سرمقاله مجله روزنامک ـ شماره نهم درباره تورّم روزنامه

     سرمقاله جای ابراز نظر ناشر و یا سردبیر یک نشریه پیرامون یک و یا چند موضوع روز است. به پرسش هایی هم که خواهان ابراز نظر هستند می توان در سرمقاله پاسخ داد و در این سرمقاله [سرمقاله شماره نهم مجله روزنامک] به یک پرسش از آن دست پاسخ داده شده است.
    ـ یک دانشجو پرسیده است: همین چند روز پیش [در آذرماه]، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در اصفهان گفت که هم اکنون در کشور 250 روزنامه فعّال داریم. این همه روزنامه ـ در عصر آنلاین ها ـ ده برابر ظرفیت کشور است، چرا و هدف چیست؟. چرا با این تورّم ِ روزنامه و اضافه بر ظرفیت بودن آنها، بازهم هجوم برای دریافت مجوّز انتشار روزنامه مشاهده می شود؟.
    پاسخ:
     برای اینکه در قانون مطبوعات به جای «پروانه» واژه «امتیاز!» بکار رفته و در این قانون، شرط «روزنامه نگار بودن» متقاضی و نیز شرط اثبات داشتن سرمایه و همکار روزنامه نگار ندارد. علاوه براین؛ دریافت یارانه از دولت و احساس قدرت. طبق اظهار معاون مطبوعاتی وقت وزارت ارشاد که در 26 آذرماه 1391 (17 دسامبر 2012) انتشار یافته بود، 400 میلیارد تومان در 7 سال [دوران حکومت دولت وقت که یک دوره آن از 1384 و دوره دوم آن از 1388 آغاز شده بود] و پیش از آن، حتی پرداخت یارانه ارزی!. در دهه 1320 طرحی به مجلس وقت داده شده بود که اگر تصویب می شد، مجوّز «روزنامه دادن» دارای دو مرحله می شد: مرحله اول، صدور پروانه [موقّت] در صورت داشتن شرایط و مرحله دوم، ارائه ساختمان مناسب برای محل کار، وسائل کار، شماری معیّن خبرنگار و نویسنده و مترجم، گواهی بانک مبنی بر داشتن پول در حساب مشخص ـ معادل هزینه 100 شماره و داشتن و یا معرفی چاپخانه و عوامل توزیع. آنگاه در صورت تایید بازرسان، مجوّز قطعی صادر می شد. مجوز اول، موقت و یکساله بود و تا دو بار قابل تمدید.

نوشیروان کیهانی زاده

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:23 توسط محمدرضا فرجاد |

فرخنده؛ دختری که طلسم فساد را شکست

     صبح روز پنج شنبه گذشته زنی جوان با صورتی خونین و پای برهنه رو به دوربین موبایلهای شهروندان کابل سعی می کرد چیزهایی بگوید، اما صدای ظریف و لرزان او در همهمه ای که ملایان متعصب واوباش جاهل به راه انداخته بودند شنیده نمی شد و فقط مشت و لگد بود که از هر طرف به سر و صورتش حواله می شد. عده ای دست بر اندامش می کشیدند و سعی می کردند تا در آخرین لحظات از جسمی که اکنون با فریاد ملایی متعصب حلال گشته بود تمطع بجویند و عده ای دیگر الله اکبر گویان با چوب و سنگ بر سر و رویش می کوفتند... صدای فرخنده اما اکنون، پس از مرگ اش، نه تنها به گوش شهروندان کابل که به گوش تمام جهانیان رسیده است. صدای لرزانی که تکرار می کرد: «من بی گناهم»!
 
     آنان که آن روز فرخنده را بی عفت و سیه روی کردند، اکنون خود در انظار جهانیان سیه روی و بی آبرو گشته اند و در چنگال عدالت گرفتار آمده اند. اکنون فرخنده می رود که به نماد عدالت خواهی زن افغان تبدیل گردد. مرگ فجیع اش از او قهرمانی ساخته که همه زنان افغان می توانند ظلم و ستم هر روزه ای را که بر آنان می رود در چهره معصوم او ببینند. فرخنده قربانی مثلث شومی شد که حاصل اجتماع ملایان طماع و متعصب، اوباش جاهل و پلیس فاسد است. مثلثی که تاکنون قربانیان زیادی در جامعه افغانستان گرفته است. اما فرخنده، برخلاف خیل انبوه دیگر قربانیان این مثلث، شانس این را یافت که «دیده» شود. روزی که او به دعانویس کنار «مسجد شاه دوشمشیر» مراجعه کرد هرگز گمان نمی برد، مرگ دردناکش سرآغاز جنبشی عظیم در سراسر افغانستان گردد. بازخوانی این روایت دردناک نشان می دهد که او چگونه بدون اینکه گناهی مرتکب شده باشد قربانی این مثلث شوم فساد گردید.
 
     فرخنده، دختر 27 ساله افغان صبح روز 28 اسفند از منزل خود در کابل خارج شد و ساعاتی بعد خانواده اش جنازه او را در حالی که از سوی اوباش متعصب تکه پاره و سوزانده شده بود تحویل گرفتند. بنا بر روایتهای موجود گویا فرخنده در صبح روز حادثه با ملای دعانویسی در حوالی مسجدی به نام شاه دو شمشیر مشاجره لفظی پیدا می کند و به اعتراض، کاغذی را که دعانویس بر روی آن دعا و طلسم خویش را نوشته بوده به داخل آتش می افکند. ملای دعانویس که کار و کسب خویش را در خطر می بیند، به میان مردم شتافته و به دروغ فریاد می زند که این زن قرآن شریف را به آتش کشیده!
 
     با فریادهای ملای دعانویس توده های جاهل و اوباش متعصب به گرد فرخنده حلقه می زنند، مرتد و مزدور امریکا می خوانندش و بدون تحقیق درباره ادعای ملای دعانویس و پیش از آنکه فرخنده فرصت دفاع از خویش را بیابد او را زیر مشت و لگد خود گرفته و تا حد مرگ کتک می زنند، سپس پیکر نیمه جانش را زیر چرخهای ماشین انداخته و بارها از روی جسم بی جانش رد می شوند و در پایان برای اینکه مطمئن شوند عمل مقدسشان را به تمامی به انجام رسانده اند جنازه فرخنده را به آتش می کشند.
 
     پلیس، که به گواهی ویدئوها و تصاویر ثبت شده توسط دوربین های موبایل، از ابتدا تا انتهای ماجرا فقط ناظر جنایت بوده است و هیچ اقدامی برای جلوگیری از قتل فرخنده انجام نداده برای پاک کردن صورت مسئله بلافاصله به منزل خانواده قربانی مراجعه و با تهدید از آنها می خواهد که برای در امان ماندن از دست متعصبین مذهبی هرچه سریعتر منزل خویش را تخلیه نموده و به مکان نامعلومی فرار نمایند و ضمناً پدر فرخنده را وادار می کنند که اعتراف کند دخترش دارای بیماری روانی بوده و به همین دلیل قرآن را به آتش کشیده است. اعترافی که بلافاصله از سوی پلیس رسانه ای می شود.
 
     در فردای روز فاجعه امام جماعت مسجد شاه دوشمشیر ضمن دفاع از «احساسات مذهبی» قاتلان فرخنده، علنا با هر نوع پیگیری قضایی این موضوع مخالفت نموده و با ذکر خطبه ای آتشین به خیال خود به مسئله فیصله می دهد. تا اینجای ماجرا سه ضلع مثلث فاجعه یعنی ملاهای طماع و متعصب، اوباش جاهل و پلیس فاسد از آغاز تا انتهای فاجعه که سرپوش گذاشتن بر قتل و توجیه شرعی آن باشد، یک به یک کارویژه خویش را انجام دادند. آنچه اما سناریوی جهل، تعصب و فساد را بر هم می ریزد تصاویر ثبت شده از دوربین حاضران در صحنه فاجعه است.

     تصاویر و ویدئوهای فاجعه بلافاصله در شبکه های مجازی انتشار یافته و تلنگری می شود بر وجدان بیدار هزاران جوان افغان در سراسر کشور. تصاویر ثبت شده از لحظه لحظه جنایت نشان می دهد که فرخنده با پوشش کامل اسلامی (چادر و برقع) به چنگ اوباش متعصب افتاده است، تصاویر انتشار یافته از مدارک و اسناد تحصیلی او نشان می دهد که با «درجه عالی» تحصیلات خود را به پایان رسانده و نه تنها، طبق ادعاهای اولیه پلیس، بیمار روانی نبوده که حتی قاری قرآن هم بوده است. با بیدار شدن «وجدان عمومی» جامعه و فشار افکار عمومی، نهادها و افراد مسئول نیز مجبور به تجدید نظر در رویه خویش گردیدند. امام جماعت مسجد که از قاتلان فرخنده حمایت کرده بود اکنون رسما عذرخواهی کرده است، ملای دعانویس اعتراف کرده که به دروغ فرخنده را متهم به آتش زدن قرآن نموده، تحقیقات وزارت حج و اوقاف کشور هم نشان می دهد در روز حادثه هیچ قرآنی به آتش کشیده نشده، همچنین تا اینجای کار فرمانده پلیس کابل در مراسم دفن فرخنده (که برای نخستین بار توسط زنان انجام گرفت) حضور یافته و دستور بازداشت تعدادی از قاتلان و همچنین تعلیق پلیسهای خاطی را نیز صادر نموده است.
 
     اگر شبکه های اجتماعی و ماهواره ای مستقل نمی بودند، قطعا ماجرای قتل فرخنده روند دیگری می یافت. در حالی که در جهان سوم مثلث شوم تعصب، جهل و فساد اجازه استیفای حقوق از دست رفته شهروندان عادی را نمی دهد، وجود رسانه های مستقل و آزاد می تواند صدایی باشد برای بی صدایان، برای آنان که فریادرسی جز وجدان بیدار شهروندانی همچون خود ندارند.
 
     در عصر جدید، حتی در جوامع جهان سوم نیز، گردش آزاد اطلاعات مرزهای سنتی را درنوردیده است. به یمن تکنولوژی های دیجیتال واقعیتِ فجایعی مثل قتل فرخنده می تواند میلیونها بار بازنمایی و مشاهده گردد. شبکه های اجتماعی اینترنتی در داخل کشورها یک «جامعه مدنی مجازی» ساخته اند، یک «وجدان عمومی»، یک «هیات منصفه» متشکل از میلیونها شهروند آگاه و بیدار که اجازه نمی دهند نهادهای سرکوبگر و فاسد دولتی و مذهبی بر روی فجایعی از این دست سرپوش بگذارند. اکنون وجدان عمومی جامعه افغانستان، و سراسر جهان، از ظلم ناورایی که در حق فرخنده روا داشته شده است به درد آمده و همگان طالب اجرای عدالت اند.

     ماجرای فرخنده اما به همین جا ختم نخواهد شد و ابعاد بسیار فراتری خواهد یافت، چرا که اجحاف و تبعیض صورت گرفته علیه زنان افغان بسیار گسترده است. فرخنده به نماد رنج و ستمی تبدیل می شود که هر روز بر زنان افغان تحمیل می گردد. او بی شک به نماد جنبش عظیم عدالت خواهی زنان افغان تبدیل خواهد گردید، جنبشی که صدای گامهای استوار آن را از هم اکنون می توان شنید.

برگرفته از سایت خبری فرارو - سوم فروردین 1394

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:3 توسط محمدرضا فرجاد |

     کاترین واینر، سردبیر بخش اینترنتی گاردین در آمریکا، روز جمعه ۲۰ مارس/ ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، به‌عنوان سردبیر جدید این روزنامه بریتانیایی برگزیده شد. او نخستین زنی است که در تاریخ انتشار این روزنامه به سردبیری آن انتخاب می‌شود.

