعود فقیه و .... حجت الاسلام دعایی با بهرام مسعودی آخرین مدیر موسسه اطلاعاتِ پیش از مصادره مناسبات حسنه دارد. بهرام در تهران زندگی می کند. روزنامه 88 ساله اطلاعات روش کهن خود که اولویت دادن به خبر مطلق است ترک نکرده و همه اخبار را پوشش می دهد و بنابراین، تنها روزنامه ایران است که می تواند منبع و مأخذ تاریخ نگاران قرارگیرد.

برگرفته از روزنامک

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم خرداد 1393ساعت 23:38 توسط محمدرضا فرجاد |

       اگر روزنامه‌نگاری را مقوله‌ای در راستای خواست ها و نیازهای مردم بدانیم و اگر روزنامه‌نگاری محلی نگاهی کارشناسانه به مسائل استان‌ها دارد، پس جایگاه مردم در مطبوعات محلی کجاست؟ آیا نیاز‌های آنان در نظر گرفته می‌شود؟ آیا مطبوعات محلی به نقاط قوت یا ضعف استان‌ها می‌پردازند؟

     مجید رضاییان که پیش از این سابقه نماینده هیات داوران جشنواره ملی مطبوعات محلی را در کارنامه خود دارد، در گفت‌وگو با شفقنا رسانه، به استانداردسازی نشریات محلی اشاره می‌کند و معتقد است که برای این کار، نیازمند پژوهش و طرح‌های پژوهشی هستیم. او می‌گوید هر استان باید طرح‌هایی را براساس توانمندی های خود طراحی و بخش خصوصی را وارد این طرح‌های پژوهشی کند؛ چراکه بخش خصوصی خلاقیت عمل بیشتر و آگاهی لازم را به مردم می‌دهد.

    به اعتقاد رضاییان، مدرس روزنامه نگاری، در ایران به نشریات و مطبوعات محلی بها داده نمی شود و شرایط ادامه فعالیت به اندازه‌ای دشوار است که ناشران به بقای نشریه بیشتر از هر موضوعی فکر می‌کنند. او همچنان از آموزش آکادمیک روزنامه‌نگاری انتقاد می‌کند و آن را علتی بر عوامل ضعف مطبوعات محلی می‌داند. آنچه در ادامه می‌خوانید به بررسی نقاط قوت و ضعف مطبوعات استان‌ها به عنوان یکی از اهرمهای مهم در ارتباطات توسعه می پردازد.

    دیدگاهی وجود دارد که می گوید كاركرد روزنامه نگاري توسعه براي نشريات محلي طرح استراتژي و پروژه هاي توسعه، هماهنگ با خواسته‌هاي مردم است. چقدر با این دیدگاه موافق هستید؟ و به نظرتان تا چه اندازه این دیدگاه در مطبوعات محلی رعایت می‌شود؟

 - از ارسطو پرسیدند استادت افلاطون معتقد بود که برای ساختن مدینه فاضله باید کار را به حکیمان و فرزانگان سپرد. تو هم این را تایید می‌کنی اما می‌گویی با رای اکثریت. اگر رای اکثریت زمان پیش آمده با رای حکیمان مغایر باشد، کدامیک را انتخاب می‌کنی؟ ارسطو گفت بی‌تردید به فرزانگان رای می‌دهم. گفتند که تو خود واضع دموکراسی و سیاست هستی پس اکثریت چه می‌شود؟ گفت: اکثریت را باید آموزش داد تا نظر شان به نظر فرزانگان و حکیمان نزدیک شود!
    با توجه به این گفته، در بحث توسعه دو موضوع باید در نظر گرفته شود؛ این که همیشه خواست با نیاز یکی نیست. گاه خواست با نیاز یکی است و گاه متفاوت. اگر توسعه را در نظر بگیریم در قسمت پایین این هرم مردم قرار دارند ولی نباید لزوما خواست‌هایشان مورد توجه باشد. در طراحی توسعه باید فرهنگ را به عنوان زیرساخت در نظر گرفت. چون فرهنگ جامعی است از خواست‌ها و نگاه‌ها به همراه نیازها و آینده. اساسا توسعه برای آینده است و برای حال حاضر طرحی نمی‌دهد. مگر برای اینکه تحول ساختاری برای آینده ایجاد کند. اگر برای چرخة توسعه یک نمودار بکشیم دایره‌ ای ست و خطی نیست. اول پژوهش است و بعد فرهنگ، مرحله بعدی اقتصاد یا سیاست است که البته تقدم و تاخر آزاد است. اما هیچ‌کدام این دو مقدم بر توسعه فرهنگی و پژوهشی نیستند؛ چون وقتی این طرح اجرا می‌شود شما برای هرچیزی حرف برای گفتن دارید. در این موضوع بحث دیگری پیش می‌آید که ممکن است مستقیما جواب شما نباشد. وقتی ما می‌گوییم پژوهش، نگاه ما به پژوهش چه باید باشد. پژوهش یعنی صورت مساله‌ها را پیدا کنیم ولی حل مساله، بر اساس یافته‌های پژوهشگران نیست؛ بخشی‌ از آن مربوط به راه‌های رفته است و بخشی‌ به حل مساله‌هایی که وجود دارد. ما در مقطعی که هستیم نگاهمان باید به پژوهش تغییر کند. توسعه بدون پژوهش و نخبگان معنا ندارد. توسعه عوام‌ فریبانه نیست که بگویید فقط مردم چه می‌گویند و چه می‌خواهند. مردم چه می‌خواهند که به تنهایی ملاک نیست. خواسته‌هایشان لایه دوم است و نیازهایشان لایه اول. برای رسیدن به توسعه، باید نگاهمان را تغییر دهیم. تغییر این نگاه زمان می‌برد.

پس شما با این دیدگاه موافق هستید؟

- بله

به نظر شما این دیدگاه یعنی توجه به طرح‌های توسعه‌ای در مطبوعات محلی تا چه اندازه رعایت می‌شود؟

  - باید جواب این را از بخش دیگری پرسید. مثلا مراکز طراحی توسعه کشور. معتقدم آسیبی جدی وجود دارد و آن حلقه مفقوده بین دانشگاه به عنوان محل پژوهش توسعه و دستگاه‌های اجرایی به عنوان محل اجرای توسعه است.

برای از بین بردن این حلقه مفقوده چه باید کرد؟

- بنای اصلی دستگاه‌های اجرایی در هر موضوعی باید به نگاه کارشناسی وابسته باشد. باید پژوهش و پژوهشگر در کشور اعتبار پیدا کند. مثلا نباید پایان‌نامه‌ای چاپ و در کتابخانه رفرنس شود و تمام؛ بلکه این تازه آغاز راه است. باید موضوعات پژوهشی دانشگاه‌ها از دل دستگاه‌های اجرایی به دست بیاید. در بسیاری از کشورهای دنیا دانشگاه‌ها اسپانسر دستگاه‌های اجرایی هستند و هزینه‌شان از راه پژوهش درمی‌آید. بنابراین حلقه مفقوده باید از آن سمت شروع شود. در بسیاری مواقع باید یاد بگیریم که علم نقدپذیر است. اگر بپذیریم که همه علوم ابطال پذیر است، پس باید بپذیریم که علوم غربی هم می‌تواند ابطال‌پذیر باشد. پژوهشگر باید این قدرت را به خودش بدهد که خیلی از تئوری‌های غربی را آزمون کند و اگر به حرف تازه‌ای رسید، این حرف زده شود. پژوهش جز این معنا ندارد. در علم همه چیز در معرض آزمون و بازخوانی دوباره است. هیچ ایرادی ندارد و این حسن علم است. مطالعه می‌کنید و اگر راه‌حل درستی وجود داشت، بیخود موضع ضد غربی نگیرید و اگر واقعا راه حل درست است، خب اجرا کنی. پژوهش نباید سیاسی شود و سیاسی نیست؛ بلکه مبنای سیاستگذاری است. باید این حلقه مفقوده را پیدا و به شکلی تمام کرد.

شما زمانی نماینده هیات داوران جشنواره ملی مطبوعات محلی بوده اید. وضعیت این نشریات را چه طور ارزیابی می کنید؟

- منظورتان این است که روزنامه نگاری محلی ما از منظر توسعه در چه جایگاهی هستند؟

بله.

 - جایگاه توسعه ارتباطات، روزنامه‌نگاری و روزنامه‌نگاری محلی در کشور ما، پیش از آنکه فرهنگی باشد، سیاسی است. شاید کسی ایراد بگیرد و بگوید مگر غیر از این است؟ ممکن است در ارتباطات هم رویکرد سیاسی وجود داشته باشد. منکر این موضوع نیستم اما همه ابعاد ارتباطات سیاسی نیست. اساسا پشت سر توسعه ارتباطات نباید توسعه سیاسی باشد. بعضی می‌گویند ارتباطات زیرمجموعه عرصه سیاست است تا فرهنگ. به نظر من ارتباطات زیرمجموعه فرهنگ است نه سیاست. شما توسعه ارتباطات را هم فرهنگی می‌دانید، معنای این موضوع این است که ارتباطات دولت ملت است و ساختار بین این دو تاست. نه به تنهایی ملت است و نه دولت نظام سیاسی و اجتماعی را در برمی‌گیرد. ارتباطات، حلقه وصل مناسبات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. حلقه وصل میان دولت ملت نظام ارتباطی است. اگر این را پذیرفتید که توسعه ارتباطات فرهنگی است، به دنبال این متوجه می‌شوید که توسعه ارتباطات در کشور از کجا نقص دارد. نظام ارتباطی یعنی نظام دوسویه؛ اساسا شما باید این را پذیرا باشید به همان اندازه که می‌گویید به همان اندازه هم بشنوید. این یک اصل در ارتباطات است. نظام ارتباطات یک دایره است و چرخشی. ذاتش این نیست که حرکت یکسویه داشته باشد، و به آن توسعه ارتباطی می‌گویند. وقتی این وجود داشته باشد آمار کتاب و مطبوعات و بازدیدکنندگان سایت‌ها بالا می‌رود. ما به توسعه ارتباطات نگاه فرهنگی نداریم؛ بلکه نگاه سیاسی داریم. اما در ژورنالیسم کشور حرفها عمیق و کارشناسی نیست و همان نگاه سیاسی تسری پیدا کرده است. ژورنالیسم محلی ما یک پدیده فنومن و خاص است {فنومن یعنی آنچه که از راه تجربه و حس قابل درک است} که فقط ما آن را داریم. مطبوعات محلی برای بقا فقط باید دنبال رپرتاژ آگهی بدوند. و به تنها چیزی که شباهت ندارند روزنامه و نشریه است. اساسا نشریات محلی و استانی ما چیزی به نام بقا را می‌بینند. چون چیز دیگری وجود ندارد.

