و کلامی شایسته از مولانا...

در جهان تنها یك فضیلت وجود دارد

و آن آگاهی است

و تنها یك گناه

و آن جهل است

+ نوشته شده در یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:44 توسط محمدرضا فرجاد |

      روزگذشته با موافقت دادسرای فرهنگ و رسانه، سایت بهار نیوز رفع توقیف شد. این سایت قریبا فعالیت معمول خود را آغاز می کند.

      به گزارش روزنو، منصور قنواتی مدیر مسئول بهار نیوز با اعلام این خبر به ایلنا گفت: امروز با مساعدت دادستان و بازپرس شعبه 4 دادسرای فرهنگ و رسانه سایت بهار نیوز رفع توقیف شد.
      مدیر مسئول این سایت ضمن تشکر از دادستانی وسرپرست دادسرای فرهنگ و رسانه گفت: ما امروز نامه رفع توقیف را به دادگاه دادیم و کمیته مصادیق مجرمانه تشخیص داد که این سایت باید رفع توقیف شود.

 

+ نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:15 توسط محمدرضا فرجاد |

     شبکه افق از ساعت 5 عصر امروز (جمعه، هشتم اسفندماه) رسما افتتاح شد.
     براساس گزارش ایسنا، شبکه تلویزیونی افق با مدیریت رمضان‌زاده از شامگاه امروز از طریق گیرنده‌های دیجیتال در سراسر ایران قابل دسترسی است.
     مراسم افتتاح این شبکه با شعار «نگاهت را به افق بسپار» به‌صورت زنده پخش شده است.

+ نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:33 توسط محمدرضا فرجاد |

                                     هر دم از این باغ بری بر زمین می افتد!

      به نوشته سایت بین المللی شفقنا رسانه ، سایت خبری بهار نیوز از شب گذشته از دسترس خارج شده است.
     برخی منابع خبری نوشتند این پایگاه  به دستور قضایی فیلتر شده ، اما تا لحظه مخابره این خبر هنوز دلایل رسمی فیلتر شدن این سایت اعلام نشده است.

    ظاهرا برای برخی متولیان قدرت، حفظ و تداوم فضای آرامش در جامعه رسانه ای کشور اهمیت چندانی ندارد و با هر بهانه کوچکی، بگیر و ببند شروع می شود و هر کس به کار خودش مشغول است!

+ نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:8 توسط محمدرضا فرجاد |


       اریک رولو روزنامه نگار مشهور فرانسوی که بعدها یک دیپلمات شد، روز چهارشنبه در سن 89 سالگی در گذشت.

      به گزارش خبرآنلاین، رولو که شهرتی جهانی دارد و همگان او را روزنامه نگاری فرانسوی و مشخصا با عنوان سردبیر سابق لوموند دیپلماتیک می شناسند، در سال 1926 در یک خانواده یهودی در مصر که اهل حلب سوریه بودند به دنیا آمد. او روزنامه نگاری را با نوشتن گزارش هایی برای خبرگزاری فرانسه آغاز کرد و نبوغ و درخششی که داشت پایش را به روزنامه لوموند باز کرد، جائیکه شهرت و تبحر او در مسائل دیپلماتیک به منصه ظهور رسید و از او یک چهره بین المللی ساخت.
     نویسنده کتاب معروف و جهانی "فلسطینی آواره" همه شهرت خود را مرهون تحولات بسیار مهم و حساس خاورمیانه در دهه های 60 تا 80 است.
    اریک رولو که نام اصلی او در زمان تولد الی رافول بود، تحولات بسیار مهمی را در خاورمیانه از جمله جنگ اعراب و اسرائیل، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و جنگ ایران و عراق را پوشش داده است و کتاب هایی در این زمینه منتشر کرده است.
    تبحر دیپلماتیک او در مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا به قدری بود که وقتی در سال 1985 لوموند را ترک کرد، فرانسوا میتران رئیس جمهوری وقت فرانسه او را به عنوان سفیر این کشور در تونس منصوب کرد، درست زمانیکه رهبری سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) در آنجا تبعید شده بود. او حتی وقتی سفیر بود نیز دست از روزنامه نگاری ونوشتن بر نمی داشت.
     با وجود شهرت زیاد رولو و با اینکه الهام بخش بسیاری از روزنامه نگاران دو نسل پس از خود در خاورمیانه و سایر نقاط جهان بود، خبر فوتش بازتاب چندانی در رسانه ها نداشته است.
    شاید نسل قدیم روزنامه نگاران کلا با موج فناوری های نوینی که در خدمت روزنامه نگاری میکروبلاگی و فضای مجازی از راه رسیده به دیار فراموشی سپرده شده اند.

+ نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:49 توسط محمدرضا فرجاد |

     نخستین شماره فصلنامه تحلیلی، خبری و اطلاع‌رسانی تاوان منتشر شد
     در این نشریه که با صاحب امتیازی و مدیر مسوولی بهروز میرزایی و سردبیری جاوید رنجبر فرد شیرازی منتشر شده، مطالب متنوع و تخصصی صنعت بیمه با رویکردی تحلیلی در معرض دید خوانندگان قرار گرفته است.
     در نخستین شماره این نشریه که پاییز امسال به زیور طبع آراسته شده، مطالب متنوعی همچون نقش صنعت بیمه در تدوین قوانین، قانون بیمه شخص ثالث در ایستگاه پایانی، گزارش عملکرد صنعت بیمه در سال‌های 92 و 93، برندسازی، الزام بازار بیمه و روند‌های کنونی صنعت بیمه در جهان به چشم می‌خورد. پرونده ویژه این شماره نیز به بررسی ابعاد مختلف بیمه شخص ثالث پرداخته است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:35 توسط محمدرضا فرجاد |


     كتاب «روزنامه‌نگاري، ارتباطات و جامعه» حاوي مجموعه مقالاتي از دكتر محمدمهدي فرقاني، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، منتشر شد.
     اين كتاب در برگيرنده 18 مقاله از اين استاد برجسته روزنامه‌نگاري است كه در قالب پنج فصل چشم‌اندازهاي روزنامه‌نگاري، روزنامه‌نگاري حرفه‌اي، تاملات نظري در روزنامه‌نگاري، فناوري هاي ارتباطي و جامعه و ارتباطات، تبليغات و توسعه تدوين شده است.
     به گفته دكتر فرقاني، اين مقالات در طول 3 سال از سال 1369 تا 1392 به تدريج و در مناسبت‌هاي مختلف نگاشته شده و در مجله‌هاي علمي، تخصصي و يا در مجموعه مقالات سمينارها چاپ شده است.
     نويسنده در مقدمه درباره هدف از انتشار اين كتاب مي‌گويد: «از آنجا كه مقاله‌هاي مزبور در سال‌هاي اخير مورد مراجعه دانشجويان دوره‌هاي كارشناسي، كارشناسي‌ارشد و دكترا بوده و دسترسي به برخي از آنها دشوار و گاه غيرممكن مي‌‌بود و نيز با توجه به اينكه پاره‌اي از مقاله‌هاي اين مجموعه به‌ويژه در مقاطع كارشناسي‌ارشد و دكتراي علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاري در دروس مرتبط و يا در مراحل تدوين پايان‌نامه مورد مطالعه دانشجويان قرار مي‌گيرد، اين مجموعه كه حاصل 40 سال كار حرفه‌اي و آموزشي است، در يك مجلد ارايه شد.»
     دكتر فرقاني در پايان مقدمه با اشاره به فقدان دكتر كاظم معتمدنژاد، پدر علم ارتباطات ايران، در روزهاي آماده‌سازي مجموعه مقالات ارايه شده، اين كتاب را به ايشان تقديم كرده است و اظهار اميدواري كرده است دانشجويان امروز و روزنامه‌نگاران فردا، بيش از هر چيز منش، اخلاق و فروتني او را سرمشق زندگي شخصي و حرفه‌اي خود قرار دهند. انتشارات اطلاعات اين كتاب را در 380 صفحه و در شمارگان 1050 نسخه با قيمت 15 هزار تومان منتشر كرده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:43 توسط محمدرضا فرجاد |

                               نمونه ای از ماجراجویی رسانه های بی خواننده اما پر ادعا

     اخیراً جریانی با ادعای ارزشگرایی، به جان رسانه ها افتاده و کلمه به کلمه رسانه های مستقل یا رسانه های غیر وابسته به خود را می خوانند و می کوشند "بهانه" ای برای جوسازی علیه آن پیدا کنند. سپس از روش "یک کلاغ، چهل کلاغ" ( و گاه صفر کلاغ چهل کلاغ) استفاده می کنند و یک موضوع کوچک را آنقدر بزرگ می کنند تا بلکه بتوانند پرونده آن رسانه را در هم بپیچند و سراغ بعدی بروند.

     در این پروژه، با دادن اطلاعات غلط یا ناقص، با برخی نمایندگان مجلس و چهره های مذهبی و سیاسی گفت و گو می کنند و از زبان آنان سخنان دلخواه شان را می گیرند و بدین ترتیب بدان بال و پر می دهند. شاه بیت شان هم این است که ایّها الناس و ای جامعه مؤمنین! چه نشسته اید که به مقدسات اسلامی توهین شد.

در این باره نکات زیر قابل توجه و تأمل است:

1 - رسانه های جریان بهانه جو، برای این که ادعای خود را اثبات و تثبیت کنند، یک جمله از متن مورد نظرشان را به عنوان اهانت به مقدسات انتخاب و با توضیحات خودشان، در سطح وسیعی منتشر می کنند بی آن که کل مطلب و روح آن را منتقل کنند.
بدین وسیله ، خود مرتکب دو خطای بزرگ می شوند: اول آن که القاء دروغ می کنند و دوم این که خود مرتکب اهانت به مقدسات می شوند چرا که در سطحی وسیع، جملات اهانت بار به ساحت مقدسات را توزیع می کنند؛ جملاتی که با بریدن پس و پیش شان، معنایی موهن یافته اند.

2 - این روش غیرمنصفانه و غیردینی، حاوی یک خسران بزرگ و استراتژیک است که با اصل حراست از دین، در تضاد کامل است. این که هر روز، یکی را علم کنند که دارد به مقدسات توهین می کند و بعد آن را در بوق و کرنا کنند، حاصلی جز قبح شکنی ندارد.

    این که چهره ها و رسانه هایی که به هر روی، نزد بخش قابل ملاحظه ای از مردم، مقبولیت و حتی گاه به نوعی مرجعیت دارند، متهم شوند که به مقدسات دینی بی احترامی می کنند، اندک اندک به ویژه در میان نسل جوان، تقدس باورهای مذهبی را زیر سؤال می برد و حتی می تواند آنان را نسبت به مقدسات بدبین کند.

اساساً یکی از عللی که در اسلام بر عیب پوشی تأکید بسیار شده است، گذشته از تأکید اسلام بر حفظ آبروی افراد (که برای عده ای ارزشی نما اهمیتی ندارد!)، به این دلیل است که قبح برخی مسائل ریخته نشود و ارتکاب شان عادی نگردد.

     حال این آموزه مترقی دینی را بگذارید در کنار مانورهای سیاسی اخیر که از کاه کوه می سازند و مدام می گویند که این به مقدسات توهین کرد و آن به مقدسات توهین کرد! گو این که توهین به مقدسات دینی، نقل و نباتی که هر روز این سو و آن سو پخش شود!

