دلتنگ کمی اخلاق!
خواننده «دريچه» حضرت آقاي محمد صيّافي كه پيشتر نامهاي را با تيتر «يك شب كه هزار شب نميشه» درباره مناظرههاي محشر انتخاباتي ايميل كرده بود، حالا نامه يا قولنامهي ايميلي تازهاي را با عنوان «حتماً تمكين ميكنيم» فرستاده است:
- شكر و سپاس ايزد يكتا را كه نمرديم و يك بار ديگر به پاي صندوقهاي رأي رفتيم و دينمان را به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ادا كرديم. اميد آن كه طبق فرمايش آن پير معمار انقلاب همچنان ميزان رأي مردم باشد و بس.
سرانجام آن شور و هيجان و آن تب و تاب انتخاباتي فروكش كرد و خاتمه يافت. با پايان گرفتن دوره انتخاب نامزدها بايد از همه آنان قدرداني كنيم، زيرا ديديم كه هر كدام به نوبه خود چگونه و با چه مهارت و ظرافتي تنور انتخابات را داغ داغ نگه داشتند. واقعاً دستشان درد نكند.
به ياد داريم كه چگونه و با چه شادي و نشاطي پير و جوان، خرد و كلان، به اميد آيندهيي بهتر رأي خود را به صندوقها ريختند. فرداي همان روز قبل از پايان كامل شمارش آراء در صفحه اوّل تعدادي از روزنامههاي صبح با تيتر درشت آمده بود: «هركس رأي بياورد، از او تمكين ميكنيم». درست نوشته بودند. بله، حتماً. نه تنها تمكين ميكنيم بلكه به خاطر هزينههاي سنگيني كه در دوره «نامزدي» متحمّل شدهاند، به راحتي از خير «مهريّه» ميگذريم، ولي از «نفقه»مان گذشت نميكنيم. به هر حال انشاءالله مبارك است!
واقعيت غيرقابل انكار اين است كه بفهمي نفهمي مبارزات انتخاباتي خصمانه شده بود. البته اين شيوه در بيشتر كشورها مرسوم است، ولي ميدانيد و حق ميدهيد كه در شأن كشور جمهوري اسلامي ايران نبود. با كمال تأسف و تأثّر و بهت و حيرت ديديم آنچه را نبايد ميديديم و شنيديم آنچه را نبايد ميشنيديم. صد البته در اين ميان دنياديدهها، سرد و گرم چشيدهها، خيرخواهان، عاقبتانديشان و دلسوزان، گفتند آنچه را كه به مصالح ملت و كشور نزديك بود و نشنيدند آناني كه ميبايد ميشنيدند. و سرانجام آن شد كه بايد ميشد يا نبايد ميشد. اميدواريم آنچه پيش آمده است حقيقتاً به خير و صلاح دولت و ملّت باشد.
شايد شما هم دوست داشته باشيد نويسنده را به مطلب ارسال شدهي قبلياش متوجه كنيد و بگوييد: اينقدر جوش نزن، هرچه بود به خير و خوشي گذشت! مگر تو ضربالمثل «يك شب كه هزار شب نميشه» را ننوشته بودي؟
البته در جواب شما ميگويم: بله، من نوشته بودم. شايد حق با شما باشد، درست ميفرماييد، اين بار كه گذشت، امّا يادمان باشد كه اين آخرين انتخابات يا (به تعبيري) امتحانات نبود كه فراموشش كنيم. شما تا سر بجنبانيد، خواهيد ديد كه دوره انتخابات بعدي از شوراها گرفته تا مجلس و تا خبرگان و تا رياست جمهوري دوباره از راه ميرسد. آنجا چه كار ميخواهيم بكنيم؟ بهتر است كه از همين الآن به فكر باشيم و تمهيداتي را به كار بگيريم كه خداي ناكرده موارد ناخوشايند و مشابه تكرار نشود.
به قول صاحبنظران و كارشناسان بايد فرهنگسازي كنيم. روي اين اصل تصميم گرفتهام اگر اجازه بفرماييد براي رفع خستگي ناشي از جنگهاي رواني و فضاي سنگين انتخاباتي، چند لحظه در محضر لقمان حكيم بنشينيم و پس از تماشاي مناظرههاي سياسي تلويزيون و تفسير و تحليلهاي سياسي ترش، از نصايح لقمان بزرگوار خطاب به فرزند دلبندش كسب فيض كنيم. بگذاريد يكسره سياسي حرف نزنيم. مدّتي است دلمان براي كمي اخلاق تنگ شده است(!) امّا نصايح حضرت لقمان:
- فرزندم! بدان و آگاه باش كه آنچه در مدّت عمرم از حكمت و رياضت بر من ظاهر شده و از تجربهها حاصل كردهام، تو را به آن دلالت ميكنم و وصيّت مينمايم. آن را بر سبيل تمثيل از من نگاه دار و به آن عمل كن و به دوستان خود بياموز، تا در روز قيامت رستگار باشي و حساب آن روز به خوبي بر تو ظاهر شود.
- فرزندم! خدا را در همه جا حاضر و ناظر بدان، در همه امور كار خود را به او واگذار كن، به عقل و دانش خود مغرور نباش و با بندگان خدا تكبّر مكن.
- فرزندم! از نفرين مظلومان بپرهيز كه دعاي ايشان زود اثر كند. مراقب باش تا عملي را كه براي خدا انجام دادهاي به آن فخر نكني و به خلق نيز اظهار نكني. با دوستان خدا دوستي كن و از اهل جور و ستم و بدعت دوري كن.
- فرزندم! بدان كه چيزي بهتر از عقل در دنيا نيست. عقل آدمي، آنگاه تمام است كه او را ده خصلت باشد: اول آن كه همه مردم از او ايمن باشند. دوّم آن كه راهنماي مردم باشد. سوّم آن كه به دادهي خدا به قدر كفاف رضايت دهد. چهارم آنكه فروتني را از گردنكشي بيشتر دوست بدارد. پنجم آن كه خواري و ذلّت مردم را نخواهد. ششم آن كه از بدان و فاسقان و بدگويان دوري و اجتناب كند. هفتم آن كه با صالحان و درويشان و اهل دانش مصاحبت نمايد. هشتم آن كه زبان را از هرزه نگه دارد. نهم آن كه حق همسايه را رعايت كند و اگر بدي ديد آن را بپوشاند. و امّا دهم و از همه مهمتر آن كه همه كس را از خود برتر و بهتر بداند و خود را از همه كس كمتر و پايينتر شمارد. والسّلام!
- امّا اي خواننده ارجمند. اين «دريچه» بيچاره كه لقمهاي از خوان حكمت لقمان نصيب ندارد به تو ميفرمايد فرزندم! چيزي در اين دنيا بهتر از جهل نيست! و عقل آدمي را نيز وقتي كمال حاصل شود كه ده خصلت در او حاصل باشد: اول آنكه هيچ كس از جور او ايمن نباشد، دوم آنكه مستقيماً به سراغ خصلت دهم برود.يعني خود را از همه بهتر بداند و همه كس را از خود پستتر و پايينتر شمارد. آنگاه همه خصلتهاي سوّم تا نهم نيز به همين طريق معتبر و معكوس كه عرض شد، خود به خود در نزد وي جمع گردد!و دل آسودهدار كه در اين صورت، آدمي را از سوي هركس و ناكس، تمكين عام و خاص نصيب خواهد شد. والسلام!
نقل از دریچه - جلال رفیع - روزنامه اطلاعات - یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۸
هنر تبدیل فرصت به بحران
صرفنظر از اختلافنظر نامزدها بر سر نتايج انتخابات 22خرداد، حتی وقتی از پشت عينک وزارت كشور به عملكرد دولت در اين زمينه نظر می كنيم، رفتاری میبينيم كه الحقوالانصاف حيرتانگيز است و نمیتوان عنوانی به آن داد جز هنر تبديل فرصت به بحران!
نمايش عظيم اقتدار و همبستگی ملی كه در حضور هشتاد درصدی مردم روز جمعه 22 خرداد تجلي يافت، با رفتار محيرالعقول وزارت كشور در ظرف كمتر از نيمروز به بحراني گسترده تبديل شد.
وزارت كشور روال اعلام نتايج را كه در سي سال گذشته مرسوم بوده تغيير داد. به جاي آنكه مثل هميشه آمار آرائي را كه بتدريج بدست ميآورد در اختيار افكار عمومي قرار دهد، اقدام به جمع و تقسيم و به اصطلاح تجميع آراء كرد. بعداً و با تأخير زماني ريز آراء استانها را اعلام كرد. معلوم نيست چرا.
وزير كشور پيشبيني كرده بود كه اعلام نتايج از بامداد روز شنبه 23 خرداد پس از نماز صبح ميسر شود اما در عمل از نيمهشب جمعه آغاز و به سرعت ادامه يافت و تا طلوع آفتاب تقريباً پايان گرفت. بازهم معلوم نيست چرا.