     به‌ گزارش خبرگزاری فرانسه، کاترین واینر جایگزین الن راسبریجر شده است. راسبریجر در ماه دسامبر گذشته اعلام کرده بود که پس از ۲۰ سال هدایت روزنامه گاردین، تابستان آینده از مقام خود کناره‌گیری خواهد کرد. روزنامه بریتانیایی گاردین در سال ۱۸۲۱ در منچستر بنیاد گذاشته شد. گاردین و روزنامه نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۴ به‌خاطر انتشار اسناد محرمانه‌ای که ادوارد اسنودن، کارمند سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا افشا کرده بود، برنده جایزه پولیتزر شدند.

     کاترین واینر که دوازدهمین سردبیر گاردین در این ۱۹۴سال است، انتخاب خود به‌ عنوان سردبیر را «امتیاز و مسئولیت بزرگ» توصیف کرده است.
     او از سال ۱۹۹۷ وارد گاردین شد و تاکنون در سمت‌های معاون سردبیر، سردبیر نسخه شنبه، معاون سردبیر در موضوعات مربوط به زنان، سردبیر ویژه‌نامه «جی۲» و مجله آخر هفته فعالیت کرده است. واینر قبل از آن‌که سال گذشته سردبیر نسخه آنلاین گاردین در ایالات متحده شود، مسئول راه‌اندازی نسخه دیجیتال این روزنامه در استرالیا بود. نسخه آنلاین گاردین در آمریکا چهار سال پیش آغاز به‌کار کرد.

     الن راسبریجر که از سردبیری گاردین کناره‌گیری کرده و اکنون رئیس تراست صاحب این روزنامه شده است، در بیانیه‌ای اعلام کرد که کاترین واینر «تجربه گسترده، استعداد، رفتار دوستانه، تخیل و انرژی فوق‌العاده خود را به نقش جدید خود خواهد بخشید.» امیلی بل، رئیس پیشین بخش دیجیتال روزنامه، جنین گیبسون، مدیر قبلی گاردین در آمریکا و ولفگانگ بلاو، سردبیر قبلی «تسایت آنلاین» آلمان که از سال ۲۰۱۳ مسئول استراتژی بخش دیجیتال گاردین است، رقبای کاترین واینر برای به‌دست آوردن سمت سردبیری گاردین بودند.

+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:43 توسط محمدرضا فرجاد |

      شگفتا از گردش روزگار که هر روز و هر سالش با تحول و پیشرفتی همراه است و دریغا که  سالهاست در عرصه مطبوعات این مرز و بوم، خزانی به بهار تبدیل نمی شود.
     امید که در سال جدید، روزنه ای به فصل شکوفایی و رشد رسانه های مردمی گشوده شود.

نوروزتان پیروز و روزگارتان سرشار از دانایی و آگاهی باد - مطبوعات از درون

+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:58 توسط محمدرضا فرجاد |


     روزنامه بخارای شریف نخستین روزنامه به زبان فارسی بود که در آسیای میانه منتشر شد. انتشار این روزنامه در روز دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۲۹۰ (۱۱ مارس ۱۹۱۲ میلادی) در بخارا آغاز شد.

     بعد از تجزیه شوروی و استقلال جمهوری تاجیکستان، سالروز تاسیس این روزنامه به‌عنوان روز مطبوعات تاجیکستان اعلام شده‌ است. تاسیس روزنامه میرزا محی‌الدین و میرزا سراج‌الدین که هر دو از پیشگامان جنبش تجـددخواهی بودند و به نقش روزنامه در امر بیداری و تشکل جـوانان بخارا و امر پیشبرد اصلاحات و تجـدد به خوبی آگاه بودند، برای به دست آوردن روزنامه برنامه‌ای دقیق طرح‌ریزی کردند. ق. ل. لیوین، بازرگان شناخته شده پنبه، به نمایندگی روسیه تزاری در بخارا برای دریافت امتیاز نشر روزنامه مراجـعه و ادعا کرد که برای آشنا ساختن مردم بخارا با سیاست روسیه و نیز افزایش محصول پنبه، که صنایع بافندگی روسیه به آن نیاز جدی داشت، تاسیس یک روزنامه ضروری است. تجددخواهان بخارا برای اطمینان خاطر نمایندگی روسیه، حیدر ‌خواجه میربدل، مترجم سفارت روسیه در بخارا را به‌عنوان مدیر روزنامه تعیین کردند و میرزاجلال یوسف‌زاده را که با روزنامه‌نگاری آشنایی نزدیک داشت، از قفقاز دعوت کردند.  امیر عالم‌خان، امیر بخارا براساس درخواست سفارت روسیه به ق. ل. لیوین و حیدر خواجه میر بدل اجازه نشر روزنامه را داد و به این ترتیب روزنامه بخارای شـریف، نخستین نشریه بخارایی به کوشش جدیدی‌ها به زبان فارسی در ۲۰ اسفند ۱۲۹۰ در بخارا چاپ شـد. نقش فعالان جـنبش جـوان‌بخارائیان (جدیدی‌ها) در نوشتن مقاله‌ها برجسته است، اما بنا بر جو حاکم سانسور و استبدادزدگی جامعه، تعداد زیادی ازمقاله‌ها به نام مستعار نشر می‌شد. روزنامه در قطع ۲۶ در ۴۳ سانتی‌متر، در چهار صفحه و در هر هفته شش شماره منتشر می‌شد. «بخـارای شـریف» در نخستین شماره‌اش نوشته است: «... به همت ملت‌پسندانه چند نفر معـارف‌پرور و ترقی‌خواهان، روزنـامـه‌ بخـارای شـریف بـه زبان رسمی بـخـارا کـه فـارسی است، تاسیس شـده... برای ۹–۱۰ میلیون نفر... همین یک روزنـامـه است و فقط.» 

موضوعات روزنامه

     در روزنامه بخارای شریف بیشتر درباره این موضوعات، مطلب نگاشته می‌شده است: تعمـیم عـلوم، ترویج معـارف، گشایش و اصلاح مکاتب و مدارس، بـهبـود امور کشاورزی، آبیاری، باغداری، دامپروری و ترقی اقتصادی، توجه بـه حقوق و وظایف حکـومـت و رعایا، اصلاح اداره امارت بـخـارا، مبارزه علیه جهل، خرافه‌پسندی و عادات ناپسند، بـهبـود امور بـهداشتی، پرورش زبان و ادب فارسی، رابطه دین و مذهب و وحدت جهان اسلام.

 توقیف روزنامه در اوایل دی ۱۲۹۱

     نمایندگی سیاسی روسیه تزاری در ترکستان از امیر بخارا درخواست کرد که روزنامه «بخارای شـریف» را تعطیل کند. البته امیر این درخواست را با گرمی پذیرفت. به تاریخ ۱۲ دی ۱۲۹۱ پیتروف، نماینده روسیه در بخارا، از طرف امیر عالم خان، امیر امارت بخارا، نامه تهدیدآمیزی به سردبیر روزنامه «بخارای شریف»، میرزا جلال یوسف زاده نوشت که در آن چنین حکم صادر شده بود: «موافق خواهش اعلیحضرت امیر بخارا از همین روز اعتبار نشر بخارای شـریف... ممنوع می‌شود. به این ترتیب روزنامه «بخارای شـریف» پس از نشر ۱۵۳ شماره در ۱۲ دی ۱۲۹۱ (۲ ژانویه ۱۹۱۳)، با درخواست نمایندگی سیاسی روسیه تزاری و توافق امیرعالم خان، امیر بخارا تعطیل شـد.
انتشار و تعطیلی دوباره

این نشریه پس از فروپاشی شوروی، در سال ۱۳۷۰ آغاز به کار کرد. این بار به جای الفبای فارسی، الفبای سیریلیک به کار رفت، زیرا بسیاری از مردم دیگر الفبای فارسی را نمی‌دانستند. در سال ۱۳۸۲ این نشریه به دلیل سیاست‌های ازبک‌سازی دولت ازبکستان دوباره تعطیل شد.

                                                                         برگرفته از دنیای اقتصاد - 20 اسفند 1393


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:30 توسط محمدرضا فرجاد |


     نود و هفتمین شماره فصلنامه رسانه با عنوان سواد رسانه‌ای (ویژه زمستان ۱۳۹۳) از سوی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها منتشر شد.

    به گزارش روابط‌عمومی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، در این شماره از فصلنامه، 7 عنوان مقاله پژوهشی از پژوهشگران حوزه ارتباطات و روزنامه‌نگاری در حوزه سواد رسانه‌ای به چاپ رسیده است.

    1- بررسی نقش رسانه در نظام تربیتی سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش: تأکید بر ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای/ شهناز هاشمی

     در مقاله نخست فصلنامه، سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش و نقش رسانه‌ها در تعلیم و تربیت مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله ضمن معرفی سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش و تعامل بر بندهای مرتبط با رسانه‌ها، به بررسی ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای برای نیل به اهداف متعالی سند تحول پرداخته شده است.

     2- سواد رسانه‌ای و شیوه‌های نظارتی مادران بر مصرف تلویزیون‌های ماهواره‌ای و نوجوانان/ مهدی منتظرقائم و فاطمه حاجی کاظم ‌طهرانی

     این پژوهش با توجه به تأثیر شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای بر نوجوانان و نقش مادران در کنترل و نظارت بر مصرف تلویزیون ماهواره‌ای در نوجوانان انجام شده است. داعیه این پژوهش پاسخگویی به این پرسش است که کنترل و نظارت بر مصرف تلویزیون‌های ماهواره‌ای نوجوانان چگونه صورت می‌گیرد و سواد رسانه‌ای مادران چه نقشی در انتخاب شیوه‌های نظارتی‌شان بر استفاده نوجوانان از تلویزیون‌های ماهواره‌ای دارد.

    در عصر کنونی و جامعه دانش‌محور، کم کردن شکاف اطلاعاتی و بهره‌مندی مؤثر از رسانه‌ها و فناوری به‌عنوان زیربنای توسعه انسانی ضروری است. بنابراین آموزش یکی از فرآیندهای اصلی جامعه دانایی است. در این مقاله با بهره‌گیری از روش پیمایشی به بررسی اهمیت بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و کارکردهای رسانه‌ها در ارتقای سواد رسانه‌ای به منظور تحقق جامعه دانایی‌محور پرداخته شده است.

     3- نقش سواد رسانه‌ای در توسعه انسانی: مطالعه موردی (کتاب سیاست‌های اجرایی سازمان صداوسیما و سند تحول وزارت آموزش‌وپرورش)/ حسن بشیر و رامین چابکی

     این پژوهش با استفاده از روش اسنادی تحلیلی به تبیین نقش سواد رسانه‌ای در توسعه انسانی جمهوری اسلامی می‌پردازد و سیاست‌های دو نهاد مهم وزارت آموزش‌وپرورش و سازمان صداوسیما در مقوله سواد رسانه‌ای را مورد بررسی قرار می‌دهد. در مراحل بعدی پژوهش، نسبت این سیاست‌‌ها با توسعه انسانی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است.

     4 - نقش سواد رسانه‌ای دبیران و خبرنگاران در ارتقای سطح تولیدات خبری/ محمد سلطانی‌فر و شیرین پورآزادی

     آگاهی خبرنگاران و دبیران خبر برای اینکه چگونه با دنیای اطلاعات در فضای مجازی، ماهواره‌ها و شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شوند، لازم و ضروری است. پژوهش حاضر به بررسی سواد رسانه‌ای دبیران و خبرنگاران و نقش آن در ارتقای کیفی تولید خبر می‌پردازد. ارتقای سواد رسانه‌ای دبیران و خبرنگاران به‌عنوان بدنه اصلی تولید خبر نه تنها از منفعل بودن یا تدافعی عمل کردن آنان جلوگیری می‌کند، بلکه باعث می‌شود جریان خبری را هدایت کنند.