     اخیراً نیز روزنامه اعتماد را نشان کرده اند و با اشاره به مصاحبه منتشر شده در آن، از یک "سؤال" که توسط خبرنگار مطرح شده است، بهانه ای تراشیده اند که این روزنامه به ساحت قدسی حضرت امام حسین(ع) اهانت کرده است!

     در بین تمام کسانی که بدون خواندن اصل مصاحبه، نسبت به آن واکنش نشان داده و برای قوه قضاییه هم تعیین تکلیف کرده اند که با این روزنامه برخورد کند، یک چهره اصولگرا اما، واکنشی منطقی نشان داده و آنچه در این بند آمده را به زبانی مختصر و مفید و صدالبته منصفانه بیان کرده است.

     غلامعلی حدادعادل گفته است: "من اين مطلب را خوانده‌ام، استنباط من اين نيست كه خبرنگار مرادش امام حسين(ع) يا حضرت زهرا(س) بوده است؛ بلكه به نظر بنده منظورشان اشاره به اشخاصي بود كه در آن مصاحبه از آنها نام برده شده بود؛ بعيد مي‌دانم در جامعه ما فردي كه اسمش اصلاح‌طلب است يا روزنامه‌اي براي يك جناح خاصي باشد كه شايد ما هم با بعضي كارهايشان موافق نباشيم كسي مقام امام حسين(ع) و حضرت زهرا(س) را انكار كند."

     نکته نهفته در دل سخن حداد این است که اتهام توهین به مقدسات، اتهام سنگینی است که نباید آن را به هر بهانه ای به یک مسلمان نسبت داد و فضا را به گونه ای جلوه داد که این امور ، عادی تلقی شود.

3 - کثیف ترین روش در رقابت های سیاسی این است که یک جریان، نه بر اساس توانمندی های خود که با پاپوش دوختن برای رقیب بخواهد به پیروزی برسد و باز، کثیف ترین روش در این پاپوش دوزی هم این است که از مقدسات دینی و مذهبی مایه بگذارند و خود پشت دین و مذهب پنهان شوند ولو این که آثار منفی این امر، متوجه اصل دین شود.

     این که فلان روزنامه یا شخصیت سیاسی یا حزب با ما "هم جناح" نیست، دلیل این نیست که با ما در اصل اسلام هم مخالفت دارد یا ما حامیان اسلامیم و طرف مقابل، لشکر صف کشیده در برابر اسلام!

4 - حتی در صورت بروز خطا نیز باید به این چند نکته توجه داشت:

- با توجه به ذات کار رسانه، بروز خطای انسانی در یک رسانه، مخصوصا رسانه های آنلاین و روزنامه ها به دلیل سرعت و کثرت امور ، "اجتناب ناپذیر" است و ای بسا در این میان، سطری از چشم دبیر یا سردبیری که روزانه هزاران سطر می خواند بیفتد. این بدان معنا نیست آن سردبیر و متعاقبش مدیر مسؤول و کل روزنامه با آن موضوع سر توافق دارند ، خاصه آن که بعد از حدوث خطا، اصلاح هم بکنند و توضیح دهند.
کسانی که ذات رسانه را نمی شناسند، به راحتی می توانند درباره آن دچار سوء ظن شوند و منشأ بسیاری از مشکلات نیز در همین "رسانه نشناسی" است.

- به فرض اثبات قطعی خطا، آن هم نه توسط جریان سیاسی خاص که توسط محکمه و با حضور هیأت منصفه، اقدام منطقی آن است که صرفاً با خاطی برخورد شود نه این که کل رسانه را منهدم کنند. این مانند آن است که در یک شعبه بانک اختلاسی انجام شود و بدین بهانه کل بانک را منحل کنند!

- یک بام و دو هوای مدعیان ارزشگرایی، هنگامی عیان می شود که از خطاهای صورت گرفته در رسانه های خودی شان چشم می پوشند و خطاهای دیگران را یک کلاغ چهل کلاغ و بلکه هزار کلاغ می کنند. نمونه اش یکی از مطالب روزنامه کیهان بود که در آن، به طنز ، آیه شریفه "استرجاع" (انا لله و انا الیه راجعون) را تحریف و به طنز کشیده بودند ولی آب از آب تکان نخورد و کسی از مدعیان ارزشگرایی، خواستار برخورد شدید وزارت ارشاد و دستگاه قضایی با کیهان به اتهام وهن کلام خدا نشد.

5 - وقتی کسی حتی بعد از بروز یک اشتباه رسانه ای - اگر اشتباهی واقعاً رخ داده باشد-  اعلام می کند که متدین و متعهد به اسلام و شریعت است، طبق همان اسلامی که برخی خود را مدافع آن نشان می دهند، باید از او پذیرفت نه این که تصریحات مکرر قبل و بعد از آن خطا را نادیده گرفت (خود را به کوری زد) و تنها بر یک خطا اصرار ورزید. (وای که اگر این قوم بهانه جو - العیاذ بالله - جای خدا بودند، حتی یک نفر را به بهشت نمی فرستادند!)

     مخلص کلام این که به میان کشیدن پای مقدسات برای بازی های سیاسی، پیامدی جز لوث شدن موضوع، تبدیل مقدسات به دستمایه های سیاسی و شکسته شدن قبح توهین به ارزش های واقعی دینی ندارد.

                                                              برگرفته از سایت عصر ایران - جعفر محمدی

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:1 توسط محمدرضا فرجاد |

     مردم سالهاست می دانند کی راست می گوید، کی دروغ! اما اینکه پس از سالها کتمان و تظاهر به معصومیت برخی دست اندر کاران امور رسانه ای ، یک مقام دولتی به این صراحت به ناخالصی آنها اعتراف کند، جای شکر و سپاس دارد و باید سخنان ایشان را در این روزگار قحطی صداقت، به فال نیک گرفت!

     به تازگی وزیر محترم ارشاد اعلام کرده اند خیلی از خبرگزاری ها به راحتی دروغ می گویند و متهم می کنند. در حالی که اعتبار و اعتماد مردم به رسانه در گرو رعایت اعتدال و اخلاق حرفه ای در انعکاس اخبار همه جناح ها و گروه های جامعه است.
     شواهد آن قدر زیاد است که نیاز نیست کسی از جناب  وزیر نمونه و مثال طلب کند. از قدیم گفته اند چوب را که بردارید، گربه ... حساب کار دستش می آید. از همین امشب و فردا به شبکه های کاغذی و مجازی این
ابرقدرت های! هو چی و ماجرا جو و ماجراساز خبری دقیق شوید تا دریابید سخن وزیر کجای آنها را سوزانده است و نعره های اعتراضشان از کجا و چه گونه فضای رو با آرامش جامعه را فرا می گیرد؟ حال به اصل خبر به نقل از یک نهاد خبری مسئولیت شناس و خوشنام رسانه ای توجه فرمایید:

    ...علی جنتی چهارشنبه شب در نشست پایانی روسای مراکز استانی خبرگزاری جمهوری اسلامی با اشاره به اهمیت رعایت اخلاق رسانه ای و توجه به صداقت در برخورد با رویدادها ، افزود: تعداد زیادی خبرگزاری در کشور تاسیس شده که بیشتر آنها در حد سایت هستند و براحتی دروغ می گویند، متهم می کنند و تبدیل به سخنگوی یک جریان سیاسی شده اند در حالیکه از اعتبارات ملی و دولتی نیز بهره می برند.

     وی رعایت نکردن اخلاق در عرصه کار رسانه را موجب بی اعتمادی جامعه دانست و گفت: یکی از علت های گرایش مردم به رسانه های خارجی از دست رفتن اعتماد و اعتبار رسانه های داخلی در نزد آنان است.

     وزیر ارشاد اسلامی با اشاره به جایگاه ویژه ایرنا به عنوان سخنگوی نظام خاطر نشان کرد: خبرگزاری جمهوری اسلامی رعایت اخلاق و برخورد صادقانه با اخبار و رویدادهای داخلی و خارجی را مد نظر قرار داده و روند رو به جلو آن طی یک سال و نیم اخیر قابل مشاهده است.

     جنتی ضمن تاکید براینکه ایرنا باید کار حرفه ای خود را بدون جانبداری از یک جریان سیاسی و جناحی انجام دهد، گفت: این اصول مورد توجه دولت یازدهم است و باید رعایت شود. خبرگزاری جمهوری اسلامی به عنوان یک رسانه مورد اعتماد مردم بایستی سعی کند که این اعتماد را حفظ کند و اخلاق رسانه ای را به عنوان یک حرفه مورد توجه قرار دهد.

     وی با انتقاد از برخی از رسانه های داخلی ادامه داد: در پوشش رویدادهای داخلی، صدا و سیما گاهی برخوردهای گزینشی با اخبار دارد که نتیجه اش باعث کاهش اعتماد عمومی شده است .

     وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر حفظ اعتماد مردم به رسانه افزود: من بارها به ایرنا و روزنامه ایران تذکر داده ام در حمایت و پشتیبانی از دولت یازدهم هم افراط نکنند و خط اعتدالی را داشته باشند و آن متانت و وقاری که در نقل اخبار و رویدادها بایستی باشد رعایت کنند و اینگونه نباشد که برخی فکر کنند که ایرنا و یا روزنامه ایران چماقی است که دولت می خواهد بر سر دیگران بکوبد و یا تسویه حساب های سیاسی بکند .

     جنتی در ادامه سخنانش دقت در ثبت ، ضبط و نقل اخبار را وابسته به تخصص، تجربه و کار حرفه ای نیروها دانست و اظهار داشت: متاسفانه در مصاحبه های من با برخی از خبرنگاران آنها اصلا متوجه منظورم نشده اند و یا بخشی از مطالب را حذف کرده اند که این موضوع به بی تجربگی و عدم دقت خبرنگار مربوط می شود.

     وی با تاکید بر استفاده از فناوری های نوین در انتقال و انتشار اخبار، افزود: ایرنا باید در نقل اخبار و گزارش ها بیش از پیش از نیروهای کار آمد، با سابقه و حرفه ای و فناورهای روز استفاده کند تا با اطلاع رسانی دقیق و صحیح، اعتبار و اعتماد را در بین مخاطبان افزایش دهد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به ضرورت تداوم نظر سنجی هایی که ایرنا انجام می دهد گفت: مدیران مراکز استانی ایرنا باید ارتباط خود را با مسوولان استان های سراسر کشور تقویت کنند و با ارائه تحلیل های دقیق و درست آنان در انجام امور یاری نمایند.

     وی افزود: تحلیل های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جزو کارهایی است که خبرگزاری های بزرگ دنیا انجام می دهند و ایرنا هرچه بتواند این خدمات را عمیق تر و دقیق تر انجام دهد برای عامه مردم و مسوولان کشور مفید واقع خواهد شد.

     جنتی تصریح کرد: نظر سنجی های علمی و دقیق موجب افزایش اعتبار و اعتماد رسانه در نزد مخاطبان می شود و صحت و دقت آن بعد از وقوع رویدادهای مهم مانند انتخابات به اهمیت نقش رسانه حرفه ای می افزاید بنابراین باید در انجام آن باید اهتمام داشت .