بلافاصله وزارت كشور مكرراً از طريق رسانة ملي اعلام كرد هيچ مجوزي براي تجمع هواداران كانديداها صادر نشده و با هراقدام خلاف قانون برخورد ميشود. اما مجوز برگزاري جشن پيروزي صادر و پوشش رسانهاي كشوري هم داده شد. در حاليكه اعتراض نامزدهاي ديگر به نتيجه انتخابات و ناراحتي طبيعي طرفداران آنان از اين موضوع آشكار بود، معلوم نيست چرا بجاي استمالت از شكستخوردگان انتخابات مجوز مانور به طرف پيروز داده شد.
آيا وزارت كشور كه انتخابات را سالم و نتيجه آنرا صحيح ميداند از برافروختگي طرفداران نامزدهاي ديگر از شكست خود آگاه نيست؟ اگر آگاه است، چرا امكان واكنش قانوني و مسالمتآميز آنان را در قالب اعتراض مدني كه به گفتة رسانة ملي روز گذشته با آرامش و بطور انبوه ابراز شد ايجاد نميكند؟ اگر شرايط امنيتي اجازه نميدهد چرا به طرف برنده اجازه ميدهد؟ معلوم نيست اين بام و دو هوا براي چيست.
معلوم نيست چطور وزارت كشور تغيير روش اعلام نتايج و شتاب در آن و خط و نشانكشي براي طرفداران نامزدهاي معترض و خاصه خرجي براي نامزد پيروز و اقدام عملي در سركوب معترضان را دلايل و اسباب كافي براي نگراني از سلامت انتخابات و شك در صحت نتايج اعلام شده نميداند. دستگاه مسئول امنيت كشور اگر نتواند بحرانزايي رفتار نيش غولي خود را درك كند چگونه انتظار دارد كسي به كفايتش در انجام وظايف ذاتي خود باور داشته باشد؟
یادداشت روزنامه اطلاعات - دکتر حسین واله - ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
جایگاه مجهول مردم در حکومت
دكتر علي شريعتي در وصيت نامهاش تاكيد كرده است: نخستین رسالت ما کشف بزرگترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم.
به مناسبت سي و دومين سالگرد درگذشت دكتر علي شريعتي بخش هايي از وصيت نامه وي بدين شرح منشر ميشود:
خدا را سپاس میگزارم که عمر را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین"شغل" را در زندگی مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم میدانستم و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب، معلمی است و نویسندگی و من از هیجده سالگی کارم، این هر دو. و عزیزترین و گرانترین ثروتی که میتوان به دست آورد، محبوب بودن و محبتی زاده ایمان، و من تنها اندوختهام این، و نسبت به کارم و شایستگیم، ثروتمند، و جز این، هیچ ندارم. و امیدوارم این میراث را فرزندانم نگاه دارند و این پول را به ربح دهند و ربای آن را بخورند که حلالترین لقمه است.
و حماسهام این که کارم گفتن و نوشتن بود و یک کلمه را در پای خوکان نریختم. یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم و قلمم همیشه میان من و مردم در کار بود و جز دلم یا دماغم کسی را و چیزی را نمیشناخت و فخرم این که در برابر هر مقتدرتر از خودم متکبرترین بودم و در برابر هر ضعیفتر از خودم متواضع ترین.
و آخرین وصیتم، به نسل جوانی که وابسته آنم. و از آن میان به خصوص روشنفکران، و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچوقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمیتوانستهاند به سادگی مقامات حساس و موفقیتهای سنگین به دست آورند اما آنچه را در این معامله از دست میدهند بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که به دست میآورند.
و دیگر این سخن یک لا ادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بودهاست که "شرافت مرد همچون بکارت یک زن است. اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمیتواند".
و دیگر این که نخستین رسالت ما کشف بزرگترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گنگیم. ما از آغاز پیدایشمان زبان آنها را از یاد بردهایم و این بیگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث کننده همه تلاشهای ماست.
و آخرین سخنم به آنها که به نام روشنفکری، گرایش مذهبی مرا ناشناخته و قالبی میکوبیدند، این که:
دیــن چو مـنی گزاف و آسـان نبود روشـن تر از ایـمان من ایـمان نبود
در دهر چو من یکی و آن هم کافر! پس در همه دهر یک مسلمان نبود
ایمان در دل من، عبارت از آن سیر صعودیای است که پس از رسیدن به بام عدالت اقتصادی به معنای علمی کلمه و آزادی انسانی به معنای غیر بورژوازی اصطلاح در زندگی آدمی آغاز میشود.
منبع : خبرگزاری ایلنا
جنگ اطلاعات و کیهان
جدای از خط مشی سیاسی و فرهنگی، آنچه مطبوعات و رسانههای مختلف را از هم متمایز میکند و در چشم شهروندان ارزش و اعتبار میبخشد، میزان اخبار اختصاصی و دست اول آنهاست. هر نشریهای که خبرهای تولیدی و اختصاصی بیشتری داشته باشد در بین مردم و مخاطبان از اقبال بالاتری برخوردار خواهد شد. اهمیت این مسأله تا آنجاست که مطبوعات و رسانهها از گذشته با هم بر سر دستیابی به اخبار اختصاصی به رقابت میپرداختند. به عکس ا مروز که خبرنگاران بیشتر از پشت میز به رصد خبری منابع مختلف میپردازند، در گذشته خبرنگاران بهعنوان سربازان کارزارهای مطبوعاتی برای دستیابی به اخبار اختصاصی به اقدامات مخاطرهآمیز و سفرها و خطررهای بسیاری دست میزدند که داستانهای آن از زبان پیشکسوتان این حرفه شنیدنی است. آنچه در ادامه از نظرتان میگذرد روایتی خواندنی از یکی از این کارزارها و رقابتهای مطبوعاتی برای دستیابی به اخبار اختصاصی و دست اول است. با هم میخوانیم.
در آغاز دهه 1340 شمسی با رفتن شریفامامی و آمدن علی امینی بهعنوان نخستوزیر جدید، حکومت ایران به قولی با اشاره جان.اف.کندی رییس جمهور ایالات متحده امریکا به یک رفرم نسبی تن داد. این رویکرد هر چه بود و با هر نام و فرجامی پس از دوران طولانی انجماد سیاسی و اختناق کمنظیر از کودتای 28 مرداد 1332 تا 1340 به خیزش صنوف گوناگون برای پیگیری مطالبات انباشته شده نیز انجامید. از جمله اعتصاب معلمان و جان باختن یکی از دبیران دبیرستانهای پایتخت به نام دکتر خانعلی، تنور مطالبات انباشته مردم را داغتر کرد. این فضای جدید سیاسی در زمستان سال 1340 به رویارویی و برخی تسویه حسابها میان دو روزنامه رقیب اطلاعات و کیهان نیز دامن زد. چنان که مدیران دو روزنامه قلم از نیام برکشیدند و به یک جنگ قلمی تمام عیار تن دادند.
اسباب و علت این جنگ قلمی را روزنامه کیهان در گرماگرم اعتصابات و تظاهرات بهار سال 1340 فراهم کرد. در آن سال تنی چند از نمایندگان دانشجویان هوادار جبهه ملی با مراجعه به روزنامه اطلاعات خواستار چاپ اعلامیههای خود شدند. ظاهراً در مؤسسه اطلاعات آنها را نپذیرفتند، اما مؤسسه کیهان نمایندگان دانشجویان را پذیرا شد و به زودی اعلامیهای با این مضمون «از خواندن روزنامه اطلاعات ارگان ... در ایران خودداری کنید.» به همراه نسخههای روزنامه کیهان در سراسر ایران توزیع شد. این فراخوان سیاسی که امضای دانشجویان هوادار جبهه ملی را بر خود داشت، به تحریم کوتاهمدت روزنامه اطلاعات انجامید. عباس مسعودی مدیر مؤسسه اطلاعات که از فرصتسوزی خبری رانده شدن نمایندگان دانشجویان و فرصتطلبی مؤسسه کیهان در خشم بود، پس از چند ماه رایزنی با محافل دانشگاهی سرانجام موفق شد، شماری از دانشجویان مدرسه بازرگانی آن زمان را که نماینده دانشجویان جبهه ملی هم در جمع آنها بودند برای بازدید از مؤسسه اطلاعات دعوت کند.
[ ادامه مطلب ]
نخستين روزنامه چاپی جهان
هفته اول ژوئن سال 1605 نخستين روزنامه چاپي جهان كه داراي اخبار عمومي و متنوع بود در شهر استراسبورگ فرانسه (در آن زمان متعلق به آلمان) آغاز بكار كرد و نامش ارتباط (ريليشنRelation) بود.