    5- بررسی نقش و جایگاه سطح سواد رسانه‌ای مخاطبین در مقابله با سبک زندگی ارائه شده توسط شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان (مطالعه موردی: شبکه‌های من و تو و جم تی‌وی)/بهاره نصیری و مرحمت سلماسی

     در این مقاله رابطه مفهوم سبک زندگی با مفهوم مصرف رسانه‌ای یا فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است. شناخت سطح سواد رسانه‌ای مخاطبین در مقابله با سبک زندگی ارائه شده توسط شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان من و تو و جم ‌تی‌وی هدف اصلی مقاله را تشکیل می‌دهد. در این پژوهش از چهار رویکرد نظری در سطح سواد رسانه‌ای مخاطبین در مقابله با سبک زندگی ارائه شده توسط دو شبکه تلویزیونی مذکور استفاده شده و در انتها به ارتباط فرضیه‌ها با الگوی نظری پرداخته شده است.

     6- ارتقای سواد رسانه‌ای لازمه تحقق جامعه مدنی/ نفیسه زارع ‌کهن

     در این پژوهش که به روش مطالعه‌ای اسنادی و کتابخانه‌ای صورت گرفته ضمن بررسی ویژگی‌های جامعه مدنی از یک سو و مؤلفه‌های سواد رسانه‌ای از جانب دیگر به‌دنبال پاسخگویی به این سؤال است که ایا سواد رسانه‌ای می‌تواند در شکل‌گیری و رشد جامعه مدنی تأثیر‌گذار باشد.

     7- بخش‌ دیگر فصلنامه رسانه به انعکاس گزارش دو نشست تخصصی ضرورت‌های آموزش سواد رسانه‌ای در ایران و چالش‌های رسانه‌های محلی در برابر رسانه‌های سراسری که به ترتیب در روزهای 2 مهر ماه و 12 آذر ماه سال جاری در محل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها برگزار شده بودند، اختصاص دارد.

     همچنین، فهرست گزیده مقالات ارتباطات جمعی در مطبوعات و چکیده مقالات فصلنامه به زبان انگلیسی نیز مطالب دیگر این شماره از فصلنامه را تشکیل می‌دهند.

    علاقه‌مندان به تهیه شماره 97 فصلنامه رسانه می‌توانند به واحد فروش کتاب، واقع در طبقه همکف ساختمان دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها مراجعه کنند.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:36 توسط محمدرضا فرجاد |

     هفته‌نامه «ستاره صبح» با حکم دادگاه 79 کیفری استان تهران رفع توقیف شد.      علی صالح‌آبادی با تایید این خبر، گفت: هفته‌نامه «ستاره صبح» دی‌ماه امسال در ششمین سال انتشارش و پس از انتشار شماره 259 از سوی شعبه‌ی چهارم دادسرای فرهنگ و رسانه به طور موقت توقیف شد.
     مدیرمسؤول هفته‌نامه «ستاره صبح» درباره‌ی علت توقیف این نشریه اظهار کرد: در آخرین شماره‌ی این هفته‌نامه که در روز 20 دی‌ منتشر شد، نامه سرگشاده علی مطهری - نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی - به رییس قوه قضاییه و همچنین پاسخ قوه قضاییه به این نامه چاپ شد. چاپ این نامه باعث شد تا هفته‌نامه به دلیل انتشار مطالب خلاف واقع از سوی شعبه چهارم دادسرای فرهنگ و رسانه توقیف شود.
     نماینده پیشین مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی افزود: پرونده این نشریه پس از بازپرسی به دادگاه مطبوعات شعبه 79 به ریاست محمدی کشکولی ارجاع و جلسه دادگاه روز 17 اسفند با حضور هیات منصفه برگزار شد و در آنجا من استدلالات خودم را درباره چاپ این نامه بیان کردم که اعضای هیات منصفه با شنیدن دلایل من، مدیرمسؤول این هفته‌نامه را مجرم نشناختند و پس از آن امروز، 25 اسفندماه، رییس دادگاه، آقای محمدی کشکولی حکم به برائت و رفع توقیف «ستاره صبح» داد و مراتب این حکم را طی نامه‌ای به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام و ابلاغ کرد.
     صالح‌آبادی در پایان گفت: از هیات منصفه و همچنین رییس دادگاه 79 و مستشاران آن تشکر می‌کنم که امکان فعالیت دوباره یک نشریه را فراهم ساختند.
     مدیر مسؤول «ستاره صبح» درباره‌ی برنامه‌ی انتشار این نشریه در سال آینده گفت: سعی می‌کنیم اولین شماره «ستاره صبح» به عنوان روزنامه را اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت‌ماه سال آینده منتشر کنیم.

برگرفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:4 توسط محمدرضا فرجاد |

      مدیر مسئول نشریه رمز عبور گفت: رفع توقیف نشریه رمز عبور از شعبه ۱۲ دادسرای فرهنگ و رسانه ابلاغ شد.
      کاوه اشتهاری در گفت‌وگو با  فارس ضمن تأیید خبر رفع توقیف نشریه «رمز عبور» اظهار داشت: توقیف این نشریه از سوی دادستانی بوده و دیروز نیز حکم رفع توقیف از سوی شعبه 12 دادسرای فرهنگ و رسانه به وزارت ارشاد و دفتر این نشریه ابلاغ شد.
     اشتهاردی خاطرنشان کرد: نشریه «رمز عبور» از شنبه هفته آینده مجدداً انتشار می‌یابد و روی پیشخوان دکه‌های مطبوعاتی قرار می‌گیرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:1 توسط محمدرضا فرجاد |

دمی در خلوت دل

    زنده یاد دكتر علي شريعتي متفکر اسلام شناس، انسانها را به چهار دسته تقسيم كرده ، که این دسته بندی در روزگار ما، عمق و معنای فراگیرتری پیدا کرده است. به این گروه بندی در جهان آشفته ای که سپری می کنیم، با تامل بیشتری بنگرید:
     ١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.
     ٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند. مردگانی متحرک در جهان. کسانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.
     ٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.
     ٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم، آهسته آهسته، درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:10 توسط محمدرضا فرجاد |

      سردبیر «همدلی»، روزنامه‌ای که به تازگی منتشر می‌شود، معتقد است: رسانه‌های کاغذی که در اصطلاح به فرهنگ مکتوب شناخته می‌شوند، طرفداران خاص خود را دارند و هیچ‌وقت از بین نمی‌روند و از دور خارج نمی‌شوند.
     وی در عین حال عنوان کرد: رسانه‌های مکتوب به خاطر این ماندگارند که همیشه می‌توانند صدای مردم خاموش باشند؛ صدای مردمی باشند که نمی‌توانند مطالبات و حرف‌شان را به گوش دولت برسانند. رسانه‌های مکتوب از این توانایی برخوردارند که مطالبات مردم را بازگو کنند.
     علی صالح‌آبادی درباره عمر مطبوعات کاغذی در مقابل رسانه‌های مجازی، گفت: روزنامه‌ها طرفداران خاص خود را دارند و هیچ‌ وقت از دور خارج نمی‌شوند؛ به جهت اینکه عده‌ای هستند که با این فرهنگ خو گرفته و به آن عادت کرده‌اند و این رسانه‌های مکتوب کنارشان است و هر موقع که می‌خواهند آن را می‌خوانند و زمانی که نخواستند نمی‌خوانند. اما رسانه‌های مجازی که از نام آن‌ها مشخص است، فرد باید در کنار سیستم قرار بگیرد تا بتواند از آن استفاده کند و معمولا هم این رسانه‌ها می‌آیند و می‌روند.
     صالح‌آبادی سپس دلایل ماندگاری روزنامه‌های مکتوب را این گونه عنوان کرد: رسانه‌های مکتوب به این دلیل ماندگارند که در تدوین و انتشارشان زحمت و دقت بیشتری می‌شود و از سویی دیگر روزنامه‌ها مستندتر هستند. اینکه هر کسی بیاید و در فضای مجازی خبری منتشر کند، معلوم نیست درست است یا نه. اما رسانه‌های کاغذی به خاطر اینکه امکان بازخواست از آن‌ها وجود دارد و باید پاسخگو باشند، سعی‌شان بر این است مطالبی که می‌نویسند مستند و در عین حال واقعی باشد.
      سردبیر روزنامه «همدلی» با تایید این مطلب که طرفداران فرهنگ مکتوب کمی افت کرده است، عنوان کرد: در دوره‌ای منحنی طرفداران فرهنگ مکتوب بالا و پایین می‌شود اما مردم دوباره به سمت این رسانه‌ها روی می‌آورند. به جهت اینکه به لحاظ علمی هم ثابت شده است آن چه که در ذهن و فکر افراد بیشتر می‌ماند مربوط به فرهنگ مکتوب است. فرهنگ مجازی فرّار است و علت فرّار بودن آن نیز این دلیل است که چیزی به دانش افراد اضافه نمی‌کند.
      صالح‌آبادی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه رسانه‌های مکتوب (روزنامه‌ها) با وجود رسانه‌های مجازی در صورت نداشتن عنصر خبری سرعت چگونه باید جایگاه خود را حفظ کنند تا عقب نمانند؟ اظهار کرد:‌ این به ذائقه مردم هر کشوری برمی‌گردد. درست است که روزنامه‌ها وقتی منتشر می‌شوند، خبرگزاری‌ها،‌ سایت‌ها خیلی از خبرها را منتشر کرده‌اند اما روزنامه‌ها می‌توانند این خبرها را تحلیل و تفسیر کنند و به صورت تحلیلی - تفسیری جایگاه خود را تثبیت کنند که این امکان برای نشریات کاغذی بیشتر از رسانه‌های مجازی است. علت آن هم این است که امکانات و نیروهایی که در خدمت فرهنگ مکتوب است، بیشتر است. به نظرم اگر رویکرد نشریات مکتوب به سمت تحلیلی و تفسیری برود، می‌تواند جایگاه خود را حفظ کند.
     صالح‌آبادی همچنین به محتوای روزنامه همدلی اشاره کرد که تا حدودی رویکرد تحلیلی و تفسیری در آن وجود دارد. وی با تأکید بر اینکه عمر مطبوعات هرگز به پایان نمی‌رسد، گفت: مطبوعات ادامه‌دار خواهند بود. نه تنها عمرشان به پایان نمی‌رسد، بلکه به تدریج اهل فکر و اهل فن متوجه می‌شوند که به جای رسانه‌های مجازی بهتر است رسانه‌های مکتوب و واقعی را بخوانند.

برگرفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:39 توسط محمدرضا فرجاد |

 و کلامی شایسته از مولانا...

در جهان تنها یك فضیلت وجود دارد

و آن آگاهی است

و تنها یك گناه
و آن جهل است

+ نوشته شده در یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:44 توسط محمدرضا فرجاد |

      روزگذشته با موافقت دادسرای فرهنگ و رسانه، سایت بهار نیوز رفع توقیف شد. این سایت قریبا فعالیت معمول خود را آغاز می کند.

      به گزارش روزنو، منصور قنواتی مدیر مسئول بهار نیوز با اعلام این خبر به ایلنا گفت: امروز با مساعدت دادستان و بازپرس شعبه 4 دادسرای فرهنگ و رسانه سایت بهار نیوز رفع توقیف شد.
      مدیر مسئول این سایت ضمن تشکر از دادستانی وسرپرست دادسرای فرهنگ و رسانه گفت: ما امروز نامه رفع توقیف را به دادگاه دادیم و کمیته مصادیق مجرمانه تشخیص داد که این سایت باید رفع توقیف شود.