                                                                                                برگرفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:26 توسط محمدرضا فرجاد |

     در پنجم اسفند 1332 دستگاه قضايي ارتش براي «اميرمختار كريم پور شيرازي» ناشر روزنامه توقيف شده «شورش» تقاضاي مجازات اعدام كرد. كريم‌پور كه پس از براندازي 28 مرداد خود را پنهان كرده و دو ماه بعد در زرگنده قلهک دستگير شده بود، در روزنامه اش وجود فساد ميان بستگان شاه را بر ملا کرده و صریحا آنها را فاسد نامیده بود. 24 اسفند 1332 (19 روز پس از صدور کيفرخواست) اعلام شد كه كريم پور در زندان آتش گرفته و سوخته است!

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:42 توسط محمدرضا فرجاد |

وضع مطبوعات ایران در استان ها چگونه است؟

     1- ارتباط دولت و مطبوعات:
     تا سال ١٣٨٤ به خاطر سیاست های حمایتی دولت اصلاحات، روزنامه ها و نشریات كشور از دولت یارانه و كمك هایی از قبیل كاغذ و آگهی ثبتی دریافت می كردند و در كنارشان از مدیران ادارات دولتی نیز رپرتاژ آگهی می گرفتند. كار به جایی رسید كه شاهد شكل گیری طیفی از كاركنان روزنامه بودیم كه رپرتاژبگیر بودند اما نام خبرنگار برخود گذاشتند و در تمام جلسات دولتی و مصاحبه های گزارش عملكرد نیز شركت می كردند بی آنكه حتی یك سوال انتقادی از مدیر دولتی بپرسند. این طیف تعدادشان در دوران اصلاحات آنقدر زیاد شد كه اكثریت رسانه های محلی را در اختیار داشتند. در هرصورت كمك های نقدی دولت به انواع مختلف موجب ایجاد وابستگی شدید مطبوعات، مخصوصا مطبوعات محلی به دولت شد. در حالی كه عدم تمركزگرایی یكی از شروط توسعه یافتگی است و هر دولت توسعه گرایی باید بداند كه وجود مطبوعات مستقل آزاد در استان ها و شهرستان ها یك نیاز مبرم و اساسی است اما مطبوعات محلی ایران همواره گرفتار دغدغه های مالی بودند و كمتر سراغ موضوعات چالش برانگیزی می رفتند كه یك سر دعوایش دولت یا منافع دولتی بود. شاید وضع در پایتخت ایران مساعدتر بود و آستانه تحمل مدیران دولتی بالاتر اما در استان ها اوضاع چندان به این خوبی ها نبود و سعه صدر هم چندان بالانبود. پس مدیران مطبوعاتی همواره خود، دست به سانسور می زدند تا مبادا از رپرتاژ آگهی های هرماهه مدیران ادارات و یارانه كاغذ و آگهی ثبت بی نصیب بمانند. مدیران دولتی نیز با علم به این موضوع، جوایز و هدایا را بیشتر می كردند و مدیحه سرایان خود را زیادتر و در این میانه آنچه مجالی برای ظهور و بروز نمی یافت روزنامه نگاران مستقل بودند و بیان مشكلات مردم و جامعه. تا اینكه نوبت به دولت های نهم و دهم رسید. در این دوره شاهد قطع رابطه مطبوعات با كمك های دولتی بودیم. چه آنكه اكثر كمك های دولتی به مطبوعات همسو می رسید و مطبوعات غیرهمسو برای زنده ماندن باید به دنبال راه درست یعنی درآمدزایی می رفتند كه البته در این سال های اخیر به خاطر شرایط اقتصادی كشور، كار بسیار بسیار دشوار و تا حدودی غیرممكن بود. بماند كه اصولانگاه خاص این دو دولت به مطبوعات و روزنامه نگاران، فضای دشواری را برای كار به وجود آورده بود. حال با آمدن دولت اعتدال گرا كه نام تدبیر و امید بر خود نهاده امید می رود كه دولت به جای تخصیص بودجه به ادارات استانی برای دادن رپرتاژ آگهی و تعریف مدیران از خود در روزنامه ها به عنوان گزارش عملكرد، از صنایع و كارخانجات خصوصی حمایت كند تا از این راه به طور غیرمستقیم روزنامه ها منتفع شوند و صفحات آگهی شان مملو از تبلیغات -كه نبض این دست نشریات است - شوند. در این راه اگر و تنها اگر دولت برای مطبوعات محدودیت ایجاد نكند و مطبوعات جایگاهشان را در نظام اجتماعی و سیاسی كشور به دست بیاورند و از قدرت و تاثیرگذاری خاص خود بهره مند شوند می توانند خود به خود در گرفتن تبلیغات بیشتر و سودآوری بیشتر موفق شوند.

     2- رابطه سرمایه داران با مطبوعات:
    مطبوعات ایران مخصوصا مطبوعات محلی باید یاد بگیرند كه چگونه می توانند از راه رسانه، درآمدزایی و استقلال خود را نیز حفظ كنند. این مهم در وهله اول به سیاست های دولت مبنی بر عدم محدودیت برای رسانه و ایفای نقش قدرتمند رسانه ها در جامعه برمی گردد. یك رسانه باید بداند كه رسالت اجتماعی اش مهم تر از منافع اقتصادی یك شركت خصوصی است و اگر این مهم را درست انجام دهد به خاطر افزایش مخاطب در جامعه، آگهی های تبلیغاتی هم خود به خود به رسانه سرریز می شود. اما اكنون چنین وضعی وجود ندارد. یك شركت خصوصی چند صباحی است كه در حال ساختن سد در یكی از شهرهای استان گیلان است. این سد در صورت ساخته شدن، بنابه نظر كارشناسان محیط زیست، قسمت عظیمی از جنگل های نواحی را به زیر آب می برد اما در مطبوعات استان چندان كه باید و شاید به این موضوع و این خطر بالقوه محیط زیستی پرداخته نمی شود. وقتی علت را از همكاران مطبوعاتی استان سوال كردم از معذوریات مدیران مسوول گفتند كه به خاطر آگهی های پرسود و زیان این شركت تمایلی به چاپ گزارش های انتقادی علیه این شركت ندارند و منافع اقتصادی را به منافع ملی و مردمی ترجیح می دهند. البته این وضع در تمام كشورهای دنیا نیز كم و بیش وجود دارد اما قدرت جامعه مدنی و نهادهای مدنی آنقدر هست كه بتوانند جلوی بسیاری از این زدوبندهای اقتصادی را بگیرند. نمونه اش ماجرایی است كه در فیلم The insider با بازی آل پاچینو و راسل كرو اتفاق افتاد و براساس یك واقعه تاریخی ساخته شده بود. فیلم حكایت دانشمندی بود كه به كمك یك خبرنگار معروف یك شبكه جهانی- امریكایی قصد برملاكردن بزرگ ترین تخلف بهداشتی تاریخ امریكا را داشت كه آن شبكه مستقل بنا به فشار وارده از سوی شركت دارویی مورد اتهام، حاضر به پخش گزارش مذكور نشد اما زیر فشار افكار عمومی در نهایت گزارش پخش شد: حادثه ای كه برای ما روزنامه نگاران ایرانی مخصوصا همكاران شاغل در مطبوعات محلی، شاید دور از ذهن باشد.

     3- رابطه روزنامه نگاران با مطبوعات:
     روزنامه نگار جماعت به عنوان قشری كه همواره دغدغه احقاق حقوق مردم را دارد و آسیب ها و خطرات این راه را نیز به جان می خرد از حل مشكلات عدیده خود عاجز مانده است. حقیقت آن است كه روزنامه نگار شاغل در رسانه با دو معضل مواجه است. نخستینش بحث حقوق و بیمه است و دومی بحث سانسور و گزینش در مطبوعات و نه فقط بنابه دلایل امنیتی كه به خاطر دلایل درون گروهی و باندبازی.
٣-١: پرداخت حقوق در روزنامه ها چندان به موقع نیست و مبلغ پرداختی نیز مورد سوال است. از بیمه هم كه معمولاخبری نیست. اصولانظام پرداخت حقوق و بیمه مخصوصا در چند سال گذشته، چالش های زیادی را برای روزنامه نگاران به وجود آورد. در مطبوعات محلی كه حتی از همین اندك مزایای روزنامه نگاران در مطبوعات سراسری هم خبری نیست. حتی خود روزنامه نگاران نیز به حقوق حقه خود ایمان ندارند و شان كاری خود را پایین تر از واقعیت می دانند. به طوری كه دبیر سابق انجمن صنفی سقف حقوق یك روزنامه نگار ارشد را تنها یك میلیون و نیم مناسب می داند درحالی كه بنابه عرف جهانی مبنی بر تایید این نكته كه مطبوعات نقش اساسی را در روند توسعه یافتگی كشور ایفا می كنند یك روزنامه نگار به عنوان ستون یك رسانه باید از لحاظ مالی كاملادر شرایط رفاه زندگی كند تا بتواند به طرز شایسته ای به وظایف و رسالتش عمل كند.
٣-٢: اوایل سال ٨٨ بود و قبل از برگزاری انتخابات كه كاندیداها، حامیان مطبوعاتی خود را انتخاب كرده بودند. در این رویكرد نمونه های تاسف برانگیزی دیده شد: از تغییر یك باره تیم مطبوعاتی یك روزنامه گرفته تا جابه جایی روزنامه نگاران و تبعید از یك روزنامه به روزنامه دیگر. تقریبا كار روزنامه نگاری با كار سیاسی قاطی شد و همه از روزنامه نگاران انتظار كار سیاسی داشتند. آن روزها در روزنامه ای كار می كردم كه حامی كاندیدای مورد حمایت من هم بود اما وقتی خواستم نقدی درباره آن كاندیدا بنویسم نه روزنامه بنده و نه هیچ روزنامه همسوی دیگری حاضر به چاپ نقدی نشده بودند كه از نظر بنده می توانست كمكی به كاندیدای مورد حمایت و اطرافیانش در پوشاندن نقاط ضعف و ارتقای نقاط قوت باشد. در عین حال نمی خواستم این نقد در روزنامه رقیب انتخاباتی كار شود تا مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. به عبارت دیگر التقاط سیاست و مطبوعات یكی از آفت های كار روزنامه نگاری است كه مانع رشد یك روزنامه نگار و تقویت یك رسانه آزاد و مستقل و در نهایت كمك به روند توسعه در كشور می شود.

     نتیجه گیری
    روزنامه نگاران حرفه ای با حقوق مناسب، آگهی های تبلیغاتی شركت های خصوصی و عدم ایجاد محدودیت از سوی دولت موجب تولد مطبوعات مستقل و پویا می شوند و این نوع رسانه ها می توانند با بیان واقعیت های اجتماعی و ارایه راهكارهای برون رفت بازوی قدرتمندی برای حركت كشور به سوی توسعه باشند. در این بین مهم آن است كه مطبوعات محلی جایگاه مناسب خود را در نظام اجتماعی پیدا كنند. آنگاه است كه توسعه از لایه های پایین تر جامعه آغاز می شود و شاهد توسعه ای پایدار و متوازن خواهیم بود.