سالهاست كه ورلد اسوشييشن آو نيوزپيپرزWorld Association0f Newspapers (اختصارا «وانWAN») در هفته تولد «ريليشن» كنوانسيون خود را در شهر استراسبورگ تشكيل مي دهد. جهان در پايان سال ميلادي 2004 داراي شش هزار و 580 روزنامه يوميه با تيراژ كل 395 ميليون (تيراژ متوسط هر روزنامه 70 هزار نسخه فروش) بود.
وكيل مدافع روزنامه ياس نو گفت: شعبه 76 دادگاه كيفری استان تهران اعلام كرد در دادنامه صادره از اين دادگاه، روزنامه ياس نو توقيف يا لغو امتياز نشده تا انتشار مجدد آن متوقف بماند.
صالح نيكبخت با بيان اين مطلب اظهار كرد: به دنبال اعتراض من و مهندس نعيمیپور به دستور توقيف روزنامه ياس نو، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از دادگاه در مورد نحوه انتشار آن استعلام كرد كه حسب اطلاع، رياست دادگاه در چارچوب قوانين كشور اعلام كرد در حكم صادره از اين دادگاه روزنامه ياس نو نه توقيف شده و نه لغو امتياز شده است.
وی ادامه داد: طبق ماده 44 قانون اصلاح قانون مطبوعات مصوب سال 79 هر گاه حكم دادگاه مبنی بر برائت يا محكوميتی باشد كه مستلزم سلب حقوق اجتماعي نباشد، از نشريه در صورتي كه قبلا توقيف شده باشد، بیدرنگ رفع توقيف خواهد شد و انتشار مجدد آن بلامانع است.
وكيل مدافع روزنامه ياس نو در مورد تجديدنظرخواهی دادستانی تهران از حكم صادره و آثار آن گفت: لايحه تجديدنظرخواهی متضمن درخواست توقيف روزنامه نبوده و علاوه بر اين با توجه به اينكه حكم صادره طبق ماده 75 قانون آيين دادرسی مدنی در تاريخ سوم اسفندماه سال گذشته به مدير دفتر كل دادسرای عمومی و انقلاب تهران ابلاغ شده بود، تجديدنظرخواهی خارج از فرجه قانونی بوده است.
نيكبخت به ایسنا يادآور شد: حتی بر فرض تجديدنظرخواهی در فرجه قانونی، با توجه به حكم صادره و اتهامات وارده به مديرمسئول روزنامه، موضوع از مواردی نبوده كه روزنامه توقيف شود. خوشبختانه هيات نظارت بر مطبوعات هم با درايت به اين موضوع توجه كرد و با متذكر شدن شيوه برخورد قانونی با موضوع، از دستور منع انتشار قبلی روزنامه ياس نو رفع اثر شد.
مطبوعات و آموزه های انتخابات
■
روزنامه اطلاعات - ۱۳ خرداد - صفحه اول به نقل از مهندس موسوی: بازارهای ما مملو از محصولات کشاورزی و صنعتی کشورهای مختلف است ولی محصولات تولید کنندگان داخلی روی دست آنها مانده است.■ روزنامه اطلاعات - ۱۳ خرداد - صفحه ۵ در خاطره ای به نقل از هاشمی رفسجانی: شورای نگهبان در جریان انتخابات مجلس اول نماینده ای خدمت امام فرستاد که ما می خواهیم زن ها را از رفتن به مجلس منع کنیم. امام فرمودند این کار را نکنید. زن ها باید به مجلس بروند. به شورای نگهبان از قول من بگویید که مبادا زن ها از دخالت در مسایل انتخابات منع کنند. اگر اینکار را کردند، من موضع می گیرم و برخورد می کنم.
پایه گذار شبکه خبر و توزیع روزنامه در شهرستانها
تاريخ روزنامه ها (رسانه هاي چاپی روزانه) در فصل ايران و در صفحه 123 خود، مه سال 1958 را ماهی نوشته است كه بزرگترين شبكه جمع آوری خبر و توزيع نشريه در قاره آسيا، در ايران تكميل و اعلام شد. اين شبكه به ابتكار عباس مسعودی ناشر روزنامه اطلاعات و با تلاش و پشتكارداری يك روزنامه نگار به نام نورالدين نوری ظرف چهارسال تكميل شده بود. اين شبكه شامل 611 نمايندگی بود. قبل از موسسه اطلاعات، تنها روزنامه های آمريكا با سرمايه گذاری مشترك و ايجاد خبرگزاری اسوشيتدپرس به چنين پيروزی نائل آمده بودند. عباس مسعودی ـ سناتور وقت ـ در سال 1954 نورالدين نوری خبرنگار پارلمانی اين روزنامه را كه مطالعات قبلی در اين زمينه داشت به سردبيری اخبار شهرستانهای اين روزنامه منصوب و مامور تاسيس اين شبكه كرده بود و نوری با سفر به گوشه و كنار ايران، اين شبكه را در طول چهار سال بوجود آورد. عباس مسعودي قبلا هم با ارسال روزنامه رايگان به مدارس بزرگسالان ايران (اكابر ـ سوادآموزی) تلاش كرده بود كه به وظيفه آموزش عمومی يك روزنامه عمل كرده باشد.
قبلا در بعضی از نقاط ايران نمايندگان روزنامه اطلاعات را سبزی فروش ها و خواربارفروش ها تشکيل می دادند که نورالدين نوری اين وظيفه را به تحصيلکردگان علاق مند به ژورناليسم سپرد، ازجمله دکتر باستاني پاريزي (استاد تاريخ) نويسنده روزنامه اطلاعات در شهر کرمان شد. نوری اين شبکه را در سه دهه تا سال 1359 (دو سال پس از انقلاب) اداره كرد. نوری كه 15 اسفند 1304 به دنياآمده است پيشنه روزنامه نگاري را از سال 1324 و در روزنامه اطلاعات آغاز و تا زمان انتصاب به سردبيری اخبار شهرستانها و ايجاد صفحات محلی در اين روزنامه كه هر صفحه در شهرمربوط توزيع مي شد، در ميزهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و پارلمانی به كار خبر اشتغال و سالها عنوان خبرنگار اول پارلمان ايران دردست داشت. نوری كه در دوران حكومت مصدق و سالهاي پيش و پس از آن دوران در پارلمان ايران حضور و درجريان فعاليت های سياسی وقت قرارداشت می تواند يك منبع دست اول براي تاريخنگاران و پژوهشگران آن برهه از تاريخ ايران باشد. نوری نويسنده و گزارشگر اين مطلب بوده است: "هرجا که مردمند، همانجا مجلس است". اين مطلب شرح يك ابتكار سياسی دكتر مصدق است. مصدق در زماني كه وكيل اول تهرانی ها در مجلس بود و سردارفاخر حكمت رئيس وقت مجلس با ادامه نطق او موافقت نكرده بود جلسه را ترك و در ميدان بهارستان بر شانه مردم نطق خودرا ادامه داده بود. (شرح حال نوري به صورت كامل در ميان مطالب 15 اسفند، در تاريخ آنلاين ايرانيان به آدرسي كه در زير ستون آمده مندرج است)

به گزارش ایلنا، سيد عليرضا حسينی بهشتی در سرمقاله نخستین شماره روزنامه” كلمه سبز” با عنوان كلام اول نوشته است :
...”كلمه سبز” در پی نياز به اين خودكاوی است كه پا به عرصه دنيای رسانه گذاشته و هدف آن ايجاد رسانه ای است كه همچون آيينه ای تمام نما آن چه هستيم را بنماياند و همچون چراغی فروزنده، ما را در يافت راه آينده ياری رساند و بالاتر از همه كلمه سبز بايد به ترجمان الگوی زيست مسلمانی در اكنون و اينجا بپردازد .
دست اندركاران كلمه سبز نيك می دانند كه چه راه دشواری در پيش دارند چرا كه انجام اين كار نيازمند طرحی نو در افكندن است .
رسانه ای كه بتواند مخاطبان خود را به نگاه به پيرامون خود از دريچه ای متفاوت دعوت كند و از آنان بخواهد كه در تعيين سرنوشت خويش فعالانه پا به ميدان گذاشته و دست همكاری همه كسانی كه برای توحيدی انديشيدن و توحيدی زيستن تلاش می كنند را بفشارد .
”كلمه سبز” می خواهد رسانه ای باشد برای همه كسانی كه برای ايران و ايرانی جايگاهی رفيع تر قائل هستند و دست يابی به آن را نا ممكن نمی دانند و به زايش كلمه سبز، ما را از راهنمايی و ياری دريغ نكردند ....
عمر یک روزه یاس نو !
روزنامه یاس نو که از سوی حزب مشارکت ایران اسلامی منتشر میشد پس از انتشار اولین شماره در روز گذشته توقیف شد.
با توجه به تجدید نظرخواهی دادستان تهران، قاضی مرتضوی در پرونده روزنامه یاس نو، ملکیان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و دبیر هیات نظارت با ارسال نامهای به محمد نعیمی پور مدیرمسئول روزنامه یاس نو خواستار توقف انتشار روزنامه شد.