 

+ نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:15 توسط محمدرضا فرجاد |

     شبکه افق از ساعت 5 عصر امروز (جمعه، هشتم اسفندماه) رسما افتتاح شد.
     براساس گزارش ایسنا، شبکه تلویزیونی افق با مدیریت رمضان‌زاده از شامگاه امروز از طریق گیرنده‌های دیجیتال در سراسر ایران قابل دسترسی است.
     مراسم افتتاح این شبکه با شعار «نگاهت را به افق بسپار» به‌صورت زنده پخش شده است.

+ نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:33 توسط محمدرضا فرجاد |

                                     هر دم از این باغ بری بر زمین می افتد!

      به نوشته سایت بین المللی شفقنا رسانه ، سایت خبری بهار نیوز از شب گذشته از دسترس خارج شده است.
     برخی منابع خبری نوشتند این پایگاه  به دستور قضایی فیلتر شده ، اما تا لحظه مخابره این خبر هنوز دلایل رسمی فیلتر شدن این سایت اعلام نشده است.

    ظاهرا برای برخی متولیان قدرت، حفظ و تداوم فضای آرامش در جامعه رسانه ای کشور اهمیت چندانی ندارد و با هر بهانه کوچکی، بگیر و ببند شروع می شود و هر کس به کار خودش مشغول است!

+ نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:8 توسط محمدرضا فرجاد |


       اریک رولو روزنامه نگار مشهور فرانسوی که بعدها یک دیپلمات شد، روز چهارشنبه در سن 89 سالگی در گذشت.

      به گزارش خبرآنلاین، رولو که شهرتی جهانی دارد و همگان او را روزنامه نگاری فرانسوی و مشخصا با عنوان سردبیر سابق لوموند دیپلماتیک می شناسند، در سال 1926 در یک خانواده یهودی در مصر که اهل حلب سوریه بودند به دنیا آمد. او روزنامه نگاری را با نوشتن گزارش هایی برای خبرگزاری فرانسه آغاز کرد و نبوغ و درخششی که داشت پایش را به روزنامه لوموند باز کرد، جائیکه شهرت و تبحر او در مسائل دیپلماتیک به منصه ظهور رسید و از او یک چهره بین المللی ساخت.
     نویسنده کتاب معروف و جهانی "فلسطینی آواره" همه شهرت خود را مرهون تحولات بسیار مهم و حساس خاورمیانه در دهه های 60 تا 80 است.
    اریک رولو که نام اصلی او در زمان تولد الی رافول بود، تحولات بسیار مهمی را در خاورمیانه از جمله جنگ اعراب و اسرائیل، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و جنگ ایران و عراق را پوشش داده است و کتاب هایی در این زمینه منتشر کرده است.
    تبحر دیپلماتیک او در مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا به قدری بود که وقتی در سال 1985 لوموند را ترک کرد، فرانسوا میتران رئیس جمهوری وقت فرانسه او را به عنوان سفیر این کشور در تونس منصوب کرد، درست زمانیکه رهبری سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) در آنجا تبعید شده بود. او حتی وقتی سفیر بود نیز دست از روزنامه نگاری ونوشتن بر نمی داشت.
     با وجود شهرت زیاد رولو و با اینکه الهام بخش بسیاری از روزنامه نگاران دو نسل پس از خود در خاورمیانه و سایر نقاط جهان بود، خبر فوتش بازتاب چندانی در رسانه ها نداشته است.
    شاید نسل قدیم روزنامه نگاران کلا با موج فناوری های نوینی که در خدمت روزنامه نگاری میکروبلاگی و فضای مجازی از راه رسیده به دیار فراموشی سپرده شده اند.

+ نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:49 توسط محمدرضا فرجاد |

     نخستین شماره فصلنامه تحلیلی، خبری و اطلاع‌رسانی تاوان منتشر شد
     در این نشریه که با صاحب امتیازی و مدیر مسوولی بهروز میرزایی و سردبیری جاوید رنجبر فرد شیرازی منتشر شده، مطالب متنوع و تخصصی صنعت بیمه با رویکردی تحلیلی در معرض دید خوانندگان قرار گرفته است.
     در نخستین شماره این نشریه که پاییز امسال به زیور طبع آراسته شده، مطالب متنوعی همچون نقش صنعت بیمه در تدوین قوانین، قانون بیمه شخص ثالث در ایستگاه پایانی، گزارش عملکرد صنعت بیمه در سال‌های 92 و 93، برندسازی، الزام بازار بیمه و روند‌های کنونی صنعت بیمه در جهان به چشم می‌خورد. پرونده ویژه این شماره نیز به بررسی ابعاد مختلف بیمه شخص ثالث پرداخته است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:35 توسط محمدرضا فرجاد |


     كتاب «روزنامه‌نگاري، ارتباطات و جامعه» حاوي مجموعه مقالاتي از دكتر محمدمهدي فرقاني، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، منتشر شد.
     اين كتاب در برگيرنده 18 مقاله از اين استاد برجسته روزنامه‌نگاري است كه در قالب پنج فصل چشم‌اندازهاي روزنامه‌نگاري، روزنامه‌نگاري حرفه‌اي، تاملات نظري در روزنامه‌نگاري، فناوري هاي ارتباطي و جامعه و ارتباطات، تبليغات و توسعه تدوين شده است.
     به گفته دكتر فرقاني، اين مقالات در طول 3 سال از سال 1369 تا 1392 به تدريج و در مناسبت‌هاي مختلف نگاشته شده و در مجله‌هاي علمي، تخصصي و يا در مجموعه مقالات سمينارها چاپ شده است.
     نويسنده در مقدمه درباره هدف از انتشار اين كتاب مي‌گويد: «از آنجا كه مقاله‌هاي مزبور در سال‌هاي اخير مورد مراجعه دانشجويان دوره‌هاي كارشناسي، كارشناسي‌ارشد و دكترا بوده و دسترسي به برخي از آنها دشوار و گاه غيرممكن مي‌‌بود و نيز با توجه به اينكه پاره‌اي از مقاله‌هاي اين مجموعه به‌ويژه در مقاطع كارشناسي‌ارشد و دكتراي علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاري در دروس مرتبط و يا در مراحل تدوين پايان‌نامه مورد مطالعه دانشجويان قرار مي‌گيرد، اين مجموعه كه حاصل 40 سال كار حرفه‌اي و آموزشي است، در يك مجلد ارايه شد.»
     دكتر فرقاني در پايان مقدمه با اشاره به فقدان دكتر كاظم معتمدنژاد، پدر علم ارتباطات ايران، در روزهاي آماده‌سازي مجموعه مقالات ارايه شده، اين كتاب را به ايشان تقديم كرده است و اظهار اميدواري كرده است دانشجويان امروز و روزنامه‌نگاران فردا، بيش از هر چيز منش، اخلاق و فروتني او را سرمشق زندگي شخصي و حرفه‌اي خود قرار دهند. انتشارات اطلاعات اين كتاب را در 380 صفحه و در شمارگان 1050 نسخه با قيمت 15 هزار تومان منتشر كرده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:43 توسط محمدرضا فرجاد |

                               نمونه ای از ماجراجویی رسانه های بی خواننده اما پر ادعا

     اخیراً جریانی با ادعای ارزشگرایی، به جان رسانه ها افتاده و کلمه به کلمه رسانه های مستقل یا رسانه های غیر وابسته به خود را می خوانند و می کوشند "بهانه" ای برای جوسازی علیه آن پیدا کنند. سپس از روش "یک کلاغ، چهل کلاغ" ( و گاه صفر کلاغ چهل کلاغ) استفاده می کنند و یک موضوع کوچک را آنقدر بزرگ می کنند تا بلکه بتوانند پرونده آن رسانه را در هم بپیچند و سراغ بعدی بروند.

     در این پروژه، با دادن اطلاعات غلط یا ناقص، با برخی نمایندگان مجلس و چهره های مذهبی و سیاسی گفت و گو می کنند و از زبان آنان سخنان دلخواه شان را می گیرند و بدین ترتیب بدان بال و پر می دهند. شاه بیت شان هم این است که ایّها الناس و ای جامعه مؤمنین! چه نشسته اید که به مقدسات اسلامی توهین شد.

در این باره نکات زیر قابل توجه و تأمل است:

1 - رسانه های جریان بهانه جو، برای این که ادعای خود را اثبات و تثبیت کنند، یک جمله از متن مورد نظرشان را به عنوان اهانت به مقدسات انتخاب و با توضیحات خودشان، در سطح وسیعی منتشر می کنند بی آن که کل مطلب و روح آن را منتقل کنند.
بدین وسیله ، خود مرتکب دو خطای بزرگ می شوند: اول آن که القاء دروغ می کنند و دوم این که خود مرتکب اهانت به مقدسات می شوند چرا که در سطحی وسیع، جملات اهانت بار به ساحت مقدسات را توزیع می کنند؛ جملاتی که با بریدن پس و پیش شان، معنایی موهن یافته اند.

2 - این روش غیرمنصفانه و غیردینی، حاوی یک خسران بزرگ و استراتژیک است که با اصل حراست از دین، در تضاد کامل است. این که هر روز، یکی را علم کنند که دارد به مقدسات توهین می کند و بعد آن را در بوق و کرنا کنند، حاصلی جز قبح شکنی ندارد.

    این که چهره ها و رسانه هایی که به هر روی، نزد بخش قابل ملاحظه ای از مردم، مقبولیت و حتی گاه به نوعی مرجعیت دارند، متهم شوند که به مقدسات دینی بی احترامی می کنند، اندک اندک به ویژه در میان نسل جوان، تقدس باورهای مذهبی را زیر سؤال می برد و حتی می تواند آنان را نسبت به مقدسات بدبین کند.

اساساً یکی از عللی که در اسلام بر عیب پوشی تأکید بسیار شده است، گذشته از تأکید اسلام بر حفظ آبروی افراد (که برای عده ای ارزشی نما اهمیتی ندارد!)، به این دلیل است که قبح برخی مسائل ریخته نشود و ارتکاب شان عادی نگردد.

     حال این آموزه مترقی دینی را بگذارید در کنار مانورهای سیاسی اخیر که از کاه کوه می سازند و مدام می گویند که این به مقدسات توهین کرد و آن به مقدسات توهین کرد! گو این که توهین به مقدسات دینی، نقل و نباتی که هر روز این سو و آن سو پخش شود!

     اخیراً نیز روزنامه اعتماد را نشان کرده اند و با اشاره به مصاحبه منتشر شده در آن، از یک "سؤال" که توسط خبرنگار مطرح شده است، بهانه ای تراشیده اند که این روزنامه به ساحت قدسی حضرت امام حسین(ع) اهانت کرده است!

     در بین تمام کسانی که بدون خواندن اصل مصاحبه، نسبت به آن واکنش نشان داده و برای قوه قضاییه هم تعیین تکلیف کرده اند که با این روزنامه برخورد کند، یک چهره اصولگرا اما، واکنشی منطقی نشان داده و آنچه در این بند آمده را به زبانی مختصر و مفید و صدالبته منصفانه بیان کرده است.

     غلامعلی حدادعادل گفته است: "من اين مطلب را خوانده‌ام، استنباط من اين نيست كه خبرنگار مرادش امام حسين(ع) يا حضرت زهرا(س) بوده است؛ بلكه به نظر بنده منظورشان اشاره به اشخاصي بود كه در آن مصاحبه از آنها نام برده شده بود؛ بعيد مي‌دانم در جامعه ما فردي كه اسمش اصلاح‌طلب است يا روزنامه‌اي براي يك جناح خاصي باشد كه شايد ما هم با بعضي كارهايشان موافق نباشيم كسي مقام امام حسين(ع) و حضرت زهرا(س) را انكار كند."

     نکته نهفته در دل سخن حداد این است که اتهام توهین به مقدسات، اتهام سنگینی است که نباید آن را به هر بهانه ای به یک مسلمان نسبت داد و فضا را به گونه ای جلوه داد که این امور ، عادی تلقی شود.