بابک مهدی زاده - روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:31 توسط محمدرضا فرجاد |

     بخشنامه‌ای در تاریخ 28 بهمن ماه 1323 از طرف سازمان اسناد ملی منتشر شده است درباره چگونگی تقسیم آگهی‌ها در بین جراید. در این بخشنامه، وزیر دارایی، دادن آگهی به این جراید را ممنوع کرده است: روزنامه‌هایی که صاحب‌امتیاز یا مدیر آنها صاحب منصب یا کارمند دولت باشد؛ روزنامه‌هایی که وزارت دارایی مطالباتی از آنها دارد و روزنامه‌هایی که مرتب منتشر نمی‌شوند. وی، کوتاهی در تهیه و تسلیم اظهارنامه‌ مالیاتی، کوتاهی در پرداخت مالیات و بدهی بابت اجناس و خدمات را، از جمله‌ موارد مطالبات وزارت دارایی از روزنامه‌ها برشمرده و همچنین، امکان درج یک آگهی را حداکثر در سه روزنامه، مجاز اعلام کرده است.

برگرفته از دنیای اقتصاد - دوم اسفند 93

+ نوشته شده در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:36 توسط محمدرضا فرجاد |

     به تازگی کتاب مدیریت رسانه در 5 فصل با موضوعات مرتبط با رسانه تالیف شده است. این کتاب کاری مشترک از علی اکبر فرهنگی و صدیقه ببران است که توسط دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه های فرهنگ و ارشاد اسلامی انتشار یافته است.
    این اثر تلاش دارد ضمن پاسخ به پرسش های حوزه رسانه، به ارتقای ادبیات دست نوشته مدیریت رسانه در ایران و آموزش محققین، دانشجویان و مدیران سازمان های رسانه ای کمک کند.
     مدیریت رسانه چیست؟ و آیا مدیریت رسانه اقتضائات ویژه ای دارد؟ از جمله این سئوالات است.
    نویسنده در فصل دوم کتاب در خصوص وظایف مدیریت در سازمان های رسانه ای آورده است که موفقیت هر سازمان تابع عملکرد مدیران، فرصت ها، منابع و امکانات و نیز متاثر از سیستم های محیطی و سازمان های دیگر است و همه مدیران، به ویژه مدیران سازمان رسانه ای جهت ایفای مؤثر نقش و وظایف خود و انجام فرایند موفقیت، نیازمند به کارگیری مهارت های متعددی مانند مهارت های فنی، انسانی و مفهومی هستند. همچنین، موفقیت مدیران در به کارگیری این مهارت های سه گانه در گرو ابتکارات و ویژگی های فردی مدیر است که خصوصیت هایی چون بینش، شجاعت، خرد، انعطاف، صداقت و همگرایی، و نهایتاً پاسخگویی را دربر می گیرد.
     کتاب در قطع رقعی در 278 صفحه و با شمارگان 1000 نسخه منتشر به بازار عرضه شده است.

برگرفته از شفقنا رسانه

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 12:40 توسط محمدرضا فرجاد |

      نشریه «رمز عبور» با حکم دادستانی تهران توقیف شد. به گزارش فارس، این نشریه نزدیک به طیف جبهه پایداری و با مدیریت کاوه اشتهاردی منتشر می‌شد. رمز عبور در آخرين شماره خود گزارشی در مورد حصر و عکسی از میر حسین موسوی منتشر کرده بود. همچنین به گزارش تابناک، هفته‌نامه «۹ دی» به مدیرمسوولی حمید رسایی نیز روز گذشته با حکم هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. در همین حال حمید رسایی، مدیر‌مسوول هفته‌نامه 9 دی و نماینده تهران در گفت‌وگو با فارس، نسبت به توقیف هفته‌نامه 9 دی واکنش نشان داد. او در همین زمینه گفت: «توقیف هفته‌نامه 9 دی چیز عجیبی نیست و اتفاقی بود که با توجه به روحیه حاکم بر دولت آقای روحانی توقع آن را داشتیم. در روزهای آینده هم روند قانونی را پیگیری می‌کنیم و با دفاع مستدل و حقوقی از هفته‌نامه، ان‌شاء‌الله 9 دی را مجددا منتشر خواهیم کرد و خاری در چشم آنها که عصبانی هستند باقی خواهیم ماند.»

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:21 توسط محمدرضا فرجاد |

     درباره ویژگی‌های بارز و منحصر به فرد رمان‌ها و داستان‌های کوتاه گابریل گارسیا مارکز از زمان انتشار نخستین رمان او «طوفان برگ» تا کنون ده‌ها کتاب، صدها رساله و هزاران مقاله روشنگر در سراسر جهان نوشته و منتشر شده است.
     در ایران هم با انتشار چاپ نخست رمان شگفت‌انگیز «صد سال تنهایی» این نویسنده کلمبیایی به سال 1353 دست‌کم همه خوانندگان حرفه‌ای ادبیات داستانی در طیف جاذبه و درخشش ماندگار این رمان، با خیرگی دریافتند که در مقابل یک «اتفاق» بزرگ ادبی قرار گرفته‌اند و فراتر از آن با یک پیشنهاد نافذ و فراگیر در گستره رمان‌نویسی جهان مواجه شده‌اند. با ترجمه و منتشر شدن چند رمان دیگر از این داستان‌نویس داستانسرا، شیوه کار او زیر عنوان «رئالیسم جادویی» شماری از داستان‌نویس‌های ایرانی را چنان تسخیر کرد که بعضاً با شیفتگی منفعلانه، شتابزده و خود باخته به تقلید تمام عیار از مارکز، رمان‌ها و داستان‌هایی غالباً بی ریشه و خام و آشفته نوشتند. در این میان اما کمتر نویسنده و منتقدی به رمزگشایی موفقیت خیره‌کننده گابریل گارسیا مارکز کلمبیایی پرداخت.
     به مرور و طی یکی دو دهه تب تقلید از طرز و سیاق و داستان نویسی مارکز کم و بیش فروکش کرد و طرفه این‌که هیچ یک از مقلدان حسرت‌زده حتی در محدوده و تنگنای محفل و حیطه مثلاً ادبی خود به توفیقی که خیالش را در ذهن می‌پختند، نرسیدند. بگذریم از این مهم که در نوعی آسیب‌شناسی ادبیات داستانی ایران، می‌توان سابقه این‌گونه شیفتگی‌ها و تقلیدهای خام از سبک و سیاق نویسندگانی چون فرانتس کافکا، ارنست همینگوی و برخی داستان‌نویسان جهانی دیگر را با رجوع به آغاز و ادامه داستان نویسی بیش از یکصد ساله ایران بررسی کرد.

     به هر تقدیر، با تمرکز بر رمزگشایی توفیق جهانی نویسنده‌ای چون گابریل گارسیا مارکز می‌توان بر اصالت فرهنگی و هنری و ادبی او تأمل کرد. مارکز مانند هر نویسنده یگانه دیگری، قهراً از خاستگاه مشخص فرهنگی و بومی و از سکوی جغرافیایی خود پرش در افق‌های تخیل و آفرینشگری داستانی را آغاز کرده و تا پایان ادامه داده است. با درنگی کوتاه بر مجموع رمان‌ها و داستان‌ها و کل نوشته‌های او می‌توان دریافت که چون همه نویسندگان حقیقی، «خود» را در متن فرهنگ سرزمینش به جای می‌آورد و می‌شناسد. او که سال‌ها با حرفه روزنامه نگاری امرار معاش می‌کند، گام به گام پیش می‌رود و در هر گام با تجربه اندوزی چندین سویه به شناخت عمیق فردیت و جمعیت خود در گستره تاریخی و جغرافیایی کلمبیا و امریکای جنوبی و پهنه جهان می‌رسد. بر همین پایه، در کسوت یک داستان نویس خلاق و شش دانگ –به قول ویلیام فاکنر- با عرق‌ریزی روح صاحب هستی‌شناسی خاص خود می‌شود و جهان داستانی منحصر به خودش را روز به روز  بیش از پیش گسترش می‌دهد.
     وفاداری به این هستی‌شناسی و چرخش شادکامانه در این جهان داستانی، گابریل گارسیا مارکز کلمبیایی را به جایگاه بلند یک داستان‌نویس جهانی می‌رساند.
     ختم کلام، گابریل گارسیا مارکز هم مثل هر نویسنده حقیقی و نامدار جهانی در شروع کار از نویسندگان بزرگ و شاخصی چون جیمز جویس، فرانتس کافکا و به ویژه ویلیام فاکنر تأثیر فعال پذیرفته، اما هرگز حتی در همان آغاز راه و کارش مقلد نبوده است. مارکز از زادبومش دهکده «آرکاتاکا» گام به یک جهان داستانی گسترش یابنده می‌گذارد و همواره ریشه‌ها و هویت فرهنگی، بومی و ملی خود را پاس می‌دارد. به تعبیری دیگر، او هم مانند ویلیام فاکنر از زادبوم و سرزمین و مردم و جغرافیای خود الهام می‌گیرد و با اصالت و به اصطلاح بومی به راه می‌افتد و جهانی می‌شود.
     هموست که می‌گوید با قصه‌های مادربزرگش به دنیای داستان و روایت‌گری داستانی پرتاب می‌شود و در جایی می‌نویسد: «مادربزرگم قصه‌گوی بزرگ و ماهری بود، صدای او زمزمه‌ای بود از جهانی دوردست که انگار از ماورای وجود و هستی او به گوش من می‌رسید.»
     رمز بزرگی و توفیق شگفت این داستان نویس یگانه و تمام عیار و صاحب هویت و تبار را همین بازگویی خاطره‌ای نخستین از مادربزرگ قصه‌گویش می‌توان دریافت.

علی‌اصغر شیرزادی

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:29 توسط محمدرضا فرجاد |

     پدربزرگِ روزنامه‌های قطع مترو در جهان، شاید «دیلی میرر» (Daily Mirror) باشد که در دهه‌ی نخستِ قرن 19 در لندن منتشر می‌شد و محبوبیت و کارکرد ویژه‌ی آن باعث شد تا جوزف پترسون، سردبیر روزنامه «دیلی نیوز» (Daily News) تصمیم بگیرد برای روزنامه‌ی نیویورکیِ خودش هم چنین قطعی را انتخاب کند؛ قطعی جمع و جور و مناسب برای باز و بسته کردن و خواندن در شلوغی مترو و دیگر وسایل نقلیه‌ی عمومی.

     در ایران، سودای راه‌اندازی متروی درون شهری اگرچه از قبل از انقلاب در سر مسوولان وقت بوده است اما در نهایت، سال 77 و در ابتدا فقط در تهران راه اندازی شد و به همین نسبت، عمر قطع مترو هم در مطبوعات ایران زیاد نیست. تعداد کمی از روزنامه‌های سراسری مثل آسمان در سالهای گذشته این قطع را برای خود انتخاب کردند که البته عمر کوتاهشان چشم ایرانی ها را به دیدن این قطع عادت نداد.

