قانونی که اجرا نشود، مفت هم نمی ارزد.
     دیروز نه پریروز، مطبوعات ایران، با عبور از سالروز 108 سالگی، وارد صد و نهمین سالی شدند که «قانون» دارند؛ قانونی که خود بر گرفته از قانونی بود که 135 سال قبل از آن در 29 ژوئیه سال 1881 میلادی تصویب شده بود و عنوان می شد که یک قانون مترقی برای برخورد با مطبوعات و جرایم مطبوعاتی است؛ 18 بهمن 1286 که در آن سال مصادف بود با 5 محرم الحرام سال 1326 قمري، روزی بود که در میانه ی اختلافات ایرانِ پس از مشروطه، قانون مطبوعات کشور به عنوان اولین قانون رسمی حوزه چاپ و نشر، به تصویب نخستین نمایندگان مردم در مجلس اول مشروطه رسید.

     دورانِ تصویب این قانون، روزهای مهمی در تاریخ ایران بود؛ روزهایی که صدای عدالت طلبانه و حق خواهانه ملت، حاکمیت «قانون» را با صدای بلند فریاد می زد و سودای «تغییر» داشت: تغییر در نظام حکومتی و ساختاری که در آن یک نفر که پادشاه نام داشت، صاحب اختیارات بلا فصل بود و می توانست بر جان و مال مردم حکومت کند. طبیعی هم بود که در آن روزگار، مطبوعات و روزنامه ها، یگانه راهِ مدرنِ بیانِ این خواست عمومی بود و همین هم شد که خیلی زود نمایندگان مردم در مجلس به فکر تدوین قانونی برای آنها افتادند. قانون مطبوعات در 52 ماده تهيه شد و  به تصويب و امضا قاطبه نمايندگان رسيد. در مقدمه اين قانون که البته کتب و هر چیزِ منتشر شده را شامل می شد، آمده بود: «موافق اصل بيستم قانون اساسي، عامه مطبوعات غير از کتب ضلال و مواد مضره و له دين مبين، آزاد و مميزي در آن ها ممنوع است. »

مجازاتِ تخلف هم روشن و شفاف بیان شده بود:« بر طبق اين موارد اگر روزنامه اي اين خطوط را رعايت نمي کرد از جريمه نقدي تا توقيف روزنامه جريمه مي شد.البته این قانونگذاران یک ماده مترقی هم برای مواردِ توقیفی پیش بینی کرده بودند: «بقاي توقيف و عدم بقاي آن بايد در بيست و چهار ساعت به اطلاع محکمه قانوني رسيده، حکم توقيف يا يا آزادي روزنامه اعلان شود». این گونه و با این دستورالعمل، دادگاه می بایست به دلایل محکمه پسند یک نشریه را برای مدت طولانی یا همیشگی توقیف می کرد و نمی توانست بدون این دلایل، یک نشریه را برای بیش از 24 ساعت در توقیف نگه دارد.

     البته که این قانون حداقل در سال های بعد تا امروز که ما در سال 1394 یعنی 108 سال بعد از آن روزها به سر می بریم، حداقل چند بار با تغییرات جزیی و اساسی روبرو شده است و شاید «ماهیتا» عوض شده باشد، اما موضوع مهم تلاشی است که همواره به نفع یا به ضرر آزادی مطبوعات در تاریخ صد ساله معاصر مبذول داشته شده است؛ تلاش هایی که گاه آزادی مطلق، گاه آزادی های حداقلی آنها و گاه هم آزادی های نسبی را برای رسانه ها به ارمغان آورده است. مهم تر از سطحی که برای آزادی مطبوعات در این بین لحاظ شده است، نفس وجود «قانون» برای مطبوعات است؛ موضوعی که اصل آن تقریبا مورد تایید و دفاع همه ی آنهایی است که قانون مداری را در حال حال بهتر از بی قانونی می دانند و بر آن تاکید می کنند؛ موضوع اساسی و چالشی اما، یکی بی توجهی به «حقوق روزنامه‌نگاران» و جایگاه «هیات منصفه» و دیگری «تفسیر های سلیقه ای» از قانون مطبوعاتی است که قرار است تسهیلگرِ مطبوعات و مناسباتش با صاحبانِ قدرت باشد.

     قانون مطبوعات به باور اهالی مطبوعات و حقوقدانانِ مستقل، قرار نیست ابزاری برای برخورد با آنها باشد بلکه قانون برای حمایت از آنها در برابر دولت های وقت است؛ دولت هایی که ممکن است مطبوعات آزاد را بر نتابند و درصددِ توقیف یا ایجاد محدودیت برای آن برآیند؛ در یک چنین مواردی است که قانون می بایست ضمنِ برخورد با تخلفات احتمالی، حامی مطبوعاتی باشد که دغدغه ای جز دفاع از حقوق مردم و بالا بردن سطح دانش و آگاهی عمومی ندارند؛

     برای همین هم هست که قانون، هیاتی به نام «هیات منصفه» را پیش بینی کرده است؛ هدف قانونگذار از تاسیس هیات منصفه برای محاکمات مطبوعاتی هم این بوده که از تعرض قدرت حکومت به آزادی بیان و آزادی‌های مطبوعاتی جلوگیری کند. این موضوع نشان می‌دهد که «قانون» در هر حال می‌بایست حامی مطبوعات باشد زیرا قانون مطبوعات خوب و کارآمد، قانونی است که اصول‌ و مبانی آزادی و امنیت مطبوعات را در چارچوب قانون اساسی تضمین کند.
     لازم نیست از عملکرد و نگاه معمولا یک طرفه هیات منصفه ها و دادگاههای مطبوعاتی های بی دفاع در یکی دو دهه اخیر سخنی به میان آید که چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. فقط باید تاسف خورد بر حال جامعه ای که تیراژ مطبوعاتش تا قبل از بگیر و ببندهای روزنامه ها و روزنامه نگاران مخلص و متعهد و مردم دوست در یک دهه پیش، به مرز شش میلیون و هفت میلیون نسخه در روز می رسید و اکنون جمع همه آنها به یک میلیون هم نمی رسد. مردم پس از آن حرکت نابخردانه علیه مطبوعات روشنگر، با روزنامه خوانی قهر کردند و چنین پیداست که هنوز آزادی مطبوعات را باور ندارند.


برداشت از نوشته پژمان موسوی در ویژه نامه کرگدن، ضمیمه  شماره سه‌شنبه روزنامه اعتماد
 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۴ساعت 0:27 توسط محمدرضا فرجاد |

اولین شماره «پاراگراف» منتشر شد


     شماره اول ماهنامه هنرهای نمایشی با عنوان «پاراگراف» بهمن ماه 94 منتشر شد. شماره نخست «پاراگراف» با اجرای دیگر بار نمایش «خاطرات و کابوس‌های یک جامه‌دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان فراهانی» به طراحی، نویسندگی‌ و کارگردانی علی رفیعی همراه بوده است؛ بنابراین ماهنامه «پاراگراف» با پرداختن به خاطرات و خطرات آقای آرتیست، « پرونده‌ ای  برای دکتر علی رفیعی» با نگاهی به زندگی و آثارش منتشر کرده است.
     اولین ماهنامه «پاراگراف» با نوشتاری از حسین سلیمی‌، بهروز غریب‌پور، محمد چرم‌شیر‌، رضا درستکار‌، رامتین شهبازی‌، مریم سعادت،‌ منوچهر شجاع‌، مهدی پاکدل‌، ستاره اسکندری‌ و محمد حسن معجونی همراه بوده است.
     صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه هنرهای نمایشی «پاراگراف» بهاره برهانی است.
     او در نخستین شماره این ماهنامه آورده است: پس از 17 سال فعالیت مستمر در رسانه،‌ اینک صاحب فرزندی شدم به نام « پاراگراف». برای اخذ پروانه انتشار پاراگراف پنج سال صبوری کردم اکنون پاراگراف به میان آمده است؛ «پاراگراف» نه به کوتاهی جمله است نه تک عبارت و نه طولانی است.
     برهانی در ادامه آورده است: «پاراگراف» اگرچه نخستین شماره‌اش منتشر شده اما اگر شانس و همت بلند من به همراهانم یاری کند حرف‌هایی برای گفتن دارد؛ حرف‌هایی در حد و قواره یادگاری و رد پایی که امیدوارم باقی بماند. من و ما در پاراگراف ادعای اول بودن و شکستن شاخی را که پیش از این کس دیگری نشکسته نداریم‌، که در ذهن همه ما عنوان مجله‌ها و دوستان روزنامه نگار زیادی به یادگار مانده که در شرایط سخت تلاش کردند تا ستون ثابتی در روزنامه‌ها یا صفحه ثابت هفتگی برای تئاتر داشته باشند.
     او همچنین در این مطلب با عنوان «اینک متولد شدیم؛ با آرزوهای بسیار» آورده است:

«آن سال‌ها تئاتر کمتر اولویت بود (و شاید هنوز هم) قانع کردن دبیر و سردبیر چیزی بیشتر از تلاش بود؛ که اصلا نوعی مبارزه بود. سال‌های زیادی نگذشته از دلمشغولی و دغدغه دوستانی که با پول‌های توجیبی و تیراژ کم تلاش کردند تا نشریات تخصصی تئاتر منتشر کنند و چقدر به جا بود و ماندنی قدمی که برداشتند.
     مدیر مسئول «پاراگراف» همچنین در این مطلب آورده است: در هر شماره‌ای از پاراگراف سراغ چهره‌ای تاثیرگذار خواهیم رفت و سعی خواهیم کرد بیشترین صفحه‌ها، گفته‌ها و نکته‌های همان چهره باشد؛ حرف‌هایی که پیش از این نزده و خاطره‌هایی که تعریف نکرده که اگرهم گفته، دوباره شنیدن‌اش برای نسل پیش روی لطفی دیگر دارد.
     همچنین محمد رسول صادقی، سردبیر مجله در مطلبی با عنوان ماهی‌ها عاشق می‌شوند، به توضیح در باره رویکرد این مجله و زمان و نحوه ورودش به عالم رسانه پرداخته است. رسول صادقی در بخشی از این مطلب می نویسد:
    ....پاراگراف آمده تا شبیه هیچ نشریه‌ای نباشد؛ می‌خواهد خودش باشد؛ تکراری نباشد؛ خاطره باشد و خاطره بماند...
     «پاراگراف» در بخش پایانی با انتشار عکس‌های قدیمی آلبوم خاطراتی دارد.
     در این آلبوم تصاویری از آثار تئاتر دکتر علی رفیعی با عنوان‌های آنتیگنه‌، شیون و استغاثه پای دیوار بزرگ شهر‌، جنایت و مکافات‌، یادگار سال‌های شن‌، عروسی خون‌، رومئو و ژولیت‌، شازده احتجاب‌، کلفت‌ها‌، در مصر برف نمی‌بارد‌، شکار روباه‌، یرما‌ و تصاویری از فیلم‌های ماهی‌ها عاشق می‌شوند و آقای یوسف به چشم می‌خورد.
     ماهنامه هنرهای نمایشی «پاراگراف» در 80 صفحه و با قیمت 5000 تومان منتشر شده است.

                                                                                                       برگرفته از ایسنا

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 0:29 توسط محمدرضا فرجاد |


 اولین شماره ماهنامه ژیلوان به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی شیلان خاکی در بهمن 94 منتشر شد.

     به گزارش ایرنا این ماهنامه اوایل مهر امسال مجوز انتشار از هیات نظارت بر مطبوعات وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی را اخذ کرد.
     ژیلوان با گرایش عمومی، چاپ مجله ای، توزیع منطقه ای و به زبان های فارسی و کُردی در قالب 60 صفحه رنگی و به قیمت 40 هزار ریال منتشر شد. ژیلوان در زبان کُردی به معنای کوهنورد و پاسدار نور و روشنایی است.
     توسعه در تنگنا، پرونده ای برای واکاوی ظرفیت ها و موانع توسعه در مناطق کُردنشین، مناطق آزاد تجاری صنعتی بانه - مریوان، چالش یا فرصت، هفت خوان توسعه کُردی، حقوق شهروندی و توسعه، استانهای مرزی دروازه نوین توریسم، مدیریت منابع آب و توسعه پایدار، امنیت اجتماعی و توسعه فرهنگی، گذری بر جایگاه زنان در برنامه های توسعه ای، نقش رسانه ها و دولت و مجلس در توسعه از جمله مطالب نخستین شماره ماهنامه ژیلوان است.
     مطالب این شماره این ماهنامه همچنین به بررسی مسائلی در حوزه فرهنگ و بین الملل و همچنین معرفی کتاب پرداخته است.  هم اکنون 48 رسانه به مرکزیت استان کردستان در سامانه جامع رسانه های کشور ثبت شده است که از این تعداد 41 رسانه چاپی و هفت رسانه به صورت اینترنتی در قالب پایگاه اطلاع رسانی و خبرگزاری، فعالیت می کنند.

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 20:57 توسط محمدرضا فرجاد |

   
بزرگ تحریریه‌ها بود، رفیق بود، آموزگار بود وانسان.
احمد بود، احمد آقای بورقانی.
     خدایش رحمت كند. هشت سال پیش صدایش در غروب دلتنگی‌های تحریریه‌ها خاموش شد و قلب پرمهرش از حركت ایستاد. رفت، به آرامی و سادگی. اما نیكویی‌اش، مرامش و یادش مانده، هنوز كه هنوز است. مرامش، مرام آدم‌های زمینی نبود، با همه رفیق بود. رفاقتش سن و سال نداشت. صمیمیت، همدلی و دلسوزی را همواره برای رفقایش همراه داشت. برای اهالی رسانه و خبر « پدر مهربان» بود. همه جا بود. خاكی بود. اما رفت. در رفتنش، همه درد و دریغ را در بغض گلو و چشمان خیس ‌ریختند. «احمد آقا»ی مطبوعات رفت و مانندش تكرار نشد.
     یادم نمی‌رود آن روز كه در روزنامه‌ای، میان اهالی تحریریه و مدیر مسوول شكر آب شده بود، چگونه آمد و پادر میانی كرد و آن روز كه حق شماری پایمال شده بود با چه تلاشی كمك كرد تا حق به حق‌دار برسد. راز‌ها شنید و در دل نگه داشت و با خود برد. احمد آقای مطبوعات ما رفت اما...
     احمد آقای بورقانی پیش از آنكه یك سیاستمدار باشد یك روزنامه‌نگار حرفه‌ای بود و در این حرفه هیچگاه از دریچه نگاه یك سیاستمدار وارد مسائل نشد. او پناه مردم و زبان مردم بود و همواره برای مردم نوشت. مماشات و مصلحت اندیشی و منفعت‌طلبی شخصی، در قاموس بورقانی راهی و جایی نداشت. او هیچ زمان، استقلال، دید‌بانی و نقد و نظارت بر جامعه و اجتماع را كه اصلی‌ترین ماموریت رسانه است، قربانی مصلحت‌اندیشی‌ها نكرد. هر چند در شرایط مقتضی، سیاست ورزی كرد، عضو هیچ حزب شناسنامه‌داری نشد. در حرفه خود،     روزنامه‌نگاری، مستقل ماند و آن را با هیچ مسند دیگری معاوضه نكرد.
     احمد آقای مطبوعات ما، فرزند تهران بود، در نظام آباد و كوچه‌های تنگ و باریك آن جان گرفت و بالید. جوان پرشور انقلاب ٥٧ بود كه با آرزوها و رویاهای بسیار با استبداد مبارزه كرد. از شریعتی می‌آموخت، با طالقانی همراه بود و به امام خمینی اقتدا می‌كرد. سالیانی پس از پیروزی انقلاب و در روزگار دفاع و جنگ در ستاد تبلیغات جنگ حاضر بود. روزگاری در دفتر خبرگزاری رسمی كشور، ایرنا در نیویورك اقامت گزید وپس از خرداد ١٣٧٦ به وزارت ارشاد آمد آن هم در كسوت معاونت مطبوعاتی. سنگ بنای مطبوعات عصر اصلاحات را رقم زد و تا زمانی كه توانست ماند. همت خود را صرف خدمت به اهل رسانه كرد و گره گشود. اما از آنجا هم رفت. چند صباحی نیز با رای مردم تهران بر كرسی نمایندگی مجلس ششم نشست.
      او در آن عصر سرد و تلخ زمستان ١٣٨٧ رفت، در زمانه ناسپاسی كه رفاقت و مرام و جوانمردی بر‌نمی‌تابید، در زمانه‌ای نابهنگام كه به راستی و درستی و مرام و رفاقت نیازِ افزون‌تر بود، رفت و روزنامه‌نگاران و دوستانش را تنها گذاشت.
     در آن روز سرد بلوار كشاورز تهران كه اشك‌های انبوهی برگونه‌های دوستان و رفقا و شاگردان احمد آقا كه برای بدرقه‌اش آمده بودند جاری می‌شد همه را در حسرت دیدن رد پایی از شیرینی شوخ‌طبعی‌های خاص و خنده‌ها و قهقهه‌هایش به اغما برد. حالا سال‌هاست در سوگ احمدآقا می‌گرییم و بر حال خود می‌نگریم. او رفت اما هنوز طراوت نگاهش و بزرگی مرام و مسلكش برای اهل مطبوعات همچون قطب نمایی باقی است. شاید اهالی رسانه، احمدآقای «مطبوعات» ایران را از دست داده باشند اما طریقت او را می‌شود و باید از سر گرفت.
     سال‌هاست دل‌مان برای آن رفاقت‌ها و آزادگی‌ها و برای آن چشمان محجوب و نگاه مهربان تنگ شده است. بی‌اخلاقی‌ها و بی‌مرامی‌ها هنوز هست و شاید بیشتر. مطبوعات ما پهلوانی می‌خواهد دوباره از جنس «احمد آقا»ی بامرام و رفیق. اینچنین است كه روزنامه‌نگار و روزنامه‌نگاری همیشه دلتنگ بورقانی است و دلتنگ نیز خواهد ماند.

