تبليغاتX

وبلاگ «راستی نیوز» مجموعه ای از خبرهای درون جامعه مطبوعاتی - محمدرضا فرجاد بازکاوی نیمه پنهان مطبوعات روزنامه های هلند در یک نگاه توصیه های فیلسوف اجتماعی به روزنامه نگاران دسترسی به دوره کامل چهل روزنامه قدیمی غروب قدیمی ترین روزنامه جهان روزنامه نگار حرفه ای کیست؟ بیچاره خبرنگاران وبلاگ نویس روزنامه نگاران غیر امین را طرد کنید جزئیات پیش نویس آئین نامه کار حرفه ای روزنامه نگاری گاف های شتاب کار در روزنامه ها میرزای شیرازی و اولین جریده فارسی برگی از یک ماهنامه در ۵۵ سال پیش نشریه انجمن کلیمیان ایران در یک نگاه تعریف مطبوعات زرد از زبان سه کارشناس چهره های دیروز مطبوعات شهرستانها مجله آئینه هند در یک نگاه روزنامه های ۳۰۰ سال پیش را بخوانید مطبوعات از درون
 استاد علوم ارتباطات : توقیف رسانه‌ها به جامعه لطمه می زند
 
     برخورد با روزنامه‌ها نباید قهری باشد بلکه باید شیوه‌ای ظریف و لطیف برای تذکر به آنها انتخاب کرد . بدون استدلال کافی و برگزاری دادگاه و اثبات شدن جرم در دادگاه، نمی توان یک روزنامه را تعطیل کرد حتی اگر این تعطیلی موقت باشد.
     یک کارشناس مسائل رسانه و استاد ارتباطات با اشاره به توقیف موقت روزنامه همشهری گفت:توقیف رسانه ها به جامعه لطمه می زند.
     دکتر علی محمدی استاد دوره دکتری علوم ارتباطات در گفتگو با خبرنگار سیاسی«فردا» افزود: رسانه‌ها به ویژه روزنامه‌ها آینه‌ای هستند که رویدادهای جامعه را منعکس می‌کنند و گاهی اوقات دچار اشتباه می‌شوند که بیشتر این اشتباهات هم سهوی است و بر اثر عجله و بی‌اطلاعی رخ می دهد. در صورت وقوع این تخلفات در رسانه بهترین و درست‌ترین برخورد این است که اخطار و هشدار محرمانه به آنها داده شود نه اینکه این اخطار به اطلاع همه برسد و همچنین نباید از کاه کوه ساخت. شیوه درست برخورد با رسانه‌ها این است که اشتباهات آنها کاملا محرمانه و به شکل حرفه‌ای در اختیار صاحبان آن رسانه قرار گیرد.
     استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: برخورد با روزنامه‌ها نباید قهری باشد بلکه باید شیوه‌ای ظریف و لطیف برای تذکر به آنها انتخاب کرد. حتی پیشنهاد من این است که به اخطارهای شفاهی آن هم در محترمانه‌ترین حالت می توان روی آورد البته عکس‌العمل رسانه‌ها نیز در برابر این تذکرها باید حرفه‌ای باشد نه اینکه به جنجال روی آورند. همچنین نباید فراموش کرد که توقیف رسانه‌ها به جامعه لطمه می زند. توقیف روزنامه‌ها به اعتبار آنها لطمه می زند و نکته مهم تر این است که با تعطیلی هر رسانه تعداد زیادی از کارکنان بی گناه آن لطمه می‌بینند و به یکباره با از دست دادن شغلشان دچار آسیبهای جدی می شوند.
     دکتر محمدی تاکید کرد: بدون استدلال کافی و برگزاری دادگاه و اثبات شدن جرم در دادگاه، نمی توان یک روزنامه را تعطیل کرد حتی اگر این تعطیلی موقت باشد. مسئولان باید بدانند وظیفه خطیری بر گردنشان است و برخورد آنها هم به جامعه لطمه می زند. عده ای روزنامه‌نگار را بی دلیل با تنش روبه رو می کند. ابتدا باید دادگاهی برای بررسی اتهام رسانه برگزار شود و اگر جرم ثابت شد آنگاه دادگاه رای خود را صادر کند.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 21:54 | لینک  | 

     دادگستری کل استان تهران توقیف موقت روزنامه همشهری را که عصر دوشنبه توسط معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام شده بود ، روز سه شنبه لغو کرد و بدین ترتیب همشهری منعی برای انتشار نداشته و می تواند منتشر شود.
     در پی چاپ سهوی تصویر معبد لوتوس هندوستان در متن یک آگهی مربوط به گردشگری در شماره یکشنبه روزنامه همشهری ، هیئت نظارت بر مطبوعات روز سه شنبه تشکیل شده و بنابر اطلاعیه اولیه دبیرخانه این هیئت ، به این روزنامه تذکر کتبی داده و پرونده این تخلف را نیز برای رسیدگی به دادگاه ارسال کرده بود. 
    از سوی دیگر صبح سه شنبه اکثریت شورای شهر تهران با انتقاد از توقیف روزنامه همشهری و اشاره به موارد اشتباه مشابهی که پیش از این توسط برخی مطبوعات صورت گرفته بود خواستار سعه صدر مدیران مربوطه و پرهیز از برخوردهای دوگانه با مطبوعات و دادن بهانه های تبلیغاتی به بدخواهان شده بودند.پیش از این یک عضو هیات نظارت بر مطبوعات نیز تاکید کرده بود دلیل توقیف روزنامه همشهری منطقی نیست.
     ناصر سراج افزوده بود: من معتقدم این مشکل به زودی برطرف خواهد شد . توقیف این روزنامه پر تیراژ کار درستی نبوده و اتهام وارد شده از درجه اعتبار ساقط است.
     سراج با بیان اینکه از جمله افرادی بوده است که از تایید توقیف همشهری خودداری کرده تصریح کرد: به نظر من باید اندکی شکیبا بود و این مشکل با صبر و سکوت برطرف خواهد شد.
     وی در پایان گفت: روزنامه همشهری ‌مدتی قبل در ویژه نامه ای با 400 هزار تیراژ مخالفت خود را با فرقه بهائیت اعلام کرده است و زدن این اتهام به این روزنامه اصولگرا دور از ذهن است.

                                                                                            منبع : خبرگزاری مهر 

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 20:0 | لینک  | 
رامین: همشهری و خبر تذكر كتبی گرفتند

     دبير هيات نظارت برمطبوعات اعلام كرد: ‌روزنامه‌های «همشهری» و «خبر» به علت درج مطالب مغاير با قانون مطبوعات تذكر كتبی گرفتند و پرونده آنان به مراجع قضايی ارجاع شد.
     محمدعلی رامين دبير هيات نظارت بر مطبوعات افزود: در جلسه‌ 2/9/88 ‌روزنامه‌های «همشهری» و «خبر» به علت درج مطالب مغاير با قانون مطبوعات تذكر كتبی هيات نظارت بر مطبوعات را دريافت كردند و موضوع برای رسيدگی قانونی به مراجع قضايی شد.

 

روزنامه همشهری توقيف شد

 

    روزنامه همشهری با اعلام هيات نظارت بر مطبوعات از امروز به مدت يك هفته توقيف شد.
     به گزارش خبرنگار ايلنا، اين دستور توقيف به دليل درج يك آگهي گردشگري است كه در تصوير مندرج آگهی ياد شده عكس يكی از مراكز مربوط به فرقه بهائيت به چاپ رسيده است.

تعطیل خود خواسته روزنامه خبر

     ایلنا: روزنامه خبر كه در محافل رسانه‌ای به روزنامه منتسب به طيف لاريجانی مشهور بود از امروز انتشار مكتوب خود را متوقف كرد.
     در سرمقاله و ستون طنز آخرين شماره اين روزنامه به علت تعطيلی آن اشاراتی شده است. اگرچه در اين مطالب اشاره مستقيمی به اين موضوع نشده است، اما يك مقام آگاه در اين روزنامه از اعمال فشارهای برخی محافل سياسی بويژه افراطيون حامی دولت بر آن، خبر داد و افزود: در حال حاضر در نظر داريم كه در قالب سايت اينترنتی ”خبرآنلاين“ همچنان به فعاليت خود ادامه دهيم.
     مطالبی كه اخير از سوی برخی سايت‌ها و روزنامه‌های حامی دولت، عليه اين روزنامه و دست اندكاران آن منتشر مي‌شد، شاهد اين مدعي است. آنچنان كه گويي مشي اين روزنامه تحمل نشده و منجر به تعطيلی خود خواسته آن از سوی دست اندركاران روزنامه خبر شده است.
     روزنامه خبر، اگرچه روزنامه‌ای اصولگرا محسوب می‌شد، اما مشيی انتقادی نسبت به عملكرد دولت داشت و سياست‌های اقتصادی‏، سياسی، فرهنگی و اجتماعی دولتمردان را به چالش می‌كشيد. كما اينكه عنوان گزارش اقتصادی آخرين شماره مكتوب روزنامه خبر، ”مسكن مهر در انتظار مهرورزی“ است و گزارش اجتماعی آن نيز تيتر ”سازمان ملی جوانان حق سهميه‌بندی كنكور را ندارد“ به خود گرفته است. در صفحه فرهنگی نيز گزارشی با عنوان ”اختلاف وزارت ارشاد با خانه سينما بالا گرفت“ را می‌خوانيم. در صفحه سياسی هم گزارشی درباره اختلاف دولت با مجلس درباره لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها با عنوان ”اختلافات از مرز قوی مجريه و مقننه گذشت“ چاپ شده است.
     گفتنی است عليرضا معزی مدير مسئول روزنامه ”خبر“ در سرمقاله امروز اين روزنامه با عنوان ”تا وقت ديگر“ نوشته است: ”این شماره را وداعی موقتی بدانید تا زمانی نزدیک که دوباره میهمان شما خواهیم بود. ترجیح می‌دهیم بر «خبرآنلاین» متمرکز شویم که امکانی دلچسب و دلخواه است و فعلا «خبر» را که جبری کاغذی است و جدای از همه گرفتاری و مشقت‌های خاص روزنامه‌ای امروز برخی تنگناها و سوء برداشت‌ها عرصه را بر آن تنگ کرده، بر زمین بگذاریم. 
     شهرام شكيبا طنز نويس اين روزنامه نيز در مطلبی با عنوان ”چرا خودمان درش را گرفته‌ايم“ نوشته است: ”از اين پس به آدرس مجازی‌مانwww.khabaronline.ir/ سر بزنيد تا اثاث كشی نكرده‌ايم يا اسباب كشی‌مان نكرده‌اند، آنجا در خدمتيم.
     تيتر آخرين شماره از روزنامه خبر به مصاحبه اختصاصی آن با مهدی كلهر مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد اختصاص داشت كه طی آن خواستار تخصيص شبكه دوم تلویزيون به دولت شده است. 
 