     یکی از وظایف شهرداری‌ها و مدیران شهری بویژه وقتی در مجموعه‌ی شهرداری بحث فرهنگ و هنر تعریف سازمانی دارد؛ کمک به بهبود رعایت قوانین و مقررات شهری و تلاش برای معرفی هنجارهای جدیدی است که به خاطر تغییرات شهری در جامعه به وجود می‌آید. شهرداری تهران اگرچه حجم زیادی از دکه‌ی روزنامه‌فروشی را به خود اختصاص داده است؛ اما کمتر در نشریاتش به شیوه‌ای قابل دسترس برای مردم به قواعد متروی 16 ساله به عنوان یک وظیفه‌ پرداخته است.

     این روزها اما روزنامه‌ی تک‌صفحه‌ای «وقایع تهرانیه» سه شماره است که منتشر می‌شود و از این جهت که با قطع مترویی و ویژه‌ی توزیع رایگان در مترو و اتوبوس‌های بی‌.آر‌.تی است، شاید بتوان آن را اولین «روزنامه مترویی ایران» دانست. روزنامه‌ای که اگرچه نسخه‌ی اینترنتی‌اش در دسترس است و ساکنان دیگر شهرها هم می‌توانند آن را بخوانند اما برای بهتر دیده شدن و رسیدن به دست مخاطبانِ هدفش یعنی مسافران درون شهری، باید توزیع گسترده‌تری داشته باشد چراکه مسافران برخی از ایستگاه‌ها هنوز هم با آن برخورد نکرده‌اند. وقایع تهرانیه، ابتکار شهرداری تهران است که شهرام گیل آبادی، رییس مرکز ارتباطات راهبردی شهرداری، مدیرمسوول روزنامه است و سردبیریِ آن هم برعهده‌ی رضا ساکی، یکی از طنزنویسان خبری این روزهاست.

     ظاهر این روزنامه بیش از هرچیز، یادآور مطبوعات دوران قاجار است با کاغذی کاهی رنگ، با جنس کرافت و لوگویی شبیه به لوگوی روزنامه وقایع اتفاقیه، البته به همراه برج میلاد. روزنامه‌ای با درونمایه‌ی طنز اجتماعی که صفحه‌بندی و گرافیک آن، فضای محدودش را به خوبی میان نوشته‌های کوتاه و متعددش تقسیم کرده است. تیترهای اصلی در این سه شماره از موضوعات روز بوده است و ستون‌ها و سرستون‌های آن تقریباً شکلی ثابت و مشخص گرفته‌اند و آنچه روزنامه را علاوه بر محتوایش جذاب می‌کند، گرافیک دقیقی است که باعث شده، گوشه گوشه‌ی این تک‌ورق را مطالب طنز در قالب نظم و نثر و داستان کوتاه و حتی اینفوگرافی پر کند. اما جز مدیرمسوول و سردبیر، نام دیگری در شناسنامه‌ی روزنامه نیامده است.

     رضا ساکی، سردبیر روزنامه درباره‌ی این موضوع و تیم نویسندگان به شفقنا رسانه می‌گوید: «تقریبا تمام طنزنویسان نام‌آشنا و محبوب مطبوعات با این روزنامه همکاری می‌کنند و برای آن مطلب می‌نویسند اما ما تصمیم گرفتیم به سنت روزنامه‌های فکاهی قدیمی که از نام مستعار استفاده می‌کردند، برای نویسندگان نام مستعار به کار ببریم و آن را جا بیندازیم.»

     او به این سوال که آیا قرار است بعد از مدتی، وقایع تهرانیه از حالت تک‌صفحه‌ای خارج و در صفحات بیشتری منتشر شود، هم پاسخ داد: «شخصیت خاص این روزنامه به تک‌صفحه‌ای بودن آن است چراکه قرار است راحت خوانده و حمل شود. ما حتی جای تا کردن برای آن درنظر گرفته‌ایم که در جیب کت و کیف به سادگی جا شود. دلیل دیگرش هم این است که روزنامه‌های دوران مشروطه هم تک ورقه‌ای بودند.»

     همزمان با سومین شماره‌‌ی آن اما دو عضو شورای شهر اعلام کردند که از انتشار این روزنامه بی‌اطلاع هستند و « ایجاد هر ساختار جدید در شهرداری نیاز به مصوبه‌ی شورا دارد و باید جزییات انتشار این روزنامه را پیگیری کنیم و در صورت تخلف نسبت به انتشار آن تذکر دهیم.» شهرام گیل آبادی، مدیرمسوول هم پاسخ داد که این روزنامه با مجوز هفته نامه‌ی داخلی شهرداری با عنوان همگامان منتشر و توزیع می‌شود.

     اما در حوزه‌ی محتوا، وقایع تهرانیه در چند شماره‌ای که منتشر کرده نشان داده است که دغدغه‌ی محیط زیست و فرهنگ دارد و تلاشی است برای استانداردتر کردن شیوه‌ی زیست تهرانی‌ها. تهران، پایتخت آلودگی‌های زیست محیطی است و تهرانی‌ها شاید بیش از ساکنین شهرهای دیگر ایران، در ارتباطی تنگاتنگ با محیط خود قرار گرفته‌اند. شیوه‌ی زیست مردم بر محیط زیست اثر می‌گذارد و آلودگی‌های آن، بر زندگی خود. در دو شماره‌ی نخست این روزنامه‌ی مترویی، بحث‌های رفتاری مردم بر «تولید زباله» و «آلودگی هوا» موضوعات اصلی بودند که اغلب نوشته‌ها حول آن‌ها می‌چرخید اما در شماره‌ی سوم آن، دست روی سوژه‌ی فرهنگی این روزها یعنی فیلم‌های جشنواره فجر گذاشته و با نگاهی طنز به مضامین تلخ فیلم‌ها پرداخته است. با این همه، ماهیت و هدف روزنامه تک‌صفحه‌ایِ وقایع تهرانیه را شاید به ساده‌ترین شکل، سردبیر آن بیان کرده باشد: «روزنامه‌ای فکاهی که قرار است مردم در میانه راهشان آن را بخوانند، بخندند و حالشان خوب شود.»

برگرفته از شفقنا رسانه - ندا سلامیان

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 12:2 توسط محمدرضا فرجاد |


     روزنامه «ستاره صبح» که قرار بود از 27 دی ماه بر روی پیشخوان روزنامه‌فروشی ها قرار بگیرد، به دلایل مشکلات حقوقی منتشر نشد.

     علی صالح‌آبادی - مدیر مسوول روزنامه «ستاره صبح» - اعلام کرده است که این روزنامه پس از رفع مشکلات، در آینده  نزدیک منتشر خواهد شد.

     روزنامه «ستاره صبح» که پیش از این با عنوان هفته‌نامه منتشر می‌شد، قرار بود از این پس با عنوان روزنامه، در پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها قرار بگیرد اما به جهت مشکلات حقوقی این روزنامه 27 دی ماه منتشر نشد.

     مدیر مسوول «ستاره صبح» پیش از این در گفت‌وگویی با ایسنا، مشی این روزنامه را میانه و اصلاح‌طلبانه دانسته و عنوان کرده بود که شعار آن برگرفته از شعر حافظ است که می‌گوید: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا.»

                                                                                              برگرفته از شفقنا رسانه



+ نوشته شده در جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 0:18 توسط محمدرضا فرجاد |


     روزنامه نو انتشار مردم امروز به مدیرمسئولی احمد ستاری و سردبیری محمد قوچانی روز شنبه بیست و هفتم دیماه جاری تنها پس از چاپ 19 شماره از عمر کوتاه اما آموزنده و حرفه ای خود با دستور بازپرس شعبه ۲ دادسرای فرهنگ و رسانه توقیف شد.

     در همین حال محمد قوچانی سردبیر روزنامه "مردم امروز" در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، خبر توقیف روزنامه را تأیید کرد و گفت: لحظاتی پیش نامه توقیف این روزنامه به دستم رسید.

     روزنامه مردمی و حرفه ای "مردم امروز" که در همین سه هفته اول عمر خود تیراژ و اعتباری فراتر از روزنامه های هفتاد ساله اما بی خواننده پیدا کرده بود، تولد و رشدی چنان شگفت انگیز داشت که اهل فرهنگ و مطالعه را به آشتی با روزنامه خوانی امیدوار کرده بود. این روزنامه با نوآوری های بسیار در دهه اخیر از ششم دی ماه جاری منتشر و بر روی کیوسک روزنامه فروشی‌ها قرار گرفته بود. امید است با توجه به توضیحات روشنگرانه ای که در شماره های بعدی روزنامه نسبت به چاپ عکسی که ظاهرا موجب توقیف شتابزده این نشریه شده، سوء تفاهم حاصله برطرف شود و مردم امروز به پیشخوان دکه های مطبوعاتی باز گردد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 23:48 توسط محمدرضا فرجاد |


     با تصمیم مهدی ذاکری مدیر مسئول روزنامه همشهری، مجید رفیعی رئیس فرهنگسرای ابن‌سینای تهران، جایگزین ایمان جلیلی در مسئولیت سردبیری مجله «همشهری جوان» شد تا اولین شماره این هفته‌نامه با همکاری تیم جدید، در هفته‌های آینده روی دکه برود.

     به گزارش مهر، سردبیر هفته‌نامه «همشهری جوان» تغییر کرد. بر این اساس مجید رفیعی جایگزین ایمان جلیلی شده است که در چند ماه گذشته این مسئولیت را بر عهده داشت و از اعضای قدیمی تحریریه همشهری جوان محسوب می‌شد. پیش از جلیلی هم، علی قنواتی، فریدالدین حداد عادل و سیدجواد رسولی، سردبیران این نشریه بودند

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ساعت 19:48 توسط محمدرضا فرجاد |


     بیژن نفیسی، روزنامه‌نگار پیشکسوت در گفت‌وگو با ایسنا، درباره جشنواره مطبوعات گفت: اصولا شاید چندان الزامی نباشد که هر سال جشنواره یا نمایشگاه مطبوعات برگزار شود به صورتی که فقط غرفه‌هایی به رسانه‌ها داده شود تا فرصت پیدا کنند با مخاطبان و مراجعه‌کنندگان جشنواره ارتباط نزدیک‌تری داشته باشند.

     او در ادامه اظهار کرد: باید تعریفی برای این دو داشته باشیم و بدانیم اصلا هدف از برگزاری‌شان چیست؟ شاید برگزاری نمایشگاه به آن صورت الزامی نداشته باشد چون رسانه‌ها چه به وسیله اینترنت و چه از طریق دکه روزنامه‌فروشی هر روز با مخاطبان‌شان در تماس هستند و این ارتباط تنگاتنگ وجود دارد، اما اگر قصد داریم جشنواره را به صورت سالانه برگزار کنیم، باید ببینیم چه دستاوردی برای ما دارد؟ این جشنواره 20 دوره برگزار شده و ما باید ببینیم در پایان این جشنواره‌ها به چه جمع‌بندی رسیده‌ایم که برای اعتلای فعالیت رسانه‌ای‌مان راهگشا و به نوعی تأثیرگذار باشد.