علت این ضعف‌ها را در چه می‌دانید؟

 - قطع یقین این است که به مطبوعات محلی بها نداده‌ایم و کارکرد روزنامه‌نگاری محلی را نگفته‌ایم. در شهرستان‌ها، فرمانداری‌ها، استانداری‌ها و مسوولان دولتی محوریت بیشتری داشتند. نگاهشان هم به تقویت بخش خصوصی نبود. مسوولان نشریه‌ای را می‌خواستند که بگوید هرچه آن‌ها گفته‌اند گل بود و در ادامه‌اش بلبل! کسانی هم بودند که می‌خواستند مستقل عمل کنند اما برای ادامه و بقا، به همه دستگاه‌های دولتی گفته می‌شد که به این نشریه آگهی ندهید! نوام چامسکی و ادوارد هرمان یک تئوری دارند به نام فیلترهای خبری. یکی از پایه‌های این تئوری می‌گوید صاحبان کالا و آگهی می‌توانند خبرها و رسانه را فیلتر کنند و به دلیل قدرت اقتصادی می‌توانند مسیر خبری و اصلی رسانه را تغییر دهند. بر اساس این نظریه عملا صاحبان قدرت و سرمایه، که اصل آن در همه شهرستان‌ها دولتی‌ها هستند، تعیین کننده‌اند. چرا در کشورهای درحال توسعه قدرت را به بخش خصوصی نمی‌دهند و مقاومت می‌کنند؟ ما فکر می‌کنیم بها دادن به بخش خصوصی یعنی اقتصاد؛ در حالی که این طور نیست و بها دادن به بخش خصوصی، فرهنگ را گسترش می‌دهد. چون ذات بخش خصوصی دموکراسی است. یعنی بها دادن به پایین هرم و ناخواسته قدرت حکومت محدود می‌شود. این محدود شدن چیز خوبی است، نظارت و سیاستگذاری بیشتر می‌شود، پژوهش بالا می‌رود و اتفاقا در درازمدت به نفع حاکمیت است. وقتی بخش خصوصی فعال شود نیازی نیست که این بخش برای نشریه به دنبال بخش دولتی بدود و صاحب امتیاز و ناشر کسی می‌شود که نیازمند و وابسته به بخش دولتی نیست. بنابراین خبر و گزارش خود را آزاد می‌نویسد و مردم را آگاه می‌کند. اگر بخش خصوصی قدرت داشته باشد، دموکراسی می‌آورد، رسانه‌ها رشد و مردم را آگاه می‌کنند و دولت دست و پای خودش را جمع می‌کند. در نتیجه این دوطرفه می‌شود.

 آیا چنین چیزی در استان‌های ما وجود دارد؟

 - خیر

منظورم از سوال این بود که شما در جشنواره مطبوعات محلی این مطبوعات را دیده‌اید. به نظرتان این مطبوعات در چه سطحی بودند؟

 - فوق‌العاده ضعیف بودند، اما استعدادهای درخشانی در استان‌ها وجود دارد که همه فردی و تنها هستند. کسانی که اگر امکانات فراهم شود، از روزنامه نگاران ملی هم بیشتر می‌درخشند. اما این استعدادها هرز می‌روند. بسیاری از این افراد روزنامه‌نگاری را رها می‌کنند، بعضی هم به تهران می‌آیند و با ادامه تحصیل به جایی هم می‌رسند؛ البته تعدادشان کم است. ما حتی اینها را هم داریم از دست می‌دهیم.

برای اینکه این افراد را از دست ندهیم چه باید کرد؟

 - همانجا باید بستر را فراهم کرد. چون این افراد به کارشناس محلی تبدیل شده‌اند. پس در شهر و استان خودشان خیلی خوب می‌توانند حرف بزنند و ایفای نقش کنند.

 اما می‌دانید که در شهرستان‌ها هم امکانات و بستری فراهم نیست.

 - بله دیگر، عرض می‌کنم باید فراهم کنیم.

 به نظر شما فراهم کردن این امکانات چگونه باید باشد؟

 - این راه را باید دولت برود. دولت جدید از یک نظریه سیاست ورود کرده است که مورد استقبال خیلی از افراد است. فرهیختگان ما دنبال این هستند که دیدگاه‌های کارشناسی‌شان دیده شود. هر کسی اندیشه‌ای دارد، آزادانه می‌گوید و بعد پژوهش و اندیشه‌ورزی رشد می‌کند. باید در پرداختن به توسعه مطبوعات محلی طرح بدهیم و اجرا کنیم. از این دولت این انتظار می‌رود نه اینکه صرفا حرفی بزنیم.

 شما به بحث آگهی اشاره کردید. گفته شده مهمترین راه حیات مطبوعات اعم از محلی و سراسری، گرفتن  آگهی هاست. اما گاهی این موضوع فلسفة مطبوعات محلی را زیر سوال می برد و نشریه محلی به یک کتابچه تبلیغاتی و رپرتاژهای خبر مانند تبدیل می شود. نظر شما چیست؟

 - نهاد ناظر وزرات ارشاد است که نباید این اجازه را بدهد.

خیلی وقتها دیده می شود، اخبار و اطلاعات سراسری منتشر می‌شود و مطالب کمتری درباره ی شهر، استان یا منطقه ی محل انتشار در نشریه وجود دارد. آیا علت این مساله می تواند درک اشتباه از موضوع مطبوعات محلی باشد؟

 - ببینید، باید نگاه محلی به رویدادهای ملی وجود داشته باشد، اما شدتش یک هشتم باشد. مثلا چون نیازهای استان را می‌دانید، فلان وزیر فلان نیروگاه را افتتاح کرد، درباره نیروگاه ما هم در استان مصداق دارد یا پیامدهایی دارد و این پیام به صورت غیرمستقیم در خبر هست.

 دیده شده برخی مطبوعات محلی بعد از مدتی پیشرفت به صورت روزنامه سراسری می شوند اما به نظر می رسد این کار، آغاز نقطه ضعف این مطبوعات باشد. به نظر شما آیا این نگاه مرحله ای و پلکانی به مطبوعات محلی درست است؟

 - نه. اینکه مسلما غلط است، اما موضوع این است که نشریات محلی ما کمتر روزانه می‌شوند. یکسری هم که خیلی پیشرفت کنند، هفته‌ای سه شماره منتشر می‌کنند. رسیدن به این نقطه خیلی مطلوب است، حتی اگر روزنامه 4 صفحه داشته باشد. مردم هم باید حمایت کنند و روزنامه را بخرند. می‌توان برای طرحی پژوهش و پایلوت کرد و وقتی جواب داد به استان‌های همجوار گسترش داد که همه استان‌ها روزنامه و خبرگزاری محلی داشته باشند.

 به نظرتان تبدیل یک روزنامه محلی به یک روزنامه سراسری درست است؟

 - باید از نظر ماهیت محلی بماند اما سراسری توزیع شود.

 گفتید که این روزنامه‌ها کمتر روزانه می‌شوند. دلیلش را در چه می‌بینید؟

 - به علت ضعف آموزشی، خبری، نیروی حرفه‌ای و ضعف سازمان روزنامه‌نگاری به روزانه بودن نمی‌رسند.

 دلیل اینکه گفتید طرح‌ها نباید دست دولت بیفتد چیست؟

 -- در نگاه دولتی با نشریه‌ای مواجه هستید که استقلال حرفه‌ای دیگر معنا ندارد. اگر استقلال حرفه‌ای می‌خواهیم که باید بخش خصوصی را خبر کنیم و اگر نمی‌خواهیم باید نشریات را به دولت وصل کنیم. یک تعامل بین رابطه دولت با ملت است. وقتی می‌خواهید این دو را به یکدیگر وصل کنید رسانه باید مستقل باشد. معنای استقلال ضددولتی بودن نیست. مثلا بگویید من معتقدم بهترین کاری که این رسانه می‌تواند انجام دهد این است که این ایده را پیاده کند و از طرفی هم از طریق نخبگان به دولت انتقاد کنند. مثلا ما طرحی داریم با نام هدفمندی یارانه‌ها که تعداد بیست نفر از اقتصاددانان نامه نوشتند که این طرح اشتباه است، نامه آمد که اقتصاددانان بی‌سواد هستند. اگر رسانه مستقل وجود داشت، نباید این موضوع رها می‌شد. از طریق فشار رسانه می‌توان موضوعاتی را برجسته کرد و جلوی این اتفاقات را گرفت. اگر واقعی نگاه کنیم بخش خصوصی رسانه‌ها را مستقل و در عین حال حرفه‌ای می‌کند. ما می‌گوییم نیاز مهم‌تر از خواسته است خب گاه این نیاز به فرهنگ‌سازی و آموزش نیاز دارد. این را رسانه‌ها باید به نتیجه برسانند. رسانه‌هایی که مستقل هستند.

 با توجه به این نکته که بسیاری از روزنامه‌نگاران محلی دسترسی به آموزش حرفه‌ای و تخصصی ندارند و بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های روزنامه‌نگاری بعد از بازگشت به شهرستان و شروع کار در مطبوعات شهرستان، مغلوب شرایط موجود می ­شوند چون کنار آمدن با شرایط جدید و کار در مطبوعات استانی تا حدی دشوار است. آغاز حرکت به سمت حرفه‌ای شدن روزنامه‌نگاران محلی را چگونه می‌بینید؟

 - ببینید این سوال دو قسمت دارد. یک قسمت آموزش دانشگاهی است و یک قسمت آموزش حرفه‌ای. آموزش روزنامه‌نگاری در دانشگاه‌های ما آموزش حرفه‌ای نیست و کاری نمی‌کند که فرد بعد از پایان تحصیلات روزنامه‌نگار شود. نقص در دانشگاه‌هاست. آموزش آکادمیک ما باید تبدیل به آموزش کاملا قاعده‌مند حرفه‌ای شود. باید بین رسانه‌ها و دانشگاه‌ها ارتباط برقرار کنیم، بعضی از دانشگاه‌ها اسپانسر رسانه‌ها شوند و برعکس هم امکان‌پذیر است. معنایش این است که وقتی قرار است در رسانه‌ها اتفاقی بیفتد، کارآموزان را از بین دانشجویان انتخاب و در رسانه‌ها ضمن تحصیل کار کنند. بدون این که حقوق دریافت کنند، فقط آموزش حرفه‌ای می‌بینند. در نتیجه باعث تغییر در نظام آموزش دانشگاهی روزنامه‌نگاری و تبدیل آن به یک نظام آموزشی روزآمد و حرفه‌ای می‌شود. دقیقا همان چیزی که وجود ندارد. برعکسش هم وجود دارد. در دانشگاه‌ها سوژه‌هایی را آموزش می‌دهند که به درد روزنامه‌نگاری نمی‌خورد.