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 21:19 | لینک  | 
   

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 19:45 | لینک  | 
روزنامه سرمايه لغو امتياز شد
     روزنامه سرمايه براساس تصميم هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه مورخ 11/8/88 لغو امتياز شد.
     به گزارش ايسنا روابط عمومی معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام كرد: هيات نظارت بر مطبوعات امتياز روزنامه سرمايه را به استناد تبصره13 ماده11 قانون مطبوعات لغو كرد. علت لغو امتياز اين روزنامه تخلفات مكرر از مفاد ماده9 قانون مطبوعات اعلام شده است.
    در اين گزارش آمده است: روزنامه سرمايه علاوه بر تخلفات فوق‌الذكر خارج از زمينه مصوب (به‌عنوان نشريه‌ای تخصصي با زمينه علوم انسانی و روش آموزشی و پژوهشی) منتشر می‌شد و مشخصات شكلی مندرج در پروانه انتشار از جمله قطع و روش نشريه را نيز بدون اخذ مجوز لازم و تاييد هيات نظارت بر مطبوعات تغيير داده بود.
     روزنامه سرمايه به صاحب امتيازی و مديرمسوولی حسين عبده تبريزی منتشر می‌شد. گفتنی است روزنامه سرمايه پيش از اين چندين نوبت از هيات نظارت بر مطبوعات و اداره كل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی تذكر كتبی دريافت كرده بود.
نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 19:7 | لینک  | 

 هفته نامه ستاره صبح در آستانه طلوع

     یک مجله نوتاسیس در آستانه انتشار است. هفته نامه تمام رنگی ستاره صبح را قرار بود محمود صدری از دبیران پرسابقه مطبوعات که تجربه سالیان طولانی کار در روزنامه همشهری را در کارنامه فعالیت های خود دارد، سر دبیری کند اما به نطر می رسد توافق نهایی به دست نیامده است. ستاره صبح در تدارک آنست که روز شنبه شانزدهم آبان، روی پیشخوان دکه های مطبوعاتی در سراسر کشور قرار گیرد. مجله جدید در قطع ۴۳ * ۳۱ به صورت تمام رنگی با کاغذ گلاسه و با قیمت ۵۰۰ تومان منتشر می شود.
     هفته نامه ستاره صبح با صاحب امتیازی و مدیر مسئولی علی صالح آبادی، رویکرد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ورزشی دارد و می کوشد در اطلاع رسانی و گردش آزاد اطلاعات، بخشی از مطالبات مردم ایران را نمایندگی کند. پیش از این قرار بود نخستین شماره ستاره صبح، روز شنبه دوم آبان منتشر شود اما بنا بر اطلاعات تازه، پس از سه بار وقفه انتشار آن به روز شنبه آینده شانزدهم آبان ماه جاری موکول شده است.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 12:5 | لینک  | 

مدیر روزنامه اطلاعات: امام گفت دروغ نگویید

     « راستگويي، حقيقت‌گويي، مستندگويي، دامن‌نزدن به شايعات، حرمت‌گذاري به مخاطبان، وجود كمترين آسيب‌ديده از ناحيه يك رسانه و پرهيز از دروغگويي و فحاشي» را از جمله مهم‌ترين شاخص‌ها و معيارهاي يك رسانه اخلاق‌گرا مي‌داند. حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمود دعايي، مديرمسوول روزنامه اطلاعات و نماينده ولي فقيه در موسسه اطلاعات اين‌ها را چكيده مهم‌ترين شاخص‌هايي عنوان مي‌كند كه در تعريف « رسانه اخلاق‌گرا؛ رسانه سالم» مي‌توان به آن اشاره كرد.
     امام گفت دروغ نگوييد و دشنام ندهيد 
     مديرمسئول روزنامه اطلاعات و نماينده ولي‌فقيه با اشاره به اولين فعاليت‌هاي تبليغاتي و رسانه‌اي‌اش در دوران پيش از انقلاب اظهار كرد: به يك معنا مي‌توان گفت اولين حركت تبليغي و رسانه‌اي ما به نوعي رسانه‌گفتاري بود. اين تجربه كه ما در خارج از كشور در كنار حضرت امام(ره) داشتيم، بهره‌گيري از يك موج راديويي بود. اين حركت در ابتدا بيان نهضت روحانيت در ايران و سرانجام اداره «صداي روحانيت مبارز ايران» بود. ما شروع بهره‌گيري از اين موج راديويي را بدون اطلاع امام (ره) انجام داديم و صرفاً با ارتباط با مرحوم حاج‌آقا مصطفي فرزند شهيد ايشان اين اقدام صورت گرفت.
     وي يادآور شد: پس از اطلاع امام(ره) و مسئوليتي كه احساس مي‌كردند، ايشان دو نصيحت به ما كردند، اول اين كه دروغ نگوييد و دوم اين كه دشنام ندهيد. جالب اين‌جاست كه من براي مسأله دروغ‌گفتن از ايشان مدرك خواستم و پرسيدم شما كدام‌يك از عرايض ما را دروغ دانسته‌ايد كه ايشان با بزرگواري به نكته‌اي كه در دفاع از خودشان بيان كرده بوديم و به نوعي خارج از واقعيت بود اشاره كردند.
     دعايي با اشاره به نكته‌اي كه امام(ره) به عنوان مصداق دروغ از آن ياد كرده بودند، گفت: خاطرم هست مرحوم شهيد چمران در زماني كه عضو اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در آمريكا بود، جزوه‌اي را در دفاع از امام(ره) و تبيين جريان‌هاي 15خرداد نوشته بود. شاه و اطرافيانش مدعي بودند امام حامي فئوداليسم و خود نيز زمين‌دار بوده‌اند. شهيد چمران در پاسخ به اين اتهامات نوشته بود پيشواي اين نهضت يعني آيت‌الله خميني حتي يك وجب زمين هم ندارد. امام(ره) فرمودند اين مسأله واقعيت ندارد و ما در خمين زمين داريم و در آنها كشاورزي مي‌شود، البته اين زمين‌ها در اختيار اخوي من است و درآمد حاصل از آنجا را هم به بستگان نيازمند و يا ديگر فقرا مي‌دهيم، ولي اين‌طور نيست كه ما يك وجب زمين نداشته باشيم. شما بايد راست بگوييد.

[ ادامه مطلب ]

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 21:32 | لینک  | 
 
رتبه حیرت انگیز ایران در آزادی مطبوعات

     عصر ایران: بر اساس گزارش جدید سازمان " گزارشگران بدون مرز " از وضعیت آزادی مطبوعات و رسانه ها در کشورهای مختلف جهان ، ایران رتبه 172 را از بین 175 کشور کسب کرده است .
     در این گزارش که بر مبنای رشد وضعیت آزادی رسانه ها در جهان از سپتامبر 2008 تا سپتامبر 2009 ، تنظیم شده است ، کشورهای دانمارک ، فنلاند ،ایرلند ،نروژ و سوئد 5 کشور نخست جهان از منظر آزادی مطبوعات و رسانه ها هستند .
     5 کشور بعدی در این لیست به ترتیب استونی ، هلند ، سوییس ، ایسلند و لیتوانی هستند . ایالات متحده آمریکا در این لیست در مقام مقایسه با سال گذشته 20 پله ارتقای جایگاه یافته و به رتبه بیستم آزاد ترین کشورهای جهان برای رسانه ها تبدیل شده است .
     در این لیست 10 کشور آخر که بدترین شرایط فعالیت رسانه ها ، مطبوعات و خبرنگاران را دارند به ترتیب : ویتنام ( 166) ، یمن (167) ، چین ( 168) ، لائوس (169) ، کوبا (170) ، برمه (171) ، ایران (172) ، ترکمنستان ( 173) ، کره شمالی (174) و اریتره (175) هستند .
     در میان کشورهای عربی منطقه کویت و لبنان در رتبه های 60 و 61 قرار گرفته اند و بدین ترتیب این دو کشور کوچک خاورمیانه جایگاه اول و دوم را در میان کشورهای عربی از منظر رعایت استانداردهای آزادی رسانه را کسب کرده اند . حتی شاخص این دو کشور بسیار بالا تر از اسراییل قرار گرفته است . اسراییل پس از کومور و امارات متحده عربی در رتبه 93 این لیست قرار گرفته است .
     پیش از جنگ 33 روزه لبنان اسراییل در رتبه 47 این لیست قرار داشت در حالی که پس از دو جنگ خشونت بار لبنان و غزه در سال های 2006 و 2009 ومحدودیت هایی که از سوی دولت اسراییل و ارتش آن به خاطر عدم درج اطلاعات جنگ و اخبار تلفات نظامی و... بر رسانه های اسراییلی تحمیل شد ، وضعیت آزادی رسانه در اسراییل سال به سال سیر قهقرایی می پیماید و در لیست گزارشگران بدون مرز افت می کند .
     همچنین سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش جدید خود نسبت به افت شاخص های آزادی رسانه در کشورهای اروپایی به ویژه در کشورهای حوزه بالکان هشدار داده است و بیشتر کشورهای اروپایی ( به جز کشورهای حوزه اسکاندیناوی ) در لیست امسال افت شاخص و تنزل رتبه داشته اند .
     از نکات جالب توجه این گزارش ، رتبه 149 افغانستان و 145 عراق است که در شرایط نیمه جنگی و جنگی قرار دارند. امارات نیز در این رتبه بندی ، رده 86 و ترکیه ، همسایه دیگر کشورمان ، مکان 122 جدول را به خود اختصاص داده اند.
     در گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز تنها سه کشور ترکمنستان ، کره شمالی و اریتره در وضعیتی بدتر از وضعیت ایران قرار گرفته اند و متاسفانه جایگاه ایران در این لیست از بین 175 کشور جهان در مکان 172 قرار گرفته است .
     گزارش های سازمان گزارشگران بدون مرز مستند به آمارهایی چون توقیف نشریات ، قوانین مطبوعاتی و رسانه ای ، فضای کار و میزان حقوق ماهانه روزنامه نگاران ، زندانی کردن روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای ، فشار های نهادهای امنیتی و نظامی به رسانه ها و... تنظیم می شود.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 21:35 | لینک  | 