بنا به این گزارش، شماره دوم روزنامه یاس نو توسط تیم تحریریه این روزنامه آماده گردیده بود و تمامی صفحات جهت انتشار به چاپخانه ارسال شده بود که دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات با ارسال نامهای به محل چاپ روزنامه یاس نو به همراه چند مامور جلوی انتشار شماره دوم این روزنامه را گرفت.
گفتنی است روزنامه یاس نو پیش از این نیز یک روز مانده به انتخابات مجلس هفتم توقیف موقت شده بود.
برگرفته از سایت آفتاب
روزنامه "کلمه سبز" به صاحب امتیازی میرحسین موسوی از آغاز هفته آینده به طور رسمی منتشر شده و به دکه های روزنامه فروشی خواهد رفت.
روزنامه "کلمه سبز" که روز سه شنبه این هفته لوگوی خود را رونمایی کرد، از شنبه هفته آینده به طور رسمی به خانواده مطبوعات می پیوندد. از سید علیرضا حسینی بهشتی به عنوان مدیر مسئول و از سید علیرضا بهشتی شیرازی به عنوان سردبیر روزنامه "کلمه سبز" یاد می شود.
این روزنامه تیم تحریریه خود را از چندی پیش تکمیل کرده و در دو هفته اخیر چندین پیش شماره نیز منتشر کرده است. "کلمه سبز" به صاحب امتیازی میرحسین موسوی 12 اسفندماه سال گذشته از هیئت نظارت بر مطبوعات مجوز انتشار گرفت.
كمبود جهاني سردبير، مسئله اي كه در كوتاه مدت راه حل ندارد
سوم ماه مه 2007 اتحاديه جهاني ناشران مطبوعات به مناسبت «روز آزادي مطبوعات» اشاره كرده است كه جهان دچار كمبود سردبير ماهر و واجد شرايط شده است. اين كمبود تنها در روزنامه ها احساس نمي شود، بلكه در راديو تلويزيونها (كه در آنجا، سردبير مدير تهيه و توليد خبر، عنوان دارد) اين كمبود به چشم مي خورد. كمبود سردبير چيزي نيست كه بشود با پيشنهاد دستمزد بالا آن را جبران كرد. براي توليد يك سردبير اجرايي خوب به زمان و استعداد نياز است، از هر 21 دبير كه ده سال خبرنگاري و دست كم 6 سال دبيري كرده باشند يك نفرشان ممكن براي سردبيري آمادگي و شرايط لازم را داشته باشد، به علاوه به علت سختي كار سردبير، دبيران ماهر و واجد شرايط هم در اين برهه حاضر به قبول آن شغل نيستند زيرا كه امروزه براي مردم، زندگي راحت و بدون دغدغه مد نظر است. سردبير خوب فردي است كه زندگي مي كند تا «روزنامه نگار» باشد و چنين فردي در دنياي امروز كمياب است؛ زيرا تقريبا همه روزنامه نگاري كردن را براي زندگي كردن مي خواهند، نه زندگي كردن را براي روزنامه نگاري.
اتحاديه ناشران مايل است كه هنگام بررسي جهت دادن جايزه «كانو»، سردبيران نيز منظور شوند. تاكنون اين جايزه به مقاله نگار و خبرنگار داده شده است. در چارچوب يونسكو، از سال 1997 جايزه اي براي مدافعان آزادي مطبوعات منظور گرديده كه تعيين برنده و يا برندگان آن به يك هيات حرفه اي 14 نفره واگذار شده است. اين جايزه مهم به نام گييرمو كانو عيسازا Guillermo Cano Isaza روزنامه نگار كلمبيايي اسمگذاري شده است و معروف به جايزه «كانو» است زيرا كه «كانو» كه يك گزارش تحقيقي (اينوستيگيتيو) و دنباله دار درباره كارتلهاي مواد مخدر مي نوشت در سال 1986 به دست عوامل آنها كشته شد.
انتشار روزنامه خورشيد متوقف شد

در راستاي رعايت صرفه و صلاح سازمان تامين اجتماعي و با تصويب هيات مديره اين سازمان تا اطلاع ثانوي روزنامه خورشيد منتشر نخواهد شد.
به گزارش اداره روابط عمومي و امور بين الملل سازمان تامين اجتماعي، ذبيحي مدير عامل سازمان گفت: در خصوص نحوه و ادامه انتشار خورشيد بحثهاي زيادي صورت گرفت و بر اين اساس تصميم گرفته شد تا انجام اقدامات كارشناسي دقيقتر و لحاظ كردن صرفه و صلاح سازمان و مخاطبان آن (بيمه شدگان و مستمري بگيران و ...) روزنامه خورشيد تا اطلاع ثانوي منتشر نشود.
مدير عامل سازمان تامين اجتماعي با اشاره به پيام نوروزي مقام معظم رهبري كه سال 88 را سال اصلاح الگوي مصرف اعلام كردهاند گفت: ما در تامين اجتماعي تلاش خواهيم كرد تا در راستاي تحقق اين پيام كه نياز واقعي جامعه امروز ما نيز است اقدامات لازم را به عمل آوريم.
وي از كاركنان سازمان تامين اجتماعي نيز خواست تا براي تحقق اين امر مديريت سازمان را ياري كنند و پيشنهادات خود را در اين خصوص ارائه نمايند.
انتقاد در کشورهای آزاد، محدود نیست
23 مارس 1992 در لندن اعلام شد كه شماره هشتم آوريل (دو هفته بعد) نشريه «پانچ» ـ قديمي ترين مجله طنز ـ آخرين شماره آن خواهد بود و تعطيل خواهد شد. «هنري مي هيو Henry Mayhew» اين مجله را در سال 1842 (نيمه اول قرن نوزدهم) درانگلستان به وجود آورده بود. واژه پانچ Punch در زبان انگليسي به مفهوم «ضربه مشت» و همچنين «شربت چاشني دار» است كه با طنزنگاري مي توان هر دو مفهوم را پوشش داد. تيراژ اين مجله، كه در زمان تعطيل شدن توسط كمپاني ناشر «ديلي اكسپرس» به چاپ مي رسيد، از 175 هزار به 33 هزار نسخه كاهش يافته و ديگر «سود ده» نبود.
توقف انتشار اين مجله، بحث و تفسير فراوان به دنبال داشت؛ ازجمله اينكه چون مجله روش قديمي خود را كه انتقاد ضمني بود، به چاپ كردن كارتون و شوخي نگاري براي سرگرمي و جوك نويسي تبديل كرده بود مخاطبانش را ازدست داده بود. اين بحث سبب كه «محمد فايد» مصري درصدد تجديد انتشار آن برآيد و در سال 1996 آن را دوباره زنده كند. اين بار با همه كوششي كه بكار رفت، اين مجله نتوانست به سوددهي برسد و درنتيجه در سال 2002 بارديگر تعطيل شد.
نقدنگاران اين بار نوشتند كشورهايي چون انگلستان كه انتقاد كردن صريح و نوشتن هرگونه نظر مخالف منعي ندارد و محدود نيست، ديگر (مانند قديم) جاي مجله صرفا طنز نيست و در اين ممالك طنزنگار بايد سراغ كارتون و شوخي نويسي جهت سرگرمي و تفريح (خنده) برود كه روزنامه ها هرهفته يك و يا چند صفحه از اين قبيل مطالب به ضميمه خود منتشر مي كنند و بازار رسانه ها بيش از همين گنجايش ندارد، مخصوصا كه حق التحرير طنزنگار و كاريكاتوريست خيلي بالاست.
برگرفته از : www.iranianshistoryonthisday.com
به گزارش ايرنا، حسين واحدي پور افزود: با توجه به اينکه مردم در ايام تعطيلات نوروز نيز اشتياق فراواني به کسب خبر از رويدادهاي مهم دارند و نيز به سبب نبود وسيله مکتوب ارتباط جمعي در اين ايام، اين روزنامه تنها روزنامه کشور است که براي پاسخگويي به اين نياز مردم از 28 اسفندماه 87 تا 14 فروردين ماه بدون وقفه و هيچگونه تعطيلي، همچنان به انتشار خود ادامه مي دهد.
برخلاف وعده مدیر خبر جنوب، که به روش نخ نما شده سالیان گذشته خود و برای برخورداری از رانت های پیدا و پنهان، هر ساله به چنین ابتکاری دست می زند (!) در سراسر تهران بزرگ و مراکز استانها ( به جز شهر شیراز آنهم به صورت بسیار محدود )حتی یک نسخه از این روزنامه دیده نمی شود و پخش سراسری آن را می توان به عنوان دروغ سیزده فروردین قلمداد کرد!
كريمخان زند و راه شاد كردن مردم
247 سال پيش، سلام نوروزي در شيراز و نه چندان دور از تخت جمشيد برگزار شد. پس از اردشير يكم (ساساني)، اين نخستين باري نبود كه يك فرمانروا در مركز پارس چنين مراسمي را برپا مي داشت. پيش از كريمخان، عضدالدوله ديلمي اين آيين ها را در شيراز برگزار كرده بود.