برگرفته از  روزنامه اعتماد _ جواد دلیری

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 20:33 توسط محمدرضا فرجاد |

بیانیه آغاز به کار «زیتون»

     سایت خبری تحلیلی «زیتون» ، با انتشار بیانیه ای آغاز به کار کرد.در این بیانیه که به امضا هیات موسس سایت رسیده است، زیتون خود را تریبونی «مستقل» برای بازتاب اندیشه ها و سلیقه های متنوع معرفی می‌کند که با رویکردی حرفه ای به کلیه نحله های فکری، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان می پردازد و به نواندیشی دینی نگاه ویژه ای دارد.نگاه «زیتون»، بی آنکه ایرانیان را به داخل و خارج تقسیم کند، عمدتا به داخل کشور است و این رسانه، هدف غایی خود را «رشد و تعمیق آگاهی مردم ایران در توسعه تمدن و فرهنگ و کسب آزادی و رهایی از انواع استبداد، به ویژه استبداد دینی حاکم» اعلام کرده است.این سایت به صورت مستقل تاسیس و زیر نظر شورای سیاست گذاری اداره می‌شود.

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 22:48 توسط محمدرضا فرجاد |

     فرهاد مسعودی مدیر موسسه مطبوعاتی 90 ساله اطلاعات به مدت نزدیک به 5 سال در دهه 1350 و دومین ناشر روزنامه اطلاعات تا اعتصاب 61 روزه روزنامه نگاران در نیمه آبان 1357 (سال انقلاب)، سی ام دیماه 1394 (20 ژانویه 2016) در نیس فرانسه در پی تحمل یک بیماری طولانی درگذشت.  

     وی متولد 1318 و هنگام فوت 75 ساله بود و دارای یک فرزند پسر. او که در سویس و آمریکا (استیت مینه سوتا) تحصیل کرده بود پس از بازگشت به ایران، به تدریج دست اندر کار امور مدیریت دو روزنامه انگلیسی و فرانسوی زبان موسسه اطلاعات شده بود و از نیمه دوم دهه 1340 و با ارتقاء منصور تاراجی ـ دوست او به مقام تحریری بالا، ورود بیشتری به امور روزنامه اطلاعات کرد و این کار از نیمه دوم سال 1350 که تاراجی سردبیر سِکشن های فیچر (اصطلاحا؛ لایی ها) شد گسترش یافت که اواخر سال 1352 عملا کار مدیریت روزنامه را بر عهده گرفت و طولی نکشید که سناتور عباس مسعودی (پدر او) بازنشستگی خودرا اعلام و وی را جانشین خویش کرد. گویا تصمیم سناتور مسعودی به بازنشسته شدن از مدیریت روزنامه، در پی رنجش شاه از او و منع وی از شرکت در مهمانی های دربار و سعایت امیرعباس هویدا از او نزد شاه (پهلوی دوم) بود. منصور تاراجی (دکتر در تاریخ و مسلّط بر زبان فرانسه) از کمونیست های سابق بود و شماری چپگرا را وارد تحریریه کرده بود و روزنامهِ معروف به محافظه کار، چپ نگاری می کرد. دوستی فرهاد و تاراجی در پی شدیدا مجروح شدن فرهاد در یک حادثه رانندگی در سربالایی خیابان ولیعصر (خیابان پهلوی وقت) ـ نرسیده به میدان ونک بیشتر شده بود زیراکه تاراجی (متوفی در فرانسه) لحظه ای در بیمارستان از او دور نمی شد. درباره این حادثه رانندگی، مطالب متعدد وارد افواه شده بود.
    مدیر و ناشر روزنامه شدن فرهاد خالی از اشکال نبود. به مدارک تحصیلی او ایراد گرفته شده بود. وی پس از فراغت از تحصیل در آمریکا در رشته های اقتصاد و روزنامه نگاری، به موقع برای ارزش گذاری مدارک تحصیلی خود اقدام نکرده بود. فرهاد چند روز پس از احراز مدیریت روزنامه و پیش از فوت پدر در 27 خرداد 1353 در دفتر کار خود از حمله قلبی، برای نخستین بار در تاریخ این موسسه با نویسندگان، قرارداد کار امضاء و دستمزد اعضای تحریریه را دفعتا سه برابر کرد. من (مؤلف این تاریخ آنلاین) ـ در آن زمان با 18 سال سابقه کار مستمر در روزنامه اطلاعات و تحصیلات بسیار بالا و داشتن سمَت معاون سردبیر، ماهانه 1500 تومان (معادل 215 دلار آمریکا) دریافت می کردم که سه برابر شد با حق بازنشستگی پس از 25 سال کار و در صورت اخراج، دریافت غرامت و دست کم برای هر سال کار، سه ماه دستمزد [که دو سال پس از انقلاب، همه بر هیچ شد، اخراج شدیم بدون دریافت یک ریال غرامت، اصطلاحا؛ با دست خالی].
    سناتور مسعودی هنگام جانشین خود کردن فرهاد، بهرام پسر دیگرش را که فردی بی نظر، آرام، شایسته، مذهبی و پایبند اخلاقیات است معاون موسسه و فرد دوم روزنامه کرد. پس از تضعیف موقع تاراجی در روزنامه در نیمه سال 1356 و سردبیر شدن غلامحسین صالحیار برای بار دوم، از قدرت و نفوذ فرهاد نیز کاسته شد و از آن پس، صالحیار ـ روزنامه نگار بنام و مؤسس خبرگزاری رادیوتلویزیون (دفتر مرکزی خبر) و از مؤسسان سندیکای روزنامه نگاران عملا قدرت اول روزنامه بود.
    پس از آغاز اعتصاب 61 روزه، فرهاد نیز بمانند بسیاری دیگر از معاریف، کشور را تَرک کرد و به انگلستان رفت و سالها بعد به فرانسه. پس از اعتصاب، کارکنان موسسه ـ از تحریری، فنی و کارگر ـ با آراء خود، بهرام مسعودی را رئیس مؤسسه و ناشر روزنامه و مدیریّت را شورایی کردند که اگر علاقه مندی و لیاقت او نبود، روزنامه به علت خالی بودن صندوق پول و نبود نظم اداری انتشار نمی یافت. مدیریت بهرام که اینک در تهران در شرکت افق (کوچه یگانه ـ خیابان ایرانشهر) سرگرم کار است 18 شهریور 1358 با صدور اعلامیه دادستان انقلاب پایان یافت، موسسه مطبوعاتی اطلاعات و اموال خانواده مسعودی مصادره و مؤسسه به بنیاد مستضعفان واگذار شد که 8 ماه بعد به دفتر رهبری جمهوری اسلامی وابسته شده است. دو ماه پیش از وابسته شدن مؤسسه به دفتر رهبری و انتصاب حجت الاسلام محمود دعایی به مدیریت آن، روزنامه نگاران و نویسندگان این بنیاد مطبوعاتی ـ به استثای چند نفر ـ برکنار شدند، با نوعی تشکر از زحمات گذشته و وعده دعوت بکار در آینده و در صورت نیاز، امّا بدون پرداخت قانونی غرامت اخراج. اعضای قدیمی تحریریه و فنی موسسه مطبوعاتی اطلاعات با هدف تازه کردن دیدار و حفظ همبستگی، از آن زمان گردهمایی دوره ای دارند که بهرام مسعودی در این دیدارها شرکت می کند. بهرام روابط حسنه با حجت الاسلام دعایی دارد که در طول 35 سال مدیریت خود، روش خبری بودن روزنامه را حفظ کرده است.

عکسی از مراسم امضای قرارداد کار با اعضای تحریریه مؤسسه اطلاعات در سال 1353 ـ فرهاد مسعودی (دارای ریش)، در ردیف نشستگان در حال صحبت با سیاوش سیروس (اینک مقیم کالیفرنیا) برای امضای قرارداد کار است. در این عکس، مؤلف این تاریخ آنلاین برای ایرانیان (نوشیروان کیهانی زاده) نفر اول سمت چپ در ردیف ایستادگان است که به قرارداد سیروس نگاه می کند. فرهاد پس از حادثه رانندگی و آسیب دیدن صورت، ناچار به گذاشتن ریش بود. در عکس؛ علی باستانی، حسین الهامی، مهرپرور، فیروز مجللی، فردوس قربانی، سیدحسینی، صالحی آرام و ... دیده می شوند. 

                                                                                                      برگرفته از روزنامک

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 15:22 توسط محمدرضا فرجاد |


     محمدمهدی فرقانی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه‌طباطبایی گفت: روزنامه‌نگار بی‌اخلاق، بی‌اخلاقی را در جامعه نهادینه می‌کند و این بدتر از پزشکِ بی‌اخلاقی است که بخیه را از چانۀ بیمار بیرون می‌آورد.

     به گزارش انجمن متخصصان روابط عمومی استان یزد، فرقانی در ادامه‌ی نشست «اخلاق حرفه‌ای در رسانه‌ها»،  «روابط عمومی» و «روزنامه‌نگاری» را دو شغل حرفه‌ای و تعریف‌شده دانست که قواعد و چارچوب‌های خاص خود را دارند.
     او گفت: دو ویژگیِ ضابطه‌مندی و نیازمندی به تخصص ‌و آموزش را دلیلِ «حرفه» تلقی‌شدنِ این مشاغل است و «نظام جامعِ روزنامه‌نگاری» نمونه‌ای از این ادعا است. فرقانی درباره مسئولیت‌های اجتماعیِ روابط عمومی‌ها و رسانه‌ها سخن گفت و این مسئولیت‌ها را در دو بخشِ اخلاقی و حقوقی تقسیم‌بندی کرد.
     او با بیان این سخن «این را می‌گویم که همۀ مسئولان بلند پایه بشنوند»، گفت: حقوق به‌معنای نیازهایی است که شاغل برای انجامِ درست مسئولیت‌هایش به آن نیاز دارد. رئیس دانشکدۀ علوم ارتباطات، حقوق مشترکِ شاغلان روابط عمومی و رسانه را استقلال حرفه‌ای، دانش، تخصص، مهارت، وابسته نبودن به قدرت و ثروت، برخورداری از امنیت شغلی، بیمه و نیز بازنشستگی بیان کرد و حق پرسشگری، حق بیان حقیقت، پاسخ‌گو کردن مسئولان و جست‌وجوی آزاد اطلاعات را جزو حقوق روزنامه‌نگاران دانست.
     فرقانی به مسئولیت‌های اخلاقی روابط عمومی‌ها و رسانه‌ها در زمانِ بیشتری پرداخت و گفت: متاسفانه ما در یکی از بحران‌های اخلاقیِ تاریخ ایستاده‌ایم؛ چراکه دستاوردهای اخلاقی و فرهنگی خود را در مواجهه با مدرنیته و پست مدرنیسم از دست داده‌ایم.
     او به تفاوت‌های عصر سنتی و مدرن و پست‌مدرن اشاره کرد و گفت: تشکل‌های صنفی و حرفه‌ای یکی از سازوکارهای دنیای مدرن برای دفاع از حقوق و نظارت بر عملکرد و رسیدگی به تخلف‌هاست، اما متاسفانه ما در هجوم مدرنیسم داشته‌ها و ارزش‌های گذشته خود را از دست داده‌ایم و در عین حال، دستاوردهای مدرنیسم را نیز فرا نگرفته‌ایم.
     این مدرس ارتباطات با اشاره به ارتباطِ میان حقوق و اخلاق و با بیان این که نتوانسته‌ایم مسئلۀ اخلاق را به برخی دوستان و روزنامه‌نگاران بقبولانیم، دلیل آن را ارضا نشدنِ نیازها و حقوق روزنامه‌نگاران و روابط عمومی‌ها دانست. به گفته او، سال‌هاست در ایران میثاق اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران تدوین شده، اما پس از سال‌ها هنوز این تعهدنامۀ اخلاقی اجرا نشده است.
     او تاکید کرد: یکی از دلیل‌های عقب‌تر بودنِ کشور ما از برخی کشورهای توسعه‌یافته، پایبندی به سنت‌ها و نپذیرفتن نوآوری است؛ درحالی‌که ویژگی دنیای پست‌مدرن، آشتی‌دادنِ سنت با نوآوری است. فرقانی گفت: به‌نظرم در این شرایط نیز باید کدها و اصول اخلاقی رعایت شوند؛ چراکه در غیر این‌صورت، فساد در جامعه فراگیر می‌شود.
     عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: روزنامه‌نگار بی‌اخلاق، بی‌اخلاقی را در جامعه نهادینه می‌کند و این بدتر از پزشکِ بی‌اخلاقی است که بخیه را از چانۀ بیمار بیرون می‌آورد. او با تاکید بر اهمیت رعایت اخلاق حرفه‌ای بویژه در روزنامه‌نگاری گفت: هرچند من فردی آرمان‌نگر هستم، 25 سال کار روزنامه‌نگاریِ من گواه این مدعاست که اخلاق‌گرا بودن چندان هم آرمانی نیست و اجرا شدنی است.
     فرقانی تاکید کرد: به‌نظر من در جامعۀ انسانی هیچ توجیهی برای بی‌اخلاقی وجود ندارد؛ شما می‌توانید قانون را زیر پا بگذارید، اما اخلاق را نه؛ چراکه در حوزۀ فرهنگی نیز هیچ چیز به اندازۀ رعایت اخلاقِ حرفه‌ای به فرد امنیت خاطر نخواهد داد.

تنزل جایگاه روابط عمومی‌ها به‌نفع هیچ‌کس نیست

     رئیس دانشکده علوم ارتباطات در بخش دیگری از سخنانش، سازمان و رسانه را در تعامل با هم دانست و دربارۀ تفاوت‌های آنها گفت: سازمان اساسا تمایل به پنهان‌کاری دارد و رسانه تمایل به افشاگری. از این‌رو، لازم است سازمان کمی دست از پنهان‌کاری خود بردارد و رسانه نیز کمی دست از افشاگری‌.
     به گفته فرقانی، لازمۀ این کار داشتنِ دانش، مهارت، تخصص و خلاقیت است. او تنزل جایگاه روابط عمومی را اتفاقِ مهم این روزهای کشور و استان یزد دانست که منجر شده است متخصص روابط عمومی در جایگاه روابط عمومی قرار نگیرد.
     این مدرس دانشگاه ادامه داد: ما اکنون در جهان رسانه‌ای شدن و روابط عمومی شدن به‌سر می‌بریم. از این‌رو، این اتفاق فاجعه است و به نفع هیچ‌کس نیست.

     نشست «اخلاق حرفه‌ای در رسانه‌ها» با حضور محمدمهدی فرقانی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه‌طباطبایی و نشست «اخلاق حرفه‌ای در روابط عمومی» با سخنرانی مهدخت بروجردی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه‌طباطبایی چهارشنبه 30 دی ماه 94 در پردیس دانشگاه یزد برگزار شد

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن ۱۳۹۴ساعت 23:45 توسط محمدرضا فرجاد |


     «ويليام جان لانگ William John Lang» روزنامه نگار آمريكايي و از دبيران مجله لايف Life بيست و يکم ژانويه 1968 در 54 سالگي درگذشت. وي كار روزنامه نگاري را از 22 سالگي در روزنامه «شيكاگو ديلي نيوز» و پس از اتمام دانشگاه آغاز كرده بود.

     ویلیام لانگ پس از پوشش انتخابات سالهاي 1936 و 1940 رياست جمهوري آمريكا، در يك مقاله طولاني و ماندني نظريه اي را ابراز داشت كه از همان زمان مورد توجه خاص سردبيران رسانه ها و دمكراسي دوستان است. وي نوشته است كه اگر روزنامه نگار به هنگام تحرير اخبار مربوط به رقابت هاي انتخاباتي، در قالب گزارش روزنامه و به شيوه ژورناليستي، اصول دمكراسي و نظر مردم و كارهاي گذشته (بد و خوب) نامزدها را دقيقا و منصفانه برنگارد، نه تنها مردم معمولي آموزش دمكراسي مي بينند بلكه دمكراسي از اصول و هدفهاي خود دور نمي شود و رتوريك Rhetoric هاي نامزدها (نطق هاي عمومي و عمدتا توخالي و لفّاظي ها) نخواهد توانست راي دهندگان را بفريبد و مانع از آن شود كه اقدامات منفي خود درگذشته را پنهان كنند.
    «لانگ» روزنامه نگاران را آموزگار و پاسدار دمكراسي خوانده و با اين دو رسالت از آنان خواسته است كه در پوشش اخبار مربوط به فعاليت هاي انتخاباتي «حُب و بُغض» شخصي خود را كنار بگذارند و اصول و سود جامعه را در نظر داشته باشند.
     وي در همين مقاله به سردبيران روزنامه هاي ساير كشورها توصيه كرده بود كه با هدف خدمت به آموزش و رشد معلومات ملت خود، مبارزات انتخاباتي كشورهاي ديگر را به طور روزانه، مشروح و «بي واسطه (از طريق خبرنگار خود و نه به نقل از خبرگزاري ها و رسانه هاي ديگر و توجه به متن اعلاميه هاي رسمي)» پوشش دهند.
  ويليام جان لانگ روند جنگ جهاني دوم از شمال آفريقا تا شهر برلین و ازجمله نبرد بالژ را پوشش داده بود.

برگرفته از روزنامک

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن ۱۳۹۴ساعت 23:27 توسط محمدرضا فرجاد |

     هفته‌نامه «پنجره» بعد از چند هفته تعطیلی و با تغییر مدیرمسئول و سردبیر، امروز شنبه روی کیوسک آمد.

     به گزارش مهر، شماره ۲۵۴ هفته‌نامه «پنجره» بعد از سه ماه تعطیلی با پرونده‌ای درباره ی شهادت شیخ نمر و حواشی به وجود آمده بعد از شهادت او منتشر شد. هفته گذشته بعد از به شهادت رساندن شیخ نمر توسط سعودی‌ها، اعتراضاتی در اقصی نقاط جهان و کشورمان به وقوع پیوست که این اعدام حواشی خاصی را هم به دنبال داشت. هفته نامه پنجره در شماره ۲۵۴ خود به بررسی ابعاد مختلف این اتفاق پرداخته است.