  گفتگو از مهدیه شکری - شفقنا رسانه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 20:32 توسط محمدرضا فرجاد |

تاریخ ایران از منظر یک مورخ سویسی

     21 ماه مي زادروز «اميل ارماتينگر» مورخ سويسي است كه بسال 1873 چشم به جهان گشود. وي در اثر مهم خود «تاريخ ادبيات جهان» در مقدمه فصل «ادبيات ايران در قرون وسطي» خاطر نشان كرده است كه در اين قرون (قرون وسطا)، ايرانيان با خلق آثاري بي همتا، ميهن خودرا يك بار ديگر ابرقدرت جهان كرده بودند، اين بار با انديشه و قلم، نه زور سرباز و نيزه. در اين قرون، ايرانزمين در معرض تاخت و تاز لاينقطع قبايل خارجي و بويژه آلتائيک ها بود و به ايرانيان مجال فعاليت حكومتي نمي داد. تا نيمه قرن هفتم ميلادي، قسمت بزرگي از تلاش هر دولت وقت ايران صرف اين مي شد كه قبايل خارجي كه تمدني عقب مانده داشتند و غارت كردن ملل متمدن و انسان شهرنشين به صورت فرهنگشان در آمده بود پاي به قلمرو ايران نگذارند.
     اميل ارماتينگر در فصل «نوشته هاي باقيمانده از جهان باستان»، سنگ نبشته هاي ايران، اَوِستا و زند اوستا و نيز عقابد ماني و كتب ديگر از جمله ترجمه كليله و دمنه از هندي به «پارسي ميانه»، يادگار زريران، كارنامك اردشير پاپكان و ... را به تفصيل شرح داده و آنها را در رديف ادبيات جهان در عهد باستان برشمرده است.ا

برگرفته از روزنامک

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 19:33 توسط محمدرضا فرجاد |

 
      جانشین مدیر مسوول و رییس شورای سیاست گذاری روزنامه اعتماد، گفت: قانون مطبوعات
در ایران بسیار قدیمی است و برای بهبود شرایط ،باید این قانون تغییر کند.

     بهروز بهزادی در باره این پیشنهاد که هیات نظارت بر مطبوعات به جای توقیف روزنامه متخلف، باید با مدیر مسوول آن برخورد کند، گفت : جایگزینی برخورد قانونی با فرد خاطی تصمیم درستی است که با اتخاذ آن دیگر شاهد بیکاری جامعه مطبوعات نخواهیم بود.

     وی با اشاره به اینکه قانون مطبوعات ایران بسیار قدیمی است، تصریح کرد: یکی دیگر از دلایلم برای تغییر دادن قانون مطبوعات، قدیمی بودن آن است. جالب است بدانید در میان رسانه ها تنها روزنامه شامل این قانون می شود و سایر رسانه ها در این قانون دیده نشده است.

       وی با بیان اینکه بسیاری از قوانین مطبوعات ایران در هیچ یک از کشورهای همسایه دیده نمی شود، اظهار داشت: به طور مثال در عراق داشتن مجوز لازمه انتشار یک روزنامه نیست . متاسفانه قانون مطبوعات ایران مربوط به دورانی است که مطبوعات صنعتی نشده بود .

     بهزادی با اشاره به اینکه تعطیلی روزنامه ها در ایران به شغل روزنامه نگاری لطمه وارد کرده است، گفت: تعطیلی روزنامه به هیچ عنوان کار عقلانی نیست زیرا روزنامه به تنهایی نمی تواند مقصر باشد. مگر زمانی که یک خودرو در خیابان تصادف می کند ما کارخانه تولید کننده را از کار می اندازیم ؟ که با مطبوعات این گونه رفتار می کنیم.

      وی با بیان اینکه در ایران برای روزنامه ها به صورت سلیقه ای تصمیم گیری می شود، گفت: معتقد است تنها گروهی که می تواند در باره جرایم مطبوعات اظهار نظر کند ، خانواده مطبوعات است. امیدوارم روزی کسانی از جنس خودمان مسئولیت رسیدگی به تخلفات مطبوعات را برعهده گیرند.

برگفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 23:22 توسط محمدرضا فرجاد |

روزنامه اطلاعات در بخشی از سرمقاله دیروز خود نوشته است:

      ۹ماه از استقرار دولت یازدهم گذشته است. با نگاهی به مراکز گوناگون که تریبون‌های مخاطب قرار دادن مردم را در اختیار دارند، می‌توان پاسخ این پرسش را گرفت که در این مدت بستر آرامش و نقد سازنده را برای دولت دکتر روحانی فراهم آورده‌اند، یا سخن و قلم در این مدت برای داغ نگه‌داشتن «تنور تنش»، ایجاد اضطراب برای جامعه و منکوب کردن دولت جدید به کار رفته و می‌رود؟!
      از تریبون نماز جمعه که دو خطبه آن نیاز به قصد قربت دارد و به قول اغلب فقها، در مقیاس دو رکعت از «نماز» است، گرفته تا تریبون مجلس که نباید جایگاه سخنرانی و یا بیان تمایلات شخصی و جزمیت‌های تشکیلاتی و گروهی باشد و مهمترین و اصلی‌ترین جایگاه با تعریف حراست از «منافع ملی» و «امنیت ملی» است.

      در این ۹ ماه سخنرانی‌ها را بازنگری کنید تا دریابید که تلاش در جهت بسترسازی آرامش برای بازسازی مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی بوده است یا خوراک دادن به تشدید تنش‌ها؛ تا آنجا که رسانه‌های بیگانه در ترسیم حال امروز ایران از آن دشمنانه بهره‌گیری کنند!؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 19:49 توسط محمدرضا فرجاد |


     «مترو اينترنشنال» روزنامه اي كه با روش تازه و مطابق وقت و سليقه انسان قرن 21 منتشر مي شود، 17 ماه مي2004 سي و ششمين شماره خود را در نيويورك منتشر كرد. اين روزنامه 14 ميليوني كه هر روز در 16 كشور و به 15 زبان منتشر مي شود متعلق به يك شركت سوئدي است كه بر پايه تجربه و انديشه «يان ستن بك» روزنامه نگار فقيد سوئدي كه سال 2002 فوت شد انتشار مي يابد. «يان» كه چند هيات جامعه شناس و روانشناس را مامور بررسي انسان قرن 21 از لحاظ روزنامه خواني و كسب خبر و نظر كرده بود و تجربه صدها ناشر در كشورهاي مختلف را به دست آورده بود به اين نتيجه رسيده بود كه انسان قرن 21 نمي تواند و نمي خواهد هر روز بيش از 15 دقيقه وقت خودرا صرف خواندن روزنامه کند ـ آن هم روزنامه اي که انشاي روان و زود فهم و ژورناليستي داشته باشد. مي خواهد كه خبر و تحليل كوتاه و ساده و با حذف زوائد باشد، حاشيه رفتن و درازنويسي و مطالب غير خبري را دوست ندارد. عكس خبري را ترجيح مي دهد. مانند انسان قرون 19 و 20 مطالب بلند و نوشته هايي را كه به او فايده نمي رسانند از روزنامه نمي خواهد و آنهارا كار مجله و كتاب مي داند. ديدن تيتر روزنامه را بر خواندن مطلب آن ترجيح مي دهد، لذا تيترها بايد كامل و گويا باشند. چنين روزنامه اي به جاي انبوه خبرنگار تازه كار نياز به چند روزنامه نگار مجرب دارد. روزنامه اي را كه صفحات زياد داشته باشد نمي خواهد و حوصله به دست گرفتن و ورق زدنش را ندارد و .... به علاوه روزنامه خوان قرن 21 صرف نظر از اين كه در كدام كشور زندگي مي كند نمي خواهد كه وقت صرف كند و برود و روزنامه بخرد. او ترجيح مي دهد كه روزنامه را در ايستگاه مترو و اتوبوس و يا رستوران از «رك ـ سبد پايه دار» بردارد و پس از خواندن بگذارد و برود و اگر مايل به فايل كردن برخي مطالب براي استفاده بعدي باشد، هر چند وقت يك بار يك «سي دي» محتواي شماره پيشين روزنامه را خريداري و نگهداري كند. وی گفته است:
«ا ك  علت  بي توجهي به روزنامه هاي حزبي و حاوي نطق هاي طولاني و جملات نامانوس و كلمات غامض همين بوده است كه انسان قرن 21 روانشناسي ديگري دارد. «يان» معتقد است كه درآمد اصلي روزنامه تنها از آگهي بايد تامين شود، زيرا كه توزيع سنتي پُرهزينه است. از يك طرف 30 درصد بهاي روزنامه سهم روزنامه فروش مي شود به علاوه توزيع، پر از برگشتي ها و حسابداري آن پُر از درد سر است.
     «يان» پيش بيني كرده بود كه اگر روزنامه هاي موجود اين واقعيت را درك نكنند و روش خودرا مخصوصا در ساده نويسي با نياز قرن تطبيق ندهند از ميان خواهند رفت.
     برپايه عقايد «يان» روزنامه مترو نخست در سوئد و سپس به ترتيب در جمهوري چك، لهستان، هنگ كنگ، ايتاليا، كانادا، فيليپين، شيلي، كره جنوبي، فرانسه، آمريكا و ... منتشر شده و موفق بوده است. 

برگرفته از روزنامک

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 0:52 توسط محمدرضا فرجاد |

خطر امثال «مرتضوی» برای نظام با هیچ خطری قابل قیاس نیست

     حجت‌الاسلام دکتر محمدرضا زائری  که سابقه کار موفقیت آمیز روزنامه نگاری را در کارنامه خود دارد، به تازگی در گفت‌وگویی با «تابناک» اظهار داشته است آسیبی که آقای مرتضوی و همدستانش به آبروی جمهوری اسلامی‌، به همبستگی ملی و به اقتدار انقلاب و نظام وارد کرده‌اند، حتی اگر موارد آشکار و پنهان دیگری پیرامون آن نمی‌بود، برای محاکمه وی کافی بود.

    به گزارش «تابناک»، هشتم اسفندماه سال 91، وقتی نخستین نشست دادگاه کهریزک بناگاه بدون اعلام دلیلی غیرعلنی اعلام شد، حجت‌الاسلام زائری که همراه یکی از اولیای دم به دادگاه آمده بود، پیرو این تصمیم، فرجام خوبی برای دادگاه پیش‌بینی نکرد و گفت: «افرادی هستند که اگر تأمین جانی داشته باشند، سخنان مهمی درباره مرتضوی و همدستانش به زبان خواهند آورد، اما عزم جدی برای رسیدگی به این موارد وجود ندارد‌». به فاصله یک سال و چند ماه از آن روز، فرصتی دست داد تا با وی در این باره به گفت‌وگو بنشینیم و برخی زوایای مغفول پیرامون متهم آن روز را که جفایش نسبت به اهالی مطبوعات نیز هرگز از ذهن مردم پاک نمی شود، مرور کنیم.