كريمخان زند (كه به جاي عنوان «شاه»، لقب «وكيل» برخود نهاده بود) پس از اعلام شهر شيراز به پايتختي ايران، از سال 1761 ميلادي سلام نوروزي را در عمارتي كه اينك موزه پارس ناميده مي شود، برگزار مي كرد و سپس به ديدن مردم معمولي (توده ها) به كوچه و خيابان مي رفت. وي در سال 1761 در ايام نوروز، از جيب خود چند نوازنده را اجير كرده بود كه در ميدان هاي شيراز بنوازند و مردم را شاد كنند كه بعداً اين رسم شامل روزهاي ديگر هم شد. كريمخان براي شاد كردن مردم و زدودن غمهايشان هر اقدامي را كه مي توانست، مي كرد. به نظر وي، كه مورخان از اظهاراتش بيرون كشيده اند؛ كريمخان «شاد بودن و شادي كردن» را حق مردم مي دانست. وي براي ديدن توده ها و آگاه شدن از مشكلاتشان، حتي به قهوه خانه ها مي رفت و با آنان در همانجا آبگوشت (ديزي) مي خورد.
تكامل رسانه های «آن ـ لاين»؛ بزرگترين تحول تاريج روشنگری
نيمه فوريه 1995 (26 بهمن 1374) مايكل كينگزليMichael Kingsley روزنامه نگار 57 ساله آمريكايي از شبكه سي ان ان، سردبيري يک مجله در شهر واشنگتن و نوشتن مقاله براي واشنگتن پست كناره گيري كرد و اعلام داشت كه مي خواهد به كار انتشار يك نشريه كامل (تمام عيار) در اينترنت بپردازد و مجله آن ـ لاين «سليتSlate» را در مايكرو سافت منتشر ساخت و به اين ترتيب سايبر ژورناليسمCyber journalism (روزنامه نگاري آن ـ لاين) پا به عرصه وجود گذارد كه تحول بسيار بزرگي در روزنامه نگاري بوده است.
[ ادامه مطلب ]
سال نو بر شما مبارک

صبح بهار است خیز تا به تماشا رویم
تکـیـه بر ایـام نیست تا دگر آیـد بـهــار
روزنامه نگاری - حسین شهیدی
در گزارشی درباره محلهای در یک شهر ایران میخوانیم: "با بلند شدن صدای اذان، مومنان به سوی مسجد روانه میشوند." از خود میپرسیم:
- مگر کسی جز "مومنان" با صدای اذان به سوی مسجد می رود؟
- تعداد این "مومنان" چند نفر است، و نسبت آن با تعداد ساکنان محله چیست؟
- اگر تعداد و نسبت زیاد است، دلیل آن چیست، و اگر کم است چرا؟
- تعداد و نسبت "مومنان" در محلهها و شهرهای دیگر چیست؟
گزارش به هیچ یک از این پرسشها پاسخ نمیدهد، زیرا موضوع آن معماری محله و زندگی اقتصادی مردم آن بوده، نه میزان پایبندی آنان به شعائر دینی، و اشاره گذرا به اذان و نماز بخشی از توصیف صحنه، یا به تعبیر دیگر، "رنگ آمیزی" مطلب.
پرسش برانگیختن در ذهن مخاطب میتواند هدف موجهی در روزنامهنگاری باشد، به شرط آنکه روزنامهنگار دست کم مخاطب را در یافتن پاسخ راهنمائی کند. اگرنه ممکن است مخاطب موشکاف از روزنامهنگار گله کند که چرا به جای توصیف دقیق آنچه دیده، با به کاربردن صفت فقط قضاوت شخصی خود را به مخاطب منتقل کرده. مخاطب کم توجهتر ممکن است گلهای نداشته باشد، اما احتمالا چیز زیادی هم بر اطلاعاتش افزوده نشده.
اگر در گزارش گفته شده بود " صدای اذان بلند میشود"، جملهای کوتاهتر - 4 کلمه، به جای 11 کلمه- فرارسیدن زمان نماز را به مخاطب اطلاع داده بود، و او خود میتوانست حدس بزند که معمولا در این زمان چه تعدادی از مردم یک محل به مسجد میروند.
دو مشکل اطلاعرسانی ناقص و تحمیل نظر نویسنده بر مخاطب غالبا در کاربرد صفت دیده میشود. از یک سو، واژهای که قرار است ویژگی پدیدهای را بیان کند جای خود آن پدیده را میگیرد و نمیگذارد مخاطب با خود پدیده آشنا شود. از سوی دیگر، در حالی که توصیف یک پدیده، تصویری متعلق به مکان و زمانی خاص را در اختیار مخاطب میگذارد، بسیاری از صفت ها - بزرگ، کوچک، زشت، زیبا - "اندازه" مشخصی ندارند و تنها در مقایسه پدیدههای گوناگون معنا پیدا میکنند. نویسنده با به کار بردن صفت، قضاوت خود در باره پدیده را به مخاطب منتقل میکند و فرصت ارزیابی پدیده و رسیدن به قضاوت شخصی را از او میگیرد.
برای سنجش این که آیا صفت به جا به کار رفته یا بی جا، میتوان پرسید که آیا مفهوم مخالف آن را هم میشد به کار برد، به گونهای که هنوز معنی داشته باشد، یا خیر؟ اگر جواب منفی است، صفت را احتمالا باید حذف کرد چون اطلاع تازهای در باره موضوع خبر در اختیار مخاطب نمیگذارد. در مثال بالا، چون نمیتوان گفت "با بلند شدن صدای اذان، کافران به سوی مسجد روانه میشوند"، میتوان نتیجه گرفت که صفت مومن در این جمله بر آگاهی خواننده نمیافزاید.
این آزمایش را در چند نمونه دیگر نیز میتوان نشان داد:
- در بسیاری از آگهیهای تسلیت یا گزارشهای خبری با عبارت "مرگ نابهنگام" روبرو میشویم. در جستجوئی در گوگل، 11,900 نمونه از این عبارت بهدست آمد، که البته برخی از آنها تکرار متن واحدی هستند. آیا مرگ "به هنگامی" وجود دارد؟ از نظر چه کسی؟
- "قتل بی رحمانه" - 1,300 نمونه در جستجوی گوگل. مگر "قتل دل رحمانه" هم ممکن است؟
- "گذشته پرافتخار" - 4,100 مورد. چه کسی حاضر است از "گذشته شرم آور"ش سخن بگوید.
- "آیندهی روشن" - 2,710 مورد، در حالی که هیچ کس از آینده خبرندارد. (در جستجوئی دیگر 295,000 مورد "آینده روشن" به دست آمد، که تعبیرهائی مانند "آینده روشن خواهد کرد" را نیز در بر میگرفت.)
- "دوست خوب"، 363,000 مورد. آیا واقعا میتوان "دوست بد" داشت؟ اگر تصور میکنیم پاسخ مثبت است، آیا "بدی" صفت آن فرد است، یا وصف تشخیص خود ما در انتخاب او به عنوان "دوست"؟ داستان "رفیق بد و زغال خوب" شاهدی بر همین مدعاست.
هدف این یادداشت "منع" کاربرد صفت نیست. هیچ کس را نمیتوان وادار کرد که واژه خاصی را به کار ببرد، یا نبرد. هدف آن است که خواننده ترغیب شود پیش از جادادن "صفت" به دنبال یک اسم، تا چه رسد به جای اسم، فکر کند که آیا می تواند موضوع خبر را به دقت، و به اختصار، "توصیف" کند، تا هم مخاطب را از جزئیات آگاه کرده باشد و هم به او حق تصمیمگیری مستقل بدهد، یا خیر؟ اگر پاسخ منفی است، احتمال آن هست که نویسنده به اندازه کافی با موضوع آشنا نیست و به آن فکر نکرده؛ در نتیجه به جای طی کردن مسیر درست اطلاعرسانی، با به کار بردن صفت "میان بر" زده تا زودتر به مقصد برسد.
به کار بردن نابجای صفت عادتی است که از نخستین مراحل آموختن نگارش در ذهن بسیاری از ما جا گرفته، زمانی که به جای توصیف دقیق موضوع باید صفحات انشاء را با زنجیرههائی از صفتهای مترادف پر میکردیم. از این عادت، یا اعتیاد، تنها با آگاهی و تمرین میتوان فاصله گرفت. "صفت" هنگامی که سرسری به کار گرفته شود، مانند هر ابزار دیگری، کارائی خود را از دست میدهد. با صفتی که به دقت انتخاب شده باشد میتوان هم کوتاهتر نوشت، و هم موثرتر.