    شماره جدید هفته‌نامه پنجره به صاحب امتیازی علیرضا زاکانی و مدیرمسئولی محمدامین توکلی‌زاده و سردبیری سیدمحمدصادق کاظمی، در ۸۴ صفحه و با بهای ۵۰۰۰ تومان، امروز شنبه روی کیوسک‌های مطبوعات قرار گرفته است.

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۴ساعت 15:14 توسط محمدرضا فرجاد |

     علی گرانمایه‌پور مدرس ارتباطات در گفتگویی با ایسنا با بیان این که در بحث ورود تکنولوژی‌های نوین ارتباطی سه نوع نگاه وجود دارد، گفت:‌ می‌توان به این موضوع نگاه خوشبینانه، بدبینانه و بینابینی داشت؛ فکرمی‌کنم نگاه ما به این تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و شبکه‌های پیام‌رسان موبایلی باید به اندازه کارکردشان باشند.

     او یکی از آفت‌های اطلاع‌رسانی را ازدیاد بیش از اندازه خبرگزاری‌ها در ایران دانست و ادامه داد: این موضوع نشان می‌دهد که یا مشکلی در نحوه اطلاع‌رسانی وجود دارد یا این که این کار را آن قدر ساده فرض کرده‌ایم که هر گروهی برای ارگان خبری خودش به راحتی یک خبرگزاری راه‌اندازی می‌کند؛ اگر نگاه ما به خبرگزاری‌ها به همین صورت باشد طبیعتاً با پیشرفت شبکه‌های اجتماعی در آینده کارکرد خبرگزاری‌ها کم یا به طور کلی حذف می‌شود.

    گرانمایه‌پور که معتقد است «خبرگزاری‌ها یک نوع کانال رسمی اطلاع‌رسانی محسوب می‌شوند» در این زمینه متذکر شد: اگر خبرگزاری‌های داخلی همانند خبرگزاری‌های خارجی در زمینه ابزار اطلاع‌رسانی، تولید خبر، استفاده از ارزش‌های خبری متفاوت و دوری از سیاسی‌کاری خودشان را به‌روز کنند، طبیعتا‍ً عمر طولانی‌تری خواهند داشت.

    این مدرس ارتباطات خاطرنشان کرد: اگر قرار باشد با رویکرد فعلی که خبرگزاری‌ها به استقبال عصر جدید شبکه‌های جدید اطلاع‌رسانی رفته‌اند کارشان را ادامه دهند، مردم و خبرنگاران دیگر نیازی نمی‌بینند تا اطلاعات مورد نیازشان را از خبرگزاری‌ها دریافت کنند؛ البته به شکل قطعی نمی‌توان گفت که با ادامه این روند خبرگزاری‌ها در آینده از بین می‌روند، اما نکته اصلی این است که اگر خودشان را با شرایط جدید فضای خبری دنیا با توجه به پیشرفت شبکه‌های اجتماعی و رقبای دیگری که در راه هستند منطبق نکنند، به راحتی کارکردشان را از دست خواهند داد.

    گرانمایه‌پور یکی دیگر از مشکلات خبرگزاری‌ها را کار با نیروی غیرحرفه‌ای، ارزان و چند شغله دانست و با بیان اینکه تعداد خبرگزاری‌های ما از روزنامه‌های یومیه بیشتر است، متذکر شد: خبرگزاری‌هایی که با خبرنگارانی که در چند جا مشغول به کار هستند همکاری می‌کنند عملاً موفق نخواهند بود؛ چراکه انرژی خبرنگار نهایتاً در یکی از این شغل‌ها از بین می‌رود و این در حالی است که لازمه این کار انرژی زیاد است.

     او در پایان با اشاره به راهکارهایی برای افزایش عمر خبرگزاری‌ها در آینده گفت:‌ به نظرم اگر خبرگزاری‌ها ادغام شوند، از نیروهای انسانی خوب استفاده کنند و از لحاظ مالی تأمین باشند، می‌توانند کارشان را به همین منوال ادامه دهند؛ ولی اگر این شرایط فراهم نشود، مجبور می‌شوند امتیازشان را واگذار کنند.

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۴ساعت 15:4 توسط محمدرضا فرجاد |


     طرح اشتراک نیم بهای روزنامه ها با روزنامه خوان شدن مردم کلید می خورد که افزایش مخاطبان و روزنامه خوانی و سطح مطالعه را به دنبال خواهد داشت و می توان این موضوع را از اهداف طرح به حساب آورد، مشروط بر اینکه درست هدف گذاری و اجرا شود.

     به گزارش ایرنا، این طرح می تواند به رونق بخشی مطبوعات و رسانه های مکتوب کمک کند؛ آن هم در کشوری که متوسط مطالعه و روزنامه خوانی نسبت به پیشینه فرهنگی آن قابل توجه نیست.
     با اجرایی شدن طرح اشتراک (فروش) نیم بهای مطبوعات در کشور، علاوه بر کمک به بالا رفتن فرهنگ مطالعه، کمک شایانی نیز به اقتصاد فرهنگ به ویژه اقتصاد مطبوعات در سراسر کشور می شود که بی گمان حمایت از مطبوعات استان و نشریات محلی در راس هدف گذاری این طرح است.
     رئیس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت تعاونی مطبوعات کشور روز چهارشنبه در جمع مدیران مسئول نشریات آذربایجان شرقی با بیان این که استان سابقه درخشان فرهنگی و مطبوعاتی در کشور دارد ،گفت : این طرح به صورت برابر در شهرستان ها و تهران اجرا می شود .
     علی اکبر بهبهانی افزود: طرح اشتراک نیم بهای نشریات جان تازه ای به مطبوعات می دهد. او اظهار کرد: در طرح اشتراک نیم بهای نشریات، ٥٠ درصد از هزینه ها را اداره کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی می پردازد.
     بهبهانی ادامه داد: بر اساس این طرح، هر یک از شهروندان در هر جای کشور با پرداخت نیمی از بهای نشریات، می توانند اشتراک نشریه مورد علاقه خود را به دست آورند و پنجاه درصد باقیمانده را اداره کل مطبوعات داخلی تأمین می کند که در این صورت، معادل قیمت پشت جلد به مدیریت نشریه عودت می شود .
او خاطر نشان کرد: در این طرح که با هدف توسعه فرهنگ اشتراک نشریات در نظر گرفته شده است، علاوه بر پنجاه درصد بهای نشریه، هزینه های ارسال نشریه برای مشترکان نیز به عهده معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است .
     بهبهانی با اشاره به توزیع روزنامه، هفته نامه و ماهنامه به صورت رایگان برای مردم، افزود: با این اقدام شهروندان به مطالعه نشریات عادت می کنند تا جایی که حتی در صورت توقف این طرح بسیاری از افراد خرید نشریه را در سبد خرید روزانه خود قرار خواهند داد.
     او گفت : یک هزار و ٥٠٠ عنوان روزنامه در کشور فعال است و حدود یکهزار و 900 ماهانه و هفته نامه به طور مستمر منتشر می شوند.
     مدیرعامل تعاونی مطبوعات کشور سامانه اشتراک را به سه بخش خواننده، مدیر مسئول و توزیع کننده تقسیم کرد و افزود: خوانندگان حق دارند تا دو روزنامه، دو هفته نامه و یک ماهنامه را به صورت رایگان دریافت کنند.
     او ادامه داد: مدیران مسئول در این طرح موظف هستند تا 10 درصد قیمت روز جلد نشریه را به تعداد نسخه های چاپ شده پنجم هر ماه به حساب نشرآوران واریز کنند. بهبهانی پرداخت ١٠ درصد قیمت روز جلد نشریه را به عنوان حسن انجام کار مدیران مسئول دانست و اظهار کرد: پیگیری نوع توزیع هم از دیگر اقداماتی است که انجام خواهد گرفت.
     او همچنین با بیان این که در زمینه فعالیت رسانه های کشور نباید تبعیضی میان رسانه های تهرانی و شهرستانی باشد، گفت: بنابر تصمیمی که از سوی وزارتخانه گرفته شده، میزان حمایت یکسان است و تبعیض نخواهیم داشت.  طرح اشتراک نیم بهای روزنامه ها یکی از معیارهایی است که در ارزیابی نشریات و اختصاص یارانه ها دخالت می‌کند.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم دی ۱۳۹۴ساعت 22:36 توسط محمدرضا فرجاد |

     دوهفته نامه سیاسی و فرهنگی «رو به رو» به سردبیری سروش فرهادیان و مدیرمسئولی پوریا سوری در آینده نزدیک بر پیشخان عرضه نشریات سراسری خواهد نشست.
 
     به گزارش خبرنگار قلم نیوز، دوهفته نامه سیاسی و فرهنگی رو به رو، با مشی اصلاح طلبانه و با رویکردی مبتنی بر روزنامه نگاری تحقیقی، نخستین شماره خود را بر پیشخان مطبوعات عرضه می کند.
     تولد یک نشریه جدید در آغازین روزهای زمستان، در شرایطی رقم می خورد که فضای رسانه ای کشور جنب و جوش چندانی نداشته و مدت هاست دوره رسانه های تاثیرگذار و پرتیراژ به سر آمده است. با این حال «رو به رو» که متشکل از روزنامه نگاران جریان اصلاحات است، بنا دارد با رویکردی مبتنی بر روزنامه نگاری موسوم به «تحقیقی» که گزارش محور و سوژه یاب است، بابی را که سال هاست در مطبوعات ایران بسته شده، بازگشایی کند.
     سوژه هایی که در «رو به رو» با آن رو به رو می شوید، بر دو نوع است، نخست سوژه هایی که پرداختن به آن مستلزم وقت و هزینه زیاد است و اصولا نشریات امروزی به سراغ آن نمی روند و دیگر سوژه هایی که برخی از اهالی مطبوعات نگرانی های مختلفی از پرداختن به آن دارند.
     روزنامه نگاران حاضر در هیات دبیران «رو به رو» از اهالی باسابقه مطبوعاتند که سابقه فعالیت در رسانه های جدی اصلاح طلب را در کارنامه خود دارند. در «رو به رو» مهدی حسنی دبیرعکس، مصطفی دهقان دبیر اقتصادی، سعید برآبادی دبیر اجتماعی، امیرهادی انواری دبیر پرونده ویژه، نیما راد دبیر سیاسی و معاون اجرایی سردبیر، علی ذهابی دبیر دیپلماسی، معصومه احمدیان دبیر ویراستاری، مسعود رئیسی دبیر طرح و حسین توکلی در سمت مدیر هنری ، مشغول به فعالیتند و گروهی از روزنامه نگاران و خبرنگاران مستقل مطبوعات، هیات تحریریه «رو به رو» را تشکیل می دهند.

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم دی ۱۳۹۴ساعت 11:45 توسط محمدرضا فرجاد |


     «منچستر گاردین» در سال ١٨٢١ به وسیله ادوارد تیلور در انگلستان تأسیس شد و در پنجم می همان سال انتشار خود را آغاز کرد. این روزنامه در آن سال‌ها تمایل داشت از فشارهایی که قحطی و بی‌کاری ناشی از جنگ‌های ناپلئونی به وجود آورده بود و به کشتار شورشیان پیترلو در سال ١٨١٩ در منچستر ختم شد، انتقاد کند. این نشریه تا سال ١٨٣٦ به‌طور هفتگی در روزهای شنبه منتشر می‌شد و بعدتر نسخه روز چهارشنبه به آن افزوده شد. در سال ١٨٥٥ که قانون مالیات تمبر برای روزنامه‌ها برداشته شد، منچستر گاردین توان اقتصادی را پیدا کرد که به صورت روزنامه منتشر شود.
     از سال ١٨٧٢ به مدت ٥٧ سال سی‌پی اسکات سردبیری منچستر گاردین را برعهده داشت و توانست توجهات ملی و بین‌المللی را به این روزنامه جلب کند. اسکات در سال ١٩٠٧ روزنامه را از پسر تیلور خرید و قول داد با ادامه استقلال روزنامه، از اصولی که به وسیله بنیان‌گذاران آن پایه گذاشته شده بود محافظت کند. اصولی که اسکات به آن معتقد بود، در نقل‌قول معروفی در شماره‌ ویژه صدمین سالگرد انتشار این روزنامه دیده می‌شود: «اظهارنظر آزاد است اما واقعیت امری مقدس است... صدای مخالفان نه کمتر از صدای دوستان حق دارد که شنیده شود».
     روزنامه گاردین در تاریخچه‌اش نوشته بعد از اینکه اسکات دیگر نتوانست نقش فعالی در مدیریت و سردبیری روزنامه داشته باشد، کنترل روزنامه را به دو پسرش واگذار کرد؛ جان راسل اسکات، مدیریت و ادوارد تیلور اسکات، سردبیری آن را برعهده گرفت؛ اسکات بزرگ در سال ١٩٣٢ درگذشت و پسر بزرگ‌ترش نیز چهارماه بعد فوت کرد. پسر کوچک اسکات برای اینکه روزنامه را از فلج‌شدن پس از مرگش و تمایل رقبا به غارت آن حفظ کند، تصمیم گرفت یک حرکت رادیکال انجام دهد تا از آینده گاردین مطمئن شود. او نتیجه گرفت که تنها راه این است که روزنامه را ببخشد و با این راه‌حل، مشاور نزدیکش، گیوین سایموندز را از کوره به در برد: «اسکات سعی می‌کند کاری بسیار نفرت‌انگیز در قانون انگلستان انجام دهد؛ سعی می‌کند خودش را از حق مالکیت خلاص کند».
     در سال ١٩٣٦ اسکات حق مالکیت روزنامه گاردین منچستر را به هیأت امنای «بنیاد اسکات» واگذار کرد. در متونی که به‌عنوان میراث بنیان‌گذاران این بنیاد باقی مانده، همان‌قدر که قول داده شده از سنت بنیادین تحریریه‌ای روزنامه محافظت شود (روزنامه «باید در آینده در همان خط و همان روحی قرار داشته باشد که قبلا بوده»)، به همان میزان نیز تأکید شده است که جای پای محکمی برای کسب‌وکارش داشته باشد: «تمام سرریز سود بنیاد که در دیگر شرکت‌ها می‌تواند به صورت سود تقسیم‌شده برای سهام‌داران در دسترس باشد، باید صرف اضافه‌شدن به منابع بنیاد و افزایش تیراژ و توسعه و بهبود روزنامه شود». خانواده اسکات تا سال ١٩٨٤ ریاست هیأت‌مدیره بنیاد را در اختیار داشتند اما این دستورالعمل‌ها را برای آیندگان باقی گذاشتند.
     با اینکه تأسیس بنیاد اسکات توانست روزنامه را مطمئن کند، اما وقتی که در سال ١٩٤٤ ای‌پی وادورث سردبیر شد، مشکلات مالی روزنامه به‌تدریج به اوج می‌رسید؛ تعداد معدود صفحات، کیفیت پایین چاپ و در مواردی برجسته‌سازی غریب برخی اخبار، گاردین منچستر را در مقابل رقبای خود، تایمز و دیلی‌تلگراف، با فروش کم مواجه کرده بود. این مشکلات تا دو دهه بعدتر ادامه یافت. از سوی دیگر، بنیاد گاردین که از سال‌های دور نشریه منچستر گاردین ایونینگ را نیز منتشر می‌کرد به‌شدت در آن سرمایه‌گذاری کرده و به جایی نرسیده بود. در میانه دهه ١٩٦٠ بحثی جدی مطرح شد که گاردین در تایمز ادغام شود و اگر حمایت پروپاقرص الستیر هثرینگتون، سردبیر وقت، از استقلال گاردین نبود این ادغام صورت گرفته بود.
     در سال ١٩٧٦ سرمایه‌گذاری بر چاپ و بهبود وضعیت دفتر گاردین در لندن، موقعیت این روزنامه را بهبود بخشید. شکلی جدید بخشیدن به هفته‌نامه گاردین که از محتواهای واشنگتن‌پست و لوموند استفاده می‌کرد نیز به تحکیم موقعیت کمک کرد. در فضای قطبی‌شده سیاست در دهه‌های ١٩٧٠ و ١٩٨٠ صدای گاردین با لحن چپ به گوش می‌رسید. صفحات اظهارنظر کارشناسان در روزنامه گاردین زادگاه حزب سوسیال‌دموکرات انگلستان بود، صفحه نامه‌های خوانندگان مسیر آینده حزب کارگر را مشخص می‌کرد و پوشش اعتصابات کارگران معدن در سال‌های ٨٥-١٩٨٤ نشان‌دهنده موقعیت گاردین در فضای سیاسی آن سال‌ها بود. بااین‌حال، وقتی که در سال ١٩٨٦ روزنامه ایندیپندنت تأسیس شد، رقیبی جدی برای گاردین در جناح چپ مطبوعات انگلستان پیدا شد.
     در سال ١٩٩٣ روزنامه تایمز قیمت خود را ٥٠ درصد کاهش داد و دیلی‌تلگراف و ایندیپندنت نیز از آن تبعیت کردند اما گاردین قیمت را پایین نیاورد و به‌جای اتکا به قیمت تک‌فروشی با سرمایه‌گذاری بر روزنامه‌نگاران و نوآوری‌هایی که در بازار انجام داد، تلاش فراوانی کرد تا خود را حفظ کند؛ در این سال‌ها تیراژش افزایش یافت، از نظر تجاری موفق بود و کیفیت روزنامه‌نگاری و نوآوری‌اش مورد تحسین واقع شد. گاردین از آن سال‌ها تاکنون نقش مؤثری نیز در فضای سیاسی انگلستان داشته است؛ در سال ١٩٩٧ گزارش‌های تحقیقی گاردین در سقوط دولت محافظه‌کار «توری» نقش مؤثری داشت. این روزنامه یکی از دو نشریه مورداعتماد ویکی‌لیکس برای انتشار اسنادش بود و اخیرا در ماجرای افشای شنود تلفنی از مقامات دولتی انگلیس نیز پیشرو بود.