     نفیسی ادامه داد: صِرف اینکه چند نفر را به عنوان نفرات برتر تشویق کنیم، تأثیر چندانی روی فعالیت‌های مطبوعاتی ندارد. جشنواره مطبوعات نمی‌تواند در این قالب قرار بگیرد که مثل جشنواره فیلم یک نماد باشد. شاید بهتر باشد ما به جای برگزاری جشنواره، مثل خیلی جاهای دنیا که جوایزی را در نظر می‌گیرند، یک جمع‌بندی داشته باشیم که در پایان هر سال، روزنامه یا روزنامه‌نگاری را به دلیل فعالیتی که داشته، با توجه به شاخص‌های مد نظر خود، در ابعاد داخلی و حتی ابعاد بین‌المللی به عنوان بهترین انتخاب کنیم و به برگزیده جایزه‌ای بدهیم که به یک نماد تبدیل شود و ما بتوانیم آن جایزه را حتی به روزنامه‌نگاران برتر جهان هم بدهیم. یعنی از نظر جایگاه رسانه‌ای برای ما اعتباری بشود.

     او همچنین گفت: اینکه چگونه تصمیم بگیریم و جایزه به چه صورت باشد، جای بحث دارد اما نیازی به برگزاری جشنواره به آن صورت نیست. ما می‌توانیم مراسمی داشته باشیم و در آن مراسم، خبرنگار، عکاس و گزارشگر برتر را انتخاب کنیم. در این صورت باید یک تشکیلات دائمی وجود داشته باشد که مرتبا این فعالیت‌ها را رصد کند.

     نفیسی سپس درباره علت اینکه در بسیاری دوره‌ها آثاری انتخاب شده که از برخی نظر صاحب‌نظران برتر نبوده است، گفت: علت این است که ما یک فراخوان می‌دهیم و بعد آثار کسانی را که خودشان مطلب فرستاده‌اند، قبول می‌کنیم و مورد داوری قرار می‌دهیم. در حالی که عده زیادی اصلا در جشنواره شرکت نمی‌کنند و آثارشان را نمی‌فرستند، جشنواره مطبوعات نباید به این صورت برگزار شود.

     او افزود: ما باید رسانه‌ها و مطالب آنها را رصد کنیم و طبق تشخیصی که بر اساس شاخص‌هایمان می‌دهیم، چه آن شخص تمایل داشته باشد و چه نه، آثار برتر را انتخاب کنیم. البته باید شاخص‌ها ملموس و معیارها مشخص باشد که از نظر اعلام، بیان و نتیجه‌گیری اختلاف نظری در آن پیش نیاید و مطرح نباشد. اکثرا درباره آثار انتخاب‌شده بین استادان و روزنامه‌نگاران نوعی اختلاف نظر وجود داشته است چون شاخص‌های انتخاب مشخص نبوده‌اند.

     این روزنامه‌نگار پیشکسوت سپس گفت: من دیده‌ام که داوری‌ها چگونه انجام می‌شود، روال معمول این است که بسته‌هایی از آثار دریافت‌شده را برای هر کدام از روزنامه‌نگاران و استادان می‌فرستند و هر کس براساس نظر شخصی خودش پس از مطالعه و جمع‌بندی، نتیجه‌ای را اعلام می‌کند، در حالی که باید دستورالعمل مشخصی داشته باشیم تا همه روی شاخص‌های معینی تمرکز کنند، ما این را نداریم.

     او درباره داوری جشنواره مطبوعات ادامه داد: داوران باید طیف وسیعی باشند. ما باید در داوری از خوانندگان هم استفاده کنیم. شیوه‌ای که در داوری فقط از استادان و روزنامه‌نگاران استفاده می‌شود، نقص دارد. بهتر است در جمعِ داوران طیفی از خوانندگان روزنامه‌ها را هم که می‌توانند پزشک، ‌خانم خانه‌دار، کارگر و... باشند، داشته باشیم و از آن‌ها بخواهیم درباره آثار با توجه به شاخص‌هایی نظر بدهند. به این ترتیب می‌توانیم از نظر کسانی که روزنامه‌خوان هستند، رسانه‌ها را پیگیری می‌کنند و مطالب مختلف را می‌بینند، استفاده کرده‌ایم و کسانی هم که فعالیت بهتر و بیشتری داشته‌اند، تشویق می‌شوند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ساعت 14:27 توسط محمدرضا فرجاد |

     هفته نامه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی ستاره صبح که ششمین سال انتشار خود را می گذراند، در آینده نزدیک به جمع روزنامه های صبح کشور خواهد پیوست. این نشریه جامع نگر سیاسی، بدور از جناح بندی های کودکانه حاکم بر کشور، با هدف روشنگری و آگاهی بخشی عمومی تا به حال از جایگاه یک نشریه معتدل و ترقی خواه بهره برده و خوانندگان بسیاری در گوشه و کنار کشور پیدا کرده است.
      صاحب امتیازی و مدیر مسئولی این نشریه را علی صالح آبادی بر عهده دارد که از تجربه و سوابق بسیار در امور قانونگزاری و مدیریتی و اجرایی برخوردار است. امیدواریم انتشار روزانه ستاره صبح در حد خود، نبود و کمبود نشریات سیاسی مسئولیت شناس، متعهد و مسئولیت پذیر را در آشفته بازار سیاه نمایی های مدعیان سیاست بر طرف سازد.

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 12:33 توسط محمدرضا فرجاد |

     صبح امروز، روزنامه «قانون» پس از حدود ۷ ماه و نیم، با ازسرگیری انتشار خود، به میان مخاطبانش بازگشت.
      این روزنامه ۱۷ اردیبهشت امسال به دلیل انتشار خبر آزادی رویانیان از سوی دادستانی توقیف شد. مدیر این  روزنامه اوایل مرداد، محاکمه و شعبه ۷۶ دادگاه کیفری آن را به جزای نقدی به مبلغ ۵ میلیون تومان محکوم و حکم رفع توقیف آن را صادر کرد.

      روزنامه «قانون» پس از حدود ۷ ماه و نیم، امروز (شنبه ۱۳ دیماه) دوباره انتشار خود را ازسرگرفت. قاسم خرمی، سردبیر  روزنامه در سرمقاله شماره ۴۲۰ «قانون» در روز جاری و در مطلبی با عنوان «بی‌تفاوتی از شورش خطرناك‌تر است»، نوشته است: روزنامه قانون بالاخره بعد از حادثه توقیف و مجموعه مصائب بعد از توقیف از امروز مجدداً همراه شماست.

     به گفته وی، این روزنامه در روز ششم آبان ماه ۱۳۹۱ با موضوع دفاع از جامعه در برابر قدرت از زاویه تبیین حقوق قانونی شهروندان ایرانی با عنوان رسانه‌ای مستقل از جناح‌ها و گروه‌بندی‌های سیاسی متعارف متولد شد و با وجود دگرگونی‌های شكلی و محتوایی و حتی تغییرات در نیروی انسانی و به رغم فشارهای پیدا و پنهان بر همان موضع و خط و مشی ایستاد و همچنان ایستاده است.
   سردبیر «قانون» همچنین گفته است: اكنون در آغاز دور جدید انتشار خط مشی ثابت و همیشگی روزنامه قانون مجدداً یادآوری می‌شود: ۱ـ فرزندان ایرانیم ۲ـ دلبسته نظام هستیم ۳ـ متحد و منتقد دولتیم ۴ـ مدافع فردیت و جامعه‌ایم.
 
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 10:10 توسط محمدرضا فرجاد |

مدیرمسئول روزنامه «مردم امروز» درباره چگونگی شکل‌گیری این روزنامه و همچنین خط مشی آن بیانیه‌ای مفصل به این شرح نوشته و برای انتشار، در اختیار ایسنا گذاشته است:

بسم الله الرحمن الرحیم
"ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ"

به یمن فرصتی که در جمهوری اسلامی برای بنده پیش آمده است، با سرمایه این مردم، اندک تجربه‌ای در حوزه روزنامه‌نگاری آموخته‌ام و از این حیث خود را مدیون می‌دانم تا اگر فرصتی و مجالی پیش آمد، ادای دین کنم.
یک بار در 24 آذر 22 سال پیش فرصتی پیش آمد تا متکی بر آن تجربه و در قالب آسیب شناسی از فضای خسته و به‌شدت سیاست‌زده آن روزگار، تجربه انتشار روزنامه‌ای شاد و با نشاط را ذیل عنوان همشهری با رویکرد توجه به زندگی جاری مردم و مبتنی بر انگاره‌های لازم برای انتشار رسانه‌ای مردمی، فراگیر و تأثیرگذار تجربه کنم.
خوشحالم آن تجربه، از «همشهری» درخت تنومند و باروری ساخت که نقشی تأثیرگذار و ماندگار در تاریخ مطبوعات از خود به جای گذاشت که تجربه شیرین حضورش به‌عنوان پرتیراژترین روزنامه دو دهه اخیر، هنوز هم در کام مردم، دل‌چسب و گواراست.
من آن تجربه را به یمن همکاری جمع گسترده‌ای از حرفه‌ای‌ترین روزنامه‌نگاران آن روزگار، کسب کردم که مختصری حرمت میان‌سالی مرا نگاه داشتند و با اهتمامی جانانه، با کوشش و تلاشی شبانه‌روزی در کمتر از دو ماه، روزنامه‌ای نرم، مهربان، شاد و امیدبخش را به مردم هدیه دادند.
بیست‌وچهار خرداد سال 93 که از پس یک دوره طولانی از پژمردگی و بداخلاقی‌های سیاسی و سیاست‌ورزی‌های نه چندان مهربانانه، با پیروزی گفتمان اعتدال، بارقه‌های امید در دل مردم جوانه زد، تصمیم گرفتم که از خلوت خویش خارج شوم و به ادای دین، به آن‌چه که با سرمایه مردم، در ایران اسلامی آموخته‌ام بپردازم و با حضور در عرصه فعالیت رسانه‌ای به پایداری این گفتمان که برآمده از نیاز عمیق روزگار ما به تعمیق فرایند اندیشه جریان اصلاحی و متکی بر وفاق همه مردان و زنان اندیشمندی است که عمر خود را در انقلاب اسلامی زیسته و با فراز و فرود و خاستگاه و اصالت‌های آن آشنا هستند - از همه اقشار مردم و جریان‌های سیاسی، اجتماعی و فعالان فرهنگی و دانشگاهی- به سهم خود کمک کنم.
به سایت معاونت مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مراجعه کردم، فرم‌های تقاضای نشریه را پر کردم و به انتظار سیر قانونی و اداری کار چشم به تدبیر مسوولان امر دوختم.