منبع : مدرسه همشهری
گفتگو: فرهاد فرجاد
اشاره: روزنامه نگاری تحقیقی (Investigative Journalism) یکی از ژانرهای جذاب و البته دشوار روزنامه نگاری است که هوش، پشتکار و جسارت زیادی را میطلبد. ژورنالیست های محقق، بیش از آنکه مانند همکاران خود در دیگر سرویسهای خبری پشت میز کار در هیات تحریریه بنشینند، در لابلای معابر، کوچه و خیابان یا در کنج آرشیو کتابخانهها و مراکز ارایه اطلاعات مشغول تجسس و واکاوی پروندههای حساس جامعهاند. آنان در سایه حرکت میکنند و در دستیابی به اطلاعات، شگردها و منابع و کانال های خاص خود را دارند. روزنامهنگاری حرفهای در ایران به رغم سابقهای فراتر از یک قرن، به علل مختلف چندان به این ژانر نزدیک نشده است. در این زمینه با دکتر مهدی فرقانی دکترای ارتباطات، استاد دانشگاه و از پیشکسوتهای روزنامه نگاری در ایران به گفتگو پرداختهایم که از نظر میگذرد.
[ ادامه مطلب ]
روزنامه "عصر ايرانيان" منتشر ميشود
انتشار رسمي و روزانه روزنامه "عصر ايرانيان" از نيمه دوم فرودينماه سال آينده آغاز ميشود.
بيژن نوباوه - صاحب امتياز و مدير مسوول روزنامه عصر ايرانيان - درگفتوگو با خبرگزاري ايسنا، با بيان اين مطلب اظهار كرد: عصر ايرانيان نخستين روزنامهاي است كه به هيچ جناح و گروهي وابستگي ندارد و قصد دارد به طور مستقل فعاليت كند.
وي با تاكيد به اين كه سعي ما اين است كه روزنامه به معناي واقعي، روزنامه همه ايرانيان باشد، افزود: نگاه ما به همه مسايل يك نگاه مستقل و مردمي خواهد بود و هر آنچه منافع كشور و مردم را تامين كند صد درصد هدف ما نيز هست.
مدير مسوول روزنامه عصر ايرانيان رويكرد اين روزنامه را سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و ورزشي عنوان و خاطر نشان كرد: نگاه به مسايل خانواده در اين روزنامه به شكل ويژه مورد توجه قرار خواهد گرفت.
نوباوه با بيان اينكه تا امروز سه پيش شماره از روزنامه ايرانيان منتشر شده است، ادامه داد: قصد داريم تا قبل از پايان سال، دو پيش شماره ديگر نيز منتشر كنيم.
وي پيش از اين در گفتوگو با ايسنا از انتشار رسمي و روزانه روزنامه عصر ايرانيان از دهه فجر امسال خبر داده بود.
روزنامه "گسترش صنعت" منتشر شد
نخستين شماره روزنامه "گسترش صنعت" به صاحب امتيازي "سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران" و مديرمسئولي "غلامحسين اسلامي فرد" روز شنبه منتشر شد.
به گزارش ايرنا، "گسترش براي دوستي ها" عنوان سرمقاله شماره نخست اين روزنامه است که در آن آمده است: دراين گرامي ترين روزها "گسترش" به حضور شما آمده تا با محور قرار دادن حرفه در دو گستره صنعت و معدن از طريق تعميق آشنايي ها و آگاهي ها، رسانه اثرگذار باشد.
"جشن ملي بالندگي صنعتي در سواحل خليج فارس" تيتر نخست اولين شماره روزنامه گسترش صنعت است که در آن به راه اندازي فولاد هرمزگان و فازهاي 9و 10 پارس جنوبي توسط رييس جمهوري اشاره شده است.
"ديدار خبرگان رهبري با رهبر معظم انقلاب، واگذاري نوسازي ناوگان حمل و نقل به خودروسازان، تصويب لايحه دولت يا طرح مجلس، ذخيره اسکناس بانکي ها 10برابر گذشته و قهرماني ايران در جام تختي" از جمله مهم ترين عناوين خبري و تحليلي نخستين شماره روزنامه گسترش صنعت هستند.
روزنامه گسترش صنعت در 16صفحه و با قيمت دو هزار ريال چاپ و توزيع شده است.
همچنین ببینید: روزنامه اقتصادی تمام عیار در تدارک انتشار
مجوز انتشار یک روزنامه جدید صادر شد
به گفته یک عضو هیات نظارت بر مطبوعات، روز دوشنبه روزنامه کلمه سبز به صاحب امتيازی ميرحسين موسوی از این هیات نظارت مجوز انتشار گرفت.
ناصر سراج در گفتگو با خبرگزاری مهر، ضمن تائيد اين خبر اظهارداشت: در جلسه صبح امروز هيات نظارت بر مطبوعات که با حضور اکثريت اعضا تشکيل شد، مجوز روزنامه"کلمه سبز" به صاحب امتيازی مهندس ميرحسين موسوی صادر شد.
نماينده قوه قضائيه در هیات نظارت بر مطبوعات افزود: اين روزنامه با اولويت سياسی آغاز به کار خواهد کرد ولی در ديگر زمينه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی نيز فعاليت خواهد نمود.
وی با اشاره به حضور ۷ عضو هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه صبح دوشنبه گفت: هر ۷ نفر حاضر در اين جلسه با اعطای مجوز انتشار اين روزنامه به صاحب امتيازی ميرحسين موسوی موافقت کردند، اگرچه جلسه هيات نظارت بر مطبوعات با حضور ۵ عضو هم رسميت پيدا می کند.
گفتنی است، مهندس ميرحسين موسوی بنيانگذار روزنامه جمهوری اسلامی است که نخستين روزنامه تأسيس شده در فضای پس از پيروزی انقلاب اسلامی بود.
سه پرسش در باره انتشار دو باره تهران امروز
یک سایت خبری اعلام کرده بود که با رفع محدودیت انتشار روزنامه تهران امروز، این نشریه در نیمه بهمن ماه روی پیشخوان دکه های مطبوعاتی خواهد بود(خبر آن قبلا در همین وبلاگ بازتاب داده شده است) اما این وعده تحقق پیدا نکرد. با اینهمه، تهران امروز روز شنبه سوم اسفند توانست با کمی تاخیر، نخستین پیش شماره خود را به کیوسک ها برساند. تهران امروز در دوره تازه انتشار با تغییراتی روبرو شده است. این تغییرات، آرم و صفحه بندی و حتی عناوین بسیاری از صفحات را شامل می شود. نو آوری هایی نیز در این شماره به چشم می خورد. سرمقاله این پیش شماره با عنوان سه پرسش در باره انتشار دو باره تهران امروز، دلایل توقف انتشار و رفع موانع انتشار را شرح داده است.
فرهنگ امروز، زندگی امروز و مدیریت امروز، سه بخش عمده این روزنامه هستند که ۱۶ صفحه را به خود اختصاص داده اند. بخش فرهنگ امروز ۸ صفحه دارد و هر صفحه با حرف ف در کنار شماره صفحه آن، از دیگر بخش ها متمایز است. زیر مجموعه های این بخش را رسانه ـ سایت ـ تیتر یک ـ کتاب و ادبیات ـ سینما و تئاتر ـ تلویزیون ـ مدیریت فرهنگی ـ ایران شناسی ـ تقویم امروز و ... تشکیل می دهد.
بخش زندگی امروز با چهار صفحه و علامت مشخصه ز در کنار شماره صفحه های آن، زیر مجموعه ایستگاه اول ـ گفتگو ـ آدم ها و قصه ها ـ خانواده ـ سبک زندگی ـ نسخه امروز و... را شامل می شود.
مدیریت امروز نیز در چهار صفحه با مشخصه میم در کنار شماره صفحات خود به عناوین زیر اختصاص یافته است:
تدبیر شهر ـ مدیریت ایرانی ـ بخش خصوصی ـ مدیریت میراث ـ پول و سرمایه ـ تجربه دیگران و...
اخبار ایران، جهان نزدیک، جهان دور، ورزش، ارتباط مردمی، پنجره، دغدغه امروز و.... از دیگر صفحات و ستون های ثابت روزنامه است که در ۸ صفحه ارایه شده است.
تهران امروز ۲۴ صفحه دارد و با قیمت ۳۰۰ تومان عرضه شده است
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: موسسه سیمای مهر هستی
نشانی: خیابان طالقانی ـ بعد از بنیاد شهید ـ نبش کوچه مسعود ـ شماره ۶۴
جاودانههای ایران از نگاه سالنامه جاودانهها
سالنامه جاودانه های ایران بر اساس شناخت شایسته تر مفاخر علمی فرهنگی هنری ایران طراحی شده و در این راستا سعی شده که در روز میلاد برجسته ترینهای ایران از این بزرگان یاد شود. این پروژه فرهنگی برای بنده (به عنوان طراح کار ـ گردآورنده اطلاعات و سرمایه گذار) منفعت مالی ندارد و تنها شوق اعتلای فرهنگ ایران زمین هست که این کالای کم نظیر را مهیا ساخته است. به امید آنکه همه ما ایرانیان و بخصوص نسل جوان بتوانیم از هویت فرهنگی و ذخیره های کم نظیر فرهنگی مان استفاده کنیم و با آشنایی بیشتر با این انسانهای نام آور به الگوهایی مناسبی دست پیدا کنیم.