برگرفته از روزنامه شرق

+ نوشته شده در جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ساعت 23:3 توسط محمدرضا فرجاد |

     روزنامه شرق هفته گدشته به نقل از پوینتر نوشت: در ایالات متحده آمریکا اینکه به عنوان یک روزنامه‌نگار چقدر درآمد داشته باشید، مستقیما برمی‌گردد به اینکه ساکن کدام ایالت باشید. بااین‌حال، آماری که در ماه آوریل منتشر شد، نشان داد که گزارشگران روزنامه، پایین‌ترین دستمزدها را در کل آمریکا دریافت می‌کنند.

     به نظر می‌رسد روزنامه‌نگاران آمریکایی معتقدند با توجه به مسائل و مشکلات حرفه‌شان، دستمزد آنها به اندازه‌ای نیست که بتواند برایشان یک زندگی درخور فراهم کند؛ اما اگر میانگین دستمزد در میان مشاغل گوناگون در ایالات متحده آمریکا را در نظر بگیرید، بررسی‌ها نشان می‌دهد که در ١٤ ایالت روزنامه‌نگاران بیش از میزان متوسط دستمزد دارند، در ١٣ ایالت در حدود همین میزان دستمزد دریافت می‌کنند و در ٢٣ ایالت دستمزد آنها از میانگین دستمزدها کمتر است.
     احتمالا نزدیک‌ترین شغل به روزنامه‌نگاری شغل روابط عمومی است. مروری اجمالی بر میزان دستمزدهای این دو گروه نشان می‌دهد که روزنامه‌نگاران به مراتب کمتر از مدیران روابط عمومی حقوق دریافت می‌کنند. گفته می‌شود دستمزد سالانه حدودی ٣٥هزارو ٥٠٠ دلاری روزنامه‌نگاران در برابر دستمزد ٥٤هزارو ٩٤٠ دلاری مدیران روابط عمومی قرار دارد. این بدان معناست که با اندکی اغماض روزنامه‌نگاران، نصف مدیران روابط عمومی حقوق می‌گیرند. نگاهی به آمار ١٠ سال گذشته نشان می‌دهد که سال به سال تفاوت دستمزد این دو گروه بیشتر و بیشتر شده است.در ١٣ ایالت از ایالات متحده آمریکا، روزنامه‌نگاران چیزی در حدود همان متوسطی دریافت می‌کنند که باقی مشاغل در این ایالت‌ها دریافت می‌کنند. در ویرجینیای غربی، متوسط دستمزدها سالانه در حدود ٢٩ هزار و ٤١٠ دلار است که روزنامه‌نگاران ٢٩ هزار و ٣١٠ دلار دریافت می‌کنند. ایالت‌های آلاسکا، ایلینویز، آلاباما و تنسی وضعیتی کمابیش مشابه دارند. به لحاظ جغرافیایی مناطقی که روزنامه‌نگاران در آنها دستمزدی نزدیک به دستمزد متوسط ایالت دریافت می‌کنند در حدود جنوب شرق، جنوب و جنوب غربی قرار دارند.
     در ١٣ ایالت روزنامه‌نگاران در حدود شش درصد بیش از درآمد متوسط ایالت، دستمزد می‌گیرند. در رودآیلند، برای مثال روزنامه‌نگاران ٥٨ درصد بیش از درآمد متوسط حقوق دریافت می‌کنند. درآمد روزنامه‌نگاران این منطقه در حدود ٦٠ هزار و ٧٥٠ دلار در برابر ٣٨‌هزارو ٣٣٠ دلار است. بلافاصله بعد از رودآیلند، منطقه نوادا قرار دارد که روزنامه‌نگاران آن ٣٤ درصد بیش از درآمد متوسط منطقه حقوق می‌گیرند. یوتا، جورجیا و هاوایی در مراتب بعدی قرار دارند.
     اما در ٢٣ ایالت دیگر، روزنامه‌نگاران در حدود شش درصد کمتر از درآمد متوسط دیگر مشاغل حقوق دریافت می‌کنند. در داکوتای شمالی، روزنامه‌نگاران ٣٠ درصد کمتر از میانگین حقوق دریافتی دیگر مشاغل دستمزد می‌گیرند. در  این منطقه دستمزد متوسط، ٣٦هزارو ٩٢٠ دلار است و حقوق روزنامه‌نگاران به ٢٥هزارو ٧٩٠ دلار می‌رسد. دیگر ایالت‌هایی که وضعیت کمابیش مشابهی دارند، عبارتند از: ویومینگ، نبراسکا، واشنگتن و کانکتیکت. تلاش گاردین برای مستقل‌ماندن

+ نوشته شده در جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ساعت 22:54 توسط محمدرضا فرجاد |

      روزنامه «آسمان» با مدیرمسوولی عباس بزرگمهر رفع توقیف شد. به گزارش ایسنا، روزنامه «آسمان» به مدیر مسوولی عباس بزرگمهر که بیش از یک سال و نیم است توقیف شده بود، هفته گذشته از سوی دادستانی تهران رفع توقیف شد و قرار است طی روزهای آتی مجددا به کارش ادامه بدهد.
 
      جمال خندان کوچکی - وکیل روزنامه «آسمان» - در این زمینه به ایسنا گفت:‌ اسفند ماه سال 92 روزنامه «آسمان» پس از مدت کوتاهی از انتشار اولین نسخه خود از سوی دادستانی تهران توقیف شد. این روزنامه به اتهام انتشار مطالب خلاف موازین اسلامی درخصوص انعکاس گزارش گردهمایی اساتید و دانشجویان دهه 60 رشته حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، توقیف شد و سرانجام در شهریور ماه سال 93، شعبه 79 دادگاه وقت کیفری استان تهران، عباس بزرگمهر - مدیر مسوول و صاحب امتیاز روزنامه «آسمان» - را به دو میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرد.
      وی همچنین اعلام کرد: حکم صادره پس از قطعیت، هفته گذشته به موقع اجرا گذاشته شد و پرونده روزنامه «آسمان» در دادستانی تهران مختومه شد. خندان در پایان گفت: اکنون آقای بزرگمهر به عنوان مدیر مسوول روزنامه «آسمان» درصدد تأمین اعتبارات مالی لازم و جمع‌آوری همکاران مورد نظر برای انتشار مجدد این روزنامه است که طی روزهای آتی مجدداً این روزنامه با تحریریه جدید منتشر می‌شود و «آسمان» دوباره آفتابی خواهد شد.
 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ساعت 23:16 توسط محمدرضا فرجاد |

یادداشتی از محمد قوچانی: به یاد یک همکار، یک روزنامه‌فروش

     در روزگاری که مردم، اگر اهل مطالعه باشند، اخبار و اطلاعات خود را از شبکه های اجتماعی می گیرند و صفحات روزنامه های صبح را از طریق وب سایت ها و کانال های تلگرامی چک می کنند، روزنامه نگاری حرفه ای روبه زوال است، تا چه رسد به روزنامه فروشی! به همین جهت است که چرخه ی معیوب توزیع مطبوعات در ایران راه های دیگری برای تداوم حیات خود می جوید و سیگار و آدامس و بیسکویت و نوشابه را در کنار روزنامه در دکه می فروشد تا بتواند به زندگی اش ادامه دهد. تا اینجای کار ایرادی ندارد اما ایراد آنجاست که جای اصل و فرع عوض می شود و به تدریج دکه های فروش سیگا و آدامس و بیسکویت و نوشابه ای شکل می گیرد که روزنامه و مجله ای هم می فروشند!.
     در این بین روزنامه فروشانی هستند که اصل حرفه خود را فراموش نکرده اند و نه تنها هر روز صبح با دقت یک صحنه آرا، دکه خود را تزیین می کنند و روزنامه ها و مجله ها را به ترتیب تقاضا و عرضه می چینند بلکه درباره ی آنها با مشتریان حرف می زنند، تحلیل می کنند و خبر می دهند و بحث می کنند. نگران آمد و نیامدن مجله و روزنامه ای می شوند و بهترین آمار رشد یا درجا زدن تیراژ یک مجله یا روزنامه را می دهند. اینان صادق‌ترین همکاران ما روزنامه نویسان هستند. آنان که بی واسطه با مخاطبان ما در ارتباط هستند. شهر ما رشت از این روزنامه فروشان بسیار داشته و دارد. بدون تعصب بگویم که روزنامه فروشی در رشت حتی در قیاس با تهران و البته بنا به مشاهدات من در قیاس با اصفهان و مشهد و قم و تبریز و چند شهر دیگری که دیده ام، زنده تر و جذاب تر از شهر دیگری است. همیشه روزنامه فروشی برایم شعف انگیز بوده و هست؛ یکی از بهترین جاهایی که می شود به قصد تفرج رفت و از تازه هایش لذت برد. واین در رشت لذتی دوچندان دارد. رشت روزنامه فروشانی حرفه ای دارد. مردمانی که سی سال است می شناسمشان، از مرحوم یونس بهرامیان که در دهه شصت هر روز صبح با دوچرخه روزنامه را به خانه مان می آورد و آخرِ سر جانش را بر همین دوچرخه گذاشت و قصه‌ی مرگش را ده سال قبل در روزنامه ی شرق نوشتم. تا مرد جوانی که چند متر دورتر از دکه کوچک یونس، دکه روزنامه فروشی داشت و هر دو در خیابان بیستون رشت... اینان زیباترین خاطرات شهری من را در این سی سال را ساخته اند. از انتظار شنیدن صدای رکاب زدن دوچرخه ی یونس تا لذت عادت پیاده روی و روزنامه خریدن من در مسیر خانه تا شهرداری رشت و گپ زدن با اهالی در خیابان پدری ام خیابان بیستون رشت... برنامه تکراری ام در همه ی این سال های مهاجرت از رشت به تهران روشن بود: پیاده از خانه بیرون آمدن، در هوای ابری قدم زدن، اصلاح سر و صورت در سلمانی قدیمی محل و دور سبزه میدان با روزنامه فروشی های زیادش چرخیدن و قدم زدن در خیابان علم الهدی، شانزه لیزه ی تازه سنگ فرش شده ی رشت، تا میدان شهرداری رفتن و به کتاب فروش های قدیمی شهر، دیبا و نصرت و طاعتی و مژده سر زدن و سری به یک فروشگاه قدیمی آلبوم های موسیقی زدن و تماشای پرده ی سینماهای روبه زوال شهر و در راه بازگشت از یک کتاب فروشی دیگر کتاب های دست دوم و چندم خریدن و آنگاه بازگشت دوباره به خانه و در ایستگاه آخر، سر زدن به دکه‌ی مطبوعاتی مردی که نامش را نمی داستم اما همه ی دکه های دیگرِ دور سبزه میدان را می گذاشتم تا روزنامه ها و مجله ها را از او بخرم. همیشه از طریق مرحوم پدرم احوالم را می پرسید. از افزایش یا کاهش فروش خبر می داد. با خودم از سیاست می گفت و از مطبوعات... هرگز قصد نکردم نامش را بپرسم به خیال آنکه فرصت زیاد است. اما دریغا که این غافله ی عمر عجب می گذرد...
     آن روزنامه فروش جوان هفته ی پیش در عنفوان زندگی درگذشت. ناباورانه از طریق اینستاگرام فهمیدم. نامش را هرگز نپرسیده بودم پس از مرگ دانستم: اسماعیل(صفر) رمضانی پور... در افسوسم که هفته ی گذشته در رشت بودم و برای اولین بار آن سنت و عادت قدیمی را ادا نکردم. بعداز فوت پدر، محل خانه مان از خیابان بیستون تغییر کرده و اصلاح سر را هم در تهران انجام داده بودم و ظاهرا شهرداری رشت هم برای تاسیس پیاده راه، خیابان علم الهدی را شکافته و نوسازی کرده و... اما در همین روزها بود که آن همکار جوان پس از تحمل 6 ماه بیماری درگذشت. عجبا که گاه اگر فرصت پیاده روی در شهر را نمی یافتم به هنگام خداحافظی از رشت از کنار دکه اش عبور می کردم و به حد یک نیش ترمز و خرید یک روزنامه با او سلام و خداحافظی می کردم. اما این بار گویی در رشت بودم اما اصلا رشت را ندیدم... نمی دانم این خاطرات شخصی چه قدر به کار خواننده ی صدا می آید اما مرحوم اسماعیل رمضانی پور در میان همکاران غیر مستقیم گروه مطبوعاتی هم میهن یک دوست و یک عضو مهم بود. بی مزد و بی منت کاری می کرد که همه ی مجلات خوب دیده شوند و به دست مخاطب برسد. و این کار مهمی بود. روحش شاد...

برگرفته از آخرین شماره مجله صدا -   محمد قوچانی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۴ساعت 21:56 توسط محمدرضا فرجاد |

     ماهنامه تحلیلی، اقتصادی «وقایع» هفته گذشته نخستین شماره خود را منتشر کرد. این نشریه جدید با مشی اقتصادی، اجتماعی و با عنوان "وقایع" در نیمه دوم آذرماه سال 1394 انتشار یافت و روی پیشخان دکه‌های مطبوعاتی قرار گرفت.
     به گزارش ایسنا، ماهنامه "وقایع" با محوریت نگاه اجتماعی به اقتصاد به صاحب امتیازی و مدیر مسوولی سید عبدالکریم محقق و زیر نظر شورای سردبیری مرکب از مجید اعزازی، سید عبدالکریم محقق و مجید فروغی انتشار یافته است.است.
     گفت‌وگو با حسین موسویان با عنوان درآمدزایی با دیپلماسی عمومی، موضوع بیماری‌های اجتماعی اقتصاد ایران در گفت و گو با مدیر گروه برنامه ریزی اجتماعی دانشگاه تهران، گزارشی میزگرد کالایی شدن شهر با حضور محمدامین قانعی راد و حسین ایمانی جاجرمی با عنوان "از شهرفروشی به جرم فروشی رسیده‌ایم" و گزارش و گفت‌وگویی درباره موسسه‌های خیریه و گزارشی با عنوان واگذاری بیلبوردهای تبلیغاتی از جمله مطالب نخستین شماره "وقایع" است.
     یادداشت‌ها و تحلیل وقایع اقتصادی، اجتماعی، سیاست و بین الملل آبان ماه، از دیگر مطالب این شماره "وقایع" است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۴ساعت 9:6 توسط محمدرضا فرجاد |

شیوه‌نامه همکاری با دفاتر سرپرستی و نمایندگی‌­های رسانه‌های سراسری و منطقه ­ای منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی معاونت مطبوعاتی، در متن این شیوه نامه آمده است:

الف- کلیات
ماده ١- به منظور تعامل با دفاتر سرپرستی روزنامه‌های و خبرگزاری­ ها در استان‌ها و شهرستان‎ها، این شیوه‌نامه توسط اداره کل امور مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی تدوین و پس از تصویب، به ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها ابلاغ می‌شود.

ب- تعاریف
ماده ٢- دفتر سرپرستی یا نمایندگی، مکانی است که به فعالیت‌های خبری و یا امور تبلیغاتی یک رسانه سراسری یا منطقه ­ای دارای پروانه از هیأت نظارت بر مطبوعات و منطبق با قوانین جاریه (قانون مطبوعات و قانون کار) و شروط مطرح در این شیوه­ نامه در مرکز استان اختصاص می‌یابد.
ماده ٣- سرپرست دفتر استانی یا نماینده به شخص حقیقی واجد شرایط و صلاحیت اخلاقی و حرفه‌ای اطلاق می‌شود که شخصا و مستقیما از سوی صاحب ­امتیاز یا مدیرمسؤول رسانه به سامانه جامع رسانه های کشور معرفی شده باشد.