روزنامه فرهنگ آشتی رفع توقیف شد

     قرار توقیف روزنامه‌ فرهنگ آشتی با ابلاغ مقام قضایی رفع شد. رئیس شورای سیاستگذاری روزنامه فرهنگ آشتی با اعلام این خبر گفت: «این روزنامه سی ام مهر روی پیشخوان باجه‌های روزنامه فروشی در دسترس مخاطبان خواهد بود.» محمدمهدی امامی ناصری با بیان اینكه فرهنگ آشتی تنها روزنامه‌ای است كه در طول تاریخ مطبوعات در كمتر از دو هفته رفع توقیف شده است، گفت:«با وجود مشكلات موجود درصدد هستیم تا در شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها حضور داشته باشیم.»
     وی گفت: «این روزنامه‌ از تصمیم‌گیرانی كه حقوق روزنامه‌ی فرهنگ آشتی را با توقیف انجام شده مورد تضییع قرار داده‌اند، شكایت كرده است؛ زیرا معتقدیم باید مبتنی بر واقعیت‌های اجتماع با حفظ چارچوب‌های رسالت مطبوعات حركت كنیم.»
     به گزارش ایسنا ،امامی با اشاره به موارد مورد ابلاغ جهت توقیف روزنامه‌ی فرهنگ آشتی گفت:«ایراداتی كه به روزنامه‌ مبنی بر عدم درج نام مدیر مسئول وارد شده بود، نابجا شناخته شد؛ زیرا در صورتی می‌توان نبود نام مدیرمسوول را دلیل تخلف عنوان كرد كه مدیرمسوول وجود داشته باشد.»
     او گفت:«فرهنگ آشتی مدیر مسوول ندارد؛ اما شخصی را برای این سمت معرفی كرده است كه در صورت پذیرش هیات نظارت بر مطبوعات، نام او در شناسنامه روزنامه ثبت خواهد شد.»
     امامی همچنین از موضع‌گیری‌های اخیر برخی مسوولان درباره توقیف روزنامه و همچنین اظهارات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر این‌كه روزنامه‌های توقیف شده دارای پرونده‌های سنگینی هستند، انتقاد كرد.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 21:12 | لینک  | 

نشریه تخصصی شعر زن، منتشر شد

     شروع کردن همیشه شهامتی را می طلبد که گاهی مفهومش در افعال گذشته ، معنای صریح تری به خود می گیرد.  صراحتی که اغلب با نوعی حساسیت همراه است. در پی ِ همین حساسیت ها ، انتخاب کلمات دستخوش ِ تدارکاتی می شود که نویسنده را از موضوع اصلی دور می کنند. پس بدون مقدمه چینی به سراغ ِ کلمات مناسب تر می روم و سخن را کوتاه می کنم.
     خلاصه ی برخی از گفتنی ها را در قسمت « درباره ی ما» آوردیم تا همیشه قابل رجوع و در دسترس شما باشد. اما آنچه که موجب نوشتن این چند کلمه را فراهم گرد همان علل و برنامه های نخستین شماره است. بنا بر این با نگاهی جزئی تر به مختصات شماره نخست و آنچه که بر ما گذشت ، می پردازم.
     هیئت تحریریه تاسیان – به اتفاق- تصمیم گرفت که اولین شماره ی نشریه را به گزیده ای از شاعران زن ایران (معاصر) اختصاص دهد. روی کلمه ی « گزیده » تاکید می کنم از آن جهت که به دلیل محدودیت های فضای مجازی قادر به ذکر همه ی اسامی نبوده ایم. عدم حضور برخی از این شاعران  در دو علت، قابل جستجو ست. دلیل اول همان محدودیت فضای اینترنت است که ما را وادار نمود تا تنها برخی از اسامی را یادآور شویم و دلیل دوم ، عدم دسترسی ما به همه ی شاعران بزرگوار است. مسلما ما قادر نبوده ایم که به تک تک عزیزان دسترسی داشته باشیم و از آنجا که بنده بسیار به حق و حقوقی به نام حق کپی رایت معتقد هستم ، اجازه ی چاپ اثری را بدون اجازه پیشین ِ نویسنده، به خود نخواهم داد. لازم است متذکر شوم که اشعار ِ تمامی شاعران ِ این شماره، با هماهنگی قبلی با شخص شاعر، منتشر شده است.
     البته ما دو هدف و دو امید بزرگ نیز داریم.  ابتدا اینکه نام عزیزانی که در این شماره از آنها یادی نشد- به دلیل محدودیت فضا- را در شماره های آینده تاسیان قرار داده ایم و صمیمانه  این قول را به همه ی مخاطبان تاسیان خواهیم داد که به تفصیل از آنها یاد خواهیم کرد ؛ و همچنین امیدواریم با انتشار این شماره اولین پل ِ ارتباطی بین ما و دیگر عزیزان برقرار شده باشد تا  آن دسته از شاعران بزرگوار که به آنها دسترسی نداشته ایم از این طریق  با ما تماس بگیرند.
     با این حال حدود ۱۴۵ شعر از ۶۴ شاعر زن در این ویژه نامه منتشر شده است که از این میان نام هشت تن از بزرگواران را برای این جریان الزامی دانسته و با وجود عدم دسترسیمان به آنها  آثاری را از این عزیزان منتشر کرده ایم. این بزرگواران عبارتند از: لعبت والا ، گیتی خوشدل ، ندا ابکاری ، بنفشه حجازی، مرسده لسانی ، شیوا ارسطویی ، فیروزه میزانی و نسرین جافری.
     در پایان از تک تک عزیزانی که تاسیان را در همین ابتدا مورد لطف قرار داده و  با وجود مشغله هایشان با ما همکاری کردند تشکر می کنم ؛ به خصوص از هیئت تحریریه تاسیان و بزرگوارانی همچون بانو سیمین بهبهانی ، پوران فرخزاد ، بتول عزیز پور ، پرتو نوری علا ، شیدا محمدی ، ژیلا مساعد ، صفورا نیری و...
     امیدوارم در این راه ،گامهای بلندی را برای رسیدن به نقطه ی آرمانی ِ ادبیاتمان برداریم.

مه . ی

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 17:53 | لینک  | 
پندی از تاریخ

     سلطان سنجر را پرسيدند: در آن وقت كه به دست غزان گرفتار شده بود، «چه بود كه ملكی بدين وسعت و آراستگی كه تو را بود، چنين مختل شد؟»
     گفت: كارهای بزرگ به مردم خرد فرمودم و كارهای خرد به مردم بزرگ رجوع كردم؛ مردم خرد كارهای بزرگ را نيارستند كرد و مردم بزرگ از كارهای خرد عار داشتند و در پی نرفتند؛ هر دو كار تباه شد و نقصان به ملک رسيد و كار ولايت و لشكری روی به فساد آورد!

تذكره الشعرای سمرقندی
نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 23:16 | لینک  | 

روزنامه های «ملت ما» و «سالداران» می آیند

     با انتشار روزنامه «ملت ما» به صاحب امتيازي «محسن رضايي ميرقائد» و مديرمسئولي «اميرحسين مروي» ، روزنامه «سالداران» به صاحب امتيازي و مديرمسئولي «عيسي فرهادي سرتنگي» ، موافقت شد .
     به گزارش ايلنا ، عليرضا ملكيان دبير هيأت نظارت بر مطبوعات در پایان جلسه دیروز هیات نظارت بر مطبوعات گفت در جلسه روز سیزدهم مهر با انتشار روزنامه «ملت ما» به صاحب امتيازي «محسن رضايي ميرقائد» و مديرمسئولي «اميرحسين مروي» و روزنامه «سالداران» به صاحب امتيازي و مديرمسئولي «عيسي فرهادي سرتنگي» موافقت شده است.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 21:56 | لینک  | 

فرهنگ آشتی توقیف شد

     پارلمان‌نیوز: روزنامه فرهنگ آشتی با حکم هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد.
     به گفته مسئولان روزنامه فرهنگ آشتی ساعتی پیش نامه‌ای مبنی بر توقیف این روزنامه از سوی هیات نظارت بر مطبوعات به آنان ابلاغ شد.
     این روزنامه که نزدیک به آیت الله هاشمی رفسنجانی است، همزمان با حذف چهره‌های معتدل از هیات منصفه مطبوعات توقیف شد.
     گفتنی است، این روزنامه که در ابتدا به سردبیری رضا رشیدپور منتشر می‌شد رویکرد خبری-تحلیلی به مسائل فرهنگی داشت و بعد از تغییر سردبیر و ترکیب تحریریه این روزنامه مشی‌ای اصولگرایانه- اصلاح‌طلبانه در پیش گرفته بود، این روزنامه اخیرا انتقادات صریحی را نسبت به عملکرد روزنامه کیهان و بخصوص تحریف سخنان مقام معظم رهبری توسط کیهان، انجام داده بود.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 21:51 | لینک  | 
مسيح مهاجري در "جمهوري اسلامي" مي‌ماند

     ایلنا: شايعه رفتن مديرمسئول جمهوري اسلامي از اين روزنامه تكذيب شد.
     در پي انتشار خبري مبني بر اينكه ,مسيح مهاجري از روزنامه جمهوري اسلامي مي‌رود" خبرنگار ايلنا طي تماسي با دفتر مسيح مهاجري مطلع شد، خبر بركناري مهاجري از مديرمسئولي روزنامه جمهوري اسلامي كذب محض است.
     گفتني است انتشار روزنامه جمهوري اسلامي از ابتداي پيروزي انقلاب و تاسيس حزب جمهوري اسلامي به صاحب امتيازي حضرت آيت‌الله خامنه اي و مديرمسئولي مير حسين موسوي آغاز شد كه انتشار آن تا كنون و علي‌رغم تعليق فعاليتهاي حزب جمهوري اسلامي، به مدير مسئولي مسيح مهاجري ادامه دارد. وي در دولت‌هاي آيت الله هاشمي رفسنجاني و سيد محمد خاتمي در سمت مشاورت رياست جمهوري نيز حضور داشت.
     روزنامه جمهوري اسلامي از ابتداي رياست جمهوري محمود احمدي‌نژاد همواره نسبت به وي و دولت نهم انتقادات جدي داشته است ، بطوري كه هر از چند گاهي مورد عتاب برخي رسانه‌ها و شخصيت‌هاي حامي دولت قرار مي‌گيرد و حتي فاطمه رجبي نيز يكبار طي يادداشتي اين روزنامه را "جمهوري اسرائيل" ناميد و حملات تندي را به مواضع آن و مدير مسئولش در قبال دولت كه معمولا در سرمقاله ها منعكس مي شد، انجام داد.
     جمهوري اسلامي به دليل روابط نزديك مهاجري و مير حسين موسوي، بخصوص با توجه به سردبيري وي در اوايل انقلاب، در جريان انتخابات اخير رياست جمهوري اخبار مربوط به موسوي را پوشش مي‌داد.
     به نظر مي‌رسد انتشار شايعه رفتن مهاجري از روزنامه جمهوري اسلامي به دليل تمام اين سوابق باشد تا شايد يكي ديگر از سنگرهايي كه تا حدي داراي مصونيت است، از دست منتقدان دولت خارج شود.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 23:40 | لینک  | 

تغییر و تحول در هيات منصفه مطبوعات

     معاون دادستان کل کشور و نماينده رييس قوه قضاييه در هيات نظارت بر مطبوعات امروز شنبه از تعيين اعضاي هيات منصفه جديد دادگاه مطبوعات خبر داد.
     به گزارش واحد مركزي خبر، ناصر سراج گفت : در اجراي مفاد ‌168 قانون اساسي و ماده ‌36 قانون مطبوعات مصوب ‌1387 ، امروز شنبه با دعوت نماينده رييس قوه قضاييه و با حضور آقايان دكتر حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، چمران رئيس شوراي شهر تهران، حجت الاسلام خاموشي رئيس سازمان تبليغات اسلامي، حجت الاسلام والمسلمين تقوي رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه سراسر كشور و اينجانب جلسه اي براي تعيين اعضاي هيات منصفه برگزار شد.
     معاون دادستان کل کشور با بيان اين ‌كه در رابطه با تعيين اعضاي هيات منصفه ملاك و معيار اين بود كه افرادي كه از نصف كمتر در جلسات شركت كرده‌اند، حذف و به جاي آنان افراد ديگري تعيين شوند، گفت: بر اين اساس با حذف ده نفر از اعضاء که حضور كمتر از نصف داشتند ، افراد ديگري به جايشان تعيين شدند و يازده نفر هم ابقاء شدند.
     نماينده رئيس قوه قضاييه در هيات نظارت بر مطبوعات با قدرداني از اعضاي سابق اين هيات، ابراز اميدواري کرد با ترکيب جديد اعضاي هيئت منصفه، شاهد تلاش بيشتر آنان براي حاکميت قانون و ايفاي وظايف خطير محوله باشيم.