3 - کثیف ترین روش در رقابت های سیاسی این است که یک جریان، نه بر اساس توانمندی های خود که با پاپوش دوختن برای رقیب بخواهد به پیروزی برسد و باز، کثیف ترین روش در این پاپوش دوزی هم این است که از مقدسات دینی و مذهبی مایه بگذارند و خود پشت دین و مذهب پنهان شوند ولو این که آثار منفی این امر، متوجه اصل دین شود.

     این که فلان روزنامه یا شخصیت سیاسی یا حزب با ما "هم جناح" نیست، دلیل این نیست که با ما در اصل اسلام هم مخالفت دارد یا ما حامیان اسلامیم و طرف مقابل، لشکر صف کشیده در برابر اسلام!

4 - حتی در صورت بروز خطا نیز باید به این چند نکته توجه داشت:

- با توجه به ذات کار رسانه، بروز خطای انسانی در یک رسانه، مخصوصا رسانه های آنلاین و روزنامه ها به دلیل سرعت و کثرت امور ، "اجتناب ناپذیر" است و ای بسا در این میان، سطری از چشم دبیر یا سردبیری که روزانه هزاران سطر می خواند بیفتد. این بدان معنا نیست آن سردبیر و متعاقبش مدیر مسؤول و کل روزنامه با آن موضوع سر توافق دارند ، خاصه آن که بعد از حدوث خطا، اصلاح هم بکنند و توضیح دهند.
کسانی که ذات رسانه را نمی شناسند، به راحتی می توانند درباره آن دچار سوء ظن شوند و منشأ بسیاری از مشکلات نیز در همین "رسانه نشناسی" است.

- به فرض اثبات قطعی خطا، آن هم نه توسط جریان سیاسی خاص که توسط محکمه و با حضور هیأت منصفه، اقدام منطقی آن است که صرفاً با خاطی برخورد شود نه این که کل رسانه را منهدم کنند. این مانند آن است که در یک شعبه بانک اختلاسی انجام شود و بدین بهانه کل بانک را منحل کنند!

- یک بام و دو هوای مدعیان ارزشگرایی، هنگامی عیان می شود که از خطاهای صورت گرفته در رسانه های خودی شان چشم می پوشند و خطاهای دیگران را یک کلاغ چهل کلاغ و بلکه هزار کلاغ می کنند. نمونه اش یکی از مطالب روزنامه کیهان بود که در آن، به طنز ، آیه شریفه "استرجاع" (انا لله و انا الیه راجعون) را تحریف و به طنز کشیده بودند ولی آب از آب تکان نخورد و کسی از مدعیان ارزشگرایی، خواستار برخورد شدید وزارت ارشاد و دستگاه قضایی با کیهان به اتهام وهن کلام خدا نشد.

5 - وقتی کسی حتی بعد از بروز یک اشتباه رسانه ای - اگر اشتباهی واقعاً رخ داده باشد-  اعلام می کند که متدین و متعهد به اسلام و شریعت است، طبق همان اسلامی که برخی خود را مدافع آن نشان می دهند، باید از او پذیرفت نه این که تصریحات مکرر قبل و بعد از آن خطا را نادیده گرفت (خود را به کوری زد) و تنها بر یک خطا اصرار ورزید. (وای که اگر این قوم بهانه جو - العیاذ بالله - جای خدا بودند، حتی یک نفر را به بهشت نمی فرستادند!)

     مخلص کلام این که به میان کشیدن پای مقدسات برای بازی های سیاسی، پیامدی جز لوث شدن موضوع، تبدیل مقدسات به دستمایه های سیاسی و شکسته شدن قبح توهین به ارزش های واقعی دینی ندارد.

                                                              برگرفته از سایت عصر ایران - جعفر محمدی

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:1 توسط محمدرضا فرجاد |

     مردم سالهاست می دانند کی راست می گوید، کی دروغ! اما اینکه پس از سالها کتمان و تظاهر به معصومیت برخی دست اندر کاران امور رسانه ای ، یک مقام دولتی به این صراحت به ناخالصی آنها اعتراف کند، جای شکر و سپاس دارد و باید سخنان ایشان را در این روزگار قحطی صداقت، به فال نیک گرفت!

     به تازگی وزیر محترم ارشاد اعلام کرده اند خیلی از خبرگزاری ها به راحتی دروغ می گویند و متهم می کنند. در حالی که اعتبار و اعتماد مردم به رسانه در گرو رعایت اعتدال و اخلاق حرفه ای در انعکاس اخبار همه جناح ها و گروه های جامعه است.
     شواهد آن قدر زیاد است که نیاز نیست کسی از جناب  وزیر نمونه و مثال طلب کند. از قدیم گفته اند چوب را که بردارید، گربه ... حساب کار دستش می آید. از همین امشب و فردا به شبکه های کاغذی و مجازی این
ابرقدرت های! هو چی و ماجرا جو و ماجراساز خبری دقیق شوید تا دریابید سخن وزیر کجای آنها را سوزانده است و نعره های اعتراضشان از کجا و چه گونه فضای رو با آرامش جامعه را فرا می گیرد؟ حال به اصل خبر به نقل از یک نهاد خبری مسئولیت شناس و خوشنام رسانه ای توجه فرمایید:

    ...علی جنتی چهارشنبه شب در نشست پایانی روسای مراکز استانی خبرگزاری جمهوری اسلامی با اشاره به اهمیت رعایت اخلاق رسانه ای و توجه به صداقت در برخورد با رویدادها ، افزود: تعداد زیادی خبرگزاری در کشور تاسیس شده که بیشتر آنها در حد سایت هستند و براحتی دروغ می گویند، متهم می کنند و تبدیل به سخنگوی یک جریان سیاسی شده اند در حالیکه از اعتبارات ملی و دولتی نیز بهره می برند.

     وی رعایت نکردن اخلاق در عرصه کار رسانه را موجب بی اعتمادی جامعه دانست و گفت: یکی از علت های گرایش مردم به رسانه های خارجی از دست رفتن اعتماد و اعتبار رسانه های داخلی در نزد آنان است.

     وزیر ارشاد اسلامی با اشاره به جایگاه ویژه ایرنا به عنوان سخنگوی نظام خاطر نشان کرد: خبرگزاری جمهوری اسلامی رعایت اخلاق و برخورد صادقانه با اخبار و رویدادهای داخلی و خارجی را مد نظر قرار داده و روند رو به جلو آن طی یک سال و نیم اخیر قابل مشاهده است.

     جنتی ضمن تاکید براینکه ایرنا باید کار حرفه ای خود را بدون جانبداری از یک جریان سیاسی و جناحی انجام دهد، گفت: این اصول مورد توجه دولت یازدهم است و باید رعایت شود. خبرگزاری جمهوری اسلامی به عنوان یک رسانه مورد اعتماد مردم بایستی سعی کند که این اعتماد را حفظ کند و اخلاق رسانه ای را به عنوان یک حرفه مورد توجه قرار دهد.

     وی با انتقاد از برخی از رسانه های داخلی ادامه داد: در پوشش رویدادهای داخلی، صدا و سیما گاهی برخوردهای گزینشی با اخبار دارد که نتیجه اش باعث کاهش اعتماد عمومی شده است .

     وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر حفظ اعتماد مردم به رسانه افزود: من بارها به ایرنا و روزنامه ایران تذکر داده ام در حمایت و پشتیبانی از دولت یازدهم هم افراط نکنند و خط اعتدالی را داشته باشند و آن متانت و وقاری که در نقل اخبار و رویدادها بایستی باشد رعایت کنند و اینگونه نباشد که برخی فکر کنند که ایرنا و یا روزنامه ایران چماقی است که دولت می خواهد بر سر دیگران بکوبد و یا تسویه حساب های سیاسی بکند .

     جنتی در ادامه سخنانش دقت در ثبت ، ضبط و نقل اخبار را وابسته به تخصص، تجربه و کار حرفه ای نیروها دانست و اظهار داشت: متاسفانه در مصاحبه های من با برخی از خبرنگاران آنها اصلا متوجه منظورم نشده اند و یا بخشی از مطالب را حذف کرده اند که این موضوع به بی تجربگی و عدم دقت خبرنگار مربوط می شود.

     وی با تاکید بر استفاده از فناوری های نوین در انتقال و انتشار اخبار، افزود: ایرنا باید در نقل اخبار و گزارش ها بیش از پیش از نیروهای کار آمد، با سابقه و حرفه ای و فناورهای روز استفاده کند تا با اطلاع رسانی دقیق و صحیح، اعتبار و اعتماد را در بین مخاطبان افزایش دهد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به ضرورت تداوم نظر سنجی هایی که ایرنا انجام می دهد گفت: مدیران مراکز استانی ایرنا باید ارتباط خود را با مسوولان استان های سراسر کشور تقویت کنند و با ارائه تحلیل های دقیق و درست آنان در انجام امور یاری نمایند.

     وی افزود: تحلیل های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جزو کارهایی است که خبرگزاری های بزرگ دنیا انجام می دهند و ایرنا هرچه بتواند این خدمات را عمیق تر و دقیق تر انجام دهد برای عامه مردم و مسوولان کشور مفید واقع خواهد شد.

     جنتی تصریح کرد: نظر سنجی های علمی و دقیق موجب افزایش اعتبار و اعتماد رسانه در نزد مخاطبان می شود و صحت و دقت آن بعد از وقوع رویدادهای مهم مانند انتخابات به اهمیت نقش رسانه حرفه ای می افزاید بنابراین باید در انجام آن باید اهتمام داشت .

                                                                                                برگرفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:26 توسط محمدرضا فرجاد |

     در پنجم اسفند 1332 دستگاه قضايي ارتش براي «اميرمختار كريم پور شيرازي» ناشر روزنامه توقيف شده «شورش» تقاضاي مجازات اعدام كرد. كريم‌پور كه پس از براندازي 28 مرداد خود را پنهان كرده و دو ماه بعد در زرگنده قلهک دستگير شده بود، در روزنامه اش وجود فساد ميان بستگان شاه را بر ملا کرده و صریحا آنها را فاسد نامیده بود. 24 اسفند 1332 (19 روز پس از صدور کيفرخواست) اعلام شد كه كريم پور در زندان آتش گرفته و سوخته است!