ج- وظایف و اختیارات
ماده ٤- دفاتر سرپرستی، مجاز به انجام امور مطبوعاتی و تبلیغاتی ذیل هستند:
١- تهیه خبر، عکس و یا گزارش آگهی به منظور انتشار در روزنامه متبوع خود
٢- توزیع رسانه­ های مکتوبی که سرپرستی یا نمایندگی آنان را رسما اخذ کرده‎اند.
٣- انتشار و توزیع ویژه نامه‌های استانی با رعایت مفاد تبصره ٢ ماده ٣ آیین­ نامه اجرایی قانون مطبوعات
٤- جذب آگهی‌های دولتی و خصوصی
ماده ٥- چنانچه سرپرستان دفاتر استانی روزنامه‌های سراسری، برای شروع یا ادامه فعالیت خود دارای شرایط ذیل باشند، مورد حمایت قرار می گیرند:
١- تابعیت جمهوری اسلامی ایران
٢- اعتقاد به یکی از ادیان به رسمیت شناخته شده کشور
٣- التزام عملی به قانون اساسی
٤- عدم اعتیاد به مواد مخدر (ارائه گواهی)
٥- عدم اشتهار به فساد اخلاقی یا مالی
٦- نداشتن سوء­پیشینه کیفری مؤثر (ارائه گواهی)
٧- داشتن حداقل ٢٥ سال سن
٨- ثبت اطلاعات شخصی و محل کار و ارائه مدارک در سامانه جامع رسانه های کشور (e-rasaneh) با قابلیت اصلاح دائمی
٩- دارا بودن مدرک تحصیلی کارشناسی با یک سال سابقه کار مطبوعاتی، کاردانی با ٤ سال سابقه کار مطبوعاتی و یا دیپلم با ٧ سال سابقه کار مطبوعاتی ( سابقه کار باید با تائید اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان رسیده باشد)
١٠- اداره امور دفتر سرپرستی وفق قوانین موضوعه از جمله قانون کار و تأمین حقوق اساسی و رفاهی کارکنان فعال ( بویژه بیمه و پاداش)
١١- کسب نمره قبولی در آزمون کتبی آشنایی با قانون مطبوعات از طریق آزمون الکترونیک
١٢- امضاء و رعایت میثاق­ نامه اخلاق روزنامه‌نگاری (مندرج در وبگاه معاونت مطبوعاتی)
١٣- معرفی توسط صاحب امتیاز در سامانه جامع رسانه های کشور
١٤- داشتن محل و ارائه سند مالکیت به نام سرپرست یا اجاره نامه قانونی (چنانچه سند مالکیت محل به نام اقارب درجه اول باشد ارائه وکالت نامه محضری مبنی بر اجازه استفاده سرپرست برای  فعالیت های دفتر سرپرستی کفایت می کند.)
١٥- توزیع مستمر حداقل ١٠٠ نسخه از نشریه متبوع
١٦- رعایت ضوابط در اخذ و جذب آگهی ها:

١) پرهیز از دریافت مستقیم آگهی‌های دولتی (خارج از مجرای قانونی)
٢) رعایت دستورالعمل نحوه توزیع آگهی ­های دولتی بویژه عدم انتشار آگهی دولتی در ویژه ­نامه­ های استانی
٣) الزام به چاپ آگهی‌های دولتی در همان نشریه و پرهیز از درج آن‌ها در سایر نشریات (بروز تخلف، منجر به قطع آگهی دولتی به آن نشریه می شود)
٤) آگهی دولتی سراسری به روزنامه یا هفته نامه ای تعلق می گیرد که علاوه بر سایر شرایط، حداقل در ٢٥ استان توزیع می شود.
٥) اخذ آگهی‌های خصوصی با رعایت قوانین و مقررات تبلیغاتی و اخذ تأییدیه های ضروری از مراکز نظارتی ذیربط
١٧- رعایت ضوابط در انتشار ویژه نامه های استانی:
١) رعایت مشخصات پروانه ای
٢) انتشار ویژه نامه استانی اختصاص به نشریه‌ای دارد که به طور مرتب منتشر و توزیع می‌شود.
٣) درج نشانی دفتر و تلفن و نام سرپرست دفتر استان در ویژه نامه های استانی
٤) توجه به مصالح و حساسیت‌های اجتماعی در محتوای عکس‌ها و خبرهای تهیه شده
٥) تحویل یک نسخه از روزنامه و ویژه ­نامه به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان
ماده ٦- افراد واجد شرایط در استان‌های کم­ برخوردار (کردستان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام، چهارمحال و بختیاری و گلستان) حداکثر می­ توانند سرپرستی ٥ رسانه و در سایر استان‌ها حداکثر سرپرستی ٣ رسانه سراسری را داشته باشند.

د- مزایا
ماده ٧- سرپرستان دفاتر در صورت ارائه مدارک لازم به ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها و تا مادامی که فاقد آن نشده اند از حمایت‌ها و مزایای زیر برخوردار خواهند بود و هیچ یک از این خدمات به کسانی که دارای ویژگی های فوق نیستند تعلق نمی گیرد:
١- دریافت پروانه دفتر (یک ساله) از ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها
٢- معرفی به مقامات استان برای دعوت به حضور در مجامع و کنفرانس‌های خبری محلی و منطقه‌ای
٣- برخورداری از طرح‌های پوشش بیمه‌ای معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی برای خود و کارکنان تابعه؛ هر مرکز استان حداکثر ٣ نفر با معرفی رسمی از سوی رسانه، مشروط به آن که روزنامه یا خبرگزاری یا پایگاه خبری ذیربط به ترتیب دارای رتبه کمتر از ٣٠ و ١٠ و ٢٠ (مطابق  طرح های رتبه ­بندی ذیربط) و یا ضریب کیفی بالاتر از ١,٣ برای نشریات غیر روزانه باشد.
٤- بهره‌مندی از آگهی‌های دولتی در چارچوب دستورالعمل توزیع آگهی های دولتی
٥- امکان عضویت در خانه مطبوعات با عنوان دفتر سرپرستی (سایر افراد نمی توانند با این عنوان عضو خانه مطبوعات باشند)
٦- امتیاز ویژه در جدول امتیازات کارت حرفه ای روزنامه ­نگاری
٧- قبول سابقه رسانه ای در تقاضای انتشار نشریه
٨- معرفی به سازمان تأمین اجتماعی برای اخذ کد کارگاهی مستقل و پیگیری حمایت های ویژه از جمله معافیت ٥ نفر کارکنان
٩- علاوه بر رسانه های محلّی دارای مجوز از هیأت نظارت بر مطبوعات،‌ صرفاً این دفاتر و همکارانی که آنان معرفی می کنند رسماً‌ به عنوان خبرنگار و ویزیتور پذیرفته می شوند.
١٠- هر گونه حمایت های دیگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صرفاً به سرپرست و کارکنان قراردادی این دفاتر تعلق می­گیرد.
ماده ٨- چنانچه رسانه­ ای به صورت همزمان به دو یا چند شخص، نمایندگی اعطاء کرده باشد حمایت های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، متوجه فردی خواهد بود که توسط صاحب امتیاز در سامانه جامع رسانه های کشور معرفی شده است.
ماده ٩-  ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها خود را موظف می­دانند حمایت­های لازم را در خصوص صیانت از حقوق مطبوعات و روزنامه­ نگاران معمول دارند. وفق ماده ٤ هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله‌ای درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند.
ماده ١٠- رسانه های سراسری همچنان می توانند دارای نمایندگی هایی باشند امّا ارائه هر گونه خدمات به آنان صرفاً در چارچوب این دستورالعمل خواهد بود.

هـ- دفتر نمایندگی
ماده ١١- صدور پروانه دفتر توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان صورت می­گیرد.
تبصره ١- برای دفاتر نمایندگی روزنامه­ هایی که مطابق طرح رتبه ­بندی روزنامه ­ها، رتبه کمتر از ١٠ دارند و خبرگزاری­ هایی که رتبه کمتر از ٥ دارند، مشروط به آن که منحصراً نماینده یک رسانه باشد پروانه درجه یک صادر می­شود. این گروه در حمایت­ها و مزایا در اولویت خواهند بود.
تبصره ٢- دفاتر سرپرستی روزنامه ­های سراسری در استان‌ها، ملزم به نصب تابلو، متناسب با فعالیت‌های خبری و امور تبلیغاتی خود هستند.
تبصره ٣- پروانه صادر شده برای دفتر سرپرستی باید در محلی مناسب در معرض دید مراجعه ­کنندگان قرار گیرد.
تبصره ٤- اسامی روسای دفاتر سرپرستی (نمایندگان) و نشانی آنان بصورت مستمر و به روز در وبگاه  معاونت مطبوعاتی اطلاع ­رسانی خواهد شد.
تبصره ٥- در صورت ابطال یا عدم تمدید پروانه دفتر نمایندگی، به صاحب امتیاز/ مدیر مسئول رسانه اطلاع رسانی خواهد شد.
تبصره ٦- علاوه بر نام نماینده،‌ آدرس دفتر نمایندگی نیز توسط صاحب امتیاز/ مدیر مسئول نشریه در سامانه جامع رسانه های کشور درج می شود و پروانه بر اساس همین اطلاعات و پس از راستی آزمایی، صادر می شود. در صورت تغییر نشانی دفتر، این فرآیند مجدداً انجام می گیرد.
ماده ١٢- دفاتر سرپرستی شهرستان نیز با همین قواعد قابلیت تأسیس و حمایت را دارند. ویژه ­نامه ­های شهرستانی یک نشریه (اعم از سراسری، منطقه­ ای یا استانی) نیز تابع شرایط همین شیوه ­نامه است.

و- تخلفات و جرایم
ماده ١٣- وفق قانون مطبوعات و آیین‌نامه اجرایی آن موارد ذیل ممنوع است و منجر به قطع همکاری ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها و ابطال پروانه دفتر کار خواهد شد.
١- انتشار ویژه‌نامه با شمارگان بالاتر از شمارگان خود نشریه در آن منطقه، با نامی متفاوت از نام نشریه، توزیع جداگانه آن، درج قیمت و شماره مسلسل مستقل.
٢- انتشار ویژه‌نامه‌های محلی توسط نشریات سراسری در صورتی مجاز است که حجم آگهی‌های آن بیشتر از سی درصد (٣٠%) صفحات ویژه‌نامه باشد.
٣- چاپ و انتشار ویژه‌نامه نشریه‌ای که پروانه برای آن صادر نشده و یا پروانه آن لغو گردیده و یا به دستور دادگاه به طور موقت یا دایم تعطیل شده
٤- انتشار نشریه به نحوی که با نشریات موجود یا نشریاتی که به طور موقت یا دایم تعطیل شده‌اند از نظر نام، علامت و شکل اشتباه شود.
٥- چاپ هرگونه آگهی‌نامه به شکل نشریه توسط کانون‌های تبلیغاتی
٦- تکثیر مطبوعات موجود به همان زبان و شکلی که چاپ شده، بدون اجازه صاحب امتیاز
٧- تغییر نام، روش و ترتیب انتشار نشریه بدون اطلاع و تصویب هیأت نظارت بر مطبوعات
٨- اضافه کردن هر گونه کلمه و یا عبارت به نام نشریه به جز آن چه که در پروانه انتشار ذکر شده (ذکر عبارت ویژه نامه یا ضمیمه به صورتی که جزو نام یا نامواره (لوگو) محسوب نشود بلامانع است)

برگرفته از: شفقنا رسانه

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۴ساعت 17:27 توسط محمدرضا فرجاد |

     معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در جهت حمایت از نشریات بخش خصوصی و ارتقای مطالعه نشریات محیط هایی که توانایی خرید را ندارند، طرح خرید مجلات برگشتی را اجرا می کند.
     به گزارش روابط عمومی معاونت مطبوعاتی، اداره کل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی در اطلاعیه ای جزئیات طرح خرید مجلات برگشتی را به شرح زیر اعلام کرد:
     با توجه به استقبال از طرح اشتراک نیم بها توسط مطبوعات و خوانندگان که اینک با مشارکت بیش از ٢٥٠ نشریه و دویست هزار مشترک در حال اجراست، طرح خرید شماره های مرجوعی مجلات نیز با اهداف حمایت اقتصادی از مجلات بخش خصوصی، جلوگیری از خمیر شدن مطبوعات، کمک به افزایش سرانه نشریه خوانی، کمک به بازاریابی مجلات و ارتقای فرهنگی محیط هایی که توانایی خرید نشریات را ندارند، اجرا می‌شود. نشریات زیر مشمول این طرح می شوند:

- قطع مجله ای داشته باشند
- دارای اعلام وصول مرتب باشند
- دارای فهرست بیمه کارکنان باشند (برای هفته نامه ها و دو هفته نامه های سراسری ضروری است)
- مشخصات پروانه ایرا رعایت کنند (نشریاتی که این مشخصات را (نام، قطع، گستره توزیع، دوره انتشار، زبان و ..) رعایت نکنند امکان استفاده از طرح را ندارند)

سایر شرایط طرح نیز به شرح زیر است:
١) سقف خرید این مجلات حداکثر تا هزار نسخه است.
٢) خرید شماره های برگشتی متنوع و حداکثر تا تعداد شماره زیر است:
هفته نامه: تا چهار شماره قبل از آخرین شماره منتشره
دوهفته نامه: تا سه شماره قبل
ماهنامه: تا دو شماره قبل
دوماهنامه و فصلنامه: فقط شماره قبل
٣) قیمت خریداری برای سال ٩٤ نیز به شرح زیر است:
نشریات تا ٤٨ صفحه: ٥ هزار ریال
نشریات تا ٩٦ صفحه: ٨ هزار ریال
نشریات بیش از  ٩٦ صفحه: ده هزار ریال
ضریب کیفی نشریات نیز در مبلغ خریداری، ضرب می شود.
٤) مبلغ خریداری به حساب صاحب امتیاز – که در سامانه جامع رسانه های کشور ثبت شده – واریز خواهد شد.
٥) نسخه های خریداری شده در قالب بسته های رایگان فرهنگی مطبوعاتی به مراکز و اماکن عمومی از جمله کتابخانه ها، ‌خوابگاه های دانشجویی، مراکز فرهنگی و هنری،‌ پایانه های مسافربری، هوایی،‌ ریلی و جاده ای، کانونهای فرهنگی و هنری مساجد،‌ بیمارستان ها، مراکز درمانی،‌ ندامتگاه ها، مراکز اصلاح و تربیت و سایر مجتمع های متقاضی  اهدا خواهد شد.
٦) نشریات و مراکز عمومی متقاضی می توانند از "ابتدای دی ماه" درخواست خود را از طریق فرمهای موجود در سامانه اشتراک eshterak.ir ارسال نمایند.

برگرفته از: شفقنا رسانه

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۴ساعت 7:23 توسط محمدرضا فرجاد |

     محمد مهدی فرقانی با گرامیداشت یاد و خاطره دکتر کاظم معتمدنژاد، پدر علوم ارتباطات ایران گفت: به نظرم الگوی به جا مانده از نظر اخلاقی و شخصیتی از دکتر معتمدنژاد در حوزه‌ی تدریس و روزنامه‌نگاری برای شاگردانش، مهمترین میراث ایشان است. اخلاق، مهمترین عنصری است که ایشان به عرصه روزنامه‌نگاری تزریق کردند و ما نیز امیدواریم این عنصر هر چه بیشتر تقویت شود و بر فضای حرفه‌ای، آموزشی و روزنامه‌نگاری کشور غلبه کند.
     به گزارش ایسنا، رییس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی با بیان این که دکتر معتمدنژاد بر عنصر اخلاق به عنوان محور فعالیت آموزشی و روزنامه‌نگاری تاکید داشت، ادامه داد: ما امروز در عرصه روزنامه‌نگاری و آموزش بیش از همیشه نیازمند مراعات اصول اخلاقی در فضای آموزشی رسانه و رعایت شرافت حرفه‌ای در حوزه روزنامه‌نگاری هستیم.
      فرقانی گفت: نقش زنده‌یاد دکتر معتمدنژاد در تأسیس و راه‌اندازی دانشکده علوم ارتباطات قبل از انقلاب، تدریس و مدیریت در این دانشکده قبل و بعد از انقلاب، احیای رشته روزنامه‌نگاری و علوم ارتباطات پس از انقلاب فرهنگی، تاسیس تحصیلات تکمیلی رشته علوم ارتباطات، تلاش و تاکید او بر ضرورت تاسیس و استقلال دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و همچنین آرزوی او برای آینده نه چندان دورتر در زمینه تاسیس دانشگاه علوم ارتباطات ایران از جمله دیگر میراثی است که از زنده‌یاد دکتر معتمدنژاد به جا مانده است.
      او ادامه داد: میراث ملموس‌تری که از ایشان در حوزه روزنامه‌نگاری به صورت عام به جا مانده است، ادبیات حرفه‌ای روزنامه‌نگاری و ارتباطات است که توسط ایشان در ایران تولید، تدوین و قاعده‌مند شد. همان طور که می‌دانید ایشان اولین کتاب روزنامه‌نگاری در ایران را به همراه دکتر منصفی نوشتند و بعد از انقلاب نیز آن کتاب را با اضافه کردن بخش‌هایی تکمیل کردند و کتاب‌های دیگری نیز در همین زمینه تالیف کردند؛ ولی متاسفانه عمر ایشان مجال نداد تا کارهای در دست تدوین و تالیف را منتشر کنند.
     عضو هیات علمی دانشگاه علامه‌طباطبایی به اقدامات دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی برای بزرگداشت یاد، خاطر و میراث آموزشی و پژوهشی زنده‌یاد دکتر معتمدنژاد اشاره کرد و گفت: اتاقی را در دانشکده علوم ارتباطات به نام ایشان اختصاص داده‌ایم و در آن وسایل شخصی ایشان را مثل کتاب‌ها، یادداشت‌ها، لوح‌ها و وسایل شخصی را جمع‌آوری کرده‌ایم تا به عنوان یادگار در معرض دید نسل جوان قرار بگیرد، میراث ایشان حفظ شود و این میراث به نسل‌های بعدی نیز منتقل شود.
     فرقانی ادامه داد: همچنین تندیس دکتر معتمدنژاد را در ورودی دانشکده نصب کرده‌ایم که دانشجویان در زمان ورود و خروج به دانشکده این تندیس را می‌بینند و به نوعی با این کار سفر به تاریخچه آموزش و پژوهش ارتباطات و روزنامه‌نگاری ایران را -که نام دکتر معتمدنژاد کم و بیش با این تاریخچه پیوند خورده است- برای دانشجویان فراهم کرده‌ایم.