سراج اسامي اعضاي هيات منصفه جديد را به اين شرح اعلام کرد:‌

1-حبيب الله عسگراولادي
‌2-علي اكبر كسائيان
‌3- حجت الاسلام و المسلمين محمدحسن رحيميان
‌4-جمال شورجه
‌5-عبدالصمد خرم آبادي
‌6-حسن حميدزاده
‌7-حجت الاسلام و المسلمين محمدحسين موسي پور
‌8-عباس شكري
‌9-يوسف غروي قوچاني
‌10-روح الله جمعه ‌اي
‌11-حبيب الله كاشاني
‌12-مرتضي آخوندي
‌13-نصيرالدين نيك نژاد
‌14-حسين سربخش
‌15-منيره نوبخت
‌16-عفت شريعتي
‌17-زهرا مشير
‌18-محمد مومني راد
‌19-مهدي فضائلي
‌20-سيد فضل الله موسوي
‌21-محمد صادقي مقدم

     نماينده رئيس قوه قضائيه در هيات نظارت بر مطبوعات همچنين از اعضاي سابق اين هيات در استان تهران آقايان علي رضا مختارپور، فيروز اصلاني، بيژن نوباوه، سيد احمد زرهاني، حجت الاسلام والمسلمين محمدعلي نظام زاده، قدرت الله رحماني، حجت الاسلام والمسلمين دعاگو و خانم ‌ها فاطمه كروبي ، لاله افتخاري و مريم سويزي قدرداني كرد.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 23:34 | لینک  | 
شگفتی حجاریان ‌ازشنیدن حوادث خارج زندان

     خبرآنلاین به نقل از سایت هم میهن نوشت:  حجاریان در اولین دیدار بعد از آزادی با جمعی از دوستانش گفت: من در این مدت از همه جا بی خبر بودم شما باید تعریف كنید كه در این چند ماه چه اتفاقاتی افتاده است. و به شوخی اضافه كرد: از موقعی كه ترور شدم قرص های اعصابی می خورم كه همگی خواب آورند، برای فیزیوتراپی هم كه باید مدت زیادی از شبانه روز را در آب بگذارنم، به همین دلیل حالا موجودی «آبزی» و «خوابزی» هستم!
     او در مورد حدود سه ماه بازداشت خود گفت كه جمعا مدت 1 ماه را در زندان اوین در انفرادی به سر برده و دو ماه دیگر را در محلی بوده كه با هیچكس جز بازجو ها در ارتباط نبوده است. به طوری كه حتی روزنامه كیهان هم به او نمی داده اند كه البته از این لحاظ شكایتی ندارد.
     حجاریان افزود: بازجو ها به من می گفتند كه بیرون از زندان مردم به جان هم افتاده اند و تعداد زیادی كشته شده اند. همچنین شكاف بسیار زیادی در سطوح بالای حكومت سرباز كرده و همه این اتفاقات به دلیل تئوری حاكمیت دوگانه تو است. در حالی كه من در زمان مطرح ساختن این تئوری در موقعیت اخباری و هشدار دهنده بودم و نه در موقعیت ایجابی.
     او گفت هنگامی كه در زندان بوده صدای الله اكبر را از بیرون می شنیده و گمان می كرده كه مردم جلوی زندان اوین جمع شده و الله اكبر می گویند.
     سپس چند نفر از حضار خلاصه ای از اتفاقات روی داده در این سه ماه به خصوص اتفاقات روز قدس را برای حجاریان بازگو كردند. رویدادی هایی كه بازگو كردن هر كدام از آن ها با سكوت توام با شگفتی حجاریان روبرو می شد.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 23:32 | لینک  | 

شرق قطعا منتشر می شود

وكيل روزنامه شرق از رفع توقيف روزنامه شرق خبرداد.
   سيد محمود عليزاده طباطبايي در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا با اعلام اين مطلب اظهارداشت: هفته گذشته رسيدگي به اتهامات رحمانيان مدير مسوول روزنامه شرق در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي مدير خراساني برگزار شد و پس از پايان جلسه اعضاي هيات منصفه مطبوعات مدير مسسول روزنامه را مجرم تشخيص داده و او را مستحق تخفيف مجازات دانستند.
وكيل روزنامه شرق گفت: در حكم صادره از شعبه 76 دادگاه كيفري استان اين روزنامه رفع توقيف شده و مدير مسوول آن به پرداخت ده ميليون ريال جزاي نقدي محكوم شده است.
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا روزنامه ”شرق“ منتشر خواهد شد؟ اظهارداشت:‌ اين روزنامه قطعا مجددا منتشر خواهد شد ، اما زمان دقيق آن هنوز مشخص نيست.
    گفتني است روزنامه شرق در تاريخ 15 مردادماه 86 به دليل مصاحبه با ساقي قهرمان از سوي هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شد.

منبع : ایلنا

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 20:13 | لینک  | 

میهن، ارگان رسمی هوادارن محسن رضایی

     هفته‌نامه خبری ـ تحلیلی میهن به عنوان ارگان رسمی هوادارن محسن رضایی، به مدیرمسئولی حجت‌الله نیکی ملکی و در هشت صفحه منتشر شد.

     به گزارش خبرنگار «تابناک»، این هفته‌نامه خبری شامل موضوعاتی همچون سیاسی، بین‌الملل، اجتماعی، فرهنگی و هنری است.
     بنا بر این گزارش، در صفحه نخست این نشریه، تیترهایی همچون، توصیه‌های دهگانه به دولت برای دوره دوم، وزیر شدن زنان کافی نیست، آینده اقتصاد ما، بنزین تهدید جدید دولت، آوار هزینه‌های مهر بر سر والدین و ... به چشم می‌خورد که در صفحات داخلی به طور مفصل به این مطالب اشاره و تحلیل شده است.
     هفته‌نامه میهن به قیمت دویست تومان در دکه‌های مطبوعاتی سراسر کشور در دسترس عموم مردم قرار دارد.

منبع : تابناک

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 18:8 | لینک  | 

بستن دهان و زبان انتقاد کننده، چرا؟

     ما كه در بحر محيط رسانه شناوريم، احساس عجيب و غريبي داريم. مثلاً گاهي مي‌بينيم كساني با حدّت و شدّت شگفت‌انگيز، از عدالت و عدالت علوي و عدالت بي‌نظير و عدالت همه‌جانبه و عدالت عميق و عدالت عالمانه و از اين قبيل ياد مي‌كنند و بر اجراي آن پاي مي‌فشارند، امّا همان كسان چون در برابر منتقدان و مخالفان خويش قرار مي‌گيرند يا اصلاً عدالت را فراموش مي‌كنند يا تفسير قبلي‌اش را تغيير مي‌دهند. به نحوي كه گاهي حتي غيرعدالت، عدالت پنداشته شود.
     اين واقعيت درحالي رخ مي‌نماياند كه كتاب مقدس ما مسلمانان،‌ ما را حتي درباره دشمن هم به اجراي عدالت فراخوانده است، بلكه عدالت در حقّ دشمن را از نشانه‌هاي تقوا شمرده است. اين آيه را همه بايد مثل كتيبه‌هاي تاريخي بر ديواره حافظه خويش حكّاكي كنيم. «وَلا يَجرِمَنَّكم شَنَئانُ قومٍ علي اَن لاتَعدِلوا، اِعدِلوا هُوَ اَقرَبُ لِلتّقوي». مراقب باشيد كه دشمني ديگران با شما، شما را به گناه بي‌عدالتي وادار نكند، عدالت بورزيد كه به تقوا نزديك‌تر است. اين آيه در مقامي نيست كه ما آن را به ابراز خشونت و قاطعيت و بي‌رحمي و اشدّ مجازات تفسير كنيم و مدّعي شويم كه كلام قرآن نيز در اينجا همين را عدالت‌ ناميده است. چنان كه برخي يا بسياري از ما عادتاً از عبارت «عدالت را اجرا كنيد» چنين مي‌فهميم كه يعني «هرچه زودتر و اشدّ مجازات را عملي بفرماييد»!
     البته آياتي هم كه اين منظور و مقصود را برساند، در جاي خودش و به معناي درست خودش موجود است. و لازم نيست كه براي جبران كمبود(!)، به هر آيه ديگر نيز همين معنا را بچسبانيم. برعكس، سبك و سياق آيه مورد بحث نشان مي‌دهد كه كلام در اينجا كلام ديگر و مقام هم مقام ديگر است. آزمون عدالت و تقوا، وقتي دامن‌گير مي‌شود كه مدّعي و منادي قبول شدن در آن، با دشمن روبرو شود. اگر كسي آيه آسماني را آسماني نمي‌داند، كه هيچ! ولي آن كس كه حقيقتاً آن را آيه آسماني مي‌داند، بايد بپذيرد كه تهمت زدن، دروغ گفتن، سلب حق كردن، و جفا كردن درباره دشمن نيز آدمي را از دايره عدالت و تقوا بيرون مي‌برد. چنين شيوه‌يي چه با علم و عمد همراه باشد و چه با سهو و سهل‌انگاري، در هر دوحالت محكوم است. بر اين اساس، هر تقوا شعار و هر عدالت گفتاري را بايد در آزمون رويارويي با دشمنش ارزيابي كرد كه تا چه حدّ به آنچه مي‌گويد پايبند است. عدالت ورزيدن در ميدان مبارزه با دشمن هم شرط تقوا داشتن است تا چه رسد به مقام مقابله با مخالف. يعني مخالفي كه ممكن است به حدّ دشمن شدن هم نرسيده باشد، ولي ما خودمان او را به آن سمت برانيم. و نيز تا چه رسد به منتقد. منتقدي كه ممكن است به حدّ مخالف شدن هم نرسيده نباشد ولي ما خودمان او را به آن سوي سوق دهيم.
     آزمون، فقط به آزمون عدالت شعاران منحصر نيست. دمكراسي شعاران نيز آزمون دارند. دمكراسي، وقتي دمكراسي حقيقي است كه در عرصه رفتار با دشمن نيز به رأي‌العين ديده شود، تا چه رسد به مخالف و منتقد. امّا متأسفانه همان طور كه در حوزه عمل عدالت شعاران به اين نكته توجه داديم، در حوزه عمل دمكراسي شعاران نيز همين نكته باز هم قابل توجه و تأمل است. گفتيم كه ما نويسندگان نيز به اقتضاي شناور بودن در بحر محيط رسانه‌اي، خواه و ناخواه درمي‌يابيم كه دنياي قول و عمل در دست كيست و هر كس چگونه سخن مي‌گويد و چگونه عمل مي‌كند. بعضي از آنان كه كم و بيش از طريق برخي سايت‌ها و ست‌لايت‌ها (اينترنت و ماهواره) در باب نقض دمكراسي يا نقص دمكراسي از اين دنيا و از اين روزگار انتقاد مي‌كنند، ممكن است در نقّادي خويش محق باشند. ممكن است لااقل از اين حيث حق داشته باشند كه خود يا خويشاوند خوني و ملّي و ديني‌شان مورد ظلم واقع شده باشد. چنان كه باز هم آيه آسماني ديگري از كتاب مسلمانان گوياي همين واقعيت است: «لا يُحبُّ اللّهُ الجَهرَ بالسّوء مِنَ القول الّا مَن ظُلِم». خداوند دوست ندارد صداي كسي به بدي و تندگويي بلند شود مگر آن كس كه مورد ظلم قرار گرفته است. بسيار خوب، امّا در اينجا نيز آزمون اين است كه مي‌بينيم چنين كسي گاه در عين شكوه از شيوه‌هاي غيردمكراتيك و ضددمكراتيك ديگران، وقتي نوبت به ارائه پيشنهاد و راه‌حل مي‌رسد همان شيوه‌هايي را كه مورد شكوه و شكايت خودش و اساساً علّت نقّادي و ناراحتي و نارضايي خودش بوده است، بر زبان و برزبان قلم مي‌راند.
     اگر گناه‌كار و بي‌گناه و كم‌گناه را به يك چوب راندن بد است، اگر بستن دهان و زبان انتقادكننده و اعتراض‌كننده و نظر مخالف‌دهنده واقعاً بد است، اگر عدم تناسب درجه مجازات با درجه جرم يا نوع مجازات با نوع جرم حقيقتاً بد است، روا دانستن همين برخوردها براي ديگري و ديگراني كه ممكن است جرم و ظلمي در حق كسي مرتكب نشده باشند يا متهم و مجرم باشند امّا به هر حال در همين مقام هم داراي حداقّلِ حقوق باشند، نمونه‌يي و نشانه‌يي از روحيه و رفتار غيردمكراتيك و ضدّدمكراتيك است. به همين دليل است كه جامعه‌شناسان و صاحبنظران روانشناسي اجتماعي و مصلحان بزرگي مانند مهاتماگاندي و نلسون ماندلّا به زبان نوشتاري و كرداري (حال و قال) گفته‌اند: جامعه پيشرفته جامعه‌اي است كه انتقال قدرت در آن با قانون‌گرايي و رأي‌آوري و انتخاب‌گري و مسالمت‌ورزي و با حداقّل ضايعات و اصطكاكات صورت مي‌گيرد. نه دولت خانه ملّتش را با ويران كردن در اختيار مي‌گيرد و نه ملّت خانه دولتش را با ويران كردن باز مي‌ستاند.