    ...پنج سال پس از وقوع جنایت کهریزک و یک سال و چند ماه پس از آغاز جلسات دادگاه رسیدگی به پرونده تشکیل شده به این منظور، آرای عجیب اعلام شده برای متهمان پرونده در ایستگاه تجدید نظر مانده و قطعیت نیافته تا از کسی که معتقد بود، عزم جدی برای رسیدگی به این پرونده وجود ندارد، بپرسیم چه شد آن روز آن پیش بینی را کرد و اکنون نظرش درباره آرای صادره و فرجام پرونده چیست؟

     حجت‌الاسلام دکتر محمدرضا زائری با تأکید بر اینکه هم اکنون هم تنها مرتضوی سیبل است و دیگرانی که مانند او باید محاکمه شوند، فتیله را پایین کشیده‌ و مترصدند با افتادن آب‌ها از آسیاب، بار دیگر به میدان بازگردند، می‌گوید: هنوز همه پرونده‌های مطرح درباره این فرد در قیاس با اصل مفاسد و مشکلاتی که [پیرامون این فرد] وجود داشته، قابل قیاس نیست و اصل کوه یخی آن پایین است. مرتضوی خیلی‌ها را آلوده ‌و جوری دیگران را درگیر کرده که کسی نتواند به عمق ماجرا راه یابد.

    وی می‌افزاید: بارها و بارها به سراغم آمدند تا اسنادی در اختیارم قرار دهند که چه بسا رسانه‌های خارجی حاضرند برای در اختیار گرفتنشان هزینه هم بکنند؛ اما چون حوزه فعالیت من سیاسی نیست، نخواستم، چون تنها مسئولیتم زیاد می‌شود و نمی‌توانم کاری انجام دهم. البته فکر می‌کنم وظیفه من هم نیست، چون بالاخره مسئولیتی هست که مسئولانی برای آن تعیین شده که ایشان اگر احتمال وجود این سر‌نخ‌ها را بدهند، شرعا، اخلاقا و عرفا وظیفه دارند پیگیری کنند. پرونده‌هایی مطرح است که کاملا آشکارند و مسئولیت آقای مرتضوی و همدستانش در آنها محرز است؛ اینجاست که مسئولان باید ورود کرده و بررسی کنند.

     البته در فاصله آغاز ‌نشست‌های دادگاه کهریزک تا به امروز، مرتضوی با عملکرد خود در دولت و در مقام رئیس تأمین اجتماعی، پرونده‌های دیگری هم برای خود گشوده تا نشان دهد، اتهامات کهریزک و تشکیل پرونده‌ای با ۳۵۰۰ برگ در آن باره، ذره‌ای برایش نگرانی ‌نداشته است.

     زائری در این باره می‌گوید: افزون بر این‌ها، گفته‌ها و شنیده‌های فراوانی‌ از مسائل مالی گرفته تا مسائل امنیتی پیرامون این فرد وجود دارد که بسیاری از بزرگان هم درباره آن‌ها سخن گفته‌اند و باید به آن‌ها پرداخته شود، ولی از همه مهم‌تر، آسیبی که آقای مرتضوی و هم‌دستانش به آبروی جمهوری اسلامی، به همبستگی ملی، به اقتدار انقلاب و نظام وارد کرده، حتی اگر این موارد آشکار و پنهان هم نمی‌بود، برای محاکمه وی کافی بود.

     زائری که از دوران اداره نشریه «خانه»، پیه محاکمه ‌توسط مرتضوی، دادستان وقت به تنش خورده، بر این باور است که بنیان دادستان سابق تهران بر دروغ، ‌فریب و ناراستی بوده است.
     او در این باره می‌گوید: این مثل یک شنیده نیست که خللی بر آن وارد باشد، بلکه خود‌ شاهد آن بوده‌ام. ایشان در دادگاه به من می‌گفت، یک کاغذ بنویس «من را گول زدند تا مشکل پرونده‌ات را حل کنم‌»! این عین عبارت ایشان بود. این مدل پرونده‌سازی خودش خیانت است به جمهوری اسلامی که شما اسرائیل، آمریکا و استکبار جهانی را تا این حد تنزل بدهید که من به دروغ بنویسم عوامل ایشان با من مرتبط بوده‌اند و فریبم داده‌اند و...؛ البته مثل روز برایم روشن بود که اگر به ذلت این دروغ گفتن هم بیفتم، ایشان به عهد خود هرگز وفا نخواهند کرد.

      وی می‌افزاید: تا دلتان بخواهد تخلفات قانونی و غیرقانونی از آن دوران وجود دارد. آن زمان پرونده ما گم شده بود و هر چه پیگیری می‌کردیم یافت نمی‌شد تا اینکه یکی از مسئولان که اسم نمی‌برم، خبر داد که پرونده ما و چند پرونده مهم دیگر را ـ که نام برد ـ آقای مرتضوی به منزل برده و در گاو صندوق شخصی نگهداری می‌کند. پرسیدم شما که می‌دانید چرا کاری نمی‌کنید و پاسخ داد، «همه می‌دانند این کار غیرقانونی است اما کاری از دستمان بر نمی‌آید!» جالب است بدانید آن پرونده هنوز هم بسته نشده است، چون مدل کاری مرتضوی آن بود که استخوان ‌لای زخم نگه می‌داشت.

     جالب اینکه همه این برخورد‌ها با زائری در حالی رخ داده که نخستین برخورد وی با دادستان وقت رخ می‌داده؛ یعنی در اولین برخورد از او خواسته شده کاغذی به دروغ بنویسد تا پرونده‌اش بسته شود و ایادی استکبار محکوم شوند!

   اما تأثیر این قبیل رسیدگی‌ها، تأثیر فرجام نیافتن امثال پرونده کهریزک پس از پنج سال و موارد مشابه در جامعه چه خواهد بود؟ آیا نمی‌توان بخشی از مشکلاتی را که اخلاق عمومی به آن مبتلا شده، برگرفته از این مسائل دانست؟

   خطر امثال «مرتضوی» برای نظام با هیچ خطری قابل قیاس نیست . زائری در پاسخ به این پرسش می‌گوید: به نظر من، مسئولیت قوه قضائیه مسئولیت بزرگ و سنگینی است. به‌‌ همان میزان که اگر درست عمل کند، می‌تواند به تنهایی جامعه را اصلاح کرده، نجات دهد و مشکلات را در دراز مدت حل کند. اگر خدای ناکرده در ادای مسئولیت خود سستی کند، می‌تواند همه چیز را نابود کند؛ درست مثل مسئولیتی که منِ روحانی دارم و هم می‌توانم دین مردم را نجات داده و به بهشت برسانمشان و هم می‌توان به جهنم رهنمون کنم!

    وی می‌افزاید: همه مفاسد اجتماعی از اعتیاد به مواد مخدر تا فساد و فحشا، تا سقط جنین غیر قانونی که روزانه هفتصد مورد در کشورمان رخ می‌دهد، تا وضعیت حجاب در جامعه که آقایان فکر می‌کنند با تذکر اخلاقی یا برخورد انتظامی قابل حل است و...، همه‌شان با عملکرد درست قوه قضائیه ‌حل‌شدنی است؛ این حرف عین روایات و احادیث و اعتقادی است که با آیه و حدیث به آن رسیده‌ام. به اعتقاد من ریشه همه مفاسد در ‌برخورد نامناسب قضایی با فساد، در سستی و مماشات‌ است و به‌‌ همان نسبت، عملکرد مناسب دستگاه قضا در برخورد با این مشکلات و مفاسد، می‌تواند جامعه را اصلاح کند.

        وی می‌افزاید: اگر امیر‌المؤمنین (ع) آن قاطعیت‌ها را در مبارزه با فساد داشت، دلیلش آن بود که می‌دانست با جلوگیری از آن فساد‌ها، جامعه سالم خواهد بود. این تعبیر خطبه فاطمیه (س)، تعبیر بسیار تکان دهنده‌ای ا‌ست که می‌گوید سنت الهی‌ این است که «ترک السرق ایجابا للعفه»؛ یعنی جلوگیری از سرقت و دزدی، عفت و حیا و امنیت اخلاقی در جامعه را به دنبال خواهد آورد. وقتی دزدی باب ‌و روان شود و رواج بیابد، دیدن فساد فحشا ‌در خیابان‌ طبیعی ا‌ست؛ اینکه پدیده دختران خیابانی به وجود آید، سن فحشا و مفاسد پایین بیاید و مسائلی از این دست؛ بنابراین، بر این باورم که ‌خطر امثال مرتضوی برای جمهوری اسلامی خطری است که با هیچ چیز دیگر ‌مقایسه نمی‌شود، ولی ‌متأسفانه برخی دوستان ما متوجه این آسیب‌ها نیستند.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393ساعت 18:17 توسط محمدرضا فرجاد |


     هفته‌نامه «نگاه پنجشنبه» که انتشارش از اسفند 92 متوقف شده بود، از نیمه خرداد دوباره منتشر می‌شود.

      این نشریه قرار است در فرم سابق و همچنان در دوره انتشار هفتگی اما با تغییر سردبیر، روی دکه ها بیاید. سردبیری «نگاه پنجشنبه» در دوره جدید را سیدعبدالجواد موسوی بر عهده خواهد داشت.

      کتاب هفته «نگاه پنجشنبه» در مدت کوتاه انتشارش (اسفند 90 تا اسفند 92) مخاطبان بسیاری را جذب خود کرده بود. پیشتر، سیدعلی میرفتاح سردبیری این هفته نامه را بر عهده داشت.

        صاحب امتیاز نگاه پنجشنبه، حسین واحدی‌پور است که مسئولیت نشریات خبر و خبر ورزشی را نیز داراست و مدیرمسئول آن علیرضا معزی است.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393ساعت 18:12 توسط محمدرضا فرجاد |

بیش از ۵۰ درصد روزنامه‌نگاران جذب روابط عمومی‌ها شده‌اند

    معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به تازگی اعلام کرده اند: طبق آمار رسمی 
کهدفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها منتشر کرده، بیش از 50 درصد روزنامه‌نگاران حرفه‌ای جذب روابط عمومی‌ها شده‌اند!

    تفسیر ساده این بررسی که البته معاون محترم به آن اشاره ای نکردند، این است که رسانه ها به علت کم محتوایی و چاپ اخبار تلکسی و فرمایشی، پایگاه اجتماعی خود را از دست داده اند و امکان فعالیت حرفه ای در آنها جاذبه خود را از دست داده است.

       به گزارش ایسنا، حسین انتظامی که در دومین همایش روز جهانی ارتباطات انجمن علمی ارتباطات دانشگاه تهران سخن می‌گفت، با اشاره به این‌که الگوی مصرف رسانه‌ای تغییر کرده است، اظهار کرد: بیش از 10 سال است که در اروپای غربی و آمریکای شمالی، میزان مصرف کاغذ مطبوعات کاهش یافته است. البته این به آن معنی نیست که مخاطبان از رسانه‌ها استفاده نمی‌کنند، بلکه به این معناست که از کاغذ کمتر استفاده می‌کنند.