در آن فرم از من خواسته شده بود که توضیح دهم که انگیزه‌ام از انتشار نشریه چیست؟

من نوشتم:
«فضای هم‌گرایی و توجه و گرایشی که به پرهیز از دوئیت و دست گذاشتن بر اختلاف‌ها و کینه‌های گذشته، شکل گرفته است و همت عمومی مردم و مسؤولین برای شکل دادن به فضایی خالی از تنش و پر از شکاف‌های گوناگون و بازدارنده‌ی توسعه و تعالی ملی، نیازمند رسانه‌ی مکتوبی است که فارغ از آمد و شد دولت‌ها، به تقویت، تعمیق و تحکیم این فضا و به تحقق این نیاز ملی کمک کند. این رسانه، باید تماماً با اهدافی ملی و فراگروهی و متکی بر روش‌های حرفه ای و با شمول و دربرگیرندگی آراء و افکار همه صاحبان اندیشه و آحاد نخبگان ملی و دلسوز، منتشر شود و بتواند فارغ از تنازعات احزاب و گروه‌ها و جریانات سیاسی و طبقات مختلف صنفی و اجتماعی به هم افزایی ملی، کمک و یاری رساند و همه مردم، مستقل از گرایش‌های سیاسی و عقیدتی خود، به آن احساس انس و نیاز کنند.
فرضم این است که چنین روزنامه‌ای، باید به مثابه یک نهاد و سرمایه ملی، سالیان سال عمر کند و به ظرفیت‌های مردم، فارغ از آمد و شد این یا آن دولت، کمک کند و مثل یک میراث ماندگار در هر زمان و هر دوره، محل مراجعه و تعلق خاطر مردم باشد.
ضمن احترام به تمام دست‌اندرکاران رسانه‌ای موجود، حقیقت آن است که بضاعت جامعه مطبوعاتی ما برای تحقق چنین هدفی، باید بازنگری، بازسازی و انگاره‌گذاری شود. به همین منظور، گرد هم آوردن بهترین، باسابقه‌ترین و خوشنام‌ترین چهره‌های مطبوعاتی سه دهه اخیر را که از ظرفیت‌های حرفه‌ای لازم و در سطح بالا برخوردارند و قایل به گفتمانی هستند که در مقدمه‌ی این نوشتار به آن اشاره شد، وجهه‌ی همت خویش قرار داده‌ام تا به کمک هم به تحقق این امر، اهتمام کنیم و خوشبختم که به اطلاع برسانم با جلب همکاری تیمی حرفه‌ای، تصور می‌کنم که بتوان با اتکال به خداوند و همراهی و همدلی متولیان امر و فرهیختگان و نخبگان فرهنگی و مطبوعاتی، به تعمیق فضای صمیمی و همدلانه‌ی شکل گرفته در جامعه خدمت کنم و در ترازی که از یک روزنامه ملی انتظار می‌رود، به ارتقای سطح گفتمان‌های ملی و تعالی‌بخش و اعتلا و پیشرفت جامعه کمک کنم و در این راه امیدوارم در فراز و نشیب های پیش رو از یک تعامل سازنده و متقابل با کارشناسان خبره و ورزیده در حوزه‌های مختلف معرفتی بهره‌مند باشم.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ساعت 22:48 توسط محمدرضا فرجاد |

     سرانجام  نخستین شماره روزنامه مردم امروز با قد و قواره متفاوت از دیگر روزنامه های سراسری کشور، صبح شنبه ششم دیماه 93 روی پیشخوان دکه های مطبوعاتی قرار گرفت. ظاهرا تهران نشین ها حساسیت بیشتری نسبت به این نشریه نو انتشار نشان دادند و در گوشه و کنار شهر، هر جا دکه ای آن را روی پیشخوان قرار داده بود، دستی دراز میشد و نسخه ای از آن را بر می گرفت.
     مردم امروز قطعی 31* 42 سانتی متری  دارد و به صورت چهار رنگ در 32 صفحه با قیمت هزار تومان عرضه شده است. این روزنامه با مشی سیاسی - اقتصادی - اجتماعی به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی چهره شناخته شده و مبتکر جامعه مطبوعاتی کشور احمد ستاری و سردبیری محمدقوچانی منتشر می شود و مجموعه ای ازاهالی قلم در آن حضور دارند. 

+ نوشته شده در شنبه ششم دی ۱۳۹۳ساعت 11:54 توسط محمدرضا فرجاد |


     کامبیز نوروزی، حقوقدان و وکیل انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران اعلام کرد اگر وزیر کار نتایج صورتجلسه آخرین مجمع عمومی انجمن صنفی روزنامه نگاران را تأیید کند، این انجمن می‌تواند فعالیت خود را آغاز کند.

     کامبیز نوروزی این مطلب را در گفت‌و‌گویی با پایگاه اطلاع‌رسانی آفتاب گفته و افزوده است: با تأیید این صورتجلسه دیگر هیچ مانع قانونی برای بازگشایی انجمن وجود ندارد. گفتنی است ساختمان انجمن صنفی روزنامه نگاران سال 88 و بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به‌دستور سعید مرتضوی، دادستان وقت کشور پلمب شد.

+ نوشته شده در دوشنبه یکم دی ۱۳۹۳ساعت 20:44 توسط محمدرضا فرجاد |


     اقتصادی نویسی مطبوعاتی در ایران عمری بیش از تاریخ روزنامه نگاری در کشورمان دارد. همچون تاریخ روزنامه نگاری فارسی که پیشینه ای دیرینه تر از تاریخ روزنامه نگاری در ایران دارد. بررسی های انجام شده نشان دهنده آن است که نخستین نشریه که به صورت تخصصی به مسائل اقتصادی پرداخته، نشریه ای است تحت عنوان "جریده تجارت " که در سال 1259 هجری شمسی (در قالب روزنامه) در تهران انتشار یافته است و مندرجات آن شامل گزارش هایی مربوط به وضع اقتصادی کشور، مظنه ی پولی و امور بازرگانی کشور بوده است.

     در نسخه های برجای مانده از اولین نشریه ایران، خبرهای دیگری نیز در زمینه ی صنعت، معدن ، تجارت، مالکیت خصوصی و دیگر موضوعاتی که با اقتصاد مرتبط اند، دیده می شود. این خبرها را بدون تیتر و پی در پی می توان خواند.
     همانطور که اشاره شد از آغاز نخستین نشریه ی ایران تا انتشار اولین نشریه اقتصادی، 45 سال فاصله وجود دارد. در این مدت نشریاتی که منتشر شده اند عمدتاً در بر دارنده ی مطالب اقتصادی اند حتی گاه بعضی از این مندرجات تا حد توصیه های اخلاقی به تجار نیز پیش می روند.( رامین رسول اف، 1389:ص137)

* جریده تجارت نخستین نشریه اقتصادی ایران ( در قالب روزنامه)

     در سال 1297 ه. ق به خط نسخ و با چاپ سنگی نخستین نشریه ی اقتصادی چاپ ایران كه از سوي دولت و با عنوان تجارت که بعدها مشهور به " جریده تجارت" شده، در تهران انتشاریافت. مندرجات آن اختصاص به مطالب اقتصادي كشور و امور مالي داشت.
مرحوم محمد صدر هاشمی ذیل " جریده تجارت" نوشته است:
« در سال 1297 قمری روزنامه ای در طهران به نام روزنامه تجارت از طرف دولت تأسیس شده و کفالت آن به عهده نایب السلطنه بوده است . مندرجات این روزنامه گزارشات مربوط به وضع اقتصادی کشور و امور بازرگانی بوده است[...] نگارنده با کمال کوشش و جد و جهدی که برای به دست آوردن نسخه ای از این روزنامه به عمل آورده تاکنون نمونه اي از آن را به دست نیاورده است . براون نیز در کتاب مطبوعات و شعر فارسی (ص69) درباره این روزنامه به اختصار کوشیده و نوشته است جریده تجارت هفتگی ، با چاپ سنگی و به خط نسخ در سال 1297 قمری در طهران منتشر شده است.»
و سرانجام روزنامه تجارت پس از مدت كوتاهي كه انتشار يافت به حال تعطيل درآمد.

                                                                                                            راحله يگانه

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۳ساعت 23:11 توسط محمدرضا فرجاد |

مردم امروز با کمی تاخیر می‌آید

     از آنجا که شماره‌های شروع هر روزنامه‌ای مهم‌ است زیرا خط‌ مشی و عیار آن  در همان چند شماره نخست مشخص می‌شود و نیز بخش مهمی از مخاطبانش را در همین دوره جذب می‌کند، بر اساس یک خبر تازه، تعطیلات زیاد روزهای پیش رو زمان چندان مناسبی برای شروع نبود. برای همین انتشار نخستین شماره مردم امروز به جای 24 آذر،  از روز ششم دی شروع می‌شود البته با آمادگی و انرژی بیشتر و موثرتر.

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۳ساعت 0:28 توسط محمدرضا فرجاد |


    روزنامه تازه ای با عنوان «مردم امروز» به مدیرمسوولی احمد ستاری و سردبیری محمد قوچانی از بیست‌وچهارم آذر ماه روی پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها قرار می‌گیرد.

     چنان که  ایسنا گزارش داده است، محمد قوچانی با همراهی احمد ستاری – موسس و نخستین سردبیر روزنامه «همشهری» – و اکبر منتجبی به عنوان دستیار سردبیر، به‌زودی روزنامه تازه‌ای را با عنوان «مردم امروز» منتشر می‌کنند.
     ستاری درباره این روزنامه می‌گوید: «امید که میانه‌روی، اعتدال و پرهیز از افتادن در دام چپ و راست هماره نصب‌العین رسالت سنگینی باشد که از بیست‌وچهارم آذرماه، حاصلش را روی پیشخوان مطبوعات و در میان خانه‌هایتان خواهید دید.»

     طبق اطلاع، احمدستاری در این خصوص بیانیه مفصلی انتشار داده که بر اساس آن می توان امیدوار بود تحرکی نیم بند در عرصه روزنامه نگاری فعلی که آکنده از دلمردگی و تکرار و باندی و فرمایشی است، پدید خواهد آمد.

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 20:59 توسط محمدرضا فرجاد |

     بعد از یادداشتی با عنوان «اگر علی مطهری فرزند شهید مطهری نبود...» که در یک خبرگزاری داخلی انتشار یافت، علی مطهری جوابیه‌ای به این خبرگزاری ارسال کرد که توجه به مفاد آن در غربت فضای آرام جهت تبادل افکار و دیدگاهها از طریق رسانه ها، قدمی ارزشمند و مبارک به نظر می رسد. آنچه می خوانید متن کامل این جوابیه است که سطر سطر آن می تواند در روشنگری و تقویت افکار عمومی به ادامه راهی که در پیش گرفته است، موثر افتد.

جناب آقای ... مدیر مسئول محترم خبرگزاری ....
 