منبع : روزنامه اطلاعات - دریچه - جلال رفیع - ۲۷ مرداد ۱۳۸۸

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 18:18 | لینک  | 

نامه سرگشاده آیت الله محقق داماد به آیت الله هاشمی شاهرودی

* اشاره:
‌نامه‌اي كه ملاحظه مي‌شود، نوشته استاد كرسي فقه و حقوق و فلسفه، دكتر مصطفي محقّق داماد است. هرچند ممكن است برخي از كلمات آن به ذائقه برخي از خوانندگان ناگوار آيد، امّا هنگام مطالعه كلمه كلمه‌ي نامه نبايد اين احساس و اين امتياز را از ياد برد كه نويسنده منتقد در جايگاه دلسوزترين و آگاه‌ترين شخصيت‌هاي برجسته حوزه و دانشگاه است. صاحب چنين قلمي جز خيرخواهي براي اسلام و انقلاب و ملّت و نظام ناشي از آن‌چه انگيزه‌اي مي‌تواند داشته باشد؟ آميزه‌اي از درد و درك، پشتوانه اين نامه است. بنابراين آنان كه به برخورداري از نعمت شرح صدر مفتخرند نه تنها لحن و لسان گاه تند و تيز اين نوشته و هر نوشته دلسوزانه و خيرخواهانه‌ي مشابه را تاب مي‌آورند، بلكه خود را به پيگيري و پذيرش نكته‌هاي ظريف مندرج در متن آن موظّف خواهند دانست. «لا يحبّ‌الله الجهر بالسوء من‌القول الاّ من ظلم». وقتي خداوند دوست دارد صداي رساي دادخواهان را هرچند جهر به سوء باشد، به طريق اولي دوست خواهد داشت زبان و قلم عالمان عدالت‌جويي را كه صدايشان نه «جهر به سوء» بلكه جهر به حسن است. آيت‌الله مصطفي محقق داماد چنانكه بسياري از خوانندگان وقوف دارند، از اهل بيت علم و دين است و همانند ساير اعضاي اين خانواده بزرگ، «ادري بما في‌البيت» است. خوشبختانه رئيس قوه قضائيه، حضرت آيت‌الله هاشمي شاهرودي، خود نيز همين خاستگاه و همين جايگاه والا را داراست. بنابراين، اگر نويسنده نامه در مقام آمر به معروف و ناهي از منكر، داعيه‌اي جز يادآوري عدالت قضايي و جزايي ندارد، هيچ خواننده و شنونده‌اي نمي‌تواند از كلام و پيامي كه به دادگستري و عدل‌پروري دعوت مي‌كند استقبال نكند. در غير اين صورت به قول قويم اميرالمؤمنين(ع): «من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق». متن نامه را با هم مي‌خوانيم:

[ ادامه مطلب ]

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 15:48 | لینک  | 

به کجا چنین شتابان..!؟

     سرمقاله دیروز (یک شنبه ۱۱ تیرماه) روزنامه جمهوری اسلامی  به این شرح است:  
     هرچند نقطه نظرهاي مختلفي درباره دادگاه متهمان حوادث بعد از انتخابات كه اولين جلسه آن روز شنبه برگزار شد ابراز مي شود لكن از آنجا كه دستگاه قضائي كشور يك دستگاه قانوني است و مسئوليت هائي دارد و طبعا مسئولان آن بايد پاسخگو باشند فارغ از نقطه نظرهاي ابراز شده از ورود به اين ماجرا خودداري مي كنيم و به بهره برداري هائي كه از اين دادگاه و از وقايع اين روزها مي شود مي پردازيم.
     يكي با اشاره به آنچه در دادگاه مطرح شده مي نويسد : اسناد خيانت فلانكس و فلانكس فاش شد.
     آن ديگري مي گويد : حالا كه اين اعترافات را داريم افراد اصلي را محاكمه كنيد.
     سومي مي گويد : ديگر جاي درنگ نيست به سراغ سران برويد و آنها را به دادگاه بكشانيد زيرا آنها مفسد في الارض هستند.
     روي ديگر اين سكه كه در « كارگاه حذف و دفع » ضرب شده اينست كه آن ديگري مي گويد : "بگذاريد مراسم تحليف برگزار شود دولت كارش را شروع كند يقه شان را مي گيريم و سرشان را مي چسبانيم به سقف."

[ ادامه مطلب ]

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 16:7 | لینک  | 

دعوت عام به «آشتی ملی»

...در هر دعوا و مرافعه‌اي كه بين دو نفر يا چند نفر يا چند گروه و يا... تخاصمهاي ديگري كه تاريخ بشر مشحون از آنهاست، افراد و اشخاص و گروهها معمولاً سه دسته مي‌شوند: بي‌طرفها و دوسوي دعوا. اما در دعواها و منازعات فراگير ملّي، مسئله از اين فراتر مي‌رود و وقتي پاي سرنوشت و آيندة يك ملت كه ممكن است بر اثر برافروختنِ پيوسته رو به فزوني آتش اختلاف، خداي ناكرده حتي جامعه‌اي دچار قهر الهي شود و به سرنوشت ملتها و جامعه‌هائي دچار شود، ديگر بي‌طرفي معنا ندارد... كه قرآن فرمود:

«ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا بعد ما جائتهم البيّنات ولهم عذاب اليم».

يا فرمود:

«ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم و اصبروا...».

بنابراين، در اين گونه موارد بر همة كساني كه ناظر اوضاع و نگران از آينده‌اند، فرض است كه به هر وسيلة ممكن جلو فاجعه ـ ولو فاجعة احتمالي ـ را بگيرند كه باز قرآن فرمود:

«و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما فان بغت احداهما علي الاخري فقاتلوا الّتي تبغي حتي تفيء الي امرالله فان فائت فاصلحوا بينهما و اقسطوا...»

و در اين مرحله است كه راهكارهاي خروج از بحران و فيصله دادن به دعوا و نزاع بسيار گوناگون و حتي متضاد مطرح مي‌شود: اول، از متخاصمين شروع مي‌كنيم: هر يك از دوطرف تخاصم،‌ راه خروج از بحران را تسليم كامل طرف مقابل مي‌داند و تا حذف نهايي او از پاي نمي‌نشيند. بسيار خوب اگر كسي كه مأمور عمل به دستور «اصلحوا بينهما»ست، به طرفين بگويد: اين كه راه برون‌رفت از بحران نيست! اين تلاشي است در راه به كرسي نشاندن تخاصم تا حذف نهايي طرف تخاصم! اما اگر چنين پيشنهاد مصالحه‌اي در فضاي تند و عصباني طرفين مطرح شود، چنين دعوتي از هر دو سو ناشنيده گرفته مي‌شود و حتي شايد آن را به تمسخر بگيرند...

چرا راه دور برويم و از گذشته‌ها سخن بگوئيم: ديشب پسرم به من گفت شما كه طرفين را مقصر مي‌دانيد، آيا كسي كه فرزندش را گرفته‌اند و زندانش كرده‌اند و بعد جنازه‌اش را تحويل پدر و مادر داغدارش داده‌اند، چگونه مي‌تواند با آن كساني كه چنين بلائي را بر سر فرزندش آورده‌اند، آشتي كند؟!