پیدایش این سالنامه از روی عشق به ایران زمین بوده و از شما دوستان و ایرانیان فرهنگ دوست نیز تقاضا میکنم که برای هدیه نوروزی به دوستان خود این اثر را انتخاب کنید که هدیه ای بی نظیر و کاملا ایرانی و امروزی تلقی میشود و با حمایت این اثر ارزشمند در خصوص ضرر مالی کمتر بنده را همیاری کنید.
برگرفته از: وبلاگ سالنامه جاودانههای ایران
کوتاه، درباره نشریات سینمایی ایران
در سالهای قبل از انقلاب اسلامی نشریات تخصصی سینمایی به مفهوم واقعی وجود نداشت و تنها یكی دو ماهنامه به ضبط و ثبت اخبار و وقایع سینمای ایران می پرداختند. از نقد و بررسی و كارهای كارشناسی در زمینههای سینمایی ایران نیز مطالب قابل توجهی دراین نشریات به چشم نمیخورد، اما به موازات آن اكثر نشریات و هفته نامههای پرخواننده كشور به درج مطالب و خبرهای تازه سینمای ایران می پرداختند و یا با بازیگران گفتگوهای كوتاه وحاشیهای انجام میدادند. در سالهای ابتدایی بعد از انقلاب نیز برخی از هفته نامههای باقیمانده ازسالهای قبل، همان روشها را به كار میگرفتند تا این كه ماهنامه فیلم پا به عرصه وجود گذاشت و در نخستین شمارههای خود توانست مخاطب پراكنده مطبوعات سینمایی روزهای بعد از انقلاب را به خود جلب كند.
بعد از آن نشریات زیادی توانستند امتیاز انتشار بگیرند كه برخی از آنان در مقطعی از روزگار توانستند به حیات خود ادامه دهند و بعضی نیز هنوز منتشر شده و روی دكههای مطبوعات به چشم می خورند.
در كنار آن نیز نشریات سینمایی دیگری چون دو هفته نامه «گزارش فیلم» در رقابت با ماهنامه فیلم پا به عرصه مطبوعات سینمایی گذاشتند ولی به دلایل مختلفی از ادامه كار بازماندند.
نشریه «گزارش فیلم» كه نخست به صورت ماهنامه و سپس به صورت دوهفته نامه از اردیبهشت 69 كار خود را آغاز كرد در سال 1380 پس از 11 سال فعالیت با شكایت مدعیالعموم توقیف شد. این نشریه سینمایی دارای مطالبی چون نمای اول، نقدفیلم، گفت وگو، گزارش سینمای جهان، تلویزیون، نمای آخر، از میان نامهها، چشم انداز و رخدادهای سینمای ایران و جهان بود.
در این میان نشریه سینمایی «فیلم و سینما» در بهار 1371 به میدان رقابت با دو نشریه یاد شده آمد و هم اكنون نیز به كار خود ادامه می دهد. این نشریه علاوه بر بخشهای رایج در نشریات سینمایی ازفصلهایی چون پنجره، مباحث تئوریک سینمای ایران و جهان، كارگردانی، بازیگری، فیلمنامه نویسی، فیلمبرداری، تدوین و تولید، گزارشهای ویژه، پرونده ماه، آوا و نما و نقدفیلم برخوردار است.
ماهنامه «دنیای تصویر» نیز ازجمله نشریات درسالهای بعدازانقلاب است كه به صورت ماهنامه كار خود را از بهمن 1371 شروع كرد و ظرف سالهای گذشته با پشت سرگذاشتن فراز و نشیبهای زیادی توانست مخاطبینی برای خود دست و پا كند. اما این نشریه نیز در بهار سال جاری توقیف موقت شد.
"بانی فیلم" را باید نخستین روزنامه سینمایی كشور ایران دانست كه نخستین پیش شمارههای خود را از ابتدای سال 82 به روی دكهها فرستاد و تاكنون به كار خود ادامه می دهد و حاوی تازه ترین خبرها و تحلیلها از روند امورجاری سینمای ایران است.
از دیگر نشریات سینمایی سالهای اخیر می توان از «سینما تئاتر» یاد كرد كه از بهمن 72 كار خود را تا 61 شماره ادامه داد، اما در مهرماه 1382 با شكایت مدعی العموم توقیف شد. نشریه دیگری به نام «نقدسینما» كه به صورت ماهنامه از مهرماه 81 و به صاحب امتیازی حوزه هنری در حال انتشار است و دربرگیرنده بررسی اكرانهای روز سینمای ایران و جهان میباشد.
میزگرد، روی پرده بازیگری، پرده شیشهای، نقدخوانندگان، شبكه ویدئویی جهان، دین و سینما و اقتصاد و سینما از جمله مطالب متفاوت این نشریه با دیگر نشریات سینمایی است. درطول سالهای بعد از انقلاب نشریات متعددی نیز توانستند مجوز انتشار بگیرند كه تنها یک، دو یا چند شماره آنان منتشر و سپس تعطیل شدند، ازجمله این نشریات میتوان به این موارد اشاره كرد: پیام سینما، پیك سینما، پیل بان، تصویر، سینما 58، سینما جهان، سینما حقیقت، سینما و تئاتر، سینما یک، سینمای نوین، عصرهنر، فیلم وهنر، محراب، نامه سینما، مردم و سینما، هنر هفتم، هشت روز هفته و هنرهفته.
برگرفته از روزنامه اطلاعات - یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۷
بیبیسی فارسی، تهدید یا فرصت
محمد پیرعلی:
ژوزفنای، نظريهپرداز مشهور آمريكايی و مبتكر نظريه قدرت نرم تعريف قابل تاملی از اين نوع قدرت ارائه میدهد. وی معتقد است در عصر كنونی بايد به كارگيری چهره سخت قدرت را به حاشيه راند و از ابزار نرم آن ياري جست. او در تعريفي كه از قدرت نرم ارائه ميدهد اشغال فضای ذهنی كشور هدف را با رويكردی متفاوت مطمع نظر قرار داده و اذعان ميدارد بايد به ترتيبی عمل كرد كه بتوان از محور دانايی و اطلاعات به منظور پايان دادن به اختلافات استفاده كرد و اختلافات را به گونهای ترسيم كرد كه بتوان از آن امتياز هم گرفت، لذا از نظرگاه نای بايد با اعمال قدرت نرم كاری كرد كه <تو همان چيزی را بخواهی كه من میخواهم> به عبارتی ديگر طرف مقابل به گونه ای متقاعد شود كه به ميل، اراده و تمايل خود و با خشنودی، تن به هدف موردنظر دهد و در نهايت احساس رضايت بيشتری هم كند، بدون اينكه به زور و خشونت متوسل شد و چهره سخت قدرت را بروز داد.
اين روش مدتهاست كه در دستور كار دولتهای مقابل نظام ايران قرار گرفته است و راهاندازی دهها شبكه فارسیزبان چه راديويی و چه تلويزيونی در اين راستا قلمداد میشود لذا همانطور كه ملاحظه میشود شبكه BBC فارسی با استفاده از موفقيتها و ناكامیهای شبكه VOA با ساز و كاری متفاوت و با بهرهبرداری از تكنولوژی روز با برش حرفهای اخبار، تلاش خود را در اعتمادسازی و جذب مخاطب بكار گرفته است.
با اين تفاصيل نگارنده بر اين باور است كه بايد اين تهديد نرم را به فرصت مبدل كرد با اين نگاه كه با واگذاری برخی شبكههای سراسری و شبكههای استانی به بخش غير دولتی كه حائز شرايط لازم هستند ميتوان يک فضای رقابتی دررسانه های داخلي ايجاد كرد و بستربروز نوآوریهای بسيار متنوع و مخاطبپسندی در عرضه محصولات راديويی و تلويزيونی را فراهم كرد و متوليان رسانه ملی در قامت نقش نظارتی و حاكميتی، بجای تصدیگری در حوزه توليد، به ماموريت خطير برنامهريزی كلان، هدايت و لجستيک آن بخش بپردازند. در خاتمه تصريح میگردد مواجهه با رفتار نرم بیبیسی فارسی رفتاری ازهمان جنس را ميطلبد و در اين كارزار بكارگير ابزارهای سخت از جمله غيرقانونی اعلام كردن يا اعمال اختلالات فنی و پارازيتی نه تنها اثربخش نخواهد بود بلكه در راستای تحقق اهداف آنان در تسخير افكار عمومی و فضای فكری مخاطبين در داخل كشور عمل خواهد كرد.