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:42 توسط محمدرضا فرجاد |

وضع مطبوعات ایران در استان ها چگونه است؟

     1- ارتباط دولت و مطبوعات:
     تا سال ١٣٨٤ به خاطر سیاست های حمایتی دولت اصلاحات، روزنامه ها و نشریات كشور از دولت یارانه و كمك هایی از قبیل كاغذ و آگهی ثبتی دریافت می كردند و در كنارشان از مدیران ادارات دولتی نیز رپرتاژ آگهی می گرفتند. كار به جایی رسید كه شاهد شكل گیری طیفی از كاركنان روزنامه بودیم كه رپرتاژبگیر بودند اما نام خبرنگار برخود گذاشتند و در تمام جلسات دولتی و مصاحبه های گزارش عملكرد نیز شركت می كردند بی آنكه حتی یك سوال انتقادی از مدیر دولتی بپرسند. این طیف تعدادشان در دوران اصلاحات آنقدر زیاد شد كه اكثریت رسانه های محلی را در اختیار داشتند. در هرصورت كمك های نقدی دولت به انواع مختلف موجب ایجاد وابستگی شدید مطبوعات، مخصوصا مطبوعات محلی به دولت شد. در حالی كه عدم تمركزگرایی یكی از شروط توسعه یافتگی است و هر دولت توسعه گرایی باید بداند كه وجود مطبوعات مستقل آزاد در استان ها و شهرستان ها یك نیاز مبرم و اساسی است اما مطبوعات محلی ایران همواره گرفتار دغدغه های مالی بودند و كمتر سراغ موضوعات چالش برانگیزی می رفتند كه یك سر دعوایش دولت یا منافع دولتی بود. شاید وضع در پایتخت ایران مساعدتر بود و آستانه تحمل مدیران دولتی بالاتر اما در استان ها اوضاع چندان به این خوبی ها نبود و سعه صدر هم چندان بالانبود. پس مدیران مطبوعاتی همواره خود، دست به سانسور می زدند تا مبادا از رپرتاژ آگهی های هرماهه مدیران ادارات و یارانه كاغذ و آگهی ثبت بی نصیب بمانند. مدیران دولتی نیز با علم به این موضوع، جوایز و هدایا را بیشتر می كردند و مدیحه سرایان خود را زیادتر و در این میانه آنچه مجالی برای ظهور و بروز نمی یافت روزنامه نگاران مستقل بودند و بیان مشكلات مردم و جامعه. تا اینكه نوبت به دولت های نهم و دهم رسید. در این دوره شاهد قطع رابطه مطبوعات با كمك های دولتی بودیم. چه آنكه اكثر كمك های دولتی به مطبوعات همسو می رسید و مطبوعات غیرهمسو برای زنده ماندن باید به دنبال راه درست یعنی درآمدزایی می رفتند كه البته در این سال های اخیر به خاطر شرایط اقتصادی كشور، كار بسیار بسیار دشوار و تا حدودی غیرممكن بود. بماند كه اصولانگاه خاص این دو دولت به مطبوعات و روزنامه نگاران، فضای دشواری را برای كار به وجود آورده بود. حال با آمدن دولت اعتدال گرا كه نام تدبیر و امید بر خود نهاده امید می رود كه دولت به جای تخصیص بودجه به ادارات استانی برای دادن رپرتاژ آگهی و تعریف مدیران از خود در روزنامه ها به عنوان گزارش عملكرد، از صنایع و كارخانجات خصوصی حمایت كند تا از این راه به طور غیرمستقیم روزنامه ها منتفع شوند و صفحات آگهی شان مملو از تبلیغات -كه نبض این دست نشریات است - شوند. در این راه اگر و تنها اگر دولت برای مطبوعات محدودیت ایجاد نكند و مطبوعات جایگاهشان را در نظام اجتماعی و سیاسی كشور به دست بیاورند و از قدرت و تاثیرگذاری خاص خود بهره مند شوند می توانند خود به خود در گرفتن تبلیغات بیشتر و سودآوری بیشتر موفق شوند.

     2- رابطه سرمایه داران با مطبوعات:
    مطبوعات ایران مخصوصا مطبوعات محلی باید یاد بگیرند كه چگونه می توانند از راه رسانه، درآمدزایی و استقلال خود را نیز حفظ كنند. این مهم در وهله اول به سیاست های دولت مبنی بر عدم محدودیت برای رسانه و ایفای نقش قدرتمند رسانه ها در جامعه برمی گردد. یك رسانه باید بداند كه رسالت اجتماعی اش مهم تر از منافع اقتصادی یك شركت خصوصی است و اگر این مهم را درست انجام دهد به خاطر افزایش مخاطب در جامعه، آگهی های تبلیغاتی هم خود به خود به رسانه سرریز می شود. اما اكنون چنین وضعی وجود ندارد. یك شركت خصوصی چند صباحی است كه در حال ساختن سد در یكی از شهرهای استان گیلان است. این سد در صورت ساخته شدن، بنابه نظر كارشناسان محیط زیست، قسمت عظیمی از جنگل های نواحی را به زیر آب می برد اما در مطبوعات استان چندان كه باید و شاید به این موضوع و این خطر بالقوه محیط زیستی پرداخته نمی شود. وقتی علت را از همكاران مطبوعاتی استان سوال كردم از معذوریات مدیران مسوول گفتند كه به خاطر آگهی های پرسود و زیان این شركت تمایلی به چاپ گزارش های انتقادی علیه این شركت ندارند و منافع اقتصادی را به منافع ملی و مردمی ترجیح می دهند. البته این وضع در تمام كشورهای دنیا نیز كم و بیش وجود دارد اما قدرت جامعه مدنی و نهادهای مدنی آنقدر هست كه بتوانند جلوی بسیاری از این زدوبندهای اقتصادی را بگیرند. نمونه اش ماجرایی است كه در فیلم The insider با بازی آل پاچینو و راسل كرو اتفاق افتاد و براساس یك واقعه تاریخی ساخته شده بود. فیلم حكایت دانشمندی بود كه به كمك یك خبرنگار معروف یك شبكه جهانی- امریكایی قصد برملاكردن بزرگ ترین تخلف بهداشتی تاریخ امریكا را داشت كه آن شبكه مستقل بنا به فشار وارده از سوی شركت دارویی مورد اتهام، حاضر به پخش گزارش مذكور نشد اما زیر فشار افكار عمومی در نهایت گزارش پخش شد: حادثه ای كه برای ما روزنامه نگاران ایرانی مخصوصا همكاران شاغل در مطبوعات محلی، شاید دور از ذهن باشد.

     3- رابطه روزنامه نگاران با مطبوعات:
     روزنامه نگار جماعت به عنوان قشری كه همواره دغدغه احقاق حقوق مردم را دارد و آسیب ها و خطرات این راه را نیز به جان می خرد از حل مشكلات عدیده خود عاجز مانده است. حقیقت آن است كه روزنامه نگار شاغل در رسانه با دو معضل مواجه است. نخستینش بحث حقوق و بیمه است و دومی بحث سانسور و گزینش در مطبوعات و نه فقط بنابه دلایل امنیتی كه به خاطر دلایل درون گروهی و باندبازی.
٣-١: پرداخت حقوق در روزنامه ها چندان به موقع نیست و مبلغ پرداختی نیز مورد سوال است. از بیمه هم كه معمولاخبری نیست. اصولانظام پرداخت حقوق و بیمه مخصوصا در چند سال گذشته، چالش های زیادی را برای روزنامه نگاران به وجود آورد. در مطبوعات محلی كه حتی از همین اندك مزایای روزنامه نگاران در مطبوعات سراسری هم خبری نیست. حتی خود روزنامه نگاران نیز به حقوق حقه خود ایمان ندارند و شان كاری خود را پایین تر از واقعیت می دانند. به طوری كه دبیر سابق انجمن صنفی سقف حقوق یك روزنامه نگار ارشد را تنها یك میلیون و نیم مناسب می داند درحالی كه بنابه عرف جهانی مبنی بر تایید این نكته كه مطبوعات نقش اساسی را در روند توسعه یافتگی كشور ایفا می كنند یك روزنامه نگار به عنوان ستون یك رسانه باید از لحاظ مالی كاملادر شرایط رفاه زندگی كند تا بتواند به طرز شایسته ای به وظایف و رسالتش عمل كند.
٣-٢: اوایل سال ٨٨ بود و قبل از برگزاری انتخابات كه كاندیداها، حامیان مطبوعاتی خود را انتخاب كرده بودند. در این رویكرد نمونه های تاسف برانگیزی دیده شد: از تغییر یك باره تیم مطبوعاتی یك روزنامه گرفته تا جابه جایی روزنامه نگاران و تبعید از یك روزنامه به روزنامه دیگر. تقریبا كار روزنامه نگاری با كار سیاسی قاطی شد و همه از روزنامه نگاران انتظار كار سیاسی داشتند. آن روزها در روزنامه ای كار می كردم كه حامی كاندیدای مورد حمایت من هم بود اما وقتی خواستم نقدی درباره آن كاندیدا بنویسم نه روزنامه بنده و نه هیچ روزنامه همسوی دیگری حاضر به چاپ نقدی نشده بودند كه از نظر بنده می توانست كمكی به كاندیدای مورد حمایت و اطرافیانش در پوشاندن نقاط ضعف و ارتقای نقاط قوت باشد. در عین حال نمی خواستم این نقد در روزنامه رقیب انتخاباتی كار شود تا مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. به عبارت دیگر التقاط سیاست و مطبوعات یكی از آفت های كار روزنامه نگاری است كه مانع رشد یك روزنامه نگار و تقویت یك رسانه آزاد و مستقل و در نهایت كمك به روند توسعه در كشور می شود.

     نتیجه گیری
    روزنامه نگاران حرفه ای با حقوق مناسب، آگهی های تبلیغاتی شركت های خصوصی و عدم ایجاد محدودیت از سوی دولت موجب تولد مطبوعات مستقل و پویا می شوند و این نوع رسانه ها می توانند با بیان واقعیت های اجتماعی و ارایه راهكارهای برون رفت بازوی قدرتمندی برای حركت كشور به سوی توسعه باشند. در این بین مهم آن است كه مطبوعات محلی جایگاه مناسب خود را در نظام اجتماعی پیدا كنند. آنگاه است كه توسعه از لایه های پایین تر جامعه آغاز می شود و شاهد توسعه ای پایدار و متوازن خواهیم بود.

بابک مهدی زاده - روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:31 توسط محمدرضا فرجاد |

     بخشنامه‌ای در تاریخ 28 بهمن ماه 1323 از طرف سازمان اسناد ملی منتشر شده است درباره چگونگی تقسیم آگهی‌ها در بین جراید. در این بخشنامه، وزیر دارایی، دادن آگهی به این جراید را ممنوع کرده است: روزنامه‌هایی که صاحب‌امتیاز یا مدیر آنها صاحب منصب یا کارمند دولت باشد؛ روزنامه‌هایی که وزارت دارایی مطالباتی از آنها دارد و روزنامه‌هایی که مرتب منتشر نمی‌شوند. وی، کوتاهی در تهیه و تسلیم اظهارنامه‌ مالیاتی، کوتاهی در پرداخت مالیات و بدهی بابت اجناس و خدمات را، از جمله‌ موارد مطالبات وزارت دارایی از روزنامه‌ها برشمرده و همچنین، امکان درج یک آگهی را حداکثر در سه روزنامه، مجاز اعلام کرده است.

برگرفته از دنیای اقتصاد - دوم اسفند 93

+ نوشته شده در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:36 توسط محمدرضا فرجاد |

     به تازگی کتاب مدیریت رسانه در 5 فصل با موضوعات مرتبط با رسانه تالیف شده است. این کتاب کاری مشترک از علی اکبر فرهنگی و صدیقه ببران است که توسط دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه های فرهنگ و ارشاد اسلامی انتشار یافته است.
    این اثر تلاش دارد ضمن پاسخ به پرسش های حوزه رسانه، به ارتقای ادبیات دست نوشته مدیریت رسانه در ایران و آموزش محققین، دانشجویان و مدیران سازمان های رسانه ای کمک کند.
     مدیریت رسانه چیست؟ و آیا مدیریت رسانه اقتضائات ویژه ای دارد؟ از جمله این سئوالات است.
    نویسنده در فصل دوم کتاب در خصوص وظایف مدیریت در سازمان های رسانه ای آورده است که موفقیت هر سازمان تابع عملکرد مدیران، فرصت ها، منابع و امکانات و نیز متاثر از سیستم های محیطی و سازمان های دیگر است و همه مدیران، به ویژه مدیران سازمان رسانه ای جهت ایفای مؤثر نقش و وظایف خود و انجام فرایند موفقیت، نیازمند به کارگیری مهارت های متعددی مانند مهارت های فنی، انسانی و مفهومی هستند. همچنین، موفقیت مدیران در به کارگیری این مهارت های سه گانه در گرو ابتکارات و ویژگی های فردی مدیر است که خصوصیت هایی چون بینش، شجاعت، خرد، انعطاف، صداقت و همگرایی، و نهایتاً پاسخگویی را دربر می گیرد.
     کتاب در قطع رقعی در 278 صفحه و با شمارگان 1000 نسخه منتشر به بازار عرضه شده است.

برگرفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 12:40 توسط محمدرضا فرجاد |

      نشریه «رمز عبور» با حکم دادستانی تهران توقیف شد. به گزارش فارس، این نشریه نزدیک به طیف جبهه پایداری و با مدیریت کاوه اشتهاردی منتشر می‌شد. رمز عبور در آخرين شماره خود گزارشی در مورد حصر و عکسی از میر حسین موسوی منتشر کرده بود. همچنین به گزارش تابناک، هفته‌نامه «۹ دی» به مدیرمسوولی حمید رسایی نیز روز گذشته با حکم هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. در همین حال حمید رسایی، مدیر‌مسوول هفته‌نامه 9 دی و نماینده تهران در گفت‌وگو با فارس، نسبت به توقیف هفته‌نامه 9 دی واکنش نشان داد. او در همین زمینه گفت: «توقیف هفته‌نامه 9 دی چیز عجیبی نیست و اتفاقی بود که با توجه به روحیه حاکم بر دولت آقای روحانی توقع آن را داشتیم. در روزهای آینده هم روند قانونی را پیگیری می‌کنیم و با دفاع مستدل و حقوقی از هفته‌نامه، ان‌شاء‌الله 9 دی را مجددا منتشر خواهیم کرد و خاری در چشم آنها که عصبانی هستند باقی خواهیم ماند.»

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:21 توسط محمدرضا فرجاد |

     درباره ویژگی‌های بارز و منحصر به فرد رمان‌ها و داستان‌های کوتاه گابریل گارسیا مارکز از زمان انتشار نخستین رمان او «طوفان برگ» تا کنون ده‌ها کتاب، صدها رساله و هزاران مقاله روشنگر در سراسر جهان نوشته و منتشر شده است.
     در ایران هم با انتشار چاپ نخست رمان شگفت‌انگیز «صد سال تنهایی» این نویسنده کلمبیایی به سال 1353 دست‌کم همه خوانندگان حرفه‌ای ادبیات داستانی در طیف جاذبه و درخشش ماندگار این رمان، با خیرگی دریافتند که در مقابل یک «اتفاق» بزرگ ادبی قرار گرفته‌اند و فراتر از آن با یک پیشنهاد نافذ و فراگیر در گستره رمان‌نویسی جهان مواجه شده‌اند. با ترجمه و منتشر شدن چند رمان دیگر از این داستان‌نویس داستانسرا، شیوه کار او زیر عنوان «رئالیسم جادویی» شماری از داستان‌نویس‌های ایرانی را چنان تسخیر کرد که بعضاً با شیفتگی منفعلانه، شتابزده و خود باخته به تقلید تمام عیار از مارکز، رمان‌ها و داستان‌هایی غالباً بی ریشه و خام و آشفته نوشتند. در این میان اما کمتر نویسنده و منتقدی به رمزگشایی موفقیت خیره‌کننده گابریل گارسیا مارکز کلمبیایی پرداخت.
     به مرور و طی یکی دو دهه تب تقلید از طرز و سیاق و داستان نویسی مارکز کم و بیش فروکش کرد و طرفه این‌که هیچ یک از مقلدان حسرت‌زده حتی در محدوده و تنگنای محفل و حیطه مثلاً ادبی خود به توفیقی که خیالش را در ذهن می‌پختند، نرسیدند. بگذریم از این مهم که در نوعی آسیب‌شناسی ادبیات داستانی ایران، می‌توان سابقه این‌گونه شیفتگی‌ها و تقلیدهای خام از سبک و سیاق نویسندگانی چون فرانتس کافکا، ارنست همینگوی و برخی داستان‌نویسان جهانی دیگر را با رجوع به آغاز و ادامه داستان نویسی بیش از یکصد ساله ایران بررسی کرد.

     به هر تقدیر، با تمرکز بر رمزگشایی توفیق جهانی نویسنده‌ای چون گابریل گارسیا مارکز می‌توان بر اصالت فرهنگی و هنری و ادبی او تأمل کرد. مارکز مانند هر نویسنده یگانه دیگری، قهراً از خاستگاه مشخص فرهنگی و بومی و از سکوی جغرافیایی خود پرش در افق‌های تخیل و آفرینشگری داستانی را آغاز کرده و تا پایان ادامه داده است. با درنگی کوتاه بر مجموع رمان‌ها و داستان‌ها و کل نوشته‌های او می‌توان دریافت که چون همه نویسندگان حقیقی، «خود» را در متن فرهنگ سرزمینش به جای می‌آورد و می‌شناسد. او که سال‌ها با حرفه روزنامه نگاری امرار معاش می‌کند، گام به گام پیش می‌رود و در هر گام با تجربه اندوزی چندین سویه به شناخت عمیق فردیت و جمعیت خود در گستره تاریخی و جغرافیایی کلمبیا و امریکای جنوبی و پهنه جهان می‌رسد. بر همین پایه، در کسوت یک داستان نویس خلاق و شش دانگ –به قول ویلیام فاکنر- با عرق‌ریزی روح صاحب هستی‌شناسی خاص خود می‌شود و جهان داستانی منحصر به خودش را روز به روز  بیش از پیش گسترش می‌دهد.
     وفاداری به این هستی‌شناسی و چرخش شادکامانه در این جهان داستانی، گابریل گارسیا مارکز کلمبیایی را به جایگاه بلند یک داستان‌نویس جهانی می‌رساند.
     ختم کلام، گابریل گارسیا مارکز هم مثل هر نویسنده حقیقی و نامدار جهانی در شروع کار از نویسندگان بزرگ و شاخصی چون جیمز جویس، فرانتس کافکا و به ویژه ویلیام فاکنر تأثیر فعال پذیرفته، اما هرگز حتی در همان آغاز راه و کارش مقلد نبوده است. مارکز از زادبومش دهکده «آرکاتاکا» گام به یک جهان داستانی گسترش یابنده می‌گذارد و همواره ریشه‌ها و هویت فرهنگی، بومی و ملی خود را پاس می‌دارد. به تعبیری دیگر، او هم مانند ویلیام فاکنر از زادبوم و سرزمین و مردم و جغرافیای خود الهام می‌گیرد و با اصالت و به اصطلاح بومی به راه می‌افتد و جهانی می‌شود.
     هموست که می‌گوید با قصه‌های مادربزرگش به دنیای داستان و روایت‌گری داستانی پرتاب می‌شود و در جایی می‌نویسد: «مادربزرگم قصه‌گوی بزرگ و ماهری بود، صدای او زمزمه‌ای بود از جهانی دوردست که انگار از ماورای وجود و هستی او به گوش من می‌رسید.»
     رمز بزرگی و توفیق شگفت این داستان نویس یگانه و تمام عیار و صاحب هویت و تبار را همین بازگویی خاطره‌ای نخستین از مادربزرگ قصه‌گویش می‌توان دریافت.

علی‌اصغر شیرزادی

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:29 توسط محمدرضا فرجاد |

     پدربزرگِ روزنامه‌های قطع مترو در جهان، شاید «دیلی میرر» (Daily Mirror) باشد که در دهه‌ی نخستِ قرن 19 در لندن منتشر می‌شد و محبوبیت و کارکرد ویژه‌ی آن باعث شد تا جوزف پترسون، سردبیر روزنامه «دیلی نیوز» (Daily News) تصمیم بگیرد برای روزنامه‌ی نیویورکیِ خودش هم چنین قطعی را انتخاب کند؛ قطعی جمع و جور و مناسب برای باز و بسته کردن و خواندن در شلوغی مترو و دیگر وسایل نقلیه‌ی عمومی.

     در ایران، سودای راه‌اندازی متروی درون شهری اگرچه از قبل از انقلاب در سر مسوولان وقت بوده است اما در نهایت، سال 77 و در ابتدا فقط در تهران راه اندازی شد و به همین نسبت، عمر قطع مترو هم در مطبوعات ایران زیاد نیست. تعداد کمی از روزنامه‌های سراسری مثل آسمان در سالهای گذشته این قطع را برای خود انتخاب کردند که البته عمر کوتاهشان چشم ایرانی ها را به دیدن این قطع عادت نداد.

     یکی از وظایف شهرداری‌ها و مدیران شهری بویژه وقتی در مجموعه‌ی شهرداری بحث فرهنگ و هنر تعریف سازمانی دارد؛ کمک به بهبود رعایت قوانین و مقررات شهری و تلاش برای معرفی هنجارهای جدیدی است که به خاطر تغییرات شهری در جامعه به وجود می‌آید. شهرداری تهران اگرچه حجم زیادی از دکه‌ی روزنامه‌فروشی را به خود اختصاص داده است؛ اما کمتر در نشریاتش به شیوه‌ای قابل دسترس برای مردم به قواعد متروی 16 ساله به عنوان یک وظیفه‌ پرداخته است.

     این روزها اما روزنامه‌ی تک‌صفحه‌ای «وقایع تهرانیه» سه شماره است که منتشر می‌شود و از این جهت که با قطع مترویی و ویژه‌ی توزیع رایگان در مترو و اتوبوس‌های بی‌.آر‌.تی است، شاید بتوان آن را اولین «روزنامه مترویی ایران» دانست. روزنامه‌ای که اگرچه نسخه‌ی اینترنتی‌اش در دسترس است و ساکنان دیگر شهرها هم می‌توانند آن را بخوانند اما برای بهتر دیده شدن و رسیدن به دست مخاطبانِ هدفش یعنی مسافران درون شهری، باید توزیع گسترده‌تری داشته باشد چراکه مسافران برخی از ایستگاه‌ها هنوز هم با آن برخورد نکرده‌اند. وقایع تهرانیه، ابتکار شهرداری تهران است که شهرام گیل آبادی، رییس مرکز ارتباطات راهبردی شهرداری، مدیرمسوول روزنامه است و سردبیریِ آن هم برعهده‌ی رضا ساکی، یکی از طنزنویسان خبری این روزهاست.

     ظاهر این روزنامه بیش از هرچیز، یادآور مطبوعات دوران قاجار است با کاغذی کاهی رنگ، با جنس کرافت و لوگویی شبیه به لوگوی روزنامه وقایع اتفاقیه، البته به همراه برج میلاد. روزنامه‌ای با درونمایه‌ی طنز اجتماعی که صفحه‌بندی و گرافیک آن، فضای محدودش را به خوبی میان نوشته‌های کوتاه و متعددش تقسیم کرده است. تیترهای اصلی در این سه شماره از موضوعات روز بوده است و ستون‌ها و سرستون‌های آن تقریباً شکلی ثابت و مشخص گرفته‌اند و آنچه روزنامه را علاوه بر محتوایش جذاب می‌کند، گرافیک دقیقی است که باعث شده، گوشه گوشه‌ی این تک‌ورق را مطالب طنز در قالب نظم و نثر و داستان کوتاه و حتی اینفوگرافی پر کند. اما جز مدیرمسوول و سردبیر، نام دیگری در شناسنامه‌ی روزنامه نیامده است.

     رضا ساکی، سردبیر روزنامه درباره‌ی این موضوع و تیم نویسندگان به شفقنا رسانه می‌گوید: «تقریبا تمام طنزنویسان نام‌آشنا و محبوب مطبوعات با این روزنامه همکاری می‌کنند و برای آن مطلب می‌نویسند اما ما تصمیم گرفتیم به سنت روزنامه‌های فکاهی قدیمی که از نام مستعار استفاده می‌کردند، برای نویسندگان نام مستعار به کار ببریم و آن را جا بیندازیم.»