ـ به نظرم اين ايراد وارد است و اين سؤال پاسخ ندارد ولي مخاطب من در واقع، اين و آن «مأمور» به اصطلاح «معذور» نيست بلكه خطاب من به بزرگاني است كه آنچه در خيابانها مي‌گذرد و بلائي كه دارد به سر ملك و ملت مي‌آيد، معلول و نتيجة قهري اختلافات آنهاست... من عرض مي‌كنم: آقايان بزرگوار! استقلال كشور در خطر است، دين مردم در خطر است، شما را به خدا گردهم آئيد و براساس عقل و اخلاق و به حكم شرع و قرآن، راه‌حلي براي برون‌رفت از اين مشكل بجوئيد. و اين را صريحاً بايد بگويم كه اهمال در اين قضيه و سرسري پنداشتن مشكل و اهميت ندادن به اين هشدارها كه ممكن است از غرور باشد يا بي‌اطلاعي يا هر عامل ديگري...، واقعيت امر را دگرگون نمي‌كند و آيندة اين كشور هرچه باشد، مسئوليت مستقيم آن متوجه بزرگاني است كه مي‌توانستند به حكم عقل و اخلاق و شرع، چاره‌اي بجويند و خداي ناكرده در آن اهمال كردند... كه چنين مباد...

در پايان يك جمله هم بگويم كه البته بي‌ربط به «آشتي ملّي» نيست ولي عمدتاً براي آنكه «يك من» خودم را «آرد» كرده باشم و حرف خودم را زده باشم و در واقع «موضع سياسي» خودم را صراحتاً عرض كرده باشم، اضافه مي‌كنم. با بداخلاقي روشني كه آقاي احمدي‌نژاد در مصاحبه با مهندس موسوي و كروبي و رضائي، بخصوص با موسوي نشان داد (تجاوز به حريم ديگران و بدگوئي از كساني كه طرف مناظره نبودند)، نخستين «كبريت» اين آتش را روشن كرد، كه پيوسته بر آن بنزين ريختند و هنوز معلوم نيست به كجا مي‌كشد... و نيز در آخرين روزهاي رياستش در چهارساله اول هم به نامة رهبر انقلاب بي‌اعتنائي كرد و «مشائي» را بر مسندي معادل مسند پيشين نشاند و هم با بركناري وزيرانش، قانوني بودن خودش و دولتش را زير سئوال برد و...

منبع : ستون کوتاه و گویا - محمد جواد حجتی کرمانی - روزنامه اطلاعات - پنج شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۸

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 16:20 | لینک  | 

دل نگرانی های شهروندان تبریز از ابهام در نتایج انتخابات

      اینجانبان امضاء کنندگان زیر گروهی از اقشار و طبقات اجتماعی مختلف شهر تبریز با اتکا به حقوق مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به دلیل نگرانی های جدی که از ادامه روند کنونی حاصل از اعلام نتایج انتخابات بوجود آمده است و با انگیزه وامید به بهبود و اصلاح  خود را محق و مکلف می دانیم موارد ذیل را باستحضار برسانیم و جهت اطلاع عموم مردم ایران منتشر نماییم.
     اکنون که همه راههای اعتراضی مصرح در قانون اساسی مسدودگردیده و عموما" منجر به بروز خشونت شده و با کمال تاسف و اندوه تعدادی از هموطنان شریف جان خود را از دست داده اندو بسیاری بازداشت گردیده اند یکی از   راههای مدنی و منطقی  و قانونی  اعلام  اعتراض و نگرانی خود به وضع بحرانی   موجود ر ا  مکتوب  نمودن در خواستها و ارسال آن یافتیم اگر چه احتمال می دهیم حتی این حد اقل نیز مصون از بی مهری دست اندر کاران  نباشد.
     ابهام و شک موجود در نتایج اعلام شده انتخابات، واقعیتی است که عدم توجه به آن تا کنون منجر به بروز خسارتهای جبران ناپذیر معنوی و مادی برای میهنمان و خدشه دار شدن اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران گردیده است و بیم آن می رود که ادامه روند کنونی و عدم اتخاذ روشی که افکار عمومی اکثریت جامعه ایرانی را قانع کند منجر به صدمات و مضرات بیشتری گردد. همانگونه که انتظار می رفت، موکول کردن حل قضیه انتخابات به نهاد شورای نگهبان که به دلایل متعدد و معلوم خود یکی از عوامل نابسامانی کنونی است گرهی از مشکل نگشود.
     متاسفانه موقعیت استثنایی بوجود آمده بعد از حضور بیش از ۸۵در صد مردم در پای صندوقها که می توانست به ایجاد پشتوانه بزرگی برای تعامل ملت و دولت در داخل و تقویت جایگاه ایران در عرصه جهانی منجر گردد با موضع گیریهای نا مناسب از بین رفت. اینک با به خطر افتادن  امنیت اجتماعی و  فدا شدن جان انسانهای بیگناه وایجاد بی اعتمادی عمیق در داخل و خارج نسبت به مشروعیت نتایج اعلام شده انتخابات ، آیا  وقت آن نرسیده که  در کمترین زمان ممکن تدبیر مقتضی با ملحوظ نمودن نظرات دلسوزان و فرهیختگان نسبت به اصلاح و ترمیم شرایط پیش آمده به عمل آ ید؟
     ما امضاء کنندگان این نامه علیرغم تایید نتایج انتخابات ازطرف شورای نگهبان و با توجه به موارد فوق و همه آنچه که در ایام قبل و بعد از انتخابات ۲۲ خرداد در میهن عزیزمان شاهد بوده ایم و از روی دلسوزی و خیر خواهی برای ملک و ملت ایران همچنان بر این باوریم که موضوع انتخابات و ابهام در نتایج آن ازنظر اکثریت ملت ایران خاتمه یافته نیست و راه حل موضوع  را بایستی در تعیین حکمیتی مرضی الطرفین که منجر به اقناع افکار عمومی گردد جستجو نمود که شیوه ای مطلوب و مرسوم و متکی بر خرد جمعی در برهه های حساس تاریخی بوده است.
     مسلما" حذف خشونت از صحنه اجتماع ، بر طرف نمودن محدودیت های اطلاع رسانی داخلی، آزادی سریع بازداشت شدگان وجبران خسارتهای مادی و معنوی مصدومین و متالمین حوادث اخیر  فضای عمومی جامعه را تلطیف نموده و موجبات حفظ و دوام قوام اجتماعی را فراهم خواهد آورد.در غیر این صورت دولت بر آمده از این انتخابات توان کافی برای تعامل سازنده در عرصه بین المللی و همکاری با فرهیختگان، نخبگان ، دانشگاهیان ، مراجع و علما و اقشار مختلف مردم ایران را نخواهد داشت.
 


دکتر ابراهیمی- چنگیزاروج زاده- رضا آزادی- دکتر علیرضا استاد رحیمی- رضا استاد رحیمی- مهندس افغانی- مهندس الهام آقاپور -  دکتر آقا محمدی- احمد اظهری- دکتر امجدی- رحمت الله امیری- بابک ایمانی- مهندس علی با داد افشرد- دکتریوسف بافنده- دکتر محرم باقری- مهندس فرزانه بالچی- دکتر علیرضا بربند- دکتر امیر بهرامی- نقی بهروزی- دکتر امرالله بیات- محسن بیژن پور-عباس پور اظهری- صمد تخمه فروش-یعقوب تقی پور زارعی- دکتررضا توکلی- فرزیا ثابتی- عذرا جابری- مهندس مجید جابری- مهیندخت جابری- ناصر جعفری- غلامحسین جعفری زاد- امیر حسین جهانی- بیت الله جمالی- عباس جمالی - سید محمد چاوشیان- یوسف چمنی - مهندس مسعود حسابگر - مهندس سید حسام الدین حسامی- مهندس مصطفی حقی فام- فرض الله حیدری - میترا حیدرپور - رامین خاندانی- اسماعیل خدادادی- مهدی خدادادی- رضا خواستار- فاطمه دادگران- مهدی دادیزاده – مهندس محمدعلی دستفروش-عباس دهقان نژاد- امید راکعی- روح الله رحیم پورمطلق- ژینوس رحیم پور- مهندس رضایی - کریم رمضان زاده- مسعود زالی- مهندس سید حبیب زمزمی- سپهر سپه وندی- دکتر یدالله سزاوار-  دکتر مهدی سزاوار- مهندس سعادت- بیوک سعیدی- حمیرا سلطانی- دکتر علی اشرف سلطانی آذر- آذر سلیم- امیر سیابی - اشرف شادلو- مهندس رحمان شاهگلی- دکتر جلیل شرابیانلو- فرهاد شرق شناس- دکتر شیر دل- هدایت صادقی- محمد صادقی- ابوالفضل صالحی- دکتر علی رضا صلحی- ایوب علیزاده –مهندس عطا علیزاده -  حسن غریب تبریزی- دکتر محمد حسین غفار زاده- فرشید فاخر- مهندس بهزاد فرزام فرد- جعفر فرزام فرد- دکتر غفار فرزدی- دکتر محمد حسن فرهودی نیا- امین فرید یحیایی- مهندس علی فرید یحیایی- رضا فرید یحیایی- رباب فدایی- اسد قربانی- سارا کاظمی- نقی محمودی- دکتر بهزاد محمدی- محمد محمدی- مهندس مختاری- وحید مختار پور- دکتر علیرضا مرشدی- دکتر صمد مصدق- وحید منادی- ادریس منافی- مهندس سید جعفر موسوی- مهندس یوسف مهر- مسعود ناظری فر-کریم ناظمی- رمضان نریمانی- احمد نوروزی- دکتر نوری زاده- دکتر بابک نیرومند- بهنام نیکزاد- یوسف وحدت- اصغر هدایتی- کریم یاری- رحیم یاوری- مهندس مجید یعقوب زاده

منبع : سایت خبری میزان

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 1:17 | لینک  | 

نظر جهاني ناشران در باره نشریات کم تیراژ

انجمن بين المللي ناشران در ژوئيه 1993، ضمن رسيدگي به دهها موضوع و مسئله، به انتقاد از «ادامه انتشار برخي روزنامه هاي عمومي (غير حزبي و غير تخصصي) با فروش (تيراژ) بسيار كم و تحمل زيان كه كاري منطقي بنظر نمي رسد» رسيدگي كرد و نظر داد: يک روزنامه عمومي (نه حزبي و تخصّصي) موسسه اي است اقتصادي و محل کسب و کار، نه پلکان سياسي براي صاحبش و وسيله گرفتن اعانه؛ لذا روزنامه هاي عمومي که در کشورهاي بالاي پنج ميليون جمعيت، با فروشي کمتر از حدود پنج هزار نسخه به انتشار ادامه مي دهند نبايد «روزنامه عمومي» بشمار آورده شوند. اين نشريات اگر روزانه (يوميه) باشند بايد روزنامه خصوصي (همانند وبلاگهاي فعلي - وبلاگ چاپي) شناخته شوند که ناشر اخبار و مطالب مورد علاقه صاحب آنها و بازتاب دهنده فكر و نظر ايشان هستند. پايين آمدن شمار فروش از پنج هزار نسخه در روز بايد براي سه ماه پياپي ادامه داشته باشد تا يک روزنامه عنوان «عمومي بودن» را از دست بدهد، نه در يک و ده و بيست روز. روزنامه كم تيراژ مي تواند ار انجمن ناشران محل (صنف) درخواست مهلت براي بازسازي و بهبود كيفيت كند تا عنوان «عمومي = حرفه اي» را از دست ندهد.
    در زمان اين تصميم گيري (سال 1993)، هنوز اينترنت همانند امروز عموميت نداشت كه ريزش تيراژها را به حساب آن بگذارن.