برگرفته از: شفقنا رسانه

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۴ساعت 11:38 توسط محمدرضا فرجاد |

     عصر رواج همه‌گیر تلفن هوشمند فرارسیده است؛ دولت‌ها و شرکت‌ها دریافته‌اند که آنچه در آینده نزدیک در دستان اکثریت شهروندان با هر سن، جنس و هر سطح تحصیلی خواهد بود، نه رایانه رومیزی یا لپ‌تاپ، بلکه تلفن هوشمند است. حال سؤال اینجاست که آیا روزنامه‌نگاری مستقل و حرفه‌ای در دوران تلفن هوشمند دوام خواهد آورد؟
     فناوری‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی باعث شده است درستی و نادرستی اطلاعات و اخبار منتشرشده در شبکه‌های مجازی مشخص نباشد، هر تصویر و متنی به‌راحتی دست‌کاری شود و اظهارنظرهای مفید يا بی‌فایده، در کنار هم منتشر شوند و به دست تعداد درخورتوجهی مخاطب برسد. در این وضعیت، روزنامه‌نگاران حرفه‌ای و مستقل هستند که با احساس مسئولیت اجتماعی، می‌توانند اطلاعات درست را به مخاطبان خود عرضه کنند. روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در دوران تلفن هوشمند، بسیار بیش از گذشته نیاز خواهد بود. از سوی دیگر، سنت روزنامه‌نگاری آزاد و مستقل که دست‌کم از ٤٠٠ سال پیش با انتشار رساله‌ای از جان میلتون در سال ١٦٤٤ آغاز شده، می‌تواند در عصر همه‌گیری تلفن هوشمند به همان خوبی دوام بیاورد که با رواج رادیو، تلویزیون یا اینترنت، خود را با بازسازی‌‌های فراوان حفظ کرده است. هم‌اکنون روزنامه‌هایی مثل لوموند، گاردین، آساهی و نیویورک‌تایمز، توانسته‌اند به همان خوبی که در دهه‌های گذشته برای مخاطبان خود روی کاغذ چاپ می‌شده‌اند، در وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌های خود به راهشان ادامه دهند.
     در عصر پس از انقلاب فناوری اطلاعات، هر ارگان، حزب یا نهاد اجتماعی به‌راحتی می‌تواند برای خود یک وب‌سایت، اپلیکیشن یا مثلا کانال تلگرام داشته باشد. در ظاهر، آنها از قید رسانه‌های جریان اصلی رها شده‌اند، اما همین نهادها بسیار بیش از گذشته تلاش می‌کنند به یک رسانه حرفه‌ای و مستقل نزدیک شوند؛ دلیل این امر، این است که امروزه رسانه‌ها در نقش حلقه‌های اتصال شهروندان، به میدان عمل سیاسی نیز تبدیل شده‌اند و عملا بازی سیاست در زمین رسانه‌ها در جریان است. دراین‌میان، روزنامه‌نگاران بر شهروندانی اثرگذارند که معتمد به آنها باشند. آنها اعتبار و اعتماد را از استقلال و عمل حرفه‌ای خود می‌گیرند. آنان در مسیر کسب این اعتبار، باید برای گرفتن اطلاعات تا حد زیادی به سیاست‌مداران نزدیک باشند، اما هم‌زمان فاصله خود را نیز با آنها حفظ کنند. اگر این حفظ فاصله که در سنت استقلال و عملکرد حرفه‌ای روزنامه‌نگاری به‌خوبی تبیین شده رعایت نشود، به‌راحتی اعتبار و کارکرد رسانه از دست خواهد رفت و ضربه جبران‌ناپذیری خواهد خورد. این ضربات در دوران تلفن هوشمند می‌تواند برای رسانه‌ها مخرب‌تر نیز باشد؛ چون اگر شهروندان احساس کنند از سوی رسانه‌های جریان اصلی، نمایندگی نمی‌شوند و این رسانه‌ها بیش از اندازه نخبه‌گرا، انحصاری یا فرصت‌طلب هستند، از رسانه‌های نوین و جایگزین، مثل همان تلفن هوشمند برای پیشبرد مقاصد خود استفاده خواهند کرد؛ چنانچه دست‌کم از سال ١٩٩٩ با جنبش ضدجهانی‌سازی در سیاتل، استفاده از رسانه‌های جایگزین رسمیت یافته است.
     حرفه‌ای‌گرایی رسانه‌های جریان اصلی تا حد زیادی به استقلال و خودمختاری آنها وابسته است؛ استقلال روزنامه‌نگاران- در قالب کل یک تحریریه و نه فردفرد روزنامه‌نگاران- باعث ایجاد هنجارهای حرفه‌ای روزنامه‌نگاری می‌شود، آن هنجارها به دو صورت آکادمیک و کارآموزی حرفه‌ای به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود و دوباره همان استقلال از هنجارها محافظت می‌کند. همین هنجارهای حرفه‌ای است که اعتبار روزنامه‌نگاری را می‌سازد. سنت رعایت استقلال روزنامه‌نگاران گاهی به حدی بوده است که مثلا تغییر دبیر سرویس اقتصادی در روزنامه لوموند، توانسته اقتصاد یک کشور را تحت‌تأثیر قرار دهد یا ایستادگی روزنامه واشنگتن‌پست توانسته در ماجرای واترگیت، رئیس‌جمهور را عوض کند. البته که باید گفت نگاه ایده‌آلیستی به استقلال روزنامه‌نگاری با ده‌ها مثال نقض درباره انحصاری‌شدن تولید و توزیع اخبار، سوءاستفاده سیاسی رسانه‌ها، فرصت‌طلبی شخصی روزنامه‌نگاران و نظایر آن، خدشه‌دار شده است، اما همه این موارد و حتی انعطاف‌های ناگزیر برای بقا، نتوانسته فرهنگ سازمانی و سنت روزنامه‌نگاری مستقل را در سطح جهان تغییر دهد. سنت کلی حفظ استقلال روزنامه‌نگاری با تمام مؤلفه‌های آن، از مسائل حقوقی استقلال حرفه‌ای و مشارکت در مالکیت گرفته تا تشکل‌گرایی و اصول اخلاق حرفه‌ای، همچنان یک پیش‌فرض برای روزنامه‌نگاری واقعی و موثر، در دانشکده‌ها و محیط‌های حرفه‌ای روزنامه‌نگاری بوده است. همین مؤلفه‌هاست که بسیاری از روزنامه‌نگاران را به این شغل علاقه‌مند کرده و برای آنها هویت ساخته و درعین‌حال، آنها را با محدودیت مواجه کرده یا حتی زندگی آنها را به خطر انداخته است. در دوران تلفن هوشمند نیز این وجهه و نقش اجتماعی روزنامه‌نگاری حرفه‌ای تغییر نخواهد کرد. ممکن است روزنامه‌ای که تا دیروز روی کاغذ چاپ می‌شده، اکنون به شکل مولتی‌مدیا یا کانال یک شبکه موبایلی نیز ظاهر شود، اما روزنامه‌نگاری حرفه‌ای از بین نمی‌رود؛ اتفاقا در این اقیانوس پر از اطلاعات درهم‌آمیخته درست و غلط، نیاز به روزنامه‌نگارانی که تکلیف صحت اخبار و تحلیل‌ها را روشن کنند، بیش از گذشته احساس می‌شود. رسانه‌های معتبر حرفه‌ای و مستقل، با هر نوع خروجی چاپی، رادیویی، تلویزیونی و آنلاین، به صورت اپلیکیشن یا دیگر خروجی‌ها، می‌توانند به‌خوبی به حیات خود ادامه دهند و اتفاقا خط‌دهنده رسانه‌های جایگزین و حتی برخی از رسانه‌های جریان اصلی هم‌ردیف خود نیز باشند.

منبع: سعید ارکان زاده یزدی - روزنامه شرق

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۴ساعت 14:40 توسط محمدرضا فرجاد |

      طرح اولین موزه و مرکز اطلاع‌رسانی آنلاین مطبوعات ایران آماده شد. این طرح  توسط سید فرید قاسمی‌ که به عنوان حافظه گویای مطبوعات ایران شناخته می‌شود، مطرح شده است. وی که مورخ و پژوهشگر تاریخی است، ۲۵ سال پیش طرح موزه و مرکز اطلاع‌رسانی فیزیکی مطبوعات را با توجه به موقعیت و شرایط آن زمان ارائه داد که با در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات زمان، اکنون طرح  آنلاین موزه و مرکز اطلاع‌رسانی مطبوعات را ارائه داده است.
     سید فرید قاسمی‌در گفت‌وگو باایسنا با بیان اینکه در حال حاضر نیاز به وجود موزه مطبوعات در تمام جوامع احساس می‌شود، اظهار کرد: با توجه به پیشرفت سریع دنیای مجازی، بیشتر کشورهای پیشرفته جهان موزه «برخط» مطبوعات را برای خودشان راه‌اندازی کرده‌اند و ما نیز باید به همین سمت پیش برویم.
     این مورخ و پژوهشگر مطبوعات خاطرنشان کرد: به عنوان رهگذر این وادی نیاز را احساس کردم و به همین منظور طرح آن را نوشتم و برای مسوولان ارسال کردم. اینکه چقدر دنبال آن را خواهند گرفت، به مسوولان این حوزه ارتباط دارد؛ البته پس از سال‌ها دریافته‌ام که ما باید حرف خود را بزنیم و طرح بنویسیم و مسوولان ذی‌ربط هم هیچ توجهی نکنند.
     البته او همه مشکلات را مربوط به مسوولان نمی‌داند و معتقد است، دانشگاه‌ها و جامعه‌ی رسانه‌ای نیز باید احساس نیاز کنند.
     قاسمی ‌با اشاره به انتقاد برخی از کارشناسان و اساتید ارتباطات و رسانه نسبت به غلط‌های رسانه‌ای، اظهار کرد: به نظرمن قبل از انتقاد کردن اول باید دید که چه امکاناتی برای خبرنگاران جوان تدارک دیده‌ایم که از آنها انتظار اطلاعات درست و خبر‌های بدون غلط داریم.
     این مورخ و پژوهشگر مطبوعات ادامه داد: راه‌اندازی بانک‌های اطلاعاتی مستندسازی شده، راه‌ حل مناسبی برای  تقویت کار خبرنگاران  است. این بانک‌های اطلاعاتی می‌تواند مرجع مناسب و درستی برای یک خبرنگار باشد تا درباره‌ی هر رویداد و هر فردی مستندات تاریخی و پیشینه‌های درستی داشته باشد.
     او تاکید کرد: ما از خبرنگاران متوقع‌ایم که غلط رسانه‌ای نداشته باشند؛ در حالی که باید نسبت به آن امکاناتی که برای خبرنگاران تدارک دیده‌ایم، از آنها متوقع باشیم. اگر معتقدیم که باید غلط‌های رسانه‌ای کمتر شود باید با توجه به تغییر شیوه ارتقای دانش‌افزایی در دنیا، ما نیز شیوه‌های‌مان را تغییر دهیم.
     نویسنده کتاب‌های «سرگذشت مطبوعات ایران» و «رویدادهای مطبوعاتی» با بیان اینکه شیوه دانش‌افزایی در آموزش بسیاری از حوزه‌ها از جمله رسانه دگرگون شده است، اظهار کرد: امروز خبرنگاران شبانه‌روز گرفتار مسائل حرفه‌ای و دغدغه‌های معیشتی خود هستند و باید برای آنها کلاس درس و زمینه‌های دانش‌افزایی را در فضای وب تعریف کرد تا با کمترین وقت و بدون هزینه به اطلاعاتی که در حوزه خبر می‌خواهند، دست پیدا کنند.
     قاسمی‌ که باور دارد اگر به طرح موزه و مرکز اطلاع‌رسانی آنلاین جامه عمل پوشانیده شود، بزرگترین پژوهشگاه رسانه‌ای کشور خواهد بود درباره ساختار این طرح توضیح داد: تنها بخشی از این طرح به گالری و جنبه موزه‌ای اختصاص می‌یابد و تمرکز اصلی این  طرح بیشتر بر روی  مرکز اطلاع‌رسانی خواهد بود.  این طرح این امکان را به کاربران می‌دهد تا اطلاعات مورد نیازشان را جست‌وجو کنند و به آنها دست پیدا کنند.
     به گزارش ایران آنلاین، قاسمی ‌همچنین اولین اندیشه برای نخستین موزه مطبوعات کشوررا در اوایل دهه ١٣٧٠ مطرح کرد و اساس‌نامه آن  در ابتدا با عنوان «مرکز اطلاع‌رسانی و موزه مطبوعات» توسط وی نوشته شد که عنوان آن بعدها به موزه مطبوعات تغییر کرد.
     مدیرعامل مؤسسه فرهنگی موزه‌های بنیاد مستضعفان اعلام کرد: که تا پایان سال ٩۴ موزه مطبوعات کشور را در مکان موزه دفینه تأسیس خواهند کرد.
     بنا به این گزارش، دغدغه برای ساخت موزه مطبوعات از سوی چند نهاد مختلف پیگیری می‌شود و گویی اکنون میان شهرداری تهران و بنیاد مستضعفان بر سر راه‌اندازی آن، یک رقابت به راه افتاده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۴ساعت 13:27 توسط محمدرضا فرجاد |

     کتاب «روزنامه‌نگاری آنلاین: مفاهیم و چالش‌ها» نوشته جین سینگر و مارک دیوز با گزیده و ترجمه محمود سلطان‌آبادی و مقدمه‌ای از پروفسور یحیی کمالی‌پور (رئیس بخش روزنامه‌نگاری و ارتباطات جمعی دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی، آمریکا) از سوی انتشارات ثانیه منتشر شد.

     مقالات انتخاب‌‌شده در این کتاب که نوشته جین سینگر، استاد برجسته دانشگاه آیووای ایالات متحده آمریکا و مارک دیوز، استاد دانشگاه لیدن هلند و ایندیانای آمریکاست، به مفاهیم و چالش‌های روزنامه‌نگاری آنلاین و تغییرات تازه‌ای که در رویه و عمل روزنامه‌نگارانه با تحول تکنولوژی همراه شده است، می‌پردازد.

برگرفته از: شفقنا رسانه

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ساعت 15:35 توسط محمدرضا فرجاد |

 

 جایگاه روزنامه نگاران حرفه ای هرگز فراموش نمی شود


    آنچه می خوانید  به قلم پژمان موسوی در شماره اخیر هفته نامه کرگدن منتشر شده است:

     راه زیادی نیست مسیر طی شده میانِ دو فروردین؛ فروردینِ 1320 که در روستایی در بلندی‌های البرز مرکزی در استان مازندران چشم به جهان گشود و فروردینِ 58 که در آن افشا شد  نام او هم در میان لیستی از روزنامه نگارانی بوده است که نقشه ترورشان یک روز پیش از پیروزی انقلاب تدارک دیده شده بود؛ 38 سالی هم که ذکرش رفت، حداقل 16 سالِ آن به سختی گذشت؛ سختی یتیمی در سنین کودکی و روزهایی که زندگی روی سخت خود را به او نشان داده بود؛ سال 36 که او قدم به 17 سالگی گذارد، نه پایان روزگار سختی که ورود او به فاز تازه ای از زندگی بود که ابتدایش بسیار سخت و انتهایش بسیار دلچسب و تاثیرگذار بود؛ ابتدایش سخت بود چرا که او بعد از هجرت به پایتخت، مدتی را به دستفروشی و مدتی را هم به کارگری در چاپخانه مهر ایران گذراند (البته این دومی زمینه ای شد برای آشنایی او با حروفچینی و سپس هم دنیای خبر و روزنامه) و انتهایش هم دلچسب و تاثیرگذار حداقل برای جامعه مطبوعاتی ایران بود چرا که او در آن زمان یکی از روزنامه نگاران مطرح ایران با کارنامه و سوابقی روشن و حرفه ای بود. سبقه و سابقه ای که او را تا شورای سردبیری روزنامه آیندگان که از پیشرو ترین و حرفه ای ترین های آن روزگار بود پیش برد. «آیندگان» البته تنها روزنامه ای نبود که او در آن به فعالیت حرفه ای مشغول بود و «اطلاعات» و «کیهان» هم در مقاطعی پایگاه و روزنامه ی او محسوب می شدند.

      روزنامه هایی که در سال های پس از پیروزی انقلاب جایشان را به مجلات دادند و او فعالیت در یک حوزه ی متفاوت اما متجانس با فعالیت های حرفه ای پیشینش را از رهگذر آنها به پیش برد. «صنعت حمل و نقل» و «جامعه سالم» دو نشریه ای بود که او حضوری موثر و تاثیر گذار در راه‌اندازی و تداوم انتشار آنها داشت و توانست در سال های انتشارشان، دو نشریه خوب، خواندنی و حرفه ای را مطابق دغدغه های مردم منتشر نماید.
     اینها را نگفتم که شرح دهم زندگی «فیروز گوران» را ، که این روزنامه نگارِ پیشکسوت و کهنه کار، نیازی به توصیف از سوی چون منی را ندارد اینها را گفتم که از روزگاری بگویم که روزنامه نگاری چون او را فراموش کرده و کوشش های او و نسل او را به تمامی از یاد برده است؛ مگر ایران چند «فیروز گوران» با این همه تجربه گران سنگ دارد؟ تجربه هایی که از کار با حروف در چاپخانه ای دور افتاده تا سردبیری یکی از موثر ترین و سرآمد ترین روزنامه های عصر خود یعنی «آیندگان» را در چنته دارد و می تواند «راه» درست را در روزنامه نگاری، برای خیلی‌هایمان رهنمون باشد. اگر امکانِ عملی تدریس یکی چون او در دانشگاه ها و مراکز آموزشی (به غلط) وجود ندارد، چرا تحریریه ها خود را از تجربه های او محروم کرده اند؟ چرا روزنامه ها و مجلاتی که امکانش را دارند، سراغی از او نمی گیرند و جایگاهی در شان و اندازه اش به او نمی دهند؟ اصلا این ها به کنار، چرا ما روزنامه نگاران آدرسی از او نمی جوییم و با وی همکلام نمی شویم؟ به خدا لذت دارد گپ زدن، چای خوردن و از تجربه هایش شنیدن، تجربه هایی که فیروز گوران و نسل او هنوز هم به خوبی از آنها پاسداشت می کنند و پای اصول اخلاقی و حرفه ای زمانه شان می ایستند؛ ارزش هایی که بسیاری از آنها یا رنگ باخته است یا در حال رنگ باختن برای طیفی از روزنامه نگاران نسل امروز است. هم کلام شدن و طرف مشورت قرار دادن چهره ای چون فیروز گوران، نه برای او که اتفاقا برای ماست که بزرگی می‌آورد و اعتبار چرا که نسل او، اعتبار و آّبروی روزنامه نگاری ایران در سال‌های پیش و پس از پیروزی انقلاب است و اگر نبود تلاش ها و کوشش‌های او و هم نسلانش، معلوم نبود روزنامه نگاری ما به کدام سو خواهد رفت و چه نسلی را تربیت خواهد کرد. همه ی این ستون را سیاه کردم که به اینجا برسم که «بیکاری» یا نداشتن «عملکرد موثر»، حقِ فیروز گوران نیست...

برگرفته از: شفقنا رسانه

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ساعت 15:34 توسط محمدرضا فرجاد |

      حسن نمکدوست تهرانی در مراسم رو نمایی از کتاب «تیتر نویسی در وب» گفت: من هم موافق هستم که هیچ رسانه‌ای رسانه‌ی دیگر را از بین نمی‌برد. همان طور که در غرب هنوز تکنولوژی چاپ قدیمی نشده و امروزه چاپ سه بعدی همه را متحیر کرده است. به همین اعتبار می‌توان گفت بین روزنامه‌نگاری وب و روزنامه‌نگاری کاغذی گسست وجود ندارد.