    با اهدای سلام، ‌در تاریخ ۱۲ آذر ۹۳ مطلبی تحت عنوان «یادداشت میهمان/ اگر علی مطهری فرزند شهید مطهری نبود...» روی خروجی آن خبرگزاری قرار گرفت که ذکر چند نکته را ضروری نمود:‌
۱. نویسنده محترم می‌گوید: «علی مطهری با عنایت به قرار گرفتن در لیست اصول‌گرایان و رأی لیستی مردم تهران موفق به جلب نظر مردم شد.»
فرضاً این سخن نویسنده درباره انتخابات مجلس هشتم درست باشد -که البته در این صورت درباره همه نمایندگان تهران وضع به همین منوال بوده است و چرا نویسنده درباره بقیه چنین سخنی نمی‌گوید- در خصوص انتخابات مجلس نهم صدق نمی‌کند،‌ زیرا در سازوکار ۸+۷ این انتخابات علی‌رغم آنکه عضویت اینجانب در فهرست اصول‌گرایان با ۷ رأی مثبت از ۱۲ رأی اعضای حاضر تصویب شد ولی با اصرار آقایان حداد عادل و زاکانی برخلاف آیین‌نامه به شورای داوری رفت و در آنجا معلوم نشد چه گذشت و خلاصه فردی از خودشان را قرار دادند. بنابراین، این بنده در انتخابات مجلس نهم به‌صورت مستقل شرکت کردم و نام من نه در فهرست جبهه متحد اصولگرایان وجود داشت و نه در فهرست جبهه پایداری، در عین حال مردم تهران،‌ شهر ری، اسلام‌شهر و شمیرانات به‌دلیل عملکرد و مواضع اینجانب در مجلس هشتم، رأی قابل توجهی به این بنده دادند و کسانی را که فکر می‌کردند اگر نام من در هیچ‌کدام از دو فهرست نباشد حذف خواهم شد دچار شگفتی کردند و این نیست مگر به‌خاطر شعور و آگاهی و تیزهوشی و رشد اجتماعی و سیاسی مردم این حوزه انتخابیه که به‌خوبی پیام خود را به این‌گونه افراد دادند.
۲. نویسنده گله کرده است که مردم انتظار داشتند علی مطهری راه شهید مطهری را برود اما او چنین نکرده و سوژه رسانه‌های بیگانه شده است.
چنین ادعایی فرع بر آن است که راه و اصول و مبانی فکری شهید مطهری را شناخته باشیم. به نظر می‌رسد که مشکل نویسنده همین است که بدون آنکه شناخت درستی از شهید مطهری داشته باشد، احساس می‌کند فرزند آن شهید راه دیگری را می‌رود.
فکر می‌کند شهید مطهری هم فردی بوده است که اصول‌گرایی و ولایتمداری را توأم با تملق و چاپلوسی و چشم‌پوشی از حقوق ملت می‌دانسته است. لذا لازم است نویسنده محترم، هم آثار ایشان را به‌دقت مطالعه کند و هم سیری در سیره و روش عملی آن اسلام‌شناس و مجاهد شهید خصوصاً نوع رابطه و رفتار ایشان با امام خمینی(ره) داشته باشد.
۳. نویسنده می‌گوید: «همین چند وقت پیش سخنرانی علی مطهری در مشهد مقدس بهترین تیترها را به رسانه‌های آمریکا و صهیونیستی داد.»
بهتر است نویسنده محترم از دوستان و همفکران خودش در مشهد گله کند که چرا یک گزارش مغشوش را با ضمیمه کردن جملاتی از قسمت‌های مختلف صحبت من به یکدیگر، روی سایت خبری قرار می‌دهند تا رسانه‌های خارجی بهره‌برداری کنند. بنده در دانشگاه فردوسی مشهد یک ساعت درباره ریشه‌های واقعه کربلا و یک ساعت در پاسخ به سؤالات سخن گفتم، ‌از آن‌همه مطلب چند مطلب خاص را، آن‌هم مشوش، به‌خیال اینکه بنده را بکوبند روی سایت قرار می‌دهند در حالی که می‌دانند بلافاصله رسانه‌های خارجی استفاده می‌کنند
بنابراین دوستان و همفکران شما که اشتیاق خاصی برای انتشار نظری مخالف نظر ولی‌فقیه که در پاسخ به یک سؤال در یک جمع کوچک گفته شده، دارند و آن را ضدیت با ولایت فقیه تلقی می‌کنند در حالی که خود مقام رهبری تصریح کرده‌اند که التزام به ولایت فقیه به این معنی نیست که نظرات من را تکرار کنید بلکه هرکس باید نظر خود را بگوید، آری این‌گونه افراد هستند که به نظام آسیب می‌رسانند. راهی که امثال بنده می‌رویم، موجب تقویت نظام و اصل ولایت‌فقیه است.
نویسنده در پایان می‌گوید: «به‌جرئت می‌توان گفت تنها چیزی که موجب جلب برخی اذهان و نگاه‌ها به گفته‌ها و نوشته‌های شاذ علی مطهری شده است،‌ انتساب نسبی وی به شهید بزرگوار آیت‌الله مرتضی مطهری است.»
متأسفانه این سخن نویسنده هم باطل است، زیرا در صحنه اجتماعی و سیاسی کشور، فرزندان شهدای نامدار کم نداریم در حالی که این اقبال و توجه به آنها یا وجود ندارد و یا کمتر وجود دارد و حتی برخی از آنها در انتخابات‌های گذشته مجلس اصلاً رأی نیاوردند و برخی نیز در انتخابات مجلس نهم سعی می‌کردند نام خود را کنار نام «علی مطهری» قرار دهند تا رأی بیاورند.
به‌خلاف نظر نویسنده آن مقاله، آنچه موجب جلب اذهان و نگاه‌ها به گفته‌ها و نوشته‌های علی مطهری شده است، فطرت و وجدان بیدار جامعه است که همواره رصد می‌کند چه افرادی از حقوق ملت و اصول و مبانی اسلام دفاع می‌کنند و چه‌کسانی همرنگ جماعت و سوار بر موج می‌شوند و اسب خود را می‌رانند.
مستدعی است این مطلب طبق قانون مطبوعات -که شامل پایگاه‌های اطلاع‌رسانی خبری نیز می‌شود- عیناً در خروجی آن پایگاه خبری قرار گیرد. قبلاً سپاسگزارم.

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 21:2 توسط محمدرضا فرجاد |


     محمد ابراهیم پای پیاده با گالش‌هایی که جابه جا پاره شده، راه می‌افتد توی خیابان لاله زار و استانبول و حوالی سپه. چهره کودک روزنامه فروش ثبت می‌شود در خاطره خیابان.
     تصویر پسرک می‌آید جلوی چشمم. پسرک استخوانی با چشم‌های روشن. پسرک ترسیده که از خانه شان در بابل فرار کرده؛ از دست زن بابا. آمده تهران تا مادر و خواهرش را پیدا کند؛ مادری که هفت سال پیش ترش، وقتی پسر دو ساله بوده، مهر طلاق خورده توی شناسنامه‌اش. تهران، شهر بی‌در و پیکری است برای یک پسر 9 ساله.
    به گزارش ایران، سال 1316 است. محمد ابراهیم سرگردان شهر شلوغ است. از ایستگاه راه‌آهن، همان جایی که پایش به تهران رسیده، یکراست می‌برندش کلانتری تا تحویل پرورشگاه داده شود. می‌ترسد، باز هم فرار می‌کند. می‌شود شاگرد کله پز. 2 سال می‌گردد تا مادرش را عاقبت پیدا می‌کند.
     خانه درندشت پامنار در ذهنم مجسم می‌شود. ستون‌های رنگ و رو رفته و قاب پنجره‌های کهنه. خانه‌ای با 10، 15 اتاق دور و برش. با همسایه‌هایی که هرکدام مستأجر یک اتاقند و مادر و خواهر محمد ابراهیم، ساکن یکی از اتاق‌ها. ماهی 25 ریال اجاره می‌دهند. سه نفر که می‌شوند، کرایه می‌شود 30 ریال.
     محمد ابراهیم رنجبر امیری، نفسی تازه می‌کند تا قصه را ادامه دهد. گذشت سال‌ها، از آن پسرک استخوانی، پیرمردی ساخته که چشم‌های روشنش، تنها نشان باقی مانده از آن روزهاست.
     همسایه‌های خانه پامنار، غروب‌ها دور هم جمع می‌شوند در حیاط بزرگ. دوتایشان روزنامه فروش هستند. محمد ابراهیم می‌نشیند پای حرف هایشان. جنگ جهانی دوم هنوز شروع نشده. یکی از پیرمردها به آن یکی می‌گوید: «می‌خواهم پسر «سید خانم» را ببرم سر کار.» سید خانم مادر محمد ابراهیم است که از آن وقت دیگر می‌شود شاگرد روزنامه فروش. روزی یک قران هم مزد می‌گیرد.
     محمد ابراهیم پای پیاده با گالش‌هایی که جابه جا پاره شده، راه می‌افتد توی خیابان لاله زار و استانبول و حوالی سپه. چهره کودک روزنامه فروش ثبت می‌شود در خاطره خیابان.
     سال‌ها می‌گذرد. پیرمردها می‌روند و محمد ابراهیم، خودش کار را به دست می‌گیرد. اوستا می‌شود برای خودش. عشقش به مطبوعات، نگهش می‌دارد تا همین جا. خاطره‌ها در ذهنش رژه می‌روند. یاد آن روز می‌کند که گرفته بودنش به جرم نوشتن جزوه علیه دربار. برده بودنش شهربانی. همان روزی که اتاق رئیس شهربانی آتش می‌گیرد. می‌خندد. عصای چوبی زیر دستش تکان می‌خورد.
     از روزنامه‌هایی اسم می‌برد که به قول خودش، حالایی‌ها اسمشان را هم نشنیده‌اند. «خدنگ»، «جهان امروز»، «جوانمردان»، «جمعه» و... حالا دیگر هیچ کدامشان نیستند جز چند تایی مثل «خراسان». «اطلاعات» و «کیهان» هم که همیشه بوده‌اند.
      می گوید: «روزنامه فروش‌های حالا که روزنامه فروش نیستند. شده‌اند سوپرمارکت. من خودم کیوسک داشتم. حالا هم دارم ولی نه از این کیوسک‌ها که همه جا هست. روزنامه فروشی واقعی.»
به نظرش آن وقت‌ها روزنامه‌ها مردم پسند‌تر بودند. حالا با اینکه تنوع روزنامه‌ها زیاد است اما همه‌شان یک حرف را می‌زنند.
     باز هم می‌رود توی خاطرات. تیترها در ذهنش مرور می‌شوند. خاطرات را جمع کرده توی یک کتاب؛ همه شان را که نه؛ مهم ترینشان را. «خاطرات یک روزنامه فروش». با خنده می‌گوید:  «کتابم چاپ شده. نایاب هم شده.» کتاب دوم را هم در دست چاپ دارد. اسمش «76 سال
با مطبوعات» است.
     کارت‌های خبرنگاری را نشانم می‌دهد. مال اطلاعات هفتگی و خانه مطبوعات کرج است. می‌گوید: «خبرنگار افتخاری اطلاعات هفتگی هستم. البته دروغ چرا؛ کار خبری نکرده‌ام. جزو پیشکسوتان خانه مطبوعات کرج هم هستم. عشق به مطبوعات است دیگر. کاری‌اش نمی‌شود کرد.»
     روی کارت‌ها عکس محمد ابراهیم 86 ساله با موهای سپید، جا خوش کرده. عکسی را نشانم می‌دهد. پسری جوان، شاید حدود 18 ساله، روی دوچرخه نشسته. ترک بندش، یک دسته قطور روزنامه. قدیمی‌ترین روزنامه فروش ایران، حالا روبه‌رویم نشسته و برای عکاس لبخند می‌زند.
     اسمش را به عنوان قدیمی‌ترین روزنامه فروش دنیا، در کتاب رکوردهای گینس هم ثبت کرده‌اند.
     توی چشم‌های روشنش که از پشت عینک درشت، خیس و تار به نظر می‌رسد، خیره می‌شوم. تصویر پسرک می‌آید جلوی چشمم. پسرک استخوانی. ترسیده. در ایستگاه راه‌آهن شهر بی‌در و پیکر.
 

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 16:27 توسط محمدرضا فرجاد |

مطالب قدیمی‌تر