 منبع : www.iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 0:21 | لینک  | 

دلتنگ کمی اخلاق!

     خواننده «دريچه» حضرت آقاي محمد صيّافي كه پيشتر نامه‌اي را با تيتر «يك شب كه هزار شب نميشه» درباره مناظره‌هاي محشر انتخاباتي ايميل كرده بود، حالا نامه يا قولنامه‌ي‌ ايميلي تازه‌اي را با عنوان «حتماً تمكين مي‌كنيم» فرستاده است:
     -‌ شكر و سپاس ايزد يكتا را كه نمرديم و يك بار ديگر به پاي صندوق‌هاي رأي رفتيم و دينمان را به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ادا كرديم. اميد آن كه طبق فرمايش آن پير معمار انقلاب همچنان ميزان رأي مردم باشد و بس.
     سرانجام آن شور و هيجان و آن تب و تاب انتخاباتي فروكش كرد و خاتمه يافت. با پايان گرفتن دوره انتخاب نامزدها بايد از همه آنان قدرداني كنيم، زيرا ديديم كه هر كدام به نوبه خود چگونه و با چه مهارت و ظرافتي تنور انتخابات را داغ داغ نگه داشتند. واقعاً دستشان درد نكند.
     به ياد داريم كه چگونه و با چه شادي و نشاطي پير و جوان، خرد و كلان، به اميد آينده‌يي بهتر رأي خود را به صندوق‌ها ريختند. فرداي همان روز قبل از پايان كامل شمارش آراء در صفحه اوّل تعدادي از روزنامه‌هاي صبح با تيتر درشت آمده بود: «هركس رأي بياورد، از او تمكين مي‌كنيم». درست نوشته بودند. بله، حتماً. نه تنها تمكين مي‌كنيم بلكه به خاطر هزينه‌هاي سنگيني كه در دوره «نامزدي» متحمّل شده‌اند، به راحتي از خير «مهريّه» مي‌گذريم، ولي از «نفقه‌»مان گذشت نمي‌كنيم. به هر حال انشاءالله مبارك است!
     واقعيت غيرقابل انكار اين است كه بفهمي نفهمي مبارزات انتخاباتي خصمانه شده بود. البته اين شيوه در بيشتر كشورها مرسوم است، ولي مي‌دانيد و حق مي‌دهيد كه در شأن كشور جمهوري اسلامي ايران نبود. با كمال تأسف و تأثّر و بهت و حيرت ديديم آنچه را نبايد مي‌ديديم و شنيديم آنچه را نبايد مي‌شنيديم. صد البته در اين ميان دنياديده‌ها، سرد و گرم چشيده‌ها، خيرخواهان، عاقبت‌انديشان و دلسوزان، گفتند آنچه را كه به مصالح ملت و كشور نزديك بود و نشنيدند آناني كه مي‌بايد مي‌شنيدند. و سرانجام آن شد كه بايد مي‌شد يا نبايد مي‌شد. اميدواريم آنچه پيش آمده است حقيقتاً به خير و صلاح دولت و ملّت باشد.
     شايد شما هم دوست داشته باشيد نويسنده را به مطلب ارسال شده‌ي قبلي‌اش متوجه كنيد و بگوييد: اينقدر جوش نزن، هرچه بود به خير و خوشي گذشت! مگر تو ضرب‌المثل «يك شب كه هزار شب نميشه» را ننوشته بودي؟
     البته در جواب شما مي‌گويم: بله، من نوشته بودم. شايد حق با شما باشد، درست مي‌فرماييد، اين بار كه گذشت، امّا يادمان باشد كه اين آخرين انتخابات يا (به تعبيري) امتحانات نبود كه فراموشش كنيم. شما تا سر بجنبانيد، خواهيد ديد كه دوره انتخابات بعدي از شوراها گرفته تا مجلس و تا خبرگان و تا رياست جمهوري دوباره از راه مي‌رسد. آنجا چه كار مي‌خواهيم بكنيم؟ بهتر است كه از همين الآن به فكر باشيم و تمهيداتي را به كار بگيريم كه خداي ناكرده موارد ناخوشايند و مشابه تكرار نشود.
     به قول صاحب‌نظران و كارشناسان بايد فرهنگسازي كنيم. روي اين اصل تصميم گرفته‌ام اگر اجازه بفرماييد براي رفع خستگي ناشي از جنگ‌هاي رواني و فضاي سنگين انتخاباتي، چند لحظه در محضر لقمان حكيم بنشينيم و پس از تماشاي مناظره‌هاي سياسي تلويزيون و تفسير و تحليل‌هاي سياسي‌ ترش، از نصايح لقمان بزرگوار خطاب به فرزند دلبندش كسب فيض كنيم. بگذاريد يكسره سياسي حرف نزنيم. مدّتي است دلمان براي كمي اخلاق تنگ شده است(!) امّا نصايح حضرت لقمان:
     -‌ فرزندم! بدان و آگاه باش كه آنچه در مدّت عمرم از حكمت و رياضت بر من ظاهر شده و از تجربه‌ها حاصل كرده‌ام، تو را به آن دلالت مي‌كنم و وصيّت مي‌نمايم. آن را بر سبيل تمثيل از من نگاه دار و به آن عمل كن و به دوستان خود بياموز، تا در روز قيامت رستگار باشي و حساب آن روز به خوبي بر تو ظاهر شود.
     -‌ فرزندم! خدا را در همه جا حاضر و ناظر بدان، در همه امور كار خود را به او واگذار كن، به عقل و دانش خود مغرور نباش و با بندگان خدا تكبّر مكن.
     -‌ فرزندم! از نفرين مظلومان بپرهيز كه دعاي ايشان زود اثر كند. مراقب باش تا عملي را كه براي خدا انجام داده‌اي به آن فخر نكني و به خلق نيز اظهار نكني. با دوستان خدا دوستي كن و از اهل جور و ستم و بدعت دوري كن.

     -‌ فرزندم! بدان كه چيزي بهتر از عقل در دنيا نيست. عقل آدمي، آنگاه تمام است كه او را ده خصلت باشد: اول آن كه همه مردم از او ايمن باشند. دوّم آن كه راه‌نماي مردم باشد. سوّم آن كه به داده‌ي خدا به قدر كفاف رضايت دهد. چهارم آنكه فروتني را از گردنكشي بيشتر دوست بدارد. پنجم آن كه خواري و ذلّت مردم را نخواهد. ششم آن كه از بدان و فاسقان و بدگويان دوري و اجتناب كند. هفتم آن كه با صالحان و درويشان و اهل دانش مصاحبت نمايد. هشتم آن كه زبان را از هرزه نگه دارد. نهم آن كه حق همسايه را رعايت كند و اگر بدي ديد آن را بپوشاند. و امّا دهم و از همه مهم‌تر آن كه همه كس را از خود برتر و بهتر بداند و خود را از همه كس كمتر و پايين‌تر شمارد. والسّلام!
     -‌ امّا اي خواننده ارجمند. اين «دريچه» بيچاره كه لقمه‌اي از خوان حكمت لقمان نصيب ندارد به تو مي‌فرمايد فرزندم! چيزي در اين دنيا بهتر از جهل نيست! و عقل آدمي را نيز وقتي كمال حاصل شود كه ده خصلت در او حاصل باشد: اول آنكه هيچ كس از جور او ايمن نباشد، دوم آنكه مستقيماً به سراغ خصلت دهم برود.يعني خود را از همه بهتر بداند و همه كس را از خود پست‌تر و پايين‌تر شمارد. آنگاه همه خصلت‌هاي سوّم تا نهم نيز به همين طريق معتبر و معكوس كه عرض شد، خود به خود در نزد وي جمع گردد!و دل آسوده‌دار كه در اين صورت، آدمي را از سوي هركس و ناكس، تمكين عام و خاص نصيب خواهد شد. والسلام!

نقل از دریچه - جلال رفیع - روزنامه اطلاعات - یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۸

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 0:1 | لینک  | 

هنر تبدیل فرصت به بحران

     صرف‌نظر از اختلاف‌نظر نامزدها بر سر نتايج انتخابات 22خرداد، حتی وقتی از پشت عينک وزارت كشور به عملكرد دولت در اين زمينه نظر می كنيم، رفتاری می‌بينيم كه الحق‌والانصاف حيرت‌انگيز است و نمی‌توان عنوانی به آن داد جز هنر تبديل فرصت به بحران!
     نمايش عظيم اقتدار و همبستگی ملی كه در حضور هشتاد درصدی مردم روز جمعه 22 خرداد تجلي يافت، با رفتار محيرالعقول وزارت كشور در ظرف كمتر از نيمروز به بحراني گسترده تبديل شد.
     وزارت كشور روال اعلام نتايج را كه در سي سال گذشته مرسوم بوده تغيير داد. به جاي آنكه مثل هميشه آمار آرائي را كه بتدريج بدست مي‌آورد در اختيار افكار عمومي قرار دهد، اقدام به جمع و تقسيم و به اصطلاح تجميع آراء كرد. بعداً و با تأخير زماني ريز آراء استانها را اعلام كرد. معلوم نيست چرا.
     وزير كشور پيش‌بيني كرده بود كه اعلام نتايج از بامداد روز شنبه 23 خرداد پس از نماز صبح ميسر شود اما در عمل از نيمه‌شب جمعه آغاز و به سرعت ادامه يافت و تا طلوع آفتاب تقريباً پايان گرفت. بازهم معلوم نيست چرا.
     بلافاصله وزارت كشور مكرراً از طريق رسانة ملي اعلام كرد هيچ مجوزي براي تجمع هواداران كانديداها صادر نشده و با هراقدام خلاف قانون برخورد مي‌شود. اما مجوز برگزاري جشن پيروزي صادر و پوشش رسانه‌اي كشوري هم داده شد. در حاليكه اعتراض نامزدهاي ديگر به نتيجه انتخابات و ناراحتي طبيعي طرفداران آنان از اين موضوع آشكار بود، معلوم نيست چرا بجاي استمالت از شكست‌خوردگان انتخابات مجوز مانور به طرف پيروز داده شد.
     آيا وزارت كشور كه انتخابات را سالم و نتيجه آنرا صحيح مي‌داند از برافروختگي طرفداران نامزدهاي ديگر از شكست خود آگاه نيست؟ اگر آگاه است، چرا امكان واكنش قانوني و مسالمت‌آميز آنان را در قالب اعتراض مدني كه به گفتة رسانة ملي روز گذشته با آرامش و بطور انبوه ابراز شد ايجاد نمي‌كند؟ اگر شرايط امنيتي اجازه نمي‌دهد چرا به طرف برنده اجازه مي‌دهد؟ معلوم نيست اين بام و دو هوا براي چيست.
     معلوم نيست چطور وزارت كشور تغيير روش اعلام نتايج و شتاب در آن و خط و نشان‌‌كشي براي طرفداران نامزدهاي معترض و خاصه خرجي براي نامزد پيروز و اقدام عملي در سركوب معترضان را دلايل و اسباب كافي براي نگراني از سلامت انتخابات و شك در صحت نتايج اعلام شده نمي‌داند. دستگاه مسئول امنيت كشور اگر نتواند بحران‌زايي رفتار نيش غولي خود را درك كند چگونه انتظار دارد كسي به كفايتش در انجام وظايف ذاتي خود باور داشته باشد؟