        او ادامه داد: در تاریخ رسانه‌های ما، با ظهور هر رسانه‌ی جدیدی، جای رسانه‌ی دیگری تنگ می‌شد؛ اما در موج جدید رسانه‌ای که موج چند رسانه‌ای است، چنین بحثی مطرح نیست.

      انتظامی با بیان این‌که جمع تیراژ روزنامه‌های کشور حدود یک‌میلیون نسخه است، اظهار کرد: همکاران ما از دکه‌های تهران، معدل‌گیری کرده‌اند و نتیجه‌ی آن، موید همین امر است. البته برخی رسانه‌های مکتوب ما به نسخه‌های تحت وب یا اپلیکشن‌های موبایل برای اطلاع‌رسانی رو آورده‌اند.

       معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد با اشاره به رجوع 50 درصدی روزنامه‌نگاران حرفه‌ای به روابط عمومی‌ها، توضیح داد: روابط عمومی‌ها فی‌نفسه نهاد بدی نیستند و به عبارت دیگر، در همسایگی روزنامه‌ها قرار دارند؛ اما تفاوت این دو در نقد است. نکته‌ی دیگری که موجب چنین اتفاقی می‌شود، مقوله‌ی امنیت شغلی و حرفه‌ای پایین روزنامه‌نگاران است. ما باید تلاش کنیم تا زمینه‌ی کاری و امنیت حرفه‌ای روزنامه‌نگاران را فراهم کنیم.

         وی افزود: یکی از مشکلات خبرنگاران ما، بیمه نبودن آن‌هاست؛ تا کنون دولت از سر خیرخواهی به این حوزه وارد می‌شد و روزنامه‌نگاران را بیمه می‌کرد؛ اما بیمه‌ی دولتی با استقلال حرفه‌ای روزنامه‌نگاران و قانون مطبوعات مغایرت دارد. بنابر همین موضوع، در برنامه‌ریزی ما برای این‌که بنگاه‌های مطبوعاتی بتوانند خودشان روزنامه‌نگاران را بیمه کنند، وجود دارد.


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت 11:42 توسط محمدرضا فرجاد |

توصيه خدا به حضرت آدم

   وقتي آدم ابوالبشر توبه كرد و خداوند توبه اش را قبول كرد عرض كرد:

    خدايا اكنون‌ كه‌ توبه‌ مرا قبول‌ كردي‌ و گناه‌ مرا بخشيدي‌ پس‌ مرا برگردان‌ به‌ همان‌ بهشتي‌ كه‌ اخراج‌ نمودي‌. خداوند كتابچه‌اي‌ در اختيارش‌ گذاشت‌ و فرمود: اين‌ راه‌ بهشت‌ است.‌ بر طبق‌ دستورات‌ اين‌ كتابچه‌ برنامه‌‏هاي‌ زندگي‌ خود را تنظيم‌ كن.‌ به محض‌ اين كه‌ چنان‌ شدي‌ و چنان‌ حالتي‌ پيدا كردي‌ كه‌ مطابقت‌ با اين‌ كتابچه‌ داشته‌ باشد تو ديگر اهل‌ بهشتي‌ و به‌ محض‌ اين كه‌ از دنيا رفتي‌ در زندگي‌ بهشتي‌ قرار مي‌گيري.‌ آن‌ كتابچه‌ داراي‌ چهار دستور بود كه‌ خدا به‌ آدم‌ فرمود راه‌ بهشت‌ است‌:

دستور اول‌ اين كه‌ بندهكسي‌ و چيزي‌ به‌ جز خدا نباش‌. فقط‌ وابسته‌ به‌ خدا باش‌. بندگي‌ خدا و دين‌ خدا را قبول‌ كن‌ و چيزي‌ را به‌ جاي‌ خدا شريك‌ خدا نشناس.‌

دستور دوم‌ كه‌ به‌ نفع‌ تو تمام‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ هر وقت‌ احساس‌ نياز كردي، حوائج‌ خود را از من‌ بخواه. منت‌ ديگران‌ را نكش‌ و از غير خدا خواهش‌ نكن‌. من‌ به‌ تو قول‌ مي‌دهم‌ كه‌ زندگي‌ تو را اداره‌ كنم‌ و نگذارم‌ محتاج‌ بماني‌.

دستور‌ سوم‌ كه‌ صددرصد به‌ نفع‌ توست‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ تو وعده‌ مي‌دهم‌ دعاي‌ تو را هنگام‌ نياز مستجاب‌ كنم.‌ وقتي‌ ضرري‌ يا خطري‌ سر تو بيايد برطرف‌ كنم‌ و يا ساعتي‌ كه‌ محتاج‌ به‌ كسي‌ يا چيزي‌ هستي‌ حاجت‌ تو را برآورم‌. تو را هنگام‌ احتياج‌ معطل‌ نگذارم‌ و ديگر حق‌ نداري‌ پيش‌ از آن‏كه‌ حاجتت‌ را برآورم‌ در خانه‌ ديگران‌ بروي‌ و از آن‏ها خواهش‌ كني‌.

دستور چهارم‌ دستوري‌ است‌ كه‌ بين‌ تو و ساير مردم‌ اجرا مي‌شود و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ هر چيزي‌ به‌ خود نمي‌پسندي‌ به‌ ديگران‌ نپسند. هر عملي‌ يا قدمي‌ كه‌ مي‌خواهي‌ براي‌ ديگران‌ برداري‌ خود را بجاي‌ آن‏ها به‌ حساب‌ آور. اگر آن‌ قدم‌ و حكم‌ به‌ نفع‌ خودت‌ باشد به‌ نفع‌ ديگران‌ هم‌ هست‌ و اگر به‌ ضرر خودت‌ باشد به‌ ضرر ديگران‌ هم‌ هست.‌ پس‌ خودت‌ در ارتباط‌ با ديگران‌ و رفتار اجتماعي‌ ترازوي‌ عدالت‌ هستي.

استاد محمد علی صالح غفاری

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 13:21 توسط محمدرضا فرجاد |

     نوشیروان کیهانی‌زاده روزنامه نویس پرسابقه کشور که چند دهه است متقاضی انتشار یک روزنامه در داخل کشور می باشد اما بدون اینکه دلیلی ارایه شود، تا به حال درخواست او نادیده گرفته شده بود، سرانجام توفیق یافت تجارب ارزنده خود را در قالب یک ماهنامه با عنوان روزنامک به صورت چاپی عرضه کند و نخستین شماره آن از اردیبهشت ماه جاری به شبکه توزیع سپرده شده است.

     کیهانی زاده در یادداشتی به مناسبت انتشار نخستین شماره چاپی این نشریه می نویسد:

        ماهنامه «روزنامک» يک نشريه غير انتفاعيِ فرهنگي است  و هدف از انتشار آن، آموزش عمومي و کمک به ارتقاء سطح آگاهي ها است که گفته اند؛ «دانستن» عامل و ابزار «توانستن» است. بيان مستقيم و يا غير مستقيم هر اشتباه ـ درسي براي همگان است و پيشگيري از تکرار آن، درس براي بهتر زيستن و رفتار و روش درست داشتن در هر زمينه و تقويت خصلت هاي حسنه انساني و اخلاقيات، که هدف آموزش عمومي و تکليف هر رسانه است و همچنين افزودن بر معلومات عمومي مخاطبان. قلمرو فرهنگ بسيار گسترده است و تعاريف آن را مي توان در لغت نامه ها و تأليفات انديشمندان يافت و خواند.

       بازنويسي رويدادهاي گذشته و حال به زبان و گرامر ژورناليستي، علل و نتايج هر رويداد ـ گفتار و عمل، تحليل آنها از ديدگاه مورّخ و صاحبنظر، نظرات ابراز شده انديشمندان و بزرگان در طول زمان، پيشرفت هاي علمي و ادبي و تحولات رسانه ها، انعکاس زشتي ها و زيبايي ها از وظايف آموزشگر و هر دوستدار انسان است و همچنين شرح تجربه و مشاهدات و نيز بازگو کردن خاطرات (تلخ و شيرين).

     تجربه 58 ساله ناشر و نويسنده اين ماهنامه از روزنامه نگاري، تاريخ نويسي و تدريس ـ راههاي بهتر و آسانترِ کمک به ارتقاء مدنيّت، پيشرفت هاي فرهنگي و افزايش معلومات عمومي در چارچوب آن پيشه را به دست داده است. بنابراين، اين ماهنامه در همين چارچوب انتشار خواهد يافت، به اميد اينکه بتواند به سهم خود به ايرانيان و پارسي زبانان کمک کند.

     اين ناشر با همين انديشه، انگيزه و آرزو از آغاز شهريور ماه 1335 (آگوست 1956) گام به دنياي رسانه ها ـ و همزمان در همه شاخه هاي آن: روزنامه، مجله، راديوتلويزيون، عکس، کتاب و دستگاه کمکي آنها؛ خبرگزاري گذارد، شبانه روز کار کرد و نياسود زيراکه عاشق بي قرار پيشه خود بود. يک لحظه از افزودن بر معلومات خود در همه اين رشته ها به علاوه «تاريخ» که با ژورناليسم قلمرو مشترک دارد غفلت نکرد و با تحمّل سختي ها به آن ادامه داده است.

       مروري بر نوشته هاي ناشرِ«روزنامک» در طول 58 سال و بويژه در 23 سال اخير، هدف اورا که آموزش عمومي و خدمت فرهنگي است نشان مي دهد. اين ماهنامه تنها يک نويسنده دارد و اين نويسنده ـ شخص ناشر است و بنا براين، هزينه تحرير و تحريريه ندارد. اين نگارنده از پانزدهم ماه مي 2002 (25 ارديبهشت 1381) روزنگار (کرونيکل) تاريخ ايران و عمومي براي ايرانيان و پارسي زبانان را به صورت آنلاين داير کرده است که بزرگترين آنلاين فارسي از اين دست در اينترنت (شبکه شبکه ها) است که از آن در نشريات و نطق ها نقل مي شود. روزنامکِ آنلاين از 12 نوامبر 2003 (21 آبان 1382) به صورت يک روزنامه کوچک و شرح برخي از رويدادهاي روز و گذشته داير شده است که از اين پس، اِديشِن آنلاينِ ماهنامه «روزنامک» خواهد بود، با اين تفاوت که هر لحظه که يک رويداد جالب و يا مهم اتفاق افتد، شرح واقعه بر مطالب آن اضافه خواهد شد.