روزنامه گسترش و پرداختن به اقتصاد خرد و كلان
یک روزنامه جدید اقتصادی در حال جذب نیرو و تدارک پیش شماره های آزمایشی است و بنا دارد در ردیف نشریات طراز اول اقتصادی کشور قرار گیرد. روزنامه گسترش را آقای خادم المله سردبیری خواهد کرد . نوزاد جدید عرصه رسانه های اقتصادی، از نظر قد و قواره، كمي كشيده تر از روزنامه هاي قطع مترويي صبح تهران است و در اندازه اي متفاوت و منحصر به خود منتشر خواهد شد و ۲۴ صفحه تمام رنگي خواهد داشت. مشي اصلي روزنامه گسترش پرداختن همه جانبه علمي ، حرفه اي و كارشناسي به مسايل خرد و كلان اقتصادي خواهد بود. بررسي محتوايي اين نشريه را به بعد از انتشار نخستين پيش شماره هاي آن موكول مي كنيم.
رسانه ای که می خواهد حرف اول را بزند!
افتتاح تلویزیون فارسیزبان بیبیسی در عرصه رسانهای کشور برای موافقان و مخالفان یک تلقی شده است. قبل از تلویزیون، رادیو بیبیسی در دورانهای مختلف تاریخی در عرصه سیاسی ایران نقش مهمی بازی کرده است. شاید مهمترین آنها در موقع وقوع انقلاب اسلامی بود.آن روزها رادیو بیبیسی در اجتماعات انقلابیون مورد توجه و اقبال بود. در خاطرات علم دلنگرانی و گلایهمندی شاه از رادیو بیبیسی را از سالها قبل از انقلاب میتوان رصد کرد. بعد از انقلاب و بهخصوص تا فراگیر نشدن ماهواره باز هم رادیو بیبیسی مخاطب فراوانی در سطوح مختلف جامعه داشت. پیرمردترها که خاطراتی از همه کاره بودن انگلیس داشتند، رادیو بیبیسی را لندن مینامیدند. خدا رحمت کند آیهالله توسلی را، معمولا وقتی تحلیل میکرد و خبر میداد لابهلای حرفهایش میگفت لندن دیشب گفته است. منظورش رادیو بیبیسی بود. با ظهور ماهواره و اینترنت که دو رسانهی رقیب جدی رادیو بودند، رادیو بیبیسی هم مثل سایر رادیوها نقش مهم خود را از دست داد. تلویزیونهای فارسیزبان اپوزوسیون که با آسان و کمهزینه شدن پخش برنامههای ماهوارهای، فراوان شده بودند در عرصه سیاسی نتوانستند جایگاه جدی بهدست آورند. آنها البته بیشتر مخاطبان خود را برای دیدن و شنیدن عرصههای هنری برگزیدند و از سیاست کمکم دوری جستند.در این میان البته تلویزیون فارسی زبان صدای آمریکا، با سرمایهگذاری دولتی، نگاه سیاسی به حوادث ایران داشت و علاوه بر اخبار، مسائل داخلی و ایرانی را پیگیری و در مورد آنها تحلیل ارائه میکرد. اما علیرغم وسعت بیننده و بهدست آوردن مخاطبان نسبتا فراوان در آغاز کار، نتوانست مخاطبان خود را حفظ کند. لحن جانبدارانه از دولت آمریکا خیلی آن رسانه را از بیطرفی درآورده بود. اگر کسی به رهبران آمریکا انتقاد داشت، گویندگان و برنامهگردانان ایرانی خیلی بیشتر از مجریان تلویزیونهای آمریکائی رسمی مثل فاکسنیوز از انتقاد به رهبران آمریکا برآشفته میشدند. تفاوت اصلی لحن رادیو بیبیسی با صدای آمریکا تفاوت سیاست قدیمی انگلیس و آمریکا بود. انگلیسیها همیشه در سیاست به منافع درازمدتتر خود فکر میکردند و روش انگلیسی به روش همراه با مدارا معروف بود ولی آمریکائيها برعکس به منافع کوتاهمدتتر خود میاندیشیدند و معمولا هم آن را کمتر بهدست میآوردند. ادبیات رادیو بیبیسی معمولا ادبیات همراه با احترام بود و خبرهای آن نسبتا با دقت بیشتری انتخاب میشد و به همین دلیل حتی با ظهور ماهواره و تلویزیون صدای آمریکا باز هم نقش اطلاعرسانی مهمی را ایفا میکرد . دو سال پیش وقتی مسئولان بیبیسی اعلام کردند که در فکر راهاندازی تلویزیون فارسیزبان هستند، میشد فهمید که لندنیها میخواهند همچنان خبررسان اول خارجی باشند. طبعا لابد با همان ادبیات آرام و مودب نظرات خود را القا کنند و مهمتر اینکه بر اساس شنیدهها، خبرنگاران جوان حرفهای ایرانی از داخل ایران برگزیده شده بودندکه بتوانند جامعه امروزی ایران را درک کنند. تا قبل از این معمولا رسانههای خارجی توسط میانسالان و پیرمردانی اداره میشدند که تفکرات دوران پادشاهی در آنها رسوخ کرده بود و دلنگرانی اصلیشان بازگرداندن تاج و تخت پادشاهی به ایران بود. مشکل اساسی گردانندگان تلویزیون بیبیسی در نداشتن خبرنگار در ایران خواهد بود. پوشش دادن به حوادث و مسائل ایران، بدون حضور دوربین بیبیسی در ایران، حتما در مقایسه با تلویزیون بیبیسی عربی که خبرنگاران آن در همه حوادث و در همه کشورهای عربی حضور فعال دارند میتواند نقش آنان را محدود نماید. در هر حال جهان کنونی، جهان رسانههاست که هر کس مخاطب بیشتری داشته باشد تاثیرگذارتر خواهد بود.
منبع : وب نوشت محمدعلی ابطحی
آغاز به کار آزمایشی خرداد اینترنتی

پایگاه رسانه ای هواداران اصلاحات ساختاری دیدگاه مجموعه ای از افراد را بازتاب می دهد که هدف تغییرات دموکراتیک در ایران را از طریق روندهای مسالمت آمیز دنبال می کنند.
هواداران اصلاحات ساختاری عقیده دارند تنها زمانی می توان تغییرات دموکراتیک پایدار در ایران پدیدآورد که کنشگران اصلاح طلب، از معامله بر سر اصول دموکراسی خواهی پرهیز کرده و در برابر سازوکارهای غیردموکراتیک ایستادگی کنند.این جریان بر همین اساس از حضور کنشگرانی در عرصه قدرت دفاع می کنند که در کارنامه خود عملکرد مثبتی در دفاع از اصول دموکراسی خواهی داشته باشند.
هواداران اصلاحات ساختاری در میان چهره های سیاسی حال حاضر ایران ، عبدالله نوری را به دلیل پایداری مستمر بر اصول دموکراسی خواهی ، دارای شاخصه های لازم برای حضور در عرصه قدرت می داند و عقیده دارد که کنشگرانی مانند وی می توانند روندهای غیردموکراتیک حکومت در ایران را متوقف کرده و در نهایت آن ها را اصلاح کنند.
هواداران اصلاحات ساختاری ضمن دعوت از عبدالله نوری برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری،آماده است در صورتی که به هر دلیلی زمینه حضورشان در انتخابات فراهم نشود،تلاش ها برای تقویت سازوکارهای دموکراتیک را در حوزه های غیردولتی آغاز کنند.
از دید این جریان،ایجاد تغییرات دموکراتیک تنها در سایه یک پویش اجتماعی بالنده امکان وقوع دارد و پیش شرط شکل گیری چنین پویشی، برقرار شدن پیوند میان تمام طرفداران تغییرات دموکراتیک است پایگاه اینترنتی خرداد از همین رو دریچه ای خواهد بود برای برقراری پیوند میان تمام هواداران تغییرات دموکراتیک.
پایگاه اینترنتی خرداد بر آن است ضمن دفاع از ایده تغییرات دموکراتیک، با صاحبان تمام سلایق سیاسی به احترام و ادب رفتار کند.
دست اندرکاران این پایگاه اینترنتی عقیده دارند تنها با مدارای سیاسی و روش های غیر خشونت آمیز است که می توان پایه های دموکراسی های پایدار را بنا نهاد.
بر همین اساس، پایگاه اینترنتی خرداد، با پایبندی به شیوه مدارای سیاسی، از انعکاس دیدگاه هایی که مروج خشونت کلامی است پرهیز خواهد کرد و دریچه ای خواهد بود برای بازتاب دیدگاه کسانی که گاندی وار به دنبال تغییرات دموکراتیک هستند.
پایگاه اینترنتی خرداد، دست تمام کسانی که در این چارچوب علاقه مند به همکاری هستند، به گرمی می فشارد .
علاقه مندان به همکاری با "خرداد" می توانند نظرات و تحلیل های خود را به آدرس info@khordaad.com ارسال کنند.




پیوندهای روزانه
جستجو
رسانه های جهان