یادداشت روزنامه اطلاعات - دکتر حسین واله - ۲۷ خرداد ۱۳۸۸

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 19:45 | لینک  | 

جایگاه مجهول مردم در حکومت

     دكتر علي شريعتي در وصيت نامه‌اش ‌ تاكيد كرده است: نخستین رسالت ما کشف بزرگ‌ترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم.
     به مناسبت سي و دومين سالگرد درگذشت دكتر علي شريعتي بخش هايي از وصيت نامه وي بدين شرح منشر مي‌شود:
     خدا را سپاس می‌گزارم که عمر را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین"شغل" را در زندگی مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم می‌دانستم و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب، معلمی است و نویسندگی و من از هیجده سالگی کارم، این هر دو. و عزیزترین و گران‌ترین ثروتی که می‌توان به دست آورد، محبوب بودن و محبتی زاده ایمان، و من تنها اندوخته‌ام این، و نسبت به کارم و شایستگیم، ثروتمند، و جز این، هیچ ندارم. و امیدوارم این میراث را فرزندانم نگاه دارند و این پول را به ربح دهند و ربای آن را بخورند که حلال‌ترین لقمه است.
     و حماسه‌ام این که کارم گفتن و نوشتن بود و یک کلمه را در پای خوکان نریختم. یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم و قلمم همیشه میان من و مردم در کار بود و جز دلم یا دماغم کسی را و چیزی را نمی‌شناخت و فخرم این که در برابر هر مقتدرتر از خودم متکبرترین بودم و در برابر هر ضعیف‌تر از خودم متواضع ترین.
     و آخرین وصیتم، به نسل جوانی که وابسته آنم. و از آن میان به خصوص روشنفکران، و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچ‌وقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمی‌توانسته‌اند به سادگی مقامات حساس و موفقیت‌های سنگین به دست آورند اما آنچه را در این معامله از دست می‌دهند بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که به دست می‌آورند.
     و دیگر این سخن یک لا ادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بوده‌است که "شرافت مرد همچون بکارت یک زن است. اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی‌تواند".
     و دیگر این که نخستین رسالت ما کشف بزرگ‌ترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گنگیم. ما از آغاز پیدایشمان زبان آنها را از یاد برده‌ایم و این بیگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث کننده همه تلاش‌های ماست.
     و آخرین سخنم به آن‌ها که به نام روشنفکری، گرایش مذهبی مرا ناشناخته و قالبی می‌کوبیدند، این که: 

دیــن چو مـنی گزاف و آسـان نبود       روشـن تر از ایـمان من ایـمان نبود
در دهر چو من یکی و آن هم کافر!     پس در همه دهر یک مسلمان نبود

     ایمان در دل من، عبارت از آن سیر صعودی‌ای است که پس از رسیدن به بام عدالت اقتصادی به معنای علمی کلمه و آزادی انسانی به معنای غیر بورژوازی اصطلاح در زندگی آدمی آغاز می‌شود.

منبع : خبرگزاری ایلنا

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 14:59 | لینک  | 

جنگ اطلاعات و کیهان

     جدای از خط مشی سیاسی و فرهنگی، آنچه مطبوعات و رسانه‌های مختلف را از هم متمایز می‌کند و در چشم شهروندان ارزش و اعتبار می‌بخشد، میزان اخبار اختصاصی و دست اول آن‌هاست. هر نشریه‌ای که خبرهای تولیدی و اختصاصی بیشتری داشته باشد در بین مردم و مخاطبان از اقبال بالاتری برخوردار خواهد شد. اهمیت این مسأله تا آنجاست که مطبوعات و رسانه‌ها از گذشته با هم بر سر دست‌یابی به اخبار اختصاصی به رقابت می‌پرداختند. به عکس ا مروز که خبرنگاران بیشتر از پشت میز به رصد خبری منابع مختلف می‌پردازند، در گذشته خبرنگاران به‌عنوان سربازان کارزارهای مطبوعاتی برای دستیابی به اخبار اختصاصی به اقدامات مخاطره‌آمیز و سفرها و خطررهای بسیاری دست می‌زدند که داستان‌های آن از زبان پیشکسوتان این حرفه‌ شنیدنی است. آنچه در ادامه از نظرتان می‌گذرد روایتی خواندنی از یکی از این کارزارها و رقابت‌های مطبوعاتی برای دست‌یابی به اخبار اختصاصی و دست اول است. با هم می‌خوانیم.
     در آغاز دهه 1340 شمسی با رفتن شریف‌امامی و آمدن علی امینی به‌عنوان نخست‌وزیر جدید، حکومت ایران به قولی با اشاره جان.اف.کندی رییس جمهور ایالات متحده امریکا به یک رفرم نسبی تن داد. این رویکرد هر چه بود و با هر نام و فرجامی پس از دوران طولانی انجماد سیاسی و اختناق کم‌نظیر از کودتای 28 مرداد 1332 تا 1340 به خیزش صنوف گوناگون برای پیگیری مطالبات انباشته شده نیز انجامید. از جمله اعتصاب معلمان و جان باختن یکی از دبیران دبیرستان‌های پایتخت به نام دکتر خانعلی، تنور مطالبات انباشته مردم را داغ‌تر کرد. این فضای جدید سیاسی در زمستان سال 1340 به رویارویی و برخی تسویه حساب‌ها میان دو روزنامه رقیب اطلاعات و کیهان نیز دامن زد. چنان که مدیران دو روزنامه قلم از نیام برکشیدند و به یک جنگ قلمی تمام عیار تن دادند.
      اسباب و علت این جنگ قلمی  را روزنامه کیهان در گرماگرم اعتصابات و تظاهرات بهار سال 1340 فراهم کرد. در آن سال تنی چند از نمایندگان دانشجویان هوادار جبهه ملی  با مراجعه به روزنامه اطلاعات خواستار چاپ اعلامیه‌های خود شدند. ظاهراً در مؤسسه اطلاعات آن‌ها را نپذیرفتند، اما مؤسسه کیهان نمایندگان دانشجویان را پذیرا شد و به زودی اعلامیه‌ای با این مضمون «از خواندن روزنامه اطلاعات ارگان ... در ایران خودداری کنید.» به همراه نسخه‌های روزنامه کیهان در سراسر ایران توزیع شد. این فراخوان سیاسی که امضای دانشجویان هوادار جبهه ملی را بر خود داشت، به تحریم کوتاه‌مدت روزنامه اطلاعات انجامید. عباس مسعودی مدیر مؤسسه اطلاعات که از فرصت‌سوزی خبری رانده شدن نمایندگان دانشجویان و فرصت‌طلبی مؤسسه کیهان در خشم بود، پس از چند ماه رایزنی با محافل دانشگاهی سرانجام موفق شد، شماری از دانشجویان مدرسه بازرگانی آن زمان را که نماینده دانشجویان جبهه ملی‌‌ هم در جمع آن‌ها بودند برای بازدید از مؤسسه اطلاعات دعوت کند.

[ ادامه مطلب ]

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 16:40 | لینک  | 

نخستين روزنامه چاپی جهان

     هفته اول ژوئن سال 1605 نخستين روزنامه چاپي جهان كه داراي اخبار عمومي و متنوع بود در شهر استراسبورگ فرانسه (در آن زمان متعلق به آلمان) آغاز بكار كرد و نامش ارتباط (ريليشنRelation) بود.
     سالهاست كه ورلد اسوشييشن آو نيوزپيپرزWorld Association0f Newspapers (اختصارا «وانWAN») در هفته تولد «ريليشن» كنوانسيون خود را در شهر استراسبورگ تشكيل مي دهد. جهان در پايان سال ميلادي 2004 داراي شش هزار و 580 روزنامه يوميه با تيراژ كل 395 ميليون (تيراژ متوسط هر روزنامه 70 هزار نسخه فروش) بود.

منبع : www.iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 16:23 | لینک  | 
«ياس نو» مجددا منتشر می شود

     وكيل مدافع روزنامه ياس نو گفت: شعبه 76 دادگاه كيفری استان تهران اعلام كرد در دادنامه صادره از اين دادگاه، روزنامه ياس نو توقيف يا لغو امتياز نشده تا انتشار مجدد آن متوقف بماند.
     صالح نيك‌بخت  با بيان اين مطلب اظهار كرد: به دنبال اعتراض من و مهندس نعيمی‌پور به دستور توقيف روزنامه ياس نو، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از دادگاه در مورد نحوه انتشار آن استعلام كرد كه حسب اطلاع، رياست دادگاه در چارچوب قوانين كشور اعلام كرد در حكم صادره از اين دادگاه روزنامه ياس نو نه توقيف شده و نه لغو امتياز شده است.
     وی ادامه داد: طبق ماده 44 قانون اصلاح قانون مطبوعات مصوب سال 79 هر گاه حكم دادگاه مبنی بر برائت يا محكوميتی باشد كه مستلزم سلب حقوق اجتماعي نباشد، از نشريه در صورتي كه قبلا توقيف شده باشد، بی‌درنگ رفع توقيف خواهد شد و انتشار مجدد آن بلامانع است.
     وكيل مدافع روزنامه ياس نو در مورد تجديدنظرخواهی دادستانی تهران از حكم صادره و آثار آن گفت: لايحه تجديدنظرخواهی متضمن درخواست توقيف روزنامه نبوده و علاوه بر اين با توجه به اينكه حكم صادره طبق ماده 75 قانون آيين دادرسی مدنی در تاريخ سوم اسفندماه سال گذشته به مدير دفتر كل دادسرای عمومی و انقلاب تهران ابلاغ شده بود، تجديدنظرخواهی خارج از فرجه قانونی بوده است.
     نيك‌بخت به ایسنا يادآور شد: حتی بر فرض تجديدنظرخواهی در فرجه قانونی، با توجه به حكم صادره و اتهامات وارده به مديرمسئول روزنامه، موضوع از مواردی نبوده كه روزنامه توقيف شود. خوشبختانه هيات نظارت بر مطبوعات هم با درايت به اين موضوع توجه كرد و با متذكر شدن شيوه برخورد قانونی با موضوع، از دستور منع انتشار قبلی روزنامه ياس نو رفع اثر شد.

نوشته شده توسط محمدرضا فرجاد در ساعت 0:50 | لینک  |