     چرا اين نگارنده از فکر انتشار روزنامه به ماهنامه روي آورده است؟. اين پرسشي است که در اين يکي ـ دو ماه از او شده است و اين است پاسخ: « در فروردين 1359 که از روزنامه اطلاعات اخراج شديم _ که هشت ماه پيش از آن مصادره شده بود و در دست بنياد مستضعفان بود _ به مقامات دولتي وقت مراجعه کرديم که علت را بگويند و طبق قانون و استانداردها، غرامت اخراج بدهند. گفتند که اخراج شما (همه) کار ما نبوده است. ما مي توانيم درصورتي که واجد شرايط باشيد و تقاضا کنيد پروانه نشريه به شما بدهيم.[قبلا و با شماري ديگر از همکاران، از خبرگزاري و راديو تلويزيون اخراج شده بوديم.]. طبق مقررات وقت، «حقوق بگير دولت نبودن و روزنامه نگار بودن» از شرايط دريافت پروانه بود.

     اين نگارنده تقاضا کرد و در تيرماه 1359 پروانه انتشار روزنامه «سپيده دم» را به دست آورد. مقدمات کار از ساختمان و ميز و ... را آماده کرد و در شهريورماه براي خريد «تايپ ستينگ» که دستگاه نويني بود و مشکلات «لاينو تايپ» را نداشت به لندن رفت که جنگ آغاز شد و خبردادند که چون کمبود کاغذ و مرکّب است دست نگهدارید. پس از جنگ مراجعه شد، گفتند که بايد پروانه قبلي با شرايط قانون مصوّب در 1364 تطبيق داشته باشد که تقاضاي تطبيق شد. چندي بعد خبر دادند و بازهم بدون ذکر دليل، که اين نگارنده [با مدرک دکترا در تاريخ، ليسانس و فوق ليسانس در روزنامه نگاري، فوق ليسانس در علوم کتاب و ... و تا آن زمان ـ چهار دهه تجربه کار روزنامه نگاري و بدون پيشينه بد] صلاحيت روزنامه دادن را ندارد!

      به اين راي اعتراض شد ولي هيات نظارت ـ پس از سالها انتظار ـ در يک جلسه خود در تابستان 1384، به رغم داشتن ستون هاي متعدد با ذکر نام او و مقالاتش در روزنامه ها ازجمله دو روزنامه دولتي ايران و همشهري، رأي قبلي مبني بر «صلاحيت نداشتن» را تاييد کرد!، بازهم بدون ذکر علت. نگارنده ضمن اعتراض به راي تازه و دنبال کردن اين اعتراض تا به امروز، و گرفتن وکيل و رفتن به ديوان عدالت اداري، کميسيون اسلامي حقوق بشر و ... به نوشتن براي روزنامه هاي تهران ادامه داد. يکي از انگيزه هاي او از اين کار (نوشتن براي روزنامه هاي تهران) اين بود که به رغم آراء صادره، ثابت شود که «صلاحيّت» روزنامه نگاري داشته است.

     نگارنده چندي پس از انتصاب عليرضا ملکيان ـ مقاله نويس بنام و داراي تجربه سردبيري يک روزنامه بزرگ و زماني همکار ـ به معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد به ديدار او شتافت و مشکل را درميان گذارد. ملکيان گفت که اگر هدف، خدمت فرهنگي و ارتقاء معلومات عمومي و سطح آگاهي هاست و به تنهايي مي خواهد مطالب را بنويسد بهتراست که درخواست ماهنامه و يا دو ماهنامه کند. نگارنده چندي بعد و در شهريور 1390 درخواست «ماهنامه روزنامک» را داد ولي خبري نشد. به وزير وقت نامه نوشت که چون از مرز 70 سالگي گذشته نمي تواند زيادتر از اين، در ليست انتظار بماند که جوابي نشنيد و به رغم اينکه وزير گفته بود که رسيدگي به درخواست ها به «روز» شده است يعني که ليست انتظار وجود ندارد، اقدامي صورت نگرفت تا اينکه دولت تغيير کرد و نگارنده به وزير تازه که مردي شجاع به نظر مي رسد نامه نوشت و پروانه صادر شد.».

    اين نگارنده سپس با چند چاپخانه و توزيع کننده تماس گرفت و به اين نتيجه رسيد که اگر کار را به منصف ترين آنها بدهد هر نسخه مجله (اجرت صفحه آرا، ليتوگرافي، چاپ، بهاي کاغذ و هزينه توزيع) مي شود هزار تومان (33 پنيِ آمريکا ـ يک سوم يک دلار) و مجله که غير انتفاعي است به همين بها عرضه شده است و اگر در آينده بتواند اعلان (آگهي) کسب کند، به همان نسبت ارزانتر عرضه خواهد شد. 

     کار آرايش صفحات را حميده خواجوي راد (دختر صفر خواجوي راد روزنامه نگار قديمي و همکار دهها ساله در روزنامه اطلاعات) برعهده گرفت و اين قسمت از مسئله حل شد ولي مسئله معرفي مجله و آشنايي با آن باقي مانده بود که 16 فروردين به ديدار حسين انتظامي معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد رفت. نگارنده با انتظامي از 23 سال پيش آشناست، سردبير جام جم، همشهري و خبر بوده و مشکلات کار را به خوبي و بيش از هرکس ديگر مي داند. از کارها و اظهارات او در دو دهه گذشته چنين برمي آيد که وي آرزويي جز ارتقاء مطبوعات ايران ندارد، نماينده انتخابي مديران مطبوعات در هيات نظارت بوده و دو دهه پيش که مدير کل مطبوعات داخلي بود دوره آموزش ضمن کار براي خبرنگاران تشکيل داد، و داد کتاب هاي متعدد روزنامه نگاري برايشان نوشتند و ترجمه کردند و خودش هم چند کتاب در اين زمينه نوشت. وي در طبقه پايين ساختمان روزنامهِ خبر يک باشگاه کوچک براي روزنامه نگاران ايجاد کرد و به موقع، روزنامه خبر را «آنلاين» کرد زيرا که کثرت شمار روزنامه هاي تهران مسئله ساز شده است.

     نگارنده در ملاقات 16 فروردين 1393 با انتظامي به او گفت: مي دانيد که يک مجله فرهنگي و يا مجله اي با مطالب سنگين بايد به جامعه معرفي شود. در کشورهاي ديگر اين کار را نه تنها شبکه هاي تلويزيوني بلکه مقامات فرهنگي دولت مي کنند. به اين ترتيب که شماره نخست مجله را بدون پرداخت بها (رايگان) از ناشر دريافت مي کنند و با نامه و پيک براي مقامات و اعضاي پارلمان، رسانه ها و مدارس، کتابخانه هاي عمومي و پژوهشي (دانشگاهي) مي فرستند تا از محتواي آن اطلاع حاصل کنند و در ترتيب دادن توزيع آن هم کمک مي کنند. 

    وي به انتظامي گفت همان طور که مي دانيد طبق يک ضابطه قديمي، روزنامه اي که پس از صد شماره به «دخل = خرج» نرسد «شکست خورده» تلقي مي شود و در مورد مجله هفتگي و هفته نامه تا 16 شماره و براي ماهنامه تا 4 شماره و اين قاعده درباره «روزنامک» رعايت خواهد شد و اگر تا شماره چهارم از آن استقبال نشود، تا تصميم بعدي، انتشار آن تنها به صورت آنلاين که هزينه چاپ و مشکل توزيع ندارد ادامه خواهد يافت و چاپي آن در آمريکا و کانادا که در آنجا نياز به دريافت پروانه نيست. دولت براي معرفي يک کار فرهنگي که هزينه هم برايش ندارد بايد کمک کند. نگارنده به انتظامي تاکيد کرد که «مجله روزنامک» مطلقا از دولت و منابع ديگر کمک مالي دريافت نخواهد کرد زيرا که دريافت چنين کمک هايي مغاير اصول روزنامه نگاري است که قوه چهارم يک دمکراسي بشمار آمده و اين قوا بايد مُنفک از هم باشند. «روزنامک» به اصول ژورناليسم وفادار خواهد بود.

    نوشيروان کيهانی‌زاده

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 14:11 توسط محمدرضا فرجاد |

 محسنیان‌راد: افول مخاطب رسانه ای را شاهد خواهیم بود

     مهدی محسنیان راد استاد دانشگاه و کار‌شناس علم ارتباطات معتقد است که روند موجود وضعیت رسانه‌ها در کشور در صورت ادامه، موفقیت رسانه‌های اینترنتی فارسی زبان و شبکه‌های ماهواره‌ای و افول شدید مخاطب صدا و سیما و روزنامه‌ها را به دنبال خواهد داشت.  

      مهدی محسنیان راد که در دانشگاه علوم اجتماعی سخن می گفت با اشاره به تعریف مخاطب در ایران گفت: در ایران مخاطب کسی فرض شده که تنها شنونده و بیننده است لذا به همین دلیل ما در صدا و سیما می‌بینیم که گفته می‌شود ما تعیین می‌کنیم مردم چه برنامه‌ای نگاه کنند و به چه چیزی گوش بدهند!

      وی با اشاره به اینکه این نگاه یکی از دلایل ریزش مخاطب در ایران است گفت: از ۴۶ سال قبل این مساله وجود داشت و همیشه تیراژ بالفعل روزنامه‌ها با تیراژ بالقوه یکسان و یا حتی نزدیک نبود.

     وی ادامه داد: اگر مجموع تیراژ روزنامه یک کشور مثلا یک میلیون باشد و تیراژ بالقوه آن یک میلیون و صد باشد، این اختلاف ناچیز است و اشکالی ندارد اما زمانی که مثلا تیراژ بالقوه روزنامه‌ها ۲۰۰ هزار نسخه است اما تیراژ بالفعل ۵۰ هزار تا باشد، این امر بسیار نگران کننده است و وضعیت امروز ایران امروز بدین گونه است.

     مهدی محسنیان راد با اشاره به توسعه رسانه‌های اینترنتی گفت: امروز تولید انبوه پیام در حوزه مدیا یعنی سایت و وبلاگ بسیار زیاد شده و زمانیکه شما در این دنیای رقابتی، روزنامه‌ای را توقیف می‌کنید راه اندازی و باز کردن آن به شدت سخت و یا حتی غیر ممکن است.

     وی با اشاره به اینکه در ارتباطات ۳ نوع ارتباط اعم از جریان ساز، فراگستر و تراکنش وجود دارد گفت: روزنامه‌ها در ایران همیشه جریان ساز بوده‌اند و مشکل آن‌ها نیز از همین جا آغاز می‌شود که نمی‌دانند چقدر نیاز مطبوعاتی مردم را فراهم می‌کند.