     او به این سوال که آیا قرار است بعد از مدتی، وقایع تهرانیه از حالت تک‌صفحه‌ای خارج و در صفحات بیشتری منتشر شود، هم پاسخ داد: «شخصیت خاص این روزنامه به تک‌صفحه‌ای بودن آن است چراکه قرار است راحت خوانده و حمل شود. ما حتی جای تا کردن برای آن درنظر گرفته‌ایم که در جیب کت و کیف به سادگی جا شود. دلیل دیگرش هم این است که روزنامه‌های دوران مشروطه هم تک ورقه‌ای بودند.»

     همزمان با سومین شماره‌‌ی آن اما دو عضو شورای شهر اعلام کردند که از انتشار این روزنامه بی‌اطلاع هستند و « ایجاد هر ساختار جدید در شهرداری نیاز به مصوبه‌ی شورا دارد و باید جزییات انتشار این روزنامه را پیگیری کنیم و در صورت تخلف نسبت به انتشار آن تذکر دهیم.» شهرام گیل آبادی، مدیرمسوول هم پاسخ داد که این روزنامه با مجوز هفته نامه‌ی داخلی شهرداری با عنوان همگامان منتشر و توزیع می‌شود.

     اما در حوزه‌ی محتوا، وقایع تهرانیه در چند شماره‌ای که منتشر کرده نشان داده است که دغدغه‌ی محیط زیست و فرهنگ دارد و تلاشی است برای استانداردتر کردن شیوه‌ی زیست تهرانی‌ها. تهران، پایتخت آلودگی‌های زیست محیطی است و تهرانی‌ها شاید بیش از ساکنین شهرهای دیگر ایران، در ارتباطی تنگاتنگ با محیط خود قرار گرفته‌اند. شیوه‌ی زیست مردم بر محیط زیست اثر می‌گذارد و آلودگی‌های آن، بر زندگی خود. در دو شماره‌ی نخست این روزنامه‌ی مترویی، بحث‌های رفتاری مردم بر «تولید زباله» و «آلودگی هوا» موضوعات اصلی بودند که اغلب نوشته‌ها حول آن‌ها می‌چرخید اما در شماره‌ی سوم آن، دست روی سوژه‌ی فرهنگی این روزها یعنی فیلم‌های جشنواره فجر گذاشته و با نگاهی طنز به مضامین تلخ فیلم‌ها پرداخته است. با این همه، ماهیت و هدف روزنامه تک‌صفحه‌ایِ وقایع تهرانیه را شاید به ساده‌ترین شکل، سردبیر آن بیان کرده باشد: «روزنامه‌ای فکاهی که قرار است مردم در میانه راهشان آن را بخوانند، بخندند و حالشان خوب شود.»

برگرفته از شفقنا رسانه - ندا سلامیان

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 12:2 توسط محمدرضا فرجاد |


     روزنامه «ستاره صبح» که قرار بود از 27 دی ماه بر روی پیشخوان روزنامه‌فروشی ها قرار بگیرد، به دلایل مشکلات حقوقی منتشر نشد.

     علی صالح‌آبادی - مدیر مسوول روزنامه «ستاره صبح» - اعلام کرده است که این روزنامه پس از رفع مشکلات، در آینده  نزدیک منتشر خواهد شد.

     روزنامه «ستاره صبح» که پیش از این با عنوان هفته‌نامه منتشر می‌شد، قرار بود از این پس با عنوان روزنامه، در پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها قرار بگیرد اما به جهت مشکلات حقوقی این روزنامه 27 دی ماه منتشر نشد.

     مدیر مسوول «ستاره صبح» پیش از این در گفت‌وگویی با ایسنا، مشی این روزنامه را میانه و اصلاح‌طلبانه دانسته و عنوان کرده بود که شعار آن برگرفته از شعر حافظ است که می‌گوید: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا.»

                                                                                              برگرفته از شفقنا رسانه



+ نوشته شده در جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 0:18 توسط محمدرضا فرجاد |


     روزنامه نو انتشار مردم امروز به مدیرمسئولی احمد ستاری و سردبیری محمد قوچانی روز شنبه بیست و هفتم دیماه جاری تنها پس از چاپ 19 شماره از عمر کوتاه اما آموزنده و حرفه ای خود با دستور بازپرس شعبه ۲ دادسرای فرهنگ و رسانه توقیف شد.

     در همین حال محمد قوچانی سردبیر روزنامه "مردم امروز" در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، خبر توقیف روزنامه را تأیید کرد و گفت: لحظاتی پیش نامه توقیف این روزنامه به دستم رسید.

     روزنامه مردمی و حرفه ای "مردم امروز" که در همین سه هفته اول عمر خود تیراژ و اعتباری فراتر از روزنامه های هفتاد ساله اما بی خواننده پیدا کرده بود، تولد و رشدی چنان شگفت انگیز داشت که اهل فرهنگ و مطالعه را به آشتی با روزنامه خوانی امیدوار کرده بود. این روزنامه با نوآوری های بسیار در دهه اخیر از ششم دی ماه جاری منتشر و بر روی کیوسک روزنامه فروشی‌ها قرار گرفته بود. امید است با توجه به توضیحات روشنگرانه ای که در شماره های بعدی روزنامه نسبت به چاپ عکسی که ظاهرا موجب توقیف شتابزده این نشریه شده، سوء تفاهم حاصله برطرف شود و مردم امروز به پیشخوان دکه های مطبوعاتی باز گردد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 23:48 توسط محمدرضا فرجاد |


     با تصمیم مهدی ذاکری مدیر مسئول روزنامه همشهری، مجید رفیعی رئیس فرهنگسرای ابن‌سینای تهران، جایگزین ایمان جلیلی در مسئولیت سردبیری مجله «همشهری جوان» شد تا اولین شماره این هفته‌نامه با همکاری تیم جدید، در هفته‌های آینده روی دکه برود.

     به گزارش مهر، سردبیر هفته‌نامه «همشهری جوان» تغییر کرد. بر این اساس مجید رفیعی جایگزین ایمان جلیلی شده است که در چند ماه گذشته این مسئولیت را بر عهده داشت و از اعضای قدیمی تحریریه همشهری جوان محسوب می‌شد. پیش از جلیلی هم، علی قنواتی، فریدالدین حداد عادل و سیدجواد رسولی، سردبیران این نشریه بودند

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ساعت 19:48 توسط محمدرضا فرجاد |


     بیژن نفیسی، روزنامه‌نگار پیشکسوت در گفت‌وگو با ایسنا، درباره جشنواره مطبوعات گفت: اصولا شاید چندان الزامی نباشد که هر سال جشنواره یا نمایشگاه مطبوعات برگزار شود به صورتی که فقط غرفه‌هایی به رسانه‌ها داده شود تا فرصت پیدا کنند با مخاطبان و مراجعه‌کنندگان جشنواره ارتباط نزدیک‌تری داشته باشند.

     او در ادامه اظهار کرد: باید تعریفی برای این دو داشته باشیم و بدانیم اصلا هدف از برگزاری‌شان چیست؟ شاید برگزاری نمایشگاه به آن صورت الزامی نداشته باشد چون رسانه‌ها چه به وسیله اینترنت و چه از طریق دکه روزنامه‌فروشی هر روز با مخاطبان‌شان در تماس هستند و این ارتباط تنگاتنگ وجود دارد، اما اگر قصد داریم جشنواره را به صورت سالانه برگزار کنیم، باید ببینیم چه دستاوردی برای ما دارد؟ این جشنواره 20 دوره برگزار شده و ما باید ببینیم در پایان این جشنواره‌ها به چه جمع‌بندی رسیده‌ایم که برای اعتلای فعالیت رسانه‌ای‌مان راهگشا و به نوعی تأثیرگذار باشد.

     نفیسی ادامه داد: صِرف اینکه چند نفر را به عنوان نفرات برتر تشویق کنیم، تأثیر چندانی روی فعالیت‌های مطبوعاتی ندارد. جشنواره مطبوعات نمی‌تواند در این قالب قرار بگیرد که مثل جشنواره فیلم یک نماد باشد. شاید بهتر باشد ما به جای برگزاری جشنواره، مثل خیلی جاهای دنیا که جوایزی را در نظر می‌گیرند، یک جمع‌بندی داشته باشیم که در پایان هر سال، روزنامه یا روزنامه‌نگاری را به دلیل فعالیتی که داشته، با توجه به شاخص‌های مد نظر خود، در ابعاد داخلی و حتی ابعاد بین‌المللی به عنوان بهترین انتخاب کنیم و به برگزیده جایزه‌ای بدهیم که به یک نماد تبدیل شود و ما بتوانیم آن جایزه را حتی به روزنامه‌نگاران برتر جهان هم بدهیم. یعنی از نظر جایگاه رسانه‌ای برای ما اعتباری بشود.

     او همچنین گفت: اینکه چگونه تصمیم بگیریم و جایزه به چه صورت باشد، جای بحث دارد اما نیازی به برگزاری جشنواره به آن صورت نیست. ما می‌توانیم مراسمی داشته باشیم و در آن مراسم، خبرنگار، عکاس و گزارشگر برتر را انتخاب کنیم. در این صورت باید یک تشکیلات دائمی وجود داشته باشد که مرتبا این فعالیت‌ها را رصد کند.

     نفیسی سپس درباره علت اینکه در بسیاری دوره‌ها آثاری انتخاب شده که از برخی نظر صاحب‌نظران برتر نبوده است، گفت: علت این است که ما یک فراخوان می‌دهیم و بعد آثار کسانی را که خودشان مطلب فرستاده‌اند، قبول می‌کنیم و مورد داوری قرار می‌دهیم. در حالی که عده زیادی اصلا در جشنواره شرکت نمی‌کنند و آثارشان را نمی‌فرستند، جشنواره مطبوعات نباید به این صورت برگزار شود.

     او افزود: ما باید رسانه‌ها و مطالب آنها را رصد کنیم و طبق تشخیصی که بر اساس شاخص‌هایمان می‌دهیم، چه آن شخص تمایل داشته باشد و چه نه، آثار برتر را انتخاب کنیم. البته باید شاخص‌ها ملموس و معیارها مشخص باشد که از نظر اعلام، بیان و نتیجه‌گیری اختلاف نظری در آن پیش نیاید و مطرح نباشد. اکثرا درباره آثار انتخاب‌شده بین استادان و روزنامه‌نگاران نوعی اختلاف نظر وجود داشته است چون شاخص‌های انتخاب مشخص نبوده‌اند.

     این روزنامه‌نگار پیشکسوت سپس گفت: من دیده‌ام که داوری‌ها چگونه انجام می‌شود، روال معمول این است که بسته‌هایی از آثار دریافت‌شده را برای هر کدام از روزنامه‌نگاران و استادان می‌فرستند و هر کس براساس نظر شخصی خودش پس از مطالعه و جمع‌بندی، نتیجه‌ای را اعلام می‌کند، در حالی که باید دستورالعمل مشخصی داشته باشیم تا همه روی شاخص‌های معینی تمرکز کنند، ما این را نداریم.

     او درباره داوری جشنواره مطبوعات ادامه داد: داوران باید طیف وسیعی باشند. ما باید در داوری از خوانندگان هم استفاده کنیم. شیوه‌ای که در داوری فقط از استادان و روزنامه‌نگاران استفاده می‌شود، نقص دارد. بهتر است در جمعِ داوران طیفی از خوانندگان روزنامه‌ها را هم که می‌توانند پزشک، ‌خانم خانه‌دار، کارگر و... باشند، داشته باشیم و از آن‌ها بخواهیم درباره آثار با توجه به شاخص‌هایی نظر بدهند. به این ترتیب می‌توانیم از نظر کسانی که روزنامه‌خوان هستند، رسانه‌ها را پیگیری می‌کنند و مطالب مختلف را می‌بینند، استفاده کرده‌ایم و کسانی هم که فعالیت بهتر و بیشتری داشته‌اند، تشویق می‌شوند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ساعت 14:27 توسط محمدرضا فرجاد |

مطالب قدیمی‌تر