     به گزارش شفقنا رسانه، او در ابتدای صحبت خود به اهمیت تیتر در خبر و نقش آن در ترغیب مخاطب به خواندن مطلب اشاره کرد و گفت: همه ما می‌دانیم اگر تیتر یک مطلب خوانده شود، آن مطلب شانس انتخاب و خوانده شدن را پیدا می‌کند و اگر تیتر مطلبی ما را جذب نکند معمولا از خواندن آن صرف نظر می‌کنیم مگر این که نویسنده خاصی آن مطلب را نگاشته باشد. آقای رضاییان با تالیف این کتاب در حوزه تخصصی خود یعنی تیترنویسی به هر چه تخصصی‌تر شدن این مبحث از روزنامه‌نگاری و ارتقای آن کمک شایانی کردند.
     نمکدوست هم چنین به تشریح مفهوم روزنامه‌نگاری پرداخت و گفت: من در زندگی حرفه‌ای خود این شانس را داشته‌ام که علاوه بر همکاری با افراد آکادمیک و دانشگاهی در کنار افراد حرفه‌ای در حوزه‌ی کار هم حضور داشته باشم. من در ابتدا دو نقل قول از دو دوست و همکار قدیمی بیان می‌کنم.
     او با بیان نقل قول اول از مرحوم علیرضا فرهمند گفت: من در مصاحبه‌ای از ویژگی‌های روزنامه‌نگاری سوال کردم و ایشان چنین پاسخ دادند: «کسانی کاشف قوانین بزرگ طبیعی مثل قانون جاذبه و جدول تناوبی عناصر هستند. کسانی از روی آن قوانین اتومبیل می‌سازند. کسانی از روی آن اختراع کارخانه اتومبیل سازی ایجاد می‌کنند و کسانی اتومبیل را می‌رانند. بزرگترین متفکران و مخترعان و کارخانه‌داران الزاما بهترین رانندگان اتومبیل نیستند.»
     نمکدوست ادامه داد: «در این قیاس در میدان تفکرات اجتماعی و سیاسی، ما تئوریسین‌ها، طراحان، مجریان و روایتگران را داریم که دسته آخر با روزنامه‌نگار اعم از خبرنگار، تفسیر نویس و ... کاملا قابل انطباق است. روزنامه‌نگار در این سلسله مراتب حکم راننده اتومبیل را دارد، اما راننده ماهر اتومبیل مسابقه. ممکن است متفکر و نویسنده بسیار بزرگی بخواهد در روزنامه‌ای کار کند؛ ولی او هم باید روزنامه‌نگاری بداند.»

روزنامه‌نگار صاحب حرفه‌ای شریف و پر افتخار است
     او به نقل از علیرضا فرهمند ادامه داد: «روزنامه‌نگار صاحب حرفه‌ای شریف و پر افتخار است. نه مثل مسافرکش‌هایی که احساس شرم می‌کنند و می‌گویند کار من این نیست؛ من نویسنده‌ام حیف که نمی‌گذارند بنویسم. روزنامه جای ارائه متن‌های شخصی نیست. اگر قرار باشد هر کسی در روزنامه نظر خود را بیان کند، دیگر چیزی از روزنامه باقی نمی‌ماند. وقتی خواننده گفت خوب نوشته، این نشانه‌ی ضعف روزنامه‌نگار است. روزنامه‌نگار خوب کسی است که خواننده به جای تحسین کار او به مضمون خبر واکنش نشان بدهد و بگوید عجب واقعه‌ای! و نگوید عجب نویسنده‌ای.»
     نمکدوست در ادامه بیان کرد: من در دانشگاه تهران درسی با عنوان نظریه‌های نوین روزنامه‌نگاری داشتم. از زمانی که مشغول تدریس این عنوان شدم به دنبال کتبی در این زمینه بودم ولی متاسفانه چیزی پیدا نکردم. من فکر می‌کنم این عنوان، اختراع ایرانی است. به دنبال این ماجرا ایمیلی به آقای حسین شهیدی فرستادم و نظر ایشان را خواستم تا پیشنهاد دهد در این کلاس راجع به چه چیزی صحبت کنم.
     او ادامه داد: پاسخ آقای شهیدی این بود: «تا جایی که من خبر دارم این مشکل مختص ایران نیست و ریشه در روزنامه‌نگاری دارد. در این که روزنامه‌نگاری نظریه داشته باشد، اتفاق نظر وجود ندارد. هیچ یک از نظریه‌های موجود جامع و مانع نیست. شاید یک موضوع جالب برای بحث این باشد که آیا نظریه‌پردازی درباره‌ی حرفه‌ای که مهارت‌های اصلی آن را می‌توان در چند هفته یا چند ماه آموخت و پس از یک عمر تجربه هم به کمال نرسید ممکن است؟ آیا روزنامه‌نگاری را می‌توان با مدیریت، سیاست و علوم اجتماعی مقایسه کرد و برای آن نظریه پرداخت؟ آیا درباره نجاری، آهنگری و رانندگی تاکسی نظریه‌ای وجود دارد که ما بخواهیم درباره‌ی روزنامه‌نگاری نظریه بپردازیم؟ آیا بهتر نیست روزنامه‌نگاری را با خدمات عمومی مانند تامین آب و برق و شبکه‌های حمل‌ونقل ارتباطات جوامع شهری مقایسه کنیم؟ من مدتهاست روزنامه‌نگاری را از این دسته خدمات می‌بینم و از این دیدگاه، کنترل کیفیت روزنامه‌نگاری را با توجه به معیارهای دقت، انصاف، توازن و فراگیری انجام می‌دهم. همین نکته را در نتیجه‌گیری کتاب روزنامه‌نگاری در ایران هم آورده‌ام.»

متاسفانه درباره‌ی تکنیک بحث نمی شود
     به گزارش شفقنا رسانه، نمکدوست گفت: با توجه به این مقدمه می‌خواهم راجع به چند شکاف توضیح دهم که فکر می‌کنم به کتاب‌های منتشر شده در حوزه‌ی ارتباطات هم مرتبط باشد. وقتی ما روایت ابتدای کتاب دکتر معتمدنژاد، بدیعی و قندی را می‌خوانیم ملاحظه می‌کنیم آنها هم نکاتی مشابه آنچه خواندم را یادآوری کرده‌اند و در تالیفات آنها کمتر به مباحث نظری پرداخته شده و در بیشتر قسمت‌های کتاب نکاتی درباره‌ی تکنیک وجود دارد. به جرات می‌توان گفت اکثر منابع خارجی هم به تکنیک پرداخته‌اند و نظریه، کمتر در آنها به چشم می‌خورد. متاسفانه در ایران درباره‌ی تکنیک خیلی بحث نمی شود و اشاره به موارد تکنیکی نوعی کسر شأن در روزنامه‌نگاری به حساب می‌آید.
     او با اشاره به چند پیش فرض ادامه داد: من با صحبت دکتر خانیکی میتنی بر این که هیچ رسانه‌ای رسانه‌ی دیگر را از بین نمی‌برد، کاملا موافق هستم. برای مثال در غرب هنوز تکنولوژی چاپ قدیمی نشده و امروزه چاپ سه بعدی همه را متحیر کرده است. یا در سال 2000 میلادی کشتی‌ها تازه مجاز شدند که از مورس استفاده نکنند. یعنی حتی مورس هم آنجا به طور کامل از دور خارج نشده است. به همین اعتبار می‌توان گفت بین روزنامه‌نگاری وب و روزنامه‌نگاری کاغذی گسست وجود ندارد.

تولید دانش در روزنامه‌نگاری با نگاه به اتفاقات رسانه‌ای است
     نمکدوست ادامه داد: چرا ما تصور می‌کنیم بین دنیای واقعی و دنیای مجازی گسست وجود دارد؟ اگر 20 سال پیش چنین تصوری وجود داشت جای تعجب نبود زیرا آن زمان در ابتدای مسیر پیدایش تکنولوژی‌های جدید قرار داشتیم و فکر نمی‌کردیم این تکنولوژی تا این حد با زندگی همه‌ی ما عجین شود. اما در حال حاضر شما می‌توانید زندگی واقعی خود را از زندگی مجازی، جدا تصور کنید؟ به راستی الان کدام یک واقعی هستند؟ مثلا این که شما قبض خود را به صورت آنلاین پرداخت می‌کنید، واقعی نیست؟ در حالی که واقعا در این فضای مجازی پولی جا به جا می‌شود و خدماتی صورت می‌گیرد. جالب است بدانید بحث بر سر این مساله 60 سال پیش در اروپا آغاز شده است. عده‌ای معتقدند تلویزیون بشر را به دنیای مجازی وارد کرد. بنابراین بحث بر سر گسست بین دنیای مجازی و واقعی به سالیان پیش باز می‌گردد و امروزه این مساله دیگر وجود ندارد و حل شده است.
     مدیر مرکز آموزش و پژوهش همشهری با اشاره به یک تفاوت عمده در موضوعات روزنامه‌نگاری با موضوعات علمی در دانش‌های دیگر تشریح کرد: زیست شناسان، دارو سازان و ... تلاش می‌کنند در لابراتوارها چیزی خلق کنند یا روان‌شناسان در کلینیک‌ها بر روی نمونه‌هایشان تحقیقاتی انجام می‌دهند تا در نهایت به یک اجماع برسند و نتیجه را انتشار دهند. اما تولید دانش در روزنامه‌نگاری با نگاه به اتفاقات رسانه‌ای و سپس جمع بندی آنها شکل می‌گیرد.
     او مثال زد: از این اتفاق که مردم هنگام مواجهه با یکدیگر می‌گویند «چه خبر؟» یا «حاشیه نرو و به سراغ اصل مطلب برو» سبک هرم وارونه به وجود می‌آید. یا دیده شده در اخبار حوادث مردم بسیار کنجکاو هستند که کل ماجرا را با جزییات بدانند بنابراین سبک دیگری برای اخبار حوادث به وجود می‌آید. بنابراین هر روزنامه‌نگاری با مشاهده جهان پیرامون سعی دارد تجربه‌های خود را منتشر کند. امروزه یکی از معضلات در دنیای روزنامه‌نگاری این است که ما از بیان اظهار نظرها و تجربه‌های شخصی پرهیز می‌کنیم. در نتیجه به نظر می‌رسد مباحث در حوزه‌ی روزنامه‌نگاری باید در چارچوب تکنیک صورت گیرد.

باید درباره‌ی مسوولیت اجتماعی و اخلاقی روزنامه‌نگار صحبت کنیم
     نمکدوست ادامه داد: مساله بعدی این است که ما جدای از بحث تکنیک‌ها باید به مسوولیت اجتماعی در این حرفه هم توجه کنیم. از طرف دیگر در مقام روزنامه‌نگار دارای مسوولیت اخلاقی هم هستیم. این دو ساحت بسیار نیاز به نگاه نظری دارند و این نکته‌ای است که ما باید بیش از پیش به آن توجه کنیم. این دو حوزه یعنی مسوولیت اجتماعی و اخلاق روزنامه‌نگار حوزه‌هایی است که درباره‌ی آن خیلی صحبت نمی‌کنیم اما بسیار نیازمند بحث و گفت‌وگو درباره‌ی آن هستیم. در حالی که همکاران ما در رشته جامعه شناسی چنین کاری را انجام می‌دهند. برای مثال ما هیچ وقت درباره‌ی حادثه‌های صورت گرفته در حاشیه‌ی فوت آقای پاشایی بحث روزنامه‌نگاری نکردیم در حالی در جامعه‌شناسی چنین بحث و مطالعه‌ای صورت گرفت. مثلا در مبحث حریم خصوصی هیچ گاه بحث نظری نکردیم که روزنامه‌نگاری از نظر رویکرد اخلاقی و اجتماعی چه پاسخی به این مسائل می‌دهد؟
     نمکدوست بیان کرد: بنابراین ما به الگوی سوم مورد اشاره دکتر خانیکی در صحبت‌هایشان می‌رسیم؛ باید مشاهده کنیم آنچه می‌خواهیم چه میزان علم محور، دانش محور و فن محور است؟ به نظر من اگر ما بتوانیم به مباحث اشاره شده نگاه نظری داشته باشیم و به گفت‌وگو بپردازیم، به صورت طبیعی آثار مثبت آن بر مباحث تکنیکی هم قابل مشاهده خواهد بود.

برگرفته از: شفقنا رسانه

+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ساعت 12:58 توسط محمدرضا فرجاد |

     اداره کل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی با انتشار اطلاعیه‌ای، نتایج رتبه‌بندی روزنامه‌های کشور را اعلام کرد. به گزارش ایسنا، در متن این اطلاعیه آمده است:
     در راستای تلاش برای ارتقای حرفه‌ای رسانه‌های کشور و تعیین شاخص‌هایی یکسان برای ارزیابی عملکرد آنها، پس از چند ماه بررسی کارشناسی، نتیجه اجرای طرح رتبه‌بندی روزنامه‌های کشور به منظور آگاهی مدیران محترم رسانه‌ها، محققان و پژوهشگران ارتباطات و نیز استفاده دستگاه‌های دولتی به شرح زیر منتشر می‌شود:
       این رتبه‌بندی بر اساس شاخص‌های اعلام شده در سایت معاونت مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی و در بازه زمانی نیمه‌ دوم سال ٩٣ صورت گرفته است.
     شاخص‌های طرح رتبه‌بندی در سه‌محور «محتوایی»، «چاپ و توزیع» و «بنگاهی/ توسعه‌ای» شامل ٢٩ شاخص طی جلسات متعدد کارگروه توسعه مطبوعات و پس از بررسی‌های کارشناسی و اخذ نظرات مشورتی برخی مدیران مسوول رسانه‌های کشور تهیه و پس از تعیین روزهای مورد بررسی از بازه زمانی نیمه دوم سال ٩٣ (شنبه ٥ مهر، یکشنبه ١٨ آبان، دوشنبه ١٠ آذر، سه شنبه ١٦ دی، چهارشنبه ٢٩ بهمن و پنج شنبه ٢١ اسفند) در اختیار روزنامه‌های سراسری و محلی قرار گرفت تا به‌صورت داوطلبانه و بر اساس خوداظهاری در طرح رتبه‌بندی شرکت‌ کنند. سپس فرم ها و مستندات دریافتی از روزنامه‌ها در کمیته تخصصی منتخب انجمن صنفی روزنامه‌های غیردولتی، ارزیابی و جدول کامل نتایج (به تفکیک همه شاخص‌ها و همه روزنامه‌ها) برای شرکت‌کنندگان ارسال شد.
     در ادامه و به صورت حضوری به اعتراض برخی روزنامه‌ها نسبت به امتیازات داده شده در انجمن مذکور رسیدگی شد. اعتراضات بعدی نیز با حضور نمایندگان انجمن در اداره کل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی، مورد بررسی و تصمیم‌گیری قرار گرفت.
     در مراحل اجرا دو شاخص «سایت اینترنتی» و «انتشار رسمی آیین‌نامه اخلاق حرفه‌ای» (شامل ٦ امتیاز) که یا دارای نمره یکسان و یا فاقد امکان دقیق راستی آزمایی بودند از این طرح حذف شدند. این طرح هرچند ممکن است دارای اشکالاتی باشد اما به مرور و با اخذ نظرات کارشناسی مدیران و همکاران رسانه‌ای تکمیل خواهد شد تا به ‌عنوان تجربه‌ای بدیع بتواند پایه اولیه در رتبه‌بندی واقعی روزنامه‌های کشور و طراحی مسیر ارتقاء کیفی و کمی فعالیت آنان قرار گیرد.
     درباره شاخص «نوآوری یا مزیت خاص» قابل ذکر اینکه تشخیص نوآوری برعهده کمیته تخصصی منتخب انجمن صنفی روزنامه های غیردولتی بوده و کمیته یادشده در این مرحله ایجاد تنوع به هر صورت (در شکل و محتوای روزنامه ها) را به عنوان نوآوری تلقی نکرده و تنها نوآوری های فنآورانه و یا مدیریتی را از اظهارکنندگان پذیرفته است. در این زمینه مواردی چون «داشتن عنوان نخستین روزنامه در موضوعی خاص»، «انتشار رایگان در نوروز»، «توزیع در کترینگ هوایی و ریلی»، «برگزاری نظرسنجی هفتگی»، «توزیع مویرگی» و «انتشار ضمائم رایگان» و موارد مشابه در زمره مصادیق نوآوری یا مزیت خاص ارزیابی نشده است.