     مهدی محسنیان راد با اشاره به اینکه عمر روزنامه‌ها در کشور کم است گفت: دولت باید خویشتن دار باشد و اجازه بدهد که میزان آزادی مطبوعات افزایش پیدا کند و اینگونه نباشد که تنها یک گروه سخن بگویند. از طرف دیگر باید به سمتی حرکت کنیم که افراد از دوره جوانی و نوجوانی روزنامه خوان شوند.

     وی با اشاره به اینکه در کشور تمایل سنگینی به عدم تکثرگرایی وجود دارد افزود: زمانیکه به قانون اساسی مراجعه می‌کنیم متوجه می‌شویم که بر اساس قانون بانک‌ها، رادیو و تلویزیون و بیمه در انحصار دولت است اما به مرور انحصار بانک‌ها و بیمه شکسته شد و بانک‌های خصوصی و بیمه‌ها تشکیل شدند اما هرگز رادیو و تلویزیون از انحصار خارج نشد.

     مهدی محسنیان راد با اشاره به وضعیت صدا و سیما در کشور گفت: در ایران ما دچار یک سوء تغذیه رسانه‌ای هستیم و همانطور که در کشورهای آفریقایی به دلیل نبود پول، رادیو مصرف زیادی دارد، در ایران نیز به دلیل پول نفت زیاد، تلویزیون بسیار پر مصرف است و این امر خوب نیست. ادامه این روند و این بیماری سوء تغذیه رسانه‌ای به نفع شبکه‌های ماهواره‌ای و سایت‌های اینترنتی فارسی زبان و به ضرر مطبوعات و صدا و سیما منتهی می‌شود.

     وی با انتقاد از مدیران صدا و سیما گفت: مدیران رسانه‌ای ناخواسته و ندانسته ذائقه استفاده شهروندان از رسانه‌ها را تغییر دادند و زمانی متوجه این مشکل می‌شوند که بسیار دیر است. وی با انتقاد از مدیران بعضی روزنامه‌ها و فضای حاکم شده بر خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها گفت: متاسفانه فساد جدیدی به درون مطبوعات و رسانه‌ها نفوذ کرده و آن اتحاد ننگین روابط عمومی‌ها به دستگاه‌های دولتی و نهادهای دولتی و عمومی با رسانه‌ها و خریدن ستون‌های پنهان مطبوعات و رسانه‌ها است.

     امروزه متاسفانه سکه‌های بهار آزادی در بین بعضی خبرنگاران توزیع می‌شود و به نوعی صفحات و مطالب رسانه‌ها و مطبوعات از طرف روابط عمومی‌ها خریداری می‌شود. خطری که امکان دارد در آینده گسترش پیدا کند و حتی سفارت خانه‌های خارجی نیز دست به چنین کاری بزنند. 

برگرفته از ایلنا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393ساعت 23:30 توسط محمدرضا فرجاد |

     رسالت رسانه ها در كشورهاي پيشرفته از نشريات مكتوب تا الكترونيك با يك «مثلث» شناخته مي شود. مثلثي كه شامل پارلمان شهري، سنديكاهاي كارگري و NGO ها و نماينده دولت در شهر يا استان است. اساسا در هر دو سطح ملي و محلي، پاسخگو بودن از وظايف مهم روزنامه و نشريات به شمار مي آيد با اين تفاوت كه در سطح ملي روزنامه ها و نشريات «پاسخگويي سياسي» دارند و بيشتر در ژانر روزنامه نگاري خبري - تحليلي معنا پيدا مي كنند: اما نشريات محلي و استاني بيشتر در ژانر روزنامه نگاري توسعه تعريف مي شوند.

     درباره نشريات محلي ايران، نخستين اشتباهي كه اتفاق افتاده نوعي سوءتفاهم حرفه ای است: به طوري كه اگر اين نشريات از سوي بخش خصوصي، موضوع يا مطالبه ای را مطرح كنند، نه تنها موضوع پيگيري نمي شود بلكه برچسب كار رپرتاژي به آنها زده مي شود در حالي كه در ساير نقاط دنيا اين طور نيست. نشريه محلي از طرف بخش خصوصي، سنديكاها، كارآفرين ها و فعالان مدني، نمايندگان استاني دولت را مورد خطاب قرار مي دهند تا خواسته هاي بخش خصوصي را از طريق رسانه ها دنبال كنند. هيچ كس هم از اين موضوع سوء برداشت نمي كند. 
     كاركرد روزنامه نگاري توسعه براي نشريات محلي طرح استراتژي و پروژه هاي توسعه، هماهنگ با خواسته هاي مردم است. در اين حال شهردار هم در برابر هر حادثه ای  مقابل رسانه ها پاسخگوست و از همان جا «فرهنگ مطالعه» جا مي افتد كه همين نكته يكي از تفاوت هاي ما با كشورهاي توسعه يافته در بحث مطبوعات و نشريات الكترونيك است: چون فرهنگ پايين مطالعه به دليل فرهنگ شفاهي در ايران بسيار پايين است. در حالي كه سرانه مطالعه در كنار ماليات و پليس و قانون سه معيار جامعه استاندارد شناخته مي شود كه مي توان ميزان نقش هر كدام از آنها را در كشورهاي جهان سوم مورد مطالعه قرار داد.

        قبل از آسيب شناسي نشريات محلي بايد بگوييم اين نشريات در كشور ما  «هويت واقعي» خود را پيدا نكرده اند و ضعيف هستند بنابراين به حمايت و آموزش زيادي نياز دارند و در حالي كه بايد به چشم نشريه مستقل به آنها نگريسته شوند، متاسفانه اين اتفاق نمي افتد و چنين نگاهي شامل حال آنها نمي شود. عدم استقلال مالي از ديگر آسيب هاي نشريات محلي است به طوري كه آنها تنها با آگهي دستگاه هاي دولتي مي توانند به حيات خود ادامه دهند در غير اين صورت حذف مي شوند. بنابراين قدرتي براي پيگيري مسائل ندارند واگر بخواهند خواسته ای را پيگيري كنند، شير حمايت مالي روي آنها بسته مي شود!

    اين مساله باعث مي شود رسانه هاي محلي اول به علت سوءتفاهم و برداشت غلط و دوم به دليل وابستگي به منابع دولتي نتوانند روزنامه نگاري توسعه و اهداف خود را دنبال كنند. پرداختن به اخبار ملي و محلي در اين نشريات بايد نسبت 30 به 70 داشته و رويكرد اصلي هم، صد در صد محلي، استاني و منطقه ای باشد. به اين معنا كه وقتي نشريه منتشر مي شود بايد مصاحبه، گزارش و مطلب، گستره توزيع استاني داشته باشد اما دست اندركاران نشريات استاني تلاش نمي كنند تا نشريه ای حرفه ای، گزارشي و پر محتوا داشته باشند و به همين دليل است كه دراين حوزه، نشريه ای با هويت و كاركرد دقيق مشاهده نمي شود در حالي كه اين نوع نشريات بايد از نظر اصول حرفه ای همان تعريف استاني را داشته باشند و رويدادهاي ملي را از نگاه استاني ارزيابي كنند. البته نشريات استاني به چند دليل نمي توانند در پيگيري مسائل ملي موفق باشند اول اينكه نشريات سراسري زيادي در سطح ملي وجود دارند. همچنين مخاطبان هم در استان هاي مختلف به نشريات سراسري تمايل بيشتري نشان مي دهند. از سوي ديگر در ماكت نشريات استاني كه به عنوان مثال چهار صفحه هستند بايد سه صفحه تعريف استاني و يك صفحه تعريف ملي داشته باشد در حالي كه اكنون اين طور نيست. نشريات بومي بايد در برابر فرهنگ بومي و مطالبات عمومي شهروندان در استان پيگير باشند و دقيقا هويت استاني داشته باشند اما متاسفانه از نظر حرفه ای، تيراژ، استقلال اقتصادي از حداقل ها هم برخوردار نيستند و برخي از آنها هيچ شباهتي به نشريه واقعي ندارند چون توانش را ندارند. البته در حال حاضر با آمدن دولت حسن روحاني انتظار مي رود نشريات استاني به طور مستقل مورد بررسي قرار گيرند، هويت حرفه ای آنها تعريف و آموزش هاي لازم به آنها داده شود و از همه مهم تر اينكه استاندارد سازي شوند كه اگر از يك سطحي پايين تر بودند، عملاامكان انتشار نداشته باشند.

روزنامه  اعتماد - مجيد رضاييان 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393ساعت 20:25 توسط محمدرضا فرجاد |

      مرکز ملی مطالعات و سنجش افکار در یک نظر سنجی به سفارش معاونت مطبوعات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره ی میزان و الگوی مصرف مطبوعات در تهران، اخیرا نتایجی را منتشر کرد.

        این نتایج حاصل دومین نظرسنجی از ۹۲۳ نفر شهروند تهرانی درباره ی میزان و الگوی مصرف مطبوعات است که در اسفندماه سال ۱۳۹۲ از ۵۵٫۸ درصد از زنان و ۴۴٫۲ درصد از مردان ساکن در شهر تهران انجام شده و نتایج این پژوهش نشان می دهد که میزان استفاده و اعتماد پاسخگویان از مطبوعات بعد از صداوسیما در مقام دوم قرار دارد و مهم ترین شیوه ی دسترسی آن ها به مطبوعات هم از طریق کیوسک های روزنامه فروشی است.

     میزان مطالعه ی روزنامه در میان خوانندگان آن ها ۴۹٫۳ دقیقه در شبانه روز است و در رابطه با مجلات هم این رقم به ۴۸٫۴ دقیقه می رسد. بیشترین روزنامه ی مورد مطالعه و قابل اعتمادترین آن ها از نظر پاسخگویان با رقم بالایی، روزنامه ی همشهری و در میان مجلات هم خانواده ی سبز است.

مهم ترین معیار پاسخگویان که از تمام مناطق ۲۲گانه ی تهران انتخاب شده و میانگین تحصیلات آن ها ۱۲٫۱ سال است، در مطالعه ی روزنامه، داشتن صداقت و بیان واقعیات و در رابطه با مجلات نیز تنوع مطالب و موضوعات آن است.

* عدد قابل تأمل اعتقاد به نبودن آزادی بیان

   بر اساس این پژوهش میدانی، ۲۳٫۶ درصد افراد همیشه برای کسب اخبار و اطلاعات گوناگون از صداوسیما استفاده می کنند، ۳۵٫۸ درصد اغلب، ۲۴٫۱ درصد گاهی، ۹٫۶ درصد به ندرت و ۷ درصد هم هرگز از رسانه ها برای کسب اخبار استفاده نمی کنند.

   در رابطه با نحوه ی بهره مندی از مطبوعات داخلی یا سایت های مرتبط با آن ها هم ۶٫۸ درصد همیشه، ۱۵ درصد اغلب، ۲۶ درصد گاهی، ۱۸٫۷ درصد به ندرت و ۳۳٫۵ درصد هم هرگز از این رسانه بهره ای نمی برند.