فهرست نوآوری های پذیرفته شده از روزنامه ها به شرح زیر اعلام می شود:
١- اصفهان امروز: ایجاد سامانه واقعیت افزوده(ارتباط فرامتنی نسخه مکتوب و آنلاین)
٢- ایران: ایجاد سامانه واقعیت افزوده و داشتن انتشارات
٣- جهان اقتصاد: ایجاد سامانه واقعیت افزوده و داشتن انتشارات
٤- خراسان: داشتن انتشارات
٥- دنیای اقتصاد: ایجاد مرکز آموزش، دریافت گواهی‌نامه ایزو، برگزاری همایش های مرتبط و داشتن انتشارات
٦- سپید: دریافت گواهی‌نامه ایزو برای سازمان آگهی‌ها
٧- سیاست‌روز: فعالیت چشم‌گیر و مؤثر بین‌المللی در حوزه کشورهای عربی و همسایه
٨- شرق: طراحی و به‌کارگیری قلم (فونت) اختصاصی برای روزنامه و داشتن انتشارات
٩- فرصت امروز: ایجاد سامانه واقعیت افزوده
١٠- گسترش صمت: ایجاد ساختار مدرن اجرایی و مدیریتی نوآورانه
١١- هفت‌صبح: توزیع رایگان سی‌دی و دی وی دی فیلم و موسیقی همراه روزنامه، ایجاد سامانه واقعیت افزوده و برگزاری مسابقه نویسندگی میان خوانندگان روزنامه
١٢- همشهری: ایجاد مرکز آموزش برای کارکنان، ایجاد سامانه واقعیت افزوده، داشتن انتشارات و پیش‌رو بودن در ارائه محصولات و خدمات متنوع مطبوعاتی

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر ۱۳۹۴ساعت 19:53 توسط محمدرضا فرجاد |

     سردبیر روزنامه وقایع اتفاقیه گفت: روزنامه وقایع اتفاقیه با مدیرمسئولی صادق خرازی از فردا (سه‌شنبه) در دکه‌های مطبوعاتی در دسترس علاقمندان است.
     سید شهاب‌الدین طباطبایی سردبیر روزنامه وقایع اتفاقیه در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، اظهار داشت: روزنامه وقایع اتفاقیه از فردا سه‌شنبه در دکه‌های مطبوعاتی در دسترس علاقمندان است. طباطبایی درباره ارتباط این روزنامه با حزب ندای ایرانیان افزود: روزنامه وقایع اتفاقیه هیچ ارتباط سازمانی با حزب ندای ایرانیان ندارد. به گفته سردبیر وقایع اتفاقیه، این روزنامه در 8 صفحه با قیمت 500 تومان در سراسر کشور توزیع خواهد شد و صاحب امتیاز روزنامه وقایع اتفاقیه، مصطفی خانزادی است و مدیرمسئولی آن را سید محمدصادق خرازی بر عهده دارد.

+ نوشته شده در دوشنبه دوم آذر ۱۳۹۴ساعت 22:6 توسط محمدرضا فرجاد |

     23 نوامبر سال 1936 (روزي چون امروز) هنري لوس Henry Luce متولد 1967 و متوفي در 1967 ـ روزنامه نگار آمريكايي و بنيادگذار مجله خبري تايم Time که نشريه لايف Life را از صاحبانش خريداري کرده بود آن را به صورت يک مجله هفتگي عكس خبري (فتو ژورناليسم) منتشر ساخت كه تا دسامبر سال 1972 به همين صورت منتشر مي شد، سپس ماهنامه و فصلنامه شد و بارديگر از سال 2004 به انتشار هفتگي بازگشت كه هر هفته در 12 ميليون نسخه چاپ و با 71 روزنامه از جمله لس آنجلس تايمز به صورت ضميمه توزيع مي شد. لايف از 2009 آنلاين شد و از ژانويه 2012 «فتو کانال» مجله تايم. انتشار لايف به سال 1883 باز مي کردد که يک نشريه سرگرم کننده بود با مطالب طنز.

     هنري لوس كه از هوادارن اين اصل بود كه در بسياري از مواقع «دوربين» بهتر از قلم مي تواند جزئيات يك داستان را بيان دارد و يك عكس خوب (عكسي كه شخصيت يك فرد و جزئيات يك صحنه را نشان دهد) براي هميشه باقي خواهد ماند و زيور صفحات تاريخ مي‌شود، تصميم به انتشار يك مجله تمام عكس با كاغذ اعلاء گرفت. وي در همان زمان پيش بيني كرده بود كه نسل آينده حوصله خواندن مطالب طولاني را ندارد و عكس، كاريكاتور و طنز را بهتر مي پسندد. او در همان زمان كه جهان روزنامه رنگي نداشت، توصيه به چاپ رنگي روزنامه ها كرده و گفته بود كه روزنامه هاي سياه و سفيد، ظاهر نشاط آور ندارند.
    به همان گونه كه لوس پيش بيني كرده بود، شماره هاي گذشته لايف تا دهها برابر قيمت خريداري مي شوند و كپي عكسهاي آنها در هر آرشيوي وجود دارد و عكس صحنه هاي جنگها و آشوبها و شخصيت‌هاي گذشته كه در كتب بويژه کتابهاي تاريخ و نشريات چاپ مي شود، توسط عكاسان لايف گرفته شده و در اين مجله به چاپ رسيده بودند.

+ نوشته شده در دوشنبه دوم آذر ۱۳۹۴ساعت 21:37 توسط محمدرضا فرجاد |

     روزنامه آرمان در شماره امروز خود (یکشنبه) ضمن انتشار گزارشی درباره پرداخت یارانه به روزنامه‌ها در دولت محمود احمدی‌نژاد طی سال‌های ۸۴ تا ۹۱ فاش کرده است که روزنامه کیهان با ۱۰ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان در صدر فهرست دریافت‌کنندگان یارانه بلاعوض از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار داشته است و به تنهایی «۱۰ درصد یارانه مطبوعات» را دریافت می‌کرد.
    این روزنامه در گزارشی با تیتر «چرا کیهان و وطن امروز اینقدر عصبانی هستند؟!» به حمایت مالی دولت سابق از «روزنامه‌های خاص» اشاره کرده و نوشته است: «نگاهی به لیست بلندبالای دریافت یارانه مطبوعات در هشت‌سال دوره احمدی‌نژاد به وضوح نشان می‌دهد ولخرجی‌های احمدی‌نژاد برای روزنامه‌های خاص، آنقدر چرب بوده که تخصیص حساب شده و دقیق دولت یازدهم در امر یارانه مطبوعات، به مذاق تندروهای دلواپس خوش نیاید و هر روز به بهانه‌ای دولت را بنوازند و خود نیز اعتراف کنند که قطع یارانه‌شان خیلی به آنها فشار آورده است.»
     در گزارش روزنامه آرمان جدولی از یارانه‌های پرداخت شده طی سال ۸۴ تا ۹۱ براساس اسناد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است که نشان می‌دهد روزنامه کیهان با ۱۰ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان رتبه اول دریافت یارانه نقدی در دولت سابق را داشته است و پس از آن به ترتیب روزنامه‌های جوان  با ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، و روزنامه رسالت با ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیارد تومان قرار دارد و روزنامه وطن امروز به صاحب امتیازی مهرداد بذرپاش نماینده اصولگرای مجلس نهم نیز طی پنج سال ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان یارانه نقدی دریافت کرده است. روزنامه همشهری نیز در همین مدت ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان و روزنامه مردمسالاری هم ۱ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان یارانه و روزنامه ابرار ۸۷۰ میلیون تومان یارانه دریافت کرده‌اند.
     این روزنامه نوشته است که با وجود یارانه‌های چند میلیارد تومانی دولت سابق به «روزنامه‌های خاص»، در فاصله سال‌های ۸۴ تا ۹۱ روزنامه اعتماد در مجموع ۸۰۰ میلیون تومان، روزنامه شرق ۶۰۰ میلیون تومان، روزنامه آرمان ۴۲۰ میلیون تومان از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یارانه دریافت کرده‌اند. روزنامه آرمان یکی از دلایل نارضایی و انتقاد برخی روزنامه‌ها را حذف یارانه نقدی آنان در دولت حسن روحانی عنوان کرده و نوشته است: «روزنامه‌های همشهری، جام جم، جوان و کیهان با تدبیر ویژه وزارت ارشاد در دولت یازدهم، به‌خاطر وابسته بودن به بودجه‌های عمومی از لیست دریافت یارانه حذف شدند و این یارانه به بخش خصوصی اختصاص یافت.» این روزنامه با اشاره به «تفاوت معنادار» یارانه دریافتی «روزنامه‌های کیهان و وطن امروز» با سایر روزنامه‌ها، نوشته است که «عامل اصلی حملات تند و بداخلاقی‌های هر روزه این دو روزنامه» تجدید نظر دولت یازدهم در پرداخت چنین مبالغی به عنوان یارانه به این روزنامه هاست.
     روزنامه آرمان همچنین نوشته است: «روزنامه وطن امروز در سال ۸۷ آغاز به کار کرد و رقم دریافتی حدود ۳ میلیارد تومانی‌اش در دولت احمدی‌نژاد تنها برای ۵ سال است» و «روزنامه کیهان» نیز «در دولت احمدی‌نژاد بالا‌ترین رقم دریافتی یارانه را داشته به طوری که عدد دریافتی‌اش حدود ۱۰درصد کل یارانه پرداختی به همه روزنامه‌های کشور است.»

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر ۱۳۹۴ساعت 23:19 توسط محمدرضا فرجاد |

سپیده‌دمان روشنگری

     گروه اقتصاد بین‌الملل: اولین روزنامه فرانسوی روزنامه گزت (که بعدها گزت د فرانس نامیده شد) بود. این روزنامه در سال 1615 تحت حمایت و با همکاری کاردینال ریشیلیو تاسیس شد. اولین ویراستار و ناشر این روزنامه تئوفراست رنودوت بود و اولین نسخه هفتگی آن در مه 1631 چاپ شد. هر نسخه از این روزنامه که 6 سانتیم قیمت داشت، یک برگ داشت (که به صورت هشت صفحه تا شده بود) و به دو بخش تقسیم شده بود. این روزنامه معمولا شامل اخبار خارجی و ملی بود. در آن زمان اکثر اخبار خارجی را ‌وزیر می‌فرستاد و اغلب این اخبار به خط خود او بود.
     در سال 1672 روزنامه مرکور گلانت توسط دونو دو ویزه تاسیس شد. اسم این روزنامه بعدا به نوو مرکو و در سال 1728 به مرکور د فرانس تغییر کرد. این عنوان با کمی اصلاح تا سال 1853 حفظ شد و در این سال انتشار این روزنامه متوقف شد. افراد برجسته‌ای با این روزنامه همکاری می‌کردند و در سال 1790 تیراژ آن به سرعت افزایش یافت و به 13 هزار نسخه رسید.
     در رژیم قدیم فرانسه، تعداد روزنامه‌ها اندک بود و آنها به شدت سانسور می‌شدند و برای فعالیت باید مجوز سلطنتی دریافت می‌کردند. برگزاری اجلاس استیتس- جنرال در سال 1789 تقاضای فراوانی برای اخبار به وجود آورد و تا پایان آن سال بیش از 130 روزنامه تاسیس شد. در دهه بعد از آن 2 هزار روزنامه به وجود آمد که 500 تای آن فقط در پاریس بود. اما اکثر این روزنامه‌ها تنها یکی دو هفته دوام آوردند. روی‌هم رفته این روزنامه‌ها به همراه ادبیات آموزشی به اصلی‌ترین رسانه ارتباطی تبدیل شدند. مردم در انجمن‌ها و رستوران‌ها روزنامه را بلند می‌خواندند و آنها را دست به دست می‌کردند. روزنامه‌ها نقش برجسته‌ای در افزایش جمهوری‌خواهی مدنی براساس خدمات عمومی و کم‌اهمیت جلوه دادن اهداف سودجویی لیبرال و فردی داشتند.
     مونیتور یونیورسال روزنامه‌ای بود که بحث‌های قانونی را ثبت می‌کرد. ژان پل مارا از طریق روزنامه قدرتمند خود با نام «دوستدار مردم» نفوذ فراوانی به دست آورد. او در این روزنامه به رسوایی‌ها و دسیسه‌های حکومت می‌تاخت و سرانجام در سال 1793 ترور شد. علاوه بر مارا، سیاستمداران فراوانی ازجمله ماکسیمیلیان روبسپیر، از طریق روزنامه‌نگاری مشهور شدند. در دوره دیرکتوار (رژیمی بود که از 2 نوامبر 1795 تا 10 نوامبر 1799 در فرانسه قدرت را در دست داشت) از اهمیت روزنامه‌ها به شدت کاسته شد. ناپلئون تیر خلاص را شلیک کرد و اجازه داد در پاریس فقط چهار روزنامه و در هر یک از دیگر بخش‌ها یک روزنامه دایر باشد که آنها هم به شدت سانسور می‌شدند.
      در دوران ناپلئون، ارگان اطلاعات رسمی روزنامه مونیتور (گزت ناسیونال یا لمونتور یونیورسال) بود. این روزنامه در سال 1789 و تحت مدیریت روزنامه مرکور تاسیس شد. این دو روزنامه حاوی پیام‌های گروه حاکم بودند و برای مخاطبان طبقه حاکم نوشته می‌شدند، به طوری که مونیتور دیدگاه‌های اکثریت پارلمان فرانسه و مرکوری دیدگاه‌های اقلیت را منعکس می‌کرد.
     در 1836، لا پرس، اولین روزنامه‌ای بود که تبلیغات پولی را در صفحاتش به چاپ رساند. این کار امکان کاهش قیمت روزنامه، افزایش خوانندگان و رشد سودآوری را فراهم کرد و این فرمول خیلی زود توسط دیگر روزنامه‌ها تقلید شد.
     ساختار دموکراتیک جمهوری سوم فرانسه (1870-1940) از طریق تکثیر روزنامه‌های سیاسی مورد حمایت قرار گرفت. تیراژ این روزنامه‌ها در پاریس از یک میلیون در سال 1870 به 5 میلیون در سال 1910 رسید و سپس باز هم افزایش یافت و به 6 میلیون در سال 1939 رسید. چاپ تبلیغات در روزنامه‌ها به سرعت افزایش یافت و یک منبع مالی ثابت برای آنها فراهم کرد. قانون جدید آزادی مطبوعات که در سال 1881 تصویب شد، محدودیت‌هایی را که به مدت یک قرن بر مطبوعات اعمال می‌شد، ملغی کرد. ماشین چاپ دوار که سرعت بالایی داشت در دهه 1860 عرضه شد و سرعت چاپ را افزایش و هزینه آن را کاهش داد. انواع جدید روزنامه‌های محبوب، به ویژه روزنامه لوپوتی ژورنال مخاطبانی را جذب کرد که به اخبار سرگرم‌کننده و شایعات بیش از اخبار جدی علاقه داشتند. این روزنامه یک‌چهارم بازار پاریس را به دست آورد و درنتیجه دیگر روزنامه‌ها مجبور شدند قیمت‌هایشان‌ را کاهش دهند. روزنامه‌های مهم، روزنامه‌نگاران مخصوص به خود را استخدام می‌کردند و این روزنامه‌نگاران برای به دست آوردن اخبار داغ بایکدیگر به رقابت می‌پرداختند. همه روزنامه‌ها به خبرگزاری هاواس (اکنون خبرگزاری فرانسه) وابسته بودند. این خبرگزاری یک سرویس اخبار تلگرافی بود که برای ارائه خدمات جهانی، شبکه‌ای از گزارشگران را در اختیار و با رویترز قرارداد داشت. این روزنامه‌های وزین قدیمی به دلیل تمرکز بر مسائل مهم سیاسی مخاطبان وفادار خود را حفظ کردند.
     طرفداران مذهب رومن کاتولیک با روزنامه ملی خود به نام لا کوروا گروه فشاری برای رسانه‌ها ایجاد کرد. این روزنامه به شدت از مذهب کاتولیک سنتی دفاع می‌کرد و همزمان مجهز به مدرن‌ترین تکنولوژی‌ها و سیستم‌های توزیع بود و نسخه‌های منطقه‌ای آن مناسب با سلیقه‌ محلی بود. سکولارها و جمهوری‌خواهان این روزنامه را بزرگ‌ترین دشمن خود تلقی کردند، به ویژه زمانی که این روزنامه آلفرد دریفوس* را خائن نامید و به او حمله کرد و به یهودی‌ستیزی دامن زد. زمانی که دریفوس عفو شد، دولت رادیکال در سال 1900 کل سیستم مذهبی رومن کاتولیک و روزنامه وابسته به آن را برچید.
     بانک‌ها به منظور دستیابی به منافع مالی خاص به طور مخفیانه به برخی روزنامه‌ها پول می‌دادند. روزنامه‌ها همچنین برای توجه ویژه به محصولات تجاری در مقاله‌هایشان پول دریافت می‌کردند. برخی روزنامه‌ها کسب‌وکارها را تهدید می‌کردند که اگر به روزنامه آنها آگهی تبلیغاتی ندهند، مطالبی علیه آنها منتشر خواهند کرد. دولت‌های خارجی به ویژه روسیه و ترکیه، سالانه صدها هزار فرانک به روزنامه‌ها رشوه می‌دادند تا به نفع اوراق قرضه‌ای که در پاریس می‌فروختند، مطلب بنویسند. زمانی که اخبار بدی درمورد روسیه وجود داشت، مانند انقلاب 1905 یا طی جنگ این کشور با ژاپن، مبلغ رشوه به حدود میلیون‌ها فرانک افزایش می‌یافت. در دوران جنگ جهانی، روزنامه‌ها به آژانس‌های تبلیغاتی جنگ تبدیل شدند و از نوشتن تفسیرهای انتقادی اجتناب کردند. آنها به ندرت پیروزی‌های متحدان‌شان را گزارش می‌کردند و همه اخبار خوب را به ارتش فرانسه نسبت می‌دادند. در یک کلام، روزنامه‌ها مدافعان مستقل واقعیت نبودند.
     پس از 1900 روزنامه‌های منطقه‌ای رشد کردند. این در شرایطی بود که روزنامه‌های پاریسی پس از جنگ دچار رکود شدند. روزنامه موفق دوران پس از جنگ پری سوآر بود که فاقد مطالب سیاسی بود و برای کسب تیراژ بالا مطالب احساسی کار می‌کرد و برای حفظ اعتبار خود مقالات جدی به چاپ می‌‌رساند. تا سال 1939 تیراژ این روزنامه بیش از 7/ 1 میلیون نسخه یعنی دو برابر تیراژ رقیب اصلی‌اش روزنامه لوپوتی پاریسین بود. پری سوآر علاوه بر روزنامه اصلی خود مجله بسیار موفق ماری کلر را اداره می‌کرد. این مجله در حوزه زنان فعال بود. دیگر مجله این روزنامه مچ نام داشت که از مجله تصویری لایف آمریکا الگوبرداری کرده بود.

* افسر ستاد توپخانه در ارتش فرانسه که به اشتباه به خیانت و جاسوسی برای آلمان متهم شده بود.

برگرفته از: روزنامه دنیای اقتصاد

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۴ساعت 20:30 توسط محمدرضا فرجاد |

مطالب قدیمی‌تر