  از ماهواره ها هم ۷٫۲ درصد همیشه، ۱۲٫۶ درصد اغلب اوقات، ۱۹٫۷ درصد گاهی و ۹ درصد هم به ندرت برای کسب خبر از آن ها بهره می برند و در مقابل، ۵۱٫۵ درصد هرگز استفاده ای نمی برند.

  از پاسخگویان پرسیده شد «به نظر شما روزنامه ها و مجلات منتشره در کشور تا چه حد در اطلاع رسانی از آزادی برخوردارند؟» از میان ۸۶۱ پاسخگویی که به این پرسش جواب داده اند، ۱۴٫۵ درصد آزادی مطبوعات را در این زمینه بسیار زیاد و زیاد دانسته، ۳۰٫۵ درصد تاحدی، ۴۳٫۵ درصد کم و بسیارکم و از نظر ۱۱٫۵ درصد هم این آزادی در بین مطبوعات اصلا وجود ندارد! به عبارتی، حدود ۶۰ درصد از پاسخگویان معتقدند مطبوعات آزادی بیان ندارند یا آزادی بیان بسیار کمی دارند.

* محبوب ترین ها کدام اند؟

   در این تحقیق از پاسخگویان خواسته شد تا حداکثر به نام چهار روزنامه ای که بیش از سایر روزنامه ها مطالعه می کنند، اشاره کنند؛ نتایج نشان داد که ۴۴٫۱ درصد پاسخ ها مربوط به کسانی است که روزنامه ی همشهری را مطالعه می کنند، سپس با فاصله بسیار زیادی، ۱۲٫۲ درصد در این زمینه به روزنامه ی ایران، ۷٫۵ درصد به جام جم، ۵٫۹ درصد به انواع روزنامه های ورزشی اشاره کردند.

   نکته ی جالب اینجاست که در تحقیقی که سال ۸۵ انجام شد، رتبه ی دوم برای روزنامه ی جام جم بود و رتبه ی سوم به ایران رسیده بود و حالا بعد از ۷ سال، این جابه جایی معنادار صورت گرفته است.

    درباره ی روزنامه ی همشهری، ۲۱٫۲ درصد گفته اند که به طور مرتب و هر روز، ۳۱٫۸ درصد بیشتر روزهای هفته، ۳۰ درصد یکی دو روز در هفته و ۱۷ درصد هم کمتر از یکی، دو روز در هفته این روزنامه را مطالعه می کنند.

    در رابطه با روزنامه ی ایران نحوه ی مطالعه ۲۳٫۱ درصد به طور مرتب و هر روز، ۲۷٫۹ درصد بیشتر روزهای هفته، ۲۷٫۹ درصد یکی، دو روز در هفته و نحوه ی مطالعه ۲۱٫۲ درصد هم کمتر از یکی، دو روز در هفته است.

    از میان خوانندگان روزنامه ی جام جم هم ۱۸٫۲درصد به طور مرتب و هر روز، ۳۰٫۳ درصد بیشتر روزهای هفته، ۳۷٫۹ درصد یکی، دو روز در هفته و ۱۳٫۶ درصد هم گفته اند که کمتر از یکی، دو روز در هفته این روزنامه را می خوانند.

     روزنامه های ورزشی هم توسط ۱۳٫۷ درصد پاسخگویان به طور مرتب و هر روز، ۳۱٫۴ درصد بیشتر روزهای هفته، ۳۵٫۳ درصد یکی دو روز در هفته و توسط ۱۹٫۶ درصد هم کمتر از یکی دو روز در هفته مورد مطالعه قرار می گیرند.

    علت مطالعه ۸٫۹ درصد مردم به روز بودن مطالب روزنامه، ۸٫۹ درصد آگهی و نیازمندی ها، ۷٫۶ درصد تنوع مطالب آن، ۶٫۷ درصد بیان جامع و کامل اخبار و ۶٫۳ درصد هم کسب موضوعات مورد علاقه شان بوده است. علاوه بر این، دلایل ۶ درصد دیگر صداقت و بیان واقعیات توسط روزنامه ها، ۵٫۲ درصد کیفیت و محتوای مناسب و دلیل مطالعه ۴٫۹ درصد هم علاقه مندی به مطالعه روزنامه بوده است. در این رابطه ۴٫۶ درصد دیگر از پاسخ ها به دسترسی آسان به روزنامه ها و دلیل ۳٫۵ درصد هم اعتماد به روزنامه بوده است.

* کدام بخش ها بیشتر خواننده دارند؟

    در این میان، مهم ترین بخش های مورد علاقه نیز از جامعه ی آماری پرسش شد؛ نتایج نشان داد ۱۸٫۶ درصد به بخش های حوادث، ۱۵٫۱ درصد موضوعات سیاسی، ۱۳٫۷ درصد موضوعات اقتصادی، ۱۰٫۴ درصد موضوعات اجتماعی، ۷٫۳ درصد موضوعات ورزشی و ۶٫۶ درصد هم خواننده موضوعات فرهنگی روزنامه ها هستند. علاوه بر این ۵٫۶ درصد به تبلیغات و آگهی ها اشاره داشتند، ۶٫۳ درصد دیگر خواننده اخبار روز، ۵٫۳ درصد تیترها، ۲ درصد جدول، ۱٫۴ درصد موضوعات علمی و ۱٫۳ درصد هم بیش از همه خواننده موضوعات پزشکی و بهداشتی هستند.

* به کدام روزنامه ها اعتماد می شود؟

    از میان آن دسته از پاسخگویانی که به روزنامه های قابل اعتماد خود در سطح کشور اشاره داشته اند، نتایج نشان می دهد در میان روزنامه های منتشره ۴۱٫۴ درصد از پاسخ ها به روزنامه ی همشهری، ۸٫۵ درصد ایران، ۷٫۹ درصد جام جم و ۷٫۶ درصد هم به روزنامه ی اطلاعات اختصاص دارد.

   در این ارتباط، سایت حرفه روابط عمومی  نوشته است : دستاوردهای این تحقیق خیلی مهم نیست، فقط، گزینه ها جالب بودند، اگر نه، نتیجه اعلام شده آن هم از بین فقط چند روزنامه دولتی، شبه دولتی و نیمه دولتی، فقط برای همان مقایسه جایگاه ایران و جام جم مناسب است.

بر گرفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393ساعت 20:24 توسط محمدرضا فرجاد |

         سوم ماه می ( ١٣ اردیبهشت ) بنام « روز جهانی آزادی مطبوعات » نامگذاری شده است تا دراین روز در سراسر جهان از مقام روزنامه نگاران و همه آنانی که در عرصه فعالیتهای رسانه ای و اطلاع رسانی سهم و نقش دارند تجلیل و قدردانی شود اما در عمل این روز به روز بیان سوگنامه روزنامه نگاران و مطبوعات و بازگویی مسائل و مشکلات و موانعی که اینها در انجام کار و وظیفه حرفه ای خود با آنها مواجه اند، و گردش آزاد اخبار و اطلاعات را مختل می سازند، تبدیل گشته است.

    در این روز آمار بالابلندی از روزنامه نگارانی که در راه انجام وظیفه طی سال گذشته کشته شده یا به قتل رسیده اند، به زندان افتاده اند یا ناچار به ترک شغل و وطن شده اند، و مطبوعاتی که از ادامه فعالیت بدلیل توقیف یا سانسور و فشار بازمانده اند، ارائه می شود و با این حال بر ادامه کار آزادانه و مستقل روزنامه نگاران و مطبوعات تاکید و تصریح می شود و از همه روزنامه نگارانی که در این فضای سخت به کار خود ادامه داده اند و همه خطرات این حرفه را به جان خریده اند، و به ویژه آنانی که در این راه آسیب فراوان دیده اند، تجلیل و قدردانی می شود.

      مطبوعات را رکن چهارم دمکراسی و مردمسالاری لقب داده اند یعنی اینکه اگر درکشوری حاکمیت قانون بطور کامل برقرار بوده و اصل تفکیک و استقلال قوای مجریه، مقننه و قضائیه (دولت، مجلس و دستگاه قضایی ) ساری و جاری باشد و اینها نقش و کارشان را به درستی انجام دهند با اینهمه بدون وجود مطبوعات آزاد و مستقل این مردمسالاری ناقص و ناتمام است. حال تصور کنید در کشوری و نظامی که کمیت اینها لنگ می زند و از حاکمیت قانون خبری نیست مطبوعات و روزنامه نگاران چه پایگاه و جایگاهی می توانند داشته باشند؟ درایران استبدادی دوره قاجار، مطبوعات از دل حاکمیت برآمد و به آن به عنوان ابزاری تبلیغی برای حکومت نگاه می شد اما روند تحولات زمانه مطبوعات را بتدریج از یوغ حکومت استبدادی رها ساخت و به ابزاری در دست مردم برای دستیابی به عدالت و آزادی در نهضت مشروطیت تبدیل ساخت، و از آنزمان تا امروز روزنامه نگاران و مطبوعات در میانه بند حکومت و آزادی راه پیموده اند و در کانون اصلی تحولات سیاسی و اجتماعی ایران قرار داشته و نقشی تعیین کننده و سرنوشت ساز را در این میدان بازی کرده اند، والبته در این عرصه هزینه های بس سنگین پرداخته و روزنامه نگارانی هم جان بر سر عهد و پیمان و وظیفه خویش نهاده اند...

   ...تجربه تاریخ معاصر ما نشان داده که روزنامه نگاران، متعهدترین افراد ملتند، چراکه از سر دغدغه و مسئولیت اجتماعی وارد این حرفه شده اند و همه خطرات را به جان می خرند تا راه رشد و پویایی را به روی مردم و کشورشان هموار نمایند. روزنامه نگاران و مطبوعات بزرگترین خدمت را به حکومت ها و حاکمان، حتی به آنانی که تحملشان نمی کنند، می کنند چرا که آنها با نقد وضعیت موجود و برشماری آسیب ها و ضعف ها، حکومتگران را برای اصلاح امور به هوش می آورند، و قطعا مبارزه با فساد و تباهی در درون نهادهای حکومتی بدون وجود مطبوعات آزاد و مستقل و روزنامه نگاران شجاع و پیگیر ممتنع است. از اینرو  روزنامه نگاران و مطبوعات آزاد و مستقل به واقع یار و یاور حاکمان بوده و هستند و چقدر خوب بود که در « روزجهانی آزادی مطبوعات » همه روزنامه نگاران در بند آزاد می شدند، مطبوعات توقیف و تعطیل شده به عرصه فعالیت باز می گشتند، امنیت شغلی و استقلال حرفه ای روزنامه نگاران تامین و تضمین می شد، و دفتر " انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران " به روی صاحبانش باز می شد.



+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 19:35 توسط محمدرضا فرجاد |

مطالب قدیمی